1
00:01:40,780 --> 00:01:45,110
« خاندان اژدها »

2
00:02:15,000 --> 00:02:25,000
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

3
00:02:31,360 --> 00:02:36,370
…در مقابل ملکۀ هفت قلمرو و در کنارِ

4
00:02:37,450 --> 00:02:40,370
!یکی از اژدهاهای خاندان تارگریان ایستادی

5
00:02:41,700 --> 00:02:43,950
قصد و نقشه‌ای برای انجام اینکار نداشتم

6
00:02:43,960 --> 00:02:46,050
!چی می‌خوای؟

7
00:02:46,960 --> 00:02:49,960
می‌خوام راه و روشِ
…اژدهاسوارها رو یاد بگیرم

8
00:02:51,380 --> 00:02:53,380
!و به ملکه‌م خدمت کنم

9
00:02:55,130 --> 00:02:57,300
!علیاحضرت

10
00:03:24,540 --> 00:03:26,880
به عنوانِ کسی که
…به صورتِ ناگهانی جایگاه مهمی

11
00:03:26,870 --> 00:03:29,330
بدست آورده، خیلی سریع زانو زدی
و وفاداریت رو اعلام کردی

12
00:03:30,040 --> 00:03:33,880
این اژدها اومد سراغِ من، من سراغش نرفتم

13
00:03:36,130 --> 00:03:40,180
همیشه در خدمت خاندان ولاریون بوده‌م

14
00:03:40,180 --> 00:03:42,720
…شاید به‌نظر برسه از خاندانِ اصیلی نیستم

15
00:03:42,720 --> 00:03:45,600
اما با خدمت کردن بیگانه نیستم

16
00:03:47,270 --> 00:03:49,360
و اگر خدایان اهداف مهمی
…واسه‌م در نظر گرفته باشن

17
00:03:49,360 --> 00:03:51,030
من کی باشم که دعوت‌شون رو رد کنم؟

18
00:04:00,570 --> 00:04:01,780
بلند شو

19
00:04:10,210 --> 00:04:11,880
اصل و نسبت چیـه؟

20
00:04:11,880 --> 00:04:14,050
مادرم یه کشتی‌ساز بود

21
00:04:15,210 --> 00:04:16,800
…پدرم

22
00:04:18,050 --> 00:04:19,470
آدم مهمی نبود

23
00:04:20,220 --> 00:04:23,350
اجدادت چی؟ عضو خاندانِ تارگریان هستن؟

24
00:04:23,350 --> 00:04:26,560
ما از اون خانواده‌ها نیستیم که به
تاریخچه و این مسائل اهمیت بدیم، علیاحضرت

25
00:04:28,810 --> 00:04:30,520
اسمت چیـه؟

26
00:04:30,770 --> 00:04:32,980
آدام… از هال

27
00:04:41,610 --> 00:04:43,820
…کاری رو انجام دادی

28
00:04:45,240 --> 00:04:47,240
…که فکر می‌کردم غیر ممکنـه

29
00:04:48,790 --> 00:04:50,790
آدام از هال

30
00:04:55,460 --> 00:04:57,300
از این بابت خوشحالم

31
00:05:01,590 --> 00:05:03,760
به‌نظرت می‌تونی
به سمت دراگون‌استون هدایتش کنی؟

32
00:05:06,770 --> 00:05:08,440
می‌تونم تلاشم رو انجام بدم

33
00:05:14,560 --> 00:05:16,600
…همۀ عمرم

34
00:05:16,610 --> 00:05:20,660
سعی کرده‌م به خاندانم و به مملکت خدمت کنم

35
00:05:22,490 --> 00:05:24,200
و حالا می‌فهمم که این موضوع اهمیتی نداره

36
00:05:26,450 --> 00:05:28,290
کنار گذاشته شدیم

37
00:05:30,290 --> 00:05:31,710
یا منفور شدیم

38
00:05:34,880 --> 00:05:37,470
…جای زخمش باقی می‌مونه

39
00:05:37,460 --> 00:05:40,840
اما… میشه به‌راحتی مخفیش کرد

40
00:05:46,010 --> 00:05:47,850
اینجا، هیچ چیز تمیز نیست

41
00:05:57,650 --> 00:06:00,440
می‌خوام برم بیرون، سِر ریکارد

42
00:06:00,440 --> 00:06:02,480
بیرون؟

43
00:06:02,490 --> 00:06:04,160
به گمونم دلم می‌خواد برم کینگزوود

44
00:06:04,160 --> 00:06:05,500
…پس به پیشکارها میگم

45
00:06:05,490 --> 00:06:07,370
خدم و حشم رو آماده کنن -
بدون خدم و حشم -

46
00:06:08,580 --> 00:06:10,500
…پس ندیمه‌هاتون -
بدون ندیمه‌ها -

47
00:06:10,500 --> 00:06:13,170
فقط خودت

48
00:06:22,800 --> 00:06:25,850
قراره با چه مجازاتی مواجه بشن؟
اعدام یا حبس ابد؟

49
00:06:26,680 --> 00:06:28,270
«قراره بفرستن‌شون به «دیوار

50
00:06:29,180 --> 00:06:31,020
شاهزادۀ نایب‌السلطنه، آدم مهربونیــه

51
00:06:31,020 --> 00:06:32,060
هوم

52
00:06:33,940 --> 00:06:36,730
خب، بهرحال شورش راه انداختن

53
00:06:36,730 --> 00:06:39,520
به گمونم… اینجوری عدالت اجرا میشه

54
00:06:47,030 --> 00:06:51,530
خبر خیلی مهمی بدستم رسیده

55
00:06:51,540 --> 00:06:54,420
شایعه‌ای دربارۀ اینکه
…دیده شده سی‌اسموک

56
00:06:55,710 --> 00:06:57,300
یه اژدهاسوار داشته

57
00:06:58,420 --> 00:07:00,670
…خبر خوب و مهمی بدستت رسیده

58
00:07:00,670 --> 00:07:04,530
و الان می‌خوای این خبر رو
به گوشِ شاهزاده ایموند برسونی

59
00:07:04,530 --> 00:07:08,390
راستش… با خودم گفتم
بهتره از تو مشورت بگیرم، لُرد لاریس

60
00:07:08,390 --> 00:07:10,430
از اونجایی که نجواها حوزۀ تخصصی توئـه

61
00:07:10,970 --> 00:07:14,640
،در مقابل شاهزادۀ نایب‌السلطنه
!ایموند تارگریان، زانو بزنین

62
00:07:15,230 --> 00:07:17,230
…اوه، اما این نجوا به گوش تو رسیده

63
00:07:17,230 --> 00:07:19,900
نه من، لُرد جسپر

64
00:07:19,900 --> 00:07:22,780
…اما اگر فکر می‌کنی خبر مهم و باارزشیـه

65
00:07:22,780 --> 00:07:25,030
…شاید بهتر باشه خودت اینکارو انجام بدی

66
00:07:25,030 --> 00:07:27,450
و این خبر رو به گوش ایموند برسونی

67
00:07:27,450 --> 00:07:29,910
شِنِل‌های سفیدتون رو درمیارین
…و شِنِل‌های سیاه به تن می‌پوشین

68
00:07:29,910 --> 00:07:32,750
و تا آخر عمرتون میرین
و در دیوار خدمت می‌کنین

69
00:07:32,750 --> 00:07:35,250
اون اژدهاسوار کیـه؟

70
00:07:35,250 --> 00:07:37,750
…معلوم نیست

71
00:07:37,750 --> 00:07:39,860
اما قاعدتاً باید بانو رِینا باشه

72
00:07:39,860 --> 00:07:41,970
همۀ عمرش بدنبال رام کردن یه اژدها بوده

73
00:07:41,960 --> 00:07:43,380
،قطعاً همینطوره
…اما وقتی که ۱۴ سالش بود

74
00:07:43,380 --> 00:07:44,800
تلاشش رو کرد

75
00:07:44,800 --> 00:07:46,970
نزدیک بود سی‌اسموک ببلعتش

76
00:07:46,970 --> 00:07:48,350
ممکنه چه کس دیگه‌ای باشه؟

77
00:07:49,760 --> 00:07:52,100
…آره، لیستِ اژدهاسوارها
لیستِ بلندبالایی نیست

78
00:07:52,100 --> 00:07:54,440
این خبر رو از کجا شنیدی؟

79
00:07:54,430 --> 00:07:55,680
شاگردم بهم گفت

80
00:07:57,440 --> 00:07:59,940
شاگردم از زبونِ یکی از
…کارگرهای اسطبل شنیده

81
00:07:59,940 --> 00:08:03,490
شاگرد اسطبل
از زبونِ پدرش که یه ماهیگیره شنیده

82
00:08:03,480 --> 00:08:05,820
پدرش هم از زبونِ یکی از همکارهای دریانوردش
که ادعا می‌کنه این ماجرا رو دیده شنیده

83
00:08:07,030 --> 00:08:08,030
اوه

84
00:08:11,620 --> 00:08:13,960
…البته که می‌تونی این خبر رو

85
00:08:13,950 --> 00:08:16,620
…به گوش شاهزاده ایموند برسونی، اما

86
00:08:17,460 --> 00:08:21,130
شاید این یکی از اون نجواهاییـه
که بهتره بهش توجهی نشه

87
00:09:01,370 --> 00:09:03,460
ملکه آسیبی ندیدن

88
00:09:03,460 --> 00:09:06,210
اژدهاسوار چی؟
می‌دونیم کیـه؟

89
00:09:06,210 --> 00:09:08,110
…به‌نظر می‌رسه یکی از

90
00:09:08,110 --> 00:09:09,830
کشتی‌سازهای شماست، جنابِ دست

91
00:09:09,830 --> 00:09:11,550
یه رعیتـه؟

92
00:09:11,550 --> 00:09:14,870
…با احترام به کارگرهای شما، لُرد کورلیس

93
00:09:14,870 --> 00:09:18,190
قابل قبول نیست که
آدمای عادی تلاش کنن اژدهاها رو رام کنن

94
00:09:18,180 --> 00:09:20,310
اون دزد رو دستگیر کردین؟

95
00:09:20,310 --> 00:09:23,650
علیاحضرت دستور داده‌ن
به عنوان مهمون ازش پذیرایی بشه

96
00:09:23,650 --> 00:09:25,670
…مایلن به اون شخص

97
00:09:25,670 --> 00:09:27,690
…اژدهاسواری و

98
00:09:27,690 --> 00:09:30,690
زبانِ والریایی آموزش داده بشه

99
00:09:30,700 --> 00:09:32,830
…بجز اینکه اون شخص آدم با اصل و نسبی نیست

100
00:09:32,820 --> 00:09:34,840
اطلاعاتِ دیگه‌ای ازش نداریم

101
00:09:34,850 --> 00:09:36,870
نظر شما چیـه، جنابِ دست؟

102
00:09:38,540 --> 00:09:40,210
…قبل از اینکه قضاوت کنیم و نظر بدیم

103
00:09:41,290 --> 00:09:44,090
منتظر می‌مونیم ببینیم نظر ملکه چیـه

104
00:09:46,540 --> 00:09:47,960
مکله کجا هستن؟

105
00:09:49,960 --> 00:09:52,380
ملکه گفتن در جلسۀ شورا حضور پیدا نمی‌کنن

106
00:09:56,890 --> 00:09:59,520
پس قراره به شما خدمت کنه، نه خودش

107
00:09:59,810 --> 00:10:02,400
شانس آوردین -
شانس آوردم؟ -

108
00:10:02,400 --> 00:10:03,940
یا مسئلیـه که به نوعی از پیش تعیین شده؟

109
00:10:04,650 --> 00:10:06,400
سی‌اسموک اون رو انتخاب کرده

110
00:10:06,400 --> 00:10:09,740
حتماً یه رگ و ریشه‌ای
از خاندانِ تارگریان داره

111
00:10:09,740 --> 00:10:10,930
حتماً اون اژدها این مسئله رو احساس کرده

112
00:10:10,920 --> 00:10:12,060
افراد دیگه‌ای هم خواهند بود

113
00:10:12,060 --> 00:10:13,200
…واسۀ ورمیتور و سیلوروینگ

114
00:10:13,200 --> 00:10:14,280
اژدهاسوار پیدا می‌کنیم

115
00:10:14,280 --> 00:10:15,660
بهش اعتماد دارین؟

116
00:10:16,570 --> 00:10:18,030
چارۀ دیگه‌ای هم دارم؟

117
00:10:18,040 --> 00:10:19,460
مهم اینـه که الان یه اژدها داره

118
00:10:19,450 --> 00:10:21,030
…بدونِ اون، فقط سایرکس رو دارم

119
00:10:21,040 --> 00:10:23,920
اینجوری شاید بشه ایموند رو متزلزل کرد

120
00:10:23,920 --> 00:10:25,960
نکتۀ مهم اینـه که
چطور باید افراد دیگه رو پیدا کرد

121
00:10:26,500 --> 00:10:30,550
شاید رگ و ریشۀ تارگریانِ
سِر استفن دارک‌لین خیلی ضعیف بوده باشه

122
00:10:30,550 --> 00:10:32,880
اگر بتونم افراد دیگه‌ای
…که ارتباط مستقیم‌تری

123
00:10:32,880 --> 00:10:35,090
با نژادِ خاندانِ تارگریان دارن رو
…پیدا کنم

124
00:10:35,970 --> 00:10:37,930
…ببخشین، علیاحضرت

125
00:10:40,430 --> 00:10:44,600
اما بهتره دنبال فرزندهای نامشروع
در مکان‌های غیرمنتظره بگردین

126
00:10:48,610 --> 00:10:50,490
…من قبلاً توی یه فاحشه‌خونه کار می‌کردم

127
00:10:50,480 --> 00:10:54,780
جایی که شاهزاده‌های تارگریان
کارهای غیراخلاقی‌شون رو انجام می‌دادن

128
00:10:54,780 --> 00:10:58,280
…خودم به شخصه، حداقل ۸۰ نفر از

129
00:10:58,280 --> 00:10:59,950
فرزندهای نامشروع‌شون رو می‌شناسم

130
00:10:59,950 --> 00:11:02,120
مطمئناً تعدادشون خیلی بیشتر از این حرفاست

131
00:11:02,120 --> 00:11:04,120
شاید تعداد زیادی از
…فرزندهای نامشروع خاندان‌تون

132
00:11:04,120 --> 00:11:07,710
همینجا توی دراگون‌استون هم باشن

133
00:11:17,550 --> 00:11:19,110
منظورت آدمای عادیـه

134
00:11:19,120 --> 00:11:20,680
شاید به اندازۀ
…لُردها و بانوهای اصیل و با نسب

135
00:11:20,680 --> 00:11:24,140
یا حتی بیشتر و بهتر از اونا
بتونن بهتون خدمت کنن

136
00:11:26,640 --> 00:11:29,640
…اما توی خانواده‌های اصیل

137
00:11:29,650 --> 00:11:32,240
وفاداریِ ابدی وجود داره

138
00:11:33,230 --> 00:11:34,480
عزت و آبرو وجود داره

139
00:11:35,320 --> 00:11:38,700
…برادرهای ناتنیِ خودتون، اِگان و ایموند

140
00:11:38,700 --> 00:11:41,210
…کسایی که خونِ پاک تارگریان توی رَگ‌هاشون

141
00:11:41,230 --> 00:11:43,740
،جریان داره
…دارن سر تاج‌وتخت‌تون باهاتون می‌جنگن

142
00:11:44,660 --> 00:11:46,200
اونا براساس عزت و آبرو عمل می‌کنن؟

143
00:11:51,840 --> 00:11:55,220
یه کشتی‌سازِ رعیت
…قسم خورده بهتون خدمت کنه

144
00:11:55,220 --> 00:11:58,600
در حالی که برادرهاتون می‌خوان نابودتون کنن

145
00:12:00,350 --> 00:12:04,270
اوضاع تغییر کرده، علیاحضرت

146
00:12:05,230 --> 00:12:07,070
بهتر نیست با این موضوع کنار بیاین؟

147
00:12:16,900 --> 00:12:19,860
…به مدت ۲۰ سال، لُردهای این ممکلت

148
00:12:19,870 --> 00:12:23,540
پشت سرم به بچه‌هام توهین کردن

149
00:12:31,130 --> 00:12:32,380
بسیارخب

150
00:12:33,630 --> 00:12:37,050
بهتره ما هم یه ارتش
از حرومزاده‌ها تشکیل بدیم

151
00:12:57,740 --> 00:13:00,410
سرورم؟ -
سرورم»؟» -

152
00:13:00,950 --> 00:13:03,160
چقدر پیشرفت کردی

153
00:13:05,580 --> 00:13:07,620
ازتون می‌خوام
…بهم اجازه بدین از این به بعد

154
00:13:07,620 --> 00:13:09,870
دیگه به عنوان یه کشتی‌ساز
در خدمت‌تون نباشم

155
00:13:09,870 --> 00:13:12,620
افراد خوب و قویِ زیادی هستن
…که می‌تونن بجای من اینکارو انجام بدن

156
00:13:17,590 --> 00:13:19,760
بهت اجازه میدم اینکارو انجام بدی

157
00:13:31,770 --> 00:13:33,270
آفرین

158
00:14:01,930 --> 00:14:04,310
…لُرد تالی درخواست‌تون رو اجابت کردن

159
00:14:04,300 --> 00:14:06,720
و لُردهای ریوران رو
به اینجا آورده‌ن، پادشاهِ من

160
00:14:12,020 --> 00:14:15,150
…بابتِ فوتِ پدربزرگت بهت تسلیت میگم

161
00:14:15,150 --> 00:14:17,990
و بابت اینکه رئیس خاندانت
…و فرماندار منطقۀ ریورلندز شدی

162
00:14:17,980 --> 00:14:19,690
از طرفِ سلطنت و تاج‌وتخت، بهت تبریک میگم

163
00:14:19,690 --> 00:14:21,150
واقعاً کار با شکوهی کردی. آفرین

164
00:14:22,240 --> 00:14:26,660
هیچ کاری نکردم -
با این وجود، مهم اینه که الان اینجایی -

165
00:14:26,660 --> 00:14:28,810
دفعۀ قبل که خیلی زود گفتین برم رَدِ کارم

166
00:14:28,810 --> 00:14:30,960
اون موقع واسه‌م اهمیتی نداشتی

167
00:14:30,960 --> 00:14:32,170
…اما الان

168
00:14:34,870 --> 00:14:37,370
می‌تونم ارتشِ بزرگی که دنبالش هستم رو
بدست بیارم

169
00:14:38,380 --> 00:14:40,800
باید تصمیم بگیری

170
00:14:40,800 --> 00:14:42,970
فکر می‌کنم کاملاً واضحـه که تصمیم درست چیـه

171
00:14:43,880 --> 00:14:45,720
ببخشین، اعلیحضرت

172
00:14:45,720 --> 00:14:47,850
…همونجوری که خودتون می‌دونین

173
00:14:47,850 --> 00:14:52,650
دربارۀ اینجور مسائل
…تجربۀ کافی رو ندارم، اما

174
00:14:52,640 --> 00:14:56,140
به‌نظر می‌رسه
…خراب‌کاری‌های زیادی انجام دادین

175
00:14:56,150 --> 00:15:00,150
و به نام ملکه، مرتکب اعمالِ وحشیانه‌ای شدین

176
00:15:00,150 --> 00:15:02,190
تو طرف کی هستی؟

177
00:15:06,740 --> 00:15:09,740
عهد و پیمان چیزیـه که مردم ریورلندز رو
در کنار همدیگه نگه داشته

178
00:15:11,410 --> 00:15:15,040
خاندانِ تالی به پادشاه ویسریس قول داد

179
00:15:16,880 --> 00:15:18,260
…ما اقتدارِ وارثِ منتخب‌شون

180
00:15:18,250 --> 00:15:20,710
ملکه رینیرا، رو به رسمیت می‌شناسیم

181
00:15:21,250 --> 00:15:24,920
…و همینطور اقتدارِ شما رو
به عنوان پادشاه هم‌نشین

182
00:15:26,260 --> 00:15:27,470
خوبـه

183
00:15:28,890 --> 00:15:30,330
…پس باید بریم پیش هم‌بیعت‌هات

184
00:15:30,330 --> 00:15:31,770
تا پرچم‌دارهات رو به جنگ فرا بخونی

185
00:15:31,770 --> 00:15:34,060
ممکنـه کار سختی باشه، پادشاهِ من

186
00:15:39,150 --> 00:15:40,400
…خب

187
00:15:41,900 --> 00:15:43,400
شنیده‌م وقتی که خاندانِ تالی
…بیعتش رو اعلام کنه

188
00:15:43,400 --> 00:15:45,740
اونا هم همینکارو انجام میدن

189
00:15:45,740 --> 00:15:48,030
…شاید اینطور باشه

190
00:15:48,030 --> 00:15:50,740
…اما مشخص نیست که در حال حاضر

191
00:15:50,740 --> 00:15:52,740
از من حرف‌شنوی دارن یا نه

192
00:15:54,330 --> 00:15:56,290
و یه مشکل دیگه هم وجود داره

193
00:15:58,420 --> 00:16:00,130
همه‌شون ازتون متنفرن

194
00:16:02,800 --> 00:16:05,180
نیازی ندارم دوستم داشته باشن

195
00:16:05,170 --> 00:16:07,550
به سربازها و شمشیرهاشون نیاز دارم

196
00:16:10,100 --> 00:16:13,290
اعلیحضرت، سرورم، لُردهای ریورلند منتظرن

197
00:16:13,290 --> 00:16:16,480
متأسفانه نمی‌تونیم بیشتر از این
معطل‌شون کنیم

198
00:16:23,150 --> 00:16:25,360
بیا، لُرد اسکار

199
00:16:48,050 --> 00:16:50,340
پایانِ شب سیه سپید است

200
00:16:51,140 --> 00:16:52,470
…یه لُرد جدید

201
00:16:52,470 --> 00:16:54,180
یه شروع جدید

202
00:16:55,350 --> 00:16:57,890
بهتره مشکلاتِ گذشته رو فراموش کنیم

203
00:17:03,980 --> 00:17:05,980
…بهتون خوشامد میگم، سرورانم

204
00:17:07,150 --> 00:17:10,280
و ازتون ممنونم که دعوتم رو اجابت کردین

205
00:17:10,280 --> 00:17:12,990
…می‌دونم که من مثل پدربزرگم نیستم

206
00:17:12,990 --> 00:17:17,870
اما امیدوارم شروع موفقی داشته باشم
و این راه رو ادامه بدم

207
00:17:17,870 --> 00:17:20,960
.درست میگی
…یه مسئله‌ای کاملاً واضحـه

208
00:17:21,710 --> 00:17:24,840
که مردمِ ریورلند به آداب و رسوم
و سنت‌های قدیمی پایبند هستن

209
00:17:24,840 --> 00:17:26,610
و آداب و رسوم و سنت یعنی این

210
00:17:26,610 --> 00:17:28,380
گروور تالی مُرده

211
00:17:28,380 --> 00:17:30,340
لُرد اسکار جایگزینش شده

212
00:17:30,340 --> 00:17:32,010
…شما به اینجا احضار شدین

213
00:17:32,010 --> 00:17:33,890
…تا بهش سوگند وفاداری یاد کنین

214
00:17:33,890 --> 00:17:37,850
و به عنوان پرچم‌دارهاش دعوتش رو اجابت کنین

215
00:17:37,850 --> 00:17:40,180
و اون دعوت چیـه؟

216
00:17:40,190 --> 00:17:42,190
لُرد اسکار تصمیم عاقلانه‌ای گرفته
…و وفاداریِ خاندانش

217
00:17:42,190 --> 00:17:44,070
و خاندان‌های شما رو به من اعلام کرده

218
00:17:46,020 --> 00:17:49,360
…لرد اسکار، خِرَدِ اجدادتون نسل‌هاست

219
00:17:49,360 --> 00:17:51,440
که ما رو هدایت کرده

220
00:17:51,860 --> 00:17:55,240
الان چرا باید از کسی که
…از پسرهای من کوچیک‌تره اطاعت کنیم

221
00:17:55,240 --> 00:17:56,700
در حالی که شما مایلین
…با کسی که برای رسیدن به اهدافش

222
00:17:56,700 --> 00:17:58,910
حاضره حرمت مردم بی‌گناه رو
زیر پا بذاره، متحد بشین؟

223
00:18:00,410 --> 00:18:03,710
من فقط کاری که لازم بود رو
انجام دادم، سرورم

224
00:18:04,790 --> 00:18:06,920
…و همین الان ایموس بِرَکِنِ خائن

225
00:18:06,920 --> 00:18:09,340
و پسرش رو به شما تحویل میدم

226
00:18:09,340 --> 00:18:13,260
تو هم دست‌کمی از اون نداری
و یه خائنی، ویلِم بِلَک‌وود

227
00:18:13,260 --> 00:18:15,850
حرفاتون من رو
…تحت تأثیر قرار میده، لُرد پایپر

228
00:18:15,850 --> 00:18:18,890
و باهاتون موافقم، من جوان هستم

229
00:18:21,980 --> 00:18:25,270
و از دیمون تارگریان خوشم نمیاد

230
00:18:25,270 --> 00:18:28,320
دیمون تارگریان
…با رفتار و کارهاش در اینجا

231
00:18:29,400 --> 00:18:31,110
باعث شرمندگیِ خودش و تاج‌وتخت شده

232
00:18:32,400 --> 00:18:36,320
…با این حال، به دلیل کم‌تجربه بودنِ من

233
00:18:36,330 --> 00:18:40,250
بهترین تصمیم اینـه که
…به قولی که پدربزرگم، در زمانِ

234
00:18:40,250 --> 00:18:43,920
،انتخابِ رینیرا به عنوان وارث
به پادشاه ویسریس داده بود، پایبند باشم

235
00:18:47,170 --> 00:18:48,950
..صرف نظر از اینکه شاهزادۀ نمایندۀ

236
00:18:48,970 --> 00:18:50,750
…ملکه رینیرا چقدر آدم منفوریـه

237
00:18:50,760 --> 00:18:54,390
من هیچ توجیهی
برای ترک عهد و پیمان‌مون نمی‌بینم

238
00:18:54,390 --> 00:18:55,600
بهتره بگی پادشاه

239
00:18:56,590 --> 00:18:58,470
حواست به حرف زدنت باشه، بچه

240
00:19:10,480 --> 00:19:12,860
می‌خوای از ارتش‌مون استفاده کنی یا نه؟

241
00:19:23,500 --> 00:19:25,960
…ناسلامتی منم اهل ریورلندز هستم

242
00:19:25,960 --> 00:19:28,420
خاندانِ من به قولش وفا می‌کنه

243
00:19:28,420 --> 00:19:31,170
حتی اگر بعضیا لیاقت اینکارو نداشته باشن

244
00:19:38,970 --> 00:19:41,390
لُردتون، اسکار، آدم جسوریـه

245
00:19:42,810 --> 00:19:46,150
اما شاید حق با اون باشه

246
00:19:46,140 --> 00:19:48,810
…ممکنه واسۀ رسیدن به اهدافم

247
00:19:48,810 --> 00:19:50,810
هیجان‌زده و شتاب‌زده عمل کرده باشم

248
00:19:51,820 --> 00:19:54,240
…اما نذارین اشتباه‌های من

249
00:19:55,240 --> 00:19:58,450
مانع از حمایت‌تون
از یه مرد صادق و درستکار بشه

250
00:19:58,450 --> 00:20:01,160
،لُرد اسکار
…ما به آداب و رسوم و سنت پایبند هستیم

251
00:20:01,160 --> 00:20:03,700
…همونجوری که شاهزاده دیمون میگه

252
00:20:03,700 --> 00:20:07,120
و طبق سنت‌های قدیمی، عدالت باید اجرا بشه -
!درستـه -

253
00:20:07,120 --> 00:20:09,500
‫عدالت قبلاً به اجرا در اومده

254
00:20:09,500 --> 00:20:13,800
‫اون کسانی که با غاصبِ پادشاهی بیعت کردن،
‫به زانو در اومده‌ان

255
00:20:14,670 --> 00:20:19,090
‫و ما حالا مقابل لُرد فرمانده‌مون...

256
00:20:20,930 --> 00:20:23,180
‫و همسر امپراطور متحد می‌شویم

257
00:20:37,360 --> 00:20:41,030
‫تو رو به‌عنوان هم‌بیعت خودم می‌پذیرم،
‫ویلم بلک‌وود...

258
00:20:48,210 --> 00:20:49,290
‫اما...

259
00:20:50,960 --> 00:20:54,210
‫من فرماندار منطقۀ تمام خاندان‌های ریور هستم.

260
00:20:56,130 --> 00:20:57,760
‫و جرائمی که تو در حق همسایه‌هات

261
00:20:57,760 --> 00:20:59,390
‫مرتکب شدی، فقط یک پاسخ داره

262
00:21:03,600 --> 00:21:07,350
‫من فقط کاری که اعلیحضرت همایونی
‫ازم طلب کرده بودن رو انجام دادم

263
00:21:07,350 --> 00:21:11,100
‫بله درسته که ایشون خواسته‌های
‫اساسی‌شون رو مشخص کرده بودن،

264
00:21:11,110 --> 00:21:14,400
‫اما لازم نبود اون فرمان رو
‫این‌طور وحشیانه اجرا کنی

265
00:21:15,610 --> 00:21:19,530
‫تو اون‌کارو کردی...
‫چون‌که دلت می‌خواست

266
00:21:19,780 --> 00:21:22,120
‫لرد جوان ما حرف حق رو می‌زنن

267
00:21:23,830 --> 00:21:26,330
‫دستگیرش کنید

268
00:21:27,410 --> 00:21:29,580
‫این غلط رو نکن

269
00:21:30,920 --> 00:21:33,920
‫اعلیحضرت، بهشون دستور بدید.
‫من فقط فرمانِ شما رو اجرا کردم

270
00:21:38,760 --> 00:21:40,760
‫- دستور بدید دیگه
‫- اگر اعلیحضرت می‌خوان

271
00:21:40,760 --> 00:21:43,260
‫نشون بدن که از کارشون پشیمان هستن،

272
00:21:43,260 --> 00:21:47,600
‫و همچنین نشون بدن که
‫شایستۀ پرچم‌های ما هستن،

273
00:21:47,600 --> 00:21:50,310
‫الان باید اشتباه وحشتناک‌شون
‫رو تصحیح کنند

274
00:21:50,310 --> 00:21:52,770
‫باید جرائم تو رو محکوم کنن..

275
00:21:54,020 --> 00:21:56,650
‫و عدالت رو اجرا کنن

276
00:21:58,190 --> 00:21:59,270
‫اِی وای

277
00:22:12,460 --> 00:22:14,460
‫نه نه نه!

278
00:22:14,960 --> 00:22:17,960
‫من فرمان خودتون رو اجرا کردم، اعلیحضرت.
‫بهتون وفادار بودم

279
00:23:37,460 --> 00:23:39,460
‫این چیه؟

280
00:23:41,380 --> 00:23:43,550
‫هیچ‌وقت اینو نمی‌خواستمش

281
00:23:46,220 --> 00:23:48,430
‫درست هم فکر می‌کردم

282
00:23:52,270 --> 00:23:54,900
‫اون همه درد و رنجی که به‌وجود آورد...

283
00:23:58,560 --> 00:24:01,770
‫هرکی اینو روی سرش بذاره،
‫از درون نابود میشه

284
00:24:05,780 --> 00:24:08,410
‫تو همیشه دنبال این بودی، دیمون

285
00:24:13,910 --> 00:24:16,330
‫هنوزم می‌خوایش؟

286
00:24:25,970 --> 00:24:28,600
‫آروم. یواش

287
00:24:31,930 --> 00:24:33,260
‫نه نمی‌تونم

288
00:24:33,260 --> 00:24:35,930
‫چرا می‌تونید.
‫باید تلاش خودتونو بکنید، اعلیحضرت

289
00:24:44,490 --> 00:24:46,780
‫نمی‌تونم، میگم نمی‌تونم!

290
00:24:51,450 --> 00:24:53,870
‫معذرت می‌خوام، اعلیحضرت.
‫ازتون عذر می‌خوام

291
00:24:53,870 --> 00:24:56,290
‫وای خدا. وای خدایا

292
00:24:57,120 --> 00:24:58,290
‫یک لحظه!

293
00:24:59,220 --> 00:25:01,180
‫یک لحظه صبر کنید لطفاً!

294
00:25:04,710 --> 00:25:08,260
‫واقعاً نباید تنهایی این کار رو
‫انجام بدید، استاد بزرگ

295
00:25:16,290 --> 00:25:17,620
‫اجازه بدید

296
00:25:20,060 --> 00:25:21,560
‫نه نه نه نه.

297
00:25:22,060 --> 00:25:23,690
‫عذرخواهی منو بپذیرید، اعلیحضرت

298
00:25:35,370 --> 00:25:37,830
‫- مراقب باشید
‫- وایسا، وایسا

299
00:25:48,420 --> 00:25:50,670
‫شما پیشرفت قابل‌توجهی داشتید

300
00:25:52,510 --> 00:25:56,260
‫اما متأسفانه باید بیشتر از این تلاش کنید

301
00:25:57,770 --> 00:25:59,980
‫قوای جسمانی‌تون برمی‌گرده

302
00:25:59,980 --> 00:26:01,920
‫فقط... باید تغییراتی توی

303
00:26:01,920 --> 00:26:03,860
‫نحوۀ راه رفتن‌تون و غیره.. اعمال بشه،

304
00:26:03,860 --> 00:26:06,530
‫که رفته‌رفته یاد خواهید گرفت الان که...

305
00:26:07,690 --> 00:26:09,130
‫در این وضعیت هستید

306
00:26:22,080 --> 00:26:24,120
‫باید بیشتر احتیاط کنید

307
00:26:24,540 --> 00:26:27,000
‫بله، بله درسته، لرد لاریس

308
00:26:27,000 --> 00:26:29,500
‫ایشون نیاز به استراحت دارن.
‫باید در تخت بمونن

309
00:26:29,510 --> 00:26:32,010
‫من به‌خاطر دستورات شما
‫بهشون فشار میارم

310
00:26:32,010 --> 00:26:34,220
‫به نگهبان میگم بیشتر بهتون هشدار بده.

311
00:26:36,810 --> 00:26:38,440
‫اجازه بدید چند ساعت دیگه
‫باز تلاشش رو بکنه

312
00:26:38,430 --> 00:26:39,970
‫ایشون دیگه انرژی نداره

313
00:26:43,230 --> 00:26:45,730
‫ایشون حالا حالاها قرار نیست استراحت کنه

314
00:26:58,240 --> 00:26:59,410
‫آلین

315
00:27:02,890 --> 00:27:04,310
‫سرورم

316
00:27:07,290 --> 00:27:09,960
‫چندتا کار دارم که می‌خوام
‫شخصاً بهشون رسیدگی کنی

317
00:27:10,420 --> 00:27:13,130
‫ملکه در بارانداز پادشاه
‫به چندتا کشتی نیاز دارن

318
00:27:13,130 --> 00:27:15,920
‫قایق‌های ماهیگیری اجاره‌ای.
‫هرچقدر پول خواستن بهشون بده

319
00:27:15,930 --> 00:27:18,930
‫ولی مطمئن شو ناخداهاشون قابل‌اطمینان باشن

320
00:27:21,430 --> 00:27:23,490
‫- چندتا سرباز معتمد هم همراه خودت ببر
‫- بله، سرورم

321
00:27:23,500 --> 00:27:25,560
‫بهشون بگو بیرون بندر منتظر بمونن

322
00:27:25,560 --> 00:27:28,440
‫و قراره پیغامی رو به دست کسی برسونن
‫که ملکه اعلام خواهند کرد

323
00:27:35,450 --> 00:27:40,290
‫حضرت ملکه یک اژدهاسوار
‫برای یکی از اژدهاهاش پیدا کرده

324
00:27:40,290 --> 00:27:41,960
‫یه‌چیزایی شنیدم

325
00:27:42,790 --> 00:27:44,040
‫اون اژدهاسوار، برادر توئه

326
00:27:48,710 --> 00:27:51,130
‫حالا ایشون برای بقیه هم فراخوان فرستاده

327
00:27:51,710 --> 00:27:54,550
‫مردم ما از والریای قدیم،

328
00:27:54,550 --> 00:27:57,390
‫ولی... ما که لُرد اژدهاسوار نیستیم

329
00:27:59,140 --> 00:28:04,020
‫باید اقرار کنم که من چیز زیادی
‫دربارۀ آبا و اجداد مادرت نمی‌دونستم

330
00:28:06,560 --> 00:28:08,150
‫اگر واقعاً...

331
00:28:09,310 --> 00:28:11,310
‫چیزی توی خون‌تون هست

332
00:28:16,200 --> 00:28:18,700
‫برادر من همیشه بی‌قرار بوده،

333
00:28:18,700 --> 00:28:21,370
‫و دنبالِ یه نشونه برای اثبات ارزشمندی‌اش.

334
00:28:22,830 --> 00:28:25,000
‫خونِ من از جنس نمک و دریاست

335
00:28:25,870 --> 00:28:28,160
‫و دنبال چیز دیگه‌ای هم نیستم

336
00:30:29,500 --> 00:30:31,710
‫من دیگه میرم بخوابم، سِر ریکارد

337
00:30:39,130 --> 00:30:42,470
‫والاحضرت کِی قصد دارن به شهر برگردن؟

338
00:30:44,340 --> 00:30:46,340
‫هنوز مطمئن نیستم بخوام برگردم

339
00:30:48,140 --> 00:30:49,140
‫شبت بخیر

340
00:30:57,820 --> 00:31:00,860
‫رام کردن اژدها توسط بی‌اصل و نسب‌ها،

341
00:31:00,860 --> 00:31:02,760
‫ایدۀ اون بوده؟

342
00:31:02,760 --> 00:31:04,660
‫بانو میساریا؟

343
00:31:04,660 --> 00:31:07,960
‫اون‌موقعی که سِر استفن خواست
‫یه اژدها رام کنه که خوشحال بودی

344
00:31:07,950 --> 00:31:10,030
‫اون لرد فرماندۀ گارد ملکۀ شما بود

345
00:31:10,040 --> 00:31:12,500
‫ولیعهدِ قلعۀ «دان‌فورت».
‫ولی این آدما...

346
00:31:12,500 --> 00:31:13,750
‫بسیار شجاع‌ان

347
00:31:14,420 --> 00:31:16,050
‫غیراصیل‌ان

348
00:31:21,720 --> 00:31:22,930
‫جیس

349
00:31:25,930 --> 00:31:27,850
‫به وضعیت خطرناکی که توش هستیم فکر کن

350
00:31:27,850 --> 00:31:30,890
‫من خوب می‌دونم تو چه وضع خطرناکی هستیم

351
00:31:32,930 --> 00:31:35,600
‫خاندان تارگریان، خونِ اژدهاست

352
00:31:35,600 --> 00:31:38,270
‫اگر هر کس و ناکسی بتونه
‫مدعیِ این بشه، پس ما چی هستیم؟

353
00:31:38,820 --> 00:31:41,700
‫حاکمان برحقِ هفت قلمرو

354
00:31:42,190 --> 00:31:45,860
‫و اگر یکی از اون اژدهاسوارهای
‫مو نقره‌ای بی‌اصل و نسب‌ات

355
00:31:45,870 --> 00:31:48,480
‫یه روز تصمیم بگیره که می‌خواد
‫حاکم هفت قلمرو بشه، چی؟

356
00:31:48,470 --> 00:31:51,080
‫رؤیای «اگان فاتح» این رو پیشبینی کرده بود؟

357
00:31:52,080 --> 00:31:54,710
‫می‌خوای من چی‌کار کنم؟

358
00:31:56,620 --> 00:31:58,500
‫جنگی رو ادامه بدم
‫که قطعاً درش بازنده هستیم

359
00:31:58,500 --> 00:32:00,840
‫و هزاران نفر جون‌شون رو از دست خواهند داد

360
00:32:01,180 --> 00:32:03,180
‫یا خودم برم جلوی ویگار بایستم؟

361
00:32:03,170 --> 00:32:06,590
‫یا شایدم تو می‌خوای با ورمکس
‫بری باهاش بجنگی

362
00:32:09,260 --> 00:32:13,890
‫جیس، ما با این اژدهاسوارها
‫می‌تونیم به یک جنگ غیرضروری پایان بدیم

363
00:32:15,140 --> 00:32:17,680
‫من هم می‌تونم همون‌طور که حقمـه
‫روی تخت پادشاهی پدرم بشینم

364
00:32:17,690 --> 00:32:19,570
‫و وقتی تو مُردی؟

365
00:32:23,610 --> 00:32:25,820
‫وارث من تو هستی دیگه

366
00:32:39,750 --> 00:32:42,130
‫فکر می‌کردی که موهای من سیاه بشه؟

367
00:32:50,300 --> 00:32:52,760
‫وقتی که با هاروین استرانگ هم‌بستر شدی،

368
00:32:52,770 --> 00:32:54,210
‫به این فکر کردی که ممکنه به اون برم،

369
00:32:54,200 --> 00:32:55,640
‫یا این به ذهنت خطور نکرده بود؟

370
00:32:58,310 --> 00:33:01,310
‫- جیسریس...
‫- من که احمق نیستم، مادر!

371
00:33:01,980 --> 00:33:04,190
‫مدرکش جلوی چشم همه‌ست!

372
00:33:06,990 --> 00:33:09,240
‫بااین‌حال من می‌تونم
‫مشروعیتم برای جانشینیِ تو رو

373
00:33:09,240 --> 00:33:11,410
‫به‌خاطر اینکه یه اژدها دارم، توجیه کنم

374
00:33:14,540 --> 00:33:16,790
‫و الان داری میگی
‫می‌خوای این رو هم ازم بگیری

375
00:33:32,970 --> 00:33:35,640
‫منم از این وضعیت خوشم نمیاد

376
00:33:37,640 --> 00:33:39,520
‫پس دنبالش نرو.

377
00:33:47,860 --> 00:33:51,610
‫اما نمی‌تونم با مسیری که خدایان

378
00:33:51,620 --> 00:33:53,160
‫مقابل راهم قرار دادن مخالفت کنم

379
00:34:18,560 --> 00:34:21,770
‫هرطور شده این رو به دستش برسون

380
00:34:48,050 --> 00:34:49,640
‫از طرف ملکه‌ست

381
00:35:36,640 --> 00:35:38,270
‫عمراً باورتون نمی‌شه

382
00:35:40,100 --> 00:35:42,140
‫خبر اومده که رینیرا داره رعیت‌ها رو

383
00:35:42,140 --> 00:35:44,060
‫استخدام می‌کنه به دراگون‌استون ببره

384
00:35:44,060 --> 00:35:46,730
‫- برین توش بابا
‫- درهرصورت که تو رو نمی‌بردن

385
00:35:49,130 --> 00:35:52,710
‫اونا دنبال... حرام‌زاده‌های خاندان تارگریان‌ان

386
00:35:53,360 --> 00:35:55,810
‫قایق‌هاشون امشب حرکت می‌کنن.
‫ساعت ۱ بامداد

387
00:35:55,840 --> 00:35:58,750
‫لعنت بر شیطون، اولف.
‫شانست زده!

388
00:35:58,740 --> 00:36:00,610
‫باشه، منم باور کردم

389
00:36:00,620 --> 00:36:02,790
‫- اسکل‌تون کردن، بچه‌ها
‫- نه نه نه

390
00:36:02,790 --> 00:36:05,580
‫ندیمۀ شخصی ملکه اومده،
‫خودش داره خبر رو پخش می‌کنه

391
00:36:05,580 --> 00:36:07,870
‫خب، حیف باشه.
‫چون من نفر اول می‌بودم

392
00:36:07,890 --> 00:36:09,960
‫اگه این آسیب‌دیدگیم نبود

393
00:36:09,960 --> 00:36:12,130
‫- آخه پام بعد از اون ماجرا...
‫- ببینم سرت به جایی خورده؟

394
00:36:12,130 --> 00:36:14,260
‫داداش‌مون داره میگه
‫تو می‌تونی یه اژدها رام کنی

395
00:36:14,260 --> 00:36:16,680
‫متصدیِ میخونۀ «سون میسترز» داره میره

396
00:36:16,680 --> 00:36:18,350
‫و دوتا از دخترای میخونۀ «مادر»

397
00:36:18,350 --> 00:36:21,190
‫- شانس اینو داری ایموند رو نفله کنی
‫- و یه اژدها گیرت بیاد

398
00:36:21,180 --> 00:36:23,350
‫- اژدها!
‫- آره، نه می‌دونم.

399
00:36:23,350 --> 00:36:26,020
‫- چیه؟
‫- می‌دونم. فقط اینکه.. نمی‌دونم...

400
00:36:26,900 --> 00:36:29,150
‫مطمئن نیستم این داستان واقعیت داشته باشه

401
00:36:32,650 --> 00:36:36,030
‫ببینم نمی‌خوای بگی که مدت‌هاست

402
00:36:36,030 --> 00:36:38,450
‫داری به خرجِ این آدما، این آدمای خوب
‫مشروب می‌خوری

403
00:36:38,450 --> 00:36:40,530
‫- برای یه قصۀ دروغی؟ نه، اولف
‫- نه،‌ نه. هیس

404
00:36:40,530 --> 00:36:42,490
‫فقط لب و دهنی؟

405
00:36:42,490 --> 00:36:44,160
‫- اصلاً خوشحال نمی‌شن
‫- عصبانی می‌شن

406
00:36:44,160 --> 00:36:46,330
‫- هرگز فراموشش نمی‌کنن
‫- هرگز فراموش نمی‌کنن

407
00:36:46,330 --> 00:36:48,670
‫- بی‌خیال اولف، وقتش رسیده!
‫- یالا!

408
00:36:48,670 --> 00:36:50,210
‫امیدی وجود داره؟

409
00:36:50,210 --> 00:36:52,710
‫- کوشش؟
‫- اینه اولفی که من می‌شناسم

410
00:36:52,710 --> 00:36:54,880
‫آره! آره خودشه!

411
00:36:54,880 --> 00:36:58,550
‫- آره آره!
‫- شراب! شراب بیارید برای اولفِ اژدهاسوار

412
00:36:58,550 --> 00:37:01,620
‫اولفِ اژدهاسوار!

413
00:37:01,620 --> 00:37:04,690
‫اولفِ اژدهاسوار!
‫اولفِ اژدهاسوار!

414
00:37:05,110 --> 00:37:08,560
‫اولف! اولف! اولف! اولف...

415
00:37:15,860 --> 00:37:18,360
‫دوست ندارم بری

416
00:37:18,360 --> 00:37:20,240
‫چاره‌ای ندارم، کت

417
00:37:20,240 --> 00:37:22,390
‫می‌ریم تامبلتون، پیش برادرم

418
00:37:22,390 --> 00:37:24,540
‫اونجا غذا دارن. یه کاری پیدا می‌کنی

419
00:37:24,540 --> 00:37:26,710
‫نمی‌تونم این فرصت رو نادیده بگیرم

420
00:37:30,790 --> 00:37:32,420
‫من هیچ‌وقت پدرم رو نشناختم

421
00:37:34,920 --> 00:37:36,920
‫اینش حقیقت داره

422
00:37:41,260 --> 00:37:43,260
‫اما مادرم رو می‌شناختم

423
00:37:55,900 --> 00:37:57,740
‫از تو پنهون کرده بودم

424
00:37:58,570 --> 00:38:00,570
‫و به‌خاطرش عذر می‌خوام

425
00:38:04,580 --> 00:38:06,170
‫اون توی...

426
00:38:07,450 --> 00:38:08,660
‫یه فاحشه‌خونه کار می‌کرد

427
00:38:10,420 --> 00:38:13,050
‫بیشتر از بقیه بهش آزادی داده بودن

428
00:38:13,040 --> 00:38:15,500
‫به‌خاطر هویت و نژادش

429
00:38:18,170 --> 00:38:21,170
‫و به‌خاطر اینکه مردای پولدار
‫واسه کردنِ یه زن مو نقره‌ای پول بیشتری می‌دادن

430
00:38:25,760 --> 00:38:27,600
‫بچه که بودم بهم می‌گفت...

431
00:38:28,930 --> 00:38:32,140
‫من هیچ فرقی با پسرای برادرش ندارم،

432
00:38:34,310 --> 00:38:37,310
‫ویسریس.. و دیمون

433
00:38:43,160 --> 00:38:45,160
‫ولی از وجودش خجالت می‌کشیدم

434
00:38:48,200 --> 00:38:51,200
‫سعی کردم نونِ بازوی خودمـو بخورم

435
00:38:55,900 --> 00:38:58,840
‫من نتونستم از تو محافظت کنم

436
00:38:58,840 --> 00:39:01,800
‫نتونستم دختر کوچولومون رو زنده نگه دارم

437
00:39:09,470 --> 00:39:10,680
‫و الان...

438
00:39:12,520 --> 00:39:15,540
‫ممکنه برای همیشه بی‌نیاز شیم

439
00:39:15,540 --> 00:39:18,560
‫من اگه بتونم یه اژدها رو رام کنم...

440
00:39:19,900 --> 00:39:21,940
‫تو مقام بانوی دربار رو دریافت می‌کنی

441
00:39:27,490 --> 00:39:30,160
‫من نمی‌خوام بانوی دربار بشم، هیو

442
00:39:33,080 --> 00:39:35,500
‫و نه می‌خوام بیوه بشم

443
00:39:43,220 --> 00:39:45,680
‫من باید یه غلطی بکنم

444
00:42:24,750 --> 00:42:27,030
‫این وضعیت مایۀ شرمـه

445
00:42:28,480 --> 00:42:30,190
‫از چی حرف می‌زنید؟

446
00:42:30,690 --> 00:42:33,090
‫شما یک «اندال» تبار رو جلوی یک اژدها قرار دادید
‫[یکی از سه قومی مهمی که مردم وستروس ازش منشأ می‌گیرن]

447
00:42:33,340 --> 00:42:34,770
‫که تقاصش رو پس داد

448
00:42:35,400 --> 00:42:36,990
‫حالا می‌خواید افراد بیشتری رو بیارید؟

449
00:42:37,260 --> 00:42:40,860
‫سِر استفن دارک‌لین خونِ اژدها داشت

450
00:42:41,000 --> 00:42:42,810
‫اون کار کُفر بود

451
00:42:43,120 --> 00:42:46,320
‫اون آدم لُرد اژدهاسوار نبود

452
00:42:46,730 --> 00:42:48,300
‫اینا هم اژدهاسوار نیستن

453
00:42:48,360 --> 00:42:52,340
‫و با وجود این، خدایان
‫اون‌ها به اینجا فرا خوندن

454
00:42:52,540 --> 00:42:54,940
‫تو خودت اونا رو فرا خوندی

455
00:42:55,020 --> 00:42:57,090
‫اژدهاها موجودات مقدسی هستن،

456
00:42:57,180 --> 00:43:01,390
‫اونا آخرین باقیماندۀ جادوی والریای قدیم
‫در این دنیای اسفناک هستن

457
00:43:01,500 --> 00:43:05,760
‫نباید بازیچۀ انسان‌ها بشن

458
00:43:06,320 --> 00:43:09,710
‫ما حافظان اژدها در این افتضاح
‫نقشی نخواهیم داشت

459
00:43:46,080 --> 00:43:50,080
‫من قبلاً فکر می‌کردم می‌دونم
‫رام‌کردن یه اژدها چه‌جوریه، ولی...

460
00:43:54,840 --> 00:43:57,180
‫الان متوجه شدم چیزی که فکر می‌کردم درسته...

461
00:43:58,100 --> 00:43:59,770
‫پوچ و بی‌معنی بوده

462
00:44:12,320 --> 00:44:14,280
‫شاید خون باشه

463
00:44:14,780 --> 00:44:16,160
‫یا شایستگی

464
00:44:17,160 --> 00:44:19,370
‫یا شایدم یه‌چیز دیگه‌ست

465
00:44:24,040 --> 00:44:29,710
‫تک‌تک شماها... برای پاسخ به این فراخوان
‫زندگی خودتونو رها کردید

466
00:44:31,050 --> 00:44:35,890
‫زندگی‌ای که شاید.. هرگز نتونید بهش برگردید

467
00:44:37,840 --> 00:44:40,840
‫اگر زنده بمونید، متحول خواهید شد

468
00:44:42,180 --> 00:44:45,980
‫هیچ زن یا مردی نبوده که بعد از
‫رویارویی با یک اژدها متحول نشه.

469
00:44:51,690 --> 00:44:55,320
‫یک‌سری‌تون شاید
‫از تغییر و تحول استقبال کنید،

470
00:44:55,320 --> 00:44:58,990
‫یا حتی از مرگ،
‫با وجود گزینه‌های موجود:

471
00:44:59,410 --> 00:45:03,660
‫عدم رفاه، گرسنگی، جنگ

472
00:45:04,660 --> 00:45:07,000
‫هدف ما همینـه،

473
00:45:07,000 --> 00:45:09,340
‫پایان دادن به این سختی‌ها

474
00:45:11,170 --> 00:45:12,590
‫برای شما...

475
00:45:14,090 --> 00:45:17,390
‫برای خویشاوندان‌تون، و تمام این مملکت

476
00:45:18,680 --> 00:45:22,100
‫با اضافه شدن این دو اژدها به ارتش ما،

477
00:45:22,670 --> 00:45:25,520
‫دشمن چاره‌ای جز پذیرفتن شکست نداره

478
00:45:27,020 --> 00:45:29,690
‫و صلح و آرامش به مملکت برمی‌گرده...

479
00:45:32,020 --> 00:45:35,190
‫و درد و رنج به پایان می‌رسه،

480
00:45:35,620 --> 00:45:38,790
‫و اونم بدون خون و خون‌ریزی...

481
00:45:39,530 --> 00:45:41,530
‫اگر خدایان بخواهند

482
00:45:56,420 --> 00:45:58,050
‫یک اژدها داریم...

483
00:45:58,720 --> 00:46:00,720
‫به نام ورمیتور...

484
00:46:02,300 --> 00:46:05,850
‫که بزرگ‌ترین اژدهای دنیاست بعد از ویگار،

485
00:46:05,850 --> 00:46:09,480
‫و احتمالاً جنگی‌ترین اژدهای حال حاضر دنیا

486
00:46:13,730 --> 00:46:15,940
‫لقبش خشم برنزی‌ـه

487
00:46:22,120 --> 00:46:23,750
‫الان می‌ریم پیش اون

488
00:46:25,910 --> 00:46:27,120
‫و ضمناً...

489
00:46:30,670 --> 00:46:32,300
‫خداوند پشت و پناه‌تون باشه

490
00:47:11,590 --> 00:47:15,130
‫بیا جلو، ورمیتور

491
00:48:15,300 --> 00:48:18,010
‫آروم باش، ورمیتور

492
00:48:26,520 --> 00:48:28,610
‫آروم بگیر!

493
00:48:30,000 --> 00:48:32,160
‫تسلیم شو!

494
00:49:34,680 --> 00:49:36,770
‫کی اول داوطلب میشه؟

495
00:50:06,670 --> 00:50:08,900
‫من صحبت دیگه‌ای ندارم

496
00:50:08,910 --> 00:50:11,140
‫خود اژدها باید حرفش رو بزنه

497
00:51:45,730 --> 00:51:48,110
‫- علیاحضرت، باید از اینجا بریم!
‫- نه.

498
00:52:23,980 --> 00:52:25,980
‫کمکم کنید! کمک...

499
00:52:26,600 --> 00:52:27,810
‫کمک کنید!

500
00:53:15,400 --> 00:53:16,650
‫وای...

501
00:53:55,610 --> 00:53:57,650
‫- نه!
‫- هیس، هیس، ساکت!

502
00:54:57,970 --> 00:55:00,760
‫منو ببین! من اینجام!

503
00:55:13,520 --> 00:55:15,060
‫آماده‌ام

504
00:55:30,540 --> 00:55:33,400
‫یالا دیگه!

505
00:59:19,730 --> 00:59:24,190
‫«سرعتِ پیشرفت لرد اورمند های‌تاور
‫بسیار پایین هست.

506
00:59:24,190 --> 00:59:26,520
‫این نگرانی وجود داره که ارتش ایشون

507
00:59:26,530 --> 00:59:27,740
‫از دو جبهه تهدید میشه

508
00:59:27,730 --> 00:59:31,190
‫توسط ارتش‌هایی که
‫با خاندان بیزبری متحدن شدن»

509
00:59:33,740 --> 00:59:36,160
‫البته، یک خبر خوب هم دارم،

510
00:59:36,160 --> 00:59:37,830
‫اژدهای شاهزاده دارون «تساریون» هم

511
00:59:37,830 --> 00:59:39,660
‫بالأخره شروع به پرواز کرد

512
00:59:39,660 --> 00:59:42,080
‫انتظار میره که برادرتون
‫به‌زودی بتونه به جنگ اضافه بشه

513
00:59:42,080 --> 00:59:44,160
‫اژدها!

514
00:59:44,540 --> 00:59:46,170
‫و زمانی که موفق بشه،

515
00:59:46,170 --> 00:59:49,030
‫ارتش های‌تاور توقف‌ناپذیر خواهد شد

516
00:59:49,030 --> 00:59:51,890
‫اژدها! برید داخل! فوراً!

517
01:00:06,230 --> 01:00:08,230
‫تو موقعیت‌هاتون مستقر شید!

518
01:00:47,110 --> 01:00:48,780
‫دروازه رو باز کنید!

519
01:01:36,380 --> 01:01:38,400
‫نه، ویگار. نه

520
01:01:44,490 --> 01:01:46,960
‫فرار کن، ویگار!

521
01:01:47,240 --> 01:01:48,810
‫برگرد!

522
01:02:12,000 --> 01:02:21,000
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

