1
00:00:12,280 --> 00:00:16,240
پس از اتمام نخستین قرن حکومت سلسله تارگرین

2
00:00:16,820 --> 00:00:22,580
سلامتِ پادشاه پیر، جاهاریس
وضعیت مساعدی نداشت

3
00:00:23,870 --> 00:00:28,520
در آن دوران، خاندان تارگرین
با داشتن 10 اژدهای بالغ

4
00:00:28,540 --> 00:00:31,460
در قدرتمندترین حالت خود قرار داشت

5
00:00:32,340 --> 00:00:34,890
هیچ قدرتی در دنیا، توانایی مقابله
با آن‌ها را نداشت

6
00:00:36,300 --> 00:00:38,840
پادشاه جاهاریس، قریب به 60 سال

7
00:00:38,930 --> 00:00:40,850
در صلح و سعادت، حکومت کرد

8
00:00:40,930 --> 00:00:44,060
لاکن گلچین روزگار، هر دو پسرش را
از او گرفته بود

9
00:00:44,140 --> 00:00:46,850
و به همین سبب، هویت وارث وی
در هاله‌ای از ابهام بود

10
00:00:46,940 --> 00:00:49,400
از این رو، در صدویکمین سال حکومت تارگرین‌ها

11
00:00:49,480 --> 00:00:53,990
پادشاه پیر، جهت انتخاب وارث خود
شورایی را تشکیل داد

12
00:00:55,150 --> 00:00:59,550
بیش از هزار حاکم، به هارنهال سفر کردند

13
00:00:59,570 --> 00:01:02,530
چهارده نفر، درخواست وراثت کردند

14
00:01:03,160 --> 00:01:05,830
اما تنها دو تن از این افراد
مدنظر قرار گرفتند

15
00:01:06,910 --> 00:01:10,660
.شاهدخت رینیس تارگرین
نوه‌ی ارشد پادشاه

16
00:01:10,750 --> 00:01:14,420
و عموزاده‌ی کوچک‌ترش
شاهزاده ویسریس تارگرین

17
00:01:14,500 --> 00:01:18,210
نوه‌ی پسرِ ارشد پادشاه

18
00:01:23,470 --> 00:01:27,560
بنابر تصمیم حاکمان عالی مقام

19
00:01:28,480 --> 00:01:31,980
و خراجگزار هفت پادشاهی

20
00:01:33,190 --> 00:01:39,660
شاهزاده ویسریس تارگرین
وارث «دراگون‌استون» خواهد بود

21
00:01:40,030 --> 00:01:45,240
رینیس، همچون هر زن دیگری
از دید سایرین، شایسته‌ی وراثت تخت آهنین نبود

22
00:01:47,910 --> 00:01:50,210
در عوض؛ حاکمان، ویسیریس

23
00:01:51,830 --> 00:01:53,290
یعنی پدرم را، به وراثت گماشتند

24
00:01:56,590 --> 00:01:58,680
دلیل تشکیل شورای اعظم
توسط جاهاریس

25
00:01:58,760 --> 00:02:02,410
اجتناب از جنگ، بر سر وراثتش بود

26
00:02:02,430 --> 00:02:04,520
زیرا او به این حقیقت تلخ آگاه بود

27
00:02:04,590 --> 00:02:09,260
که تنها عامل نابودی خاندان اژدها

28
00:02:09,680 --> 00:02:10,970
اعضای آن بودند

29
00:02:11,770 --> 00:02:19,770
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

30
00:02:21,090 --> 00:02:25,250
<font color="#00ffff">ترجمه از </font>
<font color="#0080ff"><b> امــیــر جـیــریــایــی و مــریـــم شـــراهـــی </b></font>

31
00:02:30,660 --> 00:02:34,080
حال 9 سال از حکومت ویسریس یکم می‌گذرد

32
00:02:34,480 --> 00:02:40,490
و 172 سال قبل از مرگ پادشاه دیوانه آریس
«و به دنیا آمدن دخترش «دنریس تارگرین

33
00:02:40,880 --> 00:02:43,090
172سال قبل از دنریس تارگرین

34
00:04:02,800 --> 00:04:05,430
دوهاراس، سایرکس

35
00:04:09,260 --> 00:04:10,300
اومباس

36
00:04:11,680 --> 00:04:13,020
ریباس

37
00:04:24,820 --> 00:04:27,990
.شاهدخت عزیز، خوش آمدید
مطمئنم سفرتون لذت‌بخش بوده

38
00:04:28,070 --> 00:04:29,990
زیاد آسوده‌خاطر نباش، سر

39
00:04:30,240 --> 00:04:31,490
آسوده که هستم

40
00:04:31,570 --> 00:04:34,410
هروقت که این چهارپای طلایی
شما رو صحیح و سالم برمی‌گردونه

41
00:04:34,580 --> 00:04:36,620
یعنی سرم قراره سرجاش بمونه

42
00:04:38,040 --> 00:04:39,710
روند رشد و بزرگ‌شدن «سایرکس» چه سریعه

43
00:04:39,790 --> 00:04:41,710
خیلی زود، به بزرگی «کاراکسس» می‌شه

44
00:04:41,880 --> 00:04:43,840
به اندازه‌ای بزرگ هست که به دونفر سواری بده

45
00:04:43,920 --> 00:04:46,880
متشکرم، همین که نظاره‌گر هستم
به اندازه کافی لذت‌بخش هست

46
00:04:49,970 --> 00:04:52,010
دوهارس

47
00:04:53,550 --> 00:04:54,590
نایوت

48
00:06:22,480 --> 00:06:24,400
رنیرا

49
00:06:25,940 --> 00:06:27,610
خودت می‌دونی دوست ندارم
وقتی توی این شرایطم

50
00:06:27,690 --> 00:06:29,230
بری اژدهاسواری

51
00:06:29,310 --> 00:06:32,110
توی هر شرایطی که باشی
دوست نداری برم اژدهاسواری

52
00:06:33,690 --> 00:06:36,690
سرورم -
صبح بخیر، آلیسنت -

53
00:06:36,780 --> 00:06:37,990
خوابیدی اصلا؟

54
00:06:38,070 --> 00:06:40,030
آره -
چند ساعت؟ -

55
00:06:41,240 --> 00:06:43,470
رنیرا، به پرستاری و مادری کردن کسی
نیاز ندارم

56
00:06:43,500 --> 00:06:45,750
ولی خب کلی خدمتکار دورتن

57
00:06:45,830 --> 00:06:47,420
و حواس‌شون به بچه‌ست

58
00:06:48,210 --> 00:06:50,130
یکی هم باید حواسش به تو باشه

59
00:06:51,710 --> 00:06:56,110
خودت هم به زودی، توی همین تخت
دراز می‌کشی، رنیرا

60
00:06:56,130 --> 00:06:59,470
با همین «مشقّت» است که به قلمرو
می‌توان خدمت کرد

61
00:06:59,550 --> 00:07:03,260
ترجیح می‌دم شوالیه بشم
و با پیکار و کسب افتخار، خدمت کنم

62
00:07:05,640 --> 00:07:08,440
من و تو، رحم سلطنتی داریم

63
00:07:09,770 --> 00:07:11,810
میدان پیکار ما، بستر زایمانه

64
00:07:13,820 --> 00:07:16,320
باید یاد بگیریم که محکم و مصمم
باهاش رو به رو بشیم

65
00:07:18,200 --> 00:07:19,870
حالا هم برو استحمام کن

66
00:07:20,280 --> 00:07:21,950
بوی گندِ اژدها می‌دی

67
00:07:24,370 --> 00:07:25,760
برگشتم بهش گفتم

68
00:07:25,790 --> 00:07:27,830
«فکرکنم به درستی متوجه ماجرا نشدی»

69
00:07:31,590 --> 00:07:33,220
سرورانم

70
00:07:33,250 --> 00:07:34,850
اتحاد و پیمان بین شهرهای آزاد

71
00:07:34,880 --> 00:07:38,220
تبدیل به سه‌تن‌سالاری شده است

72
00:07:38,380 --> 00:07:40,510
در بلاد استون گردهم اومدن

73
00:07:40,590 --> 00:07:42,230
و درحال حاضر به استپ‌استون رفتند

74
00:07:42,260 --> 00:07:43,760
تا دزدان دریایی اون ناحیه را
از بین ببرند

75
00:07:43,850 --> 00:07:46,540
به‌نظر خبر خوبی میاد، لرد کورلیس

76
00:07:46,560 --> 00:07:48,600
مردی به نام کراگاس دراهار

77
00:07:48,680 --> 00:07:52,950
«خودش رو «شاهزاده دریاسالار
این سه‌تن‌سالاری، معرفی کرده است

78
00:07:52,980 --> 00:07:54,650
به دلیل روش مجازات دشمنانش

79
00:07:55,360 --> 00:07:58,300
اسمش را گذاشتند خرچنگ سیرکن

80
00:07:58,320 --> 00:08:00,780
الان باید برای دزدان دریایی مُرده
اشک بریزیم؟

81
00:08:01,490 --> 00:08:03,950
نه، سرورم -
رنیرا، دیر کردی -

82
00:08:04,200 --> 00:08:05,740
پیاله‌دار پادشاه که نباید دیر کنه

83
00:08:05,790 --> 00:08:08,710
اینجوری آدم لنگِ پیاله می‌مونه -
رفته بودم دیدن مادر -

84
00:08:11,330 --> 00:08:12,660
روی زین اژدهات؟

85
00:08:13,080 --> 00:08:15,620
سرورم، از اونجا که
پیرو درخواست شاهزاده دیمون

86
00:08:15,710 --> 00:08:18,260
سلطنت منابع چشمگیری رو

87
00:08:18,340 --> 00:08:21,800
صرف تمرین و تجهیز مجدد نگهبانان شهر کرده

88
00:08:21,880 --> 00:08:26,090
با خود پنداشتم که شاید بهتر باشه
برادرتون رو متقاعد به حضور در شورا کنید

89
00:08:26,180 --> 00:08:28,980
و به عنوان فرمانده نگهبانان

90
00:08:29,060 --> 00:08:31,100
شرح حالی از روند ماجرا ارائه کنه

91
00:08:31,190 --> 00:08:33,650
به نظرت دیمون
حواسش پرتِ وظیفه‌ی فعلیش

92
00:08:33,730 --> 00:08:35,910
و فکر و انرژیش مشغول شده؟

93
00:08:35,940 --> 00:08:39,190
با توجه به هزینه پرداختیمون
امیدوارم همین‌طور باشه

94
00:08:39,280 --> 00:08:42,590
پس بیاید سرمایه‌گذاریتون رو
هدفمند تلقی کنیم، لرد بیس‌بری

95
00:08:42,610 --> 00:08:45,700
سرورم، پیشنهاد می‌کنم به این سه‌تن‌سالاری

96
00:08:45,780 --> 00:08:47,410
آزادی عمل زیادی در استپ‌استون
عطا نفرمایید

97
00:08:47,990 --> 00:08:51,120
اگه اون مسیرهای دریایی مختل بشوند
باعث نابسمانی وضعیت اقتصادی بندرگاه‌های‌مان می‌شود

98
00:08:51,200 --> 00:08:53,950
لرد کورلیس، گزارش شما
به گوش سلطنت رسیده

99
00:08:54,040 --> 00:08:56,040
و مورد بررسی قرار خواهد گرفت

100
00:09:01,300 --> 00:09:05,180
سرورم، درباره‌ی مسابقه‌‌ای که
برای وارثتون تدبیر دیدید، صحبت کنیم؟

101
00:09:05,260 --> 00:09:07,760
خوشحال می‌شم اگه چنین کنیم

102
00:09:07,850 --> 00:09:09,910
استادان، روز مقدس رو
بر اساس پیش‌بینیشون، اعلام کردن، ملوس؟

103
00:09:09,930 --> 00:09:13,580
اعلی‌حضرت، باید در نظر بگیرید
که این چیزها صرفاً درحد تخمین هستند

104
00:09:13,600 --> 00:09:16,980
ولی همه‌مون «چارت ماه» رو بررسی کردیم
[ شیوه‌ای برای پیش‌بینی ]

105
00:09:17,060 --> 00:09:20,870
و حسمون می‌گه که پیش‌بینیمون
تا حد ممکن، دقیقه

106
00:09:20,900 --> 00:09:23,610
هزینه این مسابقه، کم نیست

107
00:09:23,700 --> 00:09:28,120
بهتر نیست اون رو
تا به دنیا اومدن بچه، به تعویق بندازیم؟

108
00:09:28,200 --> 00:09:29,540
الان بدون شک، اکثر حاکمان و شوالیه‌ها

109
00:09:29,620 --> 00:09:31,370
در راه آمدن به قدم‌گاه پادشاه هستند
[ قدم‌گاه پادشاه پایتخت هفت پادشاهی و محل فرود ایگان فاتح است ]

110
00:09:31,450 --> 00:09:32,720
...پس فرستادنشون به خونه -
این مسابقه -

111
00:09:32,750 --> 00:09:34,210
بیش‌تر از 3 روز به طول می‌انجامد

112
00:09:34,290 --> 00:09:37,250
قبل از اتمام مسابقه، پسرم به دنیا میاد

113
00:09:37,330 --> 00:09:38,960
و کل پادشاهی، جشن خواهند گرفت

114
00:09:39,040 --> 00:09:42,210
ما هیچ شیوه‌ای
برای پیش‌بینی جنسیت بچه نداریم

115
00:09:42,300 --> 00:09:45,030
البته که هیچ استادی
قادر به نطق نظر شخصیش

116
00:09:45,050 --> 00:09:46,550
عاری از هیچ شرایط و عواقبی نیست، درسته؟

117
00:09:47,680 --> 00:09:49,770
ملکه، حامل یک پسره

118
00:09:50,560 --> 00:09:51,690
مطمئنم

119
00:09:53,350 --> 00:09:54,890
وارثم به زودی

120
00:09:54,930 --> 00:09:57,640
به این نگرانی‌های لعنتی، پایان می‌ده

121
00:10:00,520 --> 00:10:02,810
صبح علی الطلوع از دروازه‌های آرامگاه سرخ
وارد شد

122
00:10:02,900 --> 00:10:04,570
پدرم از اینجا بودنش مطلعه؟

123
00:10:04,650 --> 00:10:06,030
نه -
خوبه -

124
00:10:14,160 --> 00:10:15,870
پناه بر خدایان

125
00:10:16,410 --> 00:10:17,750
طوری نیست، سر

126
00:10:26,570 --> 00:10:28,380
به خیالت داری چی‌کار می‌کنی، عمو؟

127
00:10:28,840 --> 00:10:30,490
نشستم

128
00:10:30,540 --> 00:10:33,240
از کجا معلوم؛ شاید یه روزی
تخت خودم شد

129
00:10:33,460 --> 00:10:35,690
اگه قبلش به جرم خیانت، اعدام نشی

130
00:10:37,000 --> 00:10:39,490
خیلی وقته به دربار نیومدی

131
00:10:39,690 --> 00:10:40,900
درسته

132
00:10:41,240 --> 00:10:43,810
دربار خیلی کسل کننده‌ست

133
00:10:44,620 --> 00:10:46,770
پس چرا اصلاً برگشتی؟

134
00:10:47,120 --> 00:10:50,880
شنیدم پدرت به افتخار من
مسابقه‌ای رو تدبیر دیده

135
00:10:51,170 --> 00:10:53,060
به افتخار وارثشه

136
00:10:54,820 --> 00:10:56,680
من هم همین رو گفتم

137
00:10:57,900 --> 00:10:59,670
منظورم وارث جدیدشه

138
00:11:00,920 --> 00:11:03,610
...تا وقتی که مادرت پسردار نشده

139
00:11:04,590 --> 00:11:06,200
بیخ ریشتونم

140
00:11:06,300 --> 00:11:08,110
پس امیدوارم به زودی
صاحب برادر بشم

141
00:11:11,300 --> 00:11:12,840
یه چیزی برات آوردم

142
00:11:18,390 --> 00:11:19,730
می‌دونی این چیه؟

143
00:11:21,060 --> 00:11:22,770
فلز والریاییه

144
00:11:23,860 --> 00:11:25,700
مثل دارک سیستر

145
00:11:29,360 --> 00:11:30,940
پشت کن

146
00:11:45,210 --> 00:11:46,250
...حالا

147
00:11:47,670 --> 00:11:51,260
من و تو، بخش کوچکی از میراث‌مون رو
صاحب شدیم

148
00:11:58,340 --> 00:11:59,670
بهت میاد

149
00:12:01,600 --> 00:12:04,190
خوندیش؟ -
البته -

150
00:12:04,270 --> 00:12:06,610
وقتی شاهدخت نمیریا به دورن رسید

151
00:12:06,690 --> 00:12:08,540
با چه کسی ازدواج کرد؟

152
00:12:08,570 --> 00:12:09,950
با یک مرد

153
00:12:10,030 --> 00:12:11,530
اسمش چی بود؟

154
00:12:11,610 --> 00:12:13,110
لرد نمی‌دونم چی چی

155
00:12:13,820 --> 00:12:16,910
اگه چنین جوابی بدی
سپتا مارلو، عصبانی می‌شه

156
00:12:16,990 --> 00:12:19,030
عصبانی که می‌شه
بامزه‌تره

157
00:12:22,040 --> 00:12:24,630
وقتی نگرانی، همین‌طوری می‌شی

158
00:12:24,710 --> 00:12:26,210
چطوری می‌شم؟

159
00:12:26,290 --> 00:12:27,750
ساز مخالف می‌زنی

160
00:12:31,720 --> 00:12:34,070
نگرانی که اگه بچه، پسر باشه

161
00:12:34,090 --> 00:12:35,340
نزد پدرت، فراموش بشی

162
00:12:35,430 --> 00:12:37,220
فقط نگران مادرمم

163
00:12:38,390 --> 00:12:40,690
امیدوارم پدرم پسردار بشه

164
00:12:41,640 --> 00:12:44,020
تاجایی که یادمه
آرزوی دیرینه‌ش بوده

165
00:12:45,100 --> 00:12:46,770
می‌خوای پسردار بشه؟

166
00:12:46,860 --> 00:12:49,070
می‌خوام با تو، سوار بر اژدها

167
00:12:49,150 --> 00:12:50,790
عجایب دریای باریک رو ببینم

168
00:12:50,820 --> 00:12:52,070
و کیک بخورم

169
00:12:52,150 --> 00:12:54,610
دارم جدی حرف می‌زنم -
من هم هیچوقت سرِ کیک، شوخی ندارم -

170
00:12:55,070 --> 00:12:56,910
نگران جایگاهت نیستی؟

171
00:12:56,990 --> 00:12:59,870
.جایگاه الانم رو دوست دارم
خیلی نرم و راحته

172
00:13:03,540 --> 00:13:04,790
کجا می‌ری؟

173
00:13:04,830 --> 00:13:07,330
خونه. دیروقته

174
00:13:08,040 --> 00:13:12,230
شاهزاده نمیریا، ارتش روینارش رو  در دریای باریک
بر 10 هزار کشتی راند

175
00:13:12,260 --> 00:13:14,300
تا از تعقیب‌کنندگان والریاییش بگریزد

176
00:13:14,380 --> 00:13:17,530
با لرد مورز مارتل از دورن
ازدواج کرد

177
00:13:17,550 --> 00:13:19,430
و تمام ناوگان سان‌اسپیر خودش رو سوزوند

178
00:13:19,510 --> 00:13:22,100
تا به مردمش نشون بده
که دیگه قرار نیست درحال گریز باشن

179
00:13:23,850 --> 00:13:25,850
این چه کاریه؟ -
می‌خوام از یادت نره -

180
00:13:27,190 --> 00:13:30,210
...اگه سپتا کتاب رو ببینه -
کص ننه‌ش -

181
00:13:30,230 --> 00:13:31,650
رنیرا

182
00:13:44,370 --> 00:13:45,750
داره خوب می‌شه؟

183
00:13:45,830 --> 00:13:48,960
سرورم، کمی بهتر شده

184
00:13:50,710 --> 00:13:52,920
تشخیص دادین که چه مرضیه؟

185
00:13:53,000 --> 00:13:55,300
تحقیقاتمون رو به سیتادل فرستادیم

186
00:13:55,340 --> 00:13:57,470
دارن متون مربوط به گونه‌های مشابه رو
بررسی می‌کنن

187
00:13:57,550 --> 00:14:00,010
یه زخم جزئی ناشی از نشستنم بر تخته

188
00:14:00,090 --> 00:14:01,510
چیز خاصی نیست

189
00:14:02,010 --> 00:14:03,970
پادشاه به خاطر مهیا کردن تدارکات زایمان
همسرشون

190
00:14:04,060 --> 00:14:05,850
تحت اضطراب زیادی بودن

191
00:14:06,680 --> 00:14:11,270
روحیات ذهنی، بر بدن بی‌تاثیر نیستن

192
00:14:11,350 --> 00:14:14,600
هرچی هست، نباید صداش دربیاد

193
00:14:18,070 --> 00:14:19,610
استاد، باید دوباره حجامتش کنیم

194
00:14:19,700 --> 00:14:22,450
استاد اعظم، این زخم ترمیم نمی‌شه

195
00:14:23,660 --> 00:14:25,370
می‌شه پیشنهاد کنم
روش داغ بذاریم؟

196
00:14:25,450 --> 00:14:29,620
سرورم، پیشنهاد عاقلانه‌ای داد

197
00:14:29,710 --> 00:14:32,590
...دردناک هست، ولی -
باشه -

198
00:14:33,210 --> 00:14:34,290
طوری نیست

199
00:14:47,140 --> 00:14:49,680
بیش‌تر از اینکه من روی تخت بشینم
تو داری استحمام می‌کنی

200
00:14:50,770 --> 00:14:54,400
این‌روزها فقط با حموم کردن
آسوده می‌شم

201
00:14:56,530 --> 00:14:57,860
ولرمه که

202
00:14:58,190 --> 00:15:00,730
استادها می‌گن نباید
از این دما، بیش‌تر بشه

203
00:15:00,820 --> 00:15:04,120
یعنی نمی‌دونن اژدهایان
حرارت رو دوست دارن؟

204
00:15:04,370 --> 00:15:06,750
بعد از این حاملگی مشقت‌بار

205
00:15:07,450 --> 00:15:10,760
اگه تخم اژدها بذارم هم
تعجبی نداره

206
00:15:10,790 --> 00:15:13,040
عاشقش می‌شیم

207
00:15:14,210 --> 00:15:17,230
رنریا از الان گفته که
قراره خواهردار بشه

208
00:15:17,250 --> 00:15:18,460
واقعا؟

209
00:15:18,840 --> 00:15:22,650
حتی براش اسم هم گذاشته -
بپرسم یا نه؟ -

210
00:15:22,680 --> 00:15:24,060
ویسنیا

211
00:15:24,550 --> 00:15:26,110
برای گهواره، تخم اژدهایی رو انتخاب کرده

212
00:15:26,140 --> 00:15:27,940
که به گفته خودش
یادآور خاطر وگاره

213
00:15:28,010 --> 00:15:29,470
پناه بر خدایان

214
00:15:29,560 --> 00:15:31,900
ما همین الانش هم یه «ویسنیا» داریم

215
00:15:33,980 --> 00:15:36,690
از برادر عزیزت، خبری نشده؟

216
00:15:36,770 --> 00:15:39,560
بعد از اینکه به فرمانده نگهبانان شهر
منصوبش کردم، خبری ازش ندارم

217
00:15:40,230 --> 00:15:42,780
مطمئنم واسه مسابقه برمی‌گرده

218
00:15:43,530 --> 00:15:45,910
عاشق میدان نبرده

219
00:15:45,990 --> 00:15:47,330
...مسابقه‌ای که

220
00:15:47,410 --> 00:15:50,540
دلیلش جشن گرفتن به دنیا اومدن
اولین پسر به دنیا نیومده‌مونه

221
00:15:51,870 --> 00:15:53,620
...درجریانی که

222
00:15:53,710 --> 00:15:55,550
اگه بچه‌مون کیر نداشته باشه

223
00:15:55,620 --> 00:15:57,660
با هیچ حرف و عملی
کیر در نمیاره؟

224
00:15:58,040 --> 00:16:00,040
بچه‌مون پسره، اما

225
00:16:00,670 --> 00:16:02,260
یقین دارم

226
00:16:02,760 --> 00:16:06,850
تاحالا این‌قدر از بابت چیزی
مطمئن نبودم

227
00:16:09,060 --> 00:16:10,270
خوابی که دیدم

228
00:16:11,520 --> 00:16:13,270
از خاطره هم واضح‌تر بود

229
00:16:15,640 --> 00:16:19,480
پسرمون درحالی که تاج آهنین ایگان
برسرش بود، به دنیا اومد

230
00:16:20,270 --> 00:16:23,650
وقتی صدای سُم‌های رعدآسا

231
00:16:23,740 --> 00:16:26,950
و برخورد شمشیر و سپرها رو شنیدم

232
00:16:27,030 --> 00:16:29,780
پسرم رو بر تخت آهنین نشوندم

233
00:16:31,290 --> 00:16:36,090
و زنگ‌های سپت [گنجشک] اعظم به صدا در اومد
و اژدهایان در اوج یگانگی، غرش سر دادن

234
00:16:39,500 --> 00:16:41,750
تاج به سر به‌دنیا اومد؟

235
00:16:41,840 --> 00:16:45,930
یا خدایان، زایمان خودش
به اندازه کافی دردناک هست

236
00:16:54,970 --> 00:16:58,470
این آخرین باره، ویسیریس

237
00:17:01,310 --> 00:17:04,190
یکیشون توی گهواره مُرد، دوتاشون سرِ زا رفتن

238
00:17:04,280 --> 00:17:07,620
و دوتاشون هم سقط شدن

239
00:17:10,200 --> 00:17:12,910
توی 10 سال، پنج‌تا بچه از دست دادم

240
00:17:14,580 --> 00:17:17,580
می‌دونم وظیفه من اینه که
برات پسر به دنیا بیارم

241
00:17:17,660 --> 00:17:20,120
و متاسفم که از این بابت
مایه یأست شدم

242
00:17:20,210 --> 00:17:21,460
جدی می‌گم

243
00:17:25,050 --> 00:17:28,350
ولی به اندازه کافی
عزاداریِ بچه‌های مرده‌م رو کردم

244
00:17:48,990 --> 00:17:51,120
فرمانده تشریف‌فرما می‌شود

245
00:17:57,750 --> 00:18:01,420
وقتی فرماندهی رو به عهده گرفتم
پست نژادهای ولگردی بیش، نبودیم

246
00:18:02,920 --> 00:18:05,170
گرسنه و بی‌نظم بودین

247
00:18:06,840 --> 00:18:10,470
حالا یه گله سگ‌شکاری شدین

248
00:18:10,720 --> 00:18:13,600
که طالب، ولی سیرِ شکارن

249
00:18:16,970 --> 00:18:20,100
شهر برادرم در لجن فرو رفته

250
00:18:21,390 --> 00:18:25,020
هرگونه جرمی درحال وقوعه

251
00:18:26,820 --> 00:18:28,200
این روند

252
00:18:28,280 --> 00:18:29,320
امشب تموم می‌شه

253
00:18:29,400 --> 00:18:32,400
قدم‌گاه پادشاه، از امشب به بعد
ترس از طلایی‌ها رو حس می‌کنه

254
00:19:18,700 --> 00:19:20,160
بلند شو

255
00:19:39,930 --> 00:19:41,140
متجاوز

256
00:19:43,310 --> 00:19:46,690
نــه

257
00:19:54,150 --> 00:19:55,780
دزد

258
00:19:56,030 --> 00:19:57,700
نـه

259
00:20:03,200 --> 00:20:04,330
قاتل

260
00:20:21,050 --> 00:20:24,260
مجرمین طبقات مختلف رو جمع کرده بودن

261
00:20:24,350 --> 00:20:26,270
برادرتون در انظار عموم
بلوای بدی به پا کرد

262
00:20:26,350 --> 00:20:29,330
خودش نقش قاضی و جلاد رو به عهده گرفت

263
00:20:29,350 --> 00:20:31,520
بهم گفتن واسه جمع کردن اعضای قطع شده

264
00:20:32,520 --> 00:20:36,460
ارابه دو اسبه آوردن

265
00:20:36,490 --> 00:20:37,990
پناه بر خدایان

266
00:20:38,530 --> 00:20:43,450
شاهزاده نباید در برابر چنین اقداماتی
مصون از تنبیه باشه

267
00:20:45,450 --> 00:20:47,750
برادر -
دیمون -

268
00:20:49,210 --> 00:20:52,170
ادامه بدی. داشتی از تنبیه شدنم می‌گفتی

269
00:20:54,670 --> 00:20:58,130
باید در قبال کارهای دیشبت
پاسخگو باشی

270
00:21:00,550 --> 00:21:01,930
ردا طلایی‌های جدیدت

271
00:21:02,010 --> 00:21:04,030
دیشب جنجال به پا کردن، این‌طور نیست؟

272
00:21:04,050 --> 00:21:05,090
این‌طوره؟

273
00:21:05,180 --> 00:21:08,390
نگهبانان شهر، آلت دست
و ارضاکننده امیال تو نیستند

274
00:21:08,470 --> 00:21:10,430
آن‌ها خادمان سلطنت هستند

275
00:21:10,520 --> 00:21:12,480
نگهبانان داشتن قانون سلطنت رو اجرا می‌کردن

276
00:21:12,560 --> 00:21:14,310
درست می‌گم، لرد استرانگ؟

277
00:21:15,480 --> 00:21:16,860
...شاهزاده، فکرنمی‌کنم

278
00:21:16,940 --> 00:21:19,580
نمایشِ وحشی‌گری
در انظار عمومی

279
00:21:19,610 --> 00:21:21,400
اصلا مطابق قوانین ما نیست

280
00:21:21,490 --> 00:21:23,160
اشرافیان سرتاسر قلمرو

281
00:21:23,240 --> 00:21:25,200
دارن میان به قدم‌گاه پادشاه

282
00:21:25,280 --> 00:21:26,660
تا در مسابقه برادرم حضور پیدا کنن

283
00:21:26,740 --> 00:21:29,370
نکنه می‌خوای ازشون دزدی یا بهشون
تجاوز بشه و به قتل برسن؟

284
00:21:29,450 --> 00:21:32,350
البته تویی که از دیوارهای امن آرامگاه سرخ
خارج نمی‌شی و اطلاع نداری

285
00:21:32,370 --> 00:21:34,790
ولی بی قانونیِ رعیت و رعب و وحشت

286
00:21:34,880 --> 00:21:37,840
سرتاسر قدم‌گاه پادشاه رو فرا گرفته

287
00:21:39,920 --> 00:21:42,340
شهر ما باید برای همگان
امن باشه

288
00:21:43,010 --> 00:21:44,260
موافقم

289
00:21:44,850 --> 00:21:48,520
فقط امیدوارم برای دستیابی
به چنین امری، نصف شهرم رو نکشته باشی

290
00:21:49,060 --> 00:21:50,440
زمان مشخص می‌کنه

291
00:21:52,890 --> 00:21:55,020
ما شاهزاده دیمون رو
به فرماندهی منصوب کردیم

292
00:21:55,100 --> 00:21:56,940
تا مجری قانون و نظم باشه

293
00:21:57,020 --> 00:21:59,480
مجرمان، باید از نگهبانان شهر
هراس داشته باشند

294
00:21:59,570 --> 00:22:01,280
از حمایتتون ممنونم، لرد کورلیس

295
00:22:01,360 --> 00:22:03,130
ای کاش شاهزاده، به اندازه‌ای که
نسبت به کارش متعهده

296
00:22:03,150 --> 00:22:06,150
نسبت به همسرش هم متعهد بود

297
00:22:06,240 --> 00:22:10,010
خیلی وقته که در ویل و رون‌استون دیده نشدی

298
00:22:10,040 --> 00:22:12,330
فکرکنم جنده خانومِ تیره‌پوستم
از غیابم، راضی باشه

299
00:22:12,410 --> 00:22:14,120
بانو ریا همسرته

300
00:22:14,210 --> 00:22:16,260
بانوی خوب و شرافتمند ویله

301
00:22:16,330 --> 00:22:19,250
در ویل، مردها به جای زن
گوسفند می‌کُنن

302
00:22:19,340 --> 00:22:21,730
مطمئن باشید گوسفندها
از زن‌های ویل، خوشگل‌ترن

303
00:22:21,760 --> 00:22:22,800
پشم‌هام

304
00:22:22,880 --> 00:22:25,630
تو در برابر هفت خدا
سوگند یاد کردی تا به زنت احترام بذاری

305
00:22:25,720 --> 00:22:28,370
لرد های‌تاور، اگه به زنی نیاز داری
تا باهاش هم‌آغوش بشی

306
00:22:28,390 --> 00:22:31,270
با کمال میل، زنم رو بهت می‌دم

307
00:22:31,350 --> 00:22:34,520
آخه زن خودت، همین اواخر فوت شده

308
00:22:36,190 --> 00:22:37,530
دروغ می‌گم مگه؟

309
00:22:37,980 --> 00:22:39,020
آتو

310
00:22:42,360 --> 00:22:44,650
شاید هنوز آماده‌ی فراموش کردنش نیستی

311
00:22:45,660 --> 00:22:48,500
می‌دونی تفریح داداشم
تحریک کردنته

312
00:22:48,950 --> 00:22:50,530
باید آلت دستش بشی؟

313
00:22:54,700 --> 00:22:56,540
ببخشید، سرورم

314
00:22:56,790 --> 00:22:59,670
شورا، مبلغ هنگفتی رو

315
00:22:59,750 --> 00:23:02,500
به نگهبانان شهر پرداخت کرده
تا معیارهای جنابعالی، پیاده‌سازی بشه

316
00:23:02,800 --> 00:23:05,640
مجری قوانینم باش، ولی این رو هم بدون

317
00:23:05,840 --> 00:23:09,680
دوباره اقدامی مثل دیشب ازت سر بزنه
باید در برابرش پاسخگو باشی

318
00:23:13,430 --> 00:23:15,100
اطاعت می‌شه، سرورم

319
00:23:28,740 --> 00:23:31,950
قدم‌گاه پادشاه، بعد از فوت مادربزرگم
تضعیف شده است

320
00:23:32,370 --> 00:23:33,790
از حق نگذریم

321
00:23:34,450 --> 00:23:37,620
شاید رویه‌ی جدید نگهبانان شهر، مفید باشد

322
00:24:23,880 --> 00:24:26,880
چرا آزرده‌خاطری، شاهزاده‌ام؟

323
00:24:32,300 --> 00:24:34,180
می‌تونم یه دختر دیگه براتون بیارم

324
00:24:34,890 --> 00:24:36,560
مثلا یه باکره

325
00:24:37,560 --> 00:24:39,230
چندتا دارم

326
00:24:40,980 --> 00:24:43,570
می‌تونم یه دونه مو نقره‌اییشون رو بیارم

327
00:24:50,030 --> 00:24:52,280
تو «دیمون تارگرین»ـی

328
00:24:52,820 --> 00:24:56,030
.سوارکار کاراکسس
حامل دارک سیستر

329
00:24:56,740 --> 00:24:59,120
پادشاه، جایگزینی برات نداره

330
00:25:11,880 --> 00:25:13,550
خوش آمدید

331
00:25:14,430 --> 00:25:16,990
می‌دونم خیلی‌هاتون
مسیر درازی رو طی کردید

332
00:25:17,010 --> 00:25:18,720
تا در این مسابقه، حضور پیدا کنید

333
00:25:19,180 --> 00:25:23,770
ولی قول می‌دم، راضیتون می‌کنه

334
00:25:23,810 --> 00:25:26,940
وقتی به این شوالیه‌های حاضر در میدان نبرد
نگاه می‌کنم

335
00:25:27,020 --> 00:25:30,730
افرادی بی‌همتا در تاریخ رو می‌بینم

336
00:25:31,940 --> 00:25:37,110
و با خبر جدیدی که قراره بهتون بدم

337
00:25:37,200 --> 00:25:41,970
این روز باشکوه، فرخنده‌تر هم می‌شه

338
00:25:41,990 --> 00:25:45,040
زایمان ملکه اما، شروع شده

339
00:25:48,500 --> 00:25:52,130
بخت و اقبال هفت خدا
یارِ این مبارزین باشه

340
00:26:25,540 --> 00:26:26,750
یه شوالیه‌ی ناشناس؟

341
00:26:26,830 --> 00:26:29,080
نه، کوله. از استورم‌لند

342
00:26:29,170 --> 00:26:30,460
اسم خاندان «کول» تاحالا
به گوشم نخورده بود

343
00:26:30,500 --> 00:26:33,250
شاهدخت رینیس تارگرین

344
00:26:33,340 --> 00:26:39,510
متواضعانه خواهانِ الطاف ملکه‌ای هستم
که هیچوقت به این مقام، نائل نشد

345
00:26:43,930 --> 00:26:45,470
بخت یارت باشه، عموزاده

346
00:26:45,560 --> 00:26:48,110
اگر به بخت لازم داشتم، چشم

347
00:26:54,400 --> 00:26:57,570
می‌تونی زبان این باراثیون رو
بابت حرفی که زد، قطع کنی

348
00:26:57,610 --> 00:26:59,650
قطع کردن زبون ملت
هویت وارث رو تغییر نمی‌ده

349
00:26:59,990 --> 00:27:01,330
بذار کص بگن

350
00:27:07,870 --> 00:27:09,460
دختر لرد استک‌ورث رو

351
00:27:09,540 --> 00:27:11,130
برای تایرلِ جوان
و ملازم شوالیه، نشون کردن

352
00:27:11,210 --> 00:27:12,920
پسر لرد مسی؟

353
00:27:13,000 --> 00:27:15,900
به محض این‌که شوالیه بشه
باهم ازدواج می‌کنن

354
00:27:15,920 --> 00:27:17,250
بهتره شروع کنه

355
00:27:18,420 --> 00:27:19,590
شنیدم بانو الینور

356
00:27:19,670 --> 00:27:22,630
حامله‌ست و داره مخفیش می‌کنه

357
00:27:44,830 --> 00:27:47,270
‫شما چی از این سر کریستون کول می‌دونید،
‫سر هرولد؟

358
00:27:47,290 --> 00:27:50,840
‫شنیدم سر کریستون یه رعیت‌زاده‌شده‌ست،
‫پسر پیشکار لرد دانداریونه

359
00:27:50,910 --> 00:27:53,850
‫اما به غیر از این،
‫این رو هم می‌دونم که

360
00:27:53,880 --> 00:27:57,510
‫هردوی پسرهای باراثیون رو از اسب انداخت

361
00:28:16,190 --> 00:28:19,530
‫شاهزاده دیمون از خاندان تارگرین!

362
00:28:19,610 --> 00:28:25,620
‫شاهزاده‌ی شهر هم‌اینک
‫اولین حریف خود را برمی‌گزینند!

363
00:29:02,530 --> 00:29:07,660
‫شاهزاده دیمون تارگرین
‫برای چالش اول خود،

364
00:29:07,950 --> 00:29:13,210
‫سر گوین های‌تاور از اولد‌تان را برمی‌گزینند
‫اولاد ارشد دست پادشاه

365
00:29:25,930 --> 00:29:28,680
‫پنج اژدها شرط سر دیمون

366
00:30:41,580 --> 00:30:44,710
‫- خسته‌نباشی، عمو
‫- متشکرم، شاهدخت

367
00:30:45,670 --> 00:30:49,570
‫اطمینان دارم که می‌تونم برنده‌ی
‫این مسابقات بشم، بانو آلیسنت

368
00:30:49,590 --> 00:30:52,890
‫طرف‌داری شما تضمینش خواهد کرد

369
00:31:07,070 --> 00:31:08,700
‫موفق باشید، شاهزاده‌ی من

370
00:31:36,640 --> 00:31:37,720
‫چه خبره؟

371
00:31:37,810 --> 00:31:39,350
‫جنین وارونه‌ست، سرورم

372
00:31:39,430 --> 00:31:42,100
‫تمام تلاش‌ها برای چرخاندن بچه
‫با شکست مواجه شده

373
00:31:44,190 --> 00:31:45,270
‫کاری براش بکنید!

374
00:31:45,350 --> 00:31:47,440
‫تا جایی که جان بچه به خطر نیفته

375
00:31:47,480 --> 00:31:48,980
‫بهشون شیره خشخاش دادیم

376
00:31:49,070 --> 00:31:50,740
‫ملکه‌ی شما زن توانمندی هستن

377
00:31:50,820 --> 00:31:54,240
‫با تمام قدرت‌شون دارند مبارزه می‌کنند،
‫اما ممکن است کافی نباشد

378
00:31:54,360 --> 00:31:55,820
‫نه!

379
00:31:55,910 --> 00:31:57,330
‫اما

380
00:31:58,700 --> 00:32:00,660
‫اما، من اینجام

381
00:32:00,750 --> 00:32:02,130
‫من اینجام

382
00:32:03,250 --> 00:32:05,250
‫من اینجام. همه چیز خوبه

383
00:32:05,330 --> 00:32:07,670
‫- مشکلی نیست
‫- دارم اذیت می‌شم

384
00:32:07,750 --> 00:32:11,130
‫حالت خوب می‌شه

385
00:32:36,410 --> 00:32:37,540
‫بکشش!

386
00:32:37,610 --> 00:32:40,950
‫و یه روز نحس

387
00:32:43,450 --> 00:32:45,790
‫آخه این چه وضع جشن‌گرفتن

388
00:32:45,870 --> 00:32:47,960
‫تولد پادشاه آینده‌مونه؟

389
00:32:48,580 --> 00:32:49,960
‫با خشونت افراطی

390
00:32:50,040 --> 00:32:52,330
‫از مرگ پادشاه میگور 70 سال می‌گذره

391
00:32:52,420 --> 00:32:54,170
‫این شوالیه‌ها به خامی
‫علف تابستونی هستن

392
00:32:54,260 --> 00:32:55,930
‫هیچ‌کدوم‌شون جنگ واقعی ندیدن

393
00:32:57,170 --> 00:32:58,760
‫سروران‌شون اون‌ها رو
‫به میدان مسابقه فرستادن

394
00:32:58,840 --> 00:33:01,720
‫با مشتی فولادین
‫و خایه‌هایی درشت

395
00:33:01,810 --> 00:33:04,100
‫و ما ازشون انتظار داریم تا با
‫شرافت و ملاحت بجنگن

396
00:33:04,520 --> 00:33:07,270
‫عجیبه که با اولین خون‌ریزی
‫جنگ راه نیفتاد

397
00:33:30,080 --> 00:33:31,160
‫ملوس

398
00:33:32,130 --> 00:33:33,670
‫سرورم

399
00:33:34,800 --> 00:33:36,090
‫چند لحظه

400
00:33:46,140 --> 00:33:47,810
‫گاهی اوقات

401
00:33:47,890 --> 00:33:52,140
‫در طی زایمان‌های دشوار،
‫لازم است پدر

402
00:33:53,110 --> 00:33:56,200
‫تصمیمی ناخوشایند بگیرد

403
00:33:56,400 --> 00:33:58,110
‫بگو ببینم چیه

404
00:33:58,190 --> 00:34:02,780
‫فدا کردن یکی‌شان
‫یا از دست دادن هر دو

405
00:34:03,910 --> 00:34:07,040
‫امکانش وجود دارد
‫که بتوانیم بچه را نجات دهیم

406
00:34:07,120 --> 00:34:09,120
‫فنی که در سیتادل تدریس می‌شود

407
00:34:09,200 --> 00:34:11,200
‫که شامل برش مستقیم به رحم

408
00:34:11,290 --> 00:34:13,080
‫برای آزادسازی نوزاد است

409
00:34:13,170 --> 00:34:16,300
‫- اما با خون از دست رفته...
‫- یا هفت جهنم، ملوس

410
00:34:28,520 --> 00:34:30,650
‫بچه رو می‌تونی نجات بدی؟

411
00:34:30,730 --> 00:34:34,860
‫یا باید الان عمل کنیم
‫یا بسپاریمش به دست خدایان

412
00:34:46,490 --> 00:34:49,030
‫هم‌اینک سر کریستون کول

413
00:34:49,120 --> 00:34:53,460
‫در مقابل سر دیمون تارگارین
‫شاهزاده‌ی شهر مسابقه می‌دهند!

414
00:36:05,070 --> 00:36:07,410
‫- ویسریس؟
‫- بله؟

415
00:36:09,160 --> 00:36:11,450
‫الان می‌خوان بچه رو دربیارن

416
00:36:34,970 --> 00:36:36,260
‫دوست دارم

417
00:36:44,360 --> 00:36:46,610
‫- چی داره می‌شه؟
‫- اشکال نداره

418
00:36:46,690 --> 00:36:49,480
‫نه، چی داره می‌شه؟

419
00:36:50,320 --> 00:36:51,920
‫- ویسریس، چی‌کار...
‫- نه، اشکال نداره

420
00:36:51,950 --> 00:36:54,010
‫- دارید چی‌کار می‌کنید؟
‫- می‌خوان بچه رو دربیارن

421
00:36:54,030 --> 00:36:55,240
‫چطور می‌خوان...

422
00:36:55,330 --> 00:36:56,870
‫- اشکال نداره
‫- ویسریس، خواهش می‌کنم...

423
00:36:56,950 --> 00:36:59,200
‫- اشکال نداره
‫- نه، می‌ترسم

424
00:36:59,290 --> 00:37:00,810
‫- نترس
‫- چی‌کار می‌کنن؟

425
00:37:00,830 --> 00:37:02,510
‫نترس. می‌خوان بچه رو دربیارن

426
00:37:02,540 --> 00:37:05,210
‫- وای نه
‫- اشکال نداره

427
00:37:05,300 --> 00:37:07,090
‫می‌خوان بچه رو دربیارن

428
00:37:08,590 --> 00:37:11,050
‫نه!

429
00:37:11,140 --> 00:37:13,310
‫چاک اول رو می‌زنم

430
00:37:13,390 --> 00:37:15,850
‫نه!

431
00:37:15,930 --> 00:37:18,850
‫ویسریس، نه! لطفاً!

432
00:37:18,930 --> 00:37:21,350
‫- نه!
‫- نترس

433
00:37:45,080 --> 00:37:46,540
‫شمشیر!

434
00:37:46,630 --> 00:37:48,010
‫شاهزاده دیمون تارگرین

435
00:37:48,090 --> 00:37:51,720
‫علاقه دارند در جدال شمشیر
‫ادامه دهند!

436
00:39:41,780 --> 00:39:43,240
‫تسلیم شو

437
00:39:44,750 --> 00:39:46,380
‫تسلیم شو

438
00:40:19,610 --> 00:40:21,990
‫یا خدایان. اهل دورنه

439
00:40:22,070 --> 00:40:24,700
‫آرزو دارم طرف‌داری شاهدخت را
‫داشته باشم

440
00:40:36,750 --> 00:40:39,340
‫موفق باشید، سر کریستون

441
00:40:39,420 --> 00:40:40,880
‫شاهدخت

442
00:40:52,150 --> 00:40:54,280
‫تبریک می‌گم، سرورم

443
00:40:55,060 --> 00:40:56,440
‫پسردار شدید

444
00:41:00,570 --> 00:41:01,900
‫پسره؟

445
00:41:01,990 --> 00:41:04,370
‫وارث نورسیده، سرورم

446
00:41:10,160 --> 00:41:12,660
‫آیا شما و ملکه نامی برگزیدید؟

447
00:41:16,170 --> 00:41:17,460
‫بیلون

448
00:42:35,370 --> 00:42:37,000
‫اونا منتظرتن

449
00:42:46,030 --> 00:42:48,760
‫واسم سواله، طی چند ساعتی که
‫برادرم عمر کرد

450
00:42:50,090 --> 00:42:52,360
‫پدرم بالاخره به خوش‌بختی رسید
‫یا نه

451
00:42:54,010 --> 00:42:55,450
‫پدرت بهت نیاز داره

452
00:42:57,200 --> 00:42:58,720
‫الان بیشتر از همیشه

453
00:43:00,780 --> 00:43:02,140
‫من که پسرش نمی‌شم

454
00:43:33,090 --> 00:43:34,340
‫دراکاریس

455
00:44:13,720 --> 00:44:15,260
‫- رینیرا کجاست؟
‫- سرورم

456
00:44:15,350 --> 00:44:18,270
‫در این وقت ماتم‌زده،
‫اصلاً تمایل نداریم

457
00:44:18,350 --> 00:44:21,560
‫درباره این موضوع صحبت کنیم،
‫اما چه کنم که ضروری‌ست

458
00:44:21,640 --> 00:44:22,930
‫چه موضوعی؟

459
00:44:24,060 --> 00:44:26,060
‫موضوع وراثت شما

460
00:44:26,270 --> 00:44:27,980
‫بلایای اخیر

461
00:44:28,070 --> 00:44:29,910
‫باعث شدند وارث مشخصی نداشته باشید

462
00:44:29,990 --> 00:44:31,580
‫پادشاه وارث دارند، جناب دست

463
00:44:31,650 --> 00:44:34,380
‫علی‌رغم نامبارکی این ایام، سرورم

464
00:44:34,410 --> 00:44:37,460
‫حس می‌کنم مهم است
‫که مسئله وراثت به دلیل پایداری قلمرو

465
00:44:37,530 --> 00:44:38,950
‫فیصله داده شود

466
00:44:39,030 --> 00:44:42,830
‫مسئله‌ی وراثت از پیش توسط سنت و قانون
‫فیصله داده شده است

467
00:44:42,910 --> 00:44:44,580
‫باید اسم‌شان را به زبان بیاوریم؟

468
00:44:47,040 --> 00:44:48,580
‫دیمون تارگرین

469
00:44:48,670 --> 00:44:51,630
‫اگر دیمون وارث بی‌چون و چرا
‫باقی بماند

470
00:44:51,710 --> 00:44:54,170
‫باعث ناآرامی در قلمرو خواهد شد

471
00:44:54,260 --> 00:44:56,220
‫در قلمرو؟
‫یا در این شورا؟

472
00:44:56,300 --> 00:44:59,050
‫هیچ‌کس اینجا خبر ندارد
‫اگر دیمون پادشاه شود چه خواهد کرد

473
00:44:59,140 --> 00:45:01,930
‫اما شکی در جاه‌طلبی‌اش نیست

474
00:45:02,020 --> 00:45:04,520
‫ببینید با ردا طلایی‌ها چه کرده

475
00:45:04,600 --> 00:45:06,640
‫نگهبانان شهر به‌شدت
‫به او وفادار هستند

476
00:45:06,730 --> 00:45:10,480
‫- ارتشی دوهزار نفره و قوی
‫- ارتشی که تو بهش دادی، آتو

477
00:45:10,570 --> 00:45:14,200
‫من مقام ارباب قوانین رو به دیمون دادم،
‫اما تو گفتی که آدم مستبدیه

478
00:45:14,650 --> 00:45:15,690
‫تو به عنوان ارباب سکه

479
00:45:15,780 --> 00:45:18,760
‫گفتی که چنان ول‌خرجه
‫که قلمرو رو به فقر می‌کشونه

480
00:45:18,780 --> 00:45:22,620
‫دادن فرماندهی نگهبانان شهر به دیمون
‫راه‌حل خودت بوده!

481
00:45:22,700 --> 00:45:24,700
‫تصمیم ناقصی بوده، سرورم

482
00:45:24,790 --> 00:45:27,710
‫حقیقت این است، که دیمون باید
‫تا جای ممکن از این دربار دور بماند

483
00:45:27,790 --> 00:45:29,790
‫دیمون برادر منه

484
00:45:29,880 --> 00:45:31,340
‫از خون منه

485
00:45:32,170 --> 00:45:34,130
‫و جایگاهش در دربار من باقیست

486
00:45:34,210 --> 00:45:36,420
‫بگذارید جایگاهش در دربار حفظ باشد،
‫سرورم

487
00:45:36,510 --> 00:45:40,600
‫اما اگر خدایان بلاهای بیشتری بر شما
‫نازل کردند

488
00:45:40,680 --> 00:45:43,770
‫- چه تعمدی و چه تصادفی...
‫- «تعمدی؟»

489
00:45:44,310 --> 00:45:45,730
‫چی داری می‌گی؟

490
00:45:45,810 --> 00:45:49,790
‫برادرم من رو به قتل می‌رسونه
‫و پادشاهیم رو می‌دزده؟

491
00:45:49,810 --> 00:45:51,100
‫منظورت اینه؟

492
00:45:52,690 --> 00:45:54,070
‫خواهش می‌کنم

493
00:45:54,860 --> 00:45:58,280
‫دیمون جاه‌طلبی داره، بله،
‫اما نه برای تاج و تخت

494
00:45:58,570 --> 00:46:00,280
‫صبوری لازم رو براش نداره

495
00:46:00,410 --> 00:46:02,120
‫خدایان هنوز انسانی خلق نکرده‌اند

496
00:46:02,200 --> 00:46:05,660
‫که صبوری قدرت مطلق را
‫نداشته باشد، سرورم

497
00:46:05,750 --> 00:46:09,630
‫در چنین شرایطی،
‫عیبی ندارد

498
00:46:09,710 --> 00:46:12,090
‫که پادشاه وارث خود را مشخص کنند

499
00:46:12,170 --> 00:46:14,630
‫خب، دیگر چه کسی به تخت ادعا دارد؟

500
00:46:20,760 --> 00:46:22,850
‫فرزند ارشد پادشاه

501
00:46:22,930 --> 00:46:25,430
‫رنریا؟ دختر؟

502
00:46:26,850 --> 00:46:28,850
‫تا به حال هیچ ملکه‌ای بر تخت آهنین ننشسته

503
00:46:28,940 --> 00:46:31,040
‫دلیلش تنها سنت و رسم بوده،
‫لرد استرانگ

504
00:46:31,060 --> 00:46:33,370
‫اگر شورا این‌قدر نگران نظم و ثبات است

505
00:46:33,400 --> 00:46:35,400
‫پس شاید بهتر باشد
‫با وارث خواندن یک دختر

506
00:46:35,480 --> 00:46:37,230
‫صد سال از همان نظم و ثبات را نشکنیم

507
00:46:37,320 --> 00:46:40,990
‫دیمون درست مثل میگور می‌شود،
‫حتی بدتر از او

508
00:46:41,110 --> 00:46:43,740
‫او دمدمی‌مزاج و خشن است

509
00:46:43,830 --> 00:46:45,750
‫وظیفه‌ی این شوراست

510
00:46:45,790 --> 00:46:48,790
‫که از پادشاه و از قلمرو در مقابل
‫آن شخص حفاظت کند

511
00:46:50,210 --> 00:46:52,770
‫پوزش می‌طلبم، سرورم،
‫اما حقیقت همینی‌ست که می‌بینم

512
00:46:52,790 --> 00:46:54,210
‫و می‌دانم دیگران نیز موافق هستند

513
00:46:54,290 --> 00:46:58,310
‫من مجبور به انتخاب بین
‫برادر و دخترم نمی‌شوم

514
00:46:58,340 --> 00:47:00,130
‫مجبور نیستید، سرورم

515
00:47:00,220 --> 00:47:02,640
‫دیگران هم هستند
‫که مدعی باشند

516
00:47:02,720 --> 00:47:04,410
‫مثل همسرتون، لرد کورلیس؟

517
00:47:04,430 --> 00:47:06,770
‫- ملکه‌ای که هرگز به این مقام نائل نشد؟
‫- رینیس تنها فرزند

518
00:47:06,850 --> 00:47:08,020
‫پسر ارشد جاهاریس بود

519
00:47:08,100 --> 00:47:10,100
‫در شورای اعظم ادعای قدرتمندی داشت

520
00:47:10,190 --> 00:47:11,500
‫و از پیش هم یک وارث مذکر دارد

521
00:47:11,520 --> 00:47:14,820
‫همین چند لحظه پیش بود که
‫شما طرفداری‌تون از دیمون رو اعلام کردید!

522
00:47:14,900 --> 00:47:16,440
‫اگر نتوانیم سر وارث توافق کنیم،
‫پس چگونه انتظار داریم...

523
00:47:16,520 --> 00:47:18,650
‫ناسلامتی همسر و پسر من مردن!

524
00:47:20,400 --> 00:47:25,610
‫من اینجا پای صحبت‌های کلاغ‌هایی
‫که اومدن بالای جسدشون جشن بگیرن نمی‌شینم!

525
00:47:58,860 --> 00:48:01,820
‫یه کلاغ به اولدتان بفرست.
‫الساعه

526
00:48:04,950 --> 00:48:06,870
‫بانوی من

527
00:48:16,710 --> 00:48:18,170
‫عزیز من

528
00:48:27,300 --> 00:48:28,970
‫رنریا چطوره؟

529
00:48:31,680 --> 00:48:33,390
‫مادرش رو از دست داده

530
00:48:34,980 --> 00:48:37,070
‫ملکه محبوب همه دل‌ها بود

531
00:48:39,480 --> 00:48:42,440
‫امروز یاد مادر تو افتادم

532
00:48:49,280 --> 00:48:51,700
‫- حال سرورم چطوره؟
‫- خیلی بد

533
00:48:53,410 --> 00:48:55,160
‫واسه همین دنبالت فرستادم

534
00:49:00,540 --> 00:49:04,750
‫گفتم شاید بخوای بری پیش‌شون،
‫تصلی بخش‌شون باشی

535
00:49:07,380 --> 00:49:09,420
‫توی اتاقش؟

536
00:49:15,390 --> 00:49:17,230
‫بلد نیستم چی بگم

537
00:49:17,810 --> 00:49:19,480
‫بیخیال

538
00:49:20,900 --> 00:49:22,990
‫از ملاقاتی خوشحال خواهند شد

539
00:49:31,240 --> 00:49:35,200
‫بهتره یکی از لباس‌های مادرت رو بپوشی

540
00:50:10,280 --> 00:50:13,030
‫بانوی آلیسنت های‌تاور، سرورم

541
00:50:18,620 --> 00:50:20,750
‫چی شده، آلیسنت؟

542
00:50:20,830 --> 00:50:23,120
‫گفتم بهتره بیام یه سر بهتون بزنم،
‫سرورم

543
00:50:24,960 --> 00:50:26,340
‫کتابی آوردم

544
00:50:28,800 --> 00:50:30,890
‫لطف کردی، ممنون

545
00:50:35,760 --> 00:50:37,180
‫خودم خیلی دوستش دارم

546
00:50:38,060 --> 00:50:40,440
‫از علاقه‌تون به تاریخ باخبرم

547
00:50:41,940 --> 00:50:44,030
‫بله، علاقه‌مندم

548
00:51:01,580 --> 00:51:03,000
‫وقتی مادرم فوت شد

549
00:51:04,710 --> 00:51:07,090
‫مردم عجیب و غریب با من حرف می‌زدن

550
00:51:08,960 --> 00:51:11,060
‫تنها خواسته‌ام این بود
‫به‌خاطر اتفاقی که برام افتاده

551
00:51:11,090 --> 00:51:12,800
‫بهم تسلیت بگن

552
00:51:16,890 --> 00:51:18,730
‫از صمیم قلب تسلیت می‌گم، سرورم

553
00:52:06,770 --> 00:52:07,810
v

554
00:52:09,810 --> 00:52:12,230
‫باری دیگر، تنها وارث پادشاه

555
00:52:14,030 --> 00:52:17,280
‫به سلامتی آینده بنوشیم؟

556
00:52:18,490 --> 00:52:19,990
‫ساکت!

557
00:52:20,070 --> 00:52:23,370
‫شاهزاده صحبت می‌کنند!

558
00:52:26,160 --> 00:52:28,370
‫ساکت!

559
00:52:33,710 --> 00:52:35,800
‫قبل از این‌که شروع کنیم، سرورم

560
00:52:35,880 --> 00:52:40,220
‫گزارشی به دستم رسیده
‫که مجبور هستم به گوش‌تون برسونم

561
00:52:41,930 --> 00:52:43,180
‫دیشب

562
00:52:44,060 --> 00:52:46,810
‫شاهزاده دیمون یکی از
‫خانه‌های عفاف خیابان ابریشم

563
00:52:46,890 --> 00:52:48,600
‫را خریدند

564
00:52:49,440 --> 00:52:52,650
‫تا با افسران نگهبانان شهر
‫و دیگر دوستان‌شان

565
00:52:52,730 --> 00:52:54,650
‫خوش‌گذرانی کنند

566
00:52:58,030 --> 00:53:00,280
‫پادشاه و شورا خیلی‌وقته که
‫مقام من

567
00:53:00,360 --> 00:53:02,610
‫به عنوان وارث تخت رو زیرسوال بردن

568
00:53:03,780 --> 00:53:09,450
‫اما هرچه‌قدر هم دعا و خیال‌پردازی کنن
‫انگار که به راحتی کسی جای من رو نمی‌گیره

569
00:53:11,630 --> 00:53:14,380
‫خدایان می‌بخشن
‫همان‌گونه که صلب می‌کنن

570
00:53:14,460 --> 00:53:16,420
‫او به سلامتی شاهزاده بیلون نوشید

571
00:53:16,510 --> 00:53:18,050
‫به سلامتی پسر پادشاه

572
00:53:18,670 --> 00:53:20,510
‫و او را...

573
00:53:21,430 --> 00:53:24,020
‫وارث یک‌روزه خطاب کرد

574
00:53:30,810 --> 00:53:34,900
‫من صحت این گزارش را
‫با سه شاهد مختلف تصدیق کردم

575
00:53:34,980 --> 00:53:39,360
‫هرطور هم که حساب کنیم،
‫مراسم جشن و پایکوبی برگزار شده است

576
00:53:41,200 --> 00:53:45,450
‫شبیه فاتح شدی، برادر

577
00:53:45,620 --> 00:53:46,960
‫واقعاً اون حرف رو زدی؟

578
00:53:49,200 --> 00:53:50,740
‫منظورت رو متوجه نمی‌شم

579
00:53:50,830 --> 00:53:52,330
‫تو من رو «سرورم» خطاب می‌کنی

580
00:53:52,410 --> 00:53:55,460
‫وگرنه می‌دم محافظان پادشاهی
‫زبونت رو ببُرن

581
00:53:59,050 --> 00:54:03,930
‫«وارث یک‌روزه»
‫این حرف توئه؟

582
00:54:12,890 --> 00:54:16,770
‫ما هرکدام به نحوی سوگواری می‌کنیم،
‫سرورم

583
00:54:17,360 --> 00:54:20,700
‫خانواده من متلاشی شد

584
00:54:21,820 --> 00:54:24,820
‫اما به جای این که کنار من باشی،
‫یا کنار رنریا

585
00:54:24,910 --> 00:54:27,700
‫صعود خودت رو جشن می‌گیری!

586
00:54:27,780 --> 00:54:30,990
‫با فاحشه‌هات و کاسه‌لیس‌هات
‫قهقهه می‌زنی!

587
00:54:33,160 --> 00:54:36,250
‫تو در دربار هیچ یاری به جز من نداری!

588
00:54:36,330 --> 00:54:39,040
‫من همیشه پشتت دراومدم!

589
00:54:39,130 --> 00:54:41,650
‫با این حال هر لطفی که بهت کردم رو
‫با پشت دستی پاسخ دادی

590
00:54:41,670 --> 00:54:43,670
‫تو کاری جز طرد کردن من
‫انجام ندادی

591
00:54:43,760 --> 00:54:48,410
‫ویل، نگهبانان شهر،
‫هرجایی به غیر از در کنار خودت

592
00:54:48,430 --> 00:54:50,430
‫ده ساله که پادشاهی

593
00:54:50,520 --> 00:54:53,710
‫اما حتی یک بار هم ازم نخواستی
‫که دستت باشم!

594
00:54:53,730 --> 00:54:56,820
‫- چرا باید بخوام؟
‫- چون برادرتم

595
00:54:57,980 --> 00:54:59,830
‫و خون اژدها رنگی‌تره

596
00:54:59,860 --> 00:55:02,030
‫پس چرا این‌قدر به من خنجر می‌زنی؟

597
00:55:02,110 --> 00:55:06,090
‫هرچی گفتم حقیقت بوده.
‫من می‌دونم آتو های‌تاور چه‌جور آدمیه

598
00:55:06,110 --> 00:55:09,070
‫- دستی بی‌نظیر و وفادار؟
‫- یه آدم بی‌خایه

599
00:55:10,120 --> 00:55:12,210
‫پسر دومیه که هیچ‌چیزی که بهش ارث نرسه رو

600
00:55:12,290 --> 00:55:13,580
‫واسه خودش نمی‌دونه

601
00:55:13,660 --> 00:55:15,910
‫شرافت آتو های‌تاور بسیار بیشتر از

602
00:55:16,000 --> 00:55:18,050
‫- شرافت توئه
‫- اون ازت محافظت نمی‌کنه

603
00:55:18,130 --> 00:55:19,970
‫- منم که می‌کنم
‫- از چی؟

604
00:55:20,040 --> 00:55:21,500
‫از خودت

605
00:55:24,960 --> 00:55:27,630
‫تو ضعیفی، ویسریس

606
00:55:30,390 --> 00:55:31,910
‫و شورای زالوها ازش باخبرن

607
00:55:31,930 --> 00:55:34,310
‫همه به خاطر نفع‌خودشون دنبالتن

608
00:55:38,850 --> 00:55:41,140
‫تصمیم گرفتم وارث جدید رو معرفی کنم

609
00:55:41,230 --> 00:55:43,860
‫- وارثت منم
‫- دیگه نه

610
00:55:45,030 --> 00:55:48,620
‫تو باید فوراً به رون‌استون
‫پیش همسرت برگردی

611
00:55:48,700 --> 00:55:53,920
‫و به دستور پادشاهت
‫بدون نزاع این کار رو انجام می‌دی

612
00:56:08,930 --> 00:56:10,640
‫سرورم

613
00:57:09,820 --> 00:57:11,160
‫پدر

614
00:57:15,240 --> 00:57:17,080
‫بلریون آخرین موجود زنده‌ای بود

615
00:57:17,160 --> 00:57:19,790
‫که والریای کهن
‫رو پیش از نابودی دید

616
00:57:22,500 --> 00:57:24,550
‫عظمت و ایراد‌هاش رو دید

617
00:57:25,080 --> 00:57:27,370
‫وقتی به اژدها نگاه می‌کنی،
‫چی می‌بینی؟

618
00:57:28,000 --> 00:57:29,040
‫چی؟

619
00:57:29,130 --> 00:57:32,010
‫از مراسم مادر به بعد
‫دیگه با من حرف نزدی

620
00:57:32,090 --> 00:57:33,650
‫و حالا محافظان پادشاهیت رو
‫می‌فرستی دنبالم...

621
00:57:33,680 --> 00:57:36,180
‫جواب بده

622
00:57:37,680 --> 00:57:39,140
‫مهمه

623
00:57:39,640 --> 00:57:41,140
‫چی می‌بینی؟

624
00:57:48,940 --> 00:57:51,690
‫- انگار خودمون رو می‌بینم
‫- بگو بهم

625
00:57:52,610 --> 00:57:56,530
‫همه می‌گن تارگرین‌ها به خدایان نزدیک‌ترن
‫تا انسان‌ها

626
00:57:56,620 --> 00:57:59,330
‫اما بخاطر اژدهایان‌مون می‌گن

627
00:58:00,870 --> 00:58:03,330
‫بدون اون‌ها، ما با بقیه فرقی نداریم

628
00:58:05,960 --> 00:58:11,340
‫تفکر این‌که ما اژدهایان رو در اختیار داریم
‫توهمی بیش نیست

629
00:58:13,380 --> 00:58:16,340
‫اونا قدرتی هستن
‫که انسان‌ها هرگز نباید بازیچه قرارشون بدن

630
00:58:17,800 --> 00:58:20,350
‫قدرتی که والریا رو به نابودی کشوند

631
00:58:20,640 --> 00:58:23,640
‫اگه از تاریخ درس نگیریم،
‫به سرمون میاد

632
00:58:24,430 --> 00:58:27,100
‫تارگرین‌ها برای پادشاه شدن
‫باید این رو درک کنن...

633
00:58:28,360 --> 00:58:29,650
‫همین‌طور برای ملکه شدن

634
00:58:33,900 --> 00:58:35,740
‫ببخشید، رنریا

635
00:58:36,530 --> 00:58:39,450
‫از زمان تولدت، سال‌های سال رو

636
00:58:39,530 --> 00:58:41,200
‫واسه خواستن یک پسر هدر دادم

637
00:58:53,170 --> 00:58:55,170
‫تو دارای بهترین ویژگی‌های مادرتی

638
00:58:58,260 --> 00:59:00,600
‫و معتقدم که اون هم می‌دونست

639
00:59:00,680 --> 00:59:03,140
‫که می‌تونی ملکه‌ی حاکم بزرگی بشی

640
00:59:03,220 --> 00:59:04,850
‫دیمون وارث توئه

641
00:59:06,270 --> 00:59:08,900
‫دیمون واسه پادشاهی ساخته نشده

642
00:59:09,520 --> 00:59:11,060
‫اما معتقدم که تو ساخته شدی

643
00:59:12,070 --> 00:59:15,070
‫کورلیس از خاندان ولاریون

644
00:59:15,150 --> 00:59:19,280
‫فرمان‌روای تایدها
‫و ارباب دریفت‌مارک

645
00:59:19,360 --> 00:59:22,570
‫من، کورلیس ولاریون

646
00:59:22,660 --> 00:59:25,750
‫فرمان‌روای تایدها
‫و ارباب دریفت‌مارک

647
00:59:25,830 --> 00:59:27,830
‫عهد می‌بندم که به پادشاه ویسریس

648
00:59:27,910 --> 00:59:30,910
‫و وارث نامیده‌شده وی،
‫شاهدخت رینریا وفادار باشم

649
00:59:31,000 --> 00:59:33,040
‫با آن‌ها بیعت می‌کنم

650
00:59:33,130 --> 00:59:35,400
‫که کاملاً صادقانه و خالصانه
‫در مقابل تمام دشمنان

651
00:59:35,420 --> 00:59:37,840
‫از آن‌ها دفاع کنم

652
00:59:42,300 --> 00:59:45,430
‫به خدایان قدیم
‫و جدید سوگند می‌خورم

653
00:59:48,060 --> 00:59:50,690
‫این موقعیت شوخی‌بردار نیست، رنریا

654
00:59:50,770 --> 00:59:52,860
‫مثل افسار اژدها نیست

655
00:59:52,940 --> 00:59:56,110
‫تخت آهنین خطرناک‌ترین نشیمن‌گاه
‫تمام قلمروئه

656
00:59:56,980 --> 00:59:58,940
‫من، لرد هوبرت های‌تاور

657
00:59:59,030 --> 01:00:01,370
‫فانوس جنوب،
‫مدافع سیتادل

658
01:00:01,450 --> 01:00:02,950
‫و صدای اولدتان

659
01:00:03,030 --> 01:00:05,740
‫عهد می‌بندم به پادشاه ویسریس

660
01:00:05,830 --> 01:00:08,960
‫و وارث نامیده شده وی،
‫شاهدخت رنریا وفادار باشم

661
01:00:11,830 --> 01:00:13,330
‫با آن‌ها بیعت می‌کنم

662
01:00:13,420 --> 01:00:15,380
‫که کاملاً صادقانه و خالصانه

663
01:00:15,460 --> 01:00:18,940
‫در مقابل تمام دشمنان
‫از آن‌ها دفاع کنم

664
01:00:18,960 --> 01:00:21,880
‫به خدایان قدیم
‫و جدید سوگند می‌خورم

665
01:00:28,890 --> 01:00:31,350
‫دستت رو بده

666
01:00:44,910 --> 01:00:46,950
‫من، بورماند باراثیون

667
01:00:47,950 --> 01:00:51,500
‫عهد می‌بندم به پادشاه ویسریس

668
01:00:53,370 --> 01:00:57,060
‫مورد دیگری هست که باید بهت بگم

669
01:00:57,080 --> 01:00:59,120
‫ممکنه درکش برات دشوار باشه

670
01:00:59,210 --> 01:01:01,000
‫اما لازمه که بشنوی

671
01:01:01,880 --> 01:01:03,420
‫در تاریخ ما

672
01:01:03,510 --> 01:01:06,560
‫نوشته شده ایگان از بلک‌واتر
‫تا دراگون‌استون رو گشت

673
01:01:06,640 --> 01:01:09,390
‫و سرزمین حاصل‌خیزی رو برای تسخیر دید

674
01:01:10,560 --> 01:01:13,690
‫اما تنها جاه‌طلبی تنها انگیزه‌اش
‫برای فتح نبود

675
01:01:14,640 --> 01:01:16,060
‫یک رویا بود

676
01:01:16,650 --> 01:01:18,900
‫و همان‌طور که دینیس
‫پایان والریا رو دید

677
01:01:18,980 --> 01:01:22,070
‫ایگان پایان دنیای انسان‌ها رو
‫پیش‌بینی کرد

678
01:01:22,690 --> 01:01:27,570
‫که با زمستانی طاقت‌فرسا آغاز خواهد شد
‫که بادش از شمال دور فرا می‌رسد

679
01:01:27,660 --> 01:01:31,000
‫من، ریکان استارک،
‫فرمان‌روای وینترفل...

680
01:01:31,080 --> 01:01:34,560
ایگان تاریکی مطلق را بر فراز آن بادها دید

681
01:01:34,580 --> 01:01:38,330
‫و هر چیزی که در آن تاریکی می‌جنبد
‫دنیای زنده‌ها را نابود خواهد کرد

682
01:01:38,790 --> 01:01:42,040
‫رنریا، وقتی این زمستان بزرگ فرا رسید

683
01:01:42,130 --> 01:01:44,680
‫کل وستروس باید مقابلش بایستند

684
01:01:44,970 --> 01:01:46,310
‫و اگه دنیای انسان‌ها بخواد باقی بمونه

685
01:01:46,380 --> 01:01:49,050
‫یک تارگرین باید بر تخت آهنین تکیه بزنه

686
01:01:49,390 --> 01:01:51,100
‫پادشاه یا ملکه‌ای که

687
01:01:51,180 --> 01:01:54,980
‫آن‌قدر توان‌مند باشه که بتونه
‫قلمرو رو علیه سرما و تاریکی متحد کنه

688
01:01:57,390 --> 01:02:00,350
‫ایگان اسم این رویا رو
‫«نغمه آتش و یخ» گذاشت

689
01:02:03,150 --> 01:02:05,190
‫این راز

690
01:02:05,360 --> 01:02:08,200
‫از دوره ایگان سینه به سینه نقل شده

691
01:02:09,820 --> 01:02:12,160
‫حالا تو باید قول بدی که
‫یادت بمونه

692
01:02:12,830 --> 01:02:14,330
‫و ازش حفاظت کنی

693
01:02:17,210 --> 01:02:19,000
‫قول بده، رنریا

694
01:02:23,500 --> 01:02:24,880
‫قول بده

695
01:02:30,680 --> 01:02:37,020
‫من، ویسریس تارگرین،
‫نخست از نام او

696
01:02:37,640 --> 01:02:41,390
‫پادشاه آندال‌ها، روینارها
‫و مردان نخستین

697
01:02:42,230 --> 01:02:46,360
‫حاکم هفت پادشاهی
‫و حافظ قلمرو

698
01:02:47,360 --> 01:02:48,990
‫بدین‌وسیله

699
01:02:49,650 --> 01:02:51,690
‫رنریا تارگرین

700
01:02:51,780 --> 01:02:54,070
‫شاهدخت دراگون‌استون را

701
01:02:54,160 --> 01:02:56,700
‫وارث تخت آهنین می‌نامم

702
01:03:10,550 --> 01:03:17,550
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

703
01:03:17,970 --> 01:03:22,190
<font color="#00ffff">ترجمه از </font>
<font color="#0080ff"><b> امــیــر جـیــریــایــی و مــریـــم شـــراهـــی </b></font>

