1
00:00:00,000 --> 00:00:15,000
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

2
00:01:40,900 --> 00:01:45,070
‫« خـانـدان اژدهـا »

3
00:01:45,070 --> 00:01:50,070
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

4
00:02:00,000 --> 00:02:01,340
‫باید ملکه رو ببینم

5
00:02:07,170 --> 00:02:08,470
‫علیاحضرت

6
00:02:22,350 --> 00:02:23,850
‫اون دوباره سر برآورده

7
00:02:23,850 --> 00:02:26,310
‫- کی؟
‫- اگان

8
00:02:26,310 --> 00:02:27,650
‫سان‌فایر زنده‌ست

9
00:02:28,940 --> 00:02:30,240
‫برید بیرون

10
00:02:32,780 --> 00:02:35,240
‫سان‌فایر مُرده، توی یه زمین بایر
‫داره می‌پوسه

11
00:02:37,910 --> 00:02:39,210
‫بشین

12
00:02:39,870 --> 00:02:43,830
‫اگان در روکزرست
‫ارتش موتون‌ها رو به آتیش کشیده،

13
00:02:43,830 --> 00:02:45,370
‫و بعدش پرواز کرده…

14
00:02:46,710 --> 00:02:48,340
‫و نمی‌دونم کجا رفته

15
00:02:50,590 --> 00:02:53,260
‫حامیانش سریع کلاغ‌هایی رو
‫به سراسر قلمرو فرستادن

16
00:02:54,470 --> 00:02:56,310
‫و بازگشت پادشاه رو اعلام کردن

17
00:02:57,300 --> 00:02:59,010
‫مردم عادی می‌گن
‫یه نشونه از طرف خدایانه

18
00:02:59,010 --> 00:03:01,100
‫که اگان برای حکومت مقرر شده،
‫و اون و اژدهاش

19
00:03:01,100 --> 00:03:03,770
‫دوباره زنده شدن که تاج‌وتخت رو بگیرن

20
00:03:04,350 --> 00:03:08,520
‫در حال حاضر رعیت‌های خود من
‫جلوی معبد بزرگ جمع شدن

21
00:03:08,520 --> 00:03:10,730
‫و خدایان رو دعا می‌کنن
‫تا بهشون بگن چه کسی باید حکومت کنه

22
00:03:10,730 --> 00:03:13,400
‫بعد از این‌که اون همه جنگیدم
‫و زجر کشیدم

23
00:03:13,400 --> 00:03:14,700
‫رینیرا

24
00:03:26,420 --> 00:03:29,050
‫خدایانِ کوچیک‌تر هیچ نقشی
‫توی اتفاقاتی که قراره بیُفتن ندارن

25
00:03:29,040 --> 00:03:30,880
‫خون والیریای کهن در رگ‌های ما جاریه

26
00:03:33,090 --> 00:03:35,550
‫قدرت مطلق توی دستان توئه

27
00:03:36,630 --> 00:03:38,170
‫فقط باید به کار بگیریش

28
00:03:40,430 --> 00:03:42,180
‫ویسیریس لعنتی

29
00:03:44,520 --> 00:03:45,980
‫اون من رو به این وضع انداخت

30
00:03:46,980 --> 00:03:49,110
‫پیش‌گوییش بارها و بارها من رو آزموده،

31
00:03:49,100 --> 00:03:51,350
‫و من از تمام چالش‌هاش
‫سرافراز خارج شدم

32
00:03:51,360 --> 00:03:54,150
‫این آزمون توئه…

33
00:03:54,530 --> 00:03:56,700
‫همین‌الان

34
00:03:58,890 --> 00:04:02,820
‫لحظه‌ی ظهور و طغیان کردنته

35
00:04:04,910 --> 00:04:09,610
‫قلمرو فقط زبان قدرت و زور رو می‌فهمه

36
00:04:10,490 --> 00:04:13,650
‫همیشه این رو می‌دونستی

37
00:04:43,680 --> 00:04:51,210
‫دیده‌بان‌هایی برای مراقبت
‫از اژدهایان اگان اعزام کن

38
00:04:53,070 --> 00:04:58,780
‫و به هیو بگو با ورمیتور
‫بیرون از گودال اژدها مستقر بشه

39
00:05:00,350 --> 00:05:02,710
‫تو هم…

40
00:05:04,890 --> 00:05:07,520
‫به تامبلتون حمله کن

41
00:05:07,530 --> 00:05:10,080
‫خونه به خونه بگردید،

42
00:05:11,000 --> 00:05:14,720
‫تک‌تک هایتاورها رو بیرون بِکِشید،

43
00:05:14,720 --> 00:05:18,560
‫و یک به یک‌شون رو بُکُشید

44
00:05:20,120 --> 00:05:23,480
‫تمام قلمرو نظاره‌گره

45
00:05:24,920 --> 00:05:26,820
‫پس…

46
00:05:28,220 --> 00:05:31,930
‫یه هیولا از من نساز

47
00:05:32,240 --> 00:05:36,850
‫باعث افتخارمه، علیاحضرت

48
00:05:38,030 --> 00:05:42,340
‫وقتی اورمند و دیرون رو کُشتید،

49
00:05:45,040 --> 00:05:52,000
‫خودم اگان رو پیدا می‌کنم
‫و نفسش رو قطع می‌کنم

50
00:05:54,600 --> 00:05:57,020
‫علیاحضرت، برای نجات مار دریا
‫نقشه ریختید؟

51
00:05:59,280 --> 00:06:00,870
‫قراره نجاتش بدیم، درسته؟

52
00:06:03,320 --> 00:06:04,990
‫وقتی تامبلتون رو تصرف کنیم

53
00:06:04,990 --> 00:06:06,660
‫پدرت دنبال مار دریا می‌گرده

54
00:06:06,660 --> 00:06:10,250
‫تا اون موقع که می‌میره
‫من رو همین‌الان بفرستید

55
00:06:11,120 --> 00:06:13,450
‫این‌جا به تو و آدام نیاز داریم
‫تا از شهر محافظت کنید،

56
00:06:13,460 --> 00:06:17,720
‫اگه شایعات واقعیت داشته باشن
‫و سان‌فایر زنده باشه

57
00:06:18,880 --> 00:06:21,670
‫کورلیس دست شماست،
‫قدیمی‌ترین متحد شماست

58
00:06:21,670 --> 00:06:24,960
‫نمی‌خوام آسیبی به پدربزرگت برسه،
‫اما خودش تصمیمش رو گرفت،

59
00:06:24,970 --> 00:06:26,760
‫و حالا ما باید بهاش رو بپردازیم

60
00:06:29,390 --> 00:06:30,690
‫تقصیر شما بود

61
00:06:32,640 --> 00:06:33,890
‫چی؟

62
00:06:33,890 --> 00:06:36,100
‫این‌که لُرد کورلیس اون بیرون بود
‫تا بتونن اسیرش کنن

63
00:06:36,100 --> 00:06:37,810
‫با من این‌طور صحبت نکن

64
00:06:38,730 --> 00:06:40,940
‫همیشه با کسایی که بهتون خدمت کردن
‫این‌طور رفتار کردید

65
00:06:42,400 --> 00:06:44,940
‫من و آدام بدون ذره‌ای استراحت

66
00:06:44,950 --> 00:06:47,450
‫مأموریت‌های شناسایی بی‌شماری
‫انجام دادیم تا دشمنان‌تون رو پیدا کنیم،

67
00:06:47,450 --> 00:06:49,330
‫فقط برای این‌که جواب‌مون رو با خشم بدید

68
00:06:49,330 --> 00:06:53,420
‫آره، چون مأموریت‌هایی که انجام دادید
‫هیچ دستاوردی برامون نداشتن،

69
00:06:53,410 --> 00:06:56,330
‫در حالی که دشمنانم فرصت داشتن
‫قدرت‌شون رو دوباره به دست بیارن

70
00:06:56,330 --> 00:06:59,000
‫اگه یه نفر به دردتون بخوره
‫ازش استفاده می‌کنید

71
00:07:00,250 --> 00:07:01,670
‫اما اگه به دردتون نخوره
‫ازش دست می‌کشید

72
00:07:02,630 --> 00:07:04,050
‫همون کاری که با رینا کردید

73
00:07:04,050 --> 00:07:07,050
‫و حالا اون نابود شده، مثل پدربزرگم

74
00:07:07,050 --> 00:07:09,800
‫بعد از اتفاقات آب‌گذر
‫می‌تونستم از تو دست بکشم

75
00:07:11,180 --> 00:07:12,480
‫شاید

76
00:07:13,220 --> 00:07:14,520
‫اما به اژدهام نیاز دارید

77
00:07:18,230 --> 00:07:19,650
‫بچه‌ی احمق

78
00:07:21,440 --> 00:07:24,690
‫ولی نباید بابت حماقتت سرزنشت کنم
‫حماقت کلاً توی خون و ذات‌تونه

79
00:07:25,990 --> 00:07:28,080
‫همون‌طور که خواهرت اخیراً
‫به همه‌مون یادآوری کرد

80
00:07:40,590 --> 00:07:41,890
‫صبح بخیر، سروران

81
00:07:42,630 --> 00:07:43,930
‫واقعاً صبح خیریه

82
00:07:45,380 --> 00:07:47,340
‫شبانه از دریفت‌مارک راه افتادیم

83
00:07:47,340 --> 00:07:50,590
‫بعد از این‌که متوجه شدیم
‫هایتاورها لُرد دریاسالارمون رو به اسارت گرفتن

84
00:07:51,640 --> 00:07:54,980
‫ملکه شما رو احضار کرده
‫تا امنیت بارانداز پادشاه رو حفظ کنید

85
00:07:57,060 --> 00:07:59,480
‫پاسخ به درخواست اون ممکنه
‫باعث از دست دادن لُردمون بشه

86
00:07:59,480 --> 00:08:02,270
‫لُرد کورلیس می‌دونست
‫ماجراجویی‌هاش چه خطراتی دارن

87
00:08:03,780 --> 00:08:06,370
‫خودش هم می‌خواد افتخار خاندان ولاریون رو

88
00:08:06,360 --> 00:08:07,660
‫بالاتر از جون خودش قرار بدیم

89
00:08:09,030 --> 00:08:11,490
‫تو کی هستی که می‌گی
‫لُرد ما چه خواسته‌ای داره؟

90
00:08:13,120 --> 00:08:14,660
‫پسر ارشد زنده‌ش

91
00:08:17,410 --> 00:08:18,790
‫که اون رو وارث خودش معرفی کرده

92
00:08:20,830 --> 00:08:24,330
‫ارباب پیشین و آینده‌ی جزر و مد

93
00:08:29,630 --> 00:08:31,340
‫دروازه‌ها رو باز کنید

94
00:08:46,400 --> 00:08:47,700
‫بچرخید

95
00:08:48,740 --> 00:08:50,160
‫به پیش

96
00:09:00,250 --> 00:09:01,550
‫اون…

97
00:09:02,500 --> 00:09:05,130
‫همه‌ش برای توئه

98
00:09:08,090 --> 00:09:09,470
‫فوق‌العاده‌ست، نه؟

99
00:09:13,340 --> 00:09:14,640
‫اما…

100
00:09:15,600 --> 00:09:17,390
‫قبل از این‌که تاج‌گذاری کنی…

101
00:09:18,640 --> 00:09:20,230
‫باید شوالیه بشی

102
00:09:21,730 --> 00:09:23,030
‫زانو بزن

103
00:09:34,910 --> 00:09:36,790
‫دیرون تارگرین،

104
00:09:36,790 --> 00:09:40,080
‫در برابر خدایان و انسان‌ها سوگند یاد می‌کنی

105
00:09:40,080 --> 00:09:43,330
‫تا از کسانی که قادر به دفاع
‫از خود نیستن، دفاع کنی…

106
00:09:43,330 --> 00:09:45,210
‫همه برید داخل

107
00:09:46,420 --> 00:09:49,420
‫…تا از همه‌ی زنان و کودکان دفاع کنی…

108
00:09:49,420 --> 00:09:51,420
‫برگرد بیا این‌جا برگرد

109
00:09:52,340 --> 00:09:55,470
‫…و از فرمانده‌هان
‫و لرد مافوقت اطاعت کنی…

110
00:09:55,470 --> 00:09:57,100
‫دروازه‌ها رو ببندید

111
00:09:57,100 --> 00:09:59,230
‫…تا در زمان نیاز شجاعانه بجنگی،

112
00:10:00,810 --> 00:10:02,810
‫و هر وظیفه‌ی دیگری

113
00:10:02,810 --> 00:10:04,520
‫- که بهت محول می‌شه رو انجام بدی…
‫- آروم

114
00:10:04,520 --> 00:10:06,060
‫- …هر چقدر دشوار…
‫- بالا بکشید

115
00:10:06,060 --> 00:10:08,770
‫…یا ساده یا خطرناک باشه؟

116
00:10:08,780 --> 00:10:10,080
‫کافیه

117
00:10:14,160 --> 00:10:15,460
‫سوگند یاد می‌کنم

118
00:10:22,830 --> 00:10:24,580
‫پس به عنوان یک شوالیه برخیز

119
00:10:30,380 --> 00:10:32,260
‫سِـر دیرونِ دلیر

120
00:10:35,180 --> 00:10:37,020
‫و راه رو روشن کن

121
00:10:48,980 --> 00:10:52,320
‫ارتش ملکه‌ی حروم‌زاده‌ها
‫به پشت دروازه‌ها رسیده

122
00:10:53,650 --> 00:10:55,990
‫و کسی که قراره اونا رو
‫به قتل‌گاه‌شون ببره

123
00:10:55,990 --> 00:10:58,450
‫کسی نیست جز عموش نه

124
00:10:58,450 --> 00:11:00,370
‫معشوقشه

125
00:11:00,370 --> 00:11:02,580
‫نه شوهرشه

126
00:11:04,410 --> 00:11:07,200
‫دیمون تارگرین لعنتی

127
00:11:08,330 --> 00:11:11,130
‫- و اژدهاش
‫- معلومه که یه اژدها داره

128
00:11:13,760 --> 00:11:15,220
‫اما ازش استفاده نمی‌کنه

129
00:11:17,470 --> 00:11:19,050
‫از کجا می‌دونی؟

130
00:11:19,050 --> 00:11:23,100
‫چون زنش که ملکه‌ست
‫بهش اجازه نمی‌ده

131
00:11:24,770 --> 00:11:27,520
‫افسار دیمون توی دست‌های رینیراست

132
00:11:28,650 --> 00:11:31,030
‫دیمون مثل یه سگ ازش اطاعت می‌کنه

133
00:11:34,110 --> 00:11:36,070
‫لیوان اژدهاسوار رو پر کنید

134
00:11:38,240 --> 00:11:42,160
‫شاهزاده‌ی سرکش
‫به زودی به خودش می‌لرزه

135
00:11:42,160 --> 00:11:46,580
‫در برابر لُردِ خوفناک و قدرتمند…

136
00:11:46,580 --> 00:11:48,670
‫لُرد اولفِ سفید

137
00:11:56,260 --> 00:11:57,600
‫علیاحضرت

138
00:11:59,510 --> 00:12:01,260
‫علیاحضرت، مشکلی هست؟

139
00:12:01,260 --> 00:12:02,560
‫چی شده؟

140
00:12:03,810 --> 00:12:05,730
‫شاه‌دخت هلینا

141
00:12:06,680 --> 00:12:08,430
‫هنوزم چیزی نمی‌خوره

142
00:12:09,690 --> 00:12:14,530
‫حکیم‌ها نگران سلامتی اون
‫و مخصوصاً نگران بچه‌ی توی شکمش هستن

143
00:12:20,450 --> 00:12:21,870
‫سِـر آلین رو احضار کن

144
00:12:24,910 --> 00:12:26,950
‫برای رفتن به معبد بزرگ
‫می‌خوام کامل محافظت بشم

145
00:12:27,710 --> 00:12:31,380
‫امروز اون‌جا روحانی اعظم
‫مراسم تدهین من رو انجام می‌ده

146
00:12:31,380 --> 00:12:33,920
‫و در برابر چشم تمام مردم بارانداز پادشاه
‫حکومت من رو متبرک می‌کنه

147
00:12:35,050 --> 00:12:37,510
‫اون‌وقت دیگه شکی باقی نمی‌مونه
‫که خدایان چه کسی رو برای فرمانروایی برگزیدن

148
00:12:39,010 --> 00:12:40,510
‫چشم، علیاحضرت

149
00:12:42,100 --> 00:12:43,400
‫دستورات‌تون همینا بودن؟

150
00:12:50,020 --> 00:12:51,320
‫نه

151
00:12:58,740 --> 00:13:00,040
‫این چه کاریه؟

152
00:13:00,610 --> 00:13:01,820
‫آقایون

153
00:13:01,820 --> 00:13:04,030
‫- آقایون
‫- بانوی من

154
00:13:04,030 --> 00:13:06,660
‫معذرت می‌خوام که بدون اجازه وارد شدیم
‫زمان زیادی نداشتیم

155
00:13:06,660 --> 00:13:08,240
‫زمان برای چه کاری؟

156
00:13:08,250 --> 00:13:10,920
‫ترتیب سفر شما با کشتیِ
‫«بوسه‌ی پری دریایی» داده شده

157
00:13:10,920 --> 00:13:13,630
‫باید دمِ غروب به سمت پنتوس برید

158
00:13:14,250 --> 00:13:18,340
‫به من دستور داده شده بهتون اطلاع بدم
‫که این‌جا دیگه به خدمات‌تون نیازی نیست

159
00:13:19,970 --> 00:13:22,850
‫شما با نهایت وفاداری
‫به ملکه و قلمرو خدمت کردید،

160
00:13:22,840 --> 00:13:25,340
‫و علیاحضرت می‌خوان
‫قدردانی‌شون رو نشون بدن

161
00:13:27,180 --> 00:13:29,680
‫طلا به اندازه‌ی کافی به شما
‫داده خواهد شد تا خانه‌ی درخور بگیرید

162
00:13:29,680 --> 00:13:31,220
‫و خدمتکارانی استخدام کنید

163
00:13:34,440 --> 00:13:35,740
‫سریع‌تر

164
00:13:39,240 --> 00:13:41,830
‫منم درک نمی‌کنم، بانوی من

165
00:13:53,370 --> 00:13:55,330
‫زمان گذشته، بانوی من

166
00:13:57,460 --> 00:13:59,300
‫باید شما رو به محل اقامت‌تون برگردونم

167
00:14:22,450 --> 00:14:24,120
‫از این طرف، شاه‌دخت

168
00:14:40,590 --> 00:14:42,510
‫به ملکه اعتماد نکن

169
00:14:42,510 --> 00:14:44,840
‫اگان برگشته اژدهاش زنده‌ست

170
00:14:44,840 --> 00:14:47,180
‫بچه‌ی توی شکمت یه گروگانه،

171
00:14:47,180 --> 00:14:49,640
‫برگ برنده‌ای برای ملکه‌ست
‫که بتونه قدرت رو

172
00:14:49,640 --> 00:14:51,220
‫- در برابر دشمنانش حفظ کنه
‫- حرکت کن

173
00:14:51,220 --> 00:14:53,430
‫- کافیه
‫- هیچ‌وقت آزادت نمی‌کنه

174
00:15:04,450 --> 00:15:06,120
‫یادته؟

175
00:15:07,410 --> 00:15:09,250
‫یادته؟

176
00:15:12,080 --> 00:15:13,380
‫کمکم کن

177
00:15:16,500 --> 00:15:17,800
‫نگران نباش

178
00:15:18,250 --> 00:15:19,550
‫زنده‌ای

179
00:15:22,000 --> 00:15:23,130
‫بیا

180
00:15:23,130 --> 00:15:24,430
‫این رو بخور

181
00:15:26,130 --> 00:15:27,430
‫یه ساعت دیگه بازم برات میارم

182
00:15:28,970 --> 00:15:31,050
‫من رو مسموم کرد

183
00:15:31,060 --> 00:15:34,480
‫متوجه شدی که توی این دنیا تنهایی

184
00:15:34,480 --> 00:15:36,020
‫و توی این موضوع هم‌دردیم

185
00:15:44,990 --> 00:15:47,080
‫اما من دیگه نمی‌خوام زجر بکشم

186
00:15:49,570 --> 00:15:51,030
‫تو می‌خوای؟

187
00:15:51,030 --> 00:15:52,870
‫چرا به تنها بودن من اهمیت می‌دی؟

188
00:15:54,370 --> 00:15:56,370
‫چرا برات مهمه که من می‌میرم
‫یا زنده می‌مونم؟

189
00:15:59,580 --> 00:16:02,000
‫من یه خویشاوندکُشم، الیس

190
00:16:03,880 --> 00:16:07,430
‫برادرم رو با دست‌های خودم کُشتم

191
00:16:08,300 --> 00:16:11,510
‫بابت گناهانی که مرتکب شدم
‫نفرین شدم و باید زجر بکشم

192
00:16:14,180 --> 00:16:16,270
‫باید من رو ترک کنی

193
00:16:17,890 --> 00:16:20,180
‫وگرنه به سرنوشت من دچار می‌شی

194
00:16:26,740 --> 00:16:29,530
‫وقتی اژدها بالریون
‫این‌جا رو به آتیش کشید،

195
00:16:29,530 --> 00:16:31,820
‫قرار بود دودمان لُرد هارن رو
‫به پایان برسونه

196
00:16:33,330 --> 00:16:35,790
‫اما دودمانش به راحتی از بین نرفت

197
00:16:37,250 --> 00:16:38,550
‫یه بچه…

198
00:16:39,830 --> 00:16:41,130
‫یه پسر…

199
00:16:42,630 --> 00:16:43,930
‫زنده موند

200
00:16:44,800 --> 00:16:47,720
‫بدجور سوخته بود، اما زنده موند

201
00:16:49,800 --> 00:16:52,260
‫مادرش حاضر بود برای نجات دادنش
‫هر کاری بکنه

202
00:16:56,140 --> 00:17:00,060
‫حکیم‌های سراسر
‫هفت پادشاهی رو فرا خوند،

203
00:17:00,060 --> 00:17:01,390
‫اما فایده‌ای نداشت

204
00:17:08,490 --> 00:17:10,700
‫پس به سراغ درمان‌های قدیمی‌تر رفت

205
00:17:12,070 --> 00:17:15,740
‫افسون‌هایی رو پیدا کرد
‫که از سرزمین هم کهن‌تر بودن

206
00:17:15,740 --> 00:17:19,330
‫با موجوداتی که توی جنگل
‫زندگی می‌کردن ارتباط برقرار کرد

207
00:17:22,540 --> 00:17:25,790
‫اما هیچ‌کدوم‌شون نتونستن
‫اثر آتش اژدها رو از بین ببرن

208
00:17:27,760 --> 00:17:29,220
‫و وقتی پسرش مُرد…

209
00:17:36,350 --> 00:17:38,690
‫سعی کرد خودش هم همراهش بره

210
00:17:49,530 --> 00:17:52,030
‫و اون موقع بهای کارش رو فهمید

211
00:17:58,290 --> 00:18:00,500
‫متوجه شد که نفرین شده

212
00:18:01,160 --> 00:18:02,460
‫باید زنده می‌موند…

213
00:18:04,250 --> 00:18:08,380
‫و در محدوده‌ی سرزمین‌هایی که زمانی
‫زیر فرمان پادشاهان رودخانه‌ای بود، باقی می‌موند…

214
00:18:09,380 --> 00:18:11,920
‫به‌خاطر شریک بودن در طمع‌ورزی هارن
‫نفرین شده بود

215
00:18:11,920 --> 00:18:14,840
‫از اسم، عنوان،

216
00:18:14,840 --> 00:18:16,300
‫و قلعه‌ش محروم شد

217
00:18:18,180 --> 00:18:22,850
‫و محکوم به خدمت به هر لُرد بی‌ارزشی شد
‫که برای حکومت به این‌جا می‌اومد

218
00:18:22,850 --> 00:18:25,440
‫اون که مربوط به صد سال پیشه

219
00:18:25,440 --> 00:18:27,480
‫زمان زیادی برای تنها بودنه

220
00:18:56,220 --> 00:18:57,970
‫باید غذا بخوری، خواهر

221
00:19:04,600 --> 00:19:05,980
‫به فکر بچه‌ت باش

222
00:19:06,900 --> 00:19:08,570
‫تو هم الان به فکر پسرمی؟

223
00:19:10,360 --> 00:19:11,690
‫می‌گی بچه‌ت یه پسره؟

224
00:19:12,690 --> 00:19:13,990
‫مطمئنی؟

225
00:19:16,030 --> 00:19:17,330
‫به من نگاه کن

226
00:19:27,000 --> 00:19:28,670
‫نمی‌تونی به این فکر کنی
‫که من بهت آسیب می‌رسونم

227
00:19:29,590 --> 00:19:32,970
‫فکر می‌کنی زندگی به این معنیه
‫که نمرده باشی؟

228
00:19:36,720 --> 00:19:39,100
‫پدرمون اگه زنده بود
‫به‌خاطر این کار ازت متنفر می‌شد

229
00:19:42,220 --> 00:19:44,310
‫ولی هیچ کاری نکرد
‫که جلوی این وضع رو بگیره

230
00:19:45,690 --> 00:19:49,150
‫خیلی تلاش کردم
‫به فلسفه‌ش پایبند بمونم

231
00:19:49,150 --> 00:19:51,820
‫تا زمانی که فهمیدم
‫باعث نابودی قلمرو می‌شه

232
00:19:51,820 --> 00:19:56,280
‫یه سوسک هست که اول تابستون
‫ظاهر می‌شه

233
00:19:56,280 --> 00:19:58,030
‫رنگ‌های مختلفی داره

234
00:19:58,030 --> 00:20:01,280
‫آبی، طلایی، طیف‌های مختلف بنفش

235
00:20:02,660 --> 00:20:04,200
‫شبیه یه لاک‌پشته

236
00:20:05,960 --> 00:20:07,630
‫تا حالا متوجه‌ی حضورش شدی؟

237
00:20:08,920 --> 00:20:10,550
‫فکر نمی‌کنم

238
00:20:10,540 --> 00:20:13,290
‫فقط توی بارانداز پادشاه پیدا می‌شه

239
00:20:13,300 --> 00:20:16,720
‫از فضولات موجودات دیگه تغذیه می‌کنه

240
00:20:21,390 --> 00:20:22,690
‫خیلی زیباست

241
00:20:25,520 --> 00:20:27,860
‫خب، وقتی تابستون شروع شد
‫باید بهم نشونش بدی

242
00:20:34,940 --> 00:20:36,820
‫برات مهم نیست

243
00:20:39,530 --> 00:20:40,830
‫داری وانمود می‌کنی

244
00:20:42,780 --> 00:20:46,990
‫همه‌ی چیزهایی که تو بهشون
‫اهمیت می‌دی زشت و کریه هستن

245
00:20:48,870 --> 00:20:50,460
‫این‌جا…

246
00:20:51,710 --> 00:20:53,010
‫زشته

247
00:20:56,710 --> 00:20:58,840
‫خودِ تو…

248
00:21:00,380 --> 00:21:01,510
‫زشتی

249
00:21:01,510 --> 00:21:02,810
‫غذا بخور

250
00:21:03,850 --> 00:21:05,440
‫وگرنه مجبورم به زور متوسل بشم

251
00:21:33,920 --> 00:21:35,220
‫نه

252
00:21:35,840 --> 00:21:37,140
‫نه نه

253
00:21:37,840 --> 00:21:40,090
‫نه نه نه

254
00:21:40,090 --> 00:21:41,800
‫بس کنید تمومش کنید

255
00:21:57,360 --> 00:21:58,950
‫به پیش

256
00:22:10,660 --> 00:22:11,960
‫برادر

257
00:22:13,330 --> 00:22:15,210
‫تو هم قراره به تامبلتون بری؟

258
00:22:15,210 --> 00:22:17,550
‫نه امروز قراره از ملکه محافظت کنیم

259
00:22:18,920 --> 00:22:20,340
‫می‌خواد کجا بره؟

260
00:22:24,760 --> 00:22:28,430
‫خبر برگشتن اگان ملکه رو
‫به مسیری تاریک کشونده

261
00:22:28,430 --> 00:22:31,140
‫بیلا رو تنبیه کرده
‫و گفته حق خروج از قلعه رو نداره

262
00:22:31,140 --> 00:22:32,810
‫خبر داری؟

263
00:22:32,810 --> 00:22:34,770
‫دوران خطرناکیه،

264
00:22:34,770 --> 00:22:37,610
‫و من نمی‌تونم کارهای
‫علیاحضرت رو زیر سوال ببرم

265
00:22:40,480 --> 00:22:41,940
‫چرا زیر سوال ببری؟

266
00:22:41,940 --> 00:22:45,320
‫در حالی که پدرمون منتظره
‫به دست هایتاورها کشته بشه،

267
00:22:45,320 --> 00:22:48,160
‫رینیرا تو رو به جای اون قرار داده

268
00:22:48,160 --> 00:22:50,370
‫یه پیشرفت باشکوه برای یه حروم‌زاده‌ست

269
00:22:53,290 --> 00:22:56,750
‫من هیچ جاه‌طلبی‌ای ندارم
‫و فقط می‌خوام وظایفم رو انجام بدم

270
00:22:58,040 --> 00:22:59,340
‫آماده باشید

271
00:23:14,180 --> 00:23:16,470
‫صف تشکیل بدید

272
00:23:22,440 --> 00:23:23,740
‫به پیش

273
00:23:44,090 --> 00:23:45,390
‫پناه بر خدایان

274
00:23:46,800 --> 00:23:48,340
‫چطور می‌خوایم باهاشون بجنگیم؟

275
00:23:49,550 --> 00:23:52,350
‫شجاعانه و بی‌دلیل

276
00:23:53,520 --> 00:23:55,020
‫سر جاتون قرار بگیرید، پسرها

277
00:23:55,730 --> 00:23:57,820
‫حرکت کنید، برید سر جاتون

278
00:23:59,480 --> 00:24:00,940
‫حرکت کنید شجاع باشید

279
00:24:02,690 --> 00:24:04,940
‫پسرها رو بذار جلو باید دیده بشن

280
00:24:06,860 --> 00:24:11,410
‫سرورم، خبری از اولف نیست،
‫و همراه اژدهاش نیست

281
00:24:16,830 --> 00:24:18,710
‫از هر بخش تعدادی از سربازها رو بردار

282
00:24:18,710 --> 00:24:19,710
‫و توی شهر دنبالش بگردید

283
00:24:19,710 --> 00:24:20,840
‫و پیداش کنید

284
00:24:20,830 --> 00:24:22,000
‫شما همراهم بیایید

285
00:24:22,000 --> 00:24:23,500
‫- یه مشکلی هست
‫- آره

286
00:24:24,760 --> 00:24:26,300
‫همه‌مون قراره بمیریم

287
00:24:26,300 --> 00:24:27,600
‫نه

288
00:24:28,130 --> 00:24:29,470
‫عمو یه مشکلی داره

289
00:24:30,550 --> 00:24:33,140
‫اون و راکستون
‫یه نقشه‌ی مخفیانه کشیدن

290
00:24:35,470 --> 00:24:37,140
‫حتی از منم مخفیش کرده

291
00:24:37,140 --> 00:24:39,350
‫- هر چیزی که بوده…
‫- ازم دور شو

292
00:24:39,350 --> 00:24:41,850
‫…به نظر نمی‌رسه موفقیت‌آمیز بوده باشه

293
00:24:45,110 --> 00:24:46,490
‫لطفاً

294
00:24:46,490 --> 00:24:48,030
‫لطفاً، قربان، نمی‌خوایم این کار رو بکنیم

295
00:24:48,030 --> 00:24:49,530
‫- من فقط می‌خوام برم خونه پیش مامانم
‫- مجبورمون نکنید

296
00:24:50,820 --> 00:24:52,450
‫باید برای رویارویی با دشمن
‫با اژدهام پرواز کنم

297
00:24:53,700 --> 00:24:55,000
‫نه

298
00:24:55,870 --> 00:24:59,790
‫همه‌ی این سربازها و این پسربچه‌ها
‫به‌خاطر من این‌جان

299
00:25:01,420 --> 00:25:04,260
‫- نمی‌تونم توی جنگ تنهاشون بذارم
‫- به چه هدفی، پسر؟

300
00:25:04,250 --> 00:25:06,420
‫این‌که تبدیل به یه جسد دیگه
‫بین کوه مُرده‌های اورمند بشی؟

301
00:25:06,420 --> 00:25:08,050
‫چه چاره‌ی دیگه‌ای دارم؟

302
00:25:08,550 --> 00:25:11,140
‫یا باید بجنگم، یا فرار کنم

303
00:25:17,350 --> 00:25:18,980
‫شاید یه راه دیگه هم باشه

304
00:25:21,770 --> 00:25:23,230
‫اژدها

305
00:25:40,250 --> 00:25:41,960
‫اولفِ اژدهاسوار

306
00:25:43,170 --> 00:25:45,250
‫دنبال اولفِ اژدهاسوار می‌گردم

307
00:25:45,250 --> 00:25:46,630
‫اولف

308
00:25:48,550 --> 00:25:49,850
‫اولف

309
00:25:54,260 --> 00:25:58,100
‫و اینم از پادشاه کوچولوی لُرد اورمند
‫و ملازم وفادارش

310
00:25:58,100 --> 00:25:59,640
‫خفه شو

311
00:25:59,640 --> 00:26:02,730
‫دریفت‌مارک ویران شده،
‫میراثت از هم پاشیده

312
00:26:02,730 --> 00:26:06,440
‫اما پادشاه دیرون که خیلی
‫سخاوتمند و خردمنده،

313
00:26:06,440 --> 00:26:10,070
‫می‌تونه آینده‌ی بهتری نسبت
‫به چیزی که رینیرا برات می‌سازه فراهم کنه

314
00:26:10,070 --> 00:26:12,110
‫فقط شرافتم برام باقی مونده

315
00:26:13,530 --> 00:26:16,780
‫واقعاً فکر می‌کنی برای گرفتن
‫سکه‌های هایتاورها اون رو می‌فروشم؟

316
00:26:16,780 --> 00:26:18,080
‫بسیار خب

317
00:26:18,580 --> 00:26:20,120
‫پس مسیر سخت رو انتخاب می‌کنی

318
00:26:37,470 --> 00:26:38,770
‫راه رو باز کنید

319
00:26:39,720 --> 00:26:41,020
‫راه رو باز کنید

320
00:26:42,270 --> 00:26:45,610
‫- برید عقب
‫- برید عقب برید عقب

321
00:26:46,360 --> 00:26:48,650
‫برید راه رو باز کنید

322
00:26:49,860 --> 00:26:51,160
‫برید عقب

323
00:27:07,250 --> 00:27:08,550
‫برید عقب

324
00:27:11,500 --> 00:27:13,530
‫[ ملکه‌ی حرام‌زاده‌ها ]

325
00:27:14,880 --> 00:27:19,220
‫تو جانشین من هستی، جافری،
‫و وظیفه‌ای که بهت محول می‌کنم

326
00:27:19,220 --> 00:27:20,890
‫چیزی بیش از حکومت کردنه

327
00:27:24,100 --> 00:27:27,100
‫یه داستانی وجود داره
‫که پدربزرگت برام تعریف کرد

328
00:27:27,100 --> 00:27:29,190
‫و پادشاه پیر اون رو براش تعریف کرده بود

329
00:27:30,360 --> 00:27:32,200
‫و منم اون رو برای…

330
00:27:33,490 --> 00:27:34,790
‫برادرت تعریف کردم…

331
00:27:36,660 --> 00:27:38,450
‫بعد از این‌که به قدرت رسیدم

332
00:27:44,250 --> 00:27:46,420
‫تامبلتون، لُردها

333
00:27:46,420 --> 00:27:47,720
‫بالاخره

334
00:27:49,790 --> 00:27:52,710
‫اگه کول نبود، ۲ هفته پیش
‫می‌رسیدیم به این‌جا

335
00:27:52,710 --> 00:27:55,670
‫خیلی راحت می‌شه فراموشش کرد
‫چطور مُرد؟

336
00:27:55,670 --> 00:27:56,970
‫خیلی بد

337
00:28:00,100 --> 00:28:03,310
‫شاهزاده، سروران،
‫یه شوالیه‌ی هایتاور داره میاد

338
00:28:03,310 --> 00:28:05,560
‫خب که چی؟ بُکُشیدش

339
00:28:05,560 --> 00:28:06,900
‫لُرد کورلیس همراشه

340
00:28:09,190 --> 00:28:10,490
‫برو حیوون

341
00:28:22,990 --> 00:28:24,290
‫شاهزاده دیمون

342
00:28:25,040 --> 00:28:26,670
‫من سِـر گواین هایتاور هستم

343
00:28:26,660 --> 00:28:27,960
‫خوش‌بختم

344
00:28:28,370 --> 00:28:29,790
‫لعنتی

345
00:28:32,630 --> 00:28:34,840
‫گوشت بیشتری روی چاقوی قصاب دیدم
‫نسبت به گوشتی که روی این جسمه

346
00:28:36,840 --> 00:28:38,140
‫می‌شه من بُکُشمش؟

347
00:28:38,880 --> 00:28:40,590
‫لُرد کورلیس رو که می‌شناسید

348
00:28:40,590 --> 00:28:41,890
‫خوبی؟

349
00:28:42,720 --> 00:28:44,020
‫به اندازه‌ی کافی خوب هستم

350
00:28:46,600 --> 00:28:48,270
‫خب حرف بزن

351
00:28:48,270 --> 00:28:51,360
‫پسرعموم اورمند عقلش رو
‫از دست داده

352
00:28:51,360 --> 00:28:53,070
‫ترجیح می‌ده بمیره
‫ولی شکست رو نپذیره

353
00:28:53,070 --> 00:28:54,370
‫و تو؟

354
00:28:55,070 --> 00:28:56,490
‫خب من کور نیستم

355
00:28:57,740 --> 00:28:59,870
‫می‌دونم اگه حمله کنید
‫امکان نداره زنده بمونیم

356
00:29:01,110 --> 00:29:02,700
‫پس به عنوان نشانه‌ای از حسن نیّت،

357
00:29:06,330 --> 00:29:07,630
‫دست‌تون رو پس می‌دم

358
00:29:09,580 --> 00:29:11,250
‫دست‌مون البته با ۴ تا انگشت

359
00:29:12,130 --> 00:29:13,430
‫برای درخواست صلح اومدم

360
00:29:14,130 --> 00:29:15,550
تا ازتون تقاضا کنم

361
00:29:15,550 --> 00:29:17,260
‫از طرف دیرون تارگرین

362
00:29:18,300 --> 00:29:21,300
‫آخرین نفر از سلسله‌ی
‫پادشاهان دروغین‌تون

363
00:29:21,300 --> 00:29:22,880
‫جنگ زمانی به پایان می‌رسه
‫که سرهای خائنین

364
00:29:22,890 --> 00:29:24,980
‫بالای دروازه‌ی پادشاه
‫روی نیزه رفته باشن…

365
00:29:25,970 --> 00:29:27,140
‫قبلش به پایان نمی‌رسه

366
00:29:27,140 --> 00:29:28,850
‫به درخواست دیرون گوش بدید

367
00:29:29,690 --> 00:29:31,110
‫قلمرو رو تقسیم کنید

368
00:29:31,100 --> 00:29:33,690
‫ملکه می‌تونه به سرزمین‌های سلطنتی،
‫شمال، وِیل،

369
00:29:33,690 --> 00:29:35,070
‫و تمام سرزمین‌هایی که ترایدنت
‫سیراب‌شون می‌کنه، حکومت کنه

370
00:29:35,070 --> 00:29:38,110
‫و بذارید دیرون از اولدتاون حکومت کنه

371
00:29:38,110 --> 00:29:39,820
‫لطفاً

372
00:29:40,990 --> 00:29:44,200
‫بذارید این عوضیِ جنوبیِ لوس رو بُکُشم

373
00:29:44,200 --> 00:29:46,290
‫قلمرو یه زمانی هفت پادشاهی بود،

374
00:29:46,290 --> 00:29:47,960
‫قبل از فاتح، وقتی تقسیم شده بودیم

375
00:29:47,950 --> 00:29:49,410
‫- اما صلح برقرار بود…
‫- تمومش کنید

376
00:29:49,410 --> 00:29:51,200
‫دستِ عزیز

377
00:29:51,920 --> 00:29:54,970
‫فکر می‌کردم هایتاورها
‫زبونت رو هم بریدن

378
00:29:58,010 --> 00:29:59,310
‫هایتاور اشتباه نمی‌گه

379
00:30:00,300 --> 00:30:02,300
‫خاندان‌های بزرگی هستن
‫که هنوز به سنتی معتقدن

380
00:30:02,300 --> 00:30:06,260
‫که شورای بزرگ تعیین کرد،
‫این‌که یک زن نمی‌تونه حکومت کنه

381
00:30:06,260 --> 00:30:08,640
‫همسر خودت رو کنار گذاشتن، کورلیس

382
00:30:08,640 --> 00:30:10,770
‫رینیرا تاج‌وتخت رو با گروهی
‫از اژدهایانش به دست آورد

383
00:30:10,770 --> 00:30:12,270
‫حکومتش خدشه‌ناپذیره

384
00:30:12,270 --> 00:30:14,350
‫ملکه اژدهایان زیادی داره، درسته،

385
00:30:14,350 --> 00:30:15,890
‫اما خاندان‌های بزرگ مردد هستن

386
00:30:17,110 --> 00:30:19,820
‫رعیت‌هاش احساس امنیت نمی‌کنن،
‫نباید هم بکنن

387
00:30:20,940 --> 00:30:22,820
‫ایموند و ویگار هنوز فراری‌ان

388
00:30:29,750 --> 00:30:31,710
‫اولدتاون رو بدید به شاهزاده دیرون

389
00:30:31,710 --> 00:30:34,920
‫اون رو لُرد اعظمِ ریچ کنید

390
00:30:34,920 --> 00:30:37,210
‫دیرون هیچ‌وقت پادشاه نمی‌شه

391
00:30:37,210 --> 00:30:39,670
‫اما اون و اژدهاش می‌تونن
‫نگهبانان جنوب باشن

392
00:30:39,670 --> 00:30:41,630
‫این پیشنهاد من نبود

393
00:30:44,380 --> 00:30:46,170
‫دیرون و رینا رو وصلت کنید

394
00:30:46,180 --> 00:30:48,100
‫شکاف بین دو خانواده رو ترمیم کنید

395
00:30:48,100 --> 00:30:50,390
‫با اراده‌ی مشترک بارانداز پادشاه،

396
00:30:50,390 --> 00:30:53,390
‫ریچ، شمال،
‫سرزمین‌های رودخانه، و وِیل،

397
00:30:53,390 --> 00:30:56,480
‫رینیرا خیلی سریع و راحت می‌تونه
‫غرب و استورم‌لندز رو به زانو دربیاره

398
00:30:57,230 --> 00:30:58,940
‫و اگان غاصب چی می‌گه

399
00:30:58,940 --> 00:31:00,900
‫وقتی از این پیمان باخبر بشه؟

400
00:31:00,900 --> 00:31:04,490
‫الان یه جایی اون بیرون
‫با اژدهای چلاقش داره دور می‌زنه،

401
00:31:04,490 --> 00:31:06,990
‫نیمه‌سوخته‌ست، اما هنوز
‫برای حکومت کردن مناسبه

402
00:31:06,990 --> 00:31:08,580
‫یا خودش چنین فکری می‌کنه

403
00:31:09,990 --> 00:31:11,290
‫تازه متوجه شدید؟

404
00:31:12,790 --> 00:31:15,790
‫خیلی غم‌انگیزه وقتی آدم می‌بینه
‫برادرها با هم دشمن شدن

405
00:31:15,790 --> 00:31:18,460
‫اگان و ایموند دشمن‌های مشترکِ
‫این اتحاد جدید می‌شن

406
00:31:18,460 --> 00:31:19,880
‫اتحاد؟

407
00:31:21,130 --> 00:31:25,050
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم خائن باشی، کورلیس،
‫یا بدتر، بزدل باشی

408
00:31:25,050 --> 00:31:27,760
‫پادشاه کوچولو چی بهت پیشنهاد داده
‫که قبول کردی بهش وفادار باشی؟

409
00:31:28,930 --> 00:31:30,230
‫صلح

410
00:31:31,180 --> 00:31:34,180
‫دو راه داری، دیمون،

411
00:31:34,180 --> 00:31:36,140
‫اما هر دو تاشون
‫به یه نتیجه منتهی می‌شن

412
00:31:36,140 --> 00:31:40,350
‫رینیرا در هر صورت روی تخت آهنین می‌نشینه
‫و به هفت پادشاهی حکومت می‌کنه

413
00:31:40,360 --> 00:31:42,070
‫چیزی که تصمیمش با توئه…

414
00:31:43,490 --> 00:31:46,160
‫اینه که از این جنگ چی می‌خوای؟

415
00:31:46,700 --> 00:31:48,000
‫پیروزی؟

416
00:31:48,990 --> 00:31:50,660
‫یا کوهی از جسدهای هایتاورها؟

417
00:31:52,160 --> 00:31:54,120
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

418
00:31:54,120 --> 00:31:56,370
‫با سنگدلی جون هزارن…

419
00:31:59,080 --> 00:32:01,500
‫به جز رینیرا هیچ‌کس
‫حکومت نخواهد کرد،

420
00:32:01,500 --> 00:32:04,130
‫ملکه‌ی مقرر شده‌ی آندال‌ها،
‫نخستین انسان‌ها،

421
00:32:04,130 --> 00:32:06,380
‫گداها و دزدها و بزدل‌هایی مثل تو

422
00:32:06,380 --> 00:32:10,430
‫والیریای جدیدی از خاکسترِ
‫برادران ناتنیِ غاصبش

423
00:32:10,430 --> 00:32:12,600
‫و هایتاورهای اولدتاون ظهور خواهد کرد

424
00:32:12,600 --> 00:32:15,940
‫با هدف صلح اومدی پیشم،

425
00:32:15,930 --> 00:32:18,010
‫پس بهت حق انتخاب می‌دم

426
00:32:18,020 --> 00:32:21,270
‫می‌تونی این‌جا بمیری،
‫یا پشت اون دیوارها بمیری،

427
00:32:21,270 --> 00:32:23,610
‫مثل یه موش

428
00:32:26,070 --> 00:32:27,610
‫لُرد کورلیس زندانی منه

429
00:32:27,610 --> 00:32:29,490
‫هایتاور می‌تونه برگرده
‫تا به پسرعموش هشدار بده

430
00:32:29,490 --> 00:32:31,660
‫- که ورود ما قریب‌الوقوعه
‫- بلند شو بلند شو

431
00:32:32,660 --> 00:32:35,580
‫نردبان‌ها و دژکوب‌ها رو بیارید
‫و صف تشکیل بدید

432
00:32:35,580 --> 00:32:37,790
‫نفر بعدی که بخواد حمله رو عقب بندازه

433
00:32:37,790 --> 00:32:41,460
‫می‌بندمش به جلوی اسبم

434
00:33:46,360 --> 00:33:47,780
‫امکان نداره

435
00:33:48,860 --> 00:33:50,160
‫تو مُردی

436
00:33:56,280 --> 00:33:57,580
‫زنده‌ام

437
00:33:59,500 --> 00:34:00,800
‫احمق

438
00:34:03,460 --> 00:34:05,960
‫برادر برادر

439
00:34:05,960 --> 00:34:07,880
‫التماس می‌کنم من رو ببخش

440
00:34:19,470 --> 00:34:20,770
‫ببخشم؟

441
00:34:24,810 --> 00:34:26,770
‫باید از وسط نصفت کنم

442
00:34:32,360 --> 00:34:34,700
‫باید بگم سان‌فایر زنده‌زنده بسوزونت

443
00:34:35,950 --> 00:34:39,290
‫اما آروم‌آروم

444
00:34:40,700 --> 00:34:42,660
‫تا بتونم ببینم که پوستت…

445
00:34:43,750 --> 00:34:46,630
‫کنده می‌شه و تاول می‌زنه

446
00:34:47,420 --> 00:34:48,840
‫ای خویشاوندکُش

447
00:34:50,840 --> 00:34:52,630
‫غاصب

448
00:34:54,760 --> 00:34:56,060
‫عوضی

449
00:35:04,230 --> 00:35:05,530
‫نه

450
00:35:07,440 --> 00:35:10,360
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

451
00:35:10,360 --> 00:35:12,070
‫قرار بود از این لذت ببرم

452
00:35:12,070 --> 00:35:13,450
‫چه مرگته؟

453
00:35:15,700 --> 00:35:17,000
‫باهام بجنگ

454
00:35:21,790 --> 00:35:24,210
‫به چیزی که داشتی غبطه می‌خوردم

455
00:35:24,210 --> 00:35:26,000
‫و تو رو برای حکومت کردن
‫نامناسب می‌دونستم

456
00:35:26,000 --> 00:35:27,340
‫وای

457
00:35:31,550 --> 00:35:33,140
‫می‌خواستم بُکُشمت تا جات رو بگیرم

458
00:35:35,550 --> 00:35:37,840
‫حق داری جونم رو بگیری

459
00:35:44,020 --> 00:35:45,320
‫کیرم دهنت

460
00:35:46,980 --> 00:35:48,280
‫بلند شو

461
00:35:55,780 --> 00:35:57,200
‫باید بریم به تامبلتون

462
00:35:57,200 --> 00:35:59,950
‫شاهزاده نمی‌تونه بیاد
‫اژدهاش ترکش کرده

463
00:36:01,120 --> 00:36:03,580
‫- اون کیه؟
‫- نامزدمه

464
00:36:12,710 --> 00:36:16,210
‫می‌دونی اون بیرون چه خبره؟

465
00:36:19,590 --> 00:36:20,890
‫نه؟

466
00:36:22,260 --> 00:36:23,720
‫رینیرا اعلام کرده من مُردم

467
00:36:24,810 --> 00:36:26,440
‫و بعد از ناپدید شدن تو،

468
00:36:26,430 --> 00:36:29,560
‫اون دیرون کوچولوی عوضی
‫تصمیم گرفته باید پادشاه بشه

469
00:36:32,860 --> 00:36:34,490
‫پس بذار بهت بگم می‌خوایم چیکار کنیم

470
00:36:36,440 --> 00:36:38,980
‫می‌ریم ویگار رو پیدا می‌کنیم،

471
00:36:38,990 --> 00:36:40,870
‫می‌ریم به تامبلتون،

472
00:36:40,870 --> 00:36:43,960
‫و دیرون و اون اورمند بی‌پدر رو
‫سر جاشون می‌نشونیم

473
00:36:43,950 --> 00:36:47,410
‫و بعدش همه‌مون زیر پرچم من

474
00:36:47,410 --> 00:36:49,040
‫به بارانداز پادشاه حمله می‌کنیم

475
00:36:51,080 --> 00:36:54,920
‫و شاید وقتی سر رینیرا
‫روی یه نیزه باشه…

476
00:36:56,010 --> 00:36:57,550
‫و من بشینم روی تخت آهنین…

477
00:36:57,550 --> 00:36:58,850
‫ایموند

478
00:37:01,390 --> 00:37:03,310
‫شاید اون موقع…

479
00:37:05,100 --> 00:37:06,440
‫ببخشمت…

480
00:37:08,310 --> 00:37:10,860
‫به‌خاطر این‌که می‌خواستی من رو بُکُشی

481
00:37:13,270 --> 00:37:15,270
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

482
00:37:15,570 --> 00:37:18,160
‫به جز دروازه‌ی اصلی،
‫یه راه ورود دیگه هم هست

483
00:37:18,150 --> 00:37:20,990
‫یه دروازه‌ی پشتی قدیمی
‫در ضلع شمال‌شرقی

484
00:37:20,990 --> 00:37:24,080
‫باروهای چوبی ساختن
‫اما هنوز برای دفاع کامل نیست،

485
00:37:24,080 --> 00:37:26,040
‫پس نقاط آسیب‌پذیری وجود داره،

486
00:37:26,040 --> 00:37:28,330
‫به خصوص دیوارهای جنوب‌شرقی

487
00:37:28,330 --> 00:37:29,710
‫به اندازه‌ی کافی ساده‌ست

488
00:37:30,830 --> 00:37:32,870
‫باروهای دروازه‌ی اصلی رو می‌سوزونم

489
00:37:33,840 --> 00:37:35,420
‫وقتی مقاومتی وجود نداشت،

490
00:37:35,420 --> 00:37:37,710
‫نیروهای پیشرو با پوشش کاراکسس
‫حمله رو شروع می‌کنن

491
00:37:37,710 --> 00:37:40,170
‫اولف و سیلور‌وینگ از عقب ارتش
‫محافظت می‌کنن

492
00:37:40,180 --> 00:37:41,850
‫هوا که تاریک بشه

493
00:37:41,840 --> 00:37:43,720
‫بنرهای رینیرا باید بر فراز قلعه
‫به اهتزاز دراومده باشن

494
00:37:46,010 --> 00:37:48,180
‫خیلی مراقب باشید که به شهر
‫و مردمش آسیب نرسونید

495
00:37:48,180 --> 00:37:49,480
‫تمام قلمرو نظاره‌گره

496
00:37:50,600 --> 00:37:53,020
‫جایگاه اخلاقی ملکه
‫باید خدشه‌ناپذیر بمونه

497
00:37:53,020 --> 00:37:54,230
‫خسته‌کننده به نظر می‌رسه

498
00:37:54,230 --> 00:37:55,610
‫شاهزاده

499
00:37:55,610 --> 00:37:58,030
‫سروران روی دیوارها
‫تحرکاتی دیده می‌شه

500
00:37:58,030 --> 00:38:01,530
‫دشمن تعداد نیروهاش رو
‫با کودکان افزایش داده

501
00:38:03,490 --> 00:38:04,790
‫پناه بر خدایان

502
00:38:05,410 --> 00:38:07,080
‫- چند نفرن؟
‫- خیلی زیاد

503
00:38:07,080 --> 00:38:08,500
‫در سراسر دیوارها هستن

504
00:38:08,500 --> 00:38:10,340
‫و اون فقط چیزی بود
‫که من می‌تونستم ببینم

505
00:38:12,420 --> 00:38:14,430
‫داره امتحان‌تون می‌کنه، شاهزاده،

506
00:38:14,430 --> 00:38:16,260
‫شما رو به چالش می‌کشه
‫تا از اژدهاتون استفاده کنید

507
00:38:16,250 --> 00:38:17,710
‫عوضی بزدل

508
00:38:19,300 --> 00:38:21,970
‫لُرد رودریک، هنوز آماده‌ای
‫برای ملکه‌مون بمیری؟

509
00:38:22,590 --> 00:38:23,920
‫مشتاقانه منتظرم

510
00:38:23,930 --> 00:38:25,430
‫ریش‌سفیدهات رو ببر بالای دیوارها،

511
00:38:25,430 --> 00:38:27,770
‫با روحیه‌ی جنگجویان شمالی‌تون
‫بهشون غلبه کنید

512
00:38:27,760 --> 00:38:29,510
‫و از داخل دروازه رو باز کنید

513
00:38:29,520 --> 00:38:32,690
‫اما حق نداری تا قبل
‫از باز کردن دروازه بمیری

514
00:38:32,690 --> 00:38:34,440
‫چشم، دروازه رو باز می‌کنم
‫بعدش می‌میرم

515
00:38:36,150 --> 00:38:37,900
‫لُرد اُسکار طبق نقشه
‫از جناح حمله می‌کنه

516
00:38:37,900 --> 00:38:39,940
‫سِـر گاریبالد نیروهای ذخیره رو
‫فرماندهی می‌کنه

517
00:38:39,940 --> 00:38:41,780
‫مرکزش مال منه

518
00:39:01,380 --> 00:39:03,800
‫این خانه‌ی هفت خداست

519
00:39:03,800 --> 00:39:06,340
‫هیچ سلاحی نباید بهش وارد بشه

520
00:39:07,350 --> 00:39:10,100
‫مردم بارانداز پادشاه جمع شدن

521
00:39:10,100 --> 00:39:12,640
‫و می‌خوان بدونن خدایان
‫چه کسی رو برای رهبری برگزیدن

522
00:39:14,190 --> 00:39:16,230
‫تو بهشون جواب می‌دی

523
00:39:16,230 --> 00:39:18,230
‫و جلوی چشم همه
‫مراسم تدهین من رو انجام می‌دی

524
00:39:18,230 --> 00:39:21,320
‫قبلاً بهتون گفتم
‫که چنین کاری غیرممکنه

525
00:39:22,530 --> 00:39:25,700
‫و حالا بعد از زنده شدن اگان و اژدهاش

526
00:39:25,700 --> 00:39:28,120
‫نشانه‌ی مشخص‌تری از این وجود نداره

527
00:39:28,120 --> 00:39:31,920
‫که خدایان چه کسی رو
‫برای رهبری برگزیدن، شاه‌دخت

528
00:39:32,750 --> 00:39:34,090
‫من ملکه‌ام

529
00:39:36,540 --> 00:39:37,920
‫پیرمرد فراموش کرده

530
00:39:39,380 --> 00:39:42,300
‫تاج پدرم رو بر سر گذاشتم
‫و روی تخت آهنینش می‌نشینم…

531
00:39:43,300 --> 00:39:45,590
‫در حالی که ۶ اژدها دارم

532
00:39:46,970 --> 00:39:49,140
‫نمی‌تونی برای دومین بار
‫حقم رو ازم دریغ کنی

533
00:39:50,390 --> 00:39:52,890
‫شاید ۶ تا اژدها داشته باشی،

534
00:39:52,890 --> 00:39:56,560
‫اما من خدای هفت‌چهره دارم

535
00:39:56,560 --> 00:40:00,150
‫غیرممکنه که خلاف اراده‌شون عمل کنم

536
00:40:06,320 --> 00:40:08,280
‫پس یه خائنی

537
00:40:11,780 --> 00:40:13,370
‫من روحانی اعظم مذهب هفت هستم

538
00:40:14,620 --> 00:40:19,080
‫اگه به من آسیب برسونی
‫یعنی علیه سپتِ ستاره‌ای اعلان جنگ کردی

539
00:40:19,080 --> 00:40:22,710
‫و روحت رو به عمیق‌ترین جهنم
‫از هفت جهنم محکوم می‌کنی

540
00:40:26,300 --> 00:40:29,850
‫خون والیریای کهن در رگ‌های تو جاریه

541
00:40:31,430 --> 00:40:33,180
‫تو به خدایانی پاسخ می‌دی
‫که از خدایان اون والاترن

542
00:40:37,770 --> 00:40:40,440
‫برای اونا این خونه…

543
00:40:41,690 --> 00:40:44,280
‫چیزی جز بنایی از آجر و سنگ نیست

544
00:40:48,660 --> 00:40:51,290
‫بر روی زمینی مقدس ایستادیم

545
00:40:51,280 --> 00:40:53,240
‫این‌جا یه پناهگاهه

546
00:41:38,410 --> 00:41:39,870
‫قبل از مرگ…

547
00:41:41,000 --> 00:41:44,500
‫پدرم، ویسیریسِ صلح‌طلب…

548
00:41:45,630 --> 00:41:46,930
‫من رو جانشین خودش اعلام کرد

549
00:41:49,050 --> 00:41:53,180
‫مخفیانه و یواشکی نه،
‫بلکه یه مراسم رسمی گرفت

550
00:41:54,140 --> 00:41:58,020
‫صدها لُرد مسافت‌های طولانی رو پیمودن

551
00:41:58,020 --> 00:42:02,150
‫تا در برابر خدایان و انسان‌ها
‫به من سوگند وفاداری یاد کنن

552
00:42:06,610 --> 00:42:10,030
‫اما حکومت کردن من از قبل مقرر شده بود

553
00:42:11,150 --> 00:42:13,400
‫پیش‌گویی شده بود…

554
00:42:14,370 --> 00:42:16,750
‫خیلی قبل‌تر از این‌که
‫حتی ویسیریس به دنیا بیاد

555
00:42:21,330 --> 00:42:23,500
‫با نابودی آغاز شد…

556
00:42:24,710 --> 00:42:27,170
‫وقتی آتش و جهنم زبانه کشیدن

557
00:42:27,170 --> 00:42:30,670
‫تا والیریای کهن و مردمش رو نابود کنن

558
00:42:30,670 --> 00:42:32,590
‫اولفِ اژدهاسوار رو می‌خوام

559
00:42:34,050 --> 00:42:36,050
‫برید داخل پیداش کنید

560
00:42:36,050 --> 00:42:38,300
‫فقط تارگرین‌ها زنده موندن

561
00:42:38,310 --> 00:42:39,640
‫کجاست؟

562
00:42:39,640 --> 00:42:43,190
‫فقط خانواده‌ی من در امان موندن

563
00:42:49,730 --> 00:42:53,270
‫خدایان اجداد من رو احضار کردن،

564
00:42:53,280 --> 00:42:55,990
‫اگانِ فاتح رو…

565
00:42:56,990 --> 00:43:01,200
‫تا به هفت پادشاهی بیاد
‫و قلمرو تقسیم‌شده رو

566
00:43:01,200 --> 00:43:05,500
‫زیر پرچم سیاه و سرخ متحد کنه

567
00:43:07,340 --> 00:43:09,720
‫اون رو…

568
00:43:09,710 --> 00:43:12,710
‫«محافظ جهان بشریت» نامیدن

569
00:43:14,010 --> 00:43:16,550
‫وظیفه‌ش محافظت کردن ازش بود…

570
00:43:17,390 --> 00:43:21,230
‫در برابر تاریکی‌ای شوم و قدیمی

571
00:43:21,220 --> 00:43:23,560
‫که در شمال دور کمین کرده…

572
00:43:24,440 --> 00:43:28,740
‫آن سوی دیوار،
‫آن سوی سرزمین‌های زمستانی

573
00:43:28,730 --> 00:43:32,480
‫و فقط قدرت اژدهایان

574
00:43:32,490 --> 00:43:34,910
‫می‌تونه در برابرش ایستادگی کنه

575
00:43:36,820 --> 00:43:41,570
‫فاتح این وظیفه‌ی مقدس رو

576
00:43:41,580 --> 00:43:46,210
‫به نوادگان برگزیده‌ش سپرد،
‫به پادشاه پیر، جیهیریس،

577
00:43:46,210 --> 00:43:49,460
‫بعدش به پدرم و بعدش به من

578
00:43:49,460 --> 00:43:53,300
‫نسل هایتاورها نمی‌تونه
‫این پیش‌گویی رو محقق کنه

579
00:43:55,510 --> 00:43:58,430
‫اگه می‌خواید جهان‌تون نابود نشه…

580
00:44:00,100 --> 00:44:02,640
‫من باید راه رو روشن کنم

581
00:44:03,560 --> 00:44:08,020
‫چون من سپر مردم هستم

582
00:44:08,020 --> 00:44:12,110
‫من رینیرای برگزیده هستم

583
00:44:15,220 --> 00:44:17,000
‫من…

584
00:44:17,000 --> 00:44:21,520
شاهزاده‌ی موعود هستم

585
00:44:27,710 --> 00:44:31,550
‫لُردها، شوالیه‌ها،
‫وحشی‌ها، و بی‌رحم‌ها

586
00:44:35,210 --> 00:44:37,630
‫چه امروز زنده بمونید، چه بمیرید…

587
00:44:38,630 --> 00:44:41,380
‫در تاریخ از شما به عنوان
‫کسانی یاد می‌شه

588
00:44:41,390 --> 00:44:44,940
‫که آغازِ پایان هایتاورها رو رقم زدن

589
00:44:47,440 --> 00:44:49,690
‫به هیچ‌کس رحم نکنید

590
00:44:51,690 --> 00:44:53,150
‫به هیچ‌کس امان ندید

591
00:44:55,480 --> 00:44:58,650
‫بهترین‌تون رو نمی‌خوام،
‫بدترین‌تون رو می‌خوام

592
00:45:10,370 --> 00:45:11,670
‫حالا برید…

593
00:45:12,630 --> 00:45:14,510
‫و بُکُشیدشون

594
00:45:32,980 --> 00:45:34,860
‫بسیار خب، دوستان

595
00:45:36,070 --> 00:45:37,370
‫شمشیرهاتون رو بکشید

596
00:45:38,440 --> 00:45:39,860
‫شکم‌ها رو بدید داخل

597
00:46:39,260 --> 00:46:41,760
‫دستگاه‌های محاصره، آماده‌

598
00:46:41,760 --> 00:46:43,550
‫کماندارها، بِکِشید

599
00:46:43,550 --> 00:46:45,260
‫بِکِشید، بِکِشید، بِکِشید

600
00:46:45,260 --> 00:46:46,590
‫خوب نشونه بگیرید، دوستان

601
00:47:09,870 --> 00:47:11,660
‫یالا

602
00:47:11,660 --> 00:47:14,750
‫تیرهاتون رو بندازید،

603
00:47:14,750 --> 00:47:16,880
‫حروم‌زاده‌های بچه‌باز

604
00:47:34,600 --> 00:47:35,930
‫رها کنید

605
00:48:07,390 --> 00:48:08,690
‫سرورم

606
00:48:09,390 --> 00:48:12,060
‫هیچ نشونه‌ای از اولف
هیچ‌جا پیدا نمی‌شه

607
00:48:12,060 --> 00:48:14,190
‫- فرار کرده
‫- سرورم

608
00:48:14,180 --> 00:48:15,560
‫نبرد آغاز شد

609
00:48:16,980 --> 00:48:19,360
‫- جدی می‌گی؟
‫- بله، سرورم

610
00:48:19,360 --> 00:48:22,660
‫به نظر می‌رسه دیمون تارگرین
‫شرایط پادشاه دیرون رو نپذیرفته

611
00:48:26,360 --> 00:48:27,660
‫شرایط؟

612
00:48:29,200 --> 00:48:30,580
‫بگو ببینم

613
00:48:30,570 --> 00:48:32,740
‫پادشاه دیرون سِـر گواین رو فرستادن

614
00:48:32,740 --> 00:48:35,080
‫تا در مورد صلح
‫با دشمن مذاکره کنه

615
00:48:35,080 --> 00:48:38,370
‫مار دریا رو آزاد کردن، سرورم،
‫به عنوان بخشی از معامله

616
00:48:38,370 --> 00:48:41,620
‫دنبالش بگردید
‫اولفِ اژدهاسوار رو پیدا کنید

617
00:48:54,890 --> 00:48:56,270
‫شاهزاده کجاست؟

618
00:48:56,270 --> 00:48:57,570
‫پادشاه؟

619
00:49:06,900 --> 00:49:08,490
‫نردبان‌ها نردبان‌ها

620
00:49:10,740 --> 00:49:12,040
‫روغن

621
00:49:29,880 --> 00:49:31,590
‫به پیش

622
00:49:43,110 --> 00:49:44,490
‫دیوار جنوبی

623
00:50:24,360 --> 00:50:26,190
‫کماندارها

624
00:50:26,190 --> 00:50:28,070
‫خندق‌ها رو آتیش بزنید

625
00:50:50,970 --> 00:50:54,390
‫اعلی‌حضرت، سِـر اولفِ سفید رو
‫نمی‌تونم پیدا کنم

626
00:50:56,970 --> 00:50:59,510
‫منظورت چیه که نمی‌تونی پیداش کنی؟

627
00:50:59,520 --> 00:51:01,810
‫اژدهای خیلی بزرگی داره

628
00:51:02,520 --> 00:51:05,610
‫معذرت می‌خوام، اعلی‌حضرت
‫اما همراه اژدهاش نیست

629
00:51:16,240 --> 00:51:17,620
‫برجک

630
00:51:26,460 --> 00:51:27,670
‫بمونید

631
00:51:27,670 --> 00:51:29,670
‫اون دروازه‌ی لعنتی رو پیدا کنید، دوستان

632
00:51:30,960 --> 00:51:32,260
‫بُکُشیدشون

633
00:51:33,130 --> 00:51:34,430
‫شمشیر بکشید

634
00:51:35,220 --> 00:51:36,850
‫- بُکُشیدشون
‫- به پیش

635
00:51:48,480 --> 00:51:50,020
‫اون اژدهای هیو چکشه؟

636
00:51:50,690 --> 00:51:52,690
‫هیو باید از بارانداز پادشاه محافظت کنه

637
00:51:54,150 --> 00:51:55,610
‫ببینید چرا اومده این‌جا

638
00:52:08,920 --> 00:52:11,760
‫لشکر مرکزی پشت سر من صف بکشید

639
00:52:11,750 --> 00:52:13,050
‫کاراکسس

640
00:52:27,270 --> 00:52:29,650
‫- آماده
‫- مواضع‌تون رو حفظ کنید

641
00:52:34,110 --> 00:52:35,490
‫اژدها

642
00:52:36,150 --> 00:52:38,070
‫سوارش رو زمین‌گیر کنید

643
00:52:41,620 --> 00:52:42,920
‫دراکاریس

644
00:52:55,800 --> 00:52:57,590
‫برید برید پایین

645
00:52:58,130 --> 00:52:59,670
‫از بین درها برید

646
00:52:59,680 --> 00:53:00,980
‫یالا

647
00:53:02,050 --> 00:53:03,680
‫از سر راه برید کنار

648
00:53:04,310 --> 00:53:05,610
‫برید

649
00:53:14,360 --> 00:53:15,660
‫دراکاریس

650
00:53:44,600 --> 00:53:46,810
‫به پیش

651
00:54:21,510 --> 00:54:22,810
‫به سمت دروازه‌های اصلی

652
00:54:25,260 --> 00:54:27,260
‫پس دروازه‌ها باز شدن، دوستان

653
00:54:29,100 --> 00:54:30,850
‫و ما هنوز زنده‌ایم

654
00:54:31,890 --> 00:54:34,060
‫اون پادشاه کوچولو رو برام پیدا کنید

655
00:54:34,060 --> 00:54:35,360
‫برید

656
00:54:37,270 --> 00:54:39,060
‫لُرد هایتاور رو می‌خوام

657
00:54:57,670 --> 00:54:59,170
‫بلندش کنید

658
00:55:02,220 --> 00:55:05,260
‫- بلند شو
‫- آدم مستِ بی‌ارزش

659
00:55:05,930 --> 00:55:08,970
‫تنها کاری که نیاز بود بکنی
‫این بود که سوار اژدهات بشی

660
00:55:10,270 --> 00:55:12,400
‫از دیوارها عبور کردن

661
00:55:12,390 --> 00:55:14,850
‫آشغال حروم‌زاده‌ی به درد نخور

662
00:55:16,190 --> 00:55:17,570
‫شاید همه‌چیز رو به باد داده باشی

663
00:55:18,610 --> 00:55:21,700
‫حالا برو سوار اون جونور بشو

664
00:55:21,690 --> 00:55:23,190
‫و کاری که بهت گفته شده رو انجام بده

665
00:55:34,000 --> 00:55:36,210
‫اورمند هایتاور

666
00:55:43,550 --> 00:55:45,430
‫کت، کجایی؟

667
00:55:49,180 --> 00:55:50,480
‫کت

668
00:55:54,230 --> 00:55:56,520
‫ارومند هایتاور

669
00:55:56,520 --> 00:55:57,860
‫خویشاوندکُش

670
00:56:04,650 --> 00:56:06,240
‫کودک‌کُش

671
00:56:07,870 --> 00:56:09,500
‫کافر

672
00:56:22,210 --> 00:56:24,960
‫سِـر اولف، شاهزاده دیمون
‫بهم دستور دادن

673
00:56:24,970 --> 00:56:27,060
‫که مطمئن بشم شما و اژدهاتون…

674
00:56:38,100 --> 00:56:39,400
‫دیرون

675
00:56:39,900 --> 00:56:41,360
‫مذاکرات شکست خورد

676
00:56:41,900 --> 00:56:44,530
‫دیمون شهر رو گرفته

677
00:56:44,530 --> 00:56:45,830
‫می‌میری

678
00:56:46,700 --> 00:56:48,950
‫اما حداقل به عنوان یه بزدل
‫به خاطر سپرده نمی‌شم

679
00:56:49,780 --> 00:56:52,370
‫من کنار مردهای شجاع زیادی جنگیدم

680
00:56:52,370 --> 00:56:55,960
‫که معتقد بودن مرگ
‫تنها راه رسیدن به شکوهه

681
00:56:55,950 --> 00:56:57,910
‫در راه غرور اورمند
‫خودت رو به کشتن نده

682
00:57:00,580 --> 00:57:02,250
‫پسرم

683
00:57:02,250 --> 00:57:03,630
‫پسرم، لطفاً

684
00:57:06,260 --> 00:57:07,390
‫خواهش می‌کنم

685
00:57:07,380 --> 00:57:08,680
‫جلو نیا

686
00:57:18,640 --> 00:57:19,940
‫جلو نیا

687
00:57:20,980 --> 00:57:22,610
‫پس باید از روی جنازه‌ی من رد بشی

688
00:57:55,430 --> 00:57:57,390
‫دراکاریس

689
00:58:19,500 --> 00:58:21,000
‫پیدات شد

690
00:58:40,930 --> 00:58:42,600
‫اونم از مهره‌ی اورمند

691
00:58:43,730 --> 00:58:45,360
‫شاید زنده بمونیم

692
00:58:51,990 --> 00:58:53,290
‫یه مسیر باز کنید

693
01:00:23,370 --> 01:00:25,830
‫به این می‌گن یه گایش درست‌وحسابی

694
01:00:25,830 --> 01:00:27,620
‫از طرف شمالی‌ها

695
01:00:39,850 --> 01:00:41,810
‫کون لق شما هم

696
01:00:41,810 --> 01:00:44,020
‫نه نه

697
01:00:59,530 --> 01:01:01,410
‫برو یه جا پناه بگیر

698
01:02:13,520 --> 01:02:15,770
‫کجایی؟

699
01:03:48,370 --> 01:03:50,000
‫اولف علیه ما شده

700
01:03:49,990 --> 01:03:51,490
‫شهر از دست رفته

701
01:03:52,790 --> 01:03:54,380
‫باید بریم

702
01:05:06,690 --> 01:05:08,400
‫دیرون

703
01:05:15,410 --> 01:05:16,710
‫دیرون

704
01:05:40,310 --> 01:05:42,730
‫کت کت

705
01:06:32,110 --> 01:06:33,410
‫ملکه‌ی من

706
01:08:49,940 --> 01:08:54,940
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

707
01:08:54,960 --> 01:08:59,960
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

