1
00:00:00,000 --> 00:00:09,000
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

2
00:00:09,020 --> 00:00:17,020
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

3
00:01:07,250 --> 00:01:08,420
‫«ایالات متحده - نیویورک»

4
00:01:08,500 --> 00:01:12,330
‫از همگی ممنونم که به این مراسم اومدین،
‫به‌خصوص مارکیزهای...

5
00:01:13,250 --> 00:01:16,920
‫«بانکوک - تایلند»

6
00:01:24,460 --> 00:01:25,710
‫اینس.

7
00:01:26,290 --> 00:01:27,290
‫لطفاً بگو آره.

8
00:01:27,380 --> 00:01:29,960
‫از وقتی دیدمت، خوشبخت‌ترین زن دنیا شدم.

9
00:01:30,250 --> 00:01:32,580
‫«پاناما - پاناماسیتی»

10
00:01:32,670 --> 00:01:36,960
‫هی، یه خبر خیلی خوب برات دارم.
‫سفیر چراغ سبز نشون داد.

11
00:01:37,040 --> 00:01:37,870
‫«سفارت اسپانیا»

12
00:01:37,960 --> 00:01:42,710
‫آره. یه لینک برات فرستادم تا ببینی
‫کدوم اتاق رو ترجیح میدی، باشه؟

13
00:01:42,790 --> 00:01:44,830
‫با ابعاد و بقیه چیزاش. راستی...

14
00:01:44,920 --> 00:01:47,420
‫پس‌فردا از وزارتخونه باهات تماس می‌گیرن.

15
00:01:47,500 --> 00:01:49,580
‫قراره بیان و همه وسایل رو ببرن، باشه؟

16
00:01:50,540 --> 00:01:54,170
‫«ژاپن - توکیو»

17
00:01:55,290 --> 00:01:58,920
‫«سفارت اسپانیا»

18
00:01:59,960 --> 00:02:01,920
‫کارت خوب بود، تاکشی.

19
00:02:02,040 --> 00:02:03,250
‫ممنون بابت زحمتی که کشیدی.

20
00:03:31,330 --> 00:03:38,330
‫مأمور زتا

21
00:03:52,830 --> 00:03:55,910
‫«اسپانیا - ریبیرا ساکرا، گالیسیا»

22
00:05:03,920 --> 00:05:07,460
‫«مرکز ملی اطلاعات»
‫«اسپانیا - مادرید»

23
00:05:19,170 --> 00:05:20,420
‫بفرما.

24
00:05:20,500 --> 00:05:23,830
‫عملیات سیه‌ناگا، تازه به دستمون رسیده.

25
00:05:24,170 --> 00:05:25,420
‫در موردش چی می‌دونیم؟

26
00:05:26,080 --> 00:05:29,000
‫خب، اینکه هر چهار مأمور به قتل رسیده
‫توش شرکت داشتن

27
00:05:29,080 --> 00:05:31,540
‫و از اون موقع، همه‌شون هویت جعلی داشتن.

28
00:05:33,210 --> 00:05:35,960
‫النا، اگه مطبوعات اینا رو به هم ربط بدن، یه بلوایی به پا میشه.

29
00:05:36,040 --> 00:05:39,580
‫می‌دونی باید چیکار کنی.
‫تروریسم، داعش، القاعده، هر چی که اسمشو بذاری.

30
00:05:39,670 --> 00:05:40,710
‫باشه.

31
00:05:40,790 --> 00:05:42,790
‫توی پرونده یه فایل دیگه هم بود.

32
00:05:44,210 --> 00:05:45,210
‫این یکی.

33
00:05:55,960 --> 00:05:57,170
‫وزیر رو برام وصل کن.

34
00:05:57,830 --> 00:06:01,500
‫تا وقتی نفهمیدیم با چی طرفیم،
‫هیچ‌کدوم از اینا نباید به بیرون درز کنه.

35
00:06:02,250 --> 00:06:03,210
‫بسیار خب.

36
00:06:04,710 --> 00:06:05,960
‫می‌خوای چیکار کنی؟

37
00:06:07,540 --> 00:06:08,790
‫تنها کاری که از دستم برمیاد.

38
00:06:18,330 --> 00:06:20,370
‫پپه! من باید برم.

39
00:06:20,460 --> 00:06:22,090
‫باشه. من تمومش می‌کنم.

40
00:06:22,170 --> 00:06:23,170
‫ممنون.

41
00:06:49,290 --> 00:06:50,210
‫بریم.

42
00:07:11,290 --> 00:07:12,210
‫چقدر نامحسوس.

43
00:07:13,960 --> 00:07:16,130
‫با یه تماس تلفنی که قبول نمی‌کردی.

44
00:07:18,040 --> 00:07:19,500
‫من هیچ‌چیزی رو قبول نمی‌کنم.

45
00:07:20,710 --> 00:07:22,630
‫امروز تلویزیون رو روشن نکردی، نه؟

46
00:07:22,710 --> 00:07:24,000
‫تلویزیون ندارم.

47
00:07:24,500 --> 00:07:26,380
‫برای همین اینجام، که از دنیا بی‌خبر باشم.

48
00:07:27,500 --> 00:07:30,210
‫- محض اینکه یه وقت یادت رفته باشه، مرخصیم.
‫- یادمه.

49
00:07:30,710 --> 00:07:33,290
‫من  شش ماه پیش ازت یه سال مرخصی خواستم.

50
00:07:35,580 --> 00:07:37,290
‫شش ماه دیگه با هم حرف می‌زنیم.

51
00:07:39,210 --> 00:07:40,250
‫الان برمی‌گردم.

52
00:07:44,670 --> 00:07:45,670
‫یاگو.

53
00:07:53,960 --> 00:07:56,130
‫بیا، اینو بگیر. اینطوری.

54
00:07:56,880 --> 00:07:58,380
‫باید قاشق رو بگیری.

55
00:08:00,420 --> 00:08:01,500
‫همینه.

56
00:08:03,460 --> 00:08:06,130
‫یالا، تو می‌تونی. یالا.

57
00:08:07,290 --> 00:08:10,080
‫ایول مامان. تو قهرمانی.

58
00:08:10,790 --> 00:08:12,250
‫چرا بهم نگفتی؟

59
00:08:13,210 --> 00:08:15,380
‫همینه دیگه. روزای خوب و بد داره.

60
00:08:15,460 --> 00:08:17,880
‫ولی وقتی از بیروت برگشتم،
‫دیگه حرف نمی‌زد.

61
00:08:18,710 --> 00:08:19,880
‫خیلی خوبه.

62
00:08:21,920 --> 00:08:22,920
‫همینه.

63
00:08:23,290 --> 00:08:24,710
‫چشمات به مادرت رفته.

64
00:08:25,880 --> 00:08:28,460
‫اون میگه شخصیتم دقیقاً مثل بابامه.

65
00:08:28,880 --> 00:08:29,880
‫مگه نه، مامان؟

66
00:08:32,540 --> 00:08:34,330
‫میگن پدرت یه افسانه‌ست.

67
00:08:35,130 --> 00:08:37,880
‫همه اونایی که کشته میشن آخرش میشن افسانه. بیخیال.

68
00:08:38,540 --> 00:08:41,960
‫آخریشه. همینه.

69
00:08:42,040 --> 00:08:43,040
‫آندریا.

70
00:08:47,710 --> 00:08:48,630
‫خیلی خوبه.

71
00:08:56,080 --> 00:08:57,290
‫بیا، تو بگیرش.

72
00:08:58,290 --> 00:09:00,580
‫چهار تا قربانی با هویت‌های جعلی زندگی می‌کردن،

73
00:09:00,670 --> 00:09:02,250
‫که تو سفارت‌های اسپانیا پخش شده بودن.

74
00:09:02,790 --> 00:09:05,920
‫- همه‌شون تحت محافظت دولت بودن.
‫- داشتن از یکی مخفی می‌شدن. چرا؟

75
00:09:06,000 --> 00:09:09,170
‫واقعا نمی‌دونم. ولی اون یه نفر
‫پیداشون کرده و اونا رو کشته.

76
00:09:09,250 --> 00:09:10,250
‫چرا اون 4 نفر؟

77
00:09:11,000 --> 00:09:12,630
‫قربانی‌ها با هم یه ارتباطی داشتن.

78
00:09:12,710 --> 00:09:14,750
‫اونا 37 سال پیش تو یه مأموریت شرکت داشتن.

79
00:09:14,830 --> 00:09:18,370
‫اونا اعضای سابق سسید هستن.
‫از اون جاسوس‌های قدیمی.

80
00:09:18,460 --> 00:09:19,590
‫چه جور مأموریتی؟

81
00:09:19,670 --> 00:09:22,710
‫چیز دیگه‌ای نمی‌تونم بهت بگم.
‫هیچ مدرکی از اون مأموریت ثبت نشده.

82
00:09:22,790 --> 00:09:24,960
‫ما چیزای کمی رو مکتوب می‌کنیم،
‫ولی بالاخره یه چیزی می‌ذاریم.

83
00:09:25,040 --> 00:09:27,750
‫درسته. ولی هیچ چیزی در مورد عملیات سیه‌ناگا نوشته نشده،

84
00:09:27,830 --> 00:09:29,710
‫یا شایدم نابود شده. نمی‌دونم.

85
00:09:29,790 --> 00:09:32,080
‫ببین النا، اولویت من الان مادرمه.

86
00:09:32,170 --> 00:09:34,460
‫هر چقدر زمان براش باقی مونده،
‫می‌خوام کنارش باشم.

87
00:09:34,540 --> 00:09:36,170
‫- کاملاً درک می‌کنم.
‫- خوبه.

88
00:09:36,630 --> 00:09:38,420
‫ولی ممکنه یه قتل دیگه هم تو راه باشه، یاگو.

89
00:09:38,500 --> 00:09:41,380
‫پنج تا مأمور تو عملیات سیه‌ناگا درگیر بودن.

90
00:09:42,330 --> 00:09:43,830
‫فقط  4 تا قربانی پیدا شدن.

91
00:09:43,920 --> 00:09:45,800
‫- نمی‌تونین نفر پنجم رو پیدا کنین.
‫- دقیقاً.

92
00:09:47,420 --> 00:09:49,420
‫اسم فعلیش سالوادور آنکارسه.

93
00:09:50,040 --> 00:09:52,370
‫اون غیبش زده و امروز نرفته سر کار.

94
00:09:52,460 --> 00:09:54,670
‫اون به سفارت تالین تو استونی منتقل شده بود.

95
00:09:54,750 --> 00:09:57,000
‫یا مرده یا قایم شده.

96
00:09:57,080 --> 00:10:00,160
‫قطعاً. ولی پیدا کردنش خیلی مهم‌تر از اونیه که فکر می‌کنی.

97
00:10:00,630 --> 00:10:04,050
‫آنکارس تنها کسیه که می‌تونه بهمون بگه
‫عملیات سیه‌ناگا چی بوده

98
00:10:04,130 --> 00:10:05,760
‫و کی داره آدمامون رو می‌کشه.

99
00:10:08,580 --> 00:10:10,830
‫متأسفم النا ولی همینی که هست.

100
00:10:12,830 --> 00:10:15,330
‫شش ماه دیگه باهات حرف می‌زنم.
‫قبلاً بهت گفتم.

101
00:10:17,630 --> 00:10:20,380
‫اگه مادرت می‌تونست حرف بزنه،
‫بهت می‌گفت قبول کنی.

102
00:10:20,460 --> 00:10:21,460
‫ببخشید؟

103
00:10:24,420 --> 00:10:26,920
‫قسم می‌خورم نمی‌خواستم اینطوری بفهمی.

104
00:10:40,420 --> 00:10:41,670
‫این دیگه چه کوفتیه، شوخیه؟

105
00:10:43,170 --> 00:10:45,300
‫این پرونده سالوادور آنکارسه.

106
00:10:45,380 --> 00:10:48,050
‫سیه‌ناگا سال 1987.

107
00:10:48,960 --> 00:10:51,630
‫اون پنجمین مأموریه که می‌خوام پیداش کنی و ازش محافظت کنی.

108
00:10:51,710 --> 00:10:54,880
‫نه، پدرم وقتی من بچه بودم تو یه مأموریت کشته شد.

109
00:10:56,080 --> 00:10:57,290
‫نمی‌تونه اون باشه.

110
00:10:57,380 --> 00:10:58,380
‫درسته.

111
00:10:59,040 --> 00:11:01,170
‫اریک بائنا 34 سال پیش مرد.

112
00:11:01,960 --> 00:11:03,670
‫اون و 4 تا مأمور دیگه

113
00:11:03,750 --> 00:11:05,830
‫قبل از اینکه با این هویت‌های جدید منتقل بشن دفن شدن.

114
00:11:05,920 --> 00:11:07,750
‫مادرم در این مورد بهم دروغ نمیگه.

115
00:11:07,830 --> 00:11:09,040
‫- متأسفم.
‫- نمی‌تونه اون باشه.

116
00:11:09,130 --> 00:11:10,880
‫منم تازه الان دارم می‌فهمم.

117
00:11:13,580 --> 00:11:15,160
‫یاگو، آنکارس رو پیدا کن.

118
00:11:15,960 --> 00:11:17,750
‫بذار اون بهت بگه چه خبره.

119
00:11:19,040 --> 00:11:20,120
‫پدرم مرده.

120
00:11:44,210 --> 00:11:47,670
‫یاگو، مادرت الان تو رختخوابه.
‫من دارم میرم.

121
00:11:47,750 --> 00:11:48,580
‫ممنون.

122
00:11:48,670 --> 00:11:50,500
‫- فردا می‌بینمت.
‫- فردا می‌بینمت.

123
00:12:10,960 --> 00:12:13,630
‫پدرم، اون هنوز زنده‌ست؟

124
00:12:15,790 --> 00:12:17,250
‫یه چیزی بگو مامان.

125
00:12:18,130 --> 00:12:20,550
‫یالا. یه اشاره‌ای، یه چیزی.

126
00:14:33,540 --> 00:14:36,620
‫«سفارت اسپانیا»

127
00:14:43,040 --> 00:14:45,460
‫اون امروز بازنشسته می‌شد،
‫برای همین اینطوریه.

128
00:14:46,500 --> 00:14:47,500
‫منتظرش بودیم.

129
00:14:47,580 --> 00:14:49,330
‫- وقتی که پیداش نشد...
‫- میزش؟

130
00:14:49,790 --> 00:14:50,620
‫همینه.

131
00:14:56,960 --> 00:15:00,040
‫- نامه یا بسته‌ای هم براش اومده؟
‫- نه.

132
00:15:00,130 --> 00:15:02,420
‫چیزی که خریده باشه
‫و براش فرستاده باشن؟

133
00:15:02,500 --> 00:15:04,540
‫نه، معمولاً اینجا چیزی دریافت نمی‌کرد.

134
00:15:04,630 --> 00:15:06,420
‫- مطمئنی؟
‫- اوه، آره.

135
00:15:07,670 --> 00:15:09,630
‫- سیگارهاش.
‫- همینا که اینجاست؟

136
00:15:09,710 --> 00:15:10,670
‫آره.

137
00:15:11,290 --> 00:15:15,370
‫سیگار می‌کشید، ولی زنش نمی‌دونست،
‫برای همین می‌گفت بفرستن اینجا.

138
00:15:16,040 --> 00:15:17,790
‫هفته‌ای یه باکس، هر جمعه.

139
00:15:18,500 --> 00:15:19,710
‫امروز پنجشنبه‌ست.

140
00:15:21,960 --> 00:15:24,380
‫میشه یه لحظه تنهام بذارین؟

141
00:15:24,960 --> 00:15:26,170
‫- حتماً.
‫- ممنون.

142
00:15:50,580 --> 00:15:53,580
‫چرا مثل بقیه پیداش نشده؟ حتماً زنده‌ست.

143
00:15:53,750 --> 00:15:55,500
‫من فیلم دوربین‌های اون منطقه رو گیر میارم.

144
00:15:55,580 --> 00:15:58,120
‫آنکارس یا قاتلش باید یه ردی به جا گذاشته باشن.

145
00:15:58,210 --> 00:16:00,710
‫با زنش حرف بزن.
‫ببین چی می‌تونی از زیر زبونش بکشی بیرون.

146
00:16:00,790 --> 00:16:02,920
‫فیلم‌ها رو که گرفتم باهات تماس می‌گیرم.

147
00:16:03,000 --> 00:16:04,130
‫النا، فقط یه چیزی.

148
00:16:05,170 --> 00:16:06,250
‫اون یه پسر دیگه هم داره.

149
00:16:07,460 --> 00:16:08,840
‫اینو می‌دونستی؟

150
00:16:11,420 --> 00:16:14,250
‫زتا، چیزی که الان مهمه
‫اینه که آنکارس رو پیدا کنیم، باشه؟

151
00:16:15,170 --> 00:16:16,170
‫درسته.

152
00:16:28,210 --> 00:16:29,340
‫مامانت اینجاست؟

153
00:16:35,960 --> 00:16:38,290
‫- سلام. خسوس، درسته؟
‫- بله.

154
00:16:38,380 --> 00:16:39,630
‫- بفرمایید داخل.
‫- ممنون.

155
00:16:44,210 --> 00:16:46,420
‫اخیراً متوجه رفتار عجیبی ازش نشدین؟

156
00:16:47,040 --> 00:16:49,250
‫بعضی روزها، رفتارش... عجیب بود.

157
00:16:49,710 --> 00:16:52,840
‫یه بار گفت فکر می‌کنه
‫یکی داره تعقیبش می‌کنه، ولی...

158
00:16:52,920 --> 00:16:55,750
‫کی یه وابسته فرهنگی رو
‫تو استونی تعقیب می‌کنه؟

159
00:16:55,830 --> 00:16:56,830
‫نمی‌دونیم.

160
00:17:06,670 --> 00:17:08,460
‫به این موضوع ربطی داره؟

161
00:17:17,750 --> 00:17:20,630
‫به من گوش کنین، نگران نباشین، ما پیداش می‌کنیم.
‫فهمیدین؟

162
00:17:21,330 --> 00:17:24,500
‫خانم کارلسون، جایی تو خونه هست
‫که بیشتر وقتش رو اونجا بگذرونه؟

163
00:17:25,290 --> 00:17:28,040
‫خانم کارلسون. آروم باشین.

164
00:17:28,130 --> 00:17:29,710
‫این تو.

165
00:18:35,960 --> 00:18:37,960
‫برای شروع رمزگشایی روی دکمه کلیک کنید

166
00:19:01,880 --> 00:19:04,300
‫صبح بخیر. ظهر بخیر، شب بخیر،

167
00:19:05,250 --> 00:19:10,210
‫اگه داری اینو می‌بینی، یعنی ما 5 نفر
‫از عملیات سیه‌ناگا شکار شدیم.

168
00:19:10,290 --> 00:19:12,620
‫اگه اومدی منو بکشی، پیدام نمی‌کنی.

169
00:19:13,290 --> 00:19:17,210
‫و هیچی هم در مورد اون مأموریت
‫یا اتفاقاتی که افتاده بهت نمیگم. هیچی.

170
00:19:17,750 --> 00:19:21,460
‫لطفاً بهشون آسیب نرسون. اونا هیچ ربطی
‫به این موضوع ندارن، هیچی نمی‌دونن.

171
00:19:21,540 --> 00:19:23,290
‫و اگه تو از آدم خوبایی...

172
00:19:23,380 --> 00:19:26,920
‫آدم خوبا، آدم بدا، می‌دونم که تو کار ما
‫خط کشیدن بین این دو تا سخته.

173
00:19:27,500 --> 00:19:30,040
‫دو تا چیز. از خانواده‌ام محافظت کن،

174
00:19:31,170 --> 00:19:34,050
‫و تو اون پاکت هر چی که فعلاً لازم داری هست.

175
00:19:51,960 --> 00:19:55,290
‫یاگو. ما داریم کدها رو بررسی می‌کنیم،
‫به نظر میاد کدهای خودمون باشن.

176
00:19:55,380 --> 00:19:57,670
‫- چیز دیگه‌ای بهت نگفت؟
‫- هیچی.

177
00:19:58,040 --> 00:20:01,000
‫- رئیس، بیاین یه نگاهی به این بندازین.
‫- بذار ببینم، یه لحظه.

178
00:20:03,540 --> 00:20:07,960
‫کدها ما رو به مختصات جی‌پی‌اس اینجا می‌رسونن.

179
00:20:08,290 --> 00:20:10,250
‫زتا، تأیید شد. کدها مال خودمونن.

180
00:20:11,380 --> 00:20:12,380
‫حرومزاده.

181
00:20:17,750 --> 00:20:18,750
‫زتا؟

182
00:22:44,670 --> 00:22:45,920
‫برگرد، لعنتی!

183
00:22:51,040 --> 00:22:52,870
‫سرویس اطلاعات کلمبیا.

184
00:22:54,920 --> 00:22:55,920
‫اسلحه‌ات رو بنداز.

185
00:22:59,210 --> 00:23:01,420
‫سالومه سوارز. درسته.

186
00:23:03,290 --> 00:23:04,330
‫اسم رمزت چیه؟

187
00:23:05,830 --> 00:23:06,870
‫آلفا.

188
00:23:07,750 --> 00:23:09,790
‫- و تو چی، خسوس بائو؟
‫- زتا.

189
00:23:12,080 --> 00:23:14,960
‫من اسم رمز «آلفا» رو گرفتم
‫چون شاگرد اول کلاسم بودم.

190
00:23:15,040 --> 00:23:16,620
‫حدس می‌زنم تو بدترین شاگرد کلاست بودی.

191
00:23:16,710 --> 00:23:20,170
‫چرا کلمبیا دنبال یه جاسوس سابق اسپانیایی
‫می‌گرده که به استونی منتقل شده؟

192
00:23:21,920 --> 00:23:24,750
‫تو چند روز گذشته یکی داشته آنکارس رو تعقیب می‌کرده.

193
00:23:25,630 --> 00:23:28,710
‫نمی‌دونم. وقتی من رسیدم،
‫اون غیبش زده بود.

194
00:23:28,790 --> 00:23:32,330
‫و تو به جای اینکه خودت رو معرفی کنی،
‫به من حمله می‌کنی و ازم دزدی می‌کنی.

195
00:23:32,420 --> 00:23:33,300
‫ببخشید؟

196
00:23:33,380 --> 00:23:36,090
‫اونی که پرت شد رو شیشه ماشین من بودم، مگه نه؟

197
00:23:38,080 --> 00:23:41,410
‫- تو پاکت نوشته آنکارس کجاست؟
‫- از کجا می‌دونی پاکتی در کاره؟

198
00:23:41,500 --> 00:23:43,500
‫بهت که گفتم، شاگرد اول کلاسم بودم.

199
00:23:44,330 --> 00:23:46,580
‫چرا سی ان آی آنکارس رو تحت کنترل نداشت؟

200
00:23:59,000 --> 00:24:01,040
‫- چیزی نمی‌خوای؟
‫- من الکلی نیستم.

201
00:24:01,130 --> 00:24:02,710
‫- مهمون من.
‫- الکل نمی‌خوام.

202
00:24:04,960 --> 00:24:07,590
‫- خیلی وقته این کارو می‌کنی؟
‫- خیلی وقته.

203
00:24:08,420 --> 00:24:11,710
‫- چرا این شغل رو انتخاب کردی؟
‫- بالاخره یکی باید این کارو بکنه، مگه نه؟

204
00:24:12,580 --> 00:24:16,750
‫آره. و تو از اونایی هستی
‫که هیچ‌وقت اسم واقعیشون رو نمیگن.

205
00:24:22,130 --> 00:24:24,380
‫نمی‌تونم بهت بگم چون یادم نمیاد.

206
00:24:24,460 --> 00:24:26,420
‫تو همینجوری راه میری و اسمتو به همه میگی؟

207
00:24:26,500 --> 00:24:28,290
‫بستگی داره. بین همکارا.

208
00:24:28,380 --> 00:24:29,630
‫نه، ما همکار نیستیم.

209
00:24:30,830 --> 00:24:32,370
‫خب، می‌خوای چیکار کنی؟

210
00:24:32,460 --> 00:24:34,790
‫تو هر کاری دلت می‌خواد بکن.
‫من منتظر دستورم.

211
00:24:37,330 --> 00:24:38,460
‫بیا دوباره امتحان کنیم.

212
00:24:39,130 --> 00:24:42,210
‫- عملیات سیه‌ناگا تو کلمبیا انجام شد؟
‫- عملیات سیه‌ناگا؟

213
00:24:42,290 --> 00:24:45,420
‫اگه دنبال آنکارسی،
‫حتماً تو خاک کلمبیا اتفاق افتاده.

214
00:24:45,500 --> 00:24:47,170
‫- خودتو به خنگی نزن.
‫- خودمو به خنگی نمی‌زنم.

215
00:24:47,250 --> 00:24:50,040
‫- از اولش همین کارو می‌کردی.
‫- اصلاً نمی‌دونستم از کجا شروع کنم.

216
00:24:50,130 --> 00:24:51,880
‫- نمی‌دونستی؟
‫- نه.

217
00:24:54,080 --> 00:24:55,710
‫یه چیزی بهت میگم.

218
00:24:57,420 --> 00:24:59,340
‫اگه بهم بگی آنکارس کجاست،

219
00:25:00,000 --> 00:25:02,170
‫منم هر چی در مورد عملیات سیه‌ناگا می‌دونم بهت میگم.

220
00:25:02,250 --> 00:25:05,250
‫یه معامله‌ی دو سر سوده، می‌بینی؟
‫جفتمون دنبال یه چیزیم.

221
00:25:05,330 --> 00:25:06,540
‫من تیمی کار نمی‌کنم.

222
00:25:09,710 --> 00:25:11,000
‫از الان به بعد می‌کنی.

223
00:25:11,630 --> 00:25:12,510
‫هر چی تو بگی.

224
00:25:22,210 --> 00:25:23,040
‫می‌شنوم.

225
00:25:23,130 --> 00:25:24,760
‫من با همتای کلمبیاییم صحبت کردم.

226
00:25:25,250 --> 00:25:27,710
‫آلفا بهترین مأمورشه. شاگرد اول کلاسشون.

227
00:25:28,790 --> 00:25:32,290
‫آنکارس و اون 4 تا مأمور مرده
‫تو کلمبیا غیرقانونی عملیات انجام داده بودن.

228
00:25:32,380 --> 00:25:36,170
‫به نظر میاد عملیات سیه‌ناگا
‫برای همه آژانس‌ها یه عملیات سیاه بوده.

229
00:25:36,250 --> 00:25:38,880
‫پس الان، کلمبیا و اسپانیا
‫یه هدف مشترک دارن،

230
00:25:39,420 --> 00:25:42,710
‫اینکه آنکارس رو پیدا کنن و بفهمن
‫که 37 سال پیش چه کوفتی اتفاق افتاده.

231
00:25:42,790 --> 00:25:44,000
‫چی بهت قول دادن؟

232
00:25:44,080 --> 00:25:46,750
‫کلمبیا بیشتر از ما در مورد عملیات می‌دونه.

233
00:25:46,830 --> 00:25:49,540
‫ولی تا باهاش حرف نزنن
‫هیچی بهمون نمیگن.

234
00:25:49,630 --> 00:25:52,300
‫اگه اونو ببریم پیششون،
‫اونا هم قاتل رو بهمون تحویل میدن.

235
00:25:52,380 --> 00:25:53,840
‫انگار می‌دونن کیه.

236
00:25:53,920 --> 00:25:55,340
‫یه جای کار می‌لنگه.

237
00:25:55,420 --> 00:25:59,420
‫ زتا، از این به بعد دی ان آی و ما به عنوان یه تیم کار می‌کنیم.

238
00:25:59,830 --> 00:26:02,330
‫- حتماً داری باهام شوخی می‌کنی.
‫- دستم بسته‌ست.

239
00:26:02,420 --> 00:26:04,630
‫مختصات چی؟ چیزی فهمیدی؟

240
00:26:04,710 --> 00:26:08,380
‫آره، اونا ما رو می‌رسونن به قبرستان
‫سنت جان باپتیست، تو ریودوژانیرو.

241
00:26:08,460 --> 00:26:12,500
‫ما تمام پرونده‌های مرکز رو برای
‫خدماتی که به این مکان ربط داشتن بررسی کردیم.

242
00:26:12,580 --> 00:26:16,120
‫یه فاکتور از سال 1990 با
‫هزینه‌های خاکسپاری پیدا کردیم.

243
00:26:16,210 --> 00:26:18,540
‫یه سنگ قبره با اسم و فامیل.

244
00:26:18,630 --> 00:26:19,800
‫دیگه هیچی نگو.

245
00:26:19,880 --> 00:26:22,260
‫- آنکارس، اریک بائنا رو اونجا دفن کرده.
‫- درسته.

246
00:26:23,790 --> 00:26:25,330
‫زتا، تو باید بری برزیل.

247
00:26:37,000 --> 00:26:39,960
‫«برزیل - ریودوژانیرو»

248
00:26:43,920 --> 00:26:46,550
‫«قبرستان»
‫«سنت جان باپتیست»

249
00:26:57,290 --> 00:26:58,290
‫صدامو می‌شنوی؟

250
00:27:00,170 --> 00:27:01,170
‫کاملاً واضح.

251
00:27:15,670 --> 00:27:17,960
‫رفتگر. لباس نارنجی.

252
00:27:43,710 --> 00:27:45,420
‫آلفا، من قبر رو پیدا کردم.

253
00:28:00,080 --> 00:28:01,080
‫حالا چی؟

254
00:28:01,960 --> 00:28:03,540
‫یکی گل‌های تازه گذاشته.

255
00:28:21,500 --> 00:28:24,710
‫هی. تو. همون‌جا وایسا.

256
00:28:26,080 --> 00:28:27,370
‫بهت گفتم وایسا.

257
00:28:28,380 --> 00:28:31,300
‫- هی، می‌تونم یه سؤال بپرسم؟
‫- ببخشید خانم، دارم کار می‌کنم.

258
00:28:31,380 --> 00:28:32,670
‫هی! همون‌جا وایسا.

259
00:28:33,540 --> 00:28:34,620
‫هی! وایسا.

260
00:28:37,460 --> 00:28:39,000
‫هی! حرومزاده!

261
00:28:39,420 --> 00:28:40,300
‫وایسا!

262
00:28:40,380 --> 00:28:41,300
‫لعنتی!

263
00:28:41,670 --> 00:28:43,050
‫وایسا! هی!

264
00:28:43,130 --> 00:28:44,840
‫خیلی خب تکون نخور! تکون نخور.

265
00:28:44,920 --> 00:28:46,590
‫دستات، بذار ببینمشون.

266
00:28:47,830 --> 00:28:49,750
‫برگرد. برگرد.

267
00:28:49,830 --> 00:28:53,120
‫اون اسلحه‌ای که اونجاست رو
‫آروم بذار زمین، باشه؟ آروم.

268
00:28:53,210 --> 00:28:54,380
‫به راه رفتن ادامه بده.

269
00:28:54,960 --> 00:28:56,460
‫آروم. همینه.

270
00:28:59,170 --> 00:29:01,380
‫آنکارس. آنکارس کجاست؟

271
00:29:02,880 --> 00:29:04,510
‫برات خنده‌داره؟ هان؟

272
00:29:04,580 --> 00:29:05,710
‫اسلحه‌هاتون رو بندازین!

273
00:29:06,170 --> 00:29:07,920
‫اسلحه‌هاتون رو بندازین، حرومزاده‌ها!

274
00:29:08,670 --> 00:29:10,380
‫بهتره اسلحه‌هاتون رو بندازین.

275
00:29:11,040 --> 00:29:12,000
‫یالا، لعنتی!

276
00:29:12,080 --> 00:29:14,790
‫باشه. باهاشون راه بیا.
‫باشه، باشه، باشه.

277
00:29:19,670 --> 00:29:20,500
‫کیف.

278
00:29:20,880 --> 00:29:21,710
‫کیفت رو بده بهش.

279
00:29:21,790 --> 00:29:22,710
‫کیف رو بده!

280
00:29:27,790 --> 00:29:28,670
‫همه چی حله؟

281
00:29:29,630 --> 00:29:30,880
‫می‌دونی باید چیکار کنی.

282
00:29:31,080 --> 00:29:32,500
‫شماها می‌تونین برین.

283
00:29:32,580 --> 00:29:34,160
‫- سریع.
‫- یالا، لعنتی!

284
00:29:35,880 --> 00:29:37,300
‫یالا، بریم.

285
00:29:44,670 --> 00:29:46,380
‫پیرمرد دختره رو نمی‌خواد.

286
00:29:47,000 --> 00:29:47,960
‫هی!

287
00:29:56,290 --> 00:29:58,290
‫خدایا! لعنت بهش!

288
00:30:30,960 --> 00:30:33,420
‫خوبه، خوبه. تقریباً رسیدیم.

289
00:30:42,330 --> 00:30:43,330
‫رسیدیم.

290
00:30:45,000 --> 00:30:47,830
‫همینه. یالا، بریم.

291
00:30:51,130 --> 00:30:52,590
‫آروم. سوار شو.

292
00:31:01,790 --> 00:31:03,420
‫یالا، بریم.

293
00:31:19,630 --> 00:31:21,630
‫تو سفارت همه چی روبه‌راهه؟

294
00:31:24,580 --> 00:31:27,580
‫معلومه که هست. تو اون سفارت هیچ اتفاقی نمیفته.

295
00:31:28,500 --> 00:31:30,380
‫لازم بود این سیرک رو راه بندازی؟

296
00:31:30,460 --> 00:31:32,710
‫تو مثلاً حرفه‌ای هستی.

297
00:31:33,380 --> 00:31:35,210
‫این رفتار درستی نیست.

298
00:31:35,290 --> 00:31:38,040
‫دوباره ازت می‌پرسم،
‫چرا دنبال من می‌گردی؟

299
00:31:38,710 --> 00:31:39,710
‫تا ازت محافظت کنم.

300
00:31:51,330 --> 00:31:52,580
‫خسوس بائو.

301
00:31:55,000 --> 00:31:58,880
‫تو نمی‌تونی از خودت محافظت کنی.
‫اسم رمزت چیه؟

302
00:31:59,880 --> 00:32:00,710
‫زتا.

303
00:32:02,670 --> 00:32:06,590
‫تو خونه کوئستا د لاس پردیسس همه حالشون خوبه؟

304
00:32:07,630 --> 00:32:09,210
‫ما الان بهش میگیم مرکز.

305
00:32:09,290 --> 00:32:11,170
‫تو مرکز زن‌های کلمبیایی زیادن؟

306
00:32:12,040 --> 00:32:16,210
‫مأموریت مشترک بود، تا وقتی که نوچه‌هات
‫از ونِ در حال حرکت پرت کردنش بیرون.

307
00:32:16,920 --> 00:32:19,420
‫- چرا کلمبیا دنبال منه؟
‫- خودت می‌دونی چرا.

308
00:32:19,500 --> 00:32:22,080
‫تا بفهمن 37 سال پیش تو خاک کلمبیا چه اتفاقی افتاده.

309
00:32:22,170 --> 00:32:23,840
‫عملیات سیه‌ناگا. اونجا چی شد؟

310
00:32:24,710 --> 00:32:28,500
‫فعلاً من سؤال می‌پرسم باشه، زتا؟.

311
00:32:29,380 --> 00:32:33,880
‫تو رفتی خونه‌ام و خانواده‌ام رو دیدی. حالشون چطوره؟

312
00:32:44,750 --> 00:32:48,460
‫چرا با دانشت منو روشن نمی‌کنی
‫و نمیگی چی می‌بینی؟

313
00:32:50,750 --> 00:32:53,250
‫خانواده‌ی دیگه‌ای هم داری
‫که نیاز به محافظت داشته باشن؟

314
00:32:53,920 --> 00:32:56,840
‫خیلی خوبه، زتا. بچه مشقاشو نوشته.

315
00:32:56,920 --> 00:32:59,960
‫تو اسپانیا ثبت شده که تو ازدواج کرده بودی و یه بچه داشتی.

316
00:33:00,040 --> 00:33:02,080
‫اون زندگی مال اریک بائنا بود.

317
00:33:03,170 --> 00:33:06,800
‫می‌دونی اریک بائنا 34 ساله که کجا دفن شده.

318
00:33:07,750 --> 00:33:11,750
‫خیلی مراقب این زندگی باش، زتا،
‫خیلی مراقب باش. پیچیده‌ست.

319
00:33:11,830 --> 00:33:14,830
‫مرکز بهت اجازه میده زندگی‌های زیادی رو تجربه کنی، خیلی زیاد.

320
00:33:16,080 --> 00:33:20,460
‫تمام اون زندگی‌ها، زتا،
‫تو اون‌ها رو در ازای زندگی خودت تجربه می‌کنی.

321
00:33:22,790 --> 00:33:26,290
‫زندگی من الان اونجاست، تو استونی، تو تالین.

322
00:33:28,790 --> 00:33:32,290
‫- از خانواده‌ام محافظت می‌کنی، آره یا نه؟
‫- بهت که گفتم، این شغل منه.

323
00:33:32,380 --> 00:33:34,460
‫ولی تو باید بهمون در مورد عملیات سیه‌ناگا بگی

324
00:33:34,540 --> 00:33:35,710
‫و اینکه چرا می‌تونه بهمون صدمه بزنه.

325
00:33:35,790 --> 00:33:38,670
‫چطوری می‌خوای چشم‌بسته جون منو نجات بدی؟

326
00:33:38,750 --> 00:33:42,630
‫هیچ مدرکی از مأموریت در دست نیست.
‫ما فرض رو بر این می‌ذاریم که سسید همه چی رو نابود کرده.

327
00:33:43,040 --> 00:33:44,960
‫چیزی برای نابود کردن نبود.
‫دهه 80 بود.

328
00:33:45,040 --> 00:33:46,420
‫کی مرگ تو رو می‌خواد و چرا؟

329
00:33:46,500 --> 00:33:47,920
‫آروم باش. همیشه خونسرد باش.

330
00:33:48,000 --> 00:33:51,330
‫کل مأموریت حول یه ملک تو کلمبیا برنامه‌ریزی شده بود

331
00:33:51,420 --> 00:33:54,000
‫خیلی نزدیک به مدلین. سیه‌ناگا.

332
00:33:54,080 --> 00:33:56,370
‫چرا مرکز تو یه کشور غریبه خودسرانه عمل کرد؟

333
00:33:56,750 --> 00:34:00,540
‫چون ما دنبال یه ستاره کوکائین اومدیم سیه‌ناگا.

334
00:34:00,630 --> 00:34:03,340
‫یه یارویی که خیلی هم زرنگ بود. اسمش سیتو بالتار بود.

335
00:34:03,420 --> 00:34:04,630
‫سیتو بالتار؟

336
00:34:04,710 --> 00:34:06,840
‫سی ان آی کاری به قاچاق مواد مخدر نداره.

337
00:34:06,920 --> 00:34:08,670
‫سیتو یه طعمه بود تا به تیراپو برسیم.

338
00:34:10,380 --> 00:34:11,510
‫عضو گروه اتا.

339
00:34:12,210 --> 00:34:14,210
‫آسیر زابالتگوی، با نام مستعار تیراپو.

340
00:34:14,750 --> 00:34:19,130
‫بزرگترین حرومزاده تو شاخه نظامی و قدرتمند اتا.

341
00:34:19,210 --> 00:34:21,170
‫اینکه چطوری تیراپو سر از کلمبیا درآورد

342
00:34:21,250 --> 00:34:24,130
‫شروع تراژدی ماست.

343
00:34:37,830 --> 00:34:43,330
‫تو دهه 80، تیراپو بین نیروهای تازه‌نفس اتا
‫یه ترفیق سریع داشت.

344
00:34:43,420 --> 00:34:48,000
‫حتی 25 سالش هم نبود و داشت
‫فرماندهی بیسکای رو می‌کرد.

345
00:34:49,920 --> 00:34:51,380
‫و این بچه جنمش رو داشت.

346
00:34:51,460 --> 00:34:53,710
‫اگه می‌فهمید اسپانیایی هستی،
‫کارت تموم بود.

347
00:35:05,830 --> 00:35:08,000
‫اونم به طور غریزی، حتی بدون اینکه خودش متوجه بشه،

348
00:35:08,080 --> 00:35:12,660
‫تیراپو به یه ستاره نوظهور
‫تو دنیای تروریسم تبدیل شده بود،

349
00:35:12,750 --> 00:35:14,750
‫یه ماشین کشتار بی‌نقص.

350
00:35:15,500 --> 00:35:16,960
‫تا اینکه زیاده‌روی کرد.

351
00:35:17,330 --> 00:35:18,250
‫بزن، بزن!

352
00:35:18,330 --> 00:35:19,540
‫لعنتی! گندش بزنن!

353
00:35:19,630 --> 00:35:20,920
‫خودشه!

354
00:35:21,000 --> 00:35:22,500
‫لعنتی، هنوز زنده‌ست.

355
00:35:24,170 --> 00:35:25,170
‫شر اون سگ رو کم کن!

356
00:35:33,920 --> 00:35:36,960
‫بعد از اون قتل‌عام، دولت تصمیم گرفت حذفش کنه.

357
00:35:37,040 --> 00:35:39,920
‫بهمون اختیار تام دادن،
‫چشم در برابر چشم، دندون در برابر دندون.

358
00:35:40,000 --> 00:35:42,500
‫اینطوری، دولت می‌تونست یه سری امتیازات سیاسی جمع کنه.

359
00:35:42,580 --> 00:35:46,620
‫مشکل این بود که اتا پیش‌بینی این حرکت رو کرده بود

360
00:35:46,710 --> 00:35:49,540
‫و ستاره تروریستش رو به کلمبیا تبعید کرد.

361
00:35:49,630 --> 00:35:51,010
‫چطوری تیراپو رو پیدا کردین؟

362
00:35:51,380 --> 00:35:55,090
‫اطلاعات پلیس ملی بهمون خبر داد
‫که اون قاچاقچی، سیتو بالتار

363
00:35:55,170 --> 00:35:59,800
‫مرتب با تیراپو دیدار می‌کنه،
‫و ما هم طبیعتاً اون سرنخ رو دنبال کردیم.

364
00:36:02,420 --> 00:36:03,550
‫آروم.

365
00:36:03,630 --> 00:36:06,130
‫آروم‌تر، خب؟
‫این شن نیست، پول پاش رفته.

366
00:36:06,210 --> 00:36:08,460
‫سیتو بالتار. عجب شخصیتی بود.

367
00:36:08,540 --> 00:36:11,750
‫پاکو! صدامو می‌شنوی؟ پاکو!

368
00:36:11,830 --> 00:36:16,830
‫تو دهه 80، سیتو بالتار
‫سلطان بلامنازع جابه‌جایی کوکائین بود!

369
00:36:16,920 --> 00:36:21,420
‫و مثل هر سلطان خوبی، کنترل کامل روی یه سری از بنادر کلمبیا داشت

370
00:36:21,500 --> 00:36:24,170
‫و از اونجا محموله‌ها به سراسر دنیا ارسال می‌شدن.

371
00:36:25,380 --> 00:36:29,170
‫سیتو خوب پول می‌داد و همه رو راضی نگه می‌داشت.

372
00:36:30,040 --> 00:36:35,080
‫اگه سر راهش قرار می‌گرفتی، بهت می‌فهموند
‫کی به هر دو طرف اقیانوس اطلس حکومت می‌کنه.

373
00:36:35,170 --> 00:36:39,210
‫چون سیتو بالتار می‌دونست که رفقاش
‫تو فارک حسابی ازش محافظت می‌کنن.

374
00:36:40,710 --> 00:36:43,960
‫پسر. سبز بهت میاد، رفیق.

375
00:36:44,040 --> 00:36:46,120
‫- خانواده چطورن؟ خوبن؟
‫- خوبن، همه خوبن.

376
00:36:47,830 --> 00:36:50,540
‫چریک‌ها با محافظت از اون،
‫داشتن بیزینس خودشون رو تأمین می‌کردن،

377
00:36:50,630 --> 00:36:52,260
‫و اون بیزینس انقلاب نبود.

378
00:36:52,330 --> 00:36:54,000
‫کوکائین و اسلحه بود.

379
00:36:55,130 --> 00:36:58,340
‫به قول مادرم، ماهی کوچولویی که دم خودشو گاز می‌گیره.

380
00:36:59,880 --> 00:37:01,670
‫معامله ساده بود.

381
00:37:01,750 --> 00:37:05,330
‫اتا به فارک، ساخت و استفاده از مواد منفجره رو آموزش می‌داد.

382
00:37:05,420 --> 00:37:08,590
‫و فارک هم به اتا سلاح می‌رسوند.

383
00:37:09,170 --> 00:37:13,170
‫و بالتار هم در ازای یه سهم خوب،
‫اون سلاح‌ها رو می‌آورد تو ایالت باسک.

384
00:37:13,250 --> 00:37:15,880
‫نوکش رو می‌گیریم، داغش می‌کنیم و همزمان...

385
00:37:15,960 --> 00:37:16,840
‫هی!

386
00:37:19,830 --> 00:37:22,120
‫خب پس ما یه قاچاقچی با بنادر و کشتی‌هاش داریم.

387
00:37:22,210 --> 00:37:24,420
‫یه ارتش چریکی با سربازها و سلاح‌هاش.

388
00:37:24,500 --> 00:37:28,170
‫و یه عضو اتا که خوب مخفی شده
‫و کلی سلاح می‌فرسته به کشورش.

389
00:37:28,250 --> 00:37:31,000
‫- اینجا چی کم داریم؟
‫- سلاح‌ها. از کجا می‌اومدن؟

390
00:37:31,080 --> 00:37:32,370
‫از سیه‌ناگا،

391
00:37:32,460 --> 00:37:36,090
‫مزرعه بزرگ‌ترین دلال اسلحه تو قاره آمریکا.

392
00:37:36,170 --> 00:37:37,000
‫کی؟

393
00:37:39,750 --> 00:37:41,920
‫یه درس تاریخ دیگه هم بهت میدم.

394
00:37:42,000 --> 00:37:46,540
‫سال 1985، یعنی 40 سال پیش،
‫من مسئولِ...

395
00:37:46,630 --> 00:37:49,380
‫بیا بهش بگیم ترافیک غیرقانونی بندر.

396
00:37:52,630 --> 00:37:54,590
‫و بعضی وقتا، بیشتر از روی شانس،

397
00:37:54,670 --> 00:37:56,960
‫یه قدم جلوتر بودیم و می‌تونستیم جلوی

398
00:37:57,040 --> 00:38:00,040
‫ورود بخش کوچیکی از سلاح‌ها رو به اسپانیا بگیریم.

399
00:38:00,420 --> 00:38:04,090
‫داری چه غلطی می‌کنی، احمق؟
‫همون‌جا بمون.

400
00:38:04,920 --> 00:38:05,920
‫اونو بده من.

401
00:38:09,330 --> 00:38:11,460
‫تو یکی از همون عملیات‌ها بود که

402
00:38:11,540 --> 00:38:13,870
‫اسم کسی که سلاح‌ها رو تأمین می‌کرد رو فهمیدیم

403
00:38:13,960 --> 00:38:16,960
‫و دست آخر رسیدیم به شاخه نظامی و قدرتمند اتا.

404
00:38:24,960 --> 00:38:28,630
‫فوریاسه. تئو فوریاسه.

405
00:38:29,330 --> 00:38:31,960
‫تئو فوریاسه، معروف به خشم خدا.

406
00:38:32,920 --> 00:38:35,130
‫فوریاسه کل زندگیش رو تو سیه‌ناگا ساخته بود.

407
00:38:35,210 --> 00:38:37,250
‫اونجا خونه‌اش، معبدش و پناهگاهش بود.

408
00:38:38,420 --> 00:38:41,550
‫و ما فهمیدیم فوریاسه کاملاً شکست ناپذیر بود.

409
00:38:41,630 --> 00:38:45,880
‫اون امپراتوریش رو با رشوه دادن
‫به قاضی‌ها، تاجرها و سیاستمدارها ساخته بود،

410
00:38:45,960 --> 00:38:49,460
‫که بهش اجازه می‌دادن
‫آزادانه تو سراسر آمریکای لاتین فعالیت کنه.

411
00:38:49,540 --> 00:38:53,580
‫اگه با تیراپو ارتباط برقرار نکرده بود،
‫ما هیچ‌وقت نمی‌رفتیم سراغش.

412
00:38:53,670 --> 00:38:57,920
‫ولی کرد و اینطوری بود که 5 نفر از ما
‫از طرف آژانس سر از کلمبیا درآوردیم.

413
00:39:00,460 --> 00:39:01,290
‫هی.

414
00:39:02,250 --> 00:39:03,460
‫- یه لحظه.
‫- نوبت منه.

415
00:39:04,210 --> 00:39:05,250
‫نه، هیچی.

416
00:39:06,040 --> 00:39:10,370
‫تیراپو حرفه‌ای بود. حتی یه انگشت پاش رو هم
‫از درِ سیه‌ناگا بیرون نمی‌ذاشت.

417
00:39:10,460 --> 00:39:13,590
‫زمان و پولمون داشت تموم می‌شد،
‫و ما هم هیچی نداشتیم.

418
00:39:13,670 --> 00:39:16,380
‫مقاماتمون صبرشون رو از دست می‌دادن.

419
00:39:16,460 --> 00:39:18,340
‫چطوری تونستین پیداش کنین؟

420
00:39:18,420 --> 00:39:19,420
‫یه خبرچین.

421
00:39:19,500 --> 00:39:22,040
‫- یه خبرچین؟
‫- یه خبرچین. همیشه پای یه خبرچین در میونه.

422
00:39:22,130 --> 00:39:23,670
‫منبعتون قابل‌اعتماد بود؟

423
00:39:23,750 --> 00:39:25,670
‫من جونم رو هم می‌سپردم دستش.

424
00:39:27,380 --> 00:39:29,550
‫اون روز، زمان و مکان

425
00:39:29,630 --> 00:39:33,800
‫برای تبادل کیف‌ها بین خشم خدا، بالتار و تیراپو رو بهمون داد.

426
00:39:34,580 --> 00:39:38,500
‫تثلیث مقدسِ حرومزاده‌ها
‫تو یه مکان در کنار هم.

427
00:39:45,580 --> 00:39:49,000
‫- دیدی اینا رو برای تو پوشیدم؟
‫- چقدر عالی.

428
00:39:49,080 --> 00:39:51,540
‫محلش خیلی دردسرساز بود.
‫خانواده‌ها، بچه‌ها...

429
00:39:51,630 --> 00:39:54,010
‫ولی تنها شانسمون بود.

430
00:39:54,080 --> 00:39:57,540
‫تیراپو اون شب داشت کلمبیا رو ترک می‌کرد،
‫و ما 5 نفر تو عملیات سیه‌ناگا

431
00:39:57,630 --> 00:40:00,920
‫متقاعد شده بودیم که مأموریت
‫سریع و تمیز انجام میشه.

432
00:40:01,750 --> 00:40:04,500
‫حدس می‌زنم اگه یکی بعد 37 سال داره
‫از سی ان آی انتقام می‌گیره

433
00:40:04,580 --> 00:40:07,290
‫به خاطر اینه که عملیات
‫اون‌قدرها هم که فکر می‌کردین تمیز درنیومده.

434
00:40:07,380 --> 00:40:09,130
‫- چی اشتباه پیش رفت؟
‫- یه چیزی رو یادت باشه.

435
00:40:09,210 --> 00:40:13,290
‫تیراپو یه حرومزاده تمام‌عیار بود،
‫ولی احمق نبود.

436
00:40:27,540 --> 00:40:28,710
‫باشه، اونا اینجان.

437
00:40:38,460 --> 00:40:41,170
‫تیراپو خودش تصمیم گرفت که
‫تو روز بزرگ فستیوال دیده بشه،

438
00:40:41,250 --> 00:40:44,460
‫روزی که می‌دونست بیشترین محافظت رو داره

439
00:40:44,540 --> 00:40:47,420
‫اونم با تمام اون خانواده‌ها
‫که بهترین سپر براش بودن.

440
00:40:49,460 --> 00:40:51,250
‫- هی!
‫- سلام!

441
00:40:51,630 --> 00:40:53,130
‫چطوری؟

442
00:40:54,000 --> 00:40:55,710
‫بدترین کابوس یه مأمور مخفی

443
00:40:55,790 --> 00:40:58,710
‫تلفات غیرنظامی تو یه کشور غریبه‌ست.

444
00:40:58,790 --> 00:41:02,370
‫تیراپو می‌دونست تو همچین محیطی
‫هیچ‌کس نمیره سراغش.

445
00:41:03,170 --> 00:41:06,460
‫چاره‌ای نداشتیم. باید عملیات رو لغو می‌کردیم.

446
00:41:07,420 --> 00:41:08,550
‫ولی لغو نشد.

447
00:41:13,460 --> 00:41:16,130
‫شکار تیراپو تبدیل شده بود به یه مسئله حکومتی.

448
00:41:16,210 --> 00:41:19,130
‫داشت کلمبیا رو ترک می‌کرد
‫و شاید دیگه فرصتی پیش نمی‌اومد.

449
00:41:20,750 --> 00:41:23,960
‫و بدتر از اون، همون روز،
‫یکی به فوریاسه هشدار داده بود.

450
00:41:24,040 --> 00:41:26,210
‫فهمیده بودن که ما افتادیم دنبالشون.

451
00:41:33,500 --> 00:41:34,750
‫و همه‌چی به گند کشیده شد.

452
00:41:37,500 --> 00:41:38,710
‫من یه بچه بودم.

453
00:41:40,710 --> 00:41:43,920
‫اون گندترین لحظه زندگی اول من به عنوان یه مأمور بود.

454
00:41:45,750 --> 00:41:48,130
‫به نظرت کیه که داره ازت انتقام می‌گیره؟

455
00:41:48,210 --> 00:41:52,790
‫هر کسی که به آدم‌هایی که ما
‫تو اون فستیوال کشتیم ربط داشته باشه.

456
00:41:52,880 --> 00:41:54,090
‫تو چی فکر می‌کنی؟

457
00:41:54,170 --> 00:41:55,920
‫الان میگم چیکار کنیم، باشه؟

458
00:41:57,420 --> 00:42:00,750
‫من و تو می‌ریم بوگوتا.

459
00:42:00,830 --> 00:42:01,830
‫همین الان.

460
00:42:02,460 --> 00:42:04,340
‫دی ان آی ازت سوالاتی داره.

461
00:42:04,420 --> 00:42:07,460
‫اول باید یه چیزی به مادربزرگ بگی، زتای شنل‌قرمزی.

462
00:42:07,540 --> 00:42:10,290
‫واسه چی می‌خوای با گرگ روبرو بشی؟

463
00:42:10,380 --> 00:42:13,420
‫من اومدم که ازت محافظت کنم
‫و همین کارم می‌کنم. ما می‌ریم.

464
00:42:13,500 --> 00:42:16,040
‫بهشون بگو اسلحه‌هاشونو بندازن.
‫تکرار نمی‌کنم.

465
00:42:17,040 --> 00:42:19,710
‫کنجکاوم بدونم.
‫می‌خوام ببینم چطوری می‌خوای این کارو بکنی.

466
00:42:24,460 --> 00:42:27,090
‫همکارم داره نشونه‌ات می‌گیره.
‫پس مسخره‌بازی درنیار.

467
00:42:36,710 --> 00:42:38,630
‫- مراقب باش!
‫- حرومزاده!

468
00:42:38,710 --> 00:42:41,170
‫اسلحه‌های لعنتی رو بندازین رو زمین!

469
00:42:41,250 --> 00:42:43,040
‫اسلحه‌های لعنتیتون رو بذارین رو زمین!

470
00:42:43,130 --> 00:42:44,670
‫- آروم، آروم.
‫- اسلحه‌ها پایین.

471
00:42:44,750 --> 00:42:45,670
‫اسلحه‌ها رو بندازین!

472
00:42:45,750 --> 00:42:47,250
‫این پسره الان میره!

473
00:42:47,330 --> 00:42:48,410
‫اسلحه‌ها رو زمین!

474
00:42:48,500 --> 00:42:49,880
‫این پسره داره میره!

475
00:42:49,960 --> 00:42:51,590
‫اسلحه رو بذار پایین! بندازش!

476
00:42:51,670 --> 00:42:54,130
‫و اون وسایل لعنتی رو بذار تو کیف.
‫یالا!

477
00:42:54,210 --> 00:42:55,420
‫وسایلش...

478
00:42:55,830 --> 00:42:56,960
‫وسایلش رو بذار تو کوله‌پشتی.

479
00:42:57,040 --> 00:42:58,420
‫همه وسایل رو بذار تو کیف.

480
00:42:58,500 --> 00:42:59,790
‫کوله‌پشتی رو بده.

481
00:42:59,880 --> 00:43:01,260
‫به اندازه کافی به حرفات گوش دادم.

482
00:43:01,330 --> 00:43:02,660
‫یالا، عجله کن. سریع!

483
00:43:02,830 --> 00:43:04,460
‫- آروم باش.
‫- یالا. بگیرش.

484
00:43:04,540 --> 00:43:05,830
‫کیف رو بگیر، لعنتی.

485
00:43:05,920 --> 00:43:09,750
‫برو. یالا. بریم.
‫تو تکون نخور.

486
00:43:10,250 --> 00:43:12,670
‫مغزِ لعنتیت رو متلاشی می‌کنم.

487
00:43:15,170 --> 00:43:16,630
‫از اون‌طرف، لعنتی!

488
00:43:22,040 --> 00:43:23,620
‫- اسلحه رو بنداز!
‫- وایسا! بندازش!

489
00:44:01,130 --> 00:44:02,510
‫به سرش شلیک می‌کنم!

490
00:44:02,580 --> 00:44:03,830
‫اسلحه‌هاتون رو بندازین!

491
00:44:03,960 --> 00:44:05,960
‫آروم باشین! اسلحه‌هاتون رو بندازین.

492
00:44:06,040 --> 00:44:07,710
‫اسلحه‌هاتون رو بندازین.

493
00:44:07,790 --> 00:44:09,120
‫همه‌چی مرتبه!

494
00:44:09,210 --> 00:44:10,880
‫همه‌چی مرتبه!

495
00:44:10,960 --> 00:44:12,540
‫همه‌چی روبراهه. بذارش پایین.

496
00:44:14,710 --> 00:44:16,590
‫سوییچ ماشین.

497
00:44:17,170 --> 00:44:18,210
‫سوییچ رو بده به من.

498
00:45:13,630 --> 00:45:14,760
‫عوضی! برو بگیرش، بدو!

499
00:45:14,830 --> 00:45:16,410
‫یالا، از اون‌طرف بریم!

500
00:45:35,540 --> 00:45:37,710
‫بیاین بیرون لعنتیا! بیاین بیرون!

501
00:46:10,210 --> 00:46:12,340
‫این کارو تمومش کن، لعنتی!

502
00:46:14,920 --> 00:46:16,130
‫یالا، لعنتی.

503
00:46:19,290 --> 00:46:20,750
‫باختی لعنتی.

504
00:46:21,460 --> 00:46:23,170
‫- تو باختی.
‫- بهم شلیک نکن، خواهش می‌کنم.

505
00:46:23,250 --> 00:46:25,580
‫- من این عوضی رو می‌کشم.
‫- بهم شلیک نکن.

506
00:46:28,330 --> 00:46:29,410
‫آروم. آروم!

507
00:46:29,500 --> 00:46:32,460
‫- ولش کن لعنتی!
‫- همین الان ولش کن، عوضی! لعنت!

508
00:46:51,750 --> 00:46:53,630
‫- آروم باش.
‫- اون یارو که موتور داشت کجاست؟

509
00:46:57,670 --> 00:46:59,170
‫یالا، لعنتی، بجنب!

510
00:47:04,960 --> 00:47:06,380
‫برون، بریم!

511
00:47:14,290 --> 00:47:16,670
‫اون دیوونه‌ست! منو ندیدی؟

512
00:47:54,630 --> 00:47:56,550
‫- کجا میری؟
‫- دستشویی.

513
00:48:44,750 --> 00:48:49,380
‫«بوگوتا. سازمان دی ان آی»
‫«تا 5 ساعت دیگه فعال می‌شیم»

514
00:48:59,040 --> 00:48:59,870
‫همه‌چی مرتبه؟

515
00:49:02,130 --> 00:49:03,960
‫خدا رو شکر، همه‌چی داغونه.

516
00:49:26,880 --> 00:49:31,300
‫«سرویس اطلاعات کلمبیا، دی ان آی»
‫«بوگوتا - کلمبیا»

517
00:49:35,880 --> 00:49:37,210
‫سلام. آلفا هستم.

518
00:49:37,290 --> 00:49:39,040
‫- النا فارون. خوشبختم.
‫- هوگو لاندا.

519
00:49:39,130 --> 00:49:39,960
‫آلفا.

520
00:49:40,670 --> 00:49:42,250
‫النا فارون، هوگو لاندا.

521
00:49:43,000 --> 00:49:44,670
‫داخل منتظرمون هستن.

522
00:49:44,750 --> 00:49:46,130
‫آنکارس، با من بیا.

523
00:49:46,210 --> 00:49:48,090
‫زتا، تو بهتره تو هتل منتظر بمونی.

524
00:49:48,960 --> 00:49:50,540
‫- از این‌طرف.
‫- پس وظیفه من تموم شد؟

525
00:49:50,630 --> 00:49:52,920
‫در اصل، تو اجازه ورود نداری.

526
00:49:53,000 --> 00:49:55,750
‫ولی هتلت درست اون‌طرف خیابونه.
‫می‌تونی پیاده بری اونجا.

527
00:49:56,460 --> 00:49:59,590
‫یه کم استراحت کن.
‫لیاقتش رو داری. بعداً باهات حرف می‌زنم.

528
00:50:11,130 --> 00:50:13,710
‫ببخشید آقا.
‫لطفاً تمام وسایلتون رو بذارید اینجا.

529
00:50:17,580 --> 00:50:19,910
‫متأسفم، ولی این یکی رو باید پیش خودم نگه دارم.

530
00:50:20,000 --> 00:50:21,920
‫حرکت خوبی بود. از این‌طرف بیا.

531
00:50:22,000 --> 00:50:23,040
‫ممنون.

532
00:51:04,670 --> 00:51:07,750
‫صبح بخیر. اینجا همه‌چی مرتبه.
‫کل شب رو خوابید.

533
00:51:12,170 --> 00:51:15,250
‫اگه اشکالی نداره،
‫من نسخه خلاصه‌اش رو ترجیح میدم.

534
00:51:15,630 --> 00:51:19,460
‫کلمبیا دنبال یه چیزیه
‫که به قتل مأمورهای ما ربط داره.

535
00:51:19,540 --> 00:51:20,500
‫نمی‌دونیم چی،

536
00:51:20,580 --> 00:51:23,500
‫ولی دارن تهدید می‌کنن که اگه همکاری نکنیم،
‫یه بحران دیپلماتیک راه می‌اندازن.

537
00:51:24,330 --> 00:51:27,080
‫اصرار دارن که تنها کسی
‫که می‌تونه بهشون کمک کنه تویی.

538
00:51:27,580 --> 00:51:30,660
‫و در عوض، اونا مقصر قتل‌های سفارت رو بهمون تحویل میدن.

539
00:51:30,750 --> 00:51:35,380
‫این برای وزیر یه اولویته.
‫ما باید جواب افکار عمومی رو بدیم.

540
00:51:36,080 --> 00:51:39,160
‫دروغ نگو، لاندا.
‫وزیر باید تو کثافت دست‌وپا بزنه،

541
00:51:39,250 --> 00:51:42,250
‫کاری که وزیرا می‌کنن همینه.
‫تو کثافت غلت می‌زنن.

542
00:51:42,330 --> 00:51:43,750
‫زتا شرایط منو می‌دونه،

543
00:51:43,830 --> 00:51:47,290
‫برای آخرین بار باهاتون همکاری می‌کنم
‫و بعدش غیبم می‌زنه. زنده.

544
00:51:47,960 --> 00:51:50,040
‫- برای همیشه. آره؟
‫- بسیار خب.

545
00:51:50,670 --> 00:51:52,300
‫- خوبه.
‫- حالا با اجازه‌تون،

546
00:51:52,380 --> 00:51:54,260
‫جردن منتظره توپ رو بندازه تو سبد.

547
00:51:54,750 --> 00:51:56,420
‫- ببخشید؟
‫- باید برم برینم.

548
00:51:56,500 --> 00:51:59,920
‫شماها نمی‌رینین؟
‫معلومه که نه، شماها هیچ‌وقت نمی‌رینین!

549
00:52:00,250 --> 00:52:01,880
‫- ما اونجا منتظرت می‌مونیم.
‫- خدای من.

550
00:52:01,960 --> 00:52:03,040
‫یالا.

551
00:53:16,540 --> 00:53:19,080
‫- دستاتون.
‫- هی، آروم باش.

552
00:53:19,170 --> 00:53:20,000
‫شما کی هستین؟

553
00:53:20,500 --> 00:53:22,670
‫خب، اون پیرمرد اسپانیایی ما رو فرستاده.

554
00:53:23,130 --> 00:53:23,960
‫آنکارس؟

555
00:53:24,040 --> 00:53:27,120
‫- هیچ ایده‌ای ندارم الان اسمش چیه، ولی...
‫- همونجا وایسا.

556
00:53:27,670 --> 00:53:28,750
‫بسیار خب.

557
00:53:30,250 --> 00:53:33,880
‫من مارلون هستم،
‫ایشون فلاکو و اینم ویویه.

558
00:53:34,330 --> 00:53:35,790
‫ما بدون اسلحه اومدیم...

559
00:53:38,250 --> 00:53:39,750
‫و فقط می‌خوایم کمک کنیم.

560
00:53:42,040 --> 00:53:43,370
‫کمک برای چی؟

561
00:53:43,460 --> 00:53:46,590
‫اونو پیرمرده بهت میگه.
‫فعلاً باید بهمون اعتماد کنی.

562
00:53:49,170 --> 00:53:50,340
‫فلاکو.

563
00:53:50,420 --> 00:53:54,840
‫آروم. هر چی تو کوله‌پشتیتون دارین
‫بذارین رو میز، یالا. زود باشین، جفتتون.

564
00:53:54,960 --> 00:53:56,460
‫- دارم تجهیزات رو مستقر می‌کنم.
‫- باشه.

565
00:53:56,540 --> 00:53:59,170
‫خیلی خب، روی میز.
‫و دست از پا خطا نمی‌کنین، باشه؟

566
00:53:59,250 --> 00:54:00,250
‫باشه.

567
00:54:03,210 --> 00:54:04,290
‫- یالا.
‫- باشه، باشه.

568
00:54:07,210 --> 00:54:08,710
‫هندزفری‌ها رو بده به من.

569
00:54:10,540 --> 00:54:11,540
‫خوبه.

570
00:54:25,830 --> 00:54:27,370
‫بیاین شروع کنیم.

571
00:54:55,170 --> 00:54:56,340
‫مارلون، صدامو داری؟

572
00:54:58,130 --> 00:54:59,210
‫مارلون، صدامو داری؟

573
00:54:59,540 --> 00:55:00,750
‫عزیزم!

574
00:55:02,290 --> 00:55:04,870
‫شنیدن صدات بعد از این همه مدت دلنشینه، داداش.

575
00:55:05,210 --> 00:55:10,170
‫هی، ما با دوست‌پسر جدیدت
‫تو هتلِ اون‌طرف خیابونیم.

576
00:55:10,250 --> 00:55:11,750
‫زتا، الان فقط گوش کن

577
00:55:11,830 --> 00:55:13,830
‫و یه کم از بزرگترهات یاد بگیر.

578
00:55:14,710 --> 00:55:17,750
‫مارلون، اینجا یه بوی گندی میاد،
‫ولی هنوز نمی‌دونم چیه.

579
00:55:17,830 --> 00:55:20,080
‫نیاز دارم که چشم‌های من اون بیرون باشی، باشه؟

580
00:55:20,630 --> 00:55:21,840
‫خب، نگران نباش.

581
00:55:21,920 --> 00:55:23,710
‫برای همین اینجام دیگه.

582
00:55:23,790 --> 00:55:26,210
‫و همه‌مون پای کاریم، داریم برای تو کار می‌کنیم.

583
00:55:26,290 --> 00:55:30,420
‫ولی تو باید به حرفم گوش کنی
‫و تا وقتی بهت نگفتم حرف نزنی.

584
00:55:31,500 --> 00:55:33,250
‫من در اختیار توام، مارلون.

585
00:55:34,080 --> 00:55:37,620
‫و وقتی من تو دستای توام،
‫تو خیلی خوشحال میشی.

586
00:55:38,330 --> 00:55:40,210
‫و این منو بدجوری مضطرب می‌کنه.

587
00:55:41,710 --> 00:55:43,420
‫خب، عشق همینه، عزیزم.

588
00:55:43,920 --> 00:55:44,960
‫عشق همینه دیگه.

589
00:55:49,500 --> 00:55:50,630
‫- النا فارون.
‫- خوش اومدین!

590
00:55:50,710 --> 00:55:52,880
‫- مشتاقانه منتظر دیدارتون بودم.
‫- من هم همینطور.

591
00:55:52,960 --> 00:55:54,130
‫- هوگو لاندا.
‫- حالتون چطوره؟

592
00:55:54,210 --> 00:55:55,840
‫- بفرمایید بشینید.
‫- ممنون.

593
00:55:56,880 --> 00:55:59,670
‫- عصر بخیر، آقایون.
‫- عصر بخیر.

594
00:56:04,380 --> 00:56:07,960
‫خب، من دیانا هررا هستم.
‫به کلمبیا خوش اومدین.

595
00:56:08,040 --> 00:56:09,960
‫دیانا هررا و دیانای شکارچی،

596
00:56:10,040 --> 00:56:13,670
‫بالاخره چهره کسی که مسئول این فستیواله رو دیدم.

597
00:56:13,750 --> 00:56:16,580
‫شما چیزای زیادی در مورد فستیوال‌های کلمبیا می‌دونین، مگه نه؟

598
00:56:16,670 --> 00:56:20,210
‫آره، خیلی زیاد.
‫این سه تنور کی هستن؟

599
00:56:20,290 --> 00:56:23,290
‫آقای چوپان، آقای گوسفند و آقای سگ.

600
00:56:24,580 --> 00:56:27,000
‫دیانا، چیزی که تو اینجا نیاز داری
‫یه دامپزشک خوبه.

601
00:56:30,170 --> 00:56:32,380
‫اون هنوز همون حرومزاده قدیمیه.

602
00:56:32,460 --> 00:56:34,090
‫در مورد حس شوخ‌طبعی خوبتون شنیده بودم.

603
00:56:34,170 --> 00:56:36,130
‫ولی نگران نباشین، کنترل اوضاع دست منه.

604
00:56:36,210 --> 00:56:39,880
‫اونا فقط اینجان تا مطمئن بشن
‫از جاده خارج نمیشیم.

605
00:56:39,960 --> 00:56:42,960
‫درسته و همونطور که می‌بینین، ما شما رو آوردیم اینجا

606
00:56:43,040 --> 00:56:46,830
‫چون سازمان دی ان آی می‌خواد روشن بشه
‫که تو سال 1987 تو خاک کلمبیا چه اتفاقی افتاده.

607
00:56:47,460 --> 00:56:49,460
‫برای این کار نیازی نبود منو بدزدین.

608
00:56:49,540 --> 00:56:53,040
‫بدزدیمتون؟ ببخشید آقا،
‫ما شما رو آوردیم اینجا تا صلح کنیم.

609
00:56:53,130 --> 00:56:57,300
‫معلومه و شما الان دارین
‫با کبوتر صلح حرف می‌زنین.

610
00:56:57,830 --> 00:56:59,210
‫داره دستشون می‌اندازه.

611
00:56:59,290 --> 00:57:03,420
‫و فکر کنم بهتره اون اسلحه رو قبل اینکه دستت
‫اشتباهی به ماشه بخوره بذاری کنار.

612
00:57:03,790 --> 00:57:07,120
‫خب پس، شما سالوادور آنکارس هستین؟

613
00:57:07,420 --> 00:57:09,750
‫آره، خیلی وقته.

614
00:57:09,830 --> 00:57:12,500
‫- و قبل از اون، اسمتون...
‫- بائنا بود. اریک بائنا.

615
00:57:12,580 --> 00:57:15,160
‫- شما که می‌دونین. بیاین بریم سر اصل مطلب.
‫- البته.

616
00:57:15,250 --> 00:57:17,880
‫یه واحد از نیروهای شما به طور غیرقانونی
‫تو خاک کلمبیا عملیات انجام دادن

617
00:57:17,960 --> 00:57:19,630
‫تا یه تروریست اسپانیایی رو دستگیر کنن.

618
00:57:19,710 --> 00:57:23,130
‫اون مأموریت به یه قتل‌عام ختم شد.
‫ما باید مقصر رو پیدا کنیم.

619
00:57:23,500 --> 00:57:24,960
‫مقصر رو تعریف کن.

620
00:57:25,040 --> 00:57:27,170
‫کسی که دستور تیراندازی رو داد

621
00:57:27,250 --> 00:57:30,080
‫تو یه مکان عمومی
‫پر از خانواده، اونم تو یه روز تعطیل.

622
00:57:30,170 --> 00:57:32,800
‫اون شخص الان روبه‌روی شماست.

623
00:57:37,130 --> 00:57:38,550
‫عکس رو بده، آلونسو.

624
00:57:41,710 --> 00:57:43,670
‫.بیست کشته و ده‌ها مجروح.

625
00:57:44,460 --> 00:57:46,750
‫قانون مرور زمان شاملش شده، دیانا.

626
00:57:46,830 --> 00:57:50,620
‫نمی‌فهمم داریم چه غلطی
‫اینجا می‌کنیم. مهلتش تموم شده.

627
00:57:51,290 --> 00:57:55,330
‫می‌دونی من چیو نمی‌فهمم؟
‫عکس بعدی، آلونسو.

628
00:57:59,210 --> 00:58:03,420
‫آقای آنکارس، ما یه سری عکس از شما
‫تو روز بمب‌گذاری سفارتخانه‌ها به دست آوردیم.

629
00:58:03,500 --> 00:58:04,880
‫دارن گیر میندازنت، رفیق.

630
00:58:04,960 --> 00:58:07,000
‫چیز غیرعادی توشون می‌بینین؟

631
00:58:07,080 --> 00:58:08,710
‫خیلی مراقب باش چی میگی.

632
00:58:08,790 --> 00:58:09,620
‫نه.

633
00:58:09,710 --> 00:58:10,540
‫نه؟

634
00:58:12,250 --> 00:58:17,000
‫نه، همه‌چی عادیه. من چیزای مربوط به یه مأمور اطلاعاتی رو می‌بینم.

635
00:58:17,540 --> 00:58:20,710
‫براتون مشکوک نیست که تنها بازمانده عملیات سیه‌ناگا

636
00:58:20,790 --> 00:58:22,330
‫فرمانده ارشدشه؟

637
00:58:22,710 --> 00:58:26,880
‫و از اون مشکوک‌تر اینکه قاتل سعی نکرد
‫اونو بکشه، بلکه می‌خواست بدزدتش.

638
00:58:28,080 --> 00:58:29,790
‫آدم‌ربای من شناسایی شده؟

639
00:58:29,880 --> 00:58:31,550
‫نه، تو پرونده‌ها نیست.

640
00:58:31,630 --> 00:58:34,300
‫و هیچ‌کدوم از مسئولین بمب‌گذاری‌های سفارتخانه‌ها هم نیستن.

641
00:58:34,380 --> 00:58:35,880
‫معلومه که شناسایی نشده.

642
00:58:35,960 --> 00:58:39,250
‫پول و منابع زیادی می‌خواد،
‫و یه دیانای شکارچی مثل تو

643
00:58:39,330 --> 00:58:42,710
‫که به اون سطح از حرفه‌ای بودن و نامرئی بودن رسیده...

644
00:58:42,790 --> 00:58:46,750
‫شما از قبل همه اینا رو می‌دونین
‫چون دقیقاً می‌دونین کی استخدامشون کرده.

645
00:58:46,830 --> 00:58:48,910
‫و ما هم بهتون می‌گیم. به وقتش.

646
00:58:50,170 --> 00:58:53,050
‫بسیار خب، پس، می‌خوام اینو ازتون بپرسم.

647
00:58:53,130 --> 00:58:57,090
‫تو ماه‌های اخیر با مقتولین تماسی داشتین؟

648
00:58:57,750 --> 00:58:59,290
‫ما می‌دونیم که داشتین، آقای آنکارس.

649
00:59:00,540 --> 00:59:02,080
‫فقط باید تأییدش کنین.

650
00:59:02,170 --> 00:59:03,170
‫درسته.

651
00:59:03,250 --> 00:59:06,040
‫حدود یه ماه پیش یه روزنامه‌نگار با سلیا تماس گرفت.

652
00:59:09,130 --> 00:59:11,380
‫اون جزئیات زیادی در مورد سیه‌ناگا می‌دونست

653
00:59:11,460 --> 00:59:14,460
‫و می‌خواست با همه‌مون حرف بزنه
‫تا یه گزارش چاپ کنه.

654
00:59:15,000 --> 00:59:16,380
‫نباید اون روز انجام می‌شد.

655
00:59:16,460 --> 00:59:18,750
‫غیرنظامی‌های زیادی اونجا بودن.
‫از کنترل خارج شد.

656
00:59:18,830 --> 00:59:21,250
‫- شما با اون زن تماسی داشتین؟
‫- نه، نداشتم.

657
00:59:21,330 --> 00:59:24,540
‫ولی ما 5 نفر دور هم جمع شدیم
‫چون نمی‌دونستیم چطور باید پیش بریم.

658
00:59:25,500 --> 00:59:26,960
‫«لندن - بریتانیا»

659
00:59:29,830 --> 00:59:32,870
‫سلیا بهمون خبر داد که اون روزنامه‌نگار
‫همه‌چی رو در مورد عملیات می‌دونه

660
00:59:32,960 --> 00:59:35,460
‫و اینکه نگفته منبعش کی بوده

661
00:59:35,540 --> 00:59:38,870
‫ولی چیزایی رو می‌دونست که فقط ما
‫که درگیرش بودیم می‌تونستیم بدونیم.

662
00:59:38,960 --> 00:59:41,790
‫پس، مشخصاً اون ملاقات خیلی پرتنش بود

663
00:59:43,210 --> 00:59:44,590
‫می‌شه دقیق‌تر بگین؟

664
00:59:46,000 --> 00:59:47,580
‫می‌دونی که دارن بازی درمیارن.

665
00:59:47,670 --> 00:59:49,670
‫هر لحظه ممکنه شلیک کنن.

666
00:59:50,330 --> 00:59:51,460
‫بذار ببینم...

667
00:59:52,630 --> 00:59:54,590
‫اسم اون روزنامه‌نگار رو دارین؟

668
00:59:55,420 --> 00:59:57,750
‫مرکز اطلاعاتتون می‌دونه که شما احمقین؟

669
01:00:00,500 --> 01:00:03,130
‫آقای آنکارس، خیلی مراقب باشین.
‫ما تو اسپانیا نیستیم، باشه؟

670
01:00:03,210 --> 01:00:05,420
‫یه بار دیگه سؤالم رو می‌پرسم.

671
01:00:05,500 --> 01:00:09,330
‫اسم اون روزنامه‌نگار رو دارین؟
‫آره یا نه؟ خیلی ساده‌ست، حتی برای شما.

672
01:00:10,710 --> 01:00:13,250
‫هیچ روزنامه‌نگاری در کار نبود.

673
01:00:13,880 --> 01:00:17,420
‫اون روزنامه‌نگار یه طعمه بود تا ما رو
‫پیدا کنه و بعدش، حذفمون کنه.

674
01:00:17,500 --> 01:00:19,710
‫کی؟ کی می‌خواست شما رو حذف کنه؟

675
01:00:20,830 --> 01:00:23,910
‫این خیلی حوصله‌سربَره، دیانا.
‫هیچ پیشرفتی نمی‌کنیم.

676
01:00:24,000 --> 01:00:26,880
‫لطف می‌کنین بهمون بگین اون کیه؟

677
01:00:28,540 --> 01:00:29,540
‫چیه؟

678
01:00:29,630 --> 01:00:30,710
‫پارازیت لعنتی.

679
01:00:30,790 --> 01:00:32,960
‫- شنیدین؟
‫- آره.

680
01:00:33,040 --> 01:00:34,670
‫فقط ما نیستیم که داریم گوش می‌دیم.

681
01:00:34,750 --> 01:00:36,710
‫سیگنال از هتل میاد. بالای سرمون.

682
01:00:36,790 --> 01:00:40,960
‫رئیس، به کارت ادامه بده
‫و از پنجره بیرون رو نگاه کن.

683
01:00:41,040 --> 01:00:42,580
‫دارن ازمون جاسوسی می‌کنن.

684
01:00:42,670 --> 01:00:45,250
‫چرا بعد از اتفاقات تالین غیبتون زد؟

685
01:00:45,670 --> 01:00:47,130
‫چون اون‌قدر ترسیده بودم

686
01:00:47,210 --> 01:00:50,750
‫که به معنای واقعی کلمه داشتم تو شلوارم می‌ریدم.

687
01:00:51,580 --> 01:00:54,080
‫درسته، ولی می‌تونستین سی ان ای کمک بخواین.

688
01:00:56,460 --> 01:00:57,710
‫حتماً، می‌تونستم.

689
01:00:58,380 --> 01:00:59,710
‫می‌تونستم این کارو بکنم.

690
01:01:01,000 --> 01:01:02,580
‫- ولی نکردم.
‫- چرا نکردین؟

691
01:01:03,830 --> 01:01:05,660
‫بیا چرت‌وپرت گفتن رو تموم کنیم،
‫دیانای شکارچی.

692
01:01:05,750 --> 01:01:07,540
‫کاملاً مشخص بود که یکی بهمون خیانت کرده.

693
01:01:07,630 --> 01:01:09,420
‫اون یه نفر فقط می‌تونست از داخل سی ان آی باشه

694
01:01:09,500 --> 01:01:12,250
‫یا حتی از یه آژانس دیگه با دسترسی به اطلاعات خیلی حساس.

695
01:01:12,330 --> 01:01:16,370
‫بیست کشته تو یه کشور خارجی
‫به اندازه کافی حساس هست.

696
01:01:16,460 --> 01:01:19,670
‫از اینجا به بعد، هیچ اتفاقی تصادفی نخواهد بود.

697
01:01:19,750 --> 01:01:23,540
‫چون تو کار ما، دیانای عزیز
‫چیزی به اسم تصادف وجود نداره.

698
01:01:23,630 --> 01:01:25,670
‫متوجه نمیشم. منظورتون چیه؟

699
01:01:25,750 --> 01:01:29,500
‫می‌خوام بگم گندابی که الان توش شناوریم،
‫دوازده طبقه عمق داره.

700
01:01:31,420 --> 01:01:33,380
‫این طبقه، من و تو...

701
01:01:34,790 --> 01:01:36,540
‫تا خرخره توش گیر کردیم.

702
01:01:37,880 --> 01:01:39,920
‫اگه به این جاسوس‌بازی‌ها ادامه بدیم،

703
01:01:40,750 --> 01:01:43,460
‫اون گنداب حداقل 8 طبقه بالاتر میاد.

704
01:01:43,540 --> 01:01:45,620
‫پس تو تصمیم بگیر.

705
01:01:45,710 --> 01:01:47,290
‫- طبقه بیستم.
‫- تأیید شد.

706
01:01:47,380 --> 01:01:49,800
‫طبقه بیستم، اتاق 2006.

707
01:01:50,250 --> 01:01:51,710
‫- ویوی، برو.
‫- با گندی که توش گیر کردیم

708
01:01:51,790 --> 01:01:53,670
‫من و تو داریم بازی می‌کنیم، دیانا

709
01:01:56,330 --> 01:01:57,330
‫بیاین یه مروری بکنیم.

710
01:01:59,210 --> 01:02:00,210
‫آلونسو.

711
01:02:02,170 --> 01:02:06,380
‫سال 1987، یه کشتار تو مهم‌ترین روزِ

712
01:02:06,460 --> 01:02:08,420
‫فستیوال گل‌ها تو مدلین اتفاق افتاد.

713
01:02:08,830 --> 01:02:11,540
‫اون قتل‌عام به جنگ بین کارتل‌ها ربط داده شد.

714
01:02:12,830 --> 01:02:17,830
‫تا اینکه فهمیدیم یه گروه از جاسوس‌های اسپانیایی
‫بدون اجازه ما وارد عمل شدن

715
01:02:17,920 --> 01:02:20,550
‫و مسئول اون عملیات بودن.

716
01:02:21,040 --> 01:02:23,870
‫و حالا یکی داره اونا رو حذف می‌کنه.

717
01:02:25,790 --> 01:02:29,960
‫استبان فوریاسه، پسر ارشد تئو فوریاسه
‫و وارث امپراتوریش.

718
01:02:31,280 --> 01:02:39,280
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

719
01:02:57,750 --> 01:02:58,750
‫خب امنه.

720
01:03:06,380 --> 01:03:07,510
‫همه‌چی امنه. می‌تونی بیای بالا.

721
01:03:07,580 --> 01:03:08,500
‫خوبه.

722
01:03:10,580 --> 01:03:12,660
‫حدودا 37 سال پیش،

723
01:03:13,380 --> 01:03:16,710
‫استبان فوریاسه پدرش رو
‫تو اون عملیات مزخرفِ شما از دست داد.

724
01:03:17,330 --> 01:03:20,410
‫اون دنبالتونه و تک‌تکتون رو شکار می‌کنه.

725
01:03:20,500 --> 01:03:23,380
‫ما فهمیدیم و می‌خوایم قبل از اینکه یه گندکاریِ دیگه مثل اون
‫تو صورتمون منفجر بشه.

726
01:03:23,460 --> 01:03:26,040
‫بدونیم چه اتفاقی افتاده

727
01:03:26,130 --> 01:03:28,300
‫- خبر جدیدی هست؟
‫- مارلون، همه‌جا شنود گذاشتن.

728
01:03:30,750 --> 01:03:33,670
‫رئیس، شما یه جاسوس اون تو پیش خودتون دارین.

729
01:03:33,750 --> 01:03:35,750
‫شنود داره زنده پخش می‌کنه.

730
01:03:35,830 --> 01:03:36,750
‫آی‌پی رو ردیابی کن.

731
01:03:36,830 --> 01:03:38,710
‫- داره مدلین رو نشون می‌ده.
‫- مدلین؟

732
01:03:39,750 --> 01:03:40,670
‫یه مزرعه.

733
01:03:42,080 --> 01:03:43,080
‫سیه‌ناگاست.

734
01:03:44,210 --> 01:03:47,000
‫رئیس، کار استبان فوریاسه‌ست.

735
01:03:47,080 --> 01:03:49,160
‫می‌خوام الان موقعیت رو درک کنی.

736
01:03:49,250 --> 01:03:51,460
‫یکی از آدمایی که تو اون اتاق باهاتن

737
01:03:51,540 --> 01:03:54,170
‫یه نفوذیِ لعنتی از کارتل استبان فوریاسه‌ست.

738
01:03:54,250 --> 01:03:57,000
‫اگه می‌خوای ارتباط رو قطع کنیم سرفه کن،
‫ولی اون شخص متوجه میشه.

739
01:03:57,080 --> 01:03:59,040
‫به نظر میاد پرونده حل شده.

740
01:03:59,130 --> 01:04:01,380
‫ما همین الانش هم قاتلمون رو پیدا کردیم، مگه نه؟

741
01:04:01,460 --> 01:04:04,090
‫همونطور که میگی، النا، اینطور به نظر میاد.

742
01:04:05,210 --> 01:04:06,960
‫این ایده که استبان فوریاسه داره انتقام

743
01:04:07,040 --> 01:04:08,960
‫مرگ پدرش رو می‌گیره، یه فرضیه محکمه

744
01:04:09,040 --> 01:04:10,710
‫ولی هنوزم فقط یه فرضیه‌ست.

745
01:04:10,790 --> 01:04:14,580
‫شما مدرک دارین که استبان فوریاسه
‫پشت این قتل‌هاست.

746
01:04:14,670 --> 01:04:16,710
‫دستگیرش کنین و ما کارهای استردادش رو انجام می‌دیم.

747
01:04:16,790 --> 01:04:18,830
‫- نه، به این سادگی‌ها نیست.
‫- چرا؟

748
01:04:18,920 --> 01:04:20,460
‫ما استبان فوریاسه رو تحویل می‌دیم،

749
01:04:21,130 --> 01:04:24,460
‫ولی فقط وقتی که کل داستان رو بدونیم.
‫ما یه مهره کلیدی رو کم داریم.

750
01:04:24,540 --> 01:04:26,710
‫پس بیاین برگردیم سر خونه اول.

751
01:04:27,630 --> 01:04:30,090
‫چرا باید 4 تا مأمور رو بکشن و تو رو زنده نگه دارن؟

752
01:04:31,580 --> 01:04:32,790
‫متوجهم.

753
01:04:33,250 --> 01:04:34,880
‫متوجه چی هستی، آنکارس؟

754
01:04:35,750 --> 01:04:37,290
‫من مشکل رو می‌فهمم.

755
01:04:39,790 --> 01:04:43,250
‫بیا قطعش کنیم. می‌خوایم پرده گوشِ لعنتیشون رو پاره کنیم

756
01:04:44,290 --> 01:04:45,500
‫بخورش، حرومزاده.

757
01:04:51,330 --> 01:04:52,370
‫بسیار خب، رئیس.

758
01:04:52,460 --> 01:04:56,710
‫وقت رقص سالساست، عزیزم.
‫پس امیدوارم رو فرم باشی، پیرمردِ سوسول.

759
01:04:57,250 --> 01:05:00,580
‫پروتکل‌های امنیتی سیه‌ناگا رو می‌خوام،
‫همین الان. الان!

760
01:05:00,670 --> 01:05:01,800
‫گرفتم.

761
01:05:03,170 --> 01:05:04,130
‫متوقفش کنیم؟

762
01:05:05,960 --> 01:05:06,960
‫نه، مشکلی نیست.

763
01:05:11,250 --> 01:05:12,670
‫خب، استبان فوریاسه.

764
01:05:13,540 --> 01:05:16,000
‫:یکی از این دو حالته
‫یا مدارک کافی ندارین

765
01:05:16,080 --> 01:05:19,330
‫که برید سراغش، یا نمی‌تونین برید سراغش
‫چون دوستان خیلی قدرتمندی داره.

766
01:05:19,420 --> 01:05:23,050
‫همه‌مون یه زمانی تو همچین موقعیتی بودیم، دیانا.

767
01:05:23,130 --> 01:05:26,260
‫- اون هنوز تو سیه‌ناگا زندگی می‌کنه؟
‫- آره، هنوز اونجاست.

768
01:05:26,330 --> 01:05:28,250
‫تقریباً هیچ‌وقت از اونجا بیرون نمیاد. چطور؟

769
01:05:28,330 --> 01:05:30,160
‫سال‌ها پیش سیه‌ناگا مثل یه قلعه بود.

770
01:05:30,250 --> 01:05:31,880
‫نه می‌شد بری تو، نه بیای بیرون.

771
01:05:32,500 --> 01:05:34,500
‫تصور می‌کنم هنوزم همون‌طوریه، درسته؟

772
01:05:36,540 --> 01:05:38,710
‫می‌بینم که دقیقاً می‌دونی
‫اوضاع از چه قراره، مگه نه؟

773
01:05:39,580 --> 01:05:43,910
‫ببین، قدم گذاشتن تو خونه آقای فوریاسه
‫مثل اعلام جنگه.

774
01:05:44,000 --> 01:05:46,000
‫مخصوصاً اگه هیچ مدرکی نداشته باشیم.

775
01:05:48,000 --> 01:05:49,290
‫دیانا، برو تو.

776
01:05:50,040 --> 01:05:50,920
‫درست انجامش بده.

777
01:05:51,670 --> 01:05:54,630
‫هیچ ردی به جا نذار،
‫و همه‌مون تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی می‌کنیم.

778
01:05:55,460 --> 01:05:58,540
‫منظورت از درست انجامش بده،
‫همون‌طوریه که تو عملیات سیه‌ناگا انجام دادی؟

779
01:06:00,170 --> 01:06:02,300
‫نه، ما فعلاً مجوزش رو نمی‌دیم.

780
01:06:03,000 --> 01:06:04,130
‫من مطمئنم داداش،

781
01:06:04,210 --> 01:06:05,960
‫که یکی دیگه هم داره ازمون جاسوسی می‌کنه.

782
01:06:06,040 --> 01:06:08,080
‫پس نذار اونا زودتر کلکت رو بکنن.

783
01:06:13,040 --> 01:06:15,330
‫بیا دستمون رو رو کنیم.

784
01:06:16,170 --> 01:06:17,300
‫باشه دیانا؟

785
01:06:18,460 --> 01:06:19,710
‫از من چی می‌خوای؟

786
01:06:19,790 --> 01:06:21,000
‫قبلاً بهت گفتم.

787
01:06:21,960 --> 01:06:24,340
‫ما کسی رو می‌خوایم که مسئول اون قتل‌عامه.

788
01:06:25,830 --> 01:06:26,660
‫بفرما.

789
01:06:27,210 --> 01:06:28,710
‫سپرت رو آماده کن، داداش.

790
01:06:29,250 --> 01:06:31,000
‫کسی که واقعاً مقصره.

791
01:06:35,040 --> 01:06:36,040
‫ما کاسیل رو می‌خوایم.

792
01:06:39,420 --> 01:06:40,420
‫کاسیل؟

793
01:06:41,000 --> 01:06:42,380
‫هیچ‌وقت به آدم‌هات نگفتی؟

794
01:06:43,380 --> 01:06:45,300
‫- شماها می‌دونین کاسیل کیه؟
‫- نه.

795
01:06:45,830 --> 01:06:46,910
‫آنکارس،

796
01:06:47,750 --> 01:06:49,460
‫می‌تونی روشن کنی که کاسیل کیه

797
01:06:49,960 --> 01:06:51,750
‫و چرا تو پرونده‌های ما نیست؟

798
01:06:52,040 --> 01:06:53,460
‫اون حرومزاده‌ها می‌دونن.

799
01:06:53,750 --> 01:06:54,750
‫کاسیل کیه؟

800
01:06:55,170 --> 01:06:57,840
‫- نمی‌تونم بگم.
‫- کری یا چی؟

801
01:06:57,920 --> 01:06:59,050
‫دارم ازت یه سؤال می‌پرسم.

802
01:06:59,130 --> 01:07:01,300
‫اینو باید اون پیرمرد اسپانیایی بهتون بگه.

803
01:07:01,380 --> 01:07:06,010
‫فقط ما 5 نفر از سیه‌ناگا
‫در مورد اون اسم اطلاعات داشتیم.

804
01:07:07,250 --> 01:07:08,290
‫و خودِ کاسیل.

805
01:07:09,750 --> 01:07:14,580
‫یا میگی چطوری به کاسیل رسیدی،
‫یا همه‌چی همینجا تموم میشه.

806
01:07:15,000 --> 01:07:19,080
‫نه، اطلاعات از طرف مرده‌ها نیومده،
‫از طرف قبیله فوریاسه اومده.

807
01:07:19,170 --> 01:07:23,340
‫پس یا تو یه چیزی رو جا انداختی،
‫یا داری مارو دست میندازی، رفیق.

808
01:07:25,420 --> 01:07:28,130
‫تو یه عملیات در سه هفته پیش،
‫ما متوجه شدیم که فوریاسه

809
01:07:28,210 --> 01:07:31,500
‫بیش از 30 ساله که یه سری اطلاعات رو
‫مخفی نگه داشته.

810
01:07:31,960 --> 01:07:34,590
‫ما یه نفوذی داشتیم که اطلاعات ارزشمندی برامون آورد.

811
01:07:36,330 --> 01:07:37,830
‫بسیار خب، آندرسیتو.

812
01:07:38,750 --> 01:07:40,080
‫این دوربین کوچیک رو می‌بینی؟

813
01:07:40,580 --> 01:07:43,290
‫باید هر چی به ما گفتی رو به اونم بگی.

814
01:07:44,830 --> 01:07:45,830
‫همینه.

815
01:07:46,750 --> 01:07:49,960
‫ادامه بده. آروم باش،
‫هیچ اتفاقی برات نمیفته.

816
01:07:50,040 --> 01:07:54,500
‫پول و بلیط آماده‌ست.
‫هیچ اتفاقی نمیفته، پسر. ادامه بده.

817
01:07:56,750 --> 01:08:00,130
‫رئیس بدجوری درگیر اون یارو اسپانیایی، یعنی آنکارس بود

818
01:08:01,750 --> 01:08:05,210
‫و دستور داد تمام همکارای سفارتش رو بکشن.

819
01:08:07,080 --> 01:08:09,000
‫دلم می‌خواد برای این مهمونی سنگ‌تموم بذاریم.

820
01:08:09,080 --> 01:08:13,620
‫- من ترتیبش رو میدم. بسپارش به من.
‫- البته. نه، رفیق، نگران نباش.

821
01:08:13,710 --> 01:08:16,790
‫- آندرسیتو. خدافظ، عزیزم.
‫- رئیس، مراقب خودت باش.

822
01:08:17,630 --> 01:08:20,960
‫وقتی رئیس رفت وارد خونه شدم
‫و همون‌موقع کامپیوترهاش رو کلون کردم.

823
01:08:21,040 --> 01:08:22,040
‫صدامو می‌شنوی؟

824
01:08:22,130 --> 01:08:27,380
‫کشوها رو باز کردم
‫و یه کامپیوتر کوچیک‌تر اون تو پیدا کردم.

825
01:08:27,460 --> 01:08:29,000
‫ازش کپی گرفتم.

826
01:08:29,080 --> 01:08:32,160
‫و بعد متوجه شدم
‫که یه پاکت هم اونجاست.

827
01:08:32,250 --> 01:08:36,290
‫بازش کردم و توش یه کارت بود
‫که یه اسم روش دست‌نویس شده بود.

828
01:08:37,210 --> 01:08:38,380
‫و اون اسم چی بود؟

829
01:08:43,250 --> 01:08:44,080
‫کاسیل.

830
01:08:45,710 --> 01:08:47,540
‫بفرما. این شد یه چیزی.

831
01:08:49,170 --> 01:08:53,000
‫ما داریم به کامپیوتر فوریاسه نگاه می‌کنیم،
‫که اون پوشه مخفی رو پیدا کردیم

832
01:08:55,290 --> 01:08:57,040
‫کاسیل کیه، آقای آنکارس؟

833
01:08:57,460 --> 01:09:01,460
‫پس، شما شهادت آدمش و مدرک کامپیوتر رو دارین.
‫برید فوریاسه رو بگیرین.

834
01:09:01,540 --> 01:09:03,870
‫ما قبلاً به این نتیجه رسیدیم
‫که ورود به خونه فوریاسه

835
01:09:03,960 --> 01:09:05,460
‫به منزله اعلام جنگه.

836
01:09:05,920 --> 01:09:09,500
‫علاوه بر این، آندرسیتو دو روز
‫بعد از ضبط اون تصاویر کشته شد.

837
01:09:09,580 --> 01:09:11,120
‫عجب، چه تصادفی.

838
01:09:12,040 --> 01:09:12,870
‫باشه.

839
01:09:14,460 --> 01:09:18,380
‫وقتی امنیت من و خانواده‌ام رو تضمین کنین،
‫منم کاسیل رو بهتون تحویل میدم.

840
01:09:18,460 --> 01:09:22,670
‫و شما فقط زمانی می‌تونین اینو تضمین کنین
‫که استبان فوریاسه کارش تموم بشه، باشه؟

841
01:09:23,330 --> 01:09:26,410
‫تصمیم با شماست. می‌خوای بخواه، نمی‌خوای نخواه.

842
01:09:28,130 --> 01:09:29,130
‫کجا داری میری؟

843
01:09:29,210 --> 01:09:30,500
‫میرم یه سیگار بکشم.

844
01:09:32,330 --> 01:09:34,080
‫شماها خیلی حرف‌ها برای گفتن دارین.

845
01:09:35,500 --> 01:09:38,960
‫و یه چیز دیگه، شما یه سربازِ
‫استبان فوریاسه تو این اتاق دارین.

846
01:09:39,040 --> 01:09:41,500
‫- اون میکروفون‌ها و دوربین‌ها رو شنود کرده...
‫- برید بگیرینش!

847
01:09:42,250 --> 01:09:44,330
‫ای وای من...

848
01:09:45,330 --> 01:09:47,370
‫آروم باش دیانا، آروم.

849
01:09:47,460 --> 01:09:50,460
‫فعلاً همه‌چی مرتبه.
‫ما تونستیم سیگنالشون رو قطع کنیم.

850
01:09:51,170 --> 01:09:53,460
‫یادتون باشه که پیشنهاد من غیرقابل مذاکره‌ست.

851
01:09:54,290 --> 01:09:56,460
‫شما استبان رو می‌دین به من، من کاسیل رو میدم به شما.

852
01:09:57,540 --> 01:09:59,460
‫اینو به صورت کتبی می‌خوام، النا.

853
01:10:01,080 --> 01:10:02,750
‫- من با این موافق نیستم.
‫- نه.

854
01:10:03,210 --> 01:10:06,000
‫وقتی این تموم شد،
‫هر سه تاتون رو تو دفترم می‌خوام.

855
01:10:06,880 --> 01:10:08,590
‫- دیانا.
‫- گفتم الان نه.

856
01:10:13,210 --> 01:10:14,290
‫دستات رو باز نگه دار.

857
01:10:19,460 --> 01:10:21,590
‫به نظارت ادامه بده، ادامه بده.

858
01:10:25,460 --> 01:10:28,750
‫تو یه حرومزاده واقعی هستی،
‫ولی نابغه‌ای مارلون.

859
01:10:28,830 --> 01:10:30,660
‫شما خیلی دیوثی، رئیس.

860
01:10:30,750 --> 01:10:33,670
‫آنکارس، کاسیل کیه؟

861
01:10:33,750 --> 01:10:35,000
‫آروم باش زتا، آروم باش.

862
01:10:35,080 --> 01:10:37,910
‫ما همین الان یکی از سربازهاش رو
‫تو قلب سازمان دی ان آی لو دادیم

863
01:10:38,000 --> 01:10:41,830
‫پس خیلی احتمال داره که به همون بخشی از سی ان آی
‫که ما رو لو داد هم نفوذ کرده باشن.

864
01:10:41,920 --> 01:10:43,590
‫در مورد کاسیل هم باید بگم، هر چیزی به وقتش.

865
01:10:43,670 --> 01:10:45,800
‫الان اصلاً امن نیست
‫که چیزی رو در میون بذاریم.

866
01:10:56,630 --> 01:10:59,210
‫بالاخره کم آورد و گفت برای کی کار می‌کنه؟

867
01:10:59,290 --> 01:11:01,040
‫فقط گفت که یه واسطه
‫بهش پول پیشنهاد داده

868
01:11:01,130 --> 01:11:04,130
‫تا دوربین‌ها و میکروفون‌های ساختمون رو شنود کنه. همین.

869
01:11:04,210 --> 01:11:07,380
‫یه روزنامه‌نگار، یه واسطه...
‫استبان فوریاسه داره کارش رو خوب انجام می‌ده.

870
01:11:07,750 --> 01:11:10,500
‫ولی یه خبر خوب دارم.
‫دی ان آی در ازای اینکه شما کاسیل رو تحویل بدین

871
01:11:10,580 --> 01:11:12,290
‫با خواسته‌هاتون موافقت کرد

872
01:11:14,000 --> 01:11:18,250
‫آنکارس، کاسیل کیه؟
‫ چرا سی ان آی هیچ سابقه‌ای ازش نداره؟

873
01:11:18,330 --> 01:11:20,580
‫کلمبیایی‌ها می‌خوان چه غلطی با کاسیل بکنن؟

874
01:11:20,670 --> 01:11:22,300
‫اصلاً نمی‌دونم و برام مهم هم نیست.

875
01:11:24,080 --> 01:11:25,580
‫اون یکی از مأمورهای ما بود؟

876
01:11:26,080 --> 01:11:27,500
‫اون دستور عملیات رو داد

877
01:11:27,580 --> 01:11:29,500
‫و برای همین بود که از دایره خارج شد؟

878
01:11:30,420 --> 01:11:33,460
‫آنکارس، اون کیه؟
‫چرا داری ازش محافظت می‌کنی؟

879
01:11:39,170 --> 01:11:40,670
‫چی شده؟ من هیچی نمی‌شنوم.

880
01:11:41,130 --> 01:11:41,960
‫چی شد؟

881
01:11:42,040 --> 01:11:43,420
‫ارتباطمون باهاش قطع شد.

882
01:11:43,500 --> 01:11:45,920
‫چرا فکر می‌کنی کاسیل یه مرده؟

883
01:11:49,460 --> 01:11:50,540
‫کاسیل یه زنه؟

884
01:11:53,460 --> 01:11:54,880
‫با تمام خوبی‌ها و بدی‌هاش،

885
01:11:54,960 --> 01:11:57,380
‫اون وفادارترین مأموری بوده
‫که تشکیلات تا حالا به خودش دیده.

886
01:11:57,460 --> 01:11:59,630
‫ما ازش تیراپو رو خواستیم،
‫و اون با فدا کردنِ چیزی که غیرقابل تصوره،

887
01:11:59,710 --> 01:12:01,540
‫تیراپو رو تحویل ما داد.

888
01:12:02,500 --> 01:12:03,580
‫اسمش.

889
01:12:04,540 --> 01:12:05,540
‫اون هنوز زنده‌ست؟

890
01:12:07,960 --> 01:12:10,750
‫می‌تونم اسمش رو بهت بگم،
‫ولی تو هیچ‌وقت به کاسیل نمی‌رسی.

891
01:12:12,290 --> 01:12:13,290
‫چرا؟

892
01:12:14,170 --> 01:12:16,550
‫چون اون کاسیلی که من و تو می‌شناختیم
‫دیگه وجود نداره.

893
01:12:16,630 --> 01:12:18,260
‫اون مثل ما کار نمی‌کنه.

894
01:12:18,330 --> 01:12:20,330
‫ولی وفاداریش هنوز سر جاشه، مگه نه؟

895
01:12:20,790 --> 01:12:23,920
‫اون‌طوری به من نگاه نکن.
‫واسه همین پسرش رو انتخاب کردی،

896
01:12:24,000 --> 01:12:25,880
‫چون می‌دونستی اون کار رو تا آخر انجام می‌ده.

897
01:12:25,960 --> 01:12:27,840
‫آنکارس، با آتیش بازی نکن.

898
01:12:27,920 --> 01:12:30,460
‫من و تو هم تو این دنیا با آتیش بازی می‌کنیم
‫هم تو دنیای بعدی.

899
01:12:30,540 --> 01:12:31,620
‫کاسیل پیلاره.

900
01:12:32,170 --> 01:12:34,170
‫و این پایان این مکالمه ماست.

901
01:12:34,250 --> 01:12:35,080
‫برگرد اینجا.

902
01:12:35,420 --> 01:12:37,380
‫چک کن ببین دستگاه مختل‌کننده سیگنال هست یا نه.

903
01:12:37,460 --> 01:12:39,040
‫- این کار طول می‌کشه؟
‫- نمی‌دونم.

904
01:12:39,130 --> 01:12:40,710
‫تو کسی هستی که اینجا اوضاع دستشه...

905
01:12:40,790 --> 01:12:41,750
‫ولی من نمی‌دونم.

906
01:12:42,380 --> 01:12:44,710
‫پیلار چه نقشی تو سیه‌ناگا داشت؟

907
01:12:52,670 --> 01:12:54,210
‫هنوز نمی‌تونم اینو بهت بگم.

908
01:12:57,630 --> 01:12:59,590
‫چند وقته می‌دونی که یاگو پسرته؟

909
01:12:59,670 --> 01:13:02,750
‫اون خانواده منه، النا.
‫من همیشه یه قدم از همه‌تون جلوتر بودم.

910
01:13:03,380 --> 01:13:04,710
‫قراره بهش بگی؟

911
01:13:04,790 --> 01:13:06,920
‫به وقتش. فعلاً بذار همه فکر کنن

912
01:13:07,000 --> 01:13:08,500
‫که کاسیل یه مرده، باشه؟

913
01:13:09,670 --> 01:13:11,090
‫و چرا داری به من میگی؟

914
01:13:11,170 --> 01:13:13,210
‫اگه زنده نموندم، تو باید هر کاری لازمه بکنی

915
01:13:13,290 --> 01:13:16,460
‫تا این حرومزاده‌ها فوریاسه رو از معادله حذف کنن.

916
01:13:16,540 --> 01:13:20,000
‫خودت خیلی خوب می‌دونی که کلمبیا
‫رسماً علیه فوریاسه اقدام نمی‌کنه.

917
01:13:20,630 --> 01:13:22,010
‫اون خیلی قدرتمنده.

918
01:13:23,170 --> 01:13:24,920
‫ولی اونا دارن پیشنهاد
‫حمایت از تیمت رو می‌دن.

919
01:13:25,000 --> 01:13:27,540
‫اسکیزوفرنی داری، النا؟
‫الان تیمی می‌بینی؟

920
01:13:27,630 --> 01:13:30,420
‫تو بهترین مهره ما اینجایی.
‫تو با بقیه در ارتباطی.

921
01:13:30,500 --> 01:13:31,630
‫النا، من بازنشسته‌ام.

922
01:13:31,710 --> 01:13:34,500
‫- بازنشسته‌ها میرن ماهیگیری.
‫- آنکارس، من فوریاسه رو می‌خوام،

923
01:13:34,580 --> 01:13:36,620
‫و قیمتش هویت کاسیله.

924
01:13:36,710 --> 01:13:39,540
‫پس ما فوریاسه رو گیر میاریم، تو کاسیل رو لو میدی،

925
01:13:39,630 --> 01:13:42,170
‫من از تو و خانواده‌ات محافظت می‌کنم،

926
01:13:42,250 --> 01:13:45,130
‫و تو هم میری ماهیگیری.
‫هر چقدر که بخوای.

927
01:13:49,630 --> 01:13:52,710
‫یه روزی دیگه تو گنداب شنا نمی‌کنی
‫و من اونجام تا ببینمش.

928
01:13:57,880 --> 01:13:58,840
‫شماها اونجایین؟

929
01:13:59,250 --> 01:14:01,880
‫هی! هی. چی شد؟

930
01:14:02,460 --> 01:14:04,500
‫پیدا کن چرا صدای لعنتیم رو نمی‌شنوین.

931
01:14:04,580 --> 01:14:06,370
‫آنکارس، سیگنال رفت.
‫چی رو از دست دادیم؟

932
01:14:06,460 --> 01:14:09,000
‫ازش خوشت نمیاد، مارلون.
‫اصلاً خوشت نمیاد.

933
01:14:09,080 --> 01:14:10,370
‫من دارم میام اونجا.

934
01:14:10,460 --> 01:14:11,540
‫بسیار خب.

935
01:14:12,380 --> 01:14:14,630
‫همه‌چی رو جمع کنین،
‫داریم می‌ریم مدلین.

936
01:14:16,880 --> 01:14:17,710
‫بیاین بریم.

937
01:14:49,960 --> 01:14:51,250
‫اون مأمور چی بهت گفت؟

938
01:14:51,330 --> 01:14:55,290
‫اینکه با 250 هزار دلار می‌شه 15 دقیقه خاموشی خرید.

939
01:14:55,380 --> 01:14:57,130
‫ما رو نیم ساعت توافق کرده بودیم.

940
01:14:57,630 --> 01:14:59,420
‫به مدلین، کلمبیا خوش اومدین.

941
01:14:59,500 --> 01:15:03,290
‫خب، برای 15 دقیقه،
‫تو اون هزارتو عین ارواح می‌شیم.

942
01:15:04,460 --> 01:15:05,960
‫بعدش دستمون می‌مونه تو پوست گردو.

943
01:15:06,040 --> 01:15:09,290
‫اگه می‌خوایم بکشیم کنار،
‫الان وقتشه. تصمیم با شماست.

944
01:15:10,420 --> 01:15:11,420
‫مارلون، می‌سپارمش به تو.

945
01:15:12,580 --> 01:15:15,790
‫بسیار خب. به سیه‌ناگا خوش اومدین،

946
01:15:15,880 --> 01:15:17,380
‫عمارت بابایی تئو.

947
01:15:18,000 --> 01:15:20,790
‫که با بهترین تکنولوژی‌ها به‌روز شده،

948
01:15:20,880 --> 01:15:23,960
‫دوربین‌های امنیتی با سنسورهای حرکتی،

949
01:15:24,040 --> 01:15:26,620
‫و سنسورهای بیومتریک داخل خونه.

950
01:15:27,000 --> 01:15:29,130
‫رابط تو امنیت رو غیرفعال می‌کنه، مگه نه؟

951
01:15:30,790 --> 01:15:35,830
‫نه خانم. اون 250 هزارتا تا فقط برای
‫غیرفعال کردن امنیت بود.

952
01:15:35,920 --> 01:15:37,500
‫من به حساب ژنراتورها می‌رسم.

953
01:15:37,580 --> 01:15:39,870
‫چیزی که هیچ ایده‌ای در موردش ندارم
‫اینه که کی می‌خواد با

954
01:15:39,960 --> 01:15:41,340
‫اون گله از حرومزاده‌ها سر و کله بزنه.

955
01:15:41,420 --> 01:15:42,420
‫چند نفرن؟

956
01:15:42,630 --> 01:15:45,260
‫دوازده تا تو مزرعه
‫و چند تا از آدم‌های مورد اعتمادش داخل خونه.

957
01:15:45,330 --> 01:15:46,460
‫اتاق خواب اصلی؟

958
01:15:46,540 --> 01:15:49,040
‫با توجه به اندازه‌اش،
‫فکر می‌کنیم این اتاق خواب اصلی باشه،

959
01:15:49,130 --> 01:15:52,050
‫پس استبان و دختر شایسته ونزوئلا
‫تو سال 2015 اینجا می‌خوابن.

960
01:15:52,130 --> 01:15:53,760
‫و بچه‌ها هم تو این یکی.

961
01:15:54,130 --> 01:15:56,300
‫- کلاً چند تا بچه‌ان؟
‫- دو تا، یه جفت.

962
01:15:56,380 --> 01:15:58,670
‫اون عوضی با مادر زنش زندگی می‌کنه.

963
01:15:58,750 --> 01:16:01,330
‫- باید خیلی سوسول باشی...
‫- من اون حرومزاده رو زنده می‌خوام.

964
01:16:01,420 --> 01:16:03,750
‫مدارک، حواله‌های بانکی،
‫پرداختی‌ها به قاتل‌های اجیرشده.

965
01:16:03,830 --> 01:16:06,830
‫برای استردادش، باید اونو
‫به قتل‌های سفارتخانه‌ها ربط بدیم،

966
01:16:06,920 --> 01:16:09,920
‫و من به 4 تا عکس مزخرف لپ‌تاپ قانع نمیشم.
‫شیرفهم شد؟

967
01:16:11,040 --> 01:16:13,540
‫یه ربع. سریع و تمیز.
‫وقتی محموله رو گرفتین،

968
01:16:13,630 --> 01:16:15,510
‫مارلون تو نقطه قرار میاد دنبالتون.

969
01:16:15,580 --> 01:16:16,460
‫درسته.

970
01:16:16,540 --> 01:16:18,330
‫زتا. زنده.

971
01:16:21,000 --> 01:16:22,210
‫خیلی خوبه. فلاکو. ویوی.

972
01:16:40,210 --> 01:16:42,130
‫یه ساعت تا خاموشی وقت داریم.

973
01:16:43,040 --> 01:16:44,040
‫یه ساعت.

974
01:16:51,040 --> 01:16:58,040
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

975
01:17:30,830 --> 01:17:32,040
‫چی شد؟

976
01:17:32,130 --> 01:17:33,840
‫بچه‌ها، چراغ‌ها چی شدن؟

977
01:17:33,920 --> 01:17:35,630
‫پنج نفر رو بفرست اونجا.

978
01:17:52,500 --> 01:17:53,330
‫چه خبره؟

979
01:17:53,420 --> 01:17:55,590
‫رئیس، کل سیه‌ناگا برقش رفته.

980
01:17:56,880 --> 01:17:57,960
‫ژنراتور چی؟

981
01:17:58,040 --> 01:17:59,540
‫دستکاری شده، رئیس.

982
01:18:00,080 --> 01:18:02,830
‫- بریم بچه‌ها رو بیاریم.
‫- عزیزم، چه اتفاقی افتاده؟

983
01:18:11,040 --> 01:18:12,080
‫پرنسس، بیدار شو.

984
01:18:12,170 --> 01:18:14,840
‫- بیدار شو پرنسس کوچولو.
‫- عزیزم، شاهزاده من.

985
01:18:14,920 --> 01:18:16,880
‫- همه‌چی درست میشه.
‫- بیدار شو، عشقم.

986
01:18:16,960 --> 01:18:19,130
‫- همه‌چی درست میشه.
‫- اتفاقی افتاده؟

987
01:18:19,210 --> 01:18:21,340
‫- همه‌چی درست میشه.
‫- هیچی، برق رفته.

988
01:18:21,420 --> 01:18:23,300
‫بچه‌ها رو ببر تو پذیرایی.

989
01:18:23,380 --> 01:18:26,670
‫بیا عزیزم. بریم. همینه.

990
01:18:26,750 --> 01:18:27,790
‫همه‌چی مرتبه؟

991
01:18:27,880 --> 01:18:28,920
‫بله، قربان.

992
01:18:29,000 --> 01:18:30,960
‫به همه افراد گفتیم عمارت رو بگردن.

993
01:18:31,040 --> 01:18:33,790
‫ولی اگه می‌خواین چیزی بردارین،
‫بهتره همین الان این کار رو بکنین.

994
01:18:34,710 --> 01:18:35,710
‫از تو دفتر کارم.

995
01:18:36,500 --> 01:18:38,790
‫نیروی پشتیبانی خبر کن.
‫شبه‌نظامی‌ها رو بیار تو.

996
01:18:39,710 --> 01:18:41,290
‫مراقب باش، سمت راست.

997
01:18:42,330 --> 01:18:43,540
‫بریم!

998
01:18:59,420 --> 01:19:01,050
‫بریم.

999
01:19:11,420 --> 01:19:12,710
‫ده دقیقه گذشت.

1000
01:19:21,710 --> 01:19:22,540
‫چه خبره؟

1001
01:19:22,630 --> 01:19:24,420
‫- سیگنال نداریم.
‫- آروم باش، آروم، آروم.

1002
01:19:28,630 --> 01:19:30,590
‫شماها پشت مبل قایم شین.

1003
01:19:30,670 --> 01:19:32,960
‫آنیتا، بیا اینجا. بگیرش.

1004
01:19:33,460 --> 01:19:34,880
‫متأسفم، اونا برای من اومدن.

1005
01:19:34,960 --> 01:19:37,630
‫- استبان، چه خبره؟
‫- از بچه‌ها محافظت کن.

1006
01:19:37,710 --> 01:19:40,090
‫- عشقم، پس تو چی؟
‫- از بچه‌ها محافظت کن!

1007
01:19:40,170 --> 01:19:42,090
‫زود برمی‌گردم. از اینجا تکون نخورین.

1008
01:19:42,960 --> 01:19:44,380
‫- خوب ازشون مراقبت کن.
‫- چشم، قربان.

1009
01:19:50,170 --> 01:19:52,300
‫همین الان! ما باید از رئیس محافظت کنیم!

1010
01:20:01,250 --> 01:20:02,500
‫شلیک کنین!

1011
01:21:18,750 --> 01:21:28,590
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

1012
01:22:29,330 --> 01:22:30,330
‫حالت خوبه؟

1013
01:22:32,040 --> 01:22:34,040
‫دو دقیقه مونده. ما باید بریم.

1014
01:22:34,710 --> 01:22:36,040
‫بیارشون بیرون، همین الان.

1015
01:23:07,380 --> 01:23:08,550
‫اسلحه‌ات رو بنداز، فوریاسه.

1016
01:23:09,880 --> 01:23:13,880
‫بندازش! پرده رو بکش.
‫پرده رو بکش.

1017
01:23:16,080 --> 01:23:17,500
‫تو بودی که منو فریب دادی.

1018
01:23:30,750 --> 01:23:32,170
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

1019
01:23:33,330 --> 01:23:35,290
‫دفاع از خود بود. بریم.

1020
01:23:43,830 --> 01:23:45,580
‫مارلون گزارش میده که برق برگشته.

1021
01:23:45,670 --> 01:23:48,170
‫چند تا ماشین شبه‌نظامی
‫دارن به سمت سیه‌ناگا میان.

1022
01:23:48,250 --> 01:23:50,170
‫زتا، استبان فوریاسه رو گرفتین؟

1023
01:23:50,250 --> 01:23:52,880
‫- فکر نکنم صدای ما رو بشنون.
‫- زتا!

1024
01:24:12,500 --> 01:24:15,710
‫- شبه‌نظامی‌ها یه دقیقه دیگه می‌رسن.
‫- آنکارس، از اونجا بیارشون بیرون.

1025
01:24:45,420 --> 01:24:47,710
‫رئیس، شبه‌نظامی‌ها رسیدن.

1026
01:24:47,790 --> 01:24:49,920
‫بیرون آوردنِ افرادت کار خیلی سختیه.

1027
01:24:50,000 --> 01:24:51,250
‫- یالا.
‫- بیارشون بیرون.

1028
01:24:52,630 --> 01:24:54,380
‫- مارلون، نقطه قرار.
‫- اون زخمی شده.

1029
01:25:36,420 --> 01:25:38,500
‫خارج شید، لعنت بهش! حرکت کنین!

1030
01:26:05,420 --> 01:26:06,420
‫سوار شین!

1031
01:26:07,670 --> 01:26:10,000
‫- یالا!
‫- سریع. بریم.

1032
01:26:14,960 --> 01:26:15,960
‫سوار شو.

1033
01:26:16,750 --> 01:26:18,210
‫برو، برون! برون!

1034
01:26:23,960 --> 01:26:25,840
‫یه دقیقه‌ای تموم میشه.

1035
01:26:26,790 --> 01:26:28,000
‫می‌دونم.

1036
01:26:28,920 --> 01:26:30,960
‫- برو، برو، برو!
‫- گوشیِ فوریاسه.

1037
01:26:33,750 --> 01:26:35,420
‫خدا رو شکر که فقط 12 نفر بودن.

1038
01:26:35,920 --> 01:26:37,710
‫...12، 22، 36

1039
01:26:37,790 --> 01:26:39,540
‫- همه‌اش یکیه.
‫- رو اعصابم نرو!

1040
01:26:39,630 --> 01:26:40,630
‫باشه.

1041
01:26:43,250 --> 01:26:47,710
‫پدربزرگ، داریم برمی‌گردیم پایگاه.
‫جفتشون صحیح و سالمن.

1042
01:26:48,420 --> 01:26:49,960
‫باشه، خوبه.

1043
01:26:50,880 --> 01:26:52,260
‫- خیلی خب.
‫- خب، پس.

1044
01:27:01,210 --> 01:27:03,790
‫باشه، خیلی خوبه.
‫کارتون عالی بود. کارتون عالی بود.

1045
01:27:08,040 --> 01:27:10,040
‫خب زتا. فوریاسه چی؟

1046
01:27:10,170 --> 01:27:11,840
‫- مرده.
‫- چی؟

1047
01:27:11,920 --> 01:27:12,920
‫آلفا کارش رو تموم کرد.

1048
01:27:14,170 --> 01:27:16,590
‫- لعنت. گندش بزنن. ولی چرا؟
‫- دفاع از خود.

1049
01:27:17,830 --> 01:27:19,120
‫گوشیِ فوریاسه.

1050
01:27:19,210 --> 01:27:20,750
‫حداقل یه چیزی داریم.

1051
01:27:20,830 --> 01:27:23,160
‫ممنون زتا. کارت خوب بود.
‫بذار ببینیم چی ازش درمیاریم.

1052
01:27:28,960 --> 01:27:30,130
‫کارت خیلی خوبی بود.

1053
01:27:30,210 --> 01:27:33,000
‫کار خوب؟ فوریاسه مرده، می‌دونی که؟

1054
01:27:33,500 --> 01:27:34,460
‫این قیافه دیگه چیه؟

1055
01:27:34,540 --> 01:27:36,580
‫ترجیح می‌دادی تو جای اون می‌مردی؟

1056
01:27:36,670 --> 01:27:37,500
‫خب، نه.

1057
01:27:38,500 --> 01:27:41,210
‫یه حرومزاده کمتر.
‫همه‌مون خوشحالیم، یاگو.

1058
01:27:41,710 --> 01:27:44,210
‫رئیس، حالش خوبه.

1059
01:27:44,750 --> 01:27:48,210
‫یه تیر به جلیقه، یه ضربه محکم،
‫و کبودی. همین و بس.

1060
01:27:48,290 --> 01:27:50,960
‫مطمئنم به این گندی که بالا آوردی افتخار می‌کنی.

1061
01:27:55,040 --> 01:27:56,290
‫گنده‌بک وحشی.

1062
01:27:58,290 --> 01:27:59,210
‫برش گردون عقب.

1063
01:27:59,880 --> 01:28:02,170
‫- اینو؟
‫- آره، گیر کرده.

1064
01:28:02,250 --> 01:28:03,420
‫خیلی مطمئن نیستم.

1065
01:28:03,500 --> 01:28:04,960
‫- آره، بزن عقب.
‫- باشه.

1066
01:28:05,790 --> 01:28:06,790
‫اوضاع چطوره؟

1067
01:28:07,630 --> 01:28:10,550
‫- همه‌چی مرتبه. ممنون.
‫- باشه.

1068
01:28:10,630 --> 01:28:13,630
‫- یه چیزی پیدا کردین، درسته؟
‫- نه، فعلاً هیچی نیست.

1069
01:28:13,710 --> 01:28:15,960
‫- خبر خوبی از اون گوشی درنیومد؟
‫- نه.

1070
01:28:16,040 --> 01:28:17,170
‫هنوز هیچی.

1071
01:28:21,960 --> 01:28:22,790
‫خب پس.

1072
01:28:23,460 --> 01:28:25,920
‫نوبت توئه. کاسیل کجاست؟

1073
01:28:28,210 --> 01:28:30,460
‫بذار حالت خوب بشه.
‫بعداً در موردش حرف می‌زنیم.

1074
01:28:30,540 --> 01:28:33,250
‫آلفا، قرارمون فوریاسه بود. زنده.

1075
01:28:33,330 --> 01:28:36,080
‫مرده یا زنده .چیزی که تو می‌خواستی مدرک علیهش بود.

1076
01:28:36,670 --> 01:28:37,670
‫گوشیش دستته.

1077
01:28:38,670 --> 01:28:39,880
‫می‌دونی چیه، آلفا.

1078
01:28:39,960 --> 01:28:42,790
‫به محض اینکه بفهمیم توی اون گوشی چیه، با هم حرف می‌زنیم.

1079
01:28:42,880 --> 01:28:45,010
‫کاسیل. وگرنه هیچ‌کدومتون هیچ‌جا نمی‌رین.

1080
01:28:45,080 --> 01:28:46,460
‫- النا.
‫- اومدم.

1081
01:28:47,750 --> 01:28:48,670
‫بسیار خب، آنکارس.

1082
01:28:51,420 --> 01:28:52,340
‫همینه.

1083
01:28:52,420 --> 01:28:54,590
‫دیگه وقتشه که شروع کنی به حرف زدن.

1084
01:28:56,960 --> 01:28:57,960
‫کاسیل کجاست؟

1085
01:28:59,670 --> 01:29:01,340
‫چرا این‌قدر از اون زن محافظت می‌کنی؟

1086
01:29:01,830 --> 01:29:03,290
‫درسته، دارم ازش محافظت می‌کنم.

1087
01:29:05,920 --> 01:29:07,460
‫دارم ازش محافظت می‌کنم.

1088
01:29:09,420 --> 01:29:13,170
‫از کجا می‌دونی کاسیل یه زنه؟
‫من اینو به هیچ‌کس که الان زنده باشه نگفتم.

1089
01:29:14,000 --> 01:29:17,250
‫منو دست‌کم نگیر.
‫من بودم که این پرونده رو از زیر خاک کشیدم بیرون.

1090
01:29:17,920 --> 01:29:19,630
‫ما سال‌هاست که دنبالشیم.

1091
01:29:22,880 --> 01:29:24,010
‫کاسیل...

1092
01:29:25,670 --> 01:29:27,840
‫ارزشمندترین منبع اطلاعاتی ما بود.

1093
01:29:29,420 --> 01:29:31,250
‫نفوذ به سیه‌ناگا غیرممکن بود،

1094
01:29:31,330 --> 01:29:34,250
‫برای همین تشکیلات تنها کاری رو کرد
‫که توش مهارت داره.

1095
01:29:34,330 --> 01:29:36,000
‫یه زن رو به عنوان مأمور مخفی فرستادن.

1096
01:29:36,080 --> 01:29:40,750
‫زنی که هویت و نقشش کاملاً مخفی نگه داشته شد.

1097
01:29:40,830 --> 01:29:42,790
‫اون موقع، اسمش سارا وارلا بود.

1098
01:29:42,880 --> 01:29:44,420
‫اون به پلیس ملی محلق شد

1099
01:29:44,500 --> 01:29:47,830
‫چون پدرش یکی از مأموران گارد مدنی بود که توسط تیراپو کشته شد.

1100
01:29:47,920 --> 01:29:50,170
‫- زنده‌باد گارد مدنی!
‫- پاینده باد!

1101
01:29:54,580 --> 01:29:56,160
‫انگیزه‌اش خیلی قوی بود.

1102
01:29:56,250 --> 01:29:58,420
‫برای همین بود که می‌تونست
‫برای ما خیلی باارزش باشه،

1103
01:29:58,500 --> 01:30:01,040
‫چون تا آخرش وفادار می‌موند و موند.

1104
01:30:06,330 --> 01:30:08,960
‫اونو فرستادن کلمبیا تا دل خشم خدا رو به دست بیاره

1105
01:30:09,040 --> 01:30:10,670
‫- و از طریق اون به تیراپو برسه.
‫- سارا.

1106
01:30:10,750 --> 01:30:12,960
‫- اینس. از دیدنت خوشبختم.
‫- منم از دیدنت خوشبختم.

1107
01:30:13,040 --> 01:30:15,370
‫- اریک.
‫- اوضاع چطوره؟ از دیدنت خوشبختم.

1108
01:30:15,500 --> 01:30:17,670
‫- لوکاس.
‫- از دیدنت خوشبختم.

1109
01:30:17,750 --> 01:30:21,170
‫فوریاسه همسرش رو از دست داده بود،
‫و فرستادن سارا به تختخوابش

1110
01:30:21,250 --> 01:30:23,670
‫برای به دست آوردن اطلاعات
‫یه گزینه منطقی به نظر می‌رسید.

1111
01:30:24,540 --> 01:30:25,620
‫چه عجب.

1112
01:30:25,710 --> 01:30:26,880
‫خوشگله، نه؟

1113
01:30:27,380 --> 01:30:28,380
‫معمولیه.

1114
01:30:28,960 --> 01:30:29,880
‫معمولی؟

1115
01:30:30,500 --> 01:30:31,830
‫سارا، اینجا سیه‌ناگاست.

1116
01:30:33,500 --> 01:30:36,880
‫اینا سه تا منطقه‌ای هستن
‫که برای تبادل اطلاعات ازشون استفاده می‌کنیم.

1117
01:30:36,960 --> 01:30:38,670
‫باید یه اسم انتخاب کنیم.

1118
01:30:39,170 --> 01:30:41,130
‫ما اونو تو این پرونده توجیه کردیم

1119
01:30:41,210 --> 01:30:44,960
‫و ما بودیم که اونو تبدیل به یه مأمور مخفی کردیم.

1120
01:30:47,210 --> 01:30:50,500
‫سارا وارلا دیگه وجود نداشت
‫و تبدیل شد به آنا واسکز.

1121
01:30:51,630 --> 01:30:55,340
‫ولی ما برای رعایت مسائل امنیتی،
‫اسم مستعار کاسیل رو روش گذاشتیم، یه مخفف.

1122
01:30:55,420 --> 01:30:57,250
‫حروف اول اسم هر شش نفرمون.

1123
01:30:57,330 --> 01:30:59,910
‫فقط ما شش نفر اونو با این اسم می‌شناختیم.

1124
01:31:00,580 --> 01:31:01,540
‫خب؟

1125
01:31:01,630 --> 01:31:03,420
‫- اون یه الهه بود.
‫- بریم؟ بفرمایید.

1126
01:31:03,500 --> 01:31:07,880
‫فوریاسه مثل یه مشت خاک به پاش می‌افتاد.

1127
01:31:12,000 --> 01:31:14,960
‫تئو فوریاسه پیر و خرفت
‫غصه‌هاش رو تو کلوب ساوسالیتو غرق می‌کرد،

1128
01:31:15,040 --> 01:31:17,710
‫یه جا برای بچه‌پولدارهای حومه مدلین.

1129
01:31:20,130 --> 01:31:23,800
‫ما فقط باید کاسیل رو میزدیم به قلاب
‫و منتظر می‌موندیم تا طعمه رو گاز بگیره.

1130
01:31:25,580 --> 01:31:26,580
‫و همین کار رو هم کرد.

1131
01:31:27,250 --> 01:31:30,330
‫پدریتو، اون جیگر کیه؟

1132
01:31:40,000 --> 01:31:42,420
‫- آنا، آقای فوریاسه.
‫- از دیدنتون خوشبختم.

1133
01:31:42,500 --> 01:31:46,670
‫سارا شد سرگرمیِ مورد علاقه تئو.
‫کم کم یه چیزایی دید و شنید.

1134
01:31:46,750 --> 01:31:47,750
‫و خیلی هم نجیب.

1135
01:31:47,830 --> 01:31:51,250
‫با آدم‌های خوبی هم می‌گرده.
‫اینم خیلی عالیه.

1136
01:31:51,330 --> 01:31:54,120
‫یالا. به سلامتی فوریاسه.

1137
01:31:55,460 --> 01:31:57,210
‫- این...
‫- وای!.

1138
01:31:57,290 --> 01:31:59,250
‫آره، این همون چیزیه که نیاز داری، آره.

1139
01:32:00,460 --> 01:32:01,540
‫هدیه‌ای که...

1140
01:32:16,790 --> 01:32:19,040
‫هر دوشنبه اون گزارش‌هاش رو به من می‌داد.

1141
01:32:19,130 --> 01:32:21,960
‫ما مخفیانه همو می‌دیدیم و...

1142
01:32:29,880 --> 01:32:31,380
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، آره.

1143
01:32:38,540 --> 01:32:40,870
‫یه روز، اتفاقی که نباید می‌افتاد افتاد
‫و اوضاع پیچیده شد.

1144
01:34:01,710 --> 01:34:03,460
‫چرا همه اینا رو ول نمی‌کنیم بریم؟

1145
01:34:06,460 --> 01:34:08,040
‫حتماً می‌تونن کسای دیگه‌ای رو بفرستن.

1146
01:34:09,080 --> 01:34:11,500
‫من تا وقتی مچ اون حرومزاده رو نگیرم
‫از اینجا نمی‌رم.

1147
01:34:12,790 --> 01:34:14,960
‫و اون جونش رو به خطر انداخت تا

1148
01:34:15,040 --> 01:34:18,420
‫همه‌چی رو درباره اون محموله اسلحه‌ای
‫که تیراپو قرار بود از فوریاسه بخره، بفهمه.

1149
01:34:18,500 --> 01:34:20,580
‫روز، ساعت، مکان، همه‌چی.

1150
01:34:20,670 --> 01:34:23,380
‫اگه اون یه جزئیاتِ کوچیک نبود
‫یه عملیات بی‌نقص می‌شد.

1151
01:35:30,960 --> 01:35:32,670
‫قرار بود تیراپو...

1152
01:35:33,830 --> 01:35:37,500
‫پایان‌بخشِ این همه فداکاری باشه،
‫ولی اون روز همه‌چی اشتباه پیش رفت.

1153
01:35:40,750 --> 01:35:42,580
‫من دختره رو می‌برم به فستیوال گل‌ها.

1154
01:35:42,670 --> 01:35:44,590
‫- پس خوش بگذره.
‫- بله.

1155
01:35:44,670 --> 01:35:46,710
‫فکر کنم تا پنج عصر برگردیم.

1156
01:35:47,330 --> 01:35:49,870
‫- حتماً، من اینجام.
‫- احتیاط شرط عقله، نه؟ باشه، عالیه.

1157
01:35:59,000 --> 01:36:02,080
‫عملیات همون لحظه‌ای به هم ریخت
‫که اون همه غیرنظامی سر راهمون قرار گرفتن.

1158
01:36:05,130 --> 01:36:06,550
‫و می‌تونست بدتر هم بشه.

1159
01:36:07,750 --> 01:36:08,790
‫و شد.

1160
01:36:19,330 --> 01:36:20,410
‫یکی دیگه برام بیار.

1161
01:36:23,670 --> 01:36:24,670
‫حرومزاده.

1162
01:36:27,750 --> 01:36:29,080
‫به سلامتی اونایی که تو خونه‌ان،

1163
01:36:29,170 --> 01:36:30,090
‫اینجا اینجوری میگیم.

1164
01:36:30,540 --> 01:36:31,620
‫شما تماس دارین.

1165
01:36:32,080 --> 01:36:33,040
‫با اجازه‌تون.

1166
01:36:37,540 --> 01:36:39,370
‫یالا. بابا!

1167
01:36:39,460 --> 01:36:41,250
‫اون زن آدمِ بدیه، داره گولت می‌زنه.

1168
01:36:41,330 --> 01:36:42,250
‫اون یه عوضیه.

1169
01:36:49,710 --> 01:36:51,040
‫و قسم می‌خورم که برای یه لحظه،

1170
01:36:51,130 --> 01:36:55,510
‫من و سارا می‌خواستیم مثل هر مأموریت دیگه‌ای
‫جمعش کنیم، ولی...

1171
01:36:56,040 --> 01:36:57,580
‫تو کی هستی؟

1172
01:37:27,080 --> 01:37:28,210
‫مامان!

1173
01:37:30,250 --> 01:37:31,580
‫ما چند تا بچه بودیم.

1174
01:37:31,670 --> 01:37:34,550
‫هیچ‌کدوممون برای اون اتفاق آماده نبودیم،
‫هیچ‌کدوممون.

1175
01:37:36,170 --> 01:37:37,590
‫- مامان!
‫- هیچ‌کدوممون.

1176
01:37:38,710 --> 01:37:40,750
‫بیدار شو!

1177
01:37:40,830 --> 01:37:43,160
‫تنها چیزی که برام مهم بود
‫این بود که اونو از اونجا بیارم بیرون.

1178
01:37:47,170 --> 01:37:49,920
‫همه‌مون مقصر بودیم و یه جورایی همه...

1179
01:37:50,750 --> 01:37:52,080
‫اون روز بعدازظهر مردیم.

1180
01:37:53,830 --> 01:37:55,330
‫بعد از سیه‌ناگا چه اتفاقی افتاد؟

1181
01:38:07,880 --> 01:38:09,010
‫نگاه کن.

1182
01:38:09,670 --> 01:38:11,170
‫این‌جوری. این‌جوری دست تکون بده.

1183
01:38:11,250 --> 01:38:15,420
‫اونا ما رو از کلمبیا آوردن بیرون،
‫برای یه مدت طولانی مخفیمون کردن،

1184
01:38:15,500 --> 01:38:16,750
‫و وقتی برگشتیم اسپانیا،

1185
01:38:16,830 --> 01:38:19,120
‫من و سارا تمرکزمون رو گذاشتیم
‫روی چیزی که واقعاً مهم بود،

1186
01:38:19,210 --> 01:38:21,380
‫تشکیل خانواده.

1187
01:38:21,460 --> 01:38:24,380
‫- پسرمون به دنیا اومد، و برنامه‌مون...
‫- داری چه زری می‌زنی؟

1188
01:38:24,460 --> 01:38:26,170
‫- این بود که در ارتباط بمونیم...
‫- لعنت بهت!

1189
01:38:26,250 --> 01:38:28,330
‫- آروم باش!
‫- داری چه زری می‌زنی؟

1190
01:38:28,420 --> 01:38:29,250
‫زتا!

1191
01:38:29,330 --> 01:38:32,540
‫- باید سرِ لعنتیت رو از تنت بکنم، مرد!
‫- آروم باش، لعنت بهش!

1192
01:38:32,630 --> 01:38:35,340
‫- قسم می‌خورم این کارو می‌کنم، دلقک.
‫- این یه دستوره! بس کن!

1193
01:38:35,420 --> 01:38:38,000
‫- تو یه دلقکی!
‫- خفه شو، دیگه کافیه، لعنت بهش.

1194
01:38:38,080 --> 01:38:40,040
‫- دست به من نزن.
‫- دیگه کافیه!

1195
01:38:42,380 --> 01:38:44,670
‫تو یه دلقکی .تو یه دلقکی، مرد.

1196
01:38:44,750 --> 01:38:48,170
‫- باشه. دیگه کافیه، مرد، لعنت بهش.
‫- لعنت بهت. دلقک!

1197
01:38:49,000 --> 01:38:51,170
‫حالت خوبه؟ زتا.

1198
01:39:22,580 --> 01:39:23,750
‫ببین...

1199
01:39:25,880 --> 01:39:28,050
‫من نمی‌دونم بین شماها چه خبره.

1200
01:39:29,790 --> 01:39:33,920
‫چیزی که می‌دونم اینه که کاسیل کسی بود
‫که تیراندازی تو فستیوال رو شروع کرد.

1201
01:39:35,460 --> 01:39:40,420
‫پس این چرت‌وپرت‌ها رو تمومش کن
‫و بهم بگو اون کجاست.

1202
01:39:45,580 --> 01:39:49,120
‫برنامه ما این بود که دور از چشم همه،
‫در ارتباط با سازمان بمونیم.

1203
01:39:49,210 --> 01:39:51,460
‫اما وقتی پسرمون یه ساله شد،

1204
01:39:51,540 --> 01:39:54,540
‫تشکیلات بهمون گفت کلمبیا
‫و آدمای فوریاسه دارن تحقیق می‌کنن که

1205
01:39:54,630 --> 01:39:56,460
‫کی پشت اون قتل‌عام بوده.

1206
01:39:56,540 --> 01:39:58,670
‫اگه می‌فهمیدن، ما مرده بودیم.

1207
01:39:59,710 --> 01:40:01,420
‫واسه همین سسید مارو بیرون کشید.

1208
01:40:01,500 --> 01:40:05,130
‫چون این تنها راهی بود
‫که می‌تونستن از خودشون محافظت کنن.

1209
01:40:05,210 --> 01:40:06,540
‫شما مقصدتون

1210
01:40:06,630 --> 01:40:09,800
‫و اطلاعات لازم برای شروع یه زندگی جدید رو دارین.

1211
01:40:09,880 --> 01:40:12,840
‫واسه همین اونا مرگ ما رو جعل
‫و همه‌مون رو دفن کردن.

1212
01:40:12,920 --> 01:40:16,420
‫سارا شد پیلار و من شدم سالوادور آنکارس.

1213
01:40:17,460 --> 01:40:18,710
‫سارا از خطوطی عبور کرده بود

1214
01:40:18,790 --> 01:40:21,620
‫که تشکیلات هیچ‌وقت
‫مسئولیتشون رو به عهده نمی‌گرفت.

1215
01:40:22,830 --> 01:40:26,500
‫واسه همین ما رو با هویت جدید
‫برای همیشه از اسپانیا فرستادن بیرون.

1216
01:40:28,130 --> 01:40:31,340
‫و هر دومون آماده بودیم
‫تا یه زندگی جدید رو شروع کنیم،

1217
01:40:31,420 --> 01:40:33,920
‫یه زندگی دیگه، خیلی دور از اسپانیا،

1218
01:40:34,000 --> 01:40:37,830
‫ولی اون موقع اتفاقات خیلی زیادی بینمون افتاده بود

1219
01:40:39,290 --> 01:40:40,790
‫و فقط من سوار اون هواپیما شدم.

1220
01:40:41,710 --> 01:40:44,460
‫آنکارس، این پیلار، کاسیل،

1221
01:40:44,540 --> 01:40:47,870
‫یا هر اسم دیگه‌ای که داره،
‫کجا می‌تونیم پیداش کنیم؟

1222
01:40:50,500 --> 01:40:51,500
‫نمی‌دونم.

1223
01:40:58,210 --> 01:40:59,880
‫و از پسرت خبری داری؟

1224
01:41:01,170 --> 01:41:02,550
‫هیچ ردی ازش نیست.

1225
01:41:03,250 --> 01:41:04,250
‫لاندا.

1226
01:41:10,920 --> 01:41:13,340
‫به نظر تو هم این جریان بوداره، نه؟

1227
01:41:14,380 --> 01:41:16,880
‫هنوز نمی‌دونم این بوی تعفن از کجا میاد

1228
01:41:19,290 --> 01:41:21,040
‫ولی پیداش می‌کنم، رفیق.

1229
01:41:36,500 --> 01:41:38,630
‫اون دلقک داره چه چرندیاتی می‌گه؟

1230
01:41:38,710 --> 01:41:40,750
‫- زتا، می‌دونم سخته.
‫- چی سخته؟

1231
01:41:40,830 --> 01:41:42,330
‫می‌دونم هضمش سخته.

1232
01:41:42,420 --> 01:41:45,590
‫آنکارس تو دی ان آی درموردش بهم گفت
‫و ما مدارکی پیدا کردیم

1233
01:41:45,670 --> 01:41:48,590
‫- که مادرت رو به عملیات سیه‌ناگا ربط می‌ده.
‫- داری چی می‌گی؟

1234
01:41:48,670 --> 01:41:52,050
‫- اینکه مادر من یه مأموره؟
‫- می‌دونم درکش سخته،

1235
01:41:52,130 --> 01:41:53,170
‫ولی آنکارس دروغ نمی‌گه.

1236
01:41:53,250 --> 01:41:55,460
‫شماها دارین منو دیوونه می‌کنین

1237
01:41:55,540 --> 01:41:58,170
‫نمی‌دونم کی داره دروغ می‌گه و کی راست.
‫یه توضیح می‌خوام.

1238
01:41:58,250 --> 01:42:01,000
‫- و من بهت توضیح می‌دم.
‫- می‌خوام همین الان بهم بگی.

1239
01:42:04,170 --> 01:42:06,050
‫ببین، برام مهم نیست. همین الان بهم بگو.

1240
01:42:06,130 --> 01:42:08,670
‫بعداً حرف می‌زنیم. بعداً حرف می‌زنیم.

1241
01:42:36,500 --> 01:42:39,130
‫فهمیدیم چند نفر
‫تو این عملیات کشته شدن؟

1242
01:42:39,210 --> 01:42:41,840
‫تا الان 15 نفر رو مطمئن شدیم،
‫ولی قطعاً بیشتر از اینن.

1243
01:42:42,960 --> 01:42:45,750
‫خواهیم دید، چون فوریاسه
‫دیگه نمی‌تونه چیزی بهمون بگه.

1244
01:42:45,830 --> 01:42:48,750
‫ولی ما گوشی رو داریم
‫و اطلاعات زیادی توشه، نه؟

1245
01:42:48,830 --> 01:42:50,120
‫ببینیم چی پیدا می‌کنیم.

1246
01:42:51,330 --> 01:42:53,040
‫- چیز دیگه‌ای هم پیدا شده؟
‫- نه. سلام.

1247
01:42:53,130 --> 01:42:54,670
‫حالت چطوره؟ خوبی؟

1248
01:42:55,130 --> 01:42:55,960
‫آره.

1249
01:42:56,460 --> 01:42:58,880
‫- چیزی می‌دونیم؟ گرفتمیش؟
‫- منفیه.

1250
01:43:00,290 --> 01:43:03,920
‫همونطور که فکر می‌کردم، کاسیل یه زنه.
‫اون چند بار هویتش رو عوض کرده.

1251
01:43:04,500 --> 01:43:06,040
‫در حال حاضر، اسمش پیلاره،

1252
01:43:06,170 --> 01:43:08,630
‫و این تنها چیز مفیدی بود
‫که آنکارس به ما گفت.

1253
01:43:10,290 --> 01:43:11,120
‫صحیح.

1254
01:43:11,920 --> 01:43:13,750
‫اون یارو داره دستمون می‌ندازه.

1255
01:43:14,750 --> 01:43:15,670
‫باشه.

1256
01:43:17,000 --> 01:43:18,880
‫ببینیم چی می‌تونیم از زیر زبونش بکشیم بیرون.

1257
01:43:19,880 --> 01:43:21,800
‫لطفاً اسپانیایی‌ها رو تا هتل همراهی کنین

1258
01:43:21,880 --> 01:43:23,760
‫تا ما اطلاعات رو تأیید کنیم.

1259
01:43:23,830 --> 01:43:26,910
‫چی؟ نه، نه، نه. عمراً.
‫ما برمی‌گردیم اسپانیا.

1260
01:43:28,750 --> 01:43:32,080
‫شما هر وقت بخواین می‌تونین برگردین اسپانیا

1261
01:43:32,170 --> 01:43:34,340
‫ولی تا وقتی که ما کاسیل رو پیدا کنیم آنکارس اینجا می‌مونه.

1262
01:43:34,420 --> 01:43:36,670
‫- این چیزی نبود که سرش توافق کردیم.
‫- ما می‌خوایم بدونیم اون کجاست.

1263
01:43:36,750 --> 01:43:38,210
‫ما نمی‌دونیم. ببینین،

1264
01:43:38,290 --> 01:43:40,790
‫ما می‌تونیم کمکتون کنیم بگردین دنبالش،
‫ولی ما امروز می‌ریم،

1265
01:43:40,880 --> 01:43:42,050
‫و اونم با ما میاد.

1266
01:43:42,130 --> 01:43:43,800
‫- اون هواپیما پرواز نمی‌کنه.
‫- لاندا.

1267
01:43:43,880 --> 01:43:48,010
‫خانم هررا، اگه تو یه ساعت آینده،
‫اون هواپیما به مقصد اسپانیا پرواز نکنه،

1268
01:43:48,080 --> 01:43:51,750
‫مجبور می‌شم به وزیر زنگ بزنم.
‫یا به رئیس‌جمهور که خیلی بدتر می‌شه.

1269
01:43:53,250 --> 01:43:54,500
‫حتماً.

1270
01:43:56,750 --> 01:43:59,290
‫- شما بردین، خانم فارون. ولی...
‫- بسیار خب.

1271
01:44:00,000 --> 01:44:01,670
‫...آلفا باهاتون میاد اسپانیا،

1272
01:44:01,750 --> 01:44:04,000
‫و ما تحقیقات رو اونجا ادامه می‌دیم، باشه؟

1273
01:44:04,080 --> 01:44:05,910
‫عالیه، این یه وضعیت برد-برده.

1274
01:44:06,420 --> 01:44:08,210
‫- از آشنایی باهاتون خوشحال شدم.
‫- من هم همینطور.

1275
01:44:08,290 --> 01:44:10,830
‫- اگه چیزی لازم داشتین ما در خدمتیم.
‫- ما هم همینطور.

1276
01:44:21,210 --> 01:44:23,210
‫این زندگی خیلی سخته، این...

1277
01:44:25,080 --> 01:44:27,290
‫ولی این چیزیه که دوستش داریم. بهش عادت می‌کنی.

1278
01:44:32,710 --> 01:44:34,380
‫چند وقته می‌دونی من کی هستم؟

1279
01:44:41,710 --> 01:44:44,420
‫یه پدر همیشه باید دو قدم از پسرش جلوتر باشه.

1280
01:44:46,790 --> 01:44:48,210
‫و خانواده‌ات رو رها می‌کنی؟

1281
01:44:49,290 --> 01:44:50,620
‫نه، به این سادگی‌ها نیست.

1282
01:44:53,130 --> 01:44:54,960
‫مادرت واسه این زندگی ساخته نشده بود.

1283
01:44:55,040 --> 01:44:57,670
‫اون نمی‌خواست به سازمان وابسته باشه.
‫ولی من می‌خواستم.

1284
01:44:59,210 --> 01:45:01,880
‫می‌خواستم. برای همین تصمیم گرفتم ناپدید بشم.

1285
01:45:01,960 --> 01:45:04,500
‫اون موقع به نظر تصمیم درستی میومد

1286
01:45:07,500 --> 01:45:08,920
‫چرا تو رو زنده می‌خواستن؟

1287
01:45:10,250 --> 01:45:11,750
‫من و تو هم همین کار رو می‌کردیم.

1288
01:45:11,830 --> 01:45:14,290
‫ما هم کسی که از همه
‫به کاسیل نزدیک‌تر بود رو زنده می‌خواستیم.

1289
01:45:18,920 --> 01:45:21,630
‫قصد داری برای یه بار هم که شده
‫حقیقت رو بهم بگی؟

1290
01:45:25,330 --> 01:45:26,960
‫- حقیقت رو.
‫- آره.

1291
01:45:28,790 --> 01:45:31,170
‫کی می‌دونه حقیقت چیه؟

1292
01:45:32,250 --> 01:45:33,830
‫سیه‌ناگا ما رو درسته قورت داد.

1293
01:45:34,880 --> 01:45:36,880
‫این زندگیِ مزخرفه!

1294
01:45:36,960 --> 01:45:39,000
‫ما رو درسته قورت داد
‫و حتی تفمون نکرد بیرون.

1295
01:45:39,080 --> 01:45:41,910
‫هیچ‌وقت نتونستم خودم رو
‫به خاطر کاری که تو کلمبیا کردیم ببخشم.

1296
01:45:42,880 --> 01:45:45,760
‫هرروز دیدنِ مادرت مدام اون اتفاق رو یادم می‌آورد

1297
01:45:45,830 --> 01:45:48,660
‫و ما دعوا می‌کردیم و گریه می‌کردیم
‫گریه می‌کردیم و دعوا می‌کردیم.

1298
01:45:52,500 --> 01:45:53,920
‫یه روز، با فریاد کشیدن سرش از خواب بیدار شدم،

1299
01:45:54,000 --> 01:45:56,380
‫با نفرت ازش، تکونش دادم
‫و بهش گفتم که...

1300
01:45:57,250 --> 01:46:00,170
‫دارم می‌رم و تا وقتی آماده نباشم برنمی‌گردم.

1301
01:46:02,170 --> 01:46:03,380
‫ولی اون اتفاق هیچ‌وقت نیفتاد.

1302
01:46:05,250 --> 01:46:09,580
‫یه روز، بهم زنگ زد تا بگه من برای تو هیچ‌کسی نیستم

1303
01:46:10,380 --> 01:46:14,510
‫و بهت گفته من مردم
‫و دیگه نباید برات نامه بنویسم.

1304
01:46:14,580 --> 01:46:16,410
‫چون برات کارت‌پستال.

1305
01:46:18,170 --> 01:46:20,670
‫از جاهای فوق‌العاده‌ای که رفته بودم می‌فرستادم.

1306
01:46:22,670 --> 01:46:24,420
‫چه انتظاری داشتی؟

1307
01:46:30,330 --> 01:46:34,370
‫اون تصمیم گرفت من لیاقت اینو ندارم
‫که تو زندگیت باشم

1308
01:46:34,460 --> 01:46:35,960
‫و منم تصمیم گرفتم به این خواسته‌اش احترام بذارم.

1309
01:46:40,790 --> 01:46:42,370
‫خب، تو توی زندگی من بودی.

1310
01:46:46,290 --> 01:46:48,750
‫زتا، وسایلت رو جمع کن، داریم می‌ریم خونه.

1311
01:46:50,330 --> 01:46:51,460
‫کاری به کارش نداشته باش، باشه؟

1312
01:46:53,130 --> 01:46:55,840
‫نه، نگران نباش.
‫اون یه پیرزنِ مریضه.

1313
01:46:55,920 --> 01:46:59,210
‫- نمی‌تونن اونو استرداد کنن.
‫- قسم می‌خورم سرتون رو از تنتون جدا می‌کنم، النا.

1314
01:46:59,790 --> 01:47:03,000
‫من شخصاً حواسم هست که اونا
‫هویتش رو پیدا نکنن.

1315
01:47:05,330 --> 01:47:06,160
‫بریم.

1316
01:47:31,210 --> 01:47:33,710
‫به عنوان بدترین شاگرد کلاست،
‫کارت خوب بود.

1317
01:47:33,790 --> 01:47:34,710
‫ممنون.

1318
01:47:34,790 --> 01:47:35,830
‫تو مادرید می‌بینمت.

1319
01:47:35,920 --> 01:47:39,130
‫- تموم شد.
‫- خداحافظ. باعث افتخار بود.

1320
01:47:39,210 --> 01:47:40,090
‫هی.

1321
01:47:41,130 --> 01:47:43,170
‫- النا اشتباه می‌کنه.
‫- چطور؟

1322
01:47:43,710 --> 01:47:45,420
‫مادرت هنوز در امان نیست. بیا.

1323
01:47:46,000 --> 01:47:47,000
‫داری چی می‌گی؟

1324
01:47:48,290 --> 01:47:49,120
‫بیا.

1325
01:48:05,420 --> 01:48:06,630
‫هی، همه برین تو!

1326
01:48:06,710 --> 01:48:07,630
‫پناه بگیرین!

1327
01:48:07,750 --> 01:48:08,630
‫بیا!

1328
01:48:08,710 --> 01:48:09,750
‫پناه بگیرین!

1329
01:48:09,830 --> 01:48:11,330
‫برو تو!

1330
01:48:11,420 --> 01:48:13,340
‫برو تو، لعنت بهش!

1331
01:48:15,830 --> 01:48:17,370
‫باشه، همونجا نگهش دار!

1332
01:48:21,080 --> 01:48:22,790
‫به من نگاه کن، حرومزاده!

1333
01:48:22,880 --> 01:48:24,550
‫به من نگاه کن، حرومزاده!

1334
01:48:24,630 --> 01:48:26,170
‫طاقت بیار! طاقت بیار!

1335
01:48:28,670 --> 01:48:31,250
‫به من نگاه کن! لعنتی، به من نگاه کن! لعنت!

1336
01:48:33,880 --> 01:48:35,260
‫بلند شو.

1337
01:48:35,330 --> 01:48:36,500
‫اونجا رو فشار بده، فشار بده!

1338
01:48:36,580 --> 01:48:38,460
‫به من نگاه کن، حرومزاده، به من نگاه کن!

1339
01:48:38,540 --> 01:48:41,870
‫- فشار بده، لعنت بهش!
‫- طاقت بیار، حرومزاده. طاقت بیار!

1340
01:49:00,420 --> 01:49:02,380
‫چرا منتظر علامت من نموندی؟

1341
01:49:02,460 --> 01:49:04,880
‫- زدمش؟
‫- نوار ضبط شده رو داری؟

1342
01:49:05,250 --> 01:49:06,170
‫صبر کن.

1343
01:49:07,420 --> 01:49:09,460
‫انجام دادن اون کارِ تو هتل

1344
01:49:09,540 --> 01:49:12,710
‫و اینکه کاری کنی فکر کنن استبان فوریاسه
‫داره ازشون جاسوسی می‌کنه یه چیزه.

1345
01:49:12,790 --> 01:49:17,370
‫اما ترور توی یه پایگاه نظامیِ،
‫که دورش رو افراد مسلح گرفتن

1346
01:49:17,460 --> 01:49:20,960
‫و بدون وقت برای آماده‌سازی؟
‫این کلاً یه داستان دیگه‌ست. من دو برابر می‌خوام.

1347
01:49:22,250 --> 01:49:24,960
‫بسیار خب. می‌تونم فایل ضبط شده رو داشته باشم؟

1348
01:49:39,040 --> 01:49:40,120
‫النا اشتباه می‌کنه.

1349
01:49:41,080 --> 01:49:42,000
‫چطور؟

1350
01:49:42,080 --> 01:49:44,540
‫مادرت هنوز در امان نیست. بیا.

1351
01:49:54,420 --> 01:49:55,880
‫قسمت آخرش رو نمی‌شه شنید.

1352
01:49:56,460 --> 01:49:58,540
‫به خاطر هواپیماست، به هیچ دردی نمی‌خوره.

1353
01:49:58,630 --> 01:50:00,550
‫- نمی‌شه صدا رو بازیابی کرد؟
‫- عمراً.

1354
01:50:01,580 --> 01:50:03,250
‫بهت گفتم منتظر علامت من بمون.

1355
01:50:05,920 --> 01:50:07,050
‫الان باید چیکار کنیم؟

1356
01:50:07,130 --> 01:50:09,670
‫یه گلوله خالی کنم تو پاش،
‫فرار کنم، یا چی؟ ما...

1357
01:50:40,960 --> 01:50:43,130
‫هدف کشته شد. حال آنکارس چطوره؟

1358
01:50:51,790 --> 01:50:54,620
‫ما امروز اینجا جمع شدیم تا با دوستمون،
‫سالوادور خداحافظی کنیم.

1359
01:50:56,170 --> 01:51:01,340
‫با اینکه احساس فقدان عظیمی
‫و اندوهِ عمیقی از رفتنش داریم،

1360
01:51:01,420 --> 01:51:04,050
‫خاطره‌اش تو قلب‌هامون زنده می‌مونه،

1361
01:51:04,130 --> 01:51:06,710
‫و عشقی که با هم داشتیم هیچ‌وقت محو نمی‌شه.

1362
01:51:07,420 --> 01:51:10,210
‫امیدواریم خانواده و دوستان سالوادور

1363
01:51:10,290 --> 01:51:12,870
‫تو خاطراتی که باهاش داشتن آرامش پیدا کنن.

1364
01:51:12,960 --> 01:51:14,790
‫ما اینجاییم تا تو این شرایط کنارتون باشیم.

1365
01:51:24,880 --> 01:51:26,130
‫پپه، همه‌چی مرتبه؟

1366
01:51:26,210 --> 01:51:28,670
‫همه‌چی خوبه. مادرت با آندریا طبقه بالاست.

1367
01:51:30,920 --> 01:51:33,590
‫دیکسی جواب داد:
‫می‌دونم اون چیه، دوست من.

1368
01:51:33,670 --> 01:51:37,670
‫مادرم هر وقت می‌فهمید که برای تمرین
‫رفته بودم باشگاه، دعوام می‌کرد.

1369
01:51:38,420 --> 01:51:40,090
‫هی! یاگو تازه رسیده.

1370
01:51:41,290 --> 01:51:43,790
‫یه وقت دیگه ادامه‌اش می‌دیم.
‫با اون تنهات می‌ذارم.

1371
01:51:43,880 --> 01:51:44,880
‫- سلام.
‫- سلام.

1372
01:51:45,790 --> 01:51:47,210
‫بسیار خب، من رفتم.

1373
01:51:47,920 --> 01:51:49,210
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

1374
01:51:52,670 --> 01:51:53,920
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

1375
01:52:08,500 --> 01:52:09,710
‫تو خیلی شجاعی، مامان.

1376
01:52:52,000 --> 01:52:53,000
‫اسلحه‌ات رو بنداز.

1377
01:52:56,830 --> 01:52:58,120
‫گفتم اسلحه‌ات رو بنداز.

1378
01:53:06,000 --> 01:53:07,000
‫روی زمین.

1379
01:53:19,460 --> 01:53:20,670
‫چطور این کار رو کردی؟

1380
01:53:22,960 --> 01:53:25,210
‫چطور تونستی پنج نفرِ سیه‌ناگا رو پیدا کنی؟

1381
01:53:25,880 --> 01:53:27,010
‫هر کسی یه قیمتی داره.

1382
01:53:31,960 --> 01:53:33,750
‫- سلیا.
‫- یه لحظه.

1383
01:53:33,830 --> 01:53:36,250
‫تو باهاش تماس گرفتی،
‫و اون تو رو به بقیه رسوند.

1384
01:53:38,080 --> 01:53:40,160
‫ولی اونا هم همون داخل منتظرت بودن.

1385
01:53:40,250 --> 01:53:42,830
‫- مطمئنی که اون روزنامه‌نگار بود؟
‫- من از هیچی مطمئن نیستم،

1386
01:53:42,920 --> 01:53:45,420
‫- وگرنه الان اینجا نبودیم.
‫- بیا دقیق‌تر حرف بزنیم.

1387
01:53:45,500 --> 01:53:48,630
‫عجله نکن، سلیا،
‫دقیقاً چی بهت گفت؟

1388
01:53:49,540 --> 01:53:51,960
‫اینکه اطلاعاتِ حساسی درباره سیه‌ناگا داره.

1389
01:53:52,500 --> 01:53:53,920
‫و اینکه می‌خواد یه کتاب بنویسه.

1390
01:53:54,750 --> 01:53:55,880
‫و منبعش کیه؟

1391
01:53:56,580 --> 01:53:58,960
‫- چیزی نگفت.
‫- در مورد اون چیزی بهش گفتی؟

1392
01:53:59,670 --> 01:54:00,670
‫معلومه که نه.

1393
01:54:02,080 --> 01:54:03,960
‫ولی می‌دونست ما 6 نفریم

1394
01:54:04,630 --> 01:54:06,210
‫و نفر ششم یه زنه.

1395
01:54:07,460 --> 01:54:10,790
‫فقط کسی که اونجا بوده
‫و ما رو دیده می‌تونست اینو بدونه.

1396
01:54:12,830 --> 01:54:13,710
‫فوریاسه جونیور.

1397
01:54:13,790 --> 01:54:16,040
‫نه، فوریاسه‌ی پسر، بعدازظهر
‫تو فستیوال نبود.

1398
01:54:16,130 --> 01:54:18,380
‫درسته، ولی فوریاسه‌ی پسر اونو می‌شناخت.

1399
01:54:18,460 --> 01:54:21,170
‫اون راز رو فاش کرد
‫و به پدرش هشدار داد.

1400
01:54:21,250 --> 01:54:23,750
‫فکر می‌کنی اون ربطی به پسرِ فوریاسه داره؟

1401
01:54:23,830 --> 01:54:26,410
‫اون قطعاً همون کسیه که بیشتر از همه دنبال انتقامه.

1402
01:54:27,380 --> 01:54:28,210
‫اونا حق داشتن.

1403
01:54:29,210 --> 01:54:31,380
‫من و فوریاسه تک‌تکشون رو می‌خواستیم.

1404
01:54:31,960 --> 01:54:33,130
‫حرفی از کاسیل زد؟

1405
01:54:33,920 --> 01:54:35,000
‫اصلاً.

1406
01:54:36,380 --> 01:54:37,960
‫اسم رو بهشون بده، ردش رو می‌زنیم،

1407
01:54:38,040 --> 01:54:40,620
‫تا ببینیم به کدوم جهنمی ختم می‌شه. باشه؟

1408
01:54:41,080 --> 01:54:44,960
‫هر کسی که اون اسم رو می‌آورد
‫مثل یه اسکناس تقلبی نشونه‌گذاری می‌شد.

1409
01:54:47,670 --> 01:54:48,550
‫کاسیل؟

1410
01:54:49,580 --> 01:54:51,540
‫- می‌شه لطفاً برام هجیش کنی؟
‫- حتماً.

1411
01:54:52,040 --> 01:54:55,250
‫ک ا س ی...

1412
01:54:55,330 --> 01:54:57,500
‫وقتی پیداش کردی و تظاهر کردی که یه روزنامه‌نگاری

1413
01:54:57,580 --> 01:54:59,160
‫سلیا برات طعمه گذاشت.

1414
01:55:00,290 --> 01:55:02,120
‫وقتی کتاب چاپ شد بهت خبر می‌دم.

1415
01:55:02,210 --> 01:55:03,460
‫فقط مسئله زمان بود.

1416
01:55:03,540 --> 01:55:04,870
‫- خدانگهدار.
‫- تا بعد.

1417
01:55:09,540 --> 01:55:11,750
‫دریافت شد. ممنون.

1418
01:55:15,330 --> 01:55:18,830
‫تو از استبان استفاده کردی تا نقشه‌ات رو پیاده کنی
‫و مأمورها رو بکشی.

1419
01:55:20,630 --> 01:55:22,800
‫و همزمان از دروغ‌های آندرسیتو استفاده کردی

1420
01:55:22,880 --> 01:55:26,420
‫تا دی ان آی رو بفرستی سراغ فوریاسه
‫و عملیات سیه‌ناگا رو فاش کنی.

1421
01:55:27,330 --> 01:55:28,410
‫پرده رو بکش.

1422
01:55:30,540 --> 01:55:33,120
‫وقتی به آنکارس رسیدی،
‫دیگه نیازی به فوریاسه نداشتی.

1423
01:55:33,210 --> 01:55:34,840
‫تو کسی بودی که خیانت کرد...

1424
01:55:37,040 --> 01:55:39,170
‫من دیدم که کشتیش، دفاع از خود نبود.

1425
01:55:43,540 --> 01:55:46,210
‫و همون اتفاق برای آنکارس افتاد.
‫مچت رو گرفت.

1426
01:55:46,330 --> 01:55:49,830
‫از کجا می‌دونی کاسیل یه زنه؟
‫من اینو به هیچ‌کس که الان زنده باشه نگفتم.

1427
01:55:49,920 --> 01:55:50,920
‫منو دست‌کم نگیر.

1428
01:55:51,000 --> 01:55:52,670
‫من بودم که این پرونده رو از زیر خاک کشیدم بیرون.

1429
01:55:53,290 --> 01:55:54,920
‫ما سال‌هاست که دنبالشیم.

1430
01:55:55,460 --> 01:55:58,630
‫داشت می‌فهمید تو کی هستی
‫و تو اون قاتل رو اجیر کردی.

1431
01:55:58,710 --> 01:55:59,710
‫همونجا وایسا.

1432
01:56:09,170 --> 01:56:10,170
‫برای کی کار می‌کنی؟

1433
01:56:13,790 --> 01:56:14,790
‫برای خودم.

1434
01:56:16,540 --> 01:56:18,290
‫چرا مادرِ منو می‌خوای؟

1435
01:56:22,630 --> 01:56:24,800
‫گفتم چرا مادرِ منو می‌خوای؟

1436
01:56:26,420 --> 01:56:28,420
‫من تمام زندگیم رو دنبالش بودم.

1437
01:56:32,630 --> 01:56:34,710
‫مادر تو باعث اون قتل‌عامِ فستیوال شد.

1438
01:56:40,880 --> 01:56:42,010
‫مامان.

1439
01:56:42,750 --> 01:56:43,920
‫مامان.

1440
01:56:44,500 --> 01:56:47,630
‫مامان! کمک!

1441
01:56:49,000 --> 01:56:50,040
‫من اونجا بودم.

1442
01:56:52,210 --> 01:56:53,210
‫و دیدمش.

1443
01:56:54,130 --> 01:56:55,010
‫مامان!

1444
01:56:56,330 --> 01:56:57,870
‫بیدار شو!

1445
01:56:58,670 --> 01:57:00,670
‫در حالی که پدر و مادرم داشتن از خونریزی می‌مردن.

1446
01:57:04,000 --> 01:57:04,960
‫اسم من آیناراست.

1447
01:57:08,670 --> 01:57:10,050
‫یاگو، من با تو هیچ مشکلی ندارم.

1448
01:57:12,500 --> 01:57:13,710
‫به دی ان آی خبر دادم.

1449
01:57:15,500 --> 01:57:18,000
‫به اندازه کافی آدم مرده، آینارا.

1450
01:57:18,080 --> 01:57:19,290
‫به من گوش کن.

1451
01:57:19,380 --> 01:57:21,880
‫اسلحه‌ای که دستته رو می‌ذاری زمین.

1452
01:57:21,960 --> 01:57:23,500
‫همونی که پشتت قایم کردی.

1453
01:57:24,580 --> 01:57:26,540
‫می‌ذاریش روی میز.

1454
01:57:28,290 --> 01:57:29,460
‫تموم شد.

1455
01:57:30,130 --> 01:57:32,340
‫هیچ راه فراری نداری، باور کن.

1456
01:57:33,750 --> 01:57:34,710
‫ببین.

1457
01:57:36,460 --> 01:57:37,290
‫حالا شد.

1458
01:57:40,290 --> 01:57:41,370
‫اسلحه‌ات رو بنداز.

1459
01:57:42,540 --> 01:57:43,710
‫باشه.

1460
01:57:43,790 --> 01:57:44,870
‫چشم ازم برندار.

1461
01:57:49,670 --> 01:57:51,170
‫همه‌چی مرتبه.

1462
01:57:54,040 --> 01:57:54,870
‫آروم باش.

1463
01:57:58,000 --> 01:57:58,880
‫همینه.

1464
01:58:00,960 --> 01:58:01,960
‫همونجا بذارش.

1465
01:58:05,630 --> 01:58:06,510
‫بفرما.

1466
01:58:49,540 --> 01:58:50,540
‫سلام، کاسیل.

1467
01:58:56,080 --> 01:58:57,500
‫- به من دست نزن.
‫- اینقدر تکون نخور

1468
01:58:59,420 --> 01:59:02,130
‫تکون نخور. تکون نخور.

1469
01:59:02,580 --> 01:59:03,580
‫فشارش بده.

1470
01:59:04,130 --> 01:59:05,960
‫همونجا. فشار بده.

1471
01:59:06,540 --> 01:59:07,540
‫همینه.

1472
01:59:07,630 --> 01:59:10,260
‫- بهم دست نزن
‫- تکون نخور. تکون نخور

1473
01:59:10,670 --> 01:59:12,130
‫فشار بده و به بغل دراز بکش.

1474
01:59:13,540 --> 01:59:14,500
‫همینه

1475
01:59:40,710 --> 01:59:41,880
‫بیاین اینجا.

1476
01:59:59,130 --> 02:00:01,090
‫به نظرم این بی‌احتیاطی از طرف تو بود.

1477
02:00:01,170 --> 02:00:03,170
‫تو از همون اول همه‌چی رو می‌دونستی.

1478
02:00:06,920 --> 02:00:09,250
‫- خیلی ممنون، زتا. جدی میگم.
‫- النا.

1479
02:00:09,750 --> 02:00:10,750
‫اومدم.

1480
02:00:33,580 --> 02:00:35,080
‫چیزی نیست.

1481
02:00:38,920 --> 02:00:39,800
‫مامان.

1482
02:00:40,540 --> 02:00:42,670
‫هی. با من حرف بزن.

1483
02:00:43,580 --> 02:00:45,290
‫با من حرف بزن. با من حرف بزن.

1484
02:00:52,630 --> 02:00:55,550
‫تموم شد. تموم شد.

1485
02:00:58,540 --> 02:00:59,620
‫تموم شد.

1486
02:01:01,170 --> 02:01:02,050
‫تموم شد.

1487
02:01:42,250 --> 02:01:43,750
‫اونا کارت‌پستال‌هایی بودن از...

1488
02:01:45,460 --> 02:01:48,090
‫از جاهای فوق‌العاده‌ای که رفته بودم می‌فرستادم.

1489
02:01:57,250 --> 02:02:00,250
‫«برای یاگو»

1490
02:02:04,000 --> 02:02:04,920
‫پسر عزیزم،

1491
02:02:05,750 --> 02:02:09,420
‫اگه داری این نامه رو می‌خونی،
‫معنیش اینه که من دیگه پیشت نیستم.

1492
02:02:10,750 --> 02:02:14,210
‫نوشتنِ این کلمات برام خیلی سخته

1493
02:02:14,290 --> 02:02:19,080
‫ولی مجبورم این کار رو بکنم،
‫چون هیچ‌وقت شجاعتِ گفتنش رو بهت نداشتم.

1494
02:02:19,540 --> 02:02:22,250
‫من دارم می‌رم. چند روز دیگه می‌بینمت، مامان.

1495
02:02:22,880 --> 02:02:25,210
‫پدرت حینِ انجام وظیفه کشته نشد.

1496
02:02:25,460 --> 02:02:27,500
‫نگران ما نباش. طوریمون نمیشه.

1497
02:02:27,580 --> 02:02:28,410
‫ممنون.

1498
02:02:29,000 --> 02:02:30,040
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

1499
02:02:30,130 --> 02:02:34,010
‫وقتی خیلی کوچیک بودی،
‫تصمیم گرفتم که جدا بشم.

1500
02:02:35,960 --> 02:02:38,710
‫می‌دونم سؤالات زیادی برات پیش میاد.

1501
02:02:40,880 --> 02:02:42,760
‫ولی من فقط یه جواب دارم.

1502
02:02:43,290 --> 02:02:49,250
‫می‌خواستم ازت محافظت کنم. نه از اون،
‫اون تو رو از تهِ دل دوست داشت، بلکه از خودم.

1503
02:02:51,670 --> 02:02:53,880
‫می‌خواستم زنی رو که یه زمانی بودم خاک کنم،

1504
02:02:53,960 --> 02:02:55,670
‫و با وجود اون، این کار غیرممکن بود.

1505
02:02:56,580 --> 02:03:01,080
‫پس ترکش کردم و هیچ فرصتی
‫برای پدر بودن بهش ندادم.

1506
02:03:02,790 --> 02:03:04,670
‫می‌دونم در حقِ تو بی‌انصافیه،

1507
02:03:05,750 --> 02:03:07,210
‫در حقِ اونم بود.

1508
02:03:08,710 --> 02:03:12,840
‫کارت‌پستال‌هایی که همراهِ این نامه‌ان رو اون فرستاده

1509
02:03:12,920 --> 02:03:16,250
‫به این امید که یه روزی بتونه ببینتت

1510
02:03:16,330 --> 02:03:19,370
‫و عشقی رو که وقتی آدم‌های دیگه‌ای بودیم
‫و از دست دادیم، دوباره به دست بیاره

1511
02:03:20,040 --> 02:03:23,460
‫امیدوارم یه روزی بتونی منو ببخشی.

1512
02:03:26,080 --> 02:03:27,080
‫دوستت دارم.

1513
02:03:31,130 --> 02:03:32,710
‫مردی که همه رو گول زد.

1514
02:03:34,040 --> 02:03:36,920
‫کی، من؟ نه، داداش.

1515
02:03:37,630 --> 02:03:39,460
‫همه‌اش نقشه بابات بود.

1516
02:03:40,880 --> 02:03:42,010
‫کاری نمی‌شد کرد.

1517
02:03:43,000 --> 02:03:44,080
‫خیلی متأسفم.

1518
02:04:17,880 --> 02:04:20,840
‫اصلاً نمی‌دونی چه (پدر) پیری داری

1519
02:04:21,330 --> 02:04:23,710
‫ببین کشتن اون حرومزاده چه مکافاتی داره

1520
02:04:23,790 --> 02:04:25,580
‫و گلوله این‌قدر از نزدیکش رد شد.

1521
02:04:26,830 --> 02:04:28,330
‫چقدر خوش‌شانسی که اونو داری.

1522
02:04:29,500 --> 02:04:30,500
‫کجاست؟

1523
02:04:30,530 --> 02:04:35,550
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

1524
02:04:35,610 --> 02:04:36,860
‫به این زودی داری می‌ری؟

1525
02:04:37,000 --> 02:04:39,330
‫می‌خوام برم تو کارتاخنا تخمامو بخارونم.

1526
02:04:40,250 --> 02:04:41,250
‫فکر خوبیه.

1527
02:04:44,000 --> 02:04:45,250
‫چرا نکشتیش؟

1528
02:04:46,630 --> 02:04:49,050
‫می‌دونی که برمی‌گرده سراغت، مگه نه؟

1529
02:04:52,630 --> 02:04:53,510
‫سفر بی‌خطر.

1530
02:04:56,790 --> 02:04:58,540
‫دقیقاً مثل همون حرومزاده پیر.

1531
02:04:58,570 --> 02:05:06,570
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

