1
00:01:40,780 --> 00:01:45,110
« خاندان اژدها »

2
00:02:25,000 --> 00:02:35,000
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

3
00:02:47,420 --> 00:02:48,920
!می‌کشم‌شون

4
00:02:49,550 --> 00:02:50,970
!همه‌شون رو می‌کشم

5
00:02:51,470 --> 00:02:53,600
!اون خائن‌ها و اشرار رو می‌کشم

6
00:02:53,590 --> 00:02:55,300
جرئت می‌کنن به من حمله کنن؟ -
اعلیحضرت -

7
00:02:55,300 --> 00:02:57,890
!ناسلامتی من پادشاه‌ام -
اعلیحضرت! بله، بله -

8
00:02:57,890 --> 00:03:00,350
!ناسلامتی من پادشاه‌ام -
بله، اعلیحضرت. خواهش می‌کنم، اعلیحضرت -

9
00:03:01,730 --> 00:03:03,440
!اون خائن‌ها و اشرار رو می‌کشم

10
00:03:05,190 --> 00:03:06,400
!خشمم رو نشون‌شون میدم

11
00:03:06,980 --> 00:03:09,820
!جنگ شروع شده! اعلان جنگ می‌کنم

12
00:03:11,240 --> 00:03:13,200
!اعلان جنگ می‌کنم

13
00:04:09,630 --> 00:04:11,840
دروازه‌ها بسته شده‌ن

14
00:04:13,130 --> 00:04:15,130
جستجو ادامه پیدا می‌کنه

15
00:04:16,180 --> 00:04:18,180
اون شرور رو پیدا می‌کنیم

16
00:04:19,600 --> 00:04:22,440
نباید این اتفاق ما رو متزلزل کنه

17
00:04:26,140 --> 00:04:27,890
…این جنایت

18
00:04:31,610 --> 00:04:34,450
…اون بچه -
اون بچه مُرده -

19
00:04:37,570 --> 00:04:39,410
درد و عزابش تموم شده

20
00:04:42,870 --> 00:04:45,670
اما چه بلایی سر دخترم آورده‌ن

21
00:04:46,250 --> 00:04:47,460
آره

22
00:05:01,680 --> 00:05:04,520
و تقاص اینکارشون رو پس میدن

23
00:05:15,400 --> 00:05:16,230
کی؟

24
00:05:16,240 --> 00:05:19,450
هر کسی که اینکارو انجام داده
یا توی این ماجرا نقشی داشته

25
00:05:19,450 --> 00:05:23,910
و اگر نشه کسی که توی این ماجرا
نقش داشته رو مجازات کرد، چی؟

26
00:05:25,540 --> 00:05:28,840
خدایان مجازات‌مون می‌کنن. منو مجازات می‌کنن

27
00:05:30,330 --> 00:05:31,960
به‌خاطر کدوم گناه؟

28
00:05:36,090 --> 00:05:37,380
دخترم، گوش کن ببین چی میگم

29
00:05:37,380 --> 00:05:44,390
البته که باید عزاداری کنیم، اما
شاید این اتفاق یه خیرتی داشته باشه

30
00:05:47,060 --> 00:05:50,440
،وقتی که اون قاتل پادشاه رو تهدید کرد
اعضای شورا کجا بودن؟

31
00:05:50,440 --> 00:05:51,730
شما رو هم تهدید کردن، اعلیحضرت؟

32
00:05:51,730 --> 00:05:53,020
!ممکن بود اینکارو انجام بدن

33
00:05:57,110 --> 00:05:59,740
!پسرم، میراث منـه

34
00:06:00,910 --> 00:06:03,660
!پسرم، وارث تخت آهنینـه

35
00:06:05,620 --> 00:06:08,960
تو کجا بودی، لُرد فرماندۀ گارد پادشاهی؟

36
00:06:08,960 --> 00:06:11,920
اعلیحضرت، بعد از اینکه شیفت‌ها رو
تقسیم کردم خواب بودم

37
00:06:12,500 --> 00:06:13,500
خواب بودی؟

38
00:06:14,340 --> 00:06:15,550
!خواب بودی؟

39
00:06:16,460 --> 00:06:19,380
!بجای محافظت از خانوادۀ من؟

40
00:06:20,010 --> 00:06:23,060
الان وقتش نیست
اتهام‌های کورکورانه بزنیم، اعلیحضرت

41
00:06:23,050 --> 00:06:24,720
خیلی زود متوجه میشیم
چه کسی اینکارو انجام داده

42
00:06:24,720 --> 00:06:27,260
چه کسی اینکارو انجام داده؟
چه کسی… چی میگی؟

43
00:06:27,270 --> 00:06:29,730
مگه دربارۀ مجرم شک و شبه‌ای وجود داره؟

44
00:06:29,730 --> 00:06:33,190
چه کسی بجز ملکۀ جنده
…و مادر اون حرومزاده‌ها و رئیسِ دیوث

45
00:06:33,190 --> 00:06:35,860
و از خود راضیِ دراگون‌استون
می‌تونسته همچین کاری رو انجام بده؟

46
00:06:35,860 --> 00:06:39,320
توی قلعه‌ش، اون طرفِ خلیج
نشسته و داره بهم می‌خنده

47
00:06:39,320 --> 00:06:42,160
!دارم بهم می‌خنده

48
00:06:50,410 --> 00:06:52,120
تو گفتی نکشیمش

49
00:06:52,120 --> 00:06:54,960
اجازه هست، اعلیحضرت؟
سرورانم؟

50
00:06:54,960 --> 00:06:57,050
یکی از نگهبان‌ها یه نفر رو بازداشت کرده

51
00:06:57,630 --> 00:07:00,260
مردی که دستگیر شده رو می‌شناسیم

52
00:07:01,130 --> 00:07:02,260
یکی از نگهبان‌های شهره

53
00:07:03,260 --> 00:07:04,760
به وحشیگری معروفه

54
00:07:04,760 --> 00:07:07,260
در حالی که سر بچه رو
…توی گونی گذاشته بود و داشت

55
00:07:07,260 --> 00:07:09,600
،از دروازۀ خدایان فرار می‌کرد
دستگیرش کردیم

56
00:07:12,310 --> 00:07:13,690
خودم می‌کشمش

57
00:07:13,690 --> 00:07:17,320
بهتره ببنیم می‌تونیم چه اطلاعتی
از زیر زبونش بیرون بکشیم

58
00:07:18,860 --> 00:07:21,650
به مهارت‌های شما
برای انجام اینکار اعتماد دارم، لرد لاریس

59
00:07:21,650 --> 00:07:23,990
،همیشه میگین باید بررسی بشه
همیشه میگین باید طبق اصول عمل کرد

60
00:07:23,990 --> 00:07:25,370
!ما که می‌دونیم دشمن‌مون کیه

61
00:07:25,370 --> 00:07:28,620
یه پادشاه ممکنه بیشتر از
یه دشمن داشته باشه، اعلیحضرت

62
00:07:29,040 --> 00:07:32,630
بهتره مطمئن بشیم
…کار خدمت‌کارهای خواهرتون بوده

63
00:07:32,620 --> 00:07:36,000
یا اینکه بین‌مون جاسوس داریم

64
00:07:36,000 --> 00:07:38,090
به گمونم حق با توئـه، آیرِن‌راد

65
00:07:39,090 --> 00:07:40,840
ممکنه کار هر کسی باشه

66
00:07:41,880 --> 00:07:45,090
ممکنه کارِ افرادی باشه که الان اینجان

67
00:07:55,060 --> 00:07:56,900
لرد جاسپر درست میگه

68
00:07:57,690 --> 00:07:59,980
…از یه نظر، باید بفهمیم چه اتفاقی افتاده

69
00:07:59,980 --> 00:08:02,980
و اینکه هنوز خطری در رِد کیپ
تهدیدمون می‌کنه یا نه

70
00:08:02,990 --> 00:08:05,370
…و البته از نظر دیگه

71
00:08:07,780 --> 00:08:09,410
مهم نیست

72
00:08:12,500 --> 00:08:14,500
قصد دارین رینیرا رو مقصر جلوه بدین

73
00:08:15,290 --> 00:08:17,250
و به مردم بگین که اون اینکارو انجام داده

74
00:08:17,250 --> 00:08:20,960
،اجازه نمیدم به مردم چیزی بگین
…توی قلعه‌مون

75
00:08:20,960 --> 00:08:24,340
،و بیخ گوش‌مون بهمون حمله کردن
اجازه نمیدن کسی فکر کنه ضعیف‌ام

76
00:08:24,340 --> 00:08:26,970
قبلاً ضعیف بودنت رو دیدن، اگان

77
00:08:28,350 --> 00:08:29,980
…لعنت به

78
00:08:36,230 --> 00:08:39,020
،تاج‌گذاریِ عجولانه
فرار کردن یه اژدها از گودال

79
00:08:39,020 --> 00:08:40,400
مردم این چیزا رو یه نشونه می‌دونن

80
00:08:41,320 --> 00:08:42,820
توی خیابون‌ها پچ‌پچ می‌کنن

81
00:08:42,820 --> 00:08:45,700
میگن… شاید بهتره رینیرا ملکه بشه

82
00:08:45,700 --> 00:08:50,290
و با اینکار، اون رو به عنوان یه هیولا
و قاتل بچه‌ها جلوه میدین

83
00:08:50,950 --> 00:08:53,540
فراتر از این‌ها

84
00:08:53,540 --> 00:08:56,750
،مراسم سوگواری رو برگزار می‌کنیم
اجازه میدیم مردم اون بچه رو ببینن

85
00:08:56,750 --> 00:09:01,000
اجازه میدیم
مردم کارهای مدعیِ تاج‌وتخت رو ببینن

86
00:09:03,380 --> 00:09:04,460
پدر

87
00:09:07,470 --> 00:09:09,470
…پادشاه من -
نه -

88
00:09:10,140 --> 00:09:13,730
اجازه نمیدم جنازۀ پسرم
…مثل جنازۀ یه سگ توی خیابون

89
00:09:13,720 --> 00:09:15,600
اینور اونور بُرده بشه و بهش بی‌احترامی بشه

90
00:09:15,600 --> 00:09:17,690
!به جنازه‌ش بی‌احترامی نمیشه
!اتفاقاً با احترام تشییع میشه

91
00:09:18,400 --> 00:09:22,530
تا گودال اژدها بدرقه و مثل جنازۀ
یه شاهزادۀ تارگریان سوزونده میشه

92
00:09:23,570 --> 00:09:24,740
اعلیحضرت

93
00:09:24,740 --> 00:09:26,620
نه

94
00:09:32,830 --> 00:09:35,460
اصلاً و ابداً فکر نکنین که من عزادار نیستم

95
00:09:36,120 --> 00:09:38,580
جهریس، نوۀ من بود. دوستش داشتم

96
00:09:38,580 --> 00:09:41,500
اجازه نمیدم مرگش بیهوده بوده باشه

97
00:09:42,460 --> 00:09:44,040
و افرادی که به رینیرا
…سوگند وفاداری خوردن

98
00:09:44,050 --> 00:09:46,800
،وقتی که بفهمن همچین کاری کرده
همچنان ازش حمایت می‌کنن؟

99
00:09:46,800 --> 00:09:48,890
یا ترجیح میدن ترکش کنن؟

100
00:09:51,180 --> 00:09:55,180
کاری که مرگِ جهریس واسه‌مون می‌کنه، حتی از
دست هزارتا شوالیه توی میدان نبرد هم برنمیاد

101
00:10:01,560 --> 00:10:03,520
جنگی که منتظرش هستین
اتفاق میافته، اعلیحضرت

102
00:10:03,520 --> 00:10:08,230
،اما اگر یکم صبر کنین
ممکنه بتونین قدرت‌تون رو دو برابر کنین

103
00:10:10,910 --> 00:10:12,120
مادر

104
00:10:17,370 --> 00:10:20,540
دستِ پادشاه
…راه سختی رو انتخاب کرده، عزیزم

105
00:10:20,540 --> 00:10:22,830
اما شاید راه درستی باشه

106
00:10:23,590 --> 00:10:27,640
به خواهران خَموش
بگین شاهزاده رو برای سفر آخرش آماده کنن

107
00:10:27,630 --> 00:10:30,840
…و پشت سر شاهزاده، مادرش، ملکه

108
00:10:30,840 --> 00:10:32,970
و ملکۀ بیوه حضور پیدا می‌کنن

109
00:10:32,970 --> 00:10:34,600
نه، دوست ندارم جلوی مردم نقش بازی کنم

110
00:10:34,600 --> 00:10:38,230
مردم باید عمقِ غم و اندوه سلطنت رو درک کنن

111
00:10:38,230 --> 00:10:41,980
غم و اندوهی که باید
مهربون‌ترین افراد سلطنت نشون دهنده‌ش باشن

112
00:10:45,150 --> 00:10:50,360
فکر می‌کنم موافقین که بهتره
پادشاه اینکارو انجام ندن

113
00:11:05,460 --> 00:11:08,090
قراره مراسم تشییع جنازۀ جهریس برگزار بشه

114
00:11:13,550 --> 00:11:16,550
ازمون خواسته شده که
پشت سر جنازه‌ش حرکت کنیم

115
00:11:22,020 --> 00:11:23,440
دلم نمی‌خواد اینکارو انجام بدم

116
00:11:25,060 --> 00:11:26,690
منم دلم نمی‌خواد

117
00:11:28,860 --> 00:11:30,860
…اما وقتی همچین اتفاقی میافته

118
00:11:32,200 --> 00:11:34,830
ضربه به پادشاه، یعنی ضربه به مملکت

119
00:11:35,910 --> 00:11:37,950
،وقتی که مردم در غم‌مون شریک بشن
بهمون نزدیک‌تر میشن

120
00:11:37,950 --> 00:11:39,700
نمی‌خوام بهمون نزدیک‌تر بشن

121
00:11:40,790 --> 00:11:42,500
نمی‌شناسم‌شون

122
00:11:43,670 --> 00:11:45,590
بعضی وقتا، باید وانمود کنیم

123
00:11:47,920 --> 00:11:48,880
واسۀ چی؟

124
00:11:50,050 --> 00:11:52,510
ما نماینده‌های تاج‌و‌تخت هستیم. وظیفه داریم

125
00:11:55,470 --> 00:11:58,260
هلنا، وقتی که دیشب اومدی
…توی اتاقم یه چیزی دیدی که

126
00:11:58,260 --> 00:12:00,510
این مال پسرمه

127
00:13:19,260 --> 00:13:22,140
دیمون تارگریان بهم گفت اینکارو انجام بدم

128
00:13:22,810 --> 00:13:24,280
…به ما پول داد. نصفش رو همون موقع

129
00:13:24,300 --> 00:13:25,770
نصف دیگه‌ش رو قرار بود
بعد از انجام کار به ما بده

130
00:13:25,770 --> 00:13:28,270
منظورت از «ما» کیه؟ -
یه موش‌گیر -

131
00:13:29,230 --> 00:13:33,400
،یکی از خدمت‌کارها استخدامش کرده بود
اسم واقعیش رو نمی‌دونم

132
00:13:42,120 --> 00:13:48,630
!ببینین رینیرا تارگریان چیکار کرده

133
00:13:51,170 --> 00:13:55,170
!مدعیِ تاج‌وتخت

134
00:13:58,430 --> 00:14:00,310
!قاتلِ پادشاه

135
00:14:00,300 --> 00:14:02,390
بهتون تسلیت میگم، ملکۀ من

136
00:14:02,390 --> 00:14:04,060
دستِ خدایان همراه‌تون باشه، ملکۀ من

137
00:14:04,060 --> 00:14:05,940
ما ازتون حمایت می‌کنیم، ملکه هلنا

138
00:14:05,930 --> 00:14:10,020
!آسیب‌رسان به بیگناهان

139
00:14:17,490 --> 00:14:22,700
!ببینین رینیرای ظالم چیکار کرده

140
00:14:25,580 --> 00:14:27,580
می‌خوای بهم صدمه بزنی؟

141
00:14:28,660 --> 00:14:29,790
نه

142
00:14:31,540 --> 00:14:33,380
ولی نمی‌تونم تضمین بدم
اعلیحضرت اینکارو انجام ندن

143
00:14:58,690 --> 00:15:04,660
!ببینین رینیرا تارگریان چیکار کرده

144
00:15:04,660 --> 00:15:06,500
!ملکه

145
00:15:06,490 --> 00:15:10,580
!مدعیِ تاج‌وتخت

146
00:15:13,380 --> 00:15:15,470
!قاتلِ پادشاه

147
00:15:35,230 --> 00:15:37,440
!ملکه هلنا

148
00:15:42,610 --> 00:15:43,780
چی شده؟

149
00:15:46,530 --> 00:15:48,280
چی شده؟
!خب، تکونش بدین

150
00:15:53,670 --> 00:15:56,010
!ملکه هلنا -
هلنا -

151
00:16:02,670 --> 00:16:04,510
!ملکه هلنا

152
00:16:08,050 --> 00:16:09,140
هلنا

153
00:16:09,720 --> 00:16:12,220
!بلندش کنین! بلندش کنین

154
00:16:18,820 --> 00:16:23,200
!نفرین… نفرین به رینیرای هیولا

155
00:16:30,120 --> 00:16:34,080
هنوز نحوۀ نفوذ به رِد کیپ مشخص نشده

156
00:16:34,080 --> 00:16:36,420
سرِ اون پسر بچه از تنش جدا شده

157
00:16:37,380 --> 00:16:40,010
هزاران نفر شاهد مراسم تشییع جنازه بودن

158
00:16:40,630 --> 00:16:43,930
و منو به دست دشتن
توی این ماجرا متهم می‌کنن؟

159
00:16:43,920 --> 00:16:45,550
اینجوری به‌نظر می‌رسه

160
00:16:45,550 --> 00:16:48,350
…پیغام‌هایی به همین منظور

161
00:16:48,350 --> 00:16:49,640
به سراسر مملکت ارسال شده

162
00:16:50,850 --> 00:16:54,810
ما هم باید پیغام بفرستیم
و این ادعای زشت رو رد کنیم

163
00:16:54,810 --> 00:16:56,520
…فوراً اینکارو انجام میدم

164
00:16:56,520 --> 00:16:58,860
اما مطمئن نیستم که
پیغام‌هامون با حُسن نیّت پذیرفته بشه

165
00:16:58,860 --> 00:17:02,280
و باید امنیت اینجا
و دریفتمارک رو بیشتر کنیم

166
00:17:03,440 --> 00:17:05,650
…ممکنه به هر نحوی که شده بخوان انتقام

167
00:17:05,650 --> 00:17:07,610
ترتیب اینکارو داده‌م، علیاحضرت

168
00:17:08,780 --> 00:17:10,740
اجازه بدین با ورماکس پرواز کنم

169
00:17:10,740 --> 00:17:12,700
رینیس باید توی گالِت باشه
…اما من می‌تونم تحرکاتِ

170
00:17:12,700 --> 00:17:14,740
باراندازه پادشاه رو تحت نظر بگیرم -
نه -

171
00:17:16,250 --> 00:17:19,710
باید بگم که آسیبی که این ماجرا
بهمون زده، بی‌اندازه‌ست

172
00:17:19,710 --> 00:17:23,420
اونم در شرایطی که برای رسیدن به هدف‌مون
به وفاداریِ خاندان‌ها نیاز داریم

173
00:17:24,210 --> 00:17:26,210
ولی این ماجرا دروغـه

174
00:17:27,180 --> 00:17:29,890
…اینکه به‌خاطر از دست دادن پسرم

175
00:17:29,890 --> 00:17:34,440
دست به یه همچین کاری می‌زنم و از بین
اون همه آدم، یه همچین بلایی سر هلنا میارم؟

176
00:17:35,520 --> 00:17:37,230
یه آدم بیگناه

177
00:17:43,320 --> 00:17:47,780
مرگِ شاهزاده لوسریس یه شوک و توهین بود

178
00:17:48,780 --> 00:17:53,160
،مادری که به این شکل آزرده خاطر شده
طبیعتاً ممکنه به دنبال تلافی باشه

179
00:17:53,160 --> 00:17:55,080
…سِر آلفرد، دارین میگین

180
00:17:55,080 --> 00:17:58,210
که غم و اندوهم باعث شد دستور بدم
سرِ یه بچه از تنش جدا بشه؟

181
00:17:58,210 --> 00:18:02,300
فقط فکر کردم
شاید… دست به اقدام عجولانه‌ای زده باشین

182
00:18:02,290 --> 00:18:03,790
مراقب حرف زدنت باش

183
00:18:22,860 --> 00:18:26,240
آدم‌کش‌ها رو فرستادی
تا یه بچه رو توی خواب بکشن؟

184
00:18:26,230 --> 00:18:27,940
آدم‌کش‌ها رو فرستادم
انتقام قتلِ پسرِ ملکه رو بگیرن

185
00:18:27,940 --> 00:18:29,780
به اون آدم‌کش‌ها گفتی
دقیقاً چطور «انتقام» بگیرن؟

186
00:18:29,780 --> 00:18:32,070
…به اون آدم‌کش‌ها چی گفتی، دیمون

187
00:18:32,070 --> 00:18:34,160
که الان یه بچه مُرده و من
متهم به کشتنش هستم؟

188
00:18:34,160 --> 00:18:36,500
میساریا اسم چند نفر رو بهم گفت و یه روشِ
زیرکانه واسۀ انجام اینکار بهم پیشنهاد داد

189
00:18:36,500 --> 00:18:41,510
:کاملاً واضح گفته بودم
ایموند، برادرِ اگانِ غاصب

190
00:18:41,500 --> 00:18:44,210
نمی‌تونی منو به‌خاطر این خطا مقصر بدونی -
نمی‌تونم مقصر بدونم؟ -

191
00:18:49,800 --> 00:18:53,890
،گفته بودی اگر اگان رو پیدا نکردن
چیکار کنن؟

192
00:18:53,890 --> 00:18:55,350
…اصلاً و ابداً قرار نبود بلایی

193
00:18:55,350 --> 00:18:57,520
سر یه پسر بچه بیاد -
…بهشون گفتی قصدت اینه که -

194
00:18:57,520 --> 00:19:01,150
خونِ یه های‌تاور ریخته بشه
و اگر نتونستن ایموند رو بکشن، هر کسی که شد

195
00:19:01,140 --> 00:19:03,430
نه -
اعتبارم رو خدشه‌دار کردی -

196
00:19:03,440 --> 00:19:05,480
…ادعام نسبت به تاج‌وتخت رو تضعیف کردی

197
00:19:05,480 --> 00:19:09,610
تواناییم واسۀ آماده‌سازی ارتش و
موقعیتم توی شورای خودم رو زیر سؤال بردی

198
00:19:09,610 --> 00:19:11,950
گفتم نه

199
00:19:11,950 --> 00:19:13,950
حرفات رو باور نمی‌کنم

200
00:19:25,250 --> 00:19:27,880
بالاخره کار به اینجا کشید

201
00:19:32,550 --> 00:19:34,550
نمی‌تونم بهت اعتماد کنم، دیمون

202
00:19:36,510 --> 00:19:38,960
،هیچ‌وقت به‌طور کامل بهت اعتماد نداشتم
…با اینکه واقعاً

203
00:19:38,990 --> 00:19:41,440
دلم می‌خواست بتونم و همۀ تلاشم رو هم کردم

204
00:19:43,400 --> 00:19:46,400
اما الان متوجه شده‌م که تو فقط به فکر خودتی

205
00:19:46,400 --> 00:19:49,490
،وقتی که کوچیک بودم
فکر می‌کردم این قضیه واسه‌م یه چالشه

206
00:19:49,480 --> 00:19:52,070
اما الان بزرگتر شده‌م و
به اندازۀ کافی چالش دارم

207
00:19:52,070 --> 00:19:54,240
من صادقانه بهت خدمت کردم -
واقعاً؟ -

208
00:19:54,240 --> 00:19:56,990
…یا ازم به عنوان یه وسیله استفاده کردی

209
00:19:56,990 --> 00:19:59,780
تا بتونی میراث به سرقت رفته‌ت رو پس بگیری؟

210
00:20:18,220 --> 00:20:20,600
…وقتی سِر اِریک تاج رو واسه‌ت آورد

211
00:20:20,600 --> 00:20:23,310
مگه من خودم تاج رو روی سرت نذاشتم؟

212
00:20:23,310 --> 00:20:27,900
آره، اما قبلش، دنبال برنامه‌ریزی
…واسۀ جنگ بودی، در حالی که من

213
00:20:27,900 --> 00:20:30,820
داشتم تنها توی اتاقم
درد زایمان رو تحمل می‌کردم

214
00:20:30,820 --> 00:20:32,820
و بعدش، وقتی که داشتم
…شرایطی که دشمن‌هامون

215
00:20:32,820 --> 00:20:35,070
…بهمون پیشنهاد دادن رو بررسی می‌کردم -
!اشتباه بود! اشتباه بود -

216
00:20:35,070 --> 00:20:37,240
رها کردن تاج‌وتخت برادرم
…و تسلیم شدن در برابر

217
00:20:37,240 --> 00:20:39,830
!دروغ‌های اوتو های‌تاور -
…تاج‌وتختِ من، دیمون -

218
00:20:39,830 --> 00:20:41,290
!تاج‌وتختِ من

219
00:20:41,290 --> 00:20:46,000
فکر می‌کنم حرف‌های منو بهونه کردی
…تا انتقام خودت رو بگیری

220
00:20:46,750 --> 00:20:50,130
تا به نِدای تاریکی که مثل یه شمشیر
توی وجودت غلاف کردی، عمل کنی

221
00:20:50,130 --> 00:20:51,590
…فکر می‌کنی من یه‌جور هیولام که

222
00:20:51,590 --> 00:20:52,930
نمی‌دونم باید درباره‌ت چه فکری بکنم

223
00:20:52,920 --> 00:20:55,340
نمی‌دونم چی هستی یا به چه کسی خدمت می‌کنی

224
00:20:55,340 --> 00:20:57,300
…مگه همین الان قرار نیست

225
00:20:57,300 --> 00:20:59,710
…برم هارن‌هال تا به اسم تو

226
00:20:59,730 --> 00:21:02,140
یه ارتش تشکیل بدم، رینیرا؟
!به اسم تو

227
00:21:09,940 --> 00:21:14,570
منو به عنوان ملکه و فرمانروات قبول داری؟

228
00:21:17,490 --> 00:21:20,700
یا همین الان هم دنبال چیزی هستی
که فکر می‌کنی از دست دادی؟

229
00:21:23,040 --> 00:21:25,630
چیزی که فکر می‌کنم از دست دادم؟ -
از دستش ندادی -

230
00:21:25,620 --> 00:21:27,580
…رهاش کردی

231
00:21:27,580 --> 00:21:31,040
چون همیشه فقط دنبال
…شکوه و موفقیت خودت بودی

232
00:21:31,040 --> 00:21:32,500
…دنبال شکوه و موفقیت پدرم نبودی

233
00:21:32,500 --> 00:21:33,880
اونم درست وقتی که بهت نیاز داشت -
…پدرت یه آدم ترسو بود -

234
00:21:33,880 --> 00:21:36,970
،که می‌دونست من پسر قوی‌ترم
…می‌دونست من توانایی رهبریِ بقیه رو دارم

235
00:21:36,970 --> 00:21:38,560
و می‌ترسید زیر سایۀ من قرار بگیره

236
00:21:38,550 --> 00:21:40,180
همچین دیدگاهی نسبت به برادرت داری؟

237
00:21:40,180 --> 00:21:42,930
،خودت بهتر از من پدرت رو می‌شناسی
چه کسی کنارش بزرگ شد؟

238
00:21:42,930 --> 00:21:45,890
فکر می‌کنی به‌خاطر خِرَدِ زیادت
تو رو به عنوان وارثش انتخاب کرد؟

239
00:21:45,890 --> 00:21:47,230
به‌خاطر فضیلتت؟

240
00:21:48,150 --> 00:21:50,490
!چطور جرئت می‌کنی؟ -
…یا اینکه ازت به عنوان یه وسیله -

241
00:21:50,480 --> 00:21:53,980
استفاده کرد تا منو سر جام بشونه
چون ازم می‌ترسید؟

242
00:21:53,980 --> 00:21:56,860
،چون می‌دونست برخلافِ من، میراثِ تو
میراثش رو تحت‌الشعاع قرار نمیده

243
00:21:56,860 --> 00:22:00,160
!پدرم ازت نمی‌ترسید، دیمون

244
00:22:00,950 --> 00:22:06,000
نمی‌تونست بهت اعتماد کنه، درست مثل من

245
00:22:06,000 --> 00:22:08,920
پدرت یه آدم احمق بود
…که به دنبال عظمت بود، اما

246
00:22:08,920 --> 00:22:10,710
از ریختن خون
برای رسیدن به عظمت خودداری می‌کرد

247
00:22:10,710 --> 00:22:13,000
و روزی رو می‌بینم که تو هم
به همون سرنوشت دچار بشی

248
00:22:14,250 --> 00:22:16,210
تو یه بچه رو کشتی

249
00:22:20,220 --> 00:22:22,140
اون ماجرا یه اشتباه بود

250
00:22:26,730 --> 00:22:28,440
تو رقت‌انگیزی

251
00:23:03,930 --> 00:23:05,310
پدر؟

252
00:23:14,520 --> 00:23:16,730
می‌خواستین منو ببینین، علیاحضرت؟

253
00:23:25,870 --> 00:23:31,710
صبح که شد، با مون‌دَنسِر برو و
بارانداز پادشاه رو تحت نظر بگیر

254
00:23:31,710 --> 00:23:33,630
باید بفهمم حرکت بعدی‌شون چیه

255
00:23:34,210 --> 00:23:36,000
حواسم رو جمع می‌کنم

256
00:23:36,500 --> 00:23:37,920
روت حساب می‌کنم، بِیلا

257
00:23:39,170 --> 00:23:41,630
توی ارتفاع بالا پرواز و فاصله‌ت رو
باهاشون حفظ کن

258
00:23:42,880 --> 00:23:45,510
جایی واسۀ اشتباه‌های دیگه نداریم

259
00:23:55,060 --> 00:23:56,560
پدرم چی؟

260
00:24:00,650 --> 00:24:03,070
باید راه خودش رو بره

261
00:25:55,310 --> 00:25:57,270
اجازه میدین، سرورم؟

262
00:27:21,520 --> 00:27:23,520
به کسی نگفتی؟

263
00:27:26,530 --> 00:27:28,370
فکر می‌کنین چه‌جور آدمی هستم؟

264
00:27:30,400 --> 00:27:32,240
کسی که دنبال بخششه

265
00:27:33,530 --> 00:27:36,030
با کاری که من انجام داده‌م
جایی واسۀ بخشش نمونده

266
00:29:12,880 --> 00:29:14,510
این دیگه چه وضعیه؟

267
00:29:17,720 --> 00:29:19,890
به گمونم یادگاری دیروزه

268
00:29:19,890 --> 00:29:21,810
مسیر تشییع گِل‌آلود بود

269
00:29:21,810 --> 00:29:24,310
باید عوضش کنم -
همین الان برو عوضش کن -

270
00:29:27,520 --> 00:29:29,230
شب طولانی و شلوغی رو
پشت سر گذاشتیم، سِر کریستون

271
00:29:29,230 --> 00:29:32,860
…و من هنوز فرصت نکردم غذا بخو -
داری اقتدارم رو زیر سؤال می‌بری، سِر آریک -

272
00:29:34,650 --> 00:29:35,820
همچین کاری نمی‌کنم

273
00:29:35,820 --> 00:29:40,320
رَدای سفید نماد پاکی، وفاداری ماست

274
00:29:41,410 --> 00:29:43,290
عضو گارد پادشاهی بودن، یه امانت مقدسـه

275
00:29:43,290 --> 00:29:47,090
می‌خوای به همین سادگی
عزت و شرافت باستانی‌مون رو خدشه‌دار کنی؟

276
00:30:00,890 --> 00:30:02,890
اشتباه کردم، سرورم

277
00:30:04,100 --> 00:30:05,730
اشتباهم را تصحیح می‌کنم

278
00:30:11,060 --> 00:30:13,690
وقتی جهریس به قتل رسید کجا بودی؟

279
00:30:17,650 --> 00:30:19,030
پیش پادشاه اگان بودم

280
00:30:20,700 --> 00:30:23,830
یعنی دَمِ اتاق‌های خانوادۀ سلطنتی نبودی
تا بتونی از وقوع جرم جلوگیری کنی

281
00:30:24,540 --> 00:30:27,670
اعلیحضرت مایل بودن از همراه‌هاشون در
اتاقی که تخت آهنین قرار داره میزبانی کنن

282
00:30:27,660 --> 00:30:29,330
اما اگر به فکرت خطور می‌کرد
…بری طبقۀ بالا

283
00:30:29,330 --> 00:30:31,080
شما کجا بودین، لُرد فرمانده؟

284
00:30:32,670 --> 00:30:35,130
و چرا برای ملکه هلنا
محافظ قسم خورده انتخاب نشده؟

285
00:30:35,130 --> 00:30:36,550
مسلماً باید وقتی که
…به عنوان ملکه انتخاب شدن واسه‌شون

286
00:30:36,550 --> 00:30:39,600
!برادرت دزد و خائن به تاج‌وتختـه

287
00:30:48,640 --> 00:30:50,100
خودتون خوب می‌دونین که این موضوع
چقدر منو اذیت می‌کنه

288
00:30:50,100 --> 00:30:52,140
…از کجا باید بدونیم که در خفا باهاش

289
00:30:52,150 --> 00:30:54,650
هم‌نظر نیستی؟ -
در حضور پادشاه از برادرم اعلام برائت کردم -

290
00:30:55,070 --> 00:30:57,860
درسته که مثل یه روح توی دو تا بدن بودیم

291
00:30:57,860 --> 00:31:00,820
،اما اگر باهاش هم‌نظر بودم
باهاش فرار می‌کردم

292
00:31:02,530 --> 00:31:05,450
اولش، برادرت بهمون خیانت می‌کنه

293
00:31:07,580 --> 00:31:09,540
…و بعدش وقتی که موقع

294
00:31:10,540 --> 00:31:14,000
،پُست دادن تو بوده
شاهزادۀ جوان به قتل می‌رسه

295
00:31:14,000 --> 00:31:16,970
عقل‌تون رو از دست دادین، سِر
!عقل‌تون رو از دست دادین

296
00:31:17,000 --> 00:31:18,570
…مطمئناً فکر که نمی‌کنین، من

297
00:31:18,590 --> 00:31:19,960
!اینکارو انجام دادم؟ -
اینکه من چه فکری می‌کنم، مهم نیست -

298
00:31:22,970 --> 00:31:25,600
باعث شدی آبروی گارد پادشاهی بره

299
00:31:28,850 --> 00:31:31,270
و الان باید آبروی از دست رفته رو برگردونی

300
00:31:32,940 --> 00:31:34,270
چطور باید اینکارو انجام بدم؟

301
00:31:50,750 --> 00:31:55,210
میری دراگون‌استون و رینیرا رو می‌کشی

302
00:31:57,050 --> 00:31:59,640
همون بلایی که
رینیرا می‌خواست سر ایموند بیاره

303
00:31:59,690 --> 00:32:02,530
‫همون بلایی که شاهدخت سرمون آورد
‫رو سرش در میاریم

304
00:32:04,530 --> 00:32:07,530
‫- تنهایی برم؟
‫- دل و جرئت کم آوردی، سِر آریک؟

305
00:32:07,530 --> 00:32:09,260
‫بحثِ دل و جرئت نیست

306
00:32:09,270 --> 00:32:12,880
‫اون قصر برای مقابله با هر دشمنی
‫آماده و مستحکم شده، خصوصاً الان

307
00:32:14,180 --> 00:32:16,180
‫- چطوری وارد اونجا بشم؟
‫- برادر دوقلوت اونجا خدمت می‌کنه،

308
00:32:16,210 --> 00:32:17,710
‫خدمت‌رسانِ اون به اصطلاح «ملکه»ست

309
00:32:17,710 --> 00:32:20,080
‫اگه نقشتو خوب بازی کنی،
‫می‌تونی خودتو جای اون جا بزنی

310
00:32:21,080 --> 00:32:23,510
‫ما سوگند خوردیم که صادقانه خدمت کنیم،

311
00:32:23,520 --> 00:32:24,890
‫نه که با فریب‌کاری کارامونو پیش ببریم

312
00:32:24,890 --> 00:32:26,520
‫اگر اون «مدعی» رو بُکشی

313
00:32:26,520 --> 00:32:29,290
‫قبل از شروع این جنگ، بهش پایان دادی

314
00:32:37,330 --> 00:32:39,360
‫- اگه اونا هردوی ما رو ببینن...
‫- نباید این اجازه رو بدی

315
00:32:39,370 --> 00:32:42,610
‫- این‌جوری منو به استقبال مرگ می‌فرستید
‫- یا به استقبال پیروزی

316
00:32:44,670 --> 00:32:46,640
‫و شکوه

317
00:32:52,080 --> 00:32:55,080
‫حالا بگو میری؟

318
00:32:55,080 --> 00:32:58,020
‫یا که باید وفاداری‌ات به پادشاه رو
‫زیر سؤال ببریم؟

319
00:33:03,830 --> 00:33:07,140
‫هر چه شما فرمان بدید... سرورم

320
00:33:17,270 --> 00:33:19,270
‫نیومدی شام بخوری

321
00:33:19,270 --> 00:33:21,270
‫گرسنه‌ام نبود

322
00:33:21,270 --> 00:33:23,510
‫فکر کنم بقیه هم گرسنه نبودن

323
00:33:24,210 --> 00:33:26,210
‫خیلی از صندلی‌ها خالی بود

324
00:33:27,620 --> 00:33:28,820
‫می‌دونی اون کجا رفته؟

325
00:33:28,810 --> 00:33:32,050
‫فکر می‌کنم هارن‌هال

326
00:33:36,120 --> 00:33:38,320
‫بعضی‌وقتا احساس می‌کنم ازش متنفرم

327
00:33:41,830 --> 00:33:45,800
‫سخته... کنار اومدن با پدرها

328
00:33:45,800 --> 00:33:48,040
‫از دایی من چی به خاطر داری؟

329
00:33:48,870 --> 00:33:51,070
‫اون بهمون ماهیگیری یاد می‌داد...

330
00:33:52,340 --> 00:33:55,180
‫و خوندن آواز ملوان‌ها رو.

331
00:33:55,180 --> 00:33:58,020
‫دلش ضعف می‌رفت برای کیک و شیرینی

332
00:33:59,880 --> 00:34:03,890
‫و...
‫سِر هاروین استرانگ؟

333
00:34:05,720 --> 00:34:09,160
‫اون آروم بود... و جنگی

334
00:34:11,860 --> 00:34:15,870
‫بهش می‌گفتن «استخوان‌شکن»

335
00:34:17,530 --> 00:34:19,930
‫اون ما رو دوست داشت.. فکر کنم البته

336
00:34:21,870 --> 00:34:23,870
‫معلومه که دوست‌تون داشت

337
00:34:29,210 --> 00:34:31,050
‫دلم برای لوک تنگ شده

338
00:35:11,990 --> 00:35:14,230
‫دیمون اونا رو فرستاده بود
‫که منو بُکشن

339
00:35:16,660 --> 00:35:18,300
‫ولی من بیرون بودم

340
00:35:19,160 --> 00:35:20,630
‫پیش من بودی

341
00:35:21,430 --> 00:35:23,430
‫راستش، افتخار می‌کنم به اینکه...

342
00:35:24,400 --> 00:35:26,800
‫من رو همچین دشمن قابلی می‌دونه

343
00:35:28,740 --> 00:35:31,240
‫و به دنبال اینه که
‫منو تو تختم به قتل برسونه

344
00:35:32,270 --> 00:35:34,110
‫اون از من می‌ترسه

345
00:35:34,980 --> 00:35:36,820
‫باید هم بترسه

346
00:35:38,110 --> 00:35:40,440
‫اون پسر بچه دیگه مردی شده برای خودش

347
00:35:40,450 --> 00:35:43,120
‫هوم.. نه، اینجا نه

348
00:35:43,790 --> 00:35:44,790
‫

349
00:35:53,330 --> 00:35:55,670
‫ولی از کاری که با لوک کردم پشیمونم

350
00:35:57,000 --> 00:35:59,170
‫اون روز کنترلمـو از دست دادم

351
00:35:59,170 --> 00:36:00,840
‫بابت اون کار شرمنده‌ام

352
00:36:01,500 --> 00:36:04,440
‫خوشحالم اینو می‌شنوم

353
00:36:06,340 --> 00:36:08,980
‫اونا قبلاً اذیتم می‌کردن، می‌دونستی؟

354
00:36:11,350 --> 00:36:13,450
‫چون‌که باهاشون فرق داشتم

355
00:36:15,880 --> 00:36:19,920
‫باید بهت یادآوری کنم که
‫وقتی شاهزاده‌ها کنترل‌شونو از دست میدن،

356
00:36:19,920 --> 00:36:22,360
‫معمولاً بقیۀ آدما آسیب می‌بینن

357
00:36:25,560 --> 00:36:29,190
‫رعیت‌هایی... مثل من

358
00:36:33,900 --> 00:36:35,260
‫حالش چطوره؟

359
00:36:36,070 --> 00:36:38,100
‫مثل قبل

360
00:36:49,520 --> 00:36:52,820
‫از زمان محاصره، بازار یکم خالی شده

361
00:36:52,820 --> 00:36:56,020
‫مطمئناً شهر هنوز به کمبود غذا نخورده

362
00:36:56,020 --> 00:36:58,630
‫منم بعید می‌دونم، ولی مردم ترسیده‌ان

363
00:36:59,230 --> 00:37:02,000
‫کسایی که توانش رو دارن،
‫دارن تا جایی که می‌تونن احتکار می‌کنن

364
00:37:04,270 --> 00:37:07,740
‫امروز دو ساعت راه رفتم
‫تا برای خوراک‌مون یه مرغ گیر بیارم

365
00:37:07,730 --> 00:37:10,440
‫و دوبله سوبله هم باهام حساب کردن

366
00:37:24,620 --> 00:37:26,490
‫الحق که مردم خودخواهی داریم

367
00:37:27,090 --> 00:37:28,970
‫نمی‌تونم آدما رو برای انجام کاری
‫سرزنش کنم که

368
00:37:28,970 --> 00:37:30,850
‫خودم هم اگر می‌تونستم انجام می‌دادم

369
00:37:30,860 --> 00:37:32,530
‫فکر نکنم تو می‌ذاشتی
‫بچه‌های کوچک گرسنگی بکشن

370
00:37:32,530 --> 00:37:34,870
‫و خودت انبارهاتـو پُر می‌کردی

371
00:37:34,860 --> 00:37:37,530
‫خوش‌بختانه اون‌قدری سکه نداریم
‫که ببینیم چه اتفاقی میفتاد

372
00:37:39,470 --> 00:37:42,470
‫پادشاه قولِ کمک داده بهمون

373
00:37:44,110 --> 00:37:45,750
‫گفته برای کِی؟

374
00:37:52,580 --> 00:37:54,780
‫من می‌ترسم، هیو

375
00:38:04,230 --> 00:38:06,100
‫می‌بینم که ماجراجویی‌های پرتکرارت

376
00:38:06,100 --> 00:38:07,970
‫هیچ کمکی به ریخت و قیافه‌ات نکرده

377
00:38:11,560 --> 00:38:14,830
‫خوشحالم می‌بینمت برادر،
‫بعد از چندین ماه دوری

378
00:38:24,610 --> 00:38:26,040
‫دلتنگت بودم

379
00:38:28,010 --> 00:38:29,310
‫یه‌عالمه دزد دریایی کُشتی؟

380
00:38:29,310 --> 00:38:31,050
‫مطمئن باش بیشتر از تو کشتم

381
00:38:31,050 --> 00:38:32,720
‫هه، تیکه میندازی

382
00:38:32,720 --> 00:38:35,820
‫امشب که تنها نشستی غذا خوردی
‫از این کارت پشیمون میشی

383
00:38:35,820 --> 00:38:37,650
‫همین‌الان پشیمون شدم

384
00:38:37,660 --> 00:38:39,730
‫از بس بیسکوییت دریاییِ سفت خوردم
‫همه دندونام شکسته، آدام

385
00:38:39,730 --> 00:38:43,430
‫بگو که یه قابلمه از اون
‫خوراک گوشت بُزت رو بار گذاشتی

386
00:38:43,430 --> 00:38:45,660
‫شانس آوردی

387
00:38:45,670 --> 00:38:47,370
‫اونم نه فقط توی این مورد.

388
00:38:48,100 --> 00:38:52,110
‫شنیدم که لرد کورلیس شخصاً
‫فرمان داده به خدمتش بری

389
00:38:54,540 --> 00:38:56,680
‫- درسته
‫- میری باهاش دریانوری،

390
00:38:56,680 --> 00:38:58,820
‫وقتی کشتی‌اش تعمیر شد؟

391
00:38:59,650 --> 00:39:02,150
‫من یکی از ده دوازده تعمیرکاری‌ام
‫از هال که فراخونده شدن

392
00:39:02,150 --> 00:39:03,890
‫که با نهایتِ سرعت روی ناوگان‌تون کار کنن

393
00:39:05,290 --> 00:39:06,860
‫اون پیشنهادی بهم نداده

394
00:39:07,620 --> 00:39:10,150
‫و راستشو بخوای، ترجیح هم میدم که نده

395
00:39:10,160 --> 00:39:12,400
‫حماقت نکن، آلین

396
00:39:14,030 --> 00:39:17,130
‫اگر شونه‌به‌شونۀ «مار دریا» خدمت کنی
‫بارت رو بستی

397
00:39:17,130 --> 00:39:19,260
‫من اگه همچین موقعیتی به‌دست می‌آوردم
‫دو دستی می‌چسبیدمش

398
00:39:19,260 --> 00:39:21,530
‫واسه اینکه تو چیزهایی که من دیدم رو ندیدی

399
00:39:21,900 --> 00:39:24,330
‫ما در شُرف وقوع یک جنگ هستیم، آدام

400
00:39:24,340 --> 00:39:28,210
‫- یه جنگ واقعی
‫- یک فرصت دیگه برای اثبات خودت

401
00:39:28,210 --> 00:39:30,780
‫- و بهش یادآوری کنی چقدر ارزشمندی
‫- من نیازی به لطف کسی ندارم

402
00:39:30,780 --> 00:39:33,720
‫ولی برادر، اون بهت مدیونـه،
‫به ما مدیونـه

403
00:39:36,050 --> 00:39:38,050
‫تو خوراکت هویج هم ریختی؟

404
00:39:43,320 --> 00:39:45,320
‫به این سکوت بدگمان‌ام

405
00:39:46,860 --> 00:39:50,270
‫موقعی که بیشتر از همیشه روی زمین
‫به دیمون احتیاج داریم، پرواز می‌کنه میره

406
00:39:51,400 --> 00:39:54,170
‫از اول هم خیلی آدم متعهد و وفاداری نبود

407
00:39:54,170 --> 00:39:58,910
‫هرجا میره، دوست داره ارباب خودش باشه

408
00:40:00,740 --> 00:40:03,180
‫خب، اون مشاور پادشاهـه

409
00:40:06,450 --> 00:40:09,500
‫اما پادشاه نیست

410
00:40:09,500 --> 00:40:12,550
‫منم پادشاه نیستم، ولی مدارا می‌کنم

411
00:40:15,360 --> 00:40:17,690
‫منم عدم مقبولیت از سمت سلطنت رو احساس کردم

412
00:40:17,690 --> 00:40:20,030
‫پذیرفتنش آسون نیست

413
00:40:22,760 --> 00:40:26,330
‫و حالا ویسریس مُرده و
‫هیچکس مدعی قطعی پادشاهی نیست

414
00:40:27,200 --> 00:40:30,610
‫تو که فکر نمی‌کنی...
‫دیمون برای رینیرا رقیب بشه؟

415
00:40:32,610 --> 00:40:34,250
‫نه دقیقاً

416
00:40:38,280 --> 00:40:41,280
‫ولی نمی‌تونه ازش دستور هم بگیره

417
00:40:41,280 --> 00:40:42,550
‫حیف

418
00:40:43,420 --> 00:40:47,630
‫من گاهی از این دستور شنیدن‌ها...
‫خیلی هم لذت می‌برم

419
00:40:52,460 --> 00:40:54,900
‫حالا بیا به حرفش اعتماد کنیم

420
00:40:56,100 --> 00:40:59,110
‫اگه بتونه هارن‌هال رو فتح کنه،
‫همه‌چیز بخشیده میشه

421
00:41:00,100 --> 00:41:02,500
‫تا اون موقع، هم من اینجام

422
00:41:03,940 --> 00:41:05,680
‫و هم «ملیس»

423
00:41:08,740 --> 00:41:11,340
‫نمی‌ذاریم ملکه تضعیف بشه

424
00:41:40,310 --> 00:41:43,310
‫علیاحضرت، بانو میساریا

425
00:41:53,950 --> 00:41:57,020
‫شما در جریان اتفاقی که دیروز
‫در بارانداز پادشاه رخ داده هستید؟

426
00:41:58,660 --> 00:41:59,960
‫بله

427
00:42:00,830 --> 00:42:02,930
‫بهم بگو چه نقشی درش داشتی

428
00:42:02,930 --> 00:42:04,600
‫هیچ ارتباطی به من نداره

429
00:42:04,600 --> 00:42:07,170
‫می‌دونم که رابطۀ نزدیکی
‫با اون غاصب‌ها داری،

430
00:42:07,170 --> 00:42:09,640
‫به اون‌ها کمک کردی که
‫منو از حق مادرزادی‌ام محروم کنند

431
00:42:09,640 --> 00:42:11,880
‫من صرفاً از یک اتفاق ناگزیر سود بردم

432
00:42:11,870 --> 00:42:14,090
‫الان هم ازش پشیمونم

433
00:42:14,090 --> 00:42:16,310
‫حتماً همین‌طوره

434
00:42:18,710 --> 00:42:19,810
‫تو کی هستی؟

435
00:42:21,550 --> 00:42:23,050
‫یه اسیر

436
00:42:35,000 --> 00:42:38,630
‫من فقط دو تا اسم به دیمون دادم.
‫همین و بس

437
00:42:38,630 --> 00:42:41,300
‫و همین‌قدرشم نمی‌خواستم انجام بدم

438
00:42:42,000 --> 00:42:43,840
‫ولی اون گفت این بهای آزادیمـه

439
00:42:52,910 --> 00:42:54,950
‫اون چیز دیگه‌ای گفته؟

440
00:42:55,520 --> 00:42:57,120
‫اون گذاشته رفته

441
00:42:58,690 --> 00:43:00,290
‫تا کِی؟

442
00:43:01,420 --> 00:43:04,860
‫یک هفته، شایدم تا همیشه.
‫اطلاع ندارم

443
00:43:09,860 --> 00:43:13,870
‫این کار عادتشـه، مگه نه؟

444
00:43:22,980 --> 00:43:24,980
‫الان منو به خاطر آوردین

445
00:43:28,880 --> 00:43:30,320
‫گفته بود با تو ازدواج می‌کنه

446
00:43:32,750 --> 00:43:37,190
‫- گفته بود تو ازش بارداری
‫- شوخی‌اش برای همه خنده‌دار نبود

447
00:43:37,190 --> 00:43:39,690
‫و بنظر الان بازم همون کارو کرده،

448
00:43:39,690 --> 00:43:42,690
‫یه قولی داد و بعدش فلنگـو بست

449
00:43:42,700 --> 00:43:45,590
‫تو اسرارِ رد کیپ رو معامله می‌کنی

450
00:43:45,580 --> 00:43:48,470
‫تارهای پنهانت در سرتاسر بارانداز پادشاه رخنه کرده

451
00:43:48,470 --> 00:43:52,420
‫و حالا که دشمن من داره خودشو
‫برای حمله به من آماده می‌کنه...

452
00:43:52,440 --> 00:43:53,470
‫الان هیچ‌کاری از دست من برنمیاد

453
00:43:53,470 --> 00:43:56,980
‫جز اینکه ازتون خواهش کنم
‫قولِ همسرتون رو عملی کنید

454
00:43:57,480 --> 00:43:59,480
‫آزاد کردن تو کمکی به من نمی‌کنه

455
00:44:02,120 --> 00:44:05,460
‫در بهترین حالت، یه سرمایۀ مهم رو از دست میدم

456
00:44:07,910 --> 00:44:10,250
‫و در بدترین حالتش،
‫دوباره به شکل کثیفی بهم خیانت می‌کنی

457
00:44:10,280 --> 00:44:13,290
‫من هیچ قصد و غرضی برای
‫خیانت به شما ندارم، علیاحضرت

458
00:44:15,020 --> 00:44:16,260
‫همه‌ش حرفـه

459
00:44:25,440 --> 00:44:28,180
‫من وقتی به وستروس اومدم هیچی نداشتم

460
00:44:28,180 --> 00:44:30,950
‫سخت سگ‌دو می‌زدم،
‫دزدی می‌کردم

461
00:44:30,940 --> 00:44:34,080
‫درازای سکه یا نون
‫تن خودم رو می‌فروختم

462
00:44:34,080 --> 00:44:36,350
‫و خوب گوش می‌دادم

463
00:44:36,350 --> 00:44:40,920
‫اعتماد افرادی رو جلب کردم.
‫خودمو برای مردهای قدرتمند ارزشمند کردم

464
00:44:40,920 --> 00:44:43,870
‫ذره‌ذره، درآمدی به دست آوردم

465
00:44:43,870 --> 00:44:46,820
‫یک عمارت، یک خانواده، یک خونۀ گرم

466
00:44:47,390 --> 00:44:49,170
‫بعدش همه‌شـو به آتش کشیدن

467
00:44:50,800 --> 00:44:55,040
‫- کی این کارو کرد؟
‫- فکر کنم های‌تاورها دیگه

468
00:44:55,640 --> 00:45:00,650
‫دست پادشاه... خوشش نیومد
‫وقتی فهمید من ناتوان نیستم

469
00:45:01,980 --> 00:45:04,380
‫ولی به‌خاطرش ازش سپاسگزارم

470
00:45:04,380 --> 00:45:09,520
‫مدت زیادی، هدف من این بود که
‫مهرۀ باارزشی باشم

471
00:45:09,520 --> 00:45:14,790
‫ولی حالا فهمیده‌ام که
‫اون خواستۀ بچگانه‌ای بود

472
00:45:14,790 --> 00:45:18,640
‫دیمون.
‫اوتو های‌تاور

473
00:45:18,960 --> 00:45:20,900
‫فرقی ندارن

474
00:45:20,890 --> 00:45:23,290
‫اونا هیچ‌وقت منو نمی‌پذیرن

475
00:45:23,750 --> 00:45:26,990
‫بهتر بود به همون فاحشگیم ادامه می‌دادم

476
00:45:32,540 --> 00:45:34,300
‫کجا اون زخم رو برداشتی؟

477
00:47:13,910 --> 00:47:15,310
‫وای نه

478
00:47:16,180 --> 00:47:17,520
‫پسرم

479
00:47:34,130 --> 00:47:37,140
‫- اینا کی بودن؟
‫- موش‌گیر

480
00:47:38,230 --> 00:47:39,900
‫خدمتگزار پادشاه

481
00:47:42,070 --> 00:47:43,470
‫چه غلطی کرده بودن؟

482
00:48:11,330 --> 00:48:13,170
‫چی کار کردی؟

483
00:48:17,440 --> 00:48:19,680
‫موش‌گیرها!

484
00:48:20,440 --> 00:48:23,610
‫آها... گفتم اعدام‌شون کنن

485
00:48:26,280 --> 00:48:29,500
‫اون آشغالی که پسرمـو ازم گرفت
‫اعتراف کرد یه شریک‌جرم داشته

486
00:48:29,500 --> 00:48:32,680
‫نگفت دقیقاً کدوم‌شون بوده برای همین...

487
00:48:32,680 --> 00:48:36,450
‫- احمق!
‫- مراقب لحن صحبت‌تون با پادشاه باشید، سرورم

488
00:48:36,450 --> 00:48:40,140
‫پادشاه نوۀ منه و نوۀ من احمقی بیش نیست!

489
00:48:40,140 --> 00:48:43,830
‫از احمق هم اونورتره!
‫چندتا مرد بی‌گناه رو زده کُشته!

490
00:48:43,830 --> 00:48:48,340
‫- و یک گناهکار رو.
‫- و از دیوارهای شهر آویزون‌شون کرده که همه ببینن!

491
00:48:48,340 --> 00:48:50,570
‫اگر علیه شاه توطئه کنید،
‫ده برابرش رو سرتون...

492
00:48:50,570 --> 00:48:53,650
‫اون پدر و برادر و فرزندِ یه بنده‌خداهایی بودن!

493
00:48:53,970 --> 00:48:57,610
‫و زن و بچه‌هاتون الان جمع شدن
‫پشت درهای قصر، گریه می‌کنن

494
00:48:57,610 --> 00:48:59,250
‫و به نام تو دُشنام میگن!

495
00:49:11,090 --> 00:49:13,190
‫ما با خونِ بچه‌ات..

496
00:49:13,190 --> 00:49:14,870
‫تأییدِ مردم رو خریدیم

497
00:49:14,880 --> 00:49:16,640
‫و با اشک‌های مادرت

498
00:49:16,640 --> 00:49:18,850
‫در مقابل محرومیت‌های پیش رو

499
00:49:18,870 --> 00:49:20,570
‫فداکاری تلخی کردیم

500
00:49:20,570 --> 00:49:23,010
‫و تو با این کار همه‌شو به باد دادی

501
00:49:24,010 --> 00:49:25,830
‫بعد از تمام زحمت‌هایی که برات کشیدم

502
00:49:25,850 --> 00:49:28,890
‫بی‌فکر، بی‌عرضه...

503
00:49:30,150 --> 00:49:31,610
‫عیاش

504
00:49:31,610 --> 00:49:33,580
‫حداقل من یه کاری کردم

505
00:49:33,580 --> 00:49:36,580
‫جوابِ ضرر و زیانی که به
‫سلطنت وارد شده رو با چی می‌دادم؟

506
00:49:36,580 --> 00:49:40,080
‫ماتم گرفتن و
‫خواهش و تمنا از زن‌های ماهیگیرا؟

507
00:49:40,090 --> 00:49:41,760
‫هرگز خودم رو ضعیف جلوه نمی‌دم

508
00:49:41,750 --> 00:49:44,390
‫حتی الان هم اخبار جنایت بی‌رحمانۀ رینیرا

509
00:49:44,390 --> 00:49:45,820
‫به گوش تمام قلمروها رسیده

510
00:49:45,830 --> 00:49:47,260
‫خاندان‌های بزرگ به شک افتادن

511
00:49:47,260 --> 00:49:49,430
‫هیچ چاره‌ای ندارن جز اینکه
‫به ما بپیوندن

512
00:49:49,430 --> 00:49:51,600
‫من می‌خوام خون بریزم،
‫نه فقط جوهر مصرف کنم!

513
00:49:52,700 --> 00:49:54,340
‫ما باید عمل نشون بدیم

514
00:49:55,140 --> 00:49:57,700
‫سِر کریستون کول هم عملگرایی‌اش رو نشون داده

515
00:50:06,180 --> 00:50:12,190
‫و این... سر کریستون کول دقیقاً
‫چی‌کار کرده؟

516
00:50:13,450 --> 00:50:16,160
‫سر آریک رو فرستاده که رینیرا رو بُکشه

517
00:50:21,530 --> 00:50:22,730
‫تک و تنها؟

518
00:50:25,170 --> 00:50:27,540
‫قراره نقش برادر دوقلوشـو بازی کنه.
‫خیلی زیرکانه‌ست

519
00:50:32,410 --> 00:50:34,450
‫خدا به دادمون برسه

520
00:50:34,880 --> 00:50:37,520
‫وقتشه که اون ملکۀ هرزه
‫برای کاراش تقاص پس بده

521
00:50:40,820 --> 00:50:44,490
‫و تو با این کار، با این شوخی مسخره،
‫موافقت کردی

522
00:50:44,490 --> 00:50:48,160
‫بدون اینکه با من یا شورا مشورتی کنی؟

523
00:50:48,150 --> 00:50:51,290
‫تو به‌جای نشون دادن قدرت قضاوت،
‫بی‌پروایی‌ات رو به رخ می‌کشی

524
00:50:51,290 --> 00:50:54,330
‫و ما رو در چشم دشمنان کوچیک می‌کنی!

525
00:50:54,330 --> 00:50:57,200
‫ما رو احمق و کوچک جلوه میدی!

526
00:51:07,610 --> 00:51:10,250
‫هیچ‌وقت شده یادی از پدرت کنی؟

527
00:51:10,240 --> 00:51:11,280
‫اون...

528
00:51:12,610 --> 00:51:14,510
‫خودداری‌ای که داشت، اون...

529
00:51:15,420 --> 00:51:17,690
‫خردمندی‌اش...

530
00:51:20,690 --> 00:51:22,860
‫وقار و شرافت‌اش

531
00:51:22,860 --> 00:51:26,900
‫گور بابای وقار!
‫من دنبال انتقام‌ام

532
00:51:29,530 --> 00:51:31,530
‫پدر من مُرده

533
00:51:33,900 --> 00:51:35,300
‫درسته

534
00:51:37,200 --> 00:51:40,040
‫و زیانِ قابل توجهیِ به ما وارد شده

535
00:51:54,920 --> 00:51:57,260
‫درمورد تو درست می‌گفت

536
00:51:59,830 --> 00:52:01,670
‫اون منو پادشاه کرد

537
00:52:06,270 --> 00:52:08,470
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

538
00:52:15,010 --> 00:52:18,020
‫نشان‌ات رو تحویل بده، سر اوتو

539
00:52:25,790 --> 00:52:27,990
‫تو دست پدرم بودی

540
00:52:29,290 --> 00:52:30,690
‫دست من نیستی

541
00:52:31,590 --> 00:52:32,990
‫تحویلش بده

542
00:52:35,260 --> 00:52:37,160
‫جرئتشـو نداری

543
00:52:40,170 --> 00:52:41,840
‫اتفاقاً جرئت کردم...

544
00:52:42,740 --> 00:52:44,980
‫و خیلی هم برام هیجان‌انگیزه

545
00:52:54,820 --> 00:52:56,820
‫تولۀ گستاخ

546
00:53:00,780 --> 00:53:02,420
‫خیال کردی خیلی زرنگی،

547
00:53:02,420 --> 00:53:06,290
‫ولی بدون یک دست قدرتمند در کنارت...

548
00:53:09,000 --> 00:53:10,200
‫که راهنمایی‌ات کنه؟

549
00:53:13,900 --> 00:53:15,300
‫بده‌اش به کول

550
00:53:20,040 --> 00:53:21,240
‫اعلیحضرت؟

551
00:53:25,750 --> 00:53:29,120
‫تو در این موقعیت، ثابت کردی که از

552
00:53:29,120 --> 00:53:31,360
‫صدتا پیرمرد، باارزش‌تری

553
00:53:34,690 --> 00:53:39,030
‫دست جدیدم.. یک مشت آهنین خواهد داشت

554
00:53:39,830 --> 00:53:44,570
‫از این تصمیمت.. پشیمون خواهی شد

555
00:53:46,200 --> 00:53:47,840
‫بده بهش

556
00:54:05,590 --> 00:54:07,340
‫مرخصی

557
00:54:18,100 --> 00:54:20,000
‫من نمی‌دونم بهت اعتماد دارم یا نه

558
00:54:20,600 --> 00:54:24,440
‫و احساس می‌کنم که
‫تو هنوز می‌تونی خطرآفرین باشی

559
00:54:26,070 --> 00:54:27,570
‫اما به قول خاندانم عمل می‌کنم

560
00:54:27,570 --> 00:54:29,610
‫اگر که میگی همچین قولی داده شده

561
00:54:37,390 --> 00:54:38,450
‫می‌تونی بری

562
00:54:39,760 --> 00:54:41,220
‫علیاحضرت

563
00:54:41,220 --> 00:54:42,920
‫یک کشتی خاندان ولاریون تو بندر هست

564
00:54:42,920 --> 00:54:44,790
‫و قراره به مقصد میر از راهِ پنتوس حرکت کنه

565
00:54:44,790 --> 00:54:46,830
‫هماهنگ می‌کنم که بتونی باهاش بری

566
00:54:47,490 --> 00:54:49,730
‫البته اون‌قدر ساده‌لوح نیستم
‫که اجازه بدی تنها بری

567
00:54:50,000 --> 00:54:53,010
‫من...
‫ازتون ممنونم

568
00:54:56,070 --> 00:54:58,400
‫سر اِریک، میساریا از پیش ما میره

569
00:54:58,410 --> 00:54:59,860
‫اجازه بدید بره وسایلش رو جمع کنه

570
00:54:59,860 --> 00:55:01,310
‫بعد بگید یه نفر بیاد همراهیش کنه

571
00:55:01,310 --> 00:55:03,580
‫و ببره برسونتش به کشتی «کورین»

572
00:55:03,580 --> 00:55:04,820
‫چشم علیاحضرت

573
00:55:50,830 --> 00:55:52,470
‫یه لحظه لطفاً

574
00:56:21,860 --> 00:56:23,330
‫سِر اِریک...

575
00:56:24,390 --> 00:56:28,330
‫- فکر می‌کردم داخل باشید
‫- عدم هشیاری‌تون تأسف‌باره

576
00:56:28,330 --> 00:56:30,070
‫دشمن در همین حوالیـه، عزیزان

577
00:58:31,650 --> 00:58:34,080
‫لطفاً سعی کنید استراحت کنید، علیاحضرت

578
00:58:34,090 --> 00:58:36,130
‫ممنونم، الیندا

579
00:58:59,820 --> 00:59:01,220
‫سر اِریک

580
00:59:03,220 --> 00:59:05,090
‫امروز روز عجیبی بود

581
00:59:05,850 --> 00:59:08,760
‫خیلی بی‌قرارم.
‫امشب من کشیک وایمیستم

582
00:59:22,570 --> 00:59:24,570
‫امشب باید حتماً بخوابید، علیاحضرت

583
00:59:25,070 --> 00:59:27,110
‫اجازه بدید به طبیب بگم
‫براتون یه دمنوش حاضر کنه

584
00:59:27,710 --> 00:59:29,550
‫شاید خوب باشه

585
00:59:31,350 --> 00:59:32,750
‫مرسی، الیندا

586
00:59:43,920 --> 00:59:45,360
‫سر اِریک؟

587
00:59:53,100 --> 00:59:56,430
‫باور کنید که چارۀ دیگه‌ای نداشتم

588
00:59:56,440 --> 00:59:58,380
‫متوجه نمی‌شم

589
00:59:58,370 --> 01:00:00,350
‫برادر!

590
01:00:02,340 --> 01:00:03,640
‫این کارو نکن.

591
01:00:04,550 --> 01:00:05,890
‫ازت خواهش می‌کنم

592
01:00:07,980 --> 01:00:09,980
‫اونی که به ما خیانت کرد تو بودی، اِریک

593
01:00:32,310 --> 01:00:35,150
‫فرار کن، الیندا!
‫بدو برو سِر لورنت رو بیار!

594
01:01:12,950 --> 01:01:14,650
‫- علیاحضرت!
‫- سر لورنت!

595
01:01:21,320 --> 01:01:23,320
‫همراه من بیاید، علیاحضرت!

596
01:01:28,630 --> 01:01:29,670
‫کدومشونه؟! اِریک کدومـه؟

597
01:01:40,710 --> 01:01:43,920
‫- ما با هم به‌دنیا اومدیم
‫- تو ترک‌مون کردی!

598
01:01:45,980 --> 01:01:48,020
‫ولی من هنوز دوستت دارم، داداش

599
01:02:41,400 --> 01:02:42,600
‫علیاحضرت

600
01:02:46,310 --> 01:02:47,550
‫اِریک

601
01:02:48,410 --> 01:02:49,810
‫من رو عفو کنید

602
01:02:50,950 --> 01:02:52,250
‫نه!

603
01:02:52,250 --> 01:02:53,290
‫نه!

604
01:03:02,720 --> 01:03:06,330
‫به‌خاطر تکبر و نادونیـه

605
01:03:08,000 --> 01:03:11,630
‫خودت هم خوب می‌دونی که
‫اگان باید کنترل بشه

606
01:03:11,630 --> 01:03:14,270
‫و همین‌طور سر کریستون.
‫هردوشون رو میگم...

607
01:03:15,840 --> 01:03:17,840
‫سر کریستون چندان میانه‌رو نیست...

608
01:03:18,910 --> 01:03:20,410
‫ولی بحثی توی وفاداریش نیست.

609
01:03:20,410 --> 01:03:23,820
‫- اگر کار به جنگ کشیده بشه...
‫- اون جنگ رو قطعی کرده

610
01:03:23,810 --> 01:03:25,280
‫اون جوون و تحصیل‌نکرده‌ست

611
01:03:25,280 --> 01:03:27,980
‫به شمشیر و اسلحه دل بسته

612
01:03:27,980 --> 01:03:30,280
‫اصلاً چشم‌انداز دور رو نمی‌بینه

613
01:03:30,280 --> 01:03:31,750
‫هیچ‌کدومشون نمی‌بینن

614
01:03:32,350 --> 01:03:35,280
‫اونا الان دنبالِ صلاح قلمرو نیستن،

615
01:03:35,290 --> 01:03:38,230
‫فقط دنبال ارضای روحیۀ انتقام‌جوشون‌ان

616
01:03:41,660 --> 01:03:44,260
‫اگان هنوزم قابل کنترلـه

617
01:03:44,260 --> 01:03:47,030
‫فقط مرگ پسرش بی‌قرارش کرده

618
01:03:53,710 --> 01:03:55,710
‫من نمی‌تونم اینجا بمونم

619
01:03:57,680 --> 01:03:59,880
‫از شوراء اخراج شدم

620
01:04:01,350 --> 01:04:03,340
‫و حالا باید شاهد نابود شدن برنامه‌هامون باشم

621
01:04:03,340 --> 01:04:05,620
‫برمی‌گردم به اولدتاون

622
01:04:07,320 --> 01:04:08,950
‫های‌تاورها هنوز قدرت دارن،

623
01:04:08,960 --> 01:04:12,030
‫و تو اونجا یه پسر داری

624
01:04:12,020 --> 01:04:14,770
‫که از این یکی پسرت حرف‌گوش‌کن‌تره

625
01:04:14,780 --> 01:04:17,530
‫«دارون» شاید بتونه
‫تو هفته‌های آتی بهمون کمک کنه

626
01:04:22,370 --> 01:04:24,370
‫بهتره به های‌گاردن بری

627
01:04:26,810 --> 01:04:28,640
‫باید خاندان تایرل رو مدیریت کنیم

628
01:04:28,640 --> 01:04:31,110
‫وفاداریِ پرچم‌دارهاشون متزلزل شده

629
01:04:31,110 --> 01:04:33,550
‫تا تو برگردی، من باهاش صحبت می‌کنم
‫سر عقل بیاد

630
01:04:33,550 --> 01:04:35,850
‫کم کم آروم می‌گیره

631
01:04:35,850 --> 01:04:37,720
‫به وقتش می‌تونی برگردی سر کارت

632
01:04:51,170 --> 01:04:53,770
‫این جوون‌ها مثل طاووس‌ان...

633
01:04:53,770 --> 01:04:56,370
‫فقط بلدن پَراشونو باز کنن و جیغ بزنن

634
01:04:59,010 --> 01:05:03,620
‫اما باورم دارم که ما بازم پیروز می‌شیم
‫و صلح رو به ارمغان میاریم

635
01:05:04,950 --> 01:05:07,190
‫تا زمانی که من و تو متحد بمونیم

636
01:05:20,190 --> 01:05:22,030
‫من مرتکب یه گناهی شدم

637
01:05:25,800 --> 01:05:28,640
‫دوست ندارم بشنومش

638
01:07:19,920 --> 01:07:29,920
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

