1
00:00:00,100 --> 00:00:08,100
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

2
00:00:08,130 --> 00:00:17,000
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

3
00:01:41,060 --> 00:01:45,060
‫« خـانـدان اژدهـا »

4
00:01:56,090 --> 00:02:04,090
‫‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

5
00:02:41,870 --> 00:02:43,540
‫هلینا

6
00:02:45,500 --> 00:02:47,100
‫هلینا

7
00:02:48,630 --> 00:02:50,230
‫هلینا

8
00:02:57,890 --> 00:02:59,560
‫ببخشید مزاحم خوابت شدم

9
00:03:00,140 --> 00:03:02,600
‫خبری از مادرم نشده؟

10
00:03:02,600 --> 00:03:04,060
‫نه

11
00:03:04,060 --> 00:03:06,060
‫و انتظار هم ندارم خبری بشه، تا اینکه...

12
00:03:18,490 --> 00:03:21,620
‫ایموند ازت خواست
‫همراهش بری نبرد؟

13
00:03:26,670 --> 00:03:28,270
‫لرد کورلیس فکر می‌کرد این‌کارو بکنه

14
00:03:31,710 --> 00:03:33,960
‫وقتی کوچیک بودم، دلم می‌خواست پرواز کنم

15
00:03:35,590 --> 00:03:37,190
‫ولی حالا، وقتی...

16
00:03:38,470 --> 00:03:40,070
‫وقتی نزدیک دریم‌فایر هستم...

17
00:03:44,350 --> 00:03:45,950
‫خیلی...

18
00:03:47,140 --> 00:03:48,930
‫و دیگه تحملم تموم میشه

19
00:03:53,530 --> 00:03:57,120
‫به‌نظرم پدرمون هم همین حس رو داشت

20
00:03:57,110 --> 00:04:00,610
‫قدرت اژدهایان رو کنار گذاشت
‫و زندگی آروم‌تری رو انتخاب کرد

21
00:04:00,620 --> 00:04:02,460
‫نمی‌خواست عوض بشه

22
00:04:03,700 --> 00:04:07,870
‫فکر می‌کنی اژدهایان
‫به‌نحوی ما رو تغییر میدن؟

23
00:04:10,250 --> 00:04:11,850
‫حالا اژدهایان زیادی داری

24
00:04:12,880 --> 00:04:15,300
‫مگه خودت تغییر نکردی؟

25
00:04:16,260 --> 00:04:17,860
‫نـه

26
00:04:18,800 --> 00:04:21,600
‫خب... نمی‌خوام تغییر کنم

27
00:04:23,260 --> 00:04:26,930
‫فقط می‌خوام به اختلافات‌مون پایان بدم

28
00:04:26,930 --> 00:04:29,180
‫و اوضاع رو به روال درستش برگردونم

29
00:04:32,110 --> 00:04:33,710
‫هلینا

30
00:04:34,900 --> 00:04:38,400
‫خواهر، به‌نظرم تو...

31
00:04:39,610 --> 00:04:42,150
‫ممکنه رویابین باشی

32
00:04:43,370 --> 00:04:44,970
‫به‌نظرم...

33
00:04:45,870 --> 00:04:47,470
‫چیزهایی می‌بینی

34
00:04:50,120 --> 00:04:52,750
‫گاهی اوقات لحظاتی از آینده رو می‌بینم

35
00:04:53,960 --> 00:04:55,840
‫بعضی‌هاشون واضح‌ترن

36
00:04:57,670 --> 00:04:59,270
‫آخرین بار چی دیدی؟

37
00:05:02,140 --> 00:05:03,740
‫یه اسب ماده‌ی خاکستری

38
00:05:06,430 --> 00:05:08,030
‫اوهوم

39
00:05:09,890 --> 00:05:12,020
‫دیمون چی؟ اونو دیدی؟

40
00:05:17,150 --> 00:05:18,750
‫پس گرگ‌های زمستان چی؟

41
00:05:19,650 --> 00:05:21,360
‫یا تامبلتون؟

42
00:05:22,910 --> 00:05:25,500
‫اورمند هایتاور به‌زانو درمیاد یا نه؟

43
00:05:25,490 --> 00:05:27,080
‫نمی‌دونم

44
00:05:27,080 --> 00:05:29,670
‫نمی‌دونی؟ یا نمی‌خوای بگی؟

45
00:05:36,340 --> 00:05:38,760
‫شاید به حرفم به عنوان خواهرت گوش ندی

46
00:05:38,760 --> 00:05:40,470
‫ولی به عنوان ملکه‌ت
‫می‌تونم مجبورت کنم

47
00:05:40,470 --> 00:05:42,850
‫بگو ببینم چی می‌دونی!

48
00:05:44,050 --> 00:05:48,010
‫بگو اشتباه نشده
‫بگو همونطوری که قطعاً

49
00:05:48,010 --> 00:05:50,140
‫خدایان اراده کردن پیروز میشم. بگو

50
00:06:33,560 --> 00:06:35,160
‫مادر

51
00:06:36,060 --> 00:06:39,020
‫بهت گفتم اگر تونستم میام

52
00:06:41,280 --> 00:06:44,200
‫مگه اسیر نشده بودی؟

53
00:06:46,450 --> 00:06:48,050
‫خواهرت اسیر شد

54
00:06:49,620 --> 00:06:51,620
‫ولی من تونستم مخفی بمونم و فرار کنم

55
00:06:53,910 --> 00:06:56,700
‫کار خیلی عاقلانه‌ای کردی
‫که اینجا مخفی شدی

56
00:06:58,170 --> 00:06:59,800
‫فکر می‌کردم همه منو رها کردن

57
00:07:11,470 --> 00:07:13,100
‫چطور می‌تونم بهترین...

58
00:07:13,890 --> 00:07:15,490
‫و وفادارترین...

59
00:07:16,600 --> 00:07:18,200
‫پسرم رو رها کنم؟

60
00:07:20,570 --> 00:07:22,490
‫شهر سقوط کرده، ایموند

61
00:07:24,530 --> 00:07:26,570
‫فقط تو برام موندی

62
00:07:39,540 --> 00:07:43,420
‫راه دراز و سختی رو تا اینجا اومدم
‫خیلی نیاز به استراحت دارم

63
00:07:45,800 --> 00:07:47,550
‫اگان چی شد؟

64
00:07:49,430 --> 00:07:52,350
‫اگان به احتمال زیاد مُرده

65
00:07:55,520 --> 00:07:57,120
‫هرکاری از دستم برمیومد براش کردم

66
00:08:04,070 --> 00:08:05,670
‫و همچنین برای تو

67
00:08:12,490 --> 00:08:14,370
‫ولی در حقت کوتاهی کردم، ایموند

68
00:08:14,370 --> 00:08:15,970
‫نـه

69
00:08:17,210 --> 00:08:19,300
‫- خیلی کوچیک بودم
‫- نه اصلاً

70
00:08:19,290 --> 00:08:20,890
‫بچه بودم

71
00:09:08,210 --> 00:09:11,800
‫و حالا، یه پسر برات میارم

72
00:09:14,260 --> 00:09:15,860
‫ایموند

73
00:09:22,020 --> 00:09:23,620
‫ایموند

74
00:09:24,610 --> 00:09:26,610
‫- چی دیدی؟
‫- لطفاً ولم کن

75
00:09:49,800 --> 00:09:51,400
‫ایموند

76
00:10:23,330 --> 00:10:24,930
‫دروازه رو باز کنین!

77
00:10:45,270 --> 00:10:47,150
‫از رودخونه‌ی بلک‌واتر رد شدن

78
00:10:47,150 --> 00:10:49,320
‫- چند نفرن؟
‫- بیست هزار نفر

79
00:10:49,320 --> 00:10:50,950
‫یک روز تا اینجا فاصله دارن
‫نهایت دو روز

80
00:10:52,900 --> 00:10:57,570
‫پس رفیق دورنی احمق
‫ولی جاه‌طلبت بی‌دلیل توی گل‌و‌لای جون داد

81
00:10:58,620 --> 00:10:59,790
‫اهمیتی نداره

82
00:10:59,780 --> 00:11:03,120
‫حالا دیگه مهره‌ای دارم
‫که اون زنیکه رو به زانو درمیاره

83
00:11:05,920 --> 00:11:07,520
‫چه مهره‌ای؟

84
00:11:44,700 --> 00:11:46,300
‫- شاهزاده‌ی من...
‫- برو کنار!

85
00:11:49,460 --> 00:11:51,630
‫کجاست؟ رینا کجاست؟

86
00:11:52,590 --> 00:11:54,880
‫می‌بینم که آداب معاشرت رو کنار گذاشتی

87
00:11:54,880 --> 00:11:56,480
‫اینجاست؟

88
00:11:57,510 --> 00:12:01,600
‫درست بعد از اینکه برات خبر فرستادم
‫پرواز کرد و رفت

89
00:12:01,600 --> 00:12:03,230
‫نمی‌تونستم اینجا نگهش دارم

90
00:12:03,220 --> 00:12:05,850
‫اگر لازم بود غل‌و‌زنجیرش می‌کردی
‫اصلاً می‌انداختیش توی سلول

91
00:12:07,140 --> 00:12:08,980
‫فکر می‌کنی به این راحتی میشه

92
00:12:08,980 --> 00:12:11,230
‫یه اژدهاسوار رو مجبور کرد
‫کاری که نمی‌خواد رو انجام بده؟

93
00:12:12,070 --> 00:12:13,360
‫وجودش برای من هم خطرناکه

94
00:12:13,360 --> 00:12:15,360
‫با چشم‌های گریون ازم خواهش کرد

95
00:12:15,360 --> 00:12:17,240
‫قسم خورد همین‌جا مخفی می‌مونه

96
00:12:18,990 --> 00:12:20,910
‫خبر یه اژدهاسوار توی ویل پیچیده

97
00:12:21,990 --> 00:12:24,620
‫روستایی‌ها میگن
‫یه دختر وحشی داره توی کوهستان

98
00:12:24,620 --> 00:12:26,160
‫بین گزنه‌ها و گوسفندها زندگی می‌کنه

99
00:12:26,160 --> 00:12:28,290
‫دیگه نمی‌خوام در این مورد حرف بزنم

100
00:12:28,290 --> 00:12:30,080
‫حالا دیگه به‌نفعمه به ملکه خبر بدم

101
00:12:30,080 --> 00:12:31,680
‫- که فرار کرده
‫- نه

102
00:12:32,630 --> 00:12:35,050
‫شاید بتونی کاری کنی خشم رینیرا
‫کمی فروکش کنه، ولی بالاخره گریبانگیرت میشه

103
00:12:35,050 --> 00:12:36,650
‫یک روز بهم مهلت بده

104
00:12:43,720 --> 00:12:45,320
‫لطفاً

105
00:12:48,600 --> 00:12:51,810
‫داره می‌گرده اینور اونور
‫و خبر از ویگار می‌گیره

106
00:12:53,480 --> 00:12:55,520
‫خبر رسیده نزدیک فرمارکت دیده شده

107
00:12:55,530 --> 00:12:57,280
‫پس گمون کنم...

108
00:13:04,410 --> 00:13:06,370
‫ایموند فوقش دو روز ازمون جلوتره

109
00:13:07,370 --> 00:13:10,210
‫خیلی وقته از این جستجوی بی‌پایان خسته شدم

110
00:13:11,790 --> 00:13:14,920
‫حس می‌کنم رینیرا داره مجازاتم می‌کنه

111
00:13:14,920 --> 00:13:16,880
‫یا حداقل می‌خواسته
‫جلوی چشم‌هاش نباشم

112
00:13:18,720 --> 00:13:21,060
‫به ما فقط به چشم ابزار نگاه می‌کنه

113
00:13:22,840 --> 00:13:26,680
‫بانوی من، میشه یه لطفی بهم بکنین؟

114
00:13:26,680 --> 00:13:29,890
‫پدرم می‌خواد من و الین
‫مشروعیت پیدا کنیم

115
00:13:29,890 --> 00:13:31,560
‫و نام خاندان ولاریون رو بگیریم

116
00:13:32,310 --> 00:13:34,520
‫ولی ملکه راضی نمیشه

117
00:13:35,400 --> 00:13:37,240
‫خودت می‌دونی بعد از اتفاقات آب‌گذر
‫چه حسی بهم داره

118
00:13:38,150 --> 00:13:40,360
‫فکر نکنم چندان بتونم
‫با حرف‌هام راضیش کنم

119
00:13:42,240 --> 00:13:43,990
‫ولی شاید پدرتون بتونه

120
00:13:45,160 --> 00:13:47,950
‫چرا الان به فکر اسم و مقام افتادی؟

121
00:13:49,120 --> 00:13:50,330
‫گلایه‌ت رو درک می‌کنم

122
00:13:50,330 --> 00:13:52,540
‫ولی قطعاً اژدها داشتن بهتر از

123
00:13:52,540 --> 00:13:54,790
‫مقام و عنوان اشرافیه

124
00:13:54,790 --> 00:13:57,040
‫برای وقتیه که هرکدوممون بخوایم ازدواج کنیم

125
00:13:57,050 --> 00:13:58,650
‫البته...

126
00:13:59,260 --> 00:14:03,220
‫اگر بتونیم دل یه بانوی
‫اشراف‌زاده رو به‌دست بیاریم

127
00:14:05,850 --> 00:14:08,850
‫پس برادرت باهات صحبت کرده؟

128
00:14:17,520 --> 00:14:19,150
‫"ویگار"ـه؟

129
00:14:22,780 --> 00:14:24,370
‫نـه

130
00:14:24,360 --> 00:14:26,900
‫فکر نمی‌کردم بتونیم
‫از قلعه‌ی سرخ فرار کنیم

131
00:14:26,910 --> 00:14:29,540
ولی سـر ادرین مصمم باقی موند

132
00:14:31,000 --> 00:14:33,340
‫ما رو به یه دروازه‌ی مخفی رسوند

133
00:14:33,330 --> 00:14:35,960
‫و اونقدر سکه همراهم داشتم
‫که بتونم اسب بگیرم

134
00:14:35,960 --> 00:14:37,800
‫سعی کردیم از جاده‌ها نیایم

135
00:14:37,790 --> 00:14:41,880
‫ولی بعضی جاها
‫رد شدن از جنگل غیرممکن شده

136
00:14:41,880 --> 00:14:43,480
‫جنگل‌ها پر از مردان وحشی شده

137
00:14:44,380 --> 00:14:46,760
‫اگر بخاطر اون نبود
‫الان اینجا نبودم

138
00:14:46,760 --> 00:14:49,640
‫رینیرا قلعه رو تسخیر کرد
‫ولی سـر ادرین وفادار موند

139
00:14:49,640 --> 00:14:51,730
‫با کمک کردن به من
‫خطر بزرگی رو به‌جون خرید

140
00:14:51,720 --> 00:14:53,320
‫خیلی...

141
00:14:56,900 --> 00:14:58,500
‫از حرف‌هام ناراحت شدی؟

142
00:15:03,110 --> 00:15:04,710
‫نـه

143
00:15:10,870 --> 00:15:12,500
‫جز تو کسی رو ندارم

144
00:15:28,340 --> 00:15:30,260
‫ایشونه...

145
00:15:30,260 --> 00:15:32,430
‫محافظ و راهنمام، سـر ادرین

146
00:15:32,430 --> 00:15:34,030
‫اعلی‌حضرت

147
00:15:49,410 --> 00:15:52,370
‫خب، ظاهراً بهت مدیونم

148
00:15:55,160 --> 00:15:57,620
‫فقط به حرف وجدانم گوش کردم

149
00:15:59,790 --> 00:16:02,080
‫رفتارشون با ملکه‌ی مادر شرم‌آور بود

150
00:16:13,430 --> 00:16:15,030
‫ایموند!

151
00:16:24,440 --> 00:16:26,110
‫ببخشید، مادر

152
00:16:28,150 --> 00:16:31,490
‫رازهایی اینجا وجود داره
‫و نمی‌تونم به هیچ غریبه‌ای اعتماد کنم

153
00:16:32,530 --> 00:16:34,410
‫عه، اومدین

154
00:16:36,250 --> 00:16:37,960
‫به‌موقع برای شام رسیدین

155
00:16:44,380 --> 00:16:48,680
‫استادها بهم گفتن چربی دام‌ها
‫برای استخون خوبه

156
00:16:48,670 --> 00:16:51,590
‫ولی نمی‌دونم چطور ممکنه

157
00:16:51,590 --> 00:16:53,430
‫همچین چیز لزجی مضر نباشه

158
00:16:55,600 --> 00:16:57,200
‫شراب رو امتحان کن، لرد کورلیس

159
00:16:58,180 --> 00:17:01,230
‫نمی‌ذاره بوی گند اینجا رو حس کنی

160
00:17:06,730 --> 00:17:09,190
‫چی می‌خوای، هایتاور؟

161
00:17:09,200 --> 00:17:11,790
‫این مثلاً ضیافت قبل از مرگه؟

162
00:17:12,740 --> 00:17:15,280
‫پای کبوتر بهم میدی
‫که بعدش منو بفرستی زیر تیغ جلاد؟

163
00:17:15,280 --> 00:17:16,880
‫کاملاً برعکس

164
00:17:17,700 --> 00:17:20,500
‫امیدوارم تا مدت‌ها
‫از حضور خوش‌تون بهره‌مند بشیم

165
00:17:21,170 --> 00:17:24,220
‫می‌تونی در راه هدف‌مون
‫کمک زیادی بهمون بکنی

166
00:17:25,420 --> 00:17:28,630
‫به عنوان چی؟ گروگان؟

167
00:17:29,880 --> 00:17:32,010
‫ملکه‌ی وحشی اونقدر خوش‌قلبه

168
00:17:32,010 --> 00:17:35,640
‫که حاضر بشه بخاطر دست سرکشش
‫تاج و تختش رو کنار بذاره؟

169
00:17:35,640 --> 00:17:37,240
‫فکر نکنم

170
00:17:38,560 --> 00:17:40,690
‫ولی ولاریون‌ها...

171
00:17:40,690 --> 00:17:43,570
‫حالا که ارباب‌شون اسیر شده
‫افراد دریفت‌مارک

172
00:17:43,560 --> 00:17:46,650
‫متوجه میشن بهتره نرن بارانداز پادشاه

173
00:17:46,650 --> 00:17:50,280
‫و بدون اون‌ها، شهر دوباره
‫ غرق هرج‌و‌مرج خودش میشه

174
00:17:54,120 --> 00:17:56,160
‫این چه کمکی به ما می‌کنه؟

175
00:17:56,160 --> 00:17:58,290
‫وقتی گرگ‌های زمستان
‫دارن به دروازه‌هامون می‌رسن؟

176
00:18:05,670 --> 00:18:07,130
‫می‌دونستی...

177
00:18:07,130 --> 00:18:10,300
‫روز به‌روز بیشتر میل پیدا می‌کنم

178
00:18:10,300 --> 00:18:11,900
‫که رژیمم رو...

179
00:18:13,300 --> 00:18:14,900
‫به سبزیجات محدود کنم

180
00:18:16,100 --> 00:18:17,980
‫درست مثل مردم ناثی

181
00:18:18,760 --> 00:18:21,100
‫اگر توضیحاتت تموم شده...

182
00:18:21,100 --> 00:18:22,850
‫اصلاً چی تو اونا می‌بینی؟

183
00:18:23,850 --> 00:18:25,450
‫این خاندان...

184
00:18:26,900 --> 00:18:28,030
‫تارگرین‌ها

185
00:18:28,020 --> 00:18:32,110
‫مرد دنیادیده‌ای هستی
‫عجایب دنیا رو دیدی

186
00:18:33,280 --> 00:18:37,830
‫چرا باید خودت رو به اتحاد خسته‌کننده‌ای با
‫افراد حیوون‌صفت و بی‌اعتنا محدود کنی؟

187
00:18:41,450 --> 00:18:44,040
‫البته خانمت، از خاندان اون‌ها بود

188
00:18:44,040 --> 00:18:46,290
‫که نتیجه‌ش کاملاً قابل پیش‌بینی بود

189
00:18:49,130 --> 00:18:51,760
‫فکر می‌کردم بعد از اینکه دیدی

190
00:18:51,760 --> 00:18:53,800
‫به خودشون هم رحم نمی‌کنن...

191
00:18:56,930 --> 00:18:58,640
‫می‌خوام برگردم به سلولم

192
00:18:59,850 --> 00:19:01,450
‫هرجور مایلی

193
00:19:05,560 --> 00:19:06,900
‫راستی، لرد کورلیس؟

194
00:19:06,900 --> 00:19:08,500
‫قبل از اینکه بری...

195
00:19:09,860 --> 00:19:11,780
‫به‌شکل غیرمعمولی شاد و شنگول بود

196
00:19:12,900 --> 00:19:15,240
‫جوری که انگار پیروزی بزرگی در پیش داره

197
00:19:15,240 --> 00:19:17,620
‫ظاهراً فکر می‌کنه
‫با گروگان گرفتن لرد کورلیس...

198
00:19:17,620 --> 00:19:19,370
‫این مهره‌ایه که می‌گفت؟

199
00:19:21,120 --> 00:19:23,210
‫حالا که یه ارتش رسیده به دروازه‌هامون

200
00:19:23,200 --> 00:19:25,630
‫نظم یا هرج‌و‌مرج بارانداز پادشاه
‫چه فرقی به حالمون می‌کنه؟

201
00:19:26,080 --> 00:19:27,680
‫ناسلامتی قراره من پادشاه باشم

202
00:19:29,590 --> 00:19:31,550
‫چجور حاکمی هستم؟

203
00:19:31,550 --> 00:19:35,970
‫باید دست روی دست بذارم
‫تا یه روانی ما رو به کشتن بده؟

204
00:19:37,890 --> 00:19:39,810
‫اونم با تمام افرادمون؟

205
00:19:41,510 --> 00:19:43,140
‫ظاهراً راه فراری ازش نیست

206
00:19:44,270 --> 00:19:47,570
‫از این رویای رسیدن به شهرت و افتخار جاودانه
‫که بعضی‌ها دارن...

207
00:19:49,060 --> 00:19:51,900
‫اینکه هرجور شده از سرنوشتی
‫که در انتظار همه‌ی انسان‌هاست فرار کنن

208
00:19:54,860 --> 00:19:58,660
‫بابت دوستت متاسفم

209
00:20:01,950 --> 00:20:04,080
‫تسلیم مرگ شد

210
00:20:10,130 --> 00:20:11,920
‫می‌تونم به ارتش دستور بدم تسلیم بشن

211
00:20:12,500 --> 00:20:14,090
‫بعدش چی؟

212
00:20:14,090 --> 00:20:15,970
‫تا همه‌مون سر از جایگاه اعدام دربیاریم؟

213
00:20:18,680 --> 00:20:21,600
‫می‌تونی با تساریون پرواز کنی و بری

214
00:20:22,810 --> 00:20:24,230
‫اگر نتونه تو رو بهونه کنه...

215
00:20:24,220 --> 00:20:26,180
‫بازم همینطوری ادامه میده

216
00:20:27,940 --> 00:20:29,980
‫کجا می‌تونم برم؟

217
00:20:29,980 --> 00:20:33,070
‫کی حاضره به پادشاهی پناه بده
‫که افرادش رو رها کرده که بمیرن؟

218
00:20:36,400 --> 00:20:38,740
‫من ترسی از بی‌اهمیت بودن ندارم، گواین

219
00:20:42,740 --> 00:20:44,950
‫اصلاً تاج و تخت مال رینیرا، برام مهم نیست

220
00:20:48,620 --> 00:20:50,660
‫حقیقتاً شرم‌آوره

221
00:20:50,670 --> 00:20:53,920
‫جریان بدی علیه من راه افتاده!
‫توی خیابون‌ها بهم توهین می‌کنن

222
00:20:53,920 --> 00:20:57,220
‫دختر خودم با چشم‌های خودش دید
‫یجور نجاست...

223
00:20:57,210 --> 00:21:00,130
‫مالیده بودن دم در خونه‌م

224
00:21:01,840 --> 00:21:04,010
‫نمی‌دونم انتظار داری من چیکار کنم

225
00:21:04,010 --> 00:21:05,610
‫ملکه‌ی من...

226
00:21:06,350 --> 00:21:07,950
‫جسارت نباشه...

227
00:21:08,600 --> 00:21:11,770
‫جلوی دادخواه‌ها فرمودین من مسئول

228
00:21:11,770 --> 00:21:15,150
‫مشکلات مالی فعلی شهر هستم

229
00:21:15,150 --> 00:21:16,490
‫من که...

230
00:21:16,480 --> 00:21:18,080
‫خب، برای حل مشکلات چیکار کردی؟

231
00:21:18,900 --> 00:21:20,530
‫چه کاری ازم برمیاد؟

232
00:21:21,700 --> 00:21:24,450
‫درخواست کردم مالیات بگیریم
‫ولی کسی گوشش بدهکار نبود

233
00:21:25,370 --> 00:21:29,500
‫همین طلای ناچیزمون هم
‫از این دست میاد و از اون دست میره

234
00:21:29,500 --> 00:21:33,800
‫انگار این جایگاه به من داده شده
‫که تمام کاسه کوزه‌ها سر من بشکنه

235
00:21:38,210 --> 00:21:40,090
‫خبری از لرد کورلیس نشده؟

236
00:21:41,970 --> 00:21:43,570
‫از هارنهال چی؟

237
00:21:46,430 --> 00:21:49,640
‫- دیمون چی؟
‫- تشریف ندارن

238
00:21:49,640 --> 00:21:52,230
‫شاهزاده خودشون...

239
00:21:52,230 --> 00:21:53,940
‫یه کاری داشتن رفتن انجام بدن

240
00:21:53,940 --> 00:21:57,570
‫نگهبان‌ها گفتن قبل از طلوع آفتاب
‫پرواز کردن و رفتن

241
00:21:57,570 --> 00:22:01,280
‫لشکر سرزمین رودخانه
‫یک روز دیگه به تامبلتون می‌رسه، علیاحضرت

242
00:22:01,280 --> 00:22:03,870
‫و نیروهای ولاریون فردا صبح
‫به بارانداز پادشاه می‌رسن

243
00:22:03,860 --> 00:22:07,200
‫باید آبروم رو حفظ کنم

244
00:22:07,200 --> 00:22:12,750
‫اگر سـر ادرین تونسته باشه
‫وظیفه‌ش رو انجام بده

245
00:22:12,750 --> 00:22:15,420
‫مسئله‌ی هارنهال باقی می‌مونه که باید...

246
00:22:15,420 --> 00:22:17,760
‫باشه، مال خودت

247
00:22:18,670 --> 00:22:20,300
‫بله علیاحضرت؟

248
00:22:20,300 --> 00:22:22,430
‫برگرد پل دوبرج

249
00:22:22,420 --> 00:22:25,760
‫و با افرادی که اونجا داری
‫برو هارنهال

250
00:22:27,680 --> 00:22:29,930
‫با کمال میل این‌کارو می‌کنم!

251
00:22:29,930 --> 00:22:31,930
‫اگر ایموند مُرده بود، چه بهتر

252
00:22:31,930 --> 00:22:33,720
‫ولی درهرصورت، دوباره تسخیرش کن

253
00:22:33,730 --> 00:22:35,230
‫تا نتونه برگرده اونجا

254
00:22:35,230 --> 00:22:36,830
‫ملکه‌ی من

255
00:22:38,940 --> 00:22:40,940
‫چیز عجیبی دیدیم

256
00:22:40,940 --> 00:22:42,570
‫- ویگار؟
‫- نه

257
00:22:42,570 --> 00:22:44,660
‫گوسفنددزد. توی سرزمین‌های رودخانه

258
00:22:44,660 --> 00:22:46,580
‫کنار رود آبی نزدیک فرمارکت

259
00:22:47,580 --> 00:22:49,250
‫انتظارشو نداشتم. تابحال سابقه نداشته...

260
00:22:49,240 --> 00:22:50,950
‫علیاحضرت، کسی سوارش بود

261
00:22:52,330 --> 00:22:55,080
‫- یه سوار جدید؟
‫- تشخیص ندادم

262
00:22:55,080 --> 00:22:57,290
‫دنبالش کردیم، ولی توی تپه‌ها گمش کردیم

263
00:23:02,550 --> 00:23:04,590
‫اون سری که دیمون براتون آورد

264
00:23:04,590 --> 00:23:06,760
‫واقعاً اصلاً بهش شک نکردین؟

265
00:23:06,760 --> 00:23:09,760
‫مدت‌ها توی سرزمین‌های رودخانه بود
‫و حالا گوسفنددزد

266
00:23:09,760 --> 00:23:12,760
‫با سواری اونجا دیده شده
‫که بهتون اطمینان داده بود مُرده

267
00:23:12,770 --> 00:23:14,730
‫و همزمان...

268
00:23:14,730 --> 00:23:17,400
‫بدون هیچ توضیحی رفته

269
00:23:17,400 --> 00:23:19,820
‫سابقه داشته دروغ بگه، ولی این دیگه خیلی...

270
00:23:19,820 --> 00:23:22,780
‫جفتمون دیدیم که کارهایی
‫ خیلی بدتر از دروغ گفتن ازش برمیاد

271
00:23:22,780 --> 00:23:27,080
‫از وقتی اومدین اینجا بابت خویشتن‌داری‌تون
‫توی حکمرانی کلافه شده بود

272
00:23:27,070 --> 00:23:29,320
‫عجول و بی‌صبره

273
00:23:29,330 --> 00:23:31,750
‫از کجا معلوم بابت نارضایتی از شما

274
00:23:31,740 --> 00:23:34,910
‫- پنهانی با کسی همدست نشده باشه...
‫- قسم خورده به من خدمت کنه

275
00:23:36,250 --> 00:23:38,630
‫باورم نمیشه حالا که
‫بیشتر از همیشه بهش نیاز دارم

276
00:23:38,630 --> 00:23:40,230
‫- رفته...
‫- عذر می‌خوام

277
00:23:45,220 --> 00:23:46,820
‫علیاحضرت

278
00:23:50,010 --> 00:23:54,310
‫ولی کاری از دیمون برمیاد
‫که واقعاً براتون غیرقابل باور باشه؟

279
00:23:59,230 --> 00:24:00,830
‫سـر آدام رو خبر کن

280
00:24:09,280 --> 00:24:11,490
‫میگن شدت آفتاب "ولانتیس"ـه

281
00:24:11,490 --> 00:24:13,370
‫که باعث میشه انگورهاشون
‫اینقدر شیرین بشه

282
00:24:14,870 --> 00:24:17,160
‫اگه قصد داری با شراب‌های ولانتیسی

283
00:24:17,160 --> 00:24:19,660
‫من رو بابت این حماقت
‫تسلی بدی، سخت در اشتباهی

284
00:24:19,670 --> 00:24:22,340
‫اعلی‌حضرت، التماس می‌کنم
‫تجدیدنظر کنید

285
00:24:22,340 --> 00:24:25,340
‫می‌تونیم مسیر رو تغییر بدیم
‫و با کشتی از مِیدنپول به کسترلی‌راک بریم

286
00:24:25,340 --> 00:24:27,800
‫نه، تصمیمم رفتن به براووسه

287
00:24:27,800 --> 00:24:29,880
‫چقدر دیگه اسب‌سواری داریم؟

288
00:24:29,890 --> 00:24:31,310
‫چند روز تا رسیدن به بندر مونده

289
00:24:32,390 --> 00:24:34,520
‫براووس ثابت می‌کنه که شهری متمدنه،

290
00:24:34,520 --> 00:24:35,850
‫بهتون اطمینان می‌دم

291
00:24:36,480 --> 00:24:37,980
‫شاید حتی احساس کنید
‫مثل خونه‌ی خودتونه

292
00:24:42,860 --> 00:24:44,160
‫وای

293
00:24:44,530 --> 00:24:47,320
‫زنِ مهربان، از چی فرار می‌کنید؟

294
00:24:47,320 --> 00:24:48,990
‫یه ارتش به این سمت میاد

295
00:24:48,990 --> 00:24:51,280
‫- حدود هزار سرباز داره
‫- کدوم ارتش؟

296
00:24:51,280 --> 00:24:53,870
‫دخترم گفت یه ماهی قرمز
‫روی پرچم سفید دیده

297
00:24:53,870 --> 00:24:56,460
‫- موتون‌ها
‫- خودمون داریم می‌ریم اون‌جا، به مِیدنپول

298
00:24:56,450 --> 00:24:59,120
‫باید به راهمون ادامه بدیم.
‫اگه می‌تونید شما هم برگردید

299
00:24:59,120 --> 00:25:00,620
‫موتون‌ها به رینیرا
‫سوگند وفاداری یاد کردن

300
00:25:02,080 --> 00:25:03,710
‫ممکنه چیزی در مورد من شنیده باشن؟

301
00:25:16,930 --> 00:25:18,430
‫دیگه نمی‌تونیم از این مسیر بریم

302
00:25:19,440 --> 00:25:21,980
‫باید به روکزرست برگردیم

303
00:25:21,980 --> 00:25:24,440
‫نمی‌تونیم برگردیم اون‌جا.
‫ممکنه لو رفته باشیم

304
00:25:24,440 --> 00:25:27,320
‫یه ارتش داره میاد سراغ‌مون
‫و هیچ سرپناهی نداریم

305
00:25:28,740 --> 00:25:31,700
‫روکزرست دیوارهای ضخیم
‫و نیروی کافی برای دفاع داره

306
00:25:31,700 --> 00:25:34,790
‫تا زمانی که ارتش موتون‌ها عبور کنه
‫اون‌جا پناهگاهی برای اعلی‌حضرت می‌شه

307
00:25:40,500 --> 00:25:41,800
‫حتماً خیلی گرسنه‌اید

308
00:25:43,080 --> 00:25:45,040
‫از بارانداز پادشاه تا این‌جا
‫مسیر خیلی طولانیه

309
00:25:47,460 --> 00:25:48,760
‫آره

310
00:25:50,510 --> 00:25:51,810
‫و بدون شک پر از خطره

311
00:25:53,340 --> 00:25:55,340
‫اگه نیمی از داستان‌هایی که در مورد
‫جاده‌ی شاهی شنیدم درست باشن

312
00:25:59,020 --> 00:26:01,310
‫شما دو نفر

313
00:26:01,310 --> 00:26:02,810
‫چطور با هم آشنا شدید؟

314
00:26:06,940 --> 00:26:08,360
‫اون جونم رو نجات داد

315
00:26:10,490 --> 00:26:12,160
‫به دستور چه کسی؟

316
00:26:12,150 --> 00:26:13,450
‫اربابانت؟

317
00:26:13,990 --> 00:26:15,830
‫معمولاً از دستورات خودم پیروی می‌کنم

318
00:26:18,490 --> 00:26:21,160
‫ایموند، هنوز نمی‌فهمم این زن کیه

319
00:26:25,540 --> 00:26:27,540
‫یه بانوئه

320
00:26:29,090 --> 00:26:30,880
‫و یه جور استاد هم هست

321
00:26:33,090 --> 00:26:35,930
‫فعلاً اون از قلعه مراقبت می‌کنه

322
00:26:38,350 --> 00:26:43,360
‫تصمیم گرفتم این‌جا پیشش بمونم
‫و این‌جا رو مقر فرمانرواییم کنم

323
00:26:45,980 --> 00:26:47,770
‫مقر فرمانرواییت؟

324
00:26:47,770 --> 00:26:49,770
‫خودت همین رو پیشنهاد نمی‌دادی؟

325
00:26:51,030 --> 00:26:52,820
‫قلعه جدیدی برای حکومت کردن؟

326
00:26:52,820 --> 00:26:56,700
‫رینیرا تاج‌وتخت رو گرفته
‫و ۶ تا اژدها داره

327
00:26:56,700 --> 00:26:59,870
‫الان اون حکومت می‌کنه،
‫مهم نیست خودمون چقدر مخالف باشیم

328
00:27:01,120 --> 00:27:04,830
‫افراد عادی سوار اژدهایان رینیرا می‌شن

329
00:27:06,500 --> 00:27:10,420
‫اون خاندان بزرگ ما رو بی‌آبرو کرده،
‫تخت آهنین رو بی‌اعتبار کرده،

330
00:27:10,420 --> 00:27:12,420
‫و بذر نابودی خودش رو کاشته

331
00:27:14,050 --> 00:27:15,550
‫قطعاً سقوط خواهد کرد

332
00:27:18,140 --> 00:27:20,810
‫و ما تخت خودمون رو برپا خواهیم کرد

333
00:27:22,520 --> 00:27:25,480
‫توی گل‌ولایِ سرزمین‌های رودخانه

334
00:27:27,690 --> 00:27:29,190
‫سپیده‌دمی تازه در راهه

335
00:27:32,070 --> 00:27:34,320
‫سلسله‌ی جدیدی از پادشاهان بی‌نقص

336
00:27:37,660 --> 00:27:39,370
‫فقط باید منتظر زمان مناسب بمونیم

337
00:27:41,740 --> 00:27:43,240
‫و تو، مادر…

338
00:27:45,160 --> 00:27:46,950
‫تو هم پیش‌مون منتظر می‌مونی

339
00:27:48,420 --> 00:27:50,670
‫هنوز ارزش و فایده داری

340
00:27:50,670 --> 00:27:53,420
‫مطمئنم مادرت دوست داره بره

341
00:27:54,880 --> 00:27:57,340
‫شاید برگرده به اولدتاون

342
00:27:57,340 --> 00:27:59,470
‫آب‌وهوای این‌جا بهش نمی‌سازه

343
00:27:59,470 --> 00:28:01,140
‫اون‌جا چیزی براش وجود نداره

344
00:28:01,140 --> 00:28:02,220
‫فقط من رو داره

345
00:28:02,220 --> 00:28:03,600
‫- مسئله‌ی هلینا رو داریم
‫- نه!

346
00:28:04,520 --> 00:28:06,020
‫پیش‌مون می‌مونی

347
00:28:10,900 --> 00:28:12,320
‫هیزم تموم کردیم

348
00:28:20,200 --> 00:28:23,620
‫نمی‌ذارم مثل یه بچه‌ی بی‌عقل
‫نازپرورده یا نصیحت بشم

349
00:28:23,620 --> 00:28:25,830
‫مراقبش باش، ایموند

350
00:28:26,910 --> 00:28:28,790
‫با نیّت خیری این‌جا نیومده

351
00:28:28,790 --> 00:28:30,500
‫اون هم‌خون منه

352
00:28:31,670 --> 00:28:33,130
‫باعث می‌شه بی‌نقص باشه؟

353
00:28:33,130 --> 00:28:36,090
‫همیشه اسرار خودش رو داشته،
‫بیشترشون رو نتونسته خوب نگه داره

354
00:28:37,170 --> 00:28:40,220
‫نقشه‌ای که برای آینده‌مون کشیدم
‫مادرت رو شامل نمی‌شه

355
00:28:40,930 --> 00:28:42,350
‫و اینم از حقیقت

356
00:28:43,310 --> 00:28:44,770
‫من رو برای خودت می‌خوای

357
00:28:46,930 --> 00:28:48,890
‫مِه شومی اون رو احاطه کرده

358
00:28:51,440 --> 00:28:53,900
‫اومده بهت آسیب بزنه

359
00:28:55,530 --> 00:28:58,160
‫به نفعته افکار منفیت رو
‫پیش خودت نگه داری

360
00:29:06,250 --> 00:29:09,250
‫شما تارگرین‌ها همه‌تون
‫یه چیز رو می‌خواید، نه؟

361
00:29:55,570 --> 00:29:58,570
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

362
00:30:01,220 --> 00:30:02,520
‫تامِ زبون‌بسته، چه خبره؟

363
00:30:03,470 --> 00:30:07,180
‫لُرد موتون از مِیدنپول یه ارتش فرستاده

364
00:30:07,180 --> 00:30:08,480
‫با عجله دارن پیشروی می‌کنن

365
00:30:09,850 --> 00:30:13,060
‫جانوسِ ما رو ندیدید؟
‫فکر می‌کردم پیش شما باشه

366
00:30:14,100 --> 00:30:15,730
‫نه. دارن به سمت کجا می‌رن؟

367
00:30:15,730 --> 00:30:17,900
‫بهشون دستور داده شده
‫به این‌جا بیان، به روکزرست

368
00:30:17,900 --> 00:30:20,780
‫اما به نظر می‌رسه دارن
‫روستا به روستا پیش می‌رن،

369
00:30:20,780 --> 00:30:22,870
‫و دنبال دوست‌تون لنیستر می‌گردن

370
00:30:23,990 --> 00:30:26,080
‫یه چیزی در مورد طلاهای ملکه شنیدم،

371
00:30:26,910 --> 00:30:29,710
‫خیلی سریع به این‌جا می‌رسن.
‫بهتره برید

372
00:30:41,840 --> 00:30:44,550
‫سِـر تایلند، به نظرم موافقی
‫که باید خودت رو تحویل بدی

373
00:30:45,470 --> 00:30:46,800
‫زنده‌زنده پوستم رو می‌کنه

374
00:30:47,470 --> 00:30:49,470
‫شکی نیست.
‫اما وقتی موتون‌ها تو رو بگیرن،

375
00:30:49,470 --> 00:30:51,430
‫به سمت بارانداز پادشاه می‌رن،
‫و من و اعلی‌حضرت

376
00:30:51,430 --> 00:30:52,680
‫می‌تونیم فرار کنیم

377
00:30:52,680 --> 00:30:54,060
‫پادشاه رو به من و افرادم بسپار

378
00:30:54,060 --> 00:30:56,060
‫می‌تازیم و از چنگ موتون‌ها فرار می‌کنیم

379
00:30:56,060 --> 00:30:58,060
‫حتماً باید این‌قدر احمق باشی؟

380
00:30:58,070 --> 00:30:59,740
‫رینیرا دنبالته

381
00:30:59,730 --> 00:31:01,860
‫اعلی‌حضرت در کنار تو در امان نیست

382
00:31:01,860 --> 00:31:04,110
‫خودت رو تحویل بده
‫و به ایشون فرصت فرار بده

383
00:31:04,110 --> 00:31:05,360
‫به ایشون یا به تو؟

384
00:31:05,360 --> 00:31:07,360
‫کار شرافتمندانه همینه

385
00:31:07,370 --> 00:31:09,250
‫- اعلی‌حضرت، فعلاً حداقل…
‫- نه

386
00:31:12,000 --> 00:31:13,420
‫نه

387
00:31:13,410 --> 00:31:15,040
‫هر جایی که دوست دارید، برید

388
00:31:16,000 --> 00:31:17,300
‫هر دو تاتون

389
00:31:18,250 --> 00:31:19,880
‫خودتون رو نجات بدید

390
00:31:21,170 --> 00:31:22,750
‫اما من دیگه فرار نمی‌کنم

391
00:31:22,760 --> 00:31:24,840
‫اگه فرار نکنید، اعلی‌حضرت، می‌میرید

392
00:31:24,840 --> 00:31:26,170
‫پس می‌میرم

393
00:31:26,180 --> 00:31:27,810
‫اما نه به عنوان یه فراری

394
00:31:30,180 --> 00:31:32,310
‫ناشناس. پوشیده از غبار

395
00:31:33,020 --> 00:31:37,690
‫در حالی که تیر به پشتم خورده
‫یا مثل یه روباه توی دام گیر افتادم

396
00:31:38,940 --> 00:31:41,020
‫مضحکه. سِـر تایلند، خواهش می‌کنم

397
00:31:41,020 --> 00:31:42,100
‫اعلی‌حضرت رو متقاعد کن

398
00:31:42,110 --> 00:31:43,410
‫من همین‌جا می‌مونم

399
00:31:45,490 --> 00:31:46,790
‫و به عنوان یه پادشاه دفن می‌شم

400
00:31:48,450 --> 00:31:49,870
‫با اژدهام

401
00:31:53,660 --> 00:31:56,200
‫نمی‌خوام بعداً گفته بشه
‫که با بی‌آبرویی

402
00:31:56,210 --> 00:31:58,460
‫توسط برادرم کشته شدم

403
00:32:04,880 --> 00:32:06,970
‫اگه پادشاه مایل هستن بمونن، پس…

404
00:32:09,180 --> 00:32:11,010
‫منم پیش‌شون می‌مونم

405
00:32:11,010 --> 00:32:13,140
‫نمی‌تونم اجازه بدم تنهایی مقابل
‫ارتشی بایستن که برای من این‌جاست

406
00:32:21,480 --> 00:32:23,150
‫پس تصمیم‌تون رو گرفتید؟

407
00:32:30,570 --> 00:32:31,900
‫خب، سرورانم…

408
00:32:33,370 --> 00:32:35,910
‫به نظر می‌رسه
‫من فقط یه راه دارم

409
00:32:37,500 --> 00:32:39,460
‫باشد که هفت خدا همیشه
‫یار و یاورتون باشن

410
00:32:39,460 --> 00:32:41,460
‫می‌خوای اربابت رو ترک کنی؟

411
00:32:41,460 --> 00:32:43,800
‫من یه چلاقم، سِـر تایلند

412
00:32:45,920 --> 00:32:48,090
‫اون‌قدر فروتن هستم که اعتراف کنم
‫حضورم توی درگیری

413
00:32:48,090 --> 00:32:49,630
‫هیچ تفاوتی ایجاد نمی‌کنه

414
00:32:52,680 --> 00:32:55,100
‫البته، اگه پادشاه دستور بدن که بمونم…

415
00:32:57,100 --> 00:32:58,810
‫حرف لُرد لاریس درسته

416
00:33:00,850 --> 00:33:02,730
‫این‌جا هیچ فایده‌ای برامون نداره

417
00:33:03,900 --> 00:33:05,200
‫بسیار خب

418
00:33:06,860 --> 00:33:10,030
‫وظیفه‌ی من اینه که اطمینان حاصل کنم
‫اسم پادشاه اگان در یادها می‌مونه

419
00:33:11,990 --> 00:33:15,370
‫و آخرین لحظات قهرمانانه‌ی زندگی‌شون
‫از طریق داستان‌ها و شعرها…

420
00:33:15,370 --> 00:33:17,000
‫جاودانه می‌شه

421
00:33:21,080 --> 00:33:22,460
‫اعلی‌حضرت

422
00:33:36,470 --> 00:33:37,770
‫اعلی‌حضرت

423
00:33:38,890 --> 00:33:40,190
‫بیا، بیا، بیا

424
00:34:30,860 --> 00:34:32,780
‫- جلو نیا!
‫- قسم خوردی

425
00:34:32,780 --> 00:34:34,910
‫- نباید می‌اومدی
‫- فکر می‌کردی رینیرا چیزی نمی‌شنوه؟

426
00:34:34,910 --> 00:34:37,710
‫جلو نیا! ازم اطاعت نمی‌کنه!

427
00:34:42,410 --> 00:34:43,710
‫نه!

428
00:34:45,240 --> 00:34:47,570
‫آروم باش، کاراکسس

429
00:34:47,570 --> 00:34:48,720
‫اطاعت کن

430
00:34:48,710 --> 00:34:50,010
‫نه!

431
00:34:56,850 --> 00:34:59,100
‫امید داری چیکار کنی؟
‫توی این نیزار و گل‌ولای؟

432
00:34:59,100 --> 00:35:00,810
‫ویگار این‌جا بوده

433
00:35:00,810 --> 00:35:02,270
‫یا همین اطراف بوده،
‫طبق چیزی که شنیدم

434
00:35:02,270 --> 00:35:03,810
‫ما هم همین رو شنیدیم، اما رفته

435
00:35:03,810 --> 00:35:05,310
‫پس همه‌جا رو دنبالش می‌گردم

436
00:35:05,310 --> 00:35:06,640
‫و وقتی پیداش کنی چی می‌شه؟

437
00:35:07,400 --> 00:35:09,650
‫فکر می‌کردم از پسش برمیام،
‫اما نمی‌تونم

438
00:35:09,650 --> 00:35:12,610
‫نمی‌تونم این‌طوری به زندگی ادامه بدم،
‫نمی‌تونم از همه‌ی عزیزانم دور باشم

439
00:35:13,400 --> 00:35:15,780
‫و فکر می‌کنی اگه ویگار رو
‫پیدا کنی، می‌تونی…

440
00:35:17,030 --> 00:35:18,330
‫چی؟

441
00:35:18,740 --> 00:35:19,950
‫اگه بُکُشمش،

442
00:35:19,950 --> 00:35:21,910
‫حداقل بخشی از دِینم
‫به رینیرا رو جبران می‌کنم

443
00:35:21,910 --> 00:35:24,120
‫حداقل می‌تونم ازش طلب بخشش کنم

444
00:35:24,120 --> 00:35:26,250
‫- به احتمال زیاد می‌میری
‫- اون‌وقت همه‌ی دِینم رو جبران کردم

445
00:35:26,250 --> 00:35:28,630
‫اگه نتونم اون‌طوری زندگی کنم
‫حداقل با وجدانی آسوده می‌میرم

446
00:35:38,600 --> 00:35:39,900
‫پس بذار کمکت کنم

447
00:35:41,390 --> 00:35:43,020
‫نمی‌تونی تنهایی با ویگار بجنگی

448
00:35:44,310 --> 00:35:46,060
‫اما دو نفری می‌تونیم بهش غلبه کنیم

449
00:35:47,850 --> 00:35:49,390
‫چرا چنین کاری می‌کنی؟

450
00:35:51,110 --> 00:35:53,780
‫منم وقتی جوون بودم اژدها نداشتم.
‫این رو می‌دونستی؟

451
00:35:55,150 --> 00:35:57,860
‫وقتی ۳ سالم بود
‫مادرم هنگام زایمان فوت کرد

452
00:35:57,860 --> 00:35:59,740
‫برادرم غرق غم و اندوه شد

453
00:35:59,740 --> 00:36:02,120
‫تنها بودم، درست مثل تو

454
00:36:05,910 --> 00:36:07,620
‫باید بهتر عمل می‌کردم، رینا

455
00:36:16,010 --> 00:36:18,970
‫- دروغ می‌گی
‫- من خبرشون نکردم

456
00:36:18,970 --> 00:36:22,310
‫- به دختر خودت خیانت می‌کنی؟
‫- کار من نیست، قسم می‌خورم

457
00:36:22,310 --> 00:36:23,610
‫هنوز نمی‌دونه تو کی هستی

458
00:36:25,560 --> 00:36:26,730
‫اون رو ول کن

459
00:36:26,730 --> 00:36:28,400
‫توی آسمون لت‌وپارت می‌کنن

460
00:36:31,150 --> 00:36:32,780
‫فرار کن! فرار کن!

461
00:36:47,410 --> 00:36:48,710
‫برو!

462
00:36:59,810 --> 00:37:01,930
‫آماده و هوشیار باش!

463
00:37:01,930 --> 00:37:03,810
‫آروم باش، کاراکسس

464
00:37:03,810 --> 00:37:05,100
‫- اژدهات رو آروم کن!
‫- چه توافقی

465
00:37:05,100 --> 00:37:06,560
‫با سوارِ گوسفنددزد کردی؟

466
00:37:07,140 --> 00:37:08,220
‫با دقت جوابم رو بده

467
00:37:08,230 --> 00:37:10,230
‫دیگه بهت فرصت نمی‌دم که فریبم بدی

468
00:37:10,230 --> 00:37:11,730
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم فریبت بدم

469
00:37:11,730 --> 00:37:13,520
‫- پس حقیقت رو بگو!
‫- اژدهات رو آروم کن

470
00:37:21,870 --> 00:37:24,120
‫لطفاً. رینیرا

471
00:37:24,120 --> 00:37:25,540
‫خودش نیست

472
00:37:39,760 --> 00:37:41,060
‫رینا؟

473
00:37:45,970 --> 00:37:47,350
‫تو نبودی!

474
00:37:57,690 --> 00:38:00,360
‫اون سوارِ گوسفنددزد بوده؟

475
00:38:00,360 --> 00:38:02,400
‫این همه مدت خبر داشتی

476
00:38:07,080 --> 00:38:08,460
‫تمومه!

477
00:38:20,970 --> 00:38:22,270
‫برید!

478
00:38:58,970 --> 00:39:00,820
‫جاخالی بده، سیراکس

479
00:39:12,390 --> 00:39:15,600
‫- علیاحضرت!
‫- به دیمون کمک کن! برو!

480
00:39:16,810 --> 00:39:18,110
‫برو!

481
00:39:23,870 --> 00:39:25,900
‫سیراکس، باید بریم

482
00:39:32,660 --> 00:39:33,960
‫همراهم بیا!

483
00:39:41,750 --> 00:39:43,050
‫نه!

484
00:39:51,430 --> 00:39:54,310
‫برو مراقب ملکه باش.
‫من این رو تموم می‌کنم

485
00:40:04,110 --> 00:40:05,600
‫بُکُشش، کاراکسس!

486
00:40:54,290 --> 00:40:57,080
‫در نوع خودش بسیار باشکوهه

487
00:40:57,080 --> 00:41:00,420
‫قبلاً دیدمش وقتی برای دادخواهی
‫نزد ملکه اومدم

488
00:41:04,750 --> 00:41:07,000
‫می‌دونی باعث می‌شه یاد چی بیُفتم؟

489
00:41:08,130 --> 00:41:11,680
‫صد آلت تناسلی مردونه‌ی تیز
‫که هر کدوم برای جلب توجه رقابت می‌کنن

490
00:41:13,300 --> 00:41:17,760
‫ملکه در حال حاضر
‫علاقه‌ای به شنیدن دادخواست‌ها نداره

491
00:41:18,730 --> 00:41:20,270
‫اشتباهه

492
00:41:21,190 --> 00:41:22,770
‫موافقم

493
00:41:22,770 --> 00:41:24,940
‫خیابون‌ها پر از شرارت و خشونت شدن

494
00:41:26,940 --> 00:41:28,940
‫مردم می‌ترسن شب‌ها
‫از خونه بیرون برن

495
00:41:28,950 --> 00:41:30,660
‫خودش ضرر می‌کنه

496
00:41:31,700 --> 00:41:35,870
‫کسایی که اون رو مایه‌ی آرامش می‌دونن
‫فکر می‌کنن بهشون خیانت کرده

497
00:41:38,750 --> 00:41:42,630
‫می‌خواستم از خودت بشنوم
‫که توی این شهر چه وضعی داری

498
00:41:42,630 --> 00:41:45,420
‫و این‌که آیا آدم‌های دیگه‌ای هم هستن
‫که با اومدن نزد من

499
00:41:45,420 --> 00:41:49,300
‫و در میان گذاشتن مشکلات‌شون
‫آرامش خاطر پیدا کنن یا نه

500
00:41:50,630 --> 00:41:53,590
‫خودت رو نماینده‌ی ملکه می‌کنی

501
00:41:53,590 --> 00:41:55,590
‫یه نفر باید این کار رو بکنه.
‫موافق نیستی؟

502
00:41:55,600 --> 00:41:57,770
‫اگه خودش تمایلی نداره،

503
00:41:57,770 --> 00:42:00,940
‫شاید من بتونم زمانی که حالش بهتره

504
00:42:00,940 --> 00:42:04,530
‫برخی از مشکلات رو به گوشش برسونم

505
00:42:07,320 --> 00:42:09,280
‫عوض شدی

506
00:42:12,110 --> 00:42:13,410
‫این…

507
00:42:13,950 --> 00:42:15,250
‫تغییرت داده

508
00:42:16,240 --> 00:42:20,040
‫قلبم مثل همیشه با ستم‌دیدگانه

509
00:42:20,040 --> 00:42:21,340
‫واقعاً؟

510
00:42:21,750 --> 00:42:25,550
‫یا برای ورود به این تالارها
‫نقش یه قهرمان رو بازی می‌کردی؟

511
00:42:27,920 --> 00:42:29,220
‫یه نگاه به خودت بنداز

512
00:42:30,010 --> 00:42:31,470
‫جلوی تخت پادشاهی ایستادی

513
00:42:31,470 --> 00:42:33,800
‫جامه‌ای از ابریشم به تن داری
‫که ارزشش اندازه‌ی یک سال درآمد منه،

514
00:42:33,800 --> 00:42:36,140
‫و وعده می‌دی در گوش یک ملکه نجوا کنی

515
00:42:37,470 --> 00:42:40,510
‫به چیزی دل بستی که ازش متنفر بودی

516
00:42:40,520 --> 00:42:43,270
‫اصلاً این به ذهنت خطور نکرده
‫که با داشتن این جایگاه

517
00:42:43,270 --> 00:42:45,770
‫می‌تونم به کسایی که هیچ
‫راه ارتباطی ندارن کمک کنم؟

518
00:42:45,770 --> 00:42:48,940
‫واقعاً چه قدرتی داری؟

519
00:42:50,440 --> 00:42:52,530
‫به جز چاپلوسی و چرب‌زبانی؟

520
00:42:57,780 --> 00:42:59,200
‫برای همین من رو احضار کردی؟

521
00:43:00,410 --> 00:43:03,330
‫تا این ظواهر و تجملات رو ببینم
‫و تحت تأثیر عظمتت قرار بگیرم؟

522
00:43:06,040 --> 00:43:07,630
‫اشتباه کردم

523
00:43:09,090 --> 00:43:11,380
‫چقدر از نظرت آدم معمولی‌ای هستم

524
00:43:11,380 --> 00:43:12,680
‫دیگه کاری باهات ندارم

525
00:43:15,760 --> 00:43:17,850
‫بذار نصیحتت بکنم، بانوی من

526
00:43:19,260 --> 00:43:21,890
‫تو یکی از این آدم‌ها نیستی

527
00:43:21,890 --> 00:43:23,680
‫بهتره این رو یادت بمونه

528
00:43:25,060 --> 00:43:27,140
‫بین خاندان‌های اشرافی

529
00:43:27,150 --> 00:43:31,200
‫یه فاحشه تا ابد یه فاحشه باقی می‌مونه

530
00:43:53,760 --> 00:43:55,060
‫یه اتاق براش پیدا کنید

531
00:43:55,630 --> 00:43:57,050
‫نمی‌خوام ببینمش

532
00:44:03,600 --> 00:44:04,940
‫ایموند؟

533
00:44:08,230 --> 00:44:09,530
‫مادر

534
00:44:21,030 --> 00:44:22,570
‫دوستت الیس…

535
00:44:22,580 --> 00:44:24,330
‫دوستم نیست

536
00:44:25,710 --> 00:44:27,420
‫دوست نداره من این‌جا بمونم

537
00:44:28,040 --> 00:44:30,790
‫اگه مزاحم رابطه‌ی شما می‌شم…

538
00:44:30,790 --> 00:44:32,120
‫نه

539
00:44:32,130 --> 00:44:34,210
‫- شاید نباید می‌اومدم این‌جا
‫- نه

540
00:44:34,210 --> 00:44:37,130
‫می‌رم، اگه رفتنم به صلاحته

541
00:44:38,380 --> 00:44:39,920
‫خوش‌حالم که اومدی

542
00:44:43,930 --> 00:44:45,430
‫یه چیزی برات آوردم

543
00:44:51,270 --> 00:44:52,730
‫شراب ادویه‌دار

544
00:44:54,730 --> 00:44:57,650
‫یادمه یه زمانی بدون خوردنش
‫خوابت نمی‌گرفت

545
00:45:04,240 --> 00:45:05,870
‫الیس بهت اعتماد نداره

546
00:45:14,840 --> 00:45:16,300
‫تو به کی اعتماد داری؟

547
00:45:20,720 --> 00:45:22,020
‫من…

548
00:45:23,390 --> 00:45:25,270
‫می‌خواستم اگان رو بُکُشم

549
00:45:35,360 --> 00:45:36,660
‫می‌دونم

550
00:45:39,360 --> 00:45:40,780
‫عزیزم…

551
00:45:42,530 --> 00:45:43,950
‫پسرک احمق

552
00:45:56,130 --> 00:45:57,430
‫علیاحضرت

553
00:46:05,470 --> 00:46:06,770
‫نه، بمون

554
00:46:22,410 --> 00:46:24,200
‫التماسم کرد چیزی بهت نگم

555
00:46:31,160 --> 00:46:33,750
‫نمی‌تونست باهات رو در رو بشه.
‫فقط می‌خواستم ازش محافظت کنم

556
00:46:33,750 --> 00:46:34,880
‫در برابر چی؟

557
00:46:34,880 --> 00:46:36,420
‫فکر می‌کنی من چطور آدمی‌ام؟

558
00:46:38,000 --> 00:46:39,840
‫تو زنمی

559
00:46:40,420 --> 00:46:43,970
‫اون دخترمه.
‫دختری که خیلی نادیده‌ش گرفتم

560
00:46:47,140 --> 00:46:50,770
‫توی این ماجرا کلاً دنبال
‫جلب رضایت من یا تو نبوده؟

561
00:46:52,980 --> 00:46:57,650
‫صد بار به اون جمجمه‌ای
‫که آوردی نگاه کردم…

562
00:46:59,360 --> 00:47:02,200
‫فکر می‌کردم شروری بوده
‫که پسرم رو کُشته

563
00:47:06,160 --> 00:47:07,910
‫متأسفم

564
00:47:07,910 --> 00:47:10,870
‫اما الان باید درک کنی
‫که قصد فریب دادنت رو نداشتم

565
00:47:13,210 --> 00:47:15,550
‫کاری رو انجام دادم
‫که فکر می‌کردم بهترین گزینه‌ست، رینیرا

566
00:47:20,380 --> 00:47:21,680
‫لطفاً

567
00:47:25,470 --> 00:47:26,770
‫دیروقته

568
00:48:02,920 --> 00:48:04,340
‫متأسفم

569
00:48:06,590 --> 00:48:07,890
‫از جِیس

570
00:48:10,720 --> 00:48:11,640
‫از تو

571
00:48:11,640 --> 00:48:13,730
‫- ملکه می‌شدی
‫- کافیه

572
00:48:33,660 --> 00:48:35,160
‫از اول شروع می‌کنی

573
00:48:43,050 --> 00:48:46,220
‫افراد بیشتری از وفادارهای هایتاور پیدا شدن.
‫اعتراف‌گیرها رو خبر کنید

574
00:48:50,890 --> 00:48:52,190
‫سـِر الین

575
00:48:53,310 --> 00:48:54,610
‫این رو برای شما گذاشتن

576
00:49:28,130 --> 00:49:29,430
‫الیس

577
00:49:33,680 --> 00:49:34,980
‫احمق

578
00:50:45,460 --> 00:50:47,300
‫دراکاریس!

579
00:51:52,940 --> 00:51:55,860
‫این همه مدت می‌خواسته
‫از رینا محافظت کنه

580
00:51:58,780 --> 00:52:01,240
‫بهتون دروغ گفت.
‫من گمراه‌تون نکردم

581
00:52:01,240 --> 00:52:03,990
‫ولی نمی‌شه گفت بهم خیانت کرده

582
00:52:04,000 --> 00:52:06,420
‫نمی‌خواسته به دخترش خیانت کنه

583
00:52:06,420 --> 00:52:07,840
‫این بار بله

584
00:52:07,830 --> 00:52:10,710
‫اما بهتون ثابت نمی‌کنه
‫که حاضره فریب‌تون بده

585
00:52:10,710 --> 00:52:12,550
‫اگه فکر کنه اون کار لازمه؟

586
00:52:13,460 --> 00:52:15,500
‫و تو هیچ‌وقت فریبم ندادی؟

587
00:52:15,510 --> 00:52:17,600
‫من فقط کاری رو انجام دادم
‫که به نفع شما بوده

588
00:52:17,590 --> 00:52:19,760
‫تلاش می‌کردی من رو ازش دور کنی

589
00:52:20,850 --> 00:52:24,810
‫حرف‌های شیرین می‌زدی،
‫نجوا و تشویقم می‌کردی،

590
00:52:24,810 --> 00:52:27,150
‫می‌خواستی من رو شبیه خودت کنی

591
00:52:27,140 --> 00:52:28,850
‫شبیه خودم؟

592
00:52:28,850 --> 00:52:32,060
‫علیاحضرت، تا حالا شده
‫بهتون توصیه بکنم

593
00:52:32,070 --> 00:52:35,320
‫کاری جز چیزی که ویسریس
‫انجام می‌داده، انجام بدید؟

594
00:52:35,320 --> 00:52:37,990
‫همون‌طور که خودتون اغلب می‌گید،
‫خواسته‌ی خودتونه

595
00:52:37,990 --> 00:52:39,290
‫آره، و با پایبندی به دیدگاه اون
‫چه چیزی به دست آوردم؟

596
00:52:42,280 --> 00:52:44,450
‫صلح؟ رفاه؟

597
00:52:44,450 --> 00:52:46,790
‫قدردانی رعیت‌ها

598
00:52:54,880 --> 00:52:56,630
‫پدرم یه رؤیابین نبود

599
00:52:58,130 --> 00:52:59,970
‫اما کل زندگیش یه رؤیا بود

600
00:53:03,560 --> 00:53:05,100
‫ایمان‌تون رو از دست ندید

601
00:53:06,930 --> 00:53:09,930
‫در آستانه‌ی پیروزی بزرگی هستید

602
00:53:11,980 --> 00:53:15,650
‫ابهاماتی که آزارتون می‌‌دن
‫به زودی برطرف می‌شن

603
00:53:16,650 --> 00:53:20,110
‫کسانی که مخالف‌تون هستن
‫شکست خواهند خورد

604
00:53:21,570 --> 00:53:23,910
‫حتی ایموند هم تقریباً شکست خورده

605
00:53:24,910 --> 00:53:28,250
‫تا سال‌ها ملکه خواهید بود

606
00:53:29,250 --> 00:53:31,670
‫و نوادگان‌تون حکومت خواهند کرد

607
00:53:36,840 --> 00:53:38,590
‫فقط یه‌کم طاقت بیارید

608
00:53:44,010 --> 00:53:45,310
‫به نظرت…

609
00:53:46,640 --> 00:53:47,940
‫لایقش هستم؟

610
00:53:50,520 --> 00:53:52,560
‫در حال حاضر، ملکه‌ی من…

611
00:53:56,020 --> 00:53:57,520
‫رینیرا

612
00:54:05,830 --> 00:54:08,170
‫هیچ‌وقت این‌قدر مطمئن نبودم

613
00:55:31,410 --> 00:55:34,080
‫رویارویی نهایی، سِـر تایلند

614
00:55:35,920 --> 00:55:37,300
‫اعلی‌حضرت

615
00:56:05,860 --> 00:56:10,410
‫این سرزمین رو به نام رینیرا
‫ملکه‌ی هفت پادشاهی تصرف می‌کنیم

616
00:56:11,660 --> 00:56:13,910
‫سلاح‌هاتون رو زمین بذارید

617
00:56:13,910 --> 00:56:16,200
‫و آماده بشید تا سوگند وفاداری یاد کنید

618
00:56:21,340 --> 00:56:23,050
‫نه، نه، نه، نه، نه

619
00:56:23,760 --> 00:56:25,060
‫اعلی‌حضرت؟

620
00:56:26,760 --> 00:56:28,140
‫می‌خواید فرار کنید؟

621
00:56:45,820 --> 00:56:48,530
‫ما تسلیم ملکه‌ی دروغین نمی‌شیم

622
00:56:56,830 --> 00:56:58,990
‫خودتی، تایلند لنیستر؟

623
00:56:59,960 --> 00:57:01,880
‫ملکه دنبالت می‌گرده

624
00:57:03,670 --> 00:57:05,960
‫بهمون بگو طلاها کجان،

625
00:57:05,960 --> 00:57:09,010
‫در اون صورت در حالی می‌میری
‫که گوش‌هات به سرت چسبیده‌ان

626
00:57:22,650 --> 00:57:24,320
‫من به نگاه کنید!

627
00:57:26,780 --> 00:57:28,620
‫من اگان تارگرین هستم!

628
00:57:30,360 --> 00:57:32,950
‫وارث برحق ویسریس!

629
00:57:32,950 --> 00:57:36,660
‫ششمین پادشاه آندال‌ها، روینارها

630
00:57:36,660 --> 00:57:38,240
‫و نخستین انسان‌ها!

631
00:57:38,250 --> 00:57:41,170
‫روحانی اعظم در پرتو مذهب هفت

632
00:57:41,170 --> 00:57:43,130
‫من رو متبرک و تاج‌گذاری کرد

633
00:57:43,130 --> 00:57:47,340
‫و حالا به برکت حمایت اونا
‫جلوی شما ایستادم!

634
00:57:49,220 --> 00:57:51,600
‫من رو بُکُشید…

635
00:57:51,590 --> 00:57:54,760
‫تا غریبه ازتون انتقام بگیره

636
00:57:56,310 --> 00:57:59,810
‫شمشیر جنگجو بر شما
‫داوری خواهد کرد

637
00:58:03,650 --> 00:58:04,950
‫آره

638
00:58:05,110 --> 00:58:06,410
‫آره، بزدل‌ها

639
00:58:07,480 --> 00:58:09,320
‫بهتره عقب‌نشینی کنید

640
00:58:10,030 --> 00:58:12,320
‫چون الان من رو همون‌طور
‫که هستم می‌بینید!

641
00:58:13,820 --> 00:58:16,150
‫هولناک در انتقام!

642
00:58:16,160 --> 00:58:19,370
‫عادل و باشکوه!

643
00:58:30,470 --> 00:58:31,850
‫سان‌فایر

644
00:58:39,140 --> 00:58:40,440
‫سان‌فایر

645
00:58:42,100 --> 00:58:43,640
‫دراکاریس

646
00:58:45,650 --> 00:58:48,070
‫فرار کنید! خودتون رو نجات بدید!

647
00:59:31,900 --> 00:59:33,230
‫آبجوی خوبیه

648
00:59:35,740 --> 00:59:37,280
‫فکر می‌کردم ازش لذت ببری

649
00:59:43,540 --> 00:59:44,840
‫از آخرین باری که با هم صحبت کردیم…

650
00:59:45,920 --> 00:59:49,170
‫خبرِ اتفاق بسیار ناخوشایندی
‫به گوشم رسیده

651
00:59:49,960 --> 00:59:53,170
‫نجواگرانم بهم گفتن که دیمون تارگرین
‫زده توی گوشت

652
00:59:54,340 --> 00:59:55,760
‫توی خیابون

653
00:59:57,970 --> 01:00:00,970
‫جلوی همه‌ی مردم عادی
‫که داشتن عبور می‌کردن

654
01:00:02,140 --> 01:00:06,230
‫توهینی غیرقابل تحمل
‫به کسی در چنین جایگاهیه

655
01:00:08,190 --> 01:00:09,690
‫اما خب…

656
01:00:09,690 --> 01:00:12,530
‫از اون آدم‌ها نباید بیشتر انتظار داشت

657
01:00:12,530 --> 01:00:15,850
‫راستش رو بخوای
‫بهم دستور داده بود نرم توی شهر

658
01:00:15,840 --> 01:00:17,070
‫مضحکه

659
01:00:17,070 --> 01:00:19,240
‫یه مرد به خوراک
‫و خوش‌گذرونیش نیاز داره

660
01:00:21,370 --> 01:00:25,710
‫اما مشخصه که رینیرا و امثالش
‫تو رو فقط یه ابزار می‌بینن

661
01:00:27,710 --> 01:00:30,130
‫ابزاری که مورد سوءاستفاده
‫و سرزنش قرار بدن

662
01:00:32,590 --> 01:00:34,380
‫در حالی که من درک می‌کنم…

663
01:00:35,880 --> 01:00:37,300
‫واقعاً کی هستی

664
01:00:42,720 --> 01:00:45,060
‫آخرین بار گفتی…

665
01:00:47,190 --> 01:00:49,070
‫که می‌تونی بهم عنوان لُرد…

666
01:00:51,230 --> 01:00:52,570
‫و یه قلعه بدی

667
01:00:54,610 --> 01:00:55,910
‫هانی‌هولت

668
01:00:57,530 --> 01:00:58,830
‫هانی‌هولت؟

669
01:01:00,780 --> 01:01:02,410
‫هانی‌هولت که چیزی نیست

670
01:01:04,160 --> 01:01:08,620
‫به نظر می‌رسه دریفت‌مارک
‫به زودی بدون ارباب می‌شه

671
01:01:10,460 --> 01:01:12,630
‫ارباب جزر و مد

672
01:01:14,630 --> 01:01:16,300
‫نظرت چیه؟

673
01:01:24,640 --> 01:01:26,480
‫دیگه کسی بهت نمی‌خنده…

674
01:01:27,560 --> 01:01:29,270
‫وقتی همون‌طور که هستی ببیننت

675
01:01:33,570 --> 01:01:34,870
‫نه

676
01:01:36,780 --> 01:01:38,120
‫خواهند سوخت

677
01:01:42,880 --> 01:01:47,880
‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

678
01:01:47,880 --> 01:01:57,880
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

679
01:01:57,880 --> 01:02:12,880
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

