1
00:01:40,860 --> 00:01:45,110
«خاندان اژدها - فصل دوم»
«قسمت پنجم - نایب‌السلطنه»

2
00:01:58,120 --> 00:02:06,120
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

3
00:03:09,980 --> 00:03:12,650
‫- فقط یکی.
‫- بسه، برو عقب.

4
00:03:19,620 --> 00:03:21,040
‫نظاره کنید!

5
00:03:21,740 --> 00:03:24,870
‫اژدهای خائن مِیلیس!

6
00:03:26,290 --> 00:03:30,130
‫توسط پادشاهتون در روکس رست کشته شد!

7
00:03:32,750 --> 00:03:34,340
‫به افتخار اگون!

8
00:03:36,030 --> 00:03:37,600
‫ممکن نیست.

9
00:03:43,100 --> 00:03:44,940
‫اون‌ها یه اژدها رو کشتن!

10
00:03:46,390 --> 00:03:49,060
‫ببینید کی گفتم، این یه نشونه شومه.

11
00:04:07,040 --> 00:04:08,830
‫رنیرا جواب این رو میده.

12
00:04:10,500 --> 00:04:11,960
‫این یه عمل شنیعه.

13
00:04:13,290 --> 00:04:15,420
‫متوجه نیستن که نبرد رو با بردیم؟

14
00:04:16,550 --> 00:04:18,550
‫پیروزی عجیبیه،

15
00:04:19,470 --> 00:04:21,510
‫اگه اصلا بشه اسمش رو پیروزی گذاشت.

16
00:04:39,820 --> 00:04:40,860
‫نظاره کنید!

17
00:04:41,950 --> 00:04:44,660
‫اژدهای خائن مِیلیس!

18
00:04:44,740 --> 00:04:46,450
‫فکر کردم اژدهاها خدان.

19
00:04:46,540 --> 00:04:49,840
‫توسط پادشاهتون در روکس رست کشته شد!

20
00:04:58,260 --> 00:04:59,890
‫فقط یه تیکه گوشته.

21
00:07:19,560 --> 00:07:20,730
‫زنده‌ست؟

22
00:07:20,820 --> 00:07:21,990
‫اعلی حضرت،

23
00:07:22,980 --> 00:07:25,610
‫در کنار ما هستن. فعلا.

24
00:08:22,590 --> 00:08:23,840
‫پسرم قراره بمیره؟

25
00:08:23,920 --> 00:08:25,800
‫متاسفانه مطمئن نیستم.

26
00:08:26,260 --> 00:08:29,220
‫حالا، اگه اجازه بدین علیاحضرت،
‫این چند ساعت خیلی حیاتی‌ان.

27
00:08:29,300 --> 00:08:30,510
‫البته.

28
00:08:43,610 --> 00:08:44,990
‫تا جایی که می‌تونی آروم.

29
00:09:05,210 --> 00:09:07,630
‫یکی باید بجاش فرمانروایی کنه.

30
00:09:31,530 --> 00:09:34,120
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- قلعه رو گرفتیم.

31
00:09:34,200 --> 00:09:36,620
‫به قیمت جون تقریبا 900 نفر.

32
00:09:38,450 --> 00:09:40,080
‫همینطور شنیدم.

33
00:09:41,710 --> 00:09:44,300
‫یه گروه کوچیک سرباز گذاشتم
‫تا ازش محافظت کنن،

34
00:09:44,540 --> 00:09:46,380
‫همینطور از اژدهای پادشاه.

35
00:09:46,960 --> 00:09:49,460
‫سانفایر داشت می‌مرد.

36
00:09:49,550 --> 00:09:51,930
‫سر کریستون، سر پادشاه چی اومد؟

37
00:09:55,680 --> 00:09:57,810
‫اعلی حضرت دلیرانه جنگیدن.

38
00:10:04,400 --> 00:10:05,690
‫و ایموند؟

39
00:10:12,780 --> 00:10:14,410
‫نقش اون تو این ماجرا چی بود؟

40
00:10:18,620 --> 00:10:20,290
‫مطمئن نیستم.

41
00:10:24,370 --> 00:10:26,750
‫بزرگترین اژدهامون کشته شده.

42
00:10:28,170 --> 00:10:31,880
‫کریستون کول بدون هیچ چالشی
‫در کرون‌لندز لشکرکشی می‌کنه.

43
00:10:32,970 --> 00:10:35,850
‫داسکن‌دیل و روکس رست از دست رفته‌ن.

44
00:10:37,300 --> 00:10:38,760
‫هنوز هیچ ارتش زمینی‌ای نداریم

45
00:10:38,790 --> 00:10:41,770
‫بجز ارتشی که امیدواریم دیمن برامون جمع کنه.

46
00:10:41,850 --> 00:10:46,020
‫دیمنی که بعد از یه کشمکشِ
‫زن و شوهری ولمون کرده رفته.

47
00:10:48,360 --> 00:10:49,990
‫با من مخالفت می‌کنی سر آلفرد؟

48
00:10:52,740 --> 00:10:54,910
‫وفاداری من به شما ثابت شده ملکه من.

49
00:10:55,030 --> 00:10:57,240
‫وفاداریتون شاید،

50
00:10:57,320 --> 00:11:00,030
‫اما در زمان جنگ به من بی‌احترامی می‌کنید.

51
00:11:00,120 --> 00:11:05,290
‫هرگز نمی‌تونم به توانایی
‫یا ذکاوتتون شک کنم.

52
00:11:07,290 --> 00:11:11,540
‫ماجرا اینه که جنس لطیف‌تر(مونث) تا به حال،

53
00:11:11,630 --> 00:11:16,390
‫از استراتژی‌های جنگی و
‫پیاده کردن اون‌ها آگاه نبوده.

54
00:11:18,090 --> 00:11:19,930
‫ما در دوران صلح زندگی می‌کردیم.

55
00:11:20,010 --> 00:11:22,300
‫شما جنگ‌های بیشتری نسبت به من ندیدین.

56
00:11:42,200 --> 00:11:44,700
‫به میدن‌پول و کرک‌لا پوینت نامه بفرستین.

57
00:11:44,790 --> 00:11:47,460
‫بگین به سربازان‌شون اگه خواستن، تجهیزات

58
00:11:47,540 --> 00:11:48,750
‫یا اسلحه بدن.

59
00:11:50,170 --> 00:11:52,710
‫اگه کول به لشکرکشیش ادامه بده،
‫متحدین‌مون باید آماده باشن.

60
00:11:52,800 --> 00:11:55,140
‫ما باید جواب روکس رست

61
00:11:55,160 --> 00:11:57,320
‫- و داسکن‌دیل رو بدیم.
‫- اون‌ها رو دیگه از دست دادیم.

62
00:11:57,340 --> 00:12:00,970
‫اما ویگار بعد از همچین جنگ سختی خسته شده.

63
00:12:01,510 --> 00:12:02,590
‫اگه اگون مرده باشه...

64
00:12:02,680 --> 00:12:03,730
‫به‌زودی خبردار می‌شیم.

65
00:12:03,750 --> 00:12:05,590
‫این به اسم پیروزیه.

66
00:12:05,610 --> 00:12:07,410
‫به‌زودی یکی دیگه رو جاش علم می‌کنن.

67
00:12:07,440 --> 00:12:08,980
‫زمان مناسب الانه.

68
00:12:09,000 --> 00:12:11,960
‫اگه بتونیم قبل از اینکه اژدهاشون
‫تجدید قوا کنه، به کینگز لندینگ حمله کنیم،

69
00:12:11,990 --> 00:12:13,610
‫پس خودم باید انجامش بدم.

70
00:12:13,690 --> 00:12:17,060
‫شما ملکه‌این.
‫اصلا حرفش هم نزنین.

71
00:12:17,080 --> 00:12:19,500
‫پس می‌خواین من چیکار کنم؟

72
00:12:40,300 --> 00:12:41,680
‫جیس؟

73
00:12:44,600 --> 00:12:45,980
‫داری کجا میری؟

74
00:12:47,640 --> 00:12:48,770
‫هرنهال.

75
00:12:49,890 --> 00:12:51,140
‫با دیمن حرف بزنم.

76
00:12:51,810 --> 00:12:53,190
‫رینیس مرده.

77
00:12:53,270 --> 00:12:56,980
‫باید وفاداریش به مادرم رو تایید کنه
‫و موضعش رو گزارش کنه.

78
00:12:59,860 --> 00:13:03,860
‫اونوقت فکر می‌کنی می‌تونی رامش کنی،
‫وقتی خود ملکه نتونست؟

79
00:13:03,950 --> 00:13:08,710
‫مادرم با خوشحالی تو رو
‫می‌فرسته تا دیده‌بانی کنی و بجنگی،

80
00:13:08,830 --> 00:13:11,920
‫وقتی که من اینجا مجبورم
‫نقش شاهزاده نازپرورده رو بازی کنم.

81
00:13:12,000 --> 00:13:13,790
‫تحقیرآمیزه بِیلا.

82
00:13:13,880 --> 00:13:16,090
‫اون فقط داره از تو محافظت می‌کنه.

83
00:13:16,170 --> 00:13:17,670
‫تو جانشینی.

84
00:13:17,760 --> 00:13:21,470
‫پس باید ببینن که برای
‫تاج و تخت اون و خودم تلاش می‌کنم.

85
00:13:25,510 --> 00:13:27,850
‫دیگه نمی‌تونم یه‌جا بشینم.

86
00:13:30,210 --> 00:13:31,710
‫باید یه کاری بکنم.

87
00:13:39,940 --> 00:13:41,010
‫فری‌ها.

88
00:13:43,200 --> 00:13:45,660
‫اون‌ها گذرگاه توی تویینز رو کنترل می‌کنن.

89
00:13:45,740 --> 00:13:48,450
‫ریش‌سفیدهای کرگن استارک
‫دارن به جنوب حرکت می‌کنن.

90
00:13:48,540 --> 00:13:51,880
‫اگه افرادش یه مسیر مستقیم
‫به ریورلندز داشته باشن،

91
00:13:51,960 --> 00:13:53,670
‫دیگه نیاز نداریم منتظر دیمن بمونیم.

92
00:13:54,710 --> 00:13:57,300
‫با فری‌ها مذاکره می‌کنم
‫تا گذرگاه رو پوشش بدن.

93
00:13:57,380 --> 00:13:59,010
‫بعید می‌دونم مادرت خوشش بیاد.

94
00:13:59,670 --> 00:14:03,300
‫پس بهش نگو. حداقل تا بعد رفتنم.

95
00:14:16,770 --> 00:14:19,940
‫{\an8}دیروقته و اژدهام گرسنه‌ست.

96
00:14:20,740 --> 00:14:23,240
‫{\an8}چاره‌ای ندارین جز اینکه
‫سر تعظیم فرود بیارین.

97
00:14:23,320 --> 00:14:25,070
‫شروط ما ساده‌ا‌ن لرد براکن.

98
00:14:25,160 --> 00:14:30,830
‫پادشاه دروغین اگون رو
‫غاصب معرفی کن و با من بیعت کن

99
00:14:31,580 --> 00:14:33,420
‫وگرنه خاندانت می‌سوزه.

100
00:14:33,500 --> 00:14:36,550
‫ترجیح میدم لرد استخوان و خاکستر باشم

101
00:14:36,630 --> 00:14:40,800
‫تا اینکه جلوی یه
‫بلک‌وود لاشی کافر و اژدهای مزدورش

102
00:14:40,880 --> 00:14:42,590
‫زانو بزنم.

103
00:14:42,670 --> 00:14:44,650
‫براکن‌ها آدم‌هایی‌ان که از عمیق‌ترین طبقه‌ی

104
00:14:44,680 --> 00:14:46,720
‫هفت جهنم بیرون اومدن اعلی حضرت.

105
00:14:46,800 --> 00:14:48,240
‫بهتره بهشون لطف کنین

106
00:14:48,270 --> 00:14:50,060
‫و برشون گردونین به همونجایی که ازش اومدن.

107
00:14:50,180 --> 00:14:53,930
‫سر برادرت راهش رو به خونه پیدا کرد ویلم؟

108
00:14:54,350 --> 00:14:56,140
‫شنیدم که افتاد دست حشرات.

109
00:14:56,270 --> 00:14:59,020
‫نمایش خیلی خوبی بود لرد براکن.

110
00:15:00,150 --> 00:15:02,150
‫ولی افسوس که جواب سوال من نبود.

111
00:15:12,000 --> 00:15:13,290
‫ما آتش رو انتخاب می‌کنیم.

112
00:15:24,220 --> 00:15:26,810
‫فکر نمی‌کردم انقدر مشتاق مردن باشن.

113
00:15:28,390 --> 00:15:29,850
‫اون‌ها انتخابشون رو کردن.

114
00:15:30,600 --> 00:15:33,560
‫- باید درخواستشون رو عملی می‌کردین.
‫- زنده نیازشون دارم.

115
00:15:33,640 --> 00:15:36,480
‫اومدم اینجا ارتش جمع کنم نه جسد.

116
00:15:37,190 --> 00:15:40,150
‫اما الان متوجه چیزی که خاندان من
‫نسل‌ها بهش اشراف داشت شدین.

117
00:15:40,230 --> 00:15:42,150
‫اون‌ها کله‌خر، لجباز...

118
00:15:42,230 --> 00:15:44,730
‫اون‌ها حاضرن بمیرن اما تسلیم نشن.

119
00:15:48,570 --> 00:15:50,490
‫دقیقا همون افرادی که نیاز دارم.

120
00:15:52,790 --> 00:15:56,250
‫به نظرم هنوز ممکنه که
‫هردومون به هدف‌هامون برسیم.

121
00:15:56,330 --> 00:15:58,920
‫ما نسل‌ها با اون‌ها جنگیدیم.

122
00:15:59,000 --> 00:16:02,800
‫شاید باید تلاش کنین کمتر بجنگین
‫و بیشتر تلاش کنین

123
00:16:06,470 --> 00:16:08,140
‫متقاعدشون کنین.

124
00:16:09,220 --> 00:16:11,850
‫در جنگ تسلیم‌ناپذیرن.

125
00:16:18,730 --> 00:16:20,730
‫اما هرکسی یه نقطه ضعفی داره.

126
00:16:21,690 --> 00:16:23,900
‫پس منظورم رو می‌فهمی.

127
00:16:27,570 --> 00:16:31,530
‫کارهایی هست که یه عضو خاندان سلطنتی
‫نباید حین انجامش دیده بشه.

128
00:16:32,780 --> 00:16:34,720
‫بدترین کاری که
‫می‌تونی بکنی رو بهشون نشون بده.

129
00:16:34,740 --> 00:16:36,910
‫من خدمتگزار شمام اعلی حضرت.

130
00:16:58,270 --> 00:17:01,860
‫طی سده‌ها، ‫ارتش‌های بسیاری

131
00:17:01,940 --> 00:17:04,940
‫خودشون رو جلوی
‫دروازه‌های قلعه من نابود کردن.

132
00:17:09,320 --> 00:17:11,160
‫داری گوش می‌کنی؟

133
00:17:12,160 --> 00:17:13,290
‫بانوی من.

134
00:17:14,030 --> 00:17:16,660
‫ایری خودش غیر قابل نفوذه.

135
00:17:19,080 --> 00:17:22,290
‫البته، مگه اینکه از آسمون بهمون حمله کنن.

136
00:17:22,380 --> 00:17:25,010
‫شما به ملکه رنیرا
‫قول 15هزار سرباز رو دادین...

137
00:17:25,090 --> 00:17:28,090
‫در ازای محافظت. در ازای یه اژدها.

138
00:17:29,970 --> 00:17:33,720
‫پس ایشون از شروط شما فراتر رفتن.
‫دوتا فرستادن.

139
00:17:34,550 --> 00:17:36,930
‫جفتشون تازه از تخم در اومدن.

140
00:17:38,680 --> 00:17:41,140
‫سگ‌های شکاری‌ای دارم که ترسناک‌ترن.

141
00:17:41,230 --> 00:17:43,400
‫اون‌ها در هر صورت اژدهان.

142
00:17:44,060 --> 00:17:47,100
‫به یاد نمیارم که اندازه اژدها رو
‫توی درخواستتون مطرح کرده باشین.

143
00:17:47,190 --> 00:17:49,030
‫داری تحریکم می‌کنی بچه‌جون؟

144
00:17:49,740 --> 00:17:52,410
‫اونم وقتی که سر پناه و نون شبت
‫به رضایت من بستگی داره؟

145
00:17:54,280 --> 00:17:56,120
‫اژدهاها بزرگ میشن

146
00:17:57,330 --> 00:17:59,330
‫- به وقتش.
‫- من وقت ندارم.

147
00:18:01,210 --> 00:18:03,420
‫دوست ندارم حس کنم ناتوانم.

148
00:18:04,880 --> 00:18:06,300
‫منم همینطور.

149
00:18:12,930 --> 00:18:16,810
‫اینجا اتاق خوابته.
‫امشب برای شام بهم ملحق میشی؟

150
00:18:20,060 --> 00:18:23,560
‫بابت مرگ مادربزرگت بهت تسلیت میگم.

151
00:18:32,160 --> 00:18:35,280
‫اونطوری که امروز توی
‫شورای کوچیکم حرف می‌زدن.

152
00:18:35,370 --> 00:18:38,670
‫شما رو مسئول مرگ رینیس و اژدهاش می‌دونن؟

153
00:18:38,740 --> 00:18:40,370
‫ترجیح می‌دادم که اینطور بود.

154
00:18:40,950 --> 00:18:43,370
‫اطراف من حرف می‌زنن نه با من.

155
00:18:44,370 --> 00:18:47,670
‫من رو ملکه می‌کنن، اما
‫اینجا محصور نگه می‌دارنم.

156
00:18:47,750 --> 00:18:50,130
دارن کوچیک بودن خودشون رو نشون میدن.

157
00:18:50,840 --> 00:18:52,220
‫در حقیقت، نمی‌تونم مقصر بدونم‌شون.

158
00:18:52,300 --> 00:18:55,300
‫من الان فرمانروام.
‫نمی‌تونم هرکاری می‌خوام بکنم.

159
00:18:56,390 --> 00:18:59,180
‫و جنگ همیشه زمین بازی مردها بوده.

160
00:18:59,260 --> 00:19:02,010
‫شما جانشین منتخب پدرتون هستین.

161
00:19:02,640 --> 00:19:04,850
‫اون من رو برای جنگیدن آماده نکرد.

162
00:19:04,940 --> 00:19:07,030
‫اگه پسر بودم،

163
00:19:07,110 --> 00:19:10,530
‫وقتی می‌تونستم راه برم، یه
‫شمشیر می‌ذاشت توی دستم.

164
00:19:11,190 --> 00:19:13,280
‫اما بجاش، وظایف سلطنتیش رو بهم دادن،

165
00:19:13,990 --> 00:19:18,160
‫بهم اسم همه لردها و قلعه‌های بین
‫استورمز اند و تویینز رو یاد دادن،

166
00:19:18,240 --> 00:19:21,120
‫اما فرق بین دسته و تیغه شمشیر رو یاد ندادن.

167
00:19:22,040 --> 00:19:23,670
‫اون‌هام این رو می‌دونن.

168
00:19:25,370 --> 00:19:26,540
‫دیمن هم همینطور...

169
00:19:26,620 --> 00:19:28,660
‫شام‌تون رو اینجا میل می‌کنن علیا حضرت؟

170
00:19:28,750 --> 00:19:30,380
‫الان نه.

171
00:19:36,430 --> 00:19:38,060
‫می‌فرستین دنبالش؟

172
00:19:39,510 --> 00:19:42,310
‫برای مدت طولانی،
‫از اون قدرت گرفتم.

173
00:19:42,390 --> 00:19:46,190
‫اگه باید دست به دامان شوهرم بشم،
‫چه جور ملکه‌ای هستم؟

174
00:19:49,860 --> 00:19:52,860
‫نقشم رو نمی‌دونم میساریا.

175
00:19:55,900 --> 00:19:58,530
‫مسیری که طی می‌کنم رو
‫تا به حال کسی طی نکرده.

176
00:19:59,870 --> 00:20:02,540
‫کریستن کول یه اشتباه کرد.

177
00:20:05,040 --> 00:20:09,170
‫سر یه اژدها رو توی خیابون‌ها چرخوند
‫انگار که یه غنیمت جنگیه،

178
00:20:09,250 --> 00:20:11,210
‫اما مردم این رو نشونه بدشگونی می‌بینن.

179
00:20:11,290 --> 00:20:12,830
‫آره، منم همینطور.

180
00:20:12,920 --> 00:20:17,590
‫اون‌ها ترسیدن، غذا پیدا نمیشه،
‫پادشاه مرده،

181
00:20:17,680 --> 00:20:20,100
‫زیر گوش هم زمزمه می‌کنن
‫که وقتی ویسریس زنده بود،

182
00:20:20,180 --> 00:20:22,390
‫صلح برقرار بود.

183
00:20:22,470 --> 00:20:26,720
‫اما آیا زمزمه صخره‌ها رو
‫متلاشی می‌کنه و سپرها رو می‌شکنه؟

184
00:20:26,810 --> 00:20:30,110
‫رعایاتون رو دست کم نگیرین.

185
00:20:30,190 --> 00:20:33,570
‫هزاران هزار نفر در سایه رد کیپ زندگی می‌کنن

186
00:20:33,650 --> 00:20:36,070
‫که خیلی وقته فراموش شدن.

187
00:20:36,860 --> 00:20:39,150
‫و تو فکر می‌کنی طرف من رو می‌گیرن.

188
00:20:39,240 --> 00:20:43,450
‫برای افراد ناخشنود،
‫شایعات مانند غذا می‌مونن.

189
00:20:48,120 --> 00:20:49,750
‫علیا حضرت.

190
00:20:52,170 --> 00:20:56,380
‫کاری که نمی‌تونین انجام بدین رو،
‫بذارین بقیه براتون انجام بدن.

191
00:20:57,800 --> 00:21:00,970
‫بیشتر از یک راه برای جنگیدن در جنگ هست.

192
00:21:23,320 --> 00:21:27,870
‫فکر به اینکه توی میدان نبرد، بین دشمنانش
‫در هم شکسته روی زمین افتاده بوده.

193
00:21:39,170 --> 00:21:43,170
‫مادربزرگت داستان شبی که میلیس رو
‫برای خودش کرد برات تعریف کرده؟

194
00:21:44,180 --> 00:21:46,180
‫قایمکی وارد گودال اژدها شده.

195
00:21:46,930 --> 00:21:49,350
‫مادربزرگت اونجا رو بهتر از
‫همه بزرگان خاندان می‌شناخت.

196
00:21:49,930 --> 00:21:51,930
‫میگن می‌تونست توی تاریکی ببینه.

197
00:21:53,560 --> 00:21:55,350
‫پدرم خیلی عصبانی بوده.

198
00:21:55,440 --> 00:21:58,990
‫اژدهای مادرش، سریع‌ترین جانوری که می‌شناخته

199
00:21:59,070 --> 00:22:00,950
‫قبولش نکرده.

200
00:22:01,030 --> 00:22:03,240
‫اما گردنش رو برای رینیس خم کرده.

201
00:22:04,320 --> 00:22:06,320
‫اون انسانی پرشور بود،

202
00:22:07,660 --> 00:22:09,660
‫هم در عشق و هم در مرگ.

203
00:22:12,370 --> 00:22:16,000
‫من همیشه براش مهم نبودم، اما

204
00:22:17,800 --> 00:22:21,800
‫بابت هدیه‌ای که در نهایت بهم داد،
‫ازش ممنونم.

205
00:22:27,810 --> 00:22:30,650
‫آرزو می‌کنم کاش وقتی جوون بود می‌شناختمش.

206
00:22:37,440 --> 00:22:40,570
‫تو توی بعضی جهات خیلی بهش شبیهی.

207
00:22:43,410 --> 00:22:48,080
‫و حالا که اون مرده،
‫فکر کنم باید به تو اتکا کنم.

208
00:22:48,160 --> 00:22:49,790
‫علیا حضرت؟

209
00:22:51,000 --> 00:22:53,420
‫این رو میدی به پدربزرگت؟

210
00:23:05,140 --> 00:23:07,560
‫دوست ندارم تنها باشم.

211
00:23:11,470 --> 00:23:13,100
‫دیمن.

212
00:23:17,860 --> 00:23:19,280
‫دیمن.

213
00:23:20,150 --> 00:23:22,780
‫تو همیشه قوی‌تر بودی.

214
00:23:24,780 --> 00:23:27,410
‫بهترین شمشیرزن.

215
00:23:30,200 --> 00:23:32,830
‫اژدهاسوار بی‌باک.

216
00:23:34,750 --> 00:23:37,960
‫{\an8} برادرت عشق بزرگی در قلبش داشت،

217
00:23:42,710 --> 00:23:44,880
‫اما بنیه تو رو نداشت.

218
00:23:46,010 --> 00:23:48,510
‫ویریس مناسب تاج و تخت نبود

219
00:23:51,810 --> 00:23:55,690
‫اما تو دیمن،
‫تو به دنیا اومده بودی تا شاه بشی.

220
00:24:16,040 --> 00:24:18,330
‫چی می‌شد اگه اول به دنیا می‌اومدی.

221
00:24:20,340 --> 00:24:22,680
‫پسر مورد علاقه من.

222
00:24:29,140 --> 00:24:32,350
‫از اردک خوشتون نمیاد اعلی حضرت؟

223
00:24:37,560 --> 00:24:40,770
‫اگه غاز رو ترجیح می‌دین، اونم داریم.

224
00:24:42,610 --> 00:24:44,490
‫من خودم از غاز خوشم میاد.

225
00:24:52,780 --> 00:24:54,370
‫گرسنه نیستم.

226
00:24:54,450 --> 00:24:57,700
‫داشتم می‌گفتم، با توجه به خبر
‫ناراحت‌کننده‌ای که از روکس رست دریافت کردیم،

227
00:24:59,460 --> 00:25:03,460
‫به نظر میاد که تغییراتی صورت گرفته
‫و هر دو طرف ضررهای زیادی متحمل شدن

228
00:25:03,550 --> 00:25:05,840
‫و از حرکات بعدیشون نامطمئن خواهند بود.

229
00:25:08,170 --> 00:25:10,380
‫پس زمان مناسبی برای نمایش قدرتمونه.

230
00:25:11,140 --> 00:25:14,600
‫معتقدم ویلم بلک‌وود داره
‫خاندان براکن رو به زانو درمیاره.

231
00:25:16,180 --> 00:25:19,390
‫باید قلعه رو
‫آماده اومدن یه سپاه بزرگ بکنیم.

232
00:25:21,690 --> 00:25:23,480
‫به نظر مطمئن میاین.

233
00:25:23,610 --> 00:25:25,650
‫همه آدم‌ها رو میشه رهبری کرد سر سایمن.

234
00:25:26,440 --> 00:25:27,980
‫حتی ریورلندی‌ها رو.

235
00:25:29,110 --> 00:25:32,820
‫فقط باید بهشون نشون بدیم
‫که باید از چه کسی پیروی کنن.

236
00:25:34,370 --> 00:25:36,250
‫کار اینجا چطور پیش میره؟

237
00:25:36,950 --> 00:25:37,980
‫اوه...

238
00:25:39,250 --> 00:25:40,800
‫واسه آشپزخونه آب می‌کشیم

239
00:25:40,820 --> 00:25:43,210
‫- و کوره‌ها رو روشن می‌کنیم.
‫- خیلی خب.

240
00:25:43,290 --> 00:25:45,670
‫البته که این تازه شروعشه.

241
00:25:45,750 --> 00:25:48,460
‫سقف به تنهایی،
‫از زمان اینیس نیاز به تعمیر داشته.

242
00:25:48,550 --> 00:25:50,970
‫و انبارها. و...

243
00:25:51,930 --> 00:25:54,350
‫و برج ندبه.

244
00:25:55,010 --> 00:25:57,390
‫خفاش‌ها تقریبا راهروها رو غیرقابل گذر کردن

245
00:25:57,470 --> 00:25:59,470
‫انقدر که اونجا...

246
00:26:00,600 --> 00:26:02,020
‫ریدن.

247
00:26:04,150 --> 00:26:08,730
‫{\an8}فکر می‌کنم آهنگران و زره‌سازانی
‫نزدیکی ناتن و ریوربند پیدا میشن.

248
00:26:08,820 --> 00:26:12,910
‫{\an8}خب بفرستین دنبالشون و همه کشاورزها رو
‫از انتلرز تا های هارت جمع کنین.

249
00:26:13,240 --> 00:26:15,830
‫به شکارچی‌هاشون بگین
‫برامون گوشت و چوب بیارن.

250
00:26:17,580 --> 00:26:19,290
‫قضیه پولش هم هست.

251
00:26:21,620 --> 00:26:25,370
‫بعد از حادثه ناگواری
‫که برای پدرش اتفاق افتاد،

252
00:26:26,420 --> 00:26:30,170
‫لریس ثروت خانوادگیش رو
‫به کینگز لندینگ منتقل کرد.

253
00:26:32,220 --> 00:26:34,720
‫طلایی توی خزانه‌تون مونده؟

254
00:26:34,800 --> 00:26:39,180
‫به اندازه‌ای که این تشکیلات کوچکی
‫که می‌بینین رو گرم و سیر نگه داره.

255
00:26:40,180 --> 00:26:41,600
‫نسبتا.

256
00:26:44,310 --> 00:26:51,030
‫اعلی حضرت، فکر می‌کنم از اونجایی که
‫فرستاده ملکه هستین،

257
00:26:51,150 --> 00:26:54,950
‫اگه براشون نامه بنویسین،
‫سکه لازم رو

258
00:26:55,030 --> 00:26:57,570
‫- برامون بفرستن.
‫- نه.

259
00:26:58,580 --> 00:27:00,580
‫هرنهال تحت فرمان منه.

260
00:27:01,160 --> 00:27:03,790
‫پرداختی رو خودم تضمین می‌کنم.

261
00:27:04,870 --> 00:27:06,460
‫بلند بشین، بلند بشین.

262
00:27:09,590 --> 00:27:11,590
‫بسیار خب اعلی حضرت.

263
00:27:12,090 --> 00:27:14,880
‫باید من رو «پادشاه من» خطاب کنی.

264
00:27:15,470 --> 00:27:17,180
‫اما شما شاهزاده‌این.

265
00:27:17,720 --> 00:27:19,890
‫شوهر ملکه رو چی خطاب می‌کنن؟

266
00:27:19,970 --> 00:27:21,560
‫- خب، پادشاهِ...
‫- بفرما.

267
00:27:21,640 --> 00:27:23,060
‫...هم‌نشین.

268
00:27:24,310 --> 00:27:26,940
‫اون تیکه آخرش اضافیه، اینطور فکر نمی‌کنی؟

269
00:27:32,730 --> 00:27:35,030
‫زره‌شون از جنس فولاد والیریایی بوده

270
00:27:35,110 --> 00:27:39,070
‫اما بیشتر بدن اعلی حضرت
‫دچار سوختگی شدید شده.

271
00:27:40,240 --> 00:27:42,120
‫استخوان‌های شکسته زیادی دارن.

272
00:27:42,200 --> 00:27:47,500
‫گمان می‌کنم صدمات داخلی
‫بیشتری هم دارن که نمی‌تونیم ببینیم.

273
00:27:49,880 --> 00:27:52,300
‫بابت زحمات‌تون متشکریم استاد بزرگ.

274
00:27:53,550 --> 00:27:55,970
‫- بیدار شده؟
‫- نه.

275
00:27:57,590 --> 00:28:02,180
‫باید اعتراف کنم که مطمئن نیستم
‫اصلا بیدار بشن یا نه.

276
00:28:02,270 --> 00:28:04,690
‫من تا جایی که می‌تونستم از
‫دانش و مهارتم استفاده کردم.

277
00:28:05,690 --> 00:28:09,570
‫سرنوشت پادشاهمون الان در دست خدایانه.

278
00:28:20,370 --> 00:28:22,370
‫یه پادشاه نمی‌تونه تو خواب فرمانروایی کنه.

279
00:28:23,450 --> 00:28:25,660
مردم ‫سرزمین قطعا تا الان متوجه غیبتش شدن.

280
00:28:26,370 --> 00:28:28,580
‫بذارین مردم از اعمال بزرگش
‫در روکس رست باخبر بشن.

281
00:28:30,090 --> 00:28:32,800
‫اما الان باید یه نایب‌السلطنه
‫انتخاب کنیم تا جاش رو بگیره

282
00:28:32,880 --> 00:28:34,510
‫تا وقتی بهبود پیدا کنه

283
00:28:36,880 --> 00:28:38,090
‫یا هم که نکنه.

284
00:28:39,760 --> 00:28:42,050
‫استراتژی هوشمندانه‌ایه علیاحضرت.

285
00:28:42,140 --> 00:28:46,190
‫نیابت‌السلطنه به مردم اطمینان میده
‫که تاج و تخت ثبات داره.

286
00:28:49,020 --> 00:28:52,020
‫نامزدی مد نظرتون هست علیاحضرت؟

287
00:28:52,690 --> 00:28:54,460
‫من همین نقش رو برای شوهرم ایفا کردم.

288
00:28:54,480 --> 00:28:55,940
‫آماده‌م که دوباره انجامش بدم.

289
00:28:56,030 --> 00:28:59,080
‫شما نقشتون رو در دوران صلح
‫به خوبی ایفا کردین علیاحضرت،

290
00:28:59,160 --> 00:29:01,040
‫اما شرایط عوض شدن.

291
00:29:01,780 --> 00:29:03,410
من رو بگو که فراموش کرده بودم.

292
00:29:03,490 --> 00:29:05,700
‫پادشاه کمبود وارث ندارن.

293
00:29:05,790 --> 00:29:10,550
‫بدیهیه که باید جانشین مستقیم‌شون،
‫شاهزاده ایموند رو انتخاب کنیم.

294
00:29:10,630 --> 00:29:11,970
‫موافقم.

295
00:29:12,040 --> 00:29:13,670
‫ایموند جوونه.

296
00:29:15,090 --> 00:29:17,590
‫و نداشتن خویشتن‌داریش
‫به اندازه کافی برامون هزینه داشته.

297
00:29:27,270 --> 00:29:31,230
‫این تجربه‌ست که
‫مطمئن‌ترین راه رو به امنیت ارائه میده.

298
00:29:31,310 --> 00:29:33,880
‫ملکه آلیسنت وقتی وضعیت سلامت شوهرشون بد شد،

299
00:29:33,900 --> 00:29:35,980
‫با توانایی بار وظایف سرزمین رو
‫به دوش کشیدن.

300
00:29:36,070 --> 00:29:38,910
‫تجربه باارزشه، بله، ولی ملکه مادر زن هستن.

301
00:29:39,030 --> 00:29:42,070
‫من با فرمانروایی یا
‫نشستن در این شورا غریبه نیستم.

302
00:29:42,160 --> 00:29:43,580
‫ایموند یه اژدهاسوار پرابهته.

303
00:29:43,600 --> 00:29:45,200
‫مهارتش باید در میدان نبرد استفاده بشه

304
00:29:45,220 --> 00:29:47,670
‫اما تجربه من اینجا توی این شورا لازمه.

305
00:29:47,700 --> 00:29:50,210
‫قصد توهین ندارم علیاحضرت، اما الان

306
00:29:50,290 --> 00:29:54,290
‫- در زمانی هستیم که باید اقتدار نشون بدیم.
‫- لرد لریس؟

307
00:29:55,550 --> 00:29:57,800
‫موافقم علیاحضرت.
‫باید شاهزاده ایموند انتخاب بشه.

308
00:30:00,090 --> 00:30:02,380
‫مردم چه فکری می‌کنن اگه
‫در جواب تاج‌گذاری رنیرا

309
00:30:02,470 --> 00:30:04,680
‫ما هم یه زن رو در راس قرار بدیم؟

310
00:30:07,180 --> 00:30:08,180
‫اما...

311
00:30:10,520 --> 00:30:14,480
‫اما جناب دست راست، صدای پادشاه هستن.
‫سر کریستون، نظر شما چیه؟

312
00:30:21,490 --> 00:30:23,700
‫ایموند نفر بعدی در صف جانشینیه.

313
00:30:25,870 --> 00:30:27,290
‫باید ایموند باشه.

314
00:30:31,920 --> 00:30:33,920
‫پس به نتیجه رسیدیم.

315
00:30:55,210 --> 00:30:57,460
‫موضع‌مون توی ریورلندز چطوره؟

316
00:30:59,570 --> 00:31:04,080
‫خاندان‌های تحت فرمان خاندان تالی
‫دچار بی‌نظمی شدن اعلی حضرت.

317
00:31:04,160 --> 00:31:08,460
‫شاهزاده دیمن امید دارن که ارتشی با هر
‫اندازه‌ای که شد به دست بیارن، البته فعلا.

318
00:31:09,700 --> 00:31:11,660
‫خوب میشه اگه نامه‌ای به
‫اسکار تالی جوان بفرستیم.

319
00:31:12,410 --> 00:31:15,870
‫خیلی طول نمی‌کشه تا
‫جایگاه پدربزرگش رو به ارث ببره.

320
00:31:15,960 --> 00:31:19,590
‫بگید ببینم لرد استرانگ،
‫چطور می‌تونم به مشورت مردی اعتماد کنم

321
00:31:19,670 --> 00:31:22,970
‫که اجازه میده الماس ریورلندز
‫توسط دشمن دزدیده بشه؟

322
00:31:27,240 --> 00:31:28,780
‫سپاه برادرت می‌تونه با دیمن دیدار کنه.

323
00:31:28,810 --> 00:31:31,230
‫باید سرعت حرکتش رو بیشتر کنه
‫و ریورلندی‌ها رو

324
00:31:31,250 --> 00:31:32,850
‫وقتی که نیروهاش تو بی‌نظمی‌ان بررسی کنه.

325
00:31:32,930 --> 00:31:35,220
‫به لرد جیسن نامه می‌فرستم تا انگیزه بگیره.

326
00:31:35,310 --> 00:31:37,940
‫- دیگه چی؟
‫- باید توجه‌مون رو معطوف

327
00:31:38,020 --> 00:31:40,440
‫رعایای توی کینگز لندینگ کنیم.

328
00:31:40,530 --> 00:31:42,950
‫از دریابند مارِ دریا خسته شدن.

329
00:31:43,030 --> 00:31:45,160
‫همه‌‌مون خسته شدیم.

330
00:31:45,240 --> 00:31:49,700
‫خیلی‌ها دارن از شهر فرار می‌کنن
‫و از آشفتگی و ترسشون صحبت می‌کنن.

331
00:31:50,830 --> 00:31:53,080
‫پس دروازه‌ها رو ببندین.

332
00:31:55,370 --> 00:31:57,830
‫کسی حق نداره
‫بدون اجازه ما وارد یا خارج بشه.

333
00:31:57,920 --> 00:32:00,760
‫بازرگانان و غیره.

334
00:32:05,010 --> 00:32:06,850
‫برید سر وظایفتون.

335
00:32:07,760 --> 00:32:10,140
‫اول صبح دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

336
00:32:10,220 --> 00:32:13,930
‫اوه، درضمن یه نفر
‫موش‌گیرهای لعنتی رو بیاره پایین.

337
00:32:21,110 --> 00:32:23,320
‫شهر دیگه امن نیست.

338
00:32:25,150 --> 00:32:26,570
‫غذایی نیست.

339
00:32:27,660 --> 00:32:29,450
‫همسایه‌هامون دارن از همدیگه دزدی می‌کنن.

340
00:32:29,530 --> 00:32:30,820
‫باید از اینجا بریم.

341
00:32:30,910 --> 00:32:32,200
‫{\an8}اونوقت کجا بریم؟

342
00:32:32,790 --> 00:32:35,000
‫شاید شمال؟ جنوب؟

343
00:32:35,750 --> 00:32:38,110
‫تا جایی که می‌دونیم،
‫همه راه‌ها به دهن اژدها ختم میشن.

344
00:32:38,130 --> 00:32:40,090
‫مثل اونی که توی خیابون‌ها چرخوندن؟

345
00:32:41,000 --> 00:32:45,000
‫فکر می‌کنی رنیرا اجازه میده
‫همچین بی‌حرمتی‌ای بدون جواب بمونه؟

346
00:32:48,090 --> 00:32:50,800
‫باید بریم به تامبلتن.

347
00:32:50,890 --> 00:32:52,850
‫برادرم بهمون جا میده.

348
00:32:52,930 --> 00:32:54,770
‫می‌خوای به گدایی بیفتم؟

349
00:33:00,810 --> 00:33:02,810
‫همین الانش به گدایی نیفتادیم؟

350
00:33:03,820 --> 00:33:06,410
‫پول ماشین‌آلاتی که
‫مجبورت کردن بسازی رو دادن؟

351
00:33:06,490 --> 00:33:08,080
‫پادشاه قول داده پرداخت می‌کنه.

352
00:33:08,150 --> 00:33:10,990
‫پادشاه دروغ گفته!

353
00:33:22,590 --> 00:33:24,430
‫هر طور راحتی،

354
00:33:25,260 --> 00:33:28,680
‫بمون و منتظر قول‌های توخالی باش.

355
00:33:30,760 --> 00:33:33,600
‫با اون‌ها می‌تونی وقتی روح شدیم،
‫شکم‌مون رو سیر کنی.

356
00:34:12,970 --> 00:34:14,640
‫حدس می‌زدم اینجا باشی.

357
00:34:15,430 --> 00:34:17,970
‫وفادارانه به دستورات
‫شاهزاده نایب‌السلطنه رسیدگی می‌کنی.

358
00:34:18,770 --> 00:34:20,810
‫ایموند نفر بعدی تو صف جانشینیه.

359
00:34:20,890 --> 00:34:22,000
‫درستش هم همین بود.

360
00:34:22,030 --> 00:34:23,760
‫خودت می‌دونی اون چیه،

361
00:34:23,900 --> 00:34:25,900
‫به چی تبدیل شده.

362
00:34:29,110 --> 00:34:31,990
‫وفاداریت از بین رفته؟
‫یا عین شب‌پره فقط شب‌ها سرسبز میشه

363
00:34:32,070 --> 00:34:34,740
‫و موقع طلوع خورشید ناپدید میشه؟

364
00:34:38,620 --> 00:34:40,040
‫چیزی که تو روکس رست دیدم...

365
00:34:40,120 --> 00:34:43,330
‫چی؟ چی دیدی؟

366
00:34:47,500 --> 00:34:49,500
‫زرهشون ذوب شد.

367
00:34:51,260 --> 00:34:53,890
‫آدم‌ها داشتن راه می‌رفتن. آتیش گرفته بودن.

368
00:34:57,310 --> 00:34:59,520
‫جنگ رو به اژدهایان سپردیم.

369
00:35:01,100 --> 00:35:02,640
‫یه اژدها سوار باید ما رو رهبری کنه.

370
00:35:07,110 --> 00:35:11,910
‫و عدالت چطور، تعادل چطور؟
‫یا حالا نیرو تنها خدامون شده؟

371
00:35:17,910 --> 00:35:19,910
‫پس منو دور انداختی.

372
00:35:21,080 --> 00:35:23,080
‫بهتون لطف نکردم؟

373
00:35:25,000 --> 00:35:28,630
‫کاری که الان باید کنیم وحشتناکه.

374
00:35:30,590 --> 00:35:32,590
‫می‌خوای به عهده بگیریش؟

375
00:35:33,220 --> 00:35:36,140
‫- تو چنین کسی هستی، آلیسنت؟
‫- ازت لطف نخواستم.

376
00:35:40,310 --> 00:35:42,310
‫و بهت اجازه ندادم اسم‌مو به زبون بیاری.

377
00:35:42,610 --> 00:35:50,610
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

378
00:35:55,700 --> 00:35:56,780
‫بایستید!

379
00:36:02,790 --> 00:36:03,920
‫برید عقب!

380
00:36:05,790 --> 00:36:07,420
‫باید بریم بیرون!

381
00:36:08,290 --> 00:36:09,790
‫یکی بگیردش!

382
00:36:10,550 --> 00:36:12,640
‫برید عقب! نه!

383
00:36:12,710 --> 00:36:15,050
‫محکم نگهش‌دارید، محکم نگهش‌دارید!

384
00:36:15,510 --> 00:36:17,350
‫برید عقب! نگهش دارید!

385
00:36:22,470 --> 00:36:23,300
‫عقب!

386
00:36:24,350 --> 00:36:27,190
‫دور شید، دور شید!

387
00:36:28,480 --> 00:36:30,820
‫به دستور ایموند تارگرین،

388
00:36:30,900 --> 00:36:33,690
‫شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه
‫و محافظ قلمرو....

389
00:36:33,780 --> 00:36:36,200
‫- ایموند؟
‫- منظورش پادشاهه؟

390
00:36:36,280 --> 00:36:38,570
‫- نمی‌دونم.
‫- شما نمی‌تونین ما رو این‌جا نگه دارید!

391
00:36:38,660 --> 00:36:41,540
‫- به شما دستور داده شده به خونه‌هاتون برگردید!
‫- ما گوشت می‌خوایم!

392
00:36:41,620 --> 00:36:43,120
‫- گوشت!
‫- گوشت!

393
00:36:53,420 --> 00:36:54,840
‫برید عقب!

394
00:37:02,850 --> 00:37:06,060
‫لرد گروور تالی‌مون
‫برای رنیرا اظهار حمایت نکرده.

395
00:37:07,270 --> 00:37:09,360
‫فولاد دست گرفتن برعلیه سالارت یعنی مرگ،

396
00:37:09,440 --> 00:37:12,840
‫البته مطمئنم شاهزاده‌ام خودشون از این آگاهن.

397
00:37:13,190 --> 00:37:15,150
‫و برعلیه ملکه‌ات؟

398
00:37:23,830 --> 00:37:26,170
‫جیسون لنیستر داره در غرب نیرو گردهم میاره.

399
00:37:27,210 --> 00:37:29,210
‫قبل از اینکه برسه ریورران
‫باید بهش رسیدگی کنیم.

400
00:37:30,210 --> 00:37:32,130
‫به گذرگاه نیازه.

401
00:37:32,210 --> 00:37:36,380
‫و اگه ارتش استارک‌ها زیادی کند باشه چی؟
‫باد داره برمی‌خیزه.

402
00:37:36,460 --> 00:37:38,050
‫زمستان داره از راه می‌رسه.

403
00:37:38,130 --> 00:37:41,800
‫درنگ کردن ما نه به‌خاطر ملکه شدن رنیراست،

404
00:37:41,890 --> 00:37:45,310
‫نه به‌خاطر نشخوارذهنی لرد تالیِ ناقص الخلقه.

405
00:37:46,140 --> 00:37:49,020
‫از ویگار هراسناکیم.

406
00:37:49,100 --> 00:37:54,690
‫وقتی اژدهای من بیرون از دیوارهاتون نشسته
‫شما از اژدهایی که فرسنگ‌ها دورترِ می‌ترسید؟

407
00:37:59,030 --> 00:38:02,280
‫- به ما حفاظت‌تون رو پیشکش می‌کنید؟
‫- بله می‌کنم.

408
00:38:09,000 --> 00:38:10,920
‫و حفاظت از سوی عموم هم همین‌طور.

409
00:38:12,210 --> 00:38:16,380
‫و یقیناً، دیمن به این‌ها رضایت داده؟

410
00:38:16,460 --> 00:38:18,460
‫هرچه ملکه‌اش امر کنه پیروی می‌کنه.

411
00:38:18,550 --> 00:38:20,430
‫این کمی بهمون آرامش می‌بخشه.

412
00:38:20,510 --> 00:38:23,600
‫البته یادم افتاد اژدهایان نمی‌تونن
‫همزمان دو جا حضور داشته باشن.

413
00:38:23,680 --> 00:38:25,220
‫یا سه جا.

414
00:38:28,180 --> 00:38:29,930
‫چه می‌خواید؟

415
00:38:32,310 --> 00:38:36,230
‫لاریس استرانگ از قلعه‌ش برکنار شده.

416
00:38:36,320 --> 00:38:39,280
‫ملکه قصد دارن لرد جدیدی رو به‌جای ایشون بنشونن؟

417
00:38:43,820 --> 00:38:45,160
‫هرنهال رو می‌خواید.

418
00:39:04,180 --> 00:39:08,020
‫به‌خاطر اون، مادرم از شما
‫چیزی بیشتر از گذرگاه‌تون رو طلب می‌کنه.

419
00:39:10,890 --> 00:39:12,890
‫علیاحضرت به چه تمایل دارند؟

420
00:39:15,520 --> 00:39:17,730
‫به بیعت کردن.

421
00:40:11,580 --> 00:40:12,790
‫برو بالا.

422
00:40:14,000 --> 00:40:19,140
‫تو برای شمشیرزنی به‌دنیا اومدی،
‫اما فکر نکنم تبر زدن هم توی خونت باشه.

423
00:40:19,460 --> 00:40:21,210
‫بعضی‌ها ترجیح میدن عاطل و باطل بشینن

424
00:40:21,300 --> 00:40:23,260
‫و منتظر بمونن خواسته‌هاشون نزدشون اورده بشه.

425
00:40:23,340 --> 00:40:24,300
‫ولی این راه و رسم من نیست.

426
00:40:24,380 --> 00:40:26,590
‫هیزم شکستن چیزی که این‌جا
‫دنبالت کرده رو توجیه می‌کنه؟

427
00:40:26,680 --> 00:40:31,020
‫بگذارید کسی نگوید دیمن تارگرین
‫در آلوده کردن دست خویش در این جنگ درمانده است.

428
00:40:31,100 --> 00:40:32,940
‫بذار ببینم‌شون.

429
00:40:34,430 --> 00:40:35,350
‫بشین.

430
00:40:36,100 --> 00:40:37,310
‫بشین!

431
00:40:42,190 --> 00:40:47,320
‫چیزهای عجیبی از براکن‌لند، استون‌هج،
‫و لمبزورلد و موری می‌شنوم.

432
00:40:48,410 --> 00:40:50,450
‫پس خبری درکاره؟

433
00:40:50,530 --> 00:40:51,620
‫خبر؟

434
00:40:52,910 --> 00:40:53,910
‫نه.

435
00:40:56,080 --> 00:40:58,790
‫چیزهایی که می‌شنوم رو در باد می‌شنوم.

436
00:41:00,040 --> 00:41:01,880
‫ضجه‌هایی پر از عذاب.

437
00:41:03,840 --> 00:41:05,880
‫بچه‌هایی که از مادرهاشون ستانده می‌شن،

438
00:41:05,970 --> 00:41:09,810
‫مردهایی که به وقت بازگشت به خونه
‫می‌بینن قفل درشون باز شده،

439
00:41:09,890 --> 00:41:12,060
‫و زن‌هاشون ربوده شدن.

440
00:41:14,270 --> 00:41:16,480
‫جنگ پدیده‌ای وحشتناکه.

441
00:41:17,020 --> 00:41:18,860
‫این جنگ نیست.

442
00:41:19,650 --> 00:41:24,490
‫این‌ها جرم برعلیه معصومین‌ئه،
‫جرم‌هایی که هر مرد پارسایی منکرشون می‌شه.

443
00:41:24,570 --> 00:41:27,030
‫مشخصاً منو با مردی پارسا اشتباه گرفتی.

444
00:41:29,160 --> 00:41:31,910
‫براکن‌ها فرصت براورده کردن نیازمو داشتن.

445
00:41:32,830 --> 00:41:34,790
‫شاید توی تصمیم‌گیری معقول‌تر بشن

446
00:41:34,870 --> 00:41:38,120
‫اگه جونِ فرزندان‌شون بهش بستگی داشته باشه.

447
00:41:39,420 --> 00:41:41,840
‫می‌خوای چنین ارتشی رو برپا کنی؟

448
00:41:42,840 --> 00:41:44,840
‫مردانی که ازت متنفرن،

449
00:41:45,550 --> 00:41:47,260
‫و از روی اجبار بهت خدمت می‌کنن؟

450
00:41:47,340 --> 00:41:50,340
‫خب، وقتی بپذیرن بهم خدمت کنن،
‫عادلانه باهاشون رفتار می‌کنم.

451
00:41:50,430 --> 00:41:53,770
‫الگویی برای باقی ریورلند ایجاد می‌کنم
‫که تابع‌ش باشن.

452
00:41:53,850 --> 00:41:56,230
‫و دوباره، به نام قدرت،

453
00:41:56,310 --> 00:41:59,060
‫ناتوان‌ها و زن‌ها باید این‌ها رو متحمل بشن.

454
00:42:01,940 --> 00:42:04,780
‫اون اگون احمق احتمال زنده موندنش پایینه.

455
00:42:06,900 --> 00:42:09,810
‫اگه ایموند تک چشم فرمانروایی کنه
‫قلمرو زیان می‌بینه.

456
00:42:10,740 --> 00:42:12,200
‫باید دعا کنی هیچوقت نبینیش.

457
00:42:12,910 --> 00:42:15,200
‫به محض اینکه
‫برات روز خوبی رو آرزومند بشه می‌کشتت.

458
00:42:15,290 --> 00:42:17,920
‫همین‌ها رو درباره تو هم شنیده بودم.
‫ولی دیگه نمی‌پیچونمت.

459
00:42:18,000 --> 00:42:21,250
‫مطمئنم که، ناسلامتی،
‫تاکتیک‌هات مورد تایید خود ملکه‌ان.

460
00:42:26,840 --> 00:42:28,680
‫اون نمی‌تونه موفق بشه، آلیس.

461
00:42:29,720 --> 00:42:31,890
‫حتی اگه اراده کنم هم نمی‌تونه.

462
00:42:31,970 --> 00:42:34,010
‫مردمی که ازش حمایت می‌کنن
‫توسط خودش رهبری نخواهند شد.

463
00:42:34,100 --> 00:42:36,140
‫برای نیرو، به یه مرد نظر دارن.

464
00:42:36,220 --> 00:42:39,720
‫کی بهتر از همه برازنده‌اشه؟
‫های‌تاورها با دسیسه‌چینی‌هاشون؟

465
00:42:39,810 --> 00:42:42,020
‫یا وارث نخست و حقیقیِ ویسریس؟

466
00:42:43,190 --> 00:42:45,570
‫وقتی کینگز لندینگ رو تصاحب کردم،

467
00:42:45,650 --> 00:42:49,610
‫رنیرا می‌تونه بیاد اون‌جا بهم بپیونده
‫و جایگاهش رو در کنارم بپذیره.

468
00:42:49,690 --> 00:42:53,690
‫پادشاه و ملکه‌ای که با هم حکمفرمایی می‌کنن.

469
00:42:54,320 --> 00:42:56,990
‫- و اگه شکست بخوری؟
‫- می‌میرم،

470
00:42:57,080 --> 00:42:59,330
‫و هیچ‌کدوم از این مسائل دیگه مشکل من نیست.

471
00:42:59,410 --> 00:43:02,580
‫چه حیف، مگه نه، اینکه هیچوقت مادرتو نشناختی؟

472
00:43:06,250 --> 00:43:08,340
‫پیغام اوردم، اعلی حضرت.

473
00:43:13,720 --> 00:43:16,310
‫اخبار تازه از استون‌هج.

474
00:43:16,390 --> 00:43:18,600
‫بلک‌وودها براکن‌ها رو مغلوب کردن

475
00:43:18,680 --> 00:43:21,930
‫و لرد ایموس پرچمش رو به بیعت شما در اورده.

476
00:43:22,440 --> 00:43:24,650
‫خاندان براکن ازآن شماست.

477
00:43:26,060 --> 00:43:28,650
‫سر ویلم رو به این‌جا فرا بخون
‫تا بتونم بهش تبریک بگم.

478
00:43:29,150 --> 00:43:31,780
‫توی این تالارها از بلک‌وودها تجلیل می‌شه.

479
00:43:43,210 --> 00:43:45,210
‫توی های‌تاید دنبالت می‌گشتم.

480
00:43:45,960 --> 00:43:48,250
‫وقتی گفتن این‌جایی تعجب کردم.

481
00:43:49,380 --> 00:43:51,380
‫قلعه‌ی من یه مقبره‌اس.

482
00:43:52,720 --> 00:43:54,930
‫تهی. عاری از سکنه.

483
00:43:55,760 --> 00:43:58,680
‫خیلی ناراحتم که روزهای شکوه‌ش رو از دست دادم.

484
00:43:59,680 --> 00:44:03,390
‫می‌تونم تصور کنم "تالار نه"تون
‫آکنده از لردها و پادشاهانی بوده که

485
00:44:03,480 --> 00:44:06,530
‫مشتاقِ خوش‌گذرونی با ارباب افسانه‌ای امواج بودن.

486
00:44:08,400 --> 00:44:11,070
‫با ثروتی که از ایی‌تی و اشای به ارمغان اوردی

487
00:44:11,150 --> 00:44:14,070
‫موجب شگفتی و حسادت شدی.

488
00:44:16,530 --> 00:44:18,530
‫برام سوالِ آیا کسی می‌دونست
‫همه‌ش برای شاهدخت بوده.

489
00:44:27,670 --> 00:44:30,560
‫ملکه رنیرا مایل‌ان که شما رو جناب دست بنامـن.

490
00:44:33,380 --> 00:44:36,800
‫حتی مرگ همسرم هم راضیش نمی‌کنه.

491
00:44:39,550 --> 00:44:42,260
‫این همه تقاضا از خاندانم براش کافی نبوده؟

492
00:44:42,270 --> 00:44:44,900
‫این نشانه‌ای از ارج‌نهادن پرعظمت ایشونه.

493
00:44:46,020 --> 00:44:49,270
‫یا شاید هم فکر می‌کنه
‫این جایگاه فقدانم رو جبران می‌کنه؟

494
00:44:50,520 --> 00:44:52,150
‫پس با کینگز لندینگ تعهد صلح ببند.

495
00:44:52,860 --> 00:44:55,150
‫با کمال رضایت ازش پذیرایی می‌کنن.

496
00:44:57,780 --> 00:45:00,410
‫ترجیح میدم به غرب بادبان بکشم و مفقود بشم.

497
00:45:01,580 --> 00:45:03,580
‫قبلاً هم این کارو کردی،

498
00:45:03,660 --> 00:45:06,370
‫برای خودت و کسایی که دوست داشتن
‫هزینه‌ی سنگینی در پی داشت.

499
00:45:08,920 --> 00:45:14,630
‫رینیس فقط همسر تو نبود،
‫اموالی نبود که از تو سلب بشه.

500
00:45:15,470 --> 00:45:18,100
‫اون یه شاهدخت تارگرینی بود.

501
00:45:18,840 --> 00:45:20,300
‫ملکه‌ای که هرگز ملکه نشد.

502
00:45:20,390 --> 00:45:22,850
‫و خودخواسته به روکس رست رفت.

503
00:45:22,930 --> 00:45:25,310
‫- تا از خویشانش دفاع کنه.
‫- و مرد.

504
00:45:25,390 --> 00:45:27,430
‫جوری مرد که خودش دلش می‌خواست بمیره،

505
00:45:28,100 --> 00:45:31,100
‫با شرافت، در آتش اژدها.

506
00:45:31,690 --> 00:45:33,020
‫این راهی بود که مادرم برگزید

507
00:45:35,320 --> 00:45:38,160
‫و راهیِ که خودم شخصاً دوست دارم فرجامم باشه.

508
00:45:45,330 --> 00:45:50,790
‫برای مادربزرگی که بهم عشق می‌ورزید سوگوارم
‫ولی توی دلم زنده نگه‌ش می‌دارم.

509
00:45:52,090 --> 00:45:56,900
‫می‌خوام همون‌طور که رینیس آرزو داشت
‫صعود رنیرا بر تخت آهنین رو ببینم.

510
00:45:56,920 --> 00:45:59,820
‫همون‌طور که خود رینیس باید صعود می‌کرد.

511
00:46:01,720 --> 00:46:04,350
‫تو هم هر چی صلاح می‌دونی انجام بده.

512
00:46:07,930 --> 00:46:09,520
‫نوه‌ی عزیزم...

513
00:46:17,030 --> 00:46:20,120
‫دوس دارم تو وارثم باشی.

514
00:46:21,700 --> 00:46:23,700
‫من خون و آتش‌ام.

515
00:46:24,280 --> 00:46:27,280
‫دریفت‌مارک باید به نمک و دریا واگذار بشه.

516
00:46:46,060 --> 00:46:47,270
‫علیا حضرت.

517
00:46:50,940 --> 00:46:52,280
‫حق داشتی...

518
00:46:53,900 --> 00:46:56,530
‫وقتی گفتی دیمن بهترین امیدمون
‫توی برافراشتن یه ارتشه.

519
00:46:59,190 --> 00:47:04,610
‫و شاید اشتباه از من بوده که
‫منتظر بودم خودشو به اثبات برسونه.

520
00:47:06,660 --> 00:47:08,660
‫ازت می‌خوام به هرنهال بری.

521
00:47:10,410 --> 00:47:12,830
‫دارید منو از شوراتون حذف می‌کنید؟

522
00:47:14,380 --> 00:47:15,800
‫سر آلفرد،

523
00:47:16,750 --> 00:47:20,250
‫انکار نمی‌کنم که اخیراً صبرمو لبریز کردید،

524
00:47:20,340 --> 00:47:24,090
‫و اینکه ترجیح میدم شورایی داشته باشم
‫که مدافع ملکه‌اشون هستن

525
00:47:24,180 --> 00:47:25,640
‫ولی...

526
00:47:26,890 --> 00:47:30,190
‫شما و خاندان‌تون به‌خوبی به پدرم خدمت کردید

527
00:47:30,270 --> 00:47:33,320
‫و می‌دونم هرگز
‫ادعای خاندان های‌تاور رو نمی‌پذیرید.

528
00:47:34,940 --> 00:47:37,570
‫نه تا وقتی زنده باشم، علیا حضرت.

529
00:47:40,400 --> 00:47:44,240
‫ما بدون ریورلند
‫نمی‌تونیم کینگز لندینگ رو به چالش بکشیم

530
00:47:44,320 --> 00:47:47,950
‫ولی توسط کلاغ
‫به دیمن پیام نمی‌فرستم که نظرشو تغییر بده.

531
00:47:50,330 --> 00:47:55,170
‫ازتون می‌خوام که معقولانه متقاعدش کنید.

532
00:47:56,460 --> 00:48:00,760
‫پی ببرید وضعیت روحیش چطوره
‫و نیتش چیه.

533
00:48:02,970 --> 00:48:04,390
‫نیت؟

534
00:48:05,550 --> 00:48:08,970
‫اینکه قصد داره سپاهی
‫برای خودش برپا کنه یا برای من.

535
00:48:12,020 --> 00:48:13,350
‫جرات نداره...

536
00:48:13,980 --> 00:48:16,110
‫تا حالا توی دیمن کمبود جرات دیدید؟

537
00:48:17,690 --> 00:48:22,110
‫حالا شتاب کن.
‫مردان خوبی رو عازم می‌کنم تا محافظ‌‌تون باشن.

538
00:48:29,700 --> 00:48:32,330
‫برای ایشون پیامی دارید؟

539
00:48:36,290 --> 00:48:39,500
‫بهش بگو
‫بسیار مشتاقم مکالمه قبلی‌مون رو ادامه بدیم.

540
00:48:42,010 --> 00:48:43,220
‫چشم علیا حضرت.

541
00:49:19,580 --> 00:49:21,000
‫اعلی حضرت.

542
00:49:24,800 --> 00:49:29,010
‫چی شده، سر سایمن؟
‫دارن پودینگ میدن؟

543
00:49:29,680 --> 00:49:32,060
‫فرمانده‌های ریورلندی اومدن، اعلی حضرت.

544
00:49:32,140 --> 00:49:34,980
‫- می‌خوان شما رو ببینن.
‫- الان؟

545
00:49:35,560 --> 00:49:37,980
‫- ساعت چنده لامذهب؟
‫- ساعت گرگه.

546
00:49:38,730 --> 00:49:40,570
‫درخواست دادن هرچه زودتر باهاتون صحبت کنن.

547
00:50:11,590 --> 00:50:14,890
‫می‌بینم که باید بحث رو
‫با یه درس از آداب معاشرت شروع کنم.

548
00:50:14,970 --> 00:50:18,220
‫درغیر این صورت
‫درست حسابی از ارباب تارگرینی‌تون نمی‌ترسید.

549
00:50:20,020 --> 00:50:25,030
‫دلیلی داره که به خودتون اجازه دادید
‫یه پادشاه رو از رختخوابش بلند کنید؟

550
00:50:25,110 --> 00:50:27,570
‫یا الان تعلیم دادن‌تون رو باید شروع کنم؟

551
00:50:27,650 --> 00:50:32,950
‫خاندان براکن به دست ویلم بلک‌وود
‫به زانو در اورده شده.

552
00:50:33,030 --> 00:50:36,240
‫- این خبر جدیدی نیست.
‫- بله.

553
00:50:36,330 --> 00:50:38,210
‫یکم پیچدگی بوجود اومده.

554
00:50:38,290 --> 00:50:42,420
‫بنای هفت مقدس در براکن‌لند به یغما رفتن
‫و به آتش کشیده شدن.

555
00:50:42,500 --> 00:50:44,130
‫کشتزارها و مزارع هم همین‌طور.

556
00:50:44,210 --> 00:50:47,590
‫احشام دزدیده شدن
‫و دهقان‌هامون به ضرب شمشیر کشته شدن.

557
00:50:47,670 --> 00:50:49,880
‫زنان و کودکان سعی کردن ازشون فرار کنن.

558
00:50:49,970 --> 00:50:51,430
‫این‌ها اعمالی ستمکارانه بودن.

559
00:50:51,510 --> 00:50:55,390
‫مجازات کردن خاندان براکن
‫به‌خاطر خیانت‌های خودش یه چیزی...

560
00:50:55,470 --> 00:50:58,140
‫- اما این یکی اقدامات....
‫- به براکن‌ها فرصت داده شد.

561
00:50:58,220 --> 00:51:00,600
‫- منطق سرشون نمی‌شد.
‫- بلک‌وودها از جنگ

562
00:51:00,690 --> 00:51:02,650
‫برای سلطنت بهره‌بردن
‫تا برگردن سروقت قساوت

563
00:51:02,730 --> 00:51:04,320
‫- برعلیه رقیب‌های قدیمی‌شون.
‫- به اندازه کافی

564
00:51:04,400 --> 00:51:06,570
‫درگیری‌هاشونو دیدم، و بذارید بهتون بگم،
‫توی چنین جنگی

565
00:51:06,650 --> 00:51:08,610
‫- هیچ افتخاری نیست.
‫- افتخار؟ شرافت عام چطور؟

566
00:51:08,690 --> 00:51:12,740
‫این جانورها غرورمندانه
‫پرچم خاندان تارگرین رو حمل می‌کردن.

567
00:51:12,820 --> 00:51:14,700
‫اژدهای سرخ روی پس‌زمینه مشکی.

568
00:51:21,290 --> 00:51:24,500
‫توی این سرزمین‌ها جنگ وحشتناکی در گرفته.

569
00:51:28,000 --> 00:51:30,000
‫مراقب دخترهامون بودی؟

570
00:51:37,560 --> 00:51:39,560
‫از مردی که سلاخی شدن یه بچه توی آغوش مادرش رو

571
00:51:39,640 --> 00:51:43,140
‫تدبیر کرده
‫نباید بیشتر از این‌ها انتظار می‌داشتیم.

572
00:51:45,400 --> 00:51:48,610
‫این یه دروغه. و می‌خوام مردی که
‫اینو بهتون گفته نزد من اورده بشه.

573
00:51:48,690 --> 00:51:53,320
‫خب، مردتون نصف پادشاهیه، شاهزاده‌ی من.

574
00:51:56,280 --> 00:51:58,280
‫اینو بدون، مداخله‌گر:

575
00:51:58,990 --> 00:52:01,790
‫ریورلند مکانی باستانیِ که...

576
00:52:01,870 --> 00:52:05,290
‫با دقت توسط چشمان خدایان قدیم و جدید
‫ازش حفاظت می‌شه.

577
00:52:05,790 --> 00:52:07,630
‫و چه با اژدها یا بی اژدها،

578
00:52:07,710 --> 00:52:10,920
‫پرچم‌هامون رو برای یه ظالم به اهتزاز در نمیاریم.

579
00:53:18,950 --> 00:53:22,790
‫- راه‌تو بگیر برو، دختر.
‫- با بانو میساریا کار دارم.

580
00:53:24,040 --> 00:53:25,250
‫فکر می‌کردم اون مرده.

581
00:53:26,160 --> 00:53:28,370
‫اون کسیِ که بدون گرفتن حق خودش بمیره؟

582
00:53:30,040 --> 00:53:31,880
‫باید یه دوست قدیمی رو ببینم.

583
00:53:33,630 --> 00:53:35,630
‫این روزها اکثر مردم خواستار بیرون اومدنن.

584
00:54:20,930 --> 00:54:21,890
‫الیندا.

585
00:55:13,770 --> 00:55:15,770
‫بهایی که دادی ارزش‌شو داشت؟

586
00:56:06,830 --> 00:56:08,460
‫مادر.

587
00:56:25,640 --> 00:56:27,060
‫شاهزاده جسریس‌ان، علیا حضرت.

588
00:56:33,890 --> 00:56:41,890
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

589
00:56:51,830 --> 00:56:53,250
‫ویسنیا.

590
00:56:54,250 --> 00:56:59,090
‫اولین سوارکار ویگار،
‫و اولین دربردارنده‌ی دارک سیستر.
‫[ نام یک شمشیر، خواهر تاریکی ]

591
00:57:01,460 --> 00:57:03,750
‫امیدوارم ازش به‌عنوان یه الگو استفاده نبری.

592
00:57:03,840 --> 00:57:05,430
‫چرا نبرم؟

593
00:57:05,510 --> 00:57:07,680
‫خیلی وقت پیش بود.

594
00:57:17,980 --> 00:57:20,190
‫توینز توی چه حس و حالی‌ان؟

595
00:57:21,820 --> 00:57:24,030
‫عالیجناب لفاظی کردن؟

596
00:57:26,530 --> 00:57:30,160
‫ایشون مایل‌اند که هرنهال به فری‌ها تقدیم بشه.

597
00:57:31,660 --> 00:57:33,870
‫فرض می‌کنم منظورشون در پایان جنگه.

598
00:57:36,660 --> 00:57:40,670
‫بهت افتخار می‌کنم جیس.
‫خدمت بزرگی به آرمان ما کردی.

599
00:57:43,170 --> 00:57:45,920
‫پس چرا اعصبانی به‌نظر میای؟

600
00:57:54,350 --> 00:57:57,270
‫از منع اقدام شدن آزرده شدی.

601
00:57:57,350 --> 00:58:02,900
‫اقبال منو تصور کن. من هم یه اژدها سوارم
‫که سرِ وراثتم جنگ در گرفته.

602
00:58:04,110 --> 00:58:06,110
‫و با این حال، باید این‌جا صبر بدم،

603
00:58:07,070 --> 00:58:08,910
‫همیشه محتاط باشم،

604
00:58:09,530 --> 00:58:13,200
‫و بقیه رو عازم کنم تا به نامم بجنگن و جان ببازن.

605
00:58:13,740 --> 00:58:15,950
‫حتی تو هم تونستی نقش خودتو ایفا کنی.

606
00:58:16,620 --> 00:58:18,250
‫شما ملکه‌اید،

607
00:58:18,790 --> 00:58:20,080
‫ریسمانی که ما رو به هم پیوسته.

608
00:58:20,170 --> 00:58:21,760
‫- هیچ آسیبی به شما نمی‌رسه.
‫- و تو هم پسر منی،

609
00:58:21,840 --> 00:58:23,840
‫و بهت رخصت ندادم که بری.

610
00:58:25,960 --> 00:58:28,590
‫بهم رخصت رفتن به هیچ‌جا رو نمیدی.

611
00:58:29,010 --> 00:58:32,140
‫ولی دیگه کی غیر من هست؟ رینیس مرده،
‫و بیلا نمی‌تونه به تنهایی بار رو به دوش بکشه.

612
00:58:32,220 --> 00:58:34,260
‫و وقتی ایموند به شکارت بیاد؟

613
00:58:34,890 --> 00:58:37,140
‫اژدهات کم سنه.

614
00:58:37,230 --> 00:58:39,230
‫می‌خوای مثل لوک جلوی ویگار پرواز کنی؟

615
00:58:46,190 --> 00:58:48,030
‫شاید دیمن بتونه...

616
00:58:51,530 --> 00:58:53,370
‫دیمن این‌جا نیست.

617
00:58:54,240 --> 00:58:56,450
‫و ایموند حالا در کینگز لندینگ حکمفرمایی می‌کنه.

618
00:58:58,040 --> 00:58:59,370
‫اگون مرده؟

619
00:58:59,460 --> 00:59:02,090
‫مرده یا زنده،
‫پاسخی برعلیه ویگار نداریم.

620
00:59:02,170 --> 00:59:05,380
‫ایموند زیاد صبر نمی‌کنه تا از برتریش
‫سو استفاده کنه. و بعدش چی؟

621
00:59:07,880 --> 00:59:11,720
‫هر کاری از این‌جا از دستم برمیومده انجام دادم،
‫پیغام فرستادم، متحدانم رو فراخوندم.

622
00:59:12,680 --> 00:59:16,330
‫ولی اگه تمام چیزهای دیگه شکست بخورن،
‫این منم که باید بجنگم.

623
00:59:16,770 --> 00:59:19,730
‫ویگار بزرگه، ولی سایرکس چابک‌تره.

624
00:59:19,810 --> 00:59:20,900
‫ملیس هم چابک بود.

625
00:59:20,980 --> 00:59:24,230
‫ملیس با دو تا اژدها جنگید
‫و یکی‌شون کشته شد.

626
00:59:26,150 --> 00:59:27,230
‫باید برای حق ذاتیم بجنگم؟

627
00:59:27,320 --> 00:59:29,950
‫یا باید این‌جا صبر کنم تا همه‌مون نابود بشیم؟

628
00:59:35,780 --> 00:59:37,700
‫به اژدها نیاز دارم.

629
00:59:41,210 --> 00:59:44,130
‫ما کمبود اژدها نداریم.

630
00:59:45,000 --> 00:59:48,000
‫دو تاشون این‌قدر بزرگن
‫که می‌تونن جلوی ویگار ایستادگی کنن.

631
00:59:48,090 --> 00:59:52,840
‫اسم‌شون ورمیثور و سیلور-وینگه.
‫و زیر پاهامون خوابیدن.

632
00:59:52,930 --> 00:59:56,180
‫آره، فقط اگه سوارکار داشتن
‫کسی نمی‌تونست دربرابرم مقاومت کنه.

633
00:59:56,930 --> 01:00:00,140
‫من باید با قدرت وارد بشم
‫نه از روی اجبار.

634
01:00:01,520 --> 01:00:02,900
‫رینا هست.

635
01:00:03,600 --> 01:00:05,980
‫کسی که توی اقدام قبلیش نزدیک بود
‫جون‌شو از دست بده.

636
01:00:07,480 --> 01:00:09,480
‫دوباره ریسک نمی‌کنم.

637
01:00:15,410 --> 01:00:18,410
‫از سلسله‌ی ما کسایی هستن
‫که هرگز فرمانروایی نکردن.

638
01:00:19,290 --> 01:00:25,590
‫کسایی که با خاندان‌های اشرافی دیگری ازدواج کردن
‫و بچه‌هاشون با نام‌های دیگری زاده شدن.

639
01:00:25,670 --> 01:00:29,170
‫مال یه نسل پیش‌ان، یا حتی قدیمی‌تر.
‫خون‌شون رقیقه.

640
01:00:29,250 --> 01:00:30,670
‫و با این‌حال...

641
01:00:32,050 --> 01:00:36,180
‫یه اژدها فقط قبول می‌کنه
‫یه اژدها-زاده سوارش بشه.

642
01:00:36,260 --> 01:00:40,220
‫- حداقل تواریخ این‌طور ذکر کردن.
‫- تواریخ ولرینی.

643
01:00:40,310 --> 01:00:42,150
‫مکتوب شده‌ان تا ما رو با شکوه زینت بدن.

644
01:00:45,150 --> 01:00:47,780
‫داری پیشنهاد میدی
‫یه مالیستر بذاریم روی یه اژدها؟

645
01:00:48,360 --> 01:00:51,780
‫- یه تارلی؟
‫- بهتر از مرگ و شکسته.

646
01:00:57,780 --> 01:01:01,240
‫آره، این‌جا اسنادی از خاندان‌مون داریم

647
01:01:01,330 --> 01:01:03,500
‫و از کسایی که ازش خارج شدن.

648
01:01:11,000 --> 01:01:12,630
‫ممکنه شمارشون صدها نفر باشه.

649
01:01:20,310 --> 01:01:22,150
‫ایده‌ی دیوونه‌واریه.

650
01:01:23,600 --> 01:01:31,600
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

