1
00:00:00,660 --> 00:00:10,710
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

2
00:02:24,040 --> 00:02:39,650
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

3
00:02:39,670 --> 00:02:41,210
‫هایل هیتلر جاکشا.

4
00:02:43,700 --> 00:02:45,490
‫[19 نوامبـر 1940]

5
00:03:01,820 --> 00:03:03,950
‫[کارخانه سلاح‌های سبـک بـرمینگهام انگلیس]

6
00:03:05,880 --> 00:03:09,260
‫خانم‌ها،
‫دارن واسه‌مون آتیش‌بـازی راه میندازن.

7
00:03:09,330 --> 00:03:12,370
‫- خوش بـگذره دخترا.
‫- فردا صبـح می‌بـینمتون، رفقا.

8
00:03:12,460 --> 00:03:14,040
‫- بـه سلامت.
‫- عصر بـخیر عزیزم.

9
00:03:14,130 --> 00:03:15,380
‫خوبـی، سید؟

10
00:03:28,290 --> 00:03:30,710
‫یه فنجون چای واسه‌مون می‌ریزی،
‫عزیزم، می‌ریزی؟

11
00:03:30,790 --> 00:03:32,750
‫- کجا بـودی؟
‫- عصر همگی بـخیر.

12
00:03:32,830 --> 00:03:34,870
‫بـیا بـشین.
‫بـرات جا نگه داشتیم.

13
00:03:34,960 --> 00:03:36,960
‫خبـ خانم‌ها، اگنس اومد.

14
00:03:38,500 --> 00:03:40,630
‫سلام.

15
00:03:44,460 --> 00:03:45,460
‫همراهی کنید.

16
00:03:48,330 --> 00:03:49,410
‫اینو بـبـین.

17
00:03:54,460 --> 00:03:55,790
‫ممنون از همگی.

18
00:04:37,810 --> 00:04:39,710
‫[مرد نامیرا]

19
00:05:39,210 --> 00:05:41,840
‫دیشبـ اون نوری که پشت
‫تپه‌ها بـود رو دیدی، تام؟

20
00:05:43,540 --> 00:05:45,170
‫بـرمینگهام جهنم شده بـود.

21
00:05:47,670 --> 00:05:49,460
‫اسمال هیث رو زدن، تام.

22
00:05:51,880 --> 00:05:53,090
‫خونه‌ت.

23
00:05:56,080 --> 00:05:57,210
‫وحشتناکه.

24
00:05:58,420 --> 00:06:00,920
‫دیشبـ،
‫یه خانواده‌ی کولی که داشتن از بـمبـ‌ها فرار می‌کردن

25
00:06:01,000 --> 00:06:03,290
‫فنس رو بـریدن
‫و اومدن توی زمین‌ها.

26
00:06:03,380 --> 00:06:04,550
‫خبـ بـیرونشون کن.

27
00:06:04,630 --> 00:06:06,300
‫خانواده‌ی پالمر هستن، تامی.

28
00:06:06,380 --> 00:06:09,800
‫جادوگرها، فال‌گیرها
‫و کف‌بـین‌های معروفی‌ان.

29
00:06:09,880 --> 00:06:13,300
‫نمی‌خوام کسی نزدیک این خونه بـاشه.
‫حتی آدم‌های جالبـ.

30
00:06:13,380 --> 00:06:15,170
‫بـبـین آخه اگه بـیرونشون کنم،

31
00:06:15,250 --> 00:06:17,500
‫نمی‌خوام
‫یکی‌شون نفرینم کنه، تام.

32
00:06:20,380 --> 00:06:22,460
‫تو همین الانشم نفرین‌ شده‌ای رفیق.

33
00:06:23,420 --> 00:06:26,750
‫نفرین شدی که آخرین آدم روی زمین بـاشی
‫که واسه من کار می‌کنه.

34
00:06:31,380 --> 00:06:32,760
‫وقتی اونجا بـودم،

35
00:06:34,040 --> 00:06:37,290
‫یکی از زن‌های پالمر
‫منو از قدیما شناخت.

36
00:06:38,630 --> 00:06:41,340
‫ازم پرسید می‌دونم
‫چه بـلایی سرِ تامی شلبـی اومده یا نه.

37
00:06:43,380 --> 00:06:47,710
‫اون خانمه بـهت گفت «رام بـارو»،
‫پادشاهِ همه‌ی کولی‌ها.

38
00:06:48,460 --> 00:06:49,960
‫عجبـ پادشاهی بـودم.

39
00:06:50,040 --> 00:06:53,330
‫واسه کولی‌ها هنوزم همون پادشاهی، تام.

40
00:06:54,920 --> 00:06:56,420
‫بـهش چی گفتی؟

41
00:06:56,500 --> 00:07:01,330
‫گفتم: «تا جایی که من خبـر دارم،
‫تامی شلبـیِ گنگسترِ معروف

42
00:07:01,830 --> 00:07:03,750
‫از این دنیا کناره‌گیری کرده.»

43
00:07:04,460 --> 00:07:06,250
‫«و داره کتابـ می‌نویسه.»

44
00:07:33,500 --> 00:07:34,670
‫گمشو بـابـا.

45
00:08:10,670 --> 00:08:12,920
‫«<i>وقتی تنهام، تنها نیستم.»</i>

46
00:08:21,210 --> 00:08:23,420
‫<i>«ارواح خودشون رو بـهم نشون می‌دن.»</i>

47
00:08:26,960 --> 00:08:29,920
‫<i>«دخترِ مرده‌ام، </i>
‫<i>روبـی، توی بـاغ بـازی می‌کنه.»</i>

48
00:08:32,880 --> 00:08:34,960
‫<i>«شالش رو پیدا کردم که از یه شاخه آویزون بـود...»</i>

49
00:08:37,830 --> 00:08:39,710
‫<i>«...جایی که قبـلاً هیچ شالی نبـود.»</i>

50
00:08:41,420 --> 00:08:43,500
‫<i>«امکان نداشت طور دیگه‌ای اونجا بـوده بـاشه.»</i>

51
00:08:46,630 --> 00:08:48,880
‫<i>«و حالا اینجا جلوم نشسته، </i>

52
00:08:50,210 --> 00:08:51,460
‫<i>روی میزم.»</i>

53
00:09:05,920 --> 00:09:07,590
‫دوبـاره روبـی رو دیدم.

54
00:09:21,420 --> 00:09:24,670
‫بـزدلیه اگه بـگم
‫همه‌اش خیال بـوده.

55
00:09:26,920 --> 00:09:28,340
‫چون نیست، آرتور.

56
00:09:30,460 --> 00:09:34,840
‫من خیلی چیزا هستم، ولی بـزدل نیستم.

57
00:09:39,290 --> 00:09:41,620
‫تام؟ یه ملاقاتی داری.

58
00:09:42,710 --> 00:09:46,000
‫خواهرته.
‫سعی کرد از بـاجه تلفن بـهت زنگ بـزنه

59
00:09:46,080 --> 00:09:49,410
‫تا بـهت بـگه هر چی هم بـگی،
‫داره میاد بـبـینتت.

60
00:09:50,250 --> 00:09:52,130
‫گفت خبـرای بـدی داره، تام.

61
00:09:53,040 --> 00:09:55,540
‫دمِ نگهبـانیه.
‫بـرم... بـرم راهش بـدم بـیاد تو؟

62
00:09:58,000 --> 00:10:00,290
‫نه. خودم می‌رم پیشش.

63
00:10:01,290 --> 00:10:03,920
‫لامصبـ، بـذار بـیاد تو تام.
‫خواهرته.

64
00:10:10,670 --> 00:10:11,670
‫آرتور.

65
00:10:28,790 --> 00:10:30,080
‫چه خبـرِ بـدی؟

66
00:10:31,080 --> 00:10:34,410
‫دیشبـ،
‫کارخونه‌ی بـی‌اس‌اِی مستقیم بـهش حمله شد.

67
00:10:35,790 --> 00:10:39,120
‫تمام شیفتِ شبـِ
‫انبـارِ مهمات کشته شدن.

68
00:10:40,380 --> 00:10:43,760
‫- تو الان نماینده‌شون هستی.
‫- اونا بـه نماینده نیاز ندارن.

69
00:10:43,830 --> 00:10:49,080
‫اونا بـه مسیح و تو دعا می‌کنن.
‫هیچ‌کدومتون هم جوابـِ دعاهاشون رو نمی‌دید.

70
00:10:50,790 --> 00:10:52,580
‫من جنگِ خودمو دارم، ایدا.

71
00:10:55,920 --> 00:10:57,340
‫توی سَرم.

72
00:11:02,420 --> 00:11:05,630
‫می‌دونی تامی،
‫تو خانواده‌ای داری که روح نیستن.

73
00:11:11,210 --> 00:11:13,460
‫چند وقت می‌شه که بـا پسرات حرف نزدی؟

74
00:11:13,540 --> 00:11:15,290
‫داشتم همه‌چیز رو مرور می‌کردم.

75
00:11:16,710 --> 00:11:17,920
‫همه‌چیز رو.

76
00:11:19,210 --> 00:11:21,090
‫من هیچ‌وقت پدر نبـودم، ایدا.

77
00:11:22,380 --> 00:11:24,460
‫من یه جورایی دولت بـودم.

78
00:11:26,420 --> 00:11:29,130
‫دیگه بـه هیچ نوع دولتی
‫اعتقاد ندارم.

79
00:11:30,500 --> 00:11:31,920
‫بـا... رفتم بـا...

80
00:11:33,330 --> 00:11:36,660
‫بـا چارلز حرف زدم.
‫اون توی خطِ مقدمِ شمالِ آفریقاست.

81
00:11:38,460 --> 00:11:41,250
‫- اصلاً رادیو گوش می‌دی؟
‫- رادیو ندارم.

82
00:11:42,420 --> 00:11:45,920
‫و اون یکی پسرت، پسرِ کولی‌ت،

83
00:11:47,170 --> 00:11:51,210
‫داره پیکی بـلایندرز رو طوری اداره می‌کنه
‫که انگار دوبـاره سال ۱۹۱۹ شده.

84
00:11:52,580 --> 00:11:54,620
‫بـدتر از چیزی که تو و آرتور بـودید.

85
00:11:55,380 --> 00:11:57,760
‫پس اوضاع خیلی خرابـه.

86
00:12:01,040 --> 00:12:02,960
‫تامی، بـاید بـا من بـرگردی.

87
00:12:04,250 --> 00:12:06,420
‫سرِ مزارِ مرده‌ها
‫چند کلمه‌ای حرف بـزنی،

88
00:12:06,500 --> 00:12:09,920
‫و بـا پسرت حرف بـزنی وگرنه دولت دارش میزنه...

89
00:12:09,990 --> 00:12:11,960
‫یا مردم تیکه‌تیکه‌ش کنن.

90
00:12:15,670 --> 00:12:16,670
‫ایدا.

91
00:12:26,750 --> 00:12:28,250
‫من چیزایی می‌بـینم.

92
00:12:31,670 --> 00:12:33,250
‫آره، همیشه همین‌طوری بـودی.

93
00:12:35,330 --> 00:12:37,370
‫ولی از وقتی آرتور مُرد...

94
00:12:37,460 --> 00:12:39,000
‫از وقتی آرتور مُرد...

95
00:12:44,080 --> 00:12:49,210
‫از وقتی آرتور مُرد، انگار یه دری
‫توی سرم بـاز شده.

96
00:12:49,880 --> 00:12:51,050
‫نمی‌تونم بـبـندمش.

97
00:13:10,000 --> 00:13:11,910
‫[کارخانه سلاح‌های سبـک بـرمینگهام]

98
00:13:31,210 --> 00:13:34,130
‫بـچه‌ها، پیکی بـلایندرز اومدن.

99
00:13:35,750 --> 00:13:37,130
‫چیکار کنیم؟

100
00:13:37,830 --> 00:13:40,790
‫پیکی بـلایندرز هر کاری که
‫دلشون بـخواد انجام می‌دن.

101
00:13:54,540 --> 00:13:55,620
‫درسته!

102
00:13:59,750 --> 00:14:01,250
‫همینه. عالیه.

103
00:14:02,960 --> 00:14:06,840
‫حق نداری. هیچ گهی نمی‌تونید بـخورید.

104
00:14:07,580 --> 00:14:10,330
‫اسلحه‌های این زرادخانه
‫بـاید بـرن خط مقدم.

105
00:14:11,630 --> 00:14:13,460
‫می‌خواید بـذارید هرکار می‌خوان بـکنن؟!

106
00:14:14,080 --> 00:14:15,460
‫بـاید بـازداشت بـشی.

107
00:14:16,000 --> 00:14:17,920
‫بـرام مهم نیست چه کسکشی هستی.

108
00:14:26,380 --> 00:14:31,340
‫ما پاسبـان‌های ویژه‌ی داوطلبـیم،
‫که همین امروز صبـح توسط دوست خوبـم

109
00:14:31,420 --> 00:14:34,750
‫بـازرس ارشدِ
‫پلیس بـرمینگهام نام‌نویسی شدیم.

110
00:14:34,830 --> 00:14:36,370
‫ما همچین کسکشایی هستیم.

111
00:14:46,080 --> 00:14:48,250
‫می‌خواید اسلحه‌ها رو بـسپارید بـه امون خدا؟

112
00:14:52,630 --> 00:14:55,880
‫هر کسی که جلوی ما رو
‫بـرای انجام وظیفه‌ی قانونی‌مون بـگیره

113
00:14:56,460 --> 00:14:57,500
‫شناسایی می‌شه.

114
00:14:57,580 --> 00:15:01,330
‫خونه‌ش پیدا می‌شه،
‫و خونواده‌ش کتک می‌خورن.

115
00:15:02,540 --> 00:15:04,870
‫بـه حکمِ پیکی بـلایندرز.

116
00:15:05,960 --> 00:15:08,670
‫بـه حکمِ پیکی بـلایندرز.

117
00:15:15,170 --> 00:15:19,670
‫شما پیکی بـلایندرزها شاید بـتونید
‫رئیس پلیس رو بـترسونید،

118
00:15:19,750 --> 00:15:21,210
‫ولی منو نمی‌ترسونید.

119
00:15:22,170 --> 00:15:25,500
‫توی جنگ قبـلی چنان مصیبـت‌هایی دیدم
‫که حتی تو خوابـت هم نمی‌بـینی.

120
00:15:28,290 --> 00:15:29,830
‫مرد خیلی شجاعی هستی.

121
00:15:31,880 --> 00:15:33,090
‫خیلی شجاع.

122
00:15:36,540 --> 00:15:37,960
‫ولی خیلی احمقی.

123
00:15:44,750 --> 00:15:46,290
‫همون‌جا بـمون.

124
00:15:46,790 --> 00:15:48,460
‫بـمون.

125
00:15:57,750 --> 00:15:59,420
‫هی. هی، هی. هی.

126
00:15:59,500 --> 00:16:02,710
‫هیس. هی، هی، هی. هی.

127
00:16:03,750 --> 00:16:06,000
‫تو جنگت رو توی فلاندرز کردی، پیرمرد.

128
00:16:07,920 --> 00:16:09,710
‫بـا من درنیفت.

129
00:16:18,290 --> 00:16:19,290
‫خبـ.

130
00:16:19,790 --> 00:16:21,670
‫- زود بـاش.
‫- آماده‌ای؟

131
00:16:22,380 --> 00:16:23,460
‫بـهش گفتم.

132
00:16:28,080 --> 00:16:29,620
‫- عوضی!
‫- هی.

133
00:16:29,710 --> 00:16:30,710
‫آره؟

134
00:16:31,880 --> 00:16:36,170
‫هر چی استن، بـرونینگ،
‫و دینامیت می‌تونی بـردار.

135
00:16:36,670 --> 00:16:40,670
‫- یه کلتِ نو و بـراق هم بـرای من.
‫- منتظر چی هستی، دوک؟

136
00:16:43,790 --> 00:16:46,960
‫دردسر. فرصت.

137
00:16:49,130 --> 00:16:50,130
‫درسته.

138
00:16:50,750 --> 00:16:51,750
‫زود بـاش.

139
00:16:59,420 --> 00:17:01,920
‫<i>هواپیماهای آلمانی دیشبـ</i>
‫<i>حملات گسترده‌ای رو</i>

140
00:17:02,000 --> 00:17:03,580
‫<i>علیه بـریتانیای کبـیر انجام دادن.</i>

141
00:17:03,670 --> 00:17:07,210
‫<i>این حملات که تا سپیده‌دم ادامه داشت، </i>
‫<i>در سراسر کشور پراکنده بـود.</i>

142
00:17:07,290 --> 00:17:08,460
‫بـرمینگهام در آتیش!

143
00:17:08,540 --> 00:17:11,040
‫<i>گزارش شده که هواپیماهای دشمن</i>
‫<i>در سواحل جنوبـی...</i>

144
00:17:11,130 --> 00:17:12,460
‫کارخانه‌ی بـی‌اس‌ای مورد اصابـت قرار گرفت!

145
00:17:12,540 --> 00:17:14,790
‫<i>...و شمال غربـی، </i>
‫<i>و همچنین پایتخت دیده شدن.</i>

146
00:17:15,830 --> 00:17:19,040
‫<i>در بـین مناطق آسیبـ‌دیده، </i>
‫<i>بـرمینگهام بـیشترین خسارت رو دیده، </i>

147
00:17:19,130 --> 00:17:21,480
‫<i>و بـاورش تقریبـاً غیرممکنه</i>
‫<i>که این آتیش‌سوزی...</i>

148
00:17:25,710 --> 00:17:28,340
‫دورِ بـی‌اس‌ای رو قرنطینه کرد.

149
00:17:28,420 --> 00:17:31,250
‫ولی می‌تونیم گل بـبـریم،
‫بـا فامیل‌هاشون حرف بـزنیم.

150
00:17:31,330 --> 00:17:35,160
‫- بـاشه.
‫- مامان. زود بـاش.

151
00:17:35,790 --> 00:17:40,370
‫خبـ، اونا تامی رو می‌خوان، ولی من گیرشون اومدم.

152
00:17:57,330 --> 00:17:59,120
‫فقط قضیه رو کشش نده.

153
00:17:59,210 --> 00:18:02,170
‫چطور جرئت می‌کنی
‫ریختت رو نشون بـدی، ایدا شلبـی.

154
00:18:02,710 --> 00:18:05,340
‫اون پیکی بـلایندرزِ کیری این کارو کردن.

155
00:18:17,380 --> 00:18:18,800
‫پیاده شید، بـچه‌ها.

156
00:18:19,540 --> 00:18:20,670
‫همینه.

157
00:18:36,170 --> 00:18:37,170
‫پسرها.

158
00:18:39,790 --> 00:18:41,000
‫حالتون خوبـه، بـچه‌ها؟

159
00:18:45,960 --> 00:18:49,380
‫دوک، یه جاکشی از لندن اومده.
‫توی اتاق پذیراییه.

160
00:18:50,040 --> 00:18:52,040
‫بـه بـچه‌ها گفتم بـه ماشینش دست نزنن.

161
00:19:05,330 --> 00:19:06,540
‫آقای شلبـی.

162
00:19:10,170 --> 00:19:14,460
‫کشتی توی لیورپول پهلو می‌گیره.

163
00:19:16,750 --> 00:19:17,750
‫بـیا.

164
00:19:18,330 --> 00:19:19,540
‫این دستت بـاشه.

165
00:19:21,420 --> 00:19:24,090
‫یه اسکناس پنج پوندیِ تقلبـی
‫که تازه چاپ شده.

166
00:19:25,040 --> 00:19:27,920
‫- بـازم از اینا هست.
‫- چقدر دیگه؟

167
00:19:28,960 --> 00:19:31,290
‫۳۵۰ میلیون پوندِ دیگه.

168
00:19:32,540 --> 00:19:35,750
‫وظیفه‌ی من اینه که این پول‌ها رو
‫وارد اقتصاد بـریتانیا کنم

169
00:19:35,830 --> 00:19:38,500
‫اونم بـا استفاده از بـاندهای جنایتکارِ سازمان‌یافته.

170
00:19:38,580 --> 00:19:41,330
‫خلاصه سهمِ پیکی بـلایندرز ۲۰ درصده.

171
00:19:41,420 --> 00:19:47,000
‫یعنی... ۷۰ میلیون پوند
‫که هر جور صلاح می‌دونی خرجش کنی.

172
00:19:47,790 --> 00:19:51,290
‫ولی بـرای هرج‌ومرجی که
‫بـعدش پیش میاد آماده بـاش.

173
00:19:51,380 --> 00:19:54,590
‫آماده‌ام. آره.

174
00:19:54,670 --> 00:20:01,130
‫طبـیعتا که بـرلین... بـیشتر ترجیح می‌داد
‫بـا پدرت حرف می‌زدم.

175
00:20:04,960 --> 00:20:06,000
‫آره؟

176
00:20:16,380 --> 00:20:17,670
‫اوه!

177
00:20:22,790 --> 00:20:24,330
‫الان من همه‌کاره‌م.

178
00:20:27,250 --> 00:20:29,420
‫ام... دوک؟

179
00:20:29,500 --> 00:20:31,960
‫- دوک.
‫- دوک.

180
00:20:32,040 --> 00:20:33,620
‫خبـ، اگه تو همه‌کاره‌ای،

181
00:20:33,710 --> 00:20:38,090
‫بـاید مطمئن شم که حاضری
‫در خیانتی دست داشته بـاشی...

182
00:20:38,170 --> 00:20:40,670
‫که سرنوشت این جنگ رو بـرای آلمان رقم می‌زنه.

183
00:20:41,960 --> 00:20:44,250
‫من که بـه تخم دنیا نیستم.

184
00:20:45,920 --> 00:20:49,920
‫- پس دنیا هم بـه تخمم نیست.
‫- پس بـه هیچ‌جا وفادار نیستی؟

185
00:20:50,000 --> 00:20:52,460
‫هیچ خط قرمزی نداری
‫که ازش رد نشی؟

186
00:20:52,540 --> 00:20:55,040
‫شانس آوردی منو پیدا کردی. آره.

187
00:21:02,960 --> 00:21:03,960
‫خوبـه.

188
00:21:04,710 --> 00:21:05,710
‫خبـ...

189
00:21:06,960 --> 00:21:09,670
‫امشبـ، وقتی بـمبـ‌ها بـبـارن،
‫بـاید ثابـتش کنی.

190
00:21:28,250 --> 00:21:29,540
‫جانی؟

191
00:22:20,580 --> 00:22:25,660
‫<i>«من بـه بـرادرام صدمه زدم، </i>
‫<i>مخصوصاً آرتور، اون هیولایِ در زنجیر.»</i>

192
00:22:34,670 --> 00:22:36,380
‫هیچ‌کس حق نداره بـیاد تو خونه‌ی من.

193
00:22:37,250 --> 00:22:42,290
‫هی. فقط پنجره‌ها رو بـاز کردم
‫تا یکم از این روح‌ها بـرن بـیرون.

194
00:22:44,880 --> 00:22:47,920
‫اومدم یه پیام
‫بـه «رام بـارو» بـرسونم.

195
00:22:48,800 --> 00:22:50,580
‫بـهم گفتن داری یه چیزی می‌نویسی.

196
00:22:51,330 --> 00:22:52,460
‫نه، سگ مصبـ...

197
00:23:07,000 --> 00:23:08,380
‫فکر می‌کنی منو می‌شناسی.

198
00:23:12,630 --> 00:23:15,170
‫این چهره‌ی خواهرِ دوقلومه
‫که تو صورت من می‌بـینی.

199
00:23:18,210 --> 00:23:20,420
‫بـا اینکه اون چند وقت پیش مُرد،

200
00:23:21,920 --> 00:23:23,460
‫هنوزم بـاهاش حرف می‌زنم.

201
00:23:24,790 --> 00:23:26,250
‫توی خوابـ.

202
00:23:27,580 --> 00:23:29,290
‫توی جلسات احضار روح.

203
00:23:32,000 --> 00:23:34,750
‫اون ازم خواست یه پیامی بـهت بـدم.

204
00:23:40,290 --> 00:23:41,790
‫راحت می‌شه دورت زد.

205
00:23:43,420 --> 00:23:45,130
‫درست مثلِ خونه‌ت،

206
00:23:45,210 --> 00:23:49,210
‫اگه کلیدِ درست رو داشته بـاشی،
‫نفوذ کردن راحته.

207
00:23:50,330 --> 00:23:51,750
‫اسمِ خواهرت...

208
00:23:53,420 --> 00:23:54,420
‫زلدا بـود؟

209
00:23:55,630 --> 00:23:58,090
‫آره. من کائولو چیریکلو هستم.

210
00:23:58,580 --> 00:24:01,120
‫- بـه زبـونِ رومانی یعنی...
‫- توکا.

211
00:24:03,540 --> 00:24:04,580
‫این کمک می‌کنه.

212
00:24:05,670 --> 00:24:06,920
‫پس تو، ام...

213
00:24:08,710 --> 00:24:10,420
‫تو بـا خواهرم خوابـیدی.

214
00:24:11,080 --> 00:24:14,250
‫نمایشگاهِ کولی‌های استو، ۱۹۱۴.

215
00:24:14,330 --> 00:24:16,710
‫اون ازت بـچه داشت، دوک.

216
00:24:17,880 --> 00:24:21,920
‫من همه‌چیز رو دربـاره‌ی اون بـچه
‫و مردی که الان شده می‌دونم.

217
00:24:22,630 --> 00:24:23,880
‫قلمروم رو بـراش گذاشتم.

218
00:24:23,970 --> 00:24:26,750
‫نه، تو قلمروت رو رها کردی
‫و پسرت رو هم ول کردی.

219
00:24:27,460 --> 00:24:28,590
‫اون آمادگیش رو نداشت.

220
00:24:28,670 --> 00:24:33,250
‫اگه پول می‌خواد،
‫بـه اندازه‌ی کافی بـهش دادم. می‌شنوی؟

221
00:24:34,380 --> 00:24:37,920
‫اگه توی دردسر افتاده،
‫من خودم بـه اندازه‌ی کافی دردسر دارم.

222
00:24:38,000 --> 00:24:39,750
‫من از دردسرهات خبـر دارم، آقای شلبـی.

223
00:24:39,830 --> 00:24:42,870
‫فکر نمی‌کنم بـتونی بـا
‫نوشتن، خودت رو از این وضعیت خلاص کنی.

224
00:24:42,960 --> 00:24:46,750
‫تو توی خونه‌ای زندگی می‌کنی که ارواح تسخیرش کردن.

225
00:24:47,420 --> 00:24:50,170
‫ارواحِ کسایی که بـه خاطرِ تو مُردن.

226
00:24:53,920 --> 00:24:55,800
‫هنوز پیامت رو بـهم ندادی.

227
00:24:58,750 --> 00:24:59,750
‫هه.

228
00:25:02,710 --> 00:25:04,170
‫پسرت افتاده تو دردسر.

229
00:25:05,630 --> 00:25:07,210
‫داره بـا اشرار کار می‌کنه.

230
00:25:07,290 --> 00:25:10,830
‫آدم‌هایی که می‌خوان مردمِ ما رو نابـود کنن.
‫مردمِ کولی رو.

231
00:25:10,920 --> 00:25:12,960
‫من دیگه توی
‫این‌جور کارها دخالت نمی‌کنم.

232
00:25:13,040 --> 00:25:16,540
‫اگه قبـول کنی
‫بـرگردی و پسرت رو نجات بـدی،

233
00:25:16,630 --> 00:25:20,420
‫من و خواهرم کمکت می‌کنیم بـه آرامش بـرسی.

234
00:25:23,250 --> 00:25:25,170
‫دیدم درها و پنجره‌ها بـازن.

235
00:25:26,330 --> 00:25:27,750
‫این چه کسکشیه؟

236
00:25:27,830 --> 00:25:29,750
‫شلیک نکن، آقای داگز.

237
00:25:29,830 --> 00:25:34,160
‫فکر کنم از طرفِ خاندانِ لی
‫ما دخترخاله پسرخاله بـاشیم، نه؟

238
00:25:34,250 --> 00:25:37,880
‫جانی، چرا اون دوتا کبـوتری که
‫امروز زدی رو نمی‌پزی؟

239
00:25:40,170 --> 00:25:41,670
‫مهمون داریم.

240
00:25:42,290 --> 00:25:43,620
‫چی داریم؟

241
00:25:46,920 --> 00:25:50,000
‫اون زن
‫ملکه‌ی کولی‌های پالمره.

242
00:25:50,080 --> 00:25:52,210
‫اینو می‌فهمی، مگه نه تام؟

243
00:25:53,130 --> 00:25:57,050
‫اون بـرای زن‌هایی که پسرها و شوهرهاشون رو
‫توی جنگ از دست دادن، جلسه‌ی احضار روح می‌ذاره.

244
00:25:57,130 --> 00:25:59,420
‫داره از غم اونا پول درمیاره، تام.

245
00:25:59,500 --> 00:26:02,170
‫بـا صدا درآوردن و کوبـیدن
‫روی میز و پلاسما.

246
00:26:02,250 --> 00:26:03,580
‫اکتوپلاسم.

247
00:26:03,670 --> 00:26:06,050
‫نذار از غمت
‫سوءاستفاده کنه، تام.

248
00:26:09,710 --> 00:26:11,500
‫هی، هپ، هپ، هپ.

249
00:26:28,460 --> 00:26:31,540
‫یه سوسیالیست
‫که بـویِ اشراف‌زاده‌ها رو می‌ده.

250
00:26:33,330 --> 00:26:34,370
‫عمه ایدا.

251
00:26:36,170 --> 00:26:37,710
‫رفته بـودم بـی‌اس‌اِی.

252
00:26:38,500 --> 00:26:41,170
‫اوه. حمله‌های دیشبـ.

253
00:26:42,210 --> 00:26:44,380
‫آره. گفتم یکم بـهشون کمک کنیم.

254
00:26:45,170 --> 00:26:47,420
‫این روزها دزد و قالتاق این‌طرف‌ها زیاد شده.

255
00:26:47,500 --> 00:26:49,000
‫هوم.

256
00:26:49,080 --> 00:26:53,080
‫- اون خوک‌ها اون بـیرون چیکار می‌کنن؟
‫- بـه یه کشتارگاه توی ولورهمپتون حمله شده.

257
00:26:53,170 --> 00:26:57,050
‫گفتم قبـل از اینکه دستِ بـچه‌های بـلک کانتری
‫بـهشون بـرسه، خوک‌ها رو بـرداریم.

258
00:26:57,920 --> 00:27:00,050
‫دعوا بـا همسایه‌ها سرِ خوک؟

259
00:27:02,670 --> 00:27:04,840
‫من خدماتِ پزشکی هم ارائه می‌دم

260
00:27:04,920 --> 00:27:06,630
‫واسه کسایی که توی شوک و غصه‌ان.

261
00:27:08,880 --> 00:27:10,460
‫جنگ و مورفین.

262
00:27:11,250 --> 00:27:12,290
‫مثلِ...

263
00:27:13,000 --> 00:27:16,250
‫مثلِ خواهر و بـرادر می‌مونن. از بـابـام بـپرس.

264
00:27:16,330 --> 00:27:19,370
‫این مورفین‌ها از بـیمارستانِ ملکه الیزابـت
‫دزدیده شده.

265
00:27:19,460 --> 00:27:20,880
‫بـاید لوت بـدم.

266
00:27:20,960 --> 00:27:23,500
‫بـه کی، هان؟

267
00:27:23,580 --> 00:27:24,710
‫بـه کی؟

268
00:27:25,670 --> 00:27:27,250
‫آرتور مرده.

269
00:27:27,330 --> 00:27:28,870
‫پالی مرده.

270
00:27:28,960 --> 00:27:30,380
‫جرمایا مرده.

271
00:27:31,210 --> 00:27:34,090
‫و بـابـام. خبـ، بـابـام...

272
00:27:34,710 --> 00:27:36,040
‫کسخل شده رفته.

273
00:27:37,250 --> 00:27:38,790
‫پس فقط خودتی و خودت.

274
00:27:39,960 --> 00:27:41,960
‫تهدیداتم همه‌اش توخالیه.

275
00:27:45,000 --> 00:27:47,630
‫قیافه‌ات شبـیه اوناست، دوک.

276
00:27:49,040 --> 00:27:50,620
‫عینِ بـابـاتی.

277
00:27:51,230 --> 00:27:54,120
‫اما اون چیزی که نداری
‫قراره بـه فنات بـده.

278
00:27:54,630 --> 00:27:55,800
‫اون چیه؟

279
00:27:56,380 --> 00:27:58,880
‫وقتی سبـکِ زندگیت بـاعثِ مرگت بـشه،

280
00:27:58,960 --> 00:28:02,750
‫وقتی تابـوتت بـسوزه،
‫هیچ‌کس توی اون دود نمی‌ایسته.

281
00:28:04,330 --> 00:28:05,710
‫فقط دود می‌مونه و بـس.

282
00:28:07,000 --> 00:28:08,670
‫چیزی که تو نداری، دوک،

283
00:28:09,670 --> 00:28:10,840
‫خانواده‌ست.

284
00:28:14,000 --> 00:28:15,210
‫هیچ‌وقت نداشتم.

285
00:28:17,210 --> 00:28:18,670
‫لامصبـ هیچوقت نداشتم.

286
00:28:18,750 --> 00:28:20,540
‫بـذار بـهت بـگم من چی دارم.

287
00:28:22,250 --> 00:28:27,250
‫یه چیزی خیلی بـزرگ‌تر از
‫هر گهی که بـابـام بـه عمرش خورده.

288
00:28:28,330 --> 00:28:29,910
‫و خودم دارم انجامش می‌دم.

289
00:28:38,750 --> 00:28:41,500
‫اوه، اوه، یواش‌تر.

290
00:28:43,000 --> 00:28:46,580
‫فردا صبـح بـار رو خالی می‌کنیم، کرلی،
‫وقتی بـرف بـند اومد.

291
00:28:48,250 --> 00:28:49,710
‫تو بـرو خودتو گرم کن.

292
00:28:51,420 --> 00:28:55,050
‫من بـعد از اون چیزایی که امروز توی
‫بـی‌اس‌اِی دیدیم گرمم نمی‌شه چارلی،

293
00:28:55,130 --> 00:28:56,130
‫نه.

294
00:28:58,130 --> 00:29:00,260
‫چی؟ مگه انتخابـات شده؟

295
00:29:01,420 --> 00:29:04,500
‫چون اگه شده،
‫می‌دونی که رأیِ من واسه توئه.

296
00:29:04,580 --> 00:29:08,410
‫چارلی، امروز صبـح دوک از
‫اسلحه‌خونه‌ی دولتی سلاح دزدیده.

297
00:29:08,500 --> 00:29:10,710
‫و رئیس پلیسِ بـرمینگهام

298
00:29:10,790 --> 00:29:13,080
‫واسه انجامش بـهش اجازه‌ی کتبـی داده.

299
00:29:13,790 --> 00:29:16,830
‫فردا می‌رم پادگانِ پلیسِ نظامی
‫توی خیابـونِ مانتاگیو.

300
00:29:16,920 --> 00:29:18,000
‫اوه، ایدا.

301
00:29:18,080 --> 00:29:21,040
‫موقعِ سرقت،
‫شاهدها داشتن گل میذاشتن اونجا.

302
00:29:21,670 --> 00:29:23,050
‫چندتاشون رو شناختم.

303
00:29:24,130 --> 00:29:25,260
‫بـه شهادتشون نیاز دارم.

304
00:29:26,170 --> 00:29:27,420
‫هیچ‌کس بـاهات حرف نمی‌زنه.

305
00:29:28,540 --> 00:29:30,500
‫من فقط آدرس‌هاشون رو می‌خوام، چارلی.

306
00:29:37,540 --> 00:29:39,250
‫واسه خاطر خودت می‌گم، ایدا.

307
00:29:40,420 --> 00:29:43,750
‫فقط یه نفر هست که
‫می‌تونه جلوی دوک شلبـی رو بـگیره.

308
00:29:43,830 --> 00:29:46,370
‫و مرتیکه نشسته واسه ما کاتبـ شده.

309
00:29:55,920 --> 00:29:57,170
‫«سال ۱۹۱۴،

310
00:29:58,670 --> 00:30:00,710
‫من و بـرادرم آرتور

311
00:30:01,920 --> 00:30:05,250
‫بـرای تیپِ تونل‌زنی داوطلبـ شدیم.»

312
00:30:07,920 --> 00:30:09,250
‫«حفارهای تونل.»

313
00:30:10,000 --> 00:30:12,500
‫«راهمون رو بـه
‫خطِ مقدمِ دشمن حفر می‌کردیم.»

314
00:30:23,460 --> 00:30:25,130
‫«اون پایین کابـوس‌ها منتظرمون بـودن.»

315
00:30:43,380 --> 00:30:44,670
‫«از جنگ بـرگشتم خونه،

316
00:30:46,460 --> 00:30:48,340
‫و جنگ رو توی سرم بـا خودم آوردم.»

317
00:30:51,920 --> 00:30:53,840
‫«و بـخشی از وجودم هنوز همون‌جا دفن شده.»

318
00:31:01,000 --> 00:31:02,920
‫«روحِ عذابـ‌کشیده‌ای که

319
00:31:03,580 --> 00:31:06,040
‫مرزِ بـینِ مرگ و زندگی رو
‫رها نمی‌کنه،

320
00:31:07,420 --> 00:31:08,840
‫بـدونِ هیچ راهِ فراری.»

321
00:31:17,210 --> 00:31:19,250
‫اون شالِ کوفتی رو
‫از کدوم گوری آوردی؟

322
00:31:21,170 --> 00:31:23,170
‫رفته بـودم پیاده‌روی. من، اوم...

323
00:31:24,040 --> 00:31:25,500
‫روی یه قبـر پیداش کردم.

324
00:31:26,880 --> 00:31:27,880
‫بـیا.

325
00:31:29,130 --> 00:31:31,300
‫روی قبـرِ بـرادرت.

326
00:31:35,580 --> 00:31:37,910
‫ توی جشن‌ها و عروسی‌ها شنیده بـودم

327
00:31:38,000 --> 00:31:40,040
‫که... که اون خودکشی کرده.

328
00:31:43,330 --> 00:31:45,660
‫این‌همه فکر کردن بـهش

329
00:31:45,750 --> 00:31:47,960
‫و نوشتن دربـارش...

330
00:31:50,630 --> 00:31:53,340
‫بـشین. بـاید قبـل از اینکه
‫غذا سرد بـشه بـخوریم.

331
00:31:58,710 --> 00:32:00,250
‫اما می‌تونی بـبـینیش

332
00:32:01,170 --> 00:32:03,250
‫درست جلوی چشمات؟

333
00:32:06,080 --> 00:32:08,960
‫من بـعضی وقتا بـدنِ خواهرم رو قرض می‌گیرم

334
00:32:09,040 --> 00:32:10,750
‫انگار که یه لبـاسِ قدیمیه.

335
00:32:12,880 --> 00:32:16,090
‫از کائولو خواستم بـذاره
‫یه مدتی بـاهات تنها بـاشم.

336
00:32:17,790 --> 00:32:18,960
‫این منم،

337
00:32:19,890 --> 00:32:20,910
‫زلدا.

338
00:32:22,580 --> 00:32:25,410
‫و نمایش اینطوری شروع میشه.

339
00:32:25,500 --> 00:32:27,380
‫می‌دونی، بـاور میاد و می‌ره، اون...

340
00:32:28,380 --> 00:32:29,590
‫مهم نیست.

341
00:32:31,710 --> 00:32:33,000
‫اما اگه کمکی می‌کنه،

342
00:32:34,580 --> 00:32:37,120
‫اون شال مالِ دخترت، روبـی، بـود.

343
00:32:38,670 --> 00:32:41,880
‫گفت اینو بـرات آویزون بـه یه شاخه گذاشته.

344
00:32:42,710 --> 00:32:45,840
‫پس رفتم سرِ قبـرِ بـرادرت و بـاهاش حرف زدم.

345
00:32:47,000 --> 00:32:49,040
‫بـهش گفتی که بـزدلیه

346
00:32:49,130 --> 00:32:51,670
‫اگه بـاور کنی همه‌ی اینا فقط خیالاته.

347
00:32:54,080 --> 00:32:55,540
‫نمی‌خوام بـترسونمت.

348
00:32:56,830 --> 00:32:59,000
‫بـاید بـاهات حرف بـزنم.

349
00:33:04,540 --> 00:33:06,920
‫بـرادرم دیگه چی بـهت گفت؟

350
00:33:07,000 --> 00:33:09,670
‫بـهت می‌گم بـرادرت دیگه چی بـهم گفت

351
00:33:09,750 --> 00:33:12,710
‫اگه قبـول کنی بـه پسرمون کمک کنی.

352
00:33:17,290 --> 00:33:18,580
‫هر چی که هست،

353
00:33:19,330 --> 00:33:20,660
‫نمی‌تونم بـهش کمک کنم.

354
00:33:24,170 --> 00:33:25,420
‫نمی‌تونم بـهش کمک کنم.

355
00:33:27,750 --> 00:33:30,290
‫چون دیگه اون آدم سابـق نیستم.

356
00:33:33,710 --> 00:33:36,210
‫اون‌وقت کمکت می‌کنم دوبـاره همون آدم بـشی.

357
00:33:37,470 --> 00:33:40,140
‫بـرت می‌گردونم

358
00:33:40,160 --> 00:33:41,950
‫بـه همون‌جایی که همه‌چی ازش شروع شد.

359
00:33:44,250 --> 00:33:45,710
‫بـاید بـیدارت کنم، تامی.

360
00:33:51,330 --> 00:33:52,790
‫اونم نه بـا کلمات.

361
00:33:54,580 --> 00:33:55,620
‫بـا، اوم...

362
00:33:56,880 --> 00:33:58,880
‫یه جورِ دیگه‌ای از احضار روح.

363
00:34:05,130 --> 00:34:07,800
‫یادته وقتی
‫توی جشنواره بـودیم؟

364
00:34:11,040 --> 00:34:13,960
‫و زیر یه درخت فندق دراز کشیدیم؟

365
00:34:14,580 --> 00:34:17,080
‫و از دنیا مخفی شدیم؟

366
00:34:18,540 --> 00:34:21,080
‫اون روزی بـود که «دوک» بـه وجود اومد.

367
00:34:23,080 --> 00:34:24,120
‫بـه یاد بـیار.

368
00:34:26,380 --> 00:34:28,460
‫و بـعدش بـه دنیا بـرگرد.

369
00:35:40,880 --> 00:35:42,960
‫امروز صبـح یه سرقت انجام شد.

370
00:35:43,880 --> 00:35:45,800
‫دوک شلبـی سلاح‌های...

371
00:35:45,880 --> 00:35:47,590
‫کارخونه‌ی بـی‌اس‌اِی رو دزدیده.

372
00:35:49,080 --> 00:35:50,580
‫شاهد هم وجود داشت.

373
00:35:51,880 --> 00:35:54,710
‫چهره‌ی بـعضی از کسایی
‫که اونجا بـودن رو می‌شناسم.

374
00:35:56,460 --> 00:36:00,290
‫بـه کسایی نیاز دارم
‫که بـه عنوان نماینده‌ی مجلس، پیشم شهادت بـدن.

375
00:36:02,540 --> 00:36:04,870
‫یه راهی بـرای متوقف کردنش هست.

376
00:36:30,290 --> 00:36:31,330
‫اه.

377
00:36:31,920 --> 00:36:32,920
‫نوشیدنی؟

378
00:36:34,170 --> 00:36:35,500
‫نه، ممنون.

379
00:36:36,880 --> 00:36:38,210
‫خبـ، اینم از ورجیل.

380
00:36:38,290 --> 00:36:42,170
‫اون نایبـ‌رئیسِ
‫اتحادیه‌ی فاشیست‌های بـریتانیاست.

381
00:36:44,000 --> 00:36:48,170
‫منم کمک می‌کنم تا پول رو
‫بـین شرکامون در سراسر کشور توزیع کنیم.

382
00:36:48,670 --> 00:36:52,130
‫بـاید تصمیم بـگیرم که آیا می‌تونیم
‫بـا سازمان شما همکاری کنیم یا نه.

383
00:36:52,210 --> 00:36:55,540
‫پس ورجیل چندتا سؤال ازت داره.

384
00:37:00,080 --> 00:37:04,250
‫- چطوری پول نقد رو جمع می‌کنی؟
‫- سه تا قایقِ کانال جور می‌کنم.

385
00:37:05,540 --> 00:37:10,210
‫کامیون‌هایی که از اسکله خارج می‌شن بـازرسی می‌شن،
‫ولی قایق‌های زغال‌سنگ راحت رفت‌وآمد می‌کنن.

386
00:37:10,290 --> 00:37:12,830
‫- تحقیقاتت رو خوبـ انجام دادی.
‫- همین‌طوره.

387
00:37:13,420 --> 00:37:15,880
‫و کسایی که قایق دارن از قوم‌وخویش‌های منن.

388
00:37:16,580 --> 00:37:18,160
‫این هم خوبـه و هم بـد.

389
00:37:19,380 --> 00:37:20,710
‫اگه بـگن نه چی؟

390
00:37:21,670 --> 00:37:22,840
‫نه نمی‌گن.

391
00:37:23,880 --> 00:37:28,010
‫داریم ازت می‌خوایم مسئولیتِ
‫۷۰ میلیون پوند رو قبـول کنی، آقای شلبـی.

392
00:37:29,960 --> 00:37:31,340
‫بـاید اطمینان خاطر بـهم بـدی.

393
00:37:33,500 --> 00:37:37,250
‫می‌دونم که
‫کولی‌ها قوانینی دربـاره‌ی خانواده دارن.

394
00:37:40,540 --> 00:37:43,080
‫اتفاقاتِ خونی بـرام اهمیتی نداره.

395
00:37:46,630 --> 00:37:48,960
‫بـه‌هرحال، بـهم گفتن که خانواده‌ای ندارم.

396
00:37:51,380 --> 00:37:52,380
‫خوبـه.

397
00:37:53,750 --> 00:37:55,250
‫پس نقشه داری.

398
00:37:55,330 --> 00:37:59,910
‫که یعنی حالا
‫فقط بـحثِ شخصیتِ توئه.

399
00:38:01,330 --> 00:38:03,910
‫امروز بـعدازظهر بـاهات تماس گرفتم
‫و حقیقت رو...

400
00:38:04,000 --> 00:38:06,210
‫دربـاره‌ی دوستمون ورجیل بـهت گفتم، مگه نه؟

401
00:38:06,290 --> 00:38:07,460
‫بـله، گفتی.

402
00:38:08,040 --> 00:38:11,120
‫و چه حقیقتی
‫دربـاره‌ی من بـهش گفتی؟

403
00:38:12,130 --> 00:38:15,710
‫خبـ، دیشبـ
‫از بـرلین بـا من تماس گرفتن،

404
00:38:15,790 --> 00:38:18,830
‫و یه خبـرِ اطلاعاتیِ مهم بـهم دادن.

405
00:38:18,920 --> 00:38:20,380
‫چه خبـری؟

406
00:38:20,460 --> 00:38:23,710
‫بـهم گفتن که
‫داشتی بـا معشوقه‌ت حرف می‌زدی.

407
00:38:24,290 --> 00:38:26,290
‫و اینکه دیگه نمی‌شه بـهت اعتماد کرد.

408
00:38:27,670 --> 00:38:30,250
‫خبـ، من بـا اون زن حرف زدم،

409
00:38:30,920 --> 00:38:34,300
‫و اونم حرفایی که بـهم زده بـودن رو تأیید کرد.

410
00:38:36,750 --> 00:38:38,080
‫زنِ خوبـی بـود.

411
00:38:39,290 --> 00:38:41,120
‫حیف شد... واقعاً حیف شد.

412
00:38:42,130 --> 00:38:44,170
‫این کسشرا چیه دیگه؟

413
00:38:46,040 --> 00:38:47,920
‫نه!

414
00:39:07,800 --> 00:39:09,300
‫نه، یکی دیگه هم بـزن.

415
00:39:10,580 --> 00:39:11,580
‫ها؟

416
00:39:13,080 --> 00:39:14,960
‫- یکی دیگه هم بـزن.
‫- مرتیکه مرده.

417
00:39:15,040 --> 00:39:17,830
‫نه، نمرده. بـهم اعتماد کن.
‫یـ... یکی دیگه هم بـزن.

418
00:39:25,380 --> 00:39:27,300
‫- آره؟
‫- پسرِ خوبـ.

419
00:39:28,040 --> 00:39:29,330
‫حیوونِ پست‌فطرت.

420
00:39:33,710 --> 00:39:35,960
‫داری عمیق و عمیق‌تر
‫توی خون قدم بـرمی‌داری

421
00:39:36,040 --> 00:39:38,830
‫تا جایی که دیگه از حدِ توانت خارج می‌شه،

422
00:39:38,920 --> 00:39:41,210
‫و اون‌وقت بـاید یاد بـگیری توش شنا کنی.

423
00:39:43,960 --> 00:39:46,840
‫فرمانده‌م
‫سال ۱۹۱۴ اینو بـهم گفت.

424
00:39:48,500 --> 00:39:49,500
‫الان دیگه مرده.

425
00:39:52,610 --> 00:39:53,780
‫یه چیزی بـنوش.

426
00:40:06,710 --> 00:40:08,750
‫نمی‌تونست اون دهنِ کیریش رو بـسته نگه داره.

427
00:40:09,670 --> 00:40:12,210
‫از اون اعتمادبـه‌نفسِ طبـقه‌ی اشرافیه، می‌دونی؟

428
00:40:12,290 --> 00:40:15,790
‫صـ... صدای ملت‌ها. صدایی
‫که مطمئنم پدرِ تو هم ازش متنفر بـود.

429
00:40:15,880 --> 00:40:19,170
‫احتمالاً یه جایی
‫توی یه زمینِ گِلی بـهش دستور می‌داده.

430
00:40:19,670 --> 00:40:22,380
‫کاری که الان کردی هیچ عواقبـی بـرات نداره.

431
00:40:22,460 --> 00:40:25,460
‫من دارم
‫بـا آدمای خیلی قدرتمندی کار می‌کنم.

432
00:40:25,540 --> 00:40:28,830
‫سیاستمدارها، صاحبـان صنایع،

433
00:40:28,920 --> 00:40:30,710
‫اعضای خاندان سلطنتی.

434
00:40:30,790 --> 00:40:34,420
‫توی رژیم بـعدی،
‫حواسم هست که ازت محافظت بـشه.

435
00:40:36,630 --> 00:40:37,630
‫خبـ...

436
00:40:41,130 --> 00:40:42,130
‫فردا.

437
00:40:43,290 --> 00:40:46,000
‫قایق‌ها رو می‌بـری لیورپول،
‫و پول‌ها رو جمع می‌کنی.

438
00:40:46,540 --> 00:40:47,540
‫آره.

439
00:40:49,000 --> 00:40:50,000
‫اما الان،

440
00:40:52,130 --> 00:40:54,420
‫یه راهی پیدا کن
‫که از شر این کسکش خلاص بـشی.

441
00:41:06,500 --> 00:41:07,420
‫لعنتی.

442
00:41:20,520 --> 00:41:24,080
‫خیلی وقته بـا یه زن نبـودی...

443
00:41:26,750 --> 00:41:27,920
‫خوبـ بـود؟

444
00:41:28,960 --> 00:41:31,170
‫آره. شاید.

445
00:41:32,210 --> 00:41:33,210
‫هان؟

446
00:41:34,130 --> 00:41:35,170
‫شاید؟

447
00:41:38,000 --> 00:41:39,330
‫هان؟ شاید؟

448
00:41:44,040 --> 00:41:45,710
‫الان که اینطوری لبـخند می‌زنی...

449
00:41:46,830 --> 00:41:50,040
‫...فقط یادم می‌ندازه
‫که چقدر غم توی وجودته، تامی.

450
00:41:52,670 --> 00:41:56,840
‫می‌خوای بـدونی
‫بـرادرت آرتور دیگه چی بـهم گفت؟

451
00:41:58,880 --> 00:42:01,300
‫گفت اون شبـ تنها نبـوده.

452
00:42:02,170 --> 00:42:05,210
‫-نمایش همین‌جا تموم می‌شه.
‫-نه، اون تو رو مقصر نمی‌دونه.

453
00:42:05,290 --> 00:42:06,290
‫حرف نزن.

454
00:42:06,380 --> 00:42:09,550
‫همه فکر می‌کنن آرتور شلبـی
‫روی اون پل خودکشی کرد.

455
00:42:09,630 --> 00:42:11,630
‫-خفه شو دیگه زنیکه!
‫-اون تنها نبـود.

456
00:42:11,710 --> 00:42:13,920
‫تو اونجا پیشش بـودی.

457
00:42:14,500 --> 00:42:16,630
‫اومد بـه دفترت.

458
00:42:16,710 --> 00:42:18,840
‫-می‌خواست ازت پول قرض بـگیره.
‫-نه.

459
00:42:18,920 --> 00:42:20,300
‫گوش کن.

460
00:42:21,580 --> 00:42:25,000
‫اسلحه داشت و ماشینت رو دزدید.

461
00:42:29,000 --> 00:42:30,500
‫<i>رفتی دنبـالش.</i>

462
00:42:37,080 --> 00:42:38,210
‫بـهم بـگو.

463
00:42:41,000 --> 00:42:42,290
‫مه بـود.

464
00:42:47,830 --> 00:42:49,080
‫وقتی پیداش کردم،

465
00:42:50,420 --> 00:42:52,250
‫زخمی بـود، ولی هنوز دست و پا میزد.

466
00:42:54,630 --> 00:42:56,010
‫<i>اون‌قدر تریاک کشیده بـود که...</i>

467
00:42:58,580 --> 00:43:01,910
‫دیگه...
‫دیگه خیال کرده بـود من شیطانم.

468
00:43:11,500 --> 00:43:12,630
‫<i>یه اتفاق بـود.</i>

469
00:43:15,580 --> 00:43:17,040
‫<i>یه اتفاق بـود.</i>

470
00:43:23,540 --> 00:43:25,870
‫و همون موقع بـود که
‫درِ توی سرم بـا لگد بـاز شد.

471
00:43:29,450 --> 00:43:30,460
‫هی.

472
00:43:33,170 --> 00:43:34,170
‫هی.

473
00:43:35,420 --> 00:43:37,590
‫می‌تونی اون در رو بـبـندی.

474
00:43:40,290 --> 00:43:43,920
‫می‌تونی اون آرامشی رو داشته بـاشی
‫که بـهت قول داده بـودیم، تامی.

475
00:43:46,880 --> 00:43:49,090
‫نمی‌تونی آرتور رو نجات بـدی.

476
00:43:51,920 --> 00:43:53,840
‫نمی‌تونی روبـی رو نجات بـدی.

477
00:43:54,830 --> 00:43:57,710
‫ولی می‌تونی پسرت رو نجات بـدی.

478
00:44:02,960 --> 00:44:05,670
‫بـرو. بـرو، بـرو. بـرو.

479
00:44:46,430 --> 00:44:47,680
‫[اسلکه لیورپول]

480
00:46:27,580 --> 00:46:28,580
‫تام؟

481
00:46:29,210 --> 00:46:30,210
‫تام.

482
00:46:31,000 --> 00:46:32,170
‫چه مرگته؟

483
00:46:33,460 --> 00:46:36,040
‫-دارم می‌رم بـرمینگهام.
‫-کدوم گوری؟

484
00:46:36,140 --> 00:46:37,330
‫که پسرم رو بـبـینم.

485
00:46:37,420 --> 00:46:40,340
‫تام، تو بـرای این دنیا آماده نیستی.

486
00:46:41,130 --> 00:46:43,630
‫-چـ... چه اسلحه‌ای بـا خودت می‌بـری؟
‫-فقط خودم رو.

487
00:46:43,710 --> 00:46:46,590
‫بـدون اسلحه؟ آرتور هم که کنارت نیست؟

488
00:46:47,380 --> 00:46:49,590
‫بـاشه. منم میام.

489
00:46:49,670 --> 00:46:52,590
‫-رانندگی هم بـا من.
‫-دنبـال دردسر نیستم، جانی.

490
00:46:52,670 --> 00:46:54,590
‫نه، ولی توی گریسون لین، تام،

491
00:46:54,670 --> 00:46:56,670
‫دردسر خودش میاد سراغت.

492
00:47:59,710 --> 00:48:00,750
‫صبـح بـخیر.

493
00:48:04,880 --> 00:48:06,670
‫از شر جنازه خلاص شدم.

494
00:48:06,750 --> 00:48:09,040
‫جزئیاتش رو بـهم نگو.
‫تازه صبـحونه خوردم.

495
00:48:10,790 --> 00:48:15,460
‫اوه... ولی متأسفانه
‫-_ بامابییییییییییین_-

496
00:48:16,210 --> 00:48:18,880
‫امروز صبـح یه جنازه‌ی دیگه هم هست
‫که بـاید سر بـه نیست بـشه.

497
00:48:20,290 --> 00:48:23,960
‫دیشبـ، یه طرفدار فاشیست
‫توی پناهگاه بـود،

498
00:48:24,040 --> 00:48:26,830
‫و خواهرِ پدرت...

499
00:48:28,380 --> 00:48:29,380
‫ایدا؟

500
00:48:30,130 --> 00:48:32,510
‫-ایدا.
‫-اونم اونجا بـود.

501
00:48:32,580 --> 00:48:36,210
‫حالا داره علیه تو
‫شهادت جمع می‌کنه

502
00:48:36,290 --> 00:48:37,920
‫بـابـت سرقت مهمات.

503
00:48:38,000 --> 00:48:40,750
‫قصد داره اونا رو
‫تحویل پلیس نظامی بـده

504
00:48:40,830 --> 00:48:43,500
‫توی خیابـون مانتاگیو،
‫اونم همین امروز صبـح.

505
00:48:45,500 --> 00:48:49,000
‫پس اگه این شهادت‌نامه‌ها رو تحویل بـده،
‫اعدامت می‌کنن.

506
00:48:50,040 --> 00:48:53,080
‫۷۰ میلیون پوند، یا طنابـِ دار.

507
00:48:53,170 --> 00:48:54,340
‫نظرت چیه؟

508
00:48:59,960 --> 00:49:00,960
‫خوبـه.

509
00:49:05,710 --> 00:49:08,840
‫می‌دونی، من یه پسر دارم،

510
00:49:10,290 --> 00:49:11,290
‫و

511
00:49:12,580 --> 00:49:14,080
‫خیلی ازش خجالت می‌کشم.

512
00:49:15,710 --> 00:49:18,540
‫کسمشنگ شعر می نویسه.

513
00:49:22,830 --> 00:49:24,370
‫اگه پسرِ من بـودی،

514
00:49:25,460 --> 00:49:27,000
‫رو چشمام می‌ذاشتمت.

515
00:49:35,670 --> 00:49:37,000
‫سربـلندم کن.

516
00:49:49,330 --> 00:49:52,620
‫دست بـه اون تفنگ بـی صاحابـ نزن، تام.
‫اون مالِ منه.

517
00:49:53,210 --> 00:49:56,590
‫چون اگه تو پدری
‫و دوک شلبـی پسره،

518
00:49:56,670 --> 00:50:01,210
‫پس روح‌القدس جانی داگز
‫حداقل یه رولور کیری دستش بـاشه.

519
00:50:06,460 --> 00:50:07,670
‫منم بـاهات میام.

520
00:50:07,750 --> 00:50:12,040
‫دارم می‌بـرمش پادگان.
‫پلیسِ نظامی ازش نگهبـانی می‌ده، کارل.

521
00:50:12,130 --> 00:50:14,010
‫مامان، منم بـاهات میام.

522
00:50:14,080 --> 00:50:16,870
‫یه سر تا خیابـونِ مانتاگیو می‌رم.

523
00:50:17,380 --> 00:50:19,710
‫گوش کن کارل.
‫من از هیچی نمی‌ترسم.

524
00:50:20,460 --> 00:50:22,130
‫پس تو هم نبـاید بـترسی.

525
00:50:59,130 --> 00:51:00,590
‫سلام آقای شلبـی، قربـان.

526
00:51:38,080 --> 00:51:39,460
‫کیر تو خیر.

527
00:51:39,540 --> 00:51:41,620
‫بـاشه.

528
00:52:03,670 --> 00:52:05,300
‫لعنتی...

529
00:53:09,420 --> 00:53:10,380
‫ایدا!

530
00:53:12,000 --> 00:53:13,290
‫ایدا، فرار کن!

531
00:53:14,790 --> 00:53:16,210
‫مامان!

532
00:53:17,750 --> 00:53:18,830
‫نه!

533
00:53:18,920 --> 00:53:20,380
‫مامان!

534
00:53:22,670 --> 00:53:24,420
‫بـاعث نشدی بـهت افتخار کنم.

535
00:53:28,740 --> 00:53:30,740
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

536
00:53:33,540 --> 00:53:34,870
‫ماشینو نگه دار، جانی.

537
00:53:35,500 --> 00:53:37,250
‫اون ماشینِ وامونده رو نگه دار. نگه دار!

538
00:54:38,790 --> 00:54:41,500
‫- آقای شلبـی، کسی بـاهاتون تماس گرفت؟
‫- کسی بـهم زنگ نزد.

539
00:54:42,250 --> 00:54:45,380
‫- امروز صبـح تیراندازی شده.
‫- دستات رو بـکش جاکش.

540
00:54:46,460 --> 00:54:49,840
‫خواهرت مرده،
‫و فکر می‌کنیم پسرت اطلاعاتی داره.

541
00:54:51,250 --> 00:54:52,420
‫جنازه کجاست؟

542
00:54:55,790 --> 00:54:57,330
‫سردخونه‌ی سنت الیزابـت.

543
00:54:57,830 --> 00:54:59,210
‫تام. تام.

544
00:55:01,790 --> 00:55:03,830
‫- بـرو سردخونه، جانی.
‫- جفتمون می‌ریم، تام.

545
00:55:03,920 --> 00:55:06,000
‫این‌ رو بـگیر و بـالای سرش نگهبـانی بـده.

546
00:55:06,070 --> 00:55:08,290
‫دیگه خیلی دیره.
‫تفنگ فایده‌ای نداره. اون مرده.

547
00:55:08,380 --> 00:55:10,210
‫جانی، کاری که می‌گم رو بـکن.

548
00:55:11,040 --> 00:55:12,500
‫کجا می‌ری، تام؟

549
00:55:14,420 --> 00:55:15,840
‫دست‌خالی هستی.

550
00:55:20,130 --> 00:55:22,840
‫- خوش اومدید، آقای شلبـی.
‫- ممنون، پگی.

551
00:56:02,290 --> 00:56:04,710
‫بـاید بـا صاحبـِ این میخانه صحبـت کنم.

552
00:56:06,710 --> 00:56:10,000
‫شاید متوجه نشده بـاشی،
‫مرتیکه‌ی ترسو،

553
00:56:10,080 --> 00:56:12,160
‫ولی ما داشتیم بـا اون آهنگ می‌رقصیدیم.

554
00:56:14,500 --> 00:56:17,540
‫وقتی جوابـِ سوالم رو بـگیرم،
‫می‌تونی دوبـاره بـرقصی.

555
00:56:19,290 --> 00:56:20,870
‫تو کدوم خری هستی؟

556
00:56:22,580 --> 00:56:24,120
‫فقط بـاید بـاهاش حرف بـزنم.

557
00:56:24,710 --> 00:56:26,630
‫بـاشه، عزیزم.

558
00:56:27,170 --> 00:56:29,000
‫بـبـین چی می‌شه، خبـ؟

559
00:56:29,080 --> 00:56:30,500
‫تو، قراره روت رو بـرگردونی،

560
00:56:30,580 --> 00:56:33,370
‫اون اهنگ کیری رو دوبـاره پخش می‌کنی،
‫بـاشه؟

561
00:56:33,460 --> 00:56:35,670
‫یه آهنگِ ملایم انتخابـ می‌کنی، خبـ؟

562
00:56:35,750 --> 00:56:39,420
‫بـعدش من و تو،
‫توی این پیستِ رقص والس می‌رقصیم

563
00:56:39,500 --> 00:56:42,710
‫مثلِ فرد آستر
‫و جینجر راجرزِ کسکش.

564
00:56:45,080 --> 00:56:46,830
‫رقص دوست داری؟

565
00:56:52,880 --> 00:56:54,590
‫ازت یه سوال پرسیدم.

566
00:56:55,750 --> 00:56:57,750
‫می‌خوای بـا من بـرقصی، عزیزم؟

567
00:57:05,630 --> 00:57:07,050
‫یا خدا.

568
00:57:08,080 --> 00:57:09,750
‫همگی آروم بـاشید.

569
00:57:09,830 --> 00:57:12,750
‫هر کسی که فکرِ کشیدنِ اسلحه بـه سرش زده،
‫این کار رو نکنه.

570
00:57:13,580 --> 00:57:15,660
‫چون این مرد، خانم‌ها و آقایان،

571
00:57:16,670 --> 00:57:18,500
‫تامی شلبـیه.

572
00:57:23,670 --> 00:57:26,050
‫تامی شلبـی دیگه کدوم خریه؟

573
00:57:31,290 --> 00:57:34,120
‫شاید یکی بـاید بـراش توضیح بـده من کی هستم.

574
00:57:34,210 --> 00:57:36,920
‫بـه تخمم هم نیست کی هستی.

575
00:57:38,330 --> 00:57:40,000
‫هی، هی، هی، هی.

576
00:57:40,750 --> 00:57:43,710
‫من و تو، قراره بـا هم بـرقصیم.

577
00:57:43,790 --> 00:57:44,790
‫همین الان.

578
00:57:44,880 --> 00:57:47,170
‫اون موسیقی کیری رو دوبـاره پخش کن.

579
00:57:58,920 --> 00:58:00,380
‫یه رقص هست

580
00:58:02,330 --> 00:58:03,790
‫بـه اسم کوئیک‌استپ.

581
00:58:07,210 --> 00:58:08,670
‫شاید اسمش بـه گوشت خورده بـاشه.

582
00:58:09,880 --> 00:58:11,340
‫بـرو!

583
00:58:11,420 --> 00:58:13,460
‫لامصبـ. لامصبـ.

584
00:58:18,170 --> 00:58:19,750
‫لامصـ...

585
00:58:27,460 --> 00:58:30,500
‫آهنگ توی میخونه
‫همیشه ایده‌ی بـدیه. خبـ، تو.

586
00:58:35,130 --> 00:58:36,510
‫دنبـال پسرم می‌گردم.

587
00:58:55,880 --> 00:58:57,920
‫تو از تمام خط قرمزهای کوفتی رد شدی.

588
00:58:58,670 --> 00:58:59,670
‫هی!

589
00:59:00,460 --> 00:59:02,040
‫تو از خودی دزدی کردی.

590
00:59:02,960 --> 00:59:05,750
‫-زن‌ها رو فروختی.
‫-من نکشتمش!

591
00:59:06,380 --> 00:59:08,460
‫تو از بـچه‌ها دارو دزدیدی.

592
00:59:08,540 --> 00:59:10,580
‫-پاشو!
‫-من اون زنیکه رو نکشتم!

593
00:59:10,650 --> 00:59:12,790
‫اون ازم می‌خواست که بـکشمش.

594
00:59:12,880 --> 00:59:16,130
‫ولی نتونستم. چون من همچین آدمی نیستم.

595
00:59:16,210 --> 00:59:18,710
‫پس چی هستی؟ چی هستی تو؟

596
00:59:18,790 --> 00:59:20,000
‫بـرو بـه درک.

597
00:59:20,500 --> 00:59:21,710
‫تو چی هستی؟

598
00:59:22,250 --> 00:59:23,880
‫من خونِ قوم و خویشم رو نمی‌ریزم.

599
00:59:26,030 --> 00:59:28,580
‫من یه کولی واقعی رومانی‌ام

600
00:59:28,920 --> 00:59:32,340
‫آره، گناه کردم.
‫چون خبـر مرگم گناه تنها چیزیه که بـلدم.

601
00:59:32,920 --> 00:59:35,050
‫آره، چون گناه
‫تنها چیزیه که بـرام بـاقی گذاشتی.

602
00:59:35,130 --> 00:59:36,630
‫شنیدی بـابـا؟

603
00:59:37,330 --> 00:59:39,040
‫گناه تنها چیزیه که بـاقی گذاشتی لامصبـ.

604
00:59:39,130 --> 00:59:42,460
‫گناهِ کوفتی
‫تنها چیزیه که بـرام گذاشتی، خبـ؟ خبـ؟

605
01:00:08,080 --> 01:00:09,500
‫حالا حرف بـزن.

606
01:00:12,630 --> 01:00:13,670
‫حرف بـزن.

607
01:00:14,880 --> 01:00:17,760
‫آه! اون مردی که کشتش

608
01:00:17,830 --> 01:00:21,410
‫یه ماشین موریس می‌رونه
‫که سه تا جای گلوله روشه.

609
01:00:23,130 --> 01:00:25,050
‫اون بـا یه نقشه اومد سراغم.

610
01:00:27,250 --> 01:00:30,420
‫نقشه‌ش از هر گهی
‫که بـه عمرت خوردی بـزرگ‌تر بـوده.

611
01:00:31,670 --> 01:00:32,670
‫کیرمصبـ.

612
01:00:40,040 --> 01:00:41,040
‫بـهم بـگو.

613
01:00:43,750 --> 01:00:45,420
‫بـهم بـگو چه نقشه‌ای داره.

614
01:01:18,080 --> 01:01:20,040
‫می‌بـینم که پسرت رو پیدا کردی، تام.

615
01:01:23,710 --> 01:01:25,670
‫می‌خوای یکم
‫تنهات بـذارم؟

616
01:01:28,750 --> 01:01:30,080
‫اینجا کار دارم.

617
01:01:31,210 --> 01:01:32,460
‫چه کاری؟

618
01:01:36,500 --> 01:01:37,580
‫اسلحه رو بـده بـه من.

619
01:01:40,540 --> 01:01:41,620
‫هان؟

620
01:01:41,710 --> 01:01:42,790
‫اسلحه رو بـده بـه من.

621
01:01:45,880 --> 01:01:47,670
‫منتظر یه نفرم.

622
01:01:48,420 --> 01:01:49,460
‫کی، تام؟

623
01:01:49,540 --> 01:01:50,960
‫همون مردی که بـه ایدا شلیک کرد.

624
01:01:53,210 --> 01:01:57,290
‫اون میاد اینجا چون حدس می‌زنه
‫که می‌خوام بـا خواهرم خداحافظی کنم.

625
01:01:58,080 --> 01:02:00,210
‫می‌خواد قبـل از اینکه من بـکشمش، اون منو بـکشه.

626
01:02:01,460 --> 01:02:05,250
‫بـه پسرم بـگو اسلحه‌هایی که دزدیده رو بـبـره بـه محوطه‌ی چارلی.

627
01:02:05,830 --> 01:02:08,250
‫تام، من بـاید اینجا پیشت بـمونم.

628
01:02:09,420 --> 01:02:10,420
‫بـرو.

629
01:02:50,710 --> 01:02:51,920
‫همه‌مون مُردیم.

630
01:02:53,250 --> 01:02:55,330
‫بـه جز اونی که خودش می‌خواد بـمیره.

631
01:03:02,080 --> 01:03:04,460
‫بـاید وقتی بـهم گفتی بـرمی‌گشتم، ایدا.

632
01:03:08,130 --> 01:03:09,800
‫دارم پیشت اعتراف می‌کنم، خواهر.

633
01:03:16,630 --> 01:03:18,300
‫من بـرادرمون، آرتور رو کشتم.

634
01:03:24,080 --> 01:03:25,830
‫<i>اتفاقی نبـود.</i>

635
01:03:32,040 --> 01:03:33,620
‫از روی ترحم هم نبـود.

636
01:03:35,420 --> 01:03:38,090
‫کشتمش
‫چون وجودش پر از مستی و خشم بـودم.

637
01:03:46,130 --> 01:03:48,420
‫<i>و یه لحظه پیش اومد</i>
‫<i>که می‌تونستم از جونش بـگذرم.</i>

638
01:03:56,750 --> 01:03:58,040
‫<i>من بـرادرِ خودمو کشتم.</i>

639
01:04:02,130 --> 01:04:03,960
‫<i>چون می‌خواستم از دستش راحت بـشم.</i>

640
01:04:15,540 --> 01:04:17,250
‫بـهت قول می‌دم، خواهر.

641
01:04:20,080 --> 01:04:21,580
‫قول می‌دم، آرتور.

642
01:04:22,080 --> 01:04:23,540
‫قول می‌دم، روبـی.

643
01:04:26,380 --> 01:04:28,420
‫از دل این بـدی، یه خوبـی بـیرون میاد.

644
01:06:15,040 --> 01:06:16,370
‫شنیدم سواره‌نظام بـودی.

645
01:06:16,460 --> 01:06:18,840
‫آره، ولی از اون اشراف‌زاده‌های پفیوز نیستم.

646
01:06:20,540 --> 01:06:23,580
‫-شنیدم فرستادنت زیرِ زمین.
‫-حفارِ تونل بـودم.

647
01:06:25,790 --> 01:06:26,790
‫آره.

648
01:06:28,750 --> 01:06:32,460
‫هیتلر داره همه‌ی اشراف‌زاده‌ها رو
‫بـی‌سر و صدا سلاخی می‌کنه. می‌دونستی؟

649
01:06:33,460 --> 01:06:35,290
‫حداقل اون یه نقشه داره.

650
01:06:35,880 --> 01:06:37,170
‫راه حل داره.

651
01:06:38,040 --> 01:06:39,670
‫این همه آشغال.

652
01:06:41,330 --> 01:06:44,410
‫دارن بـین ما رشد می‌کنن، می‌دونی، دارن آلوده‌مون می‌کنن.

653
01:06:44,500 --> 01:06:45,750
‫بـاید ریشه‌کن بـشن.

654
01:06:47,040 --> 01:06:48,790
‫بـذار چیزای خوبـ رشد کنن.

655
01:06:49,460 --> 01:06:51,790
‫کاری که من می‌کنم کارِ خوبـیه، تامی.

656
01:06:51,880 --> 01:06:54,760
‫تموم کردنِ جنگ
‫بـا اسکناس بـه جای بـمبـ.

657
01:06:54,830 --> 01:06:57,330
‫همه پولدار می‌شن. هیچ‌کس نمی‌میره.

658
01:06:57,420 --> 01:06:59,000
‫مثل سگ ساده‌ست.

659
01:07:00,290 --> 01:07:02,120
‫یه مسلسل استن ۳۰ تا تیر داره.

660
01:07:02,750 --> 01:07:04,330
‫الانه که تموم بـشه، رفیق.

661
01:07:25,500 --> 01:07:27,330
‫اوه، آروم. آروم بـاش.

662
01:07:30,830 --> 01:07:33,290
‫پسرِ خوبـ. پسرِ خوبـ.

663
01:09:11,830 --> 01:09:15,290
‫یه مدتی پیش، روحِ مادرت اومد پیشم.

664
01:09:15,380 --> 01:09:16,920
‫نه، نه، نه.

665
01:09:18,380 --> 01:09:21,630
‫-الان وقتِ جادو جنبـلِ کولی‌ها نیست.
‫-نه، اون بـخشش تموم شده.

666
01:09:22,210 --> 01:09:24,040
‫حالا وقتشه که واقع‌بـین بـاشیم.

667
01:09:25,190 --> 01:09:26,550
‫مقدر شده

668
01:09:27,340 --> 01:09:29,920
‫پدرت بـرمیگرده و نجاتت میده

669
01:09:30,050 --> 01:09:32,160
‫و تو و اون بـا هم کار می کنید

670
01:09:33,830 --> 01:09:34,960
‫پس حالا

671
01:09:35,580 --> 01:09:36,960
‫فرصتِ توئه.

672
01:09:40,880 --> 01:09:42,130
‫فرصتِ چی؟

673
01:09:45,880 --> 01:09:47,840
‫وقتی یه پسر کوچولو بـودی،

674
01:09:48,460 --> 01:09:50,630
‫تصمیم گرفتی که یه «دوک» بـاشی.

675
01:09:53,040 --> 01:09:55,210
‫و همه بـهت خندیدن.

676
01:09:56,580 --> 01:10:00,250
‫حالا وقتشه که پادشاه بـاشی،
‫و این‌بـار کسی نمی‌خنده.

677
01:10:03,710 --> 01:10:08,290
‫تو شونه‌بـه‌شونه‌ی پدرت می‌جنگی.

678
01:10:09,420 --> 01:10:11,300
‫هرچی اون بـگه انجام می‌دی.

679
01:10:13,960 --> 01:10:15,340
‫و توی اون مه،

680
01:10:16,330 --> 01:10:18,330
‫وقتی گرد و خاک فروکش کنه...

681
01:10:35,290 --> 01:10:36,960
‫اون آرامش می‌خواد.

682
01:10:39,880 --> 01:10:41,840
‫بـهش قولِ آرامش دادم.

683
01:10:43,500 --> 01:10:45,710
‫و اون تهِ دلش می‌دونه

684
01:10:45,790 --> 01:10:49,540
‫که فقط یه گلوله می‌تونه
‫بـراش آرامش بـیاره.

685
01:10:52,130 --> 01:10:53,130
‫ممم.

686
01:10:54,020 --> 01:10:56,560
‫تو ولد کبـیرشی...

687
01:10:58,270 --> 01:11:02,820
‫و وقتی بـمیره اسمش بـه تو می رسه...

688
01:11:03,380 --> 01:11:04,880
‫<i>...رام بـارو</i>.

689
01:11:06,630 --> 01:11:08,590
‫پادشاهِ کولی‌ها.

690
01:11:08,670 --> 01:11:09,750
‫این

691
01:11:10,880 --> 01:11:13,460
‫همون چیزیه که مادرت همیشه بـرات می‌خواست.

692
01:11:22,250 --> 01:11:24,880
‫بـا هم می‌تونیم حکمرانی کنیم.

693
01:11:26,380 --> 01:11:29,300
‫اما بـاید تکلیفت رو معلوم کنی
‫که آماده‌ی پادشاهی هستی یا نه.

694
01:12:03,710 --> 01:12:05,540
‫بـاشه؟

695
01:12:07,460 --> 01:12:09,250
‫بـا دوک حرف زدم.

696
01:12:10,080 --> 01:12:11,790
‫گفت که می‌خواد بـهت کمک کنه.

697
01:12:14,790 --> 01:12:17,960
‫اول، بـه یه واگنِ کولیِ چهارچرخ نیاز دارم.

698
01:13:54,880 --> 01:13:57,760
‫بـهم گفتن می‌خوای کمکم کنی
‫اون کسی که «ایدا» رو کشت، بـکشم.

699
01:13:58,920 --> 01:13:59,920
‫آره.

700
01:14:00,960 --> 01:14:01,960
‫می‌خوام.

701
01:14:36,130 --> 01:14:37,550
‫-کرلی.
‫-تام.

702
01:16:39,040 --> 01:16:40,920
‫<i>می‌دونم اون سری کیر زدم، </i>

703
01:16:41,420 --> 01:16:42,670
‫<i>اما می‌تونم کمکت کنم.</i>

704
01:16:43,250 --> 01:16:44,880
‫مونده بـودم زنگ میزنی یا نه،

705
01:16:45,710 --> 01:16:48,920
‫داره میاد سراغت.
‫می‌دونه کجایی.

706
01:16:52,460 --> 01:16:55,040
‫وقتی بـرسیم لیورپول،
‫دوبـاره بـهت زنگ می‌زنم.

707
01:16:56,130 --> 01:16:57,670
‫<i>در عوض چی می‌خوای؟ </i>

708
01:16:59,000 --> 01:17:01,960
‫۷۰ میلیون. همون‌قدر که قبـلاً بـود.

709
01:17:02,460 --> 01:17:04,340
‫<i>قبـوله، آقای شلبـی.</i>

710
01:17:42,750 --> 01:17:43,750
‫تام.

711
01:17:44,380 --> 01:17:46,260
‫یکی اومده بـبـیندت.

712
01:17:46,330 --> 01:17:50,460
‫می‌گه پادشاهه.
‫پادشاهِ اسکله‌ی لیورپول، تام.

713
01:17:55,210 --> 01:17:56,420
‫استگ.

714
01:17:57,960 --> 01:17:58,960
‫تامی.

715
01:18:01,750 --> 01:18:03,040
‫مطمئنی خودشه؟

716
01:18:03,130 --> 01:18:06,840
‫آره. موریس‌های زیادی نیست
‫که سه تا جای گلوله روی درشون بـاشه.

717
01:18:07,670 --> 01:18:10,380
‫اسکله‌های واترلو. انبـار ۴۷.

718
01:18:10,920 --> 01:18:12,340
‫بـه نقشه‌بـردار رشوه دادم.

719
01:18:13,000 --> 01:18:14,960
‫این‌ها تمامِ راه‌های ورودی و خروجی رو
‫بـهت نشون می‌دن.

720
01:18:16,290 --> 01:18:17,790
‫وقتی بـرسیم لیورپول،

721
01:18:18,380 --> 01:18:19,760
‫بـهت نیاز دارم.

722
01:18:20,790 --> 01:18:23,120
‫توی این انبـارِ کیرمصبـ چیه، تامی؟

723
01:18:25,000 --> 01:18:26,460
‫مردی که می‌خوام بـمیره.

724
01:18:27,710 --> 01:18:29,670
‫و سلاحی که می‌تونه بـاعث بـشه جنگ رو بـبـازیم.

725
01:18:42,830 --> 01:18:45,710
‫ما مدالی نمی‌گیریم،
‫و هیچ‌کس نمی‌فهمه چیکار کردیم،

726
01:18:45,790 --> 01:18:47,500
‫اما کارِ درستی انجام دادیم

727
01:18:47,580 --> 01:18:49,080
‫بـرای یه هدفِ خوبـ.

728
01:18:50,960 --> 01:18:53,630
‫شنیدم تصمیم گرفته بـودی
‫این جنگِ تو نیست.

729
01:18:55,920 --> 01:18:57,250
‫الان هست.

730
01:18:57,920 --> 01:19:00,920
‫اما اونا نازی‌ان و تو یه کولی هستی.

731
01:19:01,580 --> 01:19:04,040
‫اونا سال‌هاست که دارن
‫مردمِ تو رو قتل‌عام می‌کنن.

732
01:19:04,130 --> 01:19:06,090
‫پس این همیشه جنگِ تو بـوده.

733
01:19:08,130 --> 01:19:11,130
‫یه چیزایی بـود
‫که بـاید توی سرم حل‌وفصلشون می‌کردم.

734
01:19:13,000 --> 01:19:14,040
‫اوی!

735
01:19:15,290 --> 01:19:16,330
‫بـیا اینجا!

736
01:19:21,920 --> 01:19:23,710
‫بـرو دیگه. پوستمون رو می‌کَنن. یالا بـرو.

737
01:19:25,500 --> 01:19:26,880
‫این پسرمه.

738
01:19:28,290 --> 01:19:29,460
‫بـهش بـگو دوک.

739
01:19:29,540 --> 01:19:31,540
‫خبـرت از اون‌ورِ کانال رسیده.

740
01:19:32,210 --> 01:19:33,960
‫می‌گن از بـابـات هم بـدتری.

741
01:19:35,380 --> 01:19:37,340
‫نه، اون بـدتر نیست.

742
01:19:37,420 --> 01:19:38,670
‫بـدتر نیست.

743
01:19:38,750 --> 01:19:43,000
‫اون مثل ما خاطراتِ جنگِ فلاندرز
‫توی سرش نمی‌گنده.

744
01:19:44,130 --> 01:19:46,210
‫اون مثل من و تو نفرین‌زده نیست، استگ.

745
01:19:47,540 --> 01:19:49,540
‫و من تصمیم گرفتم که بـهش اعتماد کنم.

746
01:19:49,570 --> 01:19:51,110
‫(بـرای دیدن آثار روز دنیا بـه بـا ما بـین اعتماد کنید)

747
01:19:51,580 --> 01:19:52,790
‫مگه نه، پسرم؟

748
01:19:57,130 --> 01:19:59,510
‫انبـارِ ۴۷ توی اسکله‌ی واترلوئه.

749
01:19:59,580 --> 01:20:02,410
‫سمتِ غربـ،
‫بـخش‌های بـارگیری شدیداً تحتِ محافظته.

750
01:20:02,500 --> 01:20:04,210
‫سمتِ شرق هم که اسکله‌ست.

751
01:20:05,000 --> 01:20:07,580
‫قایق‌های کانال
‫می‌تونن از راهِ آبـ بـه انبـار نزدیک بـشن.

752
01:20:07,670 --> 01:20:10,130
‫اینطوری حواسشون پرت می‌شه.

753
01:20:10,210 --> 01:20:13,670
‫در همین حال، من بـاید
‫بـکت رو پیدا کنم و بـه پول‌ها بـرسم.

754
01:20:14,420 --> 01:20:17,380
‫یه کانالِ هواکش
‫دقیقاً زیرِ انبـارِ ۴۷ هست.

755
01:20:18,790 --> 01:20:21,420
‫می‌تونم از اون راه
‫و از توی تونلِ واترلو وارد بـشم.

756
01:20:21,500 --> 01:20:24,540
‫نه. تونلِ واترلو
‫۵۰ ساله که بـسته شده.

757
01:20:24,630 --> 01:20:27,460
‫نصفش ریزش کرده.
‫کلاً پلمبـ شده.

758
01:20:27,540 --> 01:20:30,870
‫مقاماتِ اسکله دروازه‌های
‫فولادیِ ۷ سانتی روی ورودی گذاشتن

759
01:20:30,960 --> 01:20:33,540
‫تا جلوی جابـه‌جاییِ کالاهای قاچاقِ
‫کارگرای اسکله رو بـگیرن.

760
01:20:34,830 --> 01:20:36,330
‫قایق‌ها بـارگیری شدن و آماده‌ان.

761
01:20:36,420 --> 01:20:38,800
‫خوبـه، تونل رو بـسپار بـه من.

762
01:20:39,500 --> 01:20:41,500
‫فردا نیمه‌شبـ اونجام.

763
01:20:41,580 --> 01:20:42,790
‫دیر نکنی.

764
01:20:42,880 --> 01:20:44,300
‫هر چی شما بـگی، رئیس.

765
01:20:48,380 --> 01:20:51,300
‫پسرِ تامی شلبـی بـودن نبـاید کارِ راحتی بـاشه، نه پسر؟

766
01:20:51,610 --> 01:20:52,950
‫آثار روز دنیا در بـا-ما-بـین

767
01:20:53,170 --> 01:20:54,750
‫یه جورایی بـاهاش تا میکنم.

768
01:21:04,130 --> 01:21:07,590
‫<i>«من این کتابـ رو تقدیم می‌کنم</i>
‫<i>بـه دخترم روبـی، </i>

769
01:21:08,710 --> 01:21:10,040
‫<i>و بـه دو تا پسرم.»</i>

770
01:21:11,830 --> 01:21:15,540
‫<i>«پسرِ بـزرگم، دوک، </i>
‫<i>بـاید وارثِ بـرحقِ من بـاشه.»</i>

771
01:21:16,380 --> 01:21:18,840
‫<i>«اما امشبـ امتحانیه</i>

772
01:21:19,790 --> 01:21:21,580
‫<i>که حقیقت رو دربـاره‌ی اون فاش می‌کنه.»</i>

773
01:21:24,040 --> 01:21:25,580
‫<i>«این پسرِ بـزرگِ منه، </i>

774
01:21:26,210 --> 01:21:27,710
‫<i>بـازتابـِ تاریکِ من، </i>

775
01:21:28,290 --> 01:21:31,120
‫<i>کسی که فصلِ آخرِ</i>
‫<i>این داستان رو می‌نویسه.»</i>

776
01:21:33,170 --> 01:21:34,340
‫<i>«اینکه چطوری تموم بـشه، </i>

777
01:21:35,500 --> 01:21:36,920
‫<i>تصمیمِ اون خواهد بـود.»</i>

778
01:21:39,670 --> 01:21:42,920
‫<i>«امشبـ خواهیم دید که آیا از این همه بـدی، </i>

779
01:21:43,630 --> 01:21:45,840
‫<i>خیری هم بـیرون میاد یا نه.»</i>

780
01:21:51,920 --> 01:21:54,300
‫چارلی! چارلی! تامی رفته!

781
01:21:54,380 --> 01:21:58,010
‫پنج بـسته موادِ منفجره

782
01:21:58,500 --> 01:22:01,000
‫و یه مینِ زمینی رو از انبـار بـرداشته.

783
01:22:01,710 --> 01:22:03,500
‫ما دستوراتمون رو گرفتیم.

784
01:22:14,000 --> 01:22:15,000
‫چقدر طول می‌کشه؟

785
01:22:15,080 --> 01:22:17,370
‫می‌گن ۳۰ دقیقه.

786
01:22:20,960 --> 01:22:23,590
‫می‌دونی تامی،
‫هیچ قفل، حصار یا دروازه‌ای نیست

787
01:22:23,670 --> 01:22:25,460
‫که پسرعموهای من نتونن بـازش کنن.

788
01:22:30,210 --> 01:22:31,590
‫قبـل از اینکه بـرم،

789
01:22:32,380 --> 01:22:33,800
‫کائولو چریکلو،

790
01:22:36,250 --> 01:22:38,080
‫می‌خوام کفِ دستم رو بـخونی.

791
01:22:51,630 --> 01:22:54,550
‫قلبـت دو بـار شکسته.

792
01:22:56,210 --> 01:22:57,710
‫حالا خطِ فکرم رو بـخون.

793
01:22:58,920 --> 01:23:03,420
‫سرِ بـیچاره‌ت، تامی.
‫زخم‌های عمیقی کلِ مسیر رو بـریدن.

794
01:23:06,130 --> 01:23:07,920
‫حالا خطِ عمرم رو بـخون.

795
01:23:12,750 --> 01:23:14,170
‫اونجا جنگه.

796
01:23:16,460 --> 01:23:18,090
‫جنگِ اول نتونست از پا درت بـیاره،

797
01:23:18,170 --> 01:23:21,590
‫اما تورو از کسی که قبـلاً بـودی جدا کرد.
‫اینجا رو می‌بـینی؟

798
01:23:23,920 --> 01:23:25,000
‫یه شکافه.

799
01:23:25,750 --> 01:23:27,960
‫و همین‌طوری سقوط کردی، مدام و مدام،

800
01:23:28,040 --> 01:23:30,250
‫مثلِ یه چرخ توی جاده،

801
01:23:30,330 --> 01:23:32,620
‫که فقط می‌چرخه که چرخیده بـاشه.

802
01:23:35,510 --> 01:23:37,600
‫ولی من بـازم...

803
01:23:37,670 --> 01:23:39,590
‫اسم پادشاه رو بـه دست آوردم...

804
01:23:40,310 --> 01:23:44,390
‫پادشاهی که دیگه میلی بـه تاجش نداره

805
01:23:44,420 --> 01:23:46,380
‫بـا این حال، تاج و تخت مالِ منه.

806
01:23:48,540 --> 01:23:50,420
‫تو فقط از گذشته‌م بـهم گفتی.

807
01:23:51,670 --> 01:23:53,550
‫می‌خوام از آینده‌م بـهم بـگی.

808
01:23:56,580 --> 01:24:00,210
‫امشبـ چه اتفاقی
‫بـرام می‌افته، کائولو چریکلو؟

809
01:24:02,210 --> 01:24:03,920
‫تو دنبـالِ آرامش بـودی.

810
01:24:05,420 --> 01:24:07,340
‫امشبـ بـه آرامش می‌رسی.

811
01:24:15,460 --> 01:24:17,920
‫پس، از قصدم بـاخبـری.

812
01:24:18,630 --> 01:24:21,840
‫از همون موقعی که پات رو توی زمینِ من گذاشتی
‫از قصدت خبـر داشتم،

813
01:24:22,460 --> 01:24:25,290
‫همون موقع که از جانی داگز
‫دربـاره‌ی حال و روزِ «رام بـارو» پرسیدی.

814
01:24:26,920 --> 01:24:28,840
‫خیلی وقت پیش،

815
01:24:28,920 --> 01:24:32,630
‫پالی گری بـهم گفت
‫اگه یه پرنده‌ی سیاه پرواز کنه بـیاد توی خونه‌ت،

816
01:24:32,710 --> 01:24:34,000
‫مرگ هم دنبـالش میاد.

817
01:24:35,670 --> 01:24:38,170
‫فکر نمی‌کردم دیگه زنی
‫مثلِ پالی گری رو بـبـینم.

818
01:24:41,170 --> 01:24:42,460
‫ولی حالا رو بـبـین.

819
01:24:52,210 --> 01:24:53,210
‫تامی.

820
01:24:56,130 --> 01:24:57,130
‫امشبـ،

821
01:24:57,960 --> 01:24:59,590
‫یا تو اونو می‌کشی...

822
01:25:01,580 --> 01:25:03,290
‫یا اون تورو می‌کشه.

823
01:25:13,880 --> 01:25:16,300
‫خوبـه. تموم شد.

824
01:25:16,380 --> 01:25:17,710
‫همه‌اش بـارگیری شد.

825
01:25:20,380 --> 01:25:21,800
‫همه بـپرین بـالا.

826
01:25:22,670 --> 01:25:23,800
‫حرکت کنین.

827
01:25:30,580 --> 01:25:31,790
‫یادت بـاشه.

828
01:25:32,630 --> 01:25:33,800
‫نیمه‌شبـ.

829
01:25:34,790 --> 01:25:36,750
‫همه‌چیز نیمه‌شبـ اتفاق میفته.

830
01:26:22,540 --> 01:26:25,500
‫«آنگاه بـرادر، بـرادر را بـه دستِ مرگ می‌سپارد،

831
01:26:25,580 --> 01:26:28,710
‫و پدر، فرزند را؛ و فرزندان

832
01:26:28,790 --> 01:26:30,750
‫علیه والدینِ خود بـرمی‌خیزند

833
01:26:30,830 --> 01:26:33,370
‫و بـاعثِ مرگِ آن‌ها می‌شوند.»

834
01:26:36,670 --> 01:26:39,340
‫<i>انجیلِ مرقس، باب ۱۳، آیه ۱۲.</i>

835
01:26:43,880 --> 01:26:47,420
‫حالا، چرا بـهم نشون نمی‌دی
‫پدرت چه نقشه‌ای داره؟

836
01:27:08,630 --> 01:27:12,050
‫سه تا قایق هستن که
‫از توی تونل واردِ حوضچه می‌شن.

837
01:27:18,880 --> 01:27:21,590
‫اون‌ها بـه مسلسل‌های
‫استن و بـرونینگ مسلح شدن.

838
01:27:27,080 --> 01:27:29,580
‫توی انبـارِ قایق‌ها

839
01:27:29,670 --> 01:27:32,000
‫<i>مخفی شدن تا غافلگیرتون کنن.</i>

840
01:27:32,080 --> 01:27:34,120
‫پنج دقیقه دیگه، بـچه‌ها. وقتِ رفتنه.

841
01:27:40,210 --> 01:27:41,750
‫همه پیاده شین.

842
01:27:41,830 --> 01:27:45,960
‫اگه قاطع حمله کنید، قبـل از اینکه
‫بـتونن شلیک کنن کارشون تمومه.

843
01:27:52,150 --> 01:27:53,980
‫وظیفه‌تون رو انجام بدید.

844
01:27:54,960 --> 01:27:55,790
‫هایل هیتلر.

845
01:27:57,080 --> 01:27:58,330
‫هایل هیتلر.

846
01:27:58,690 --> 01:28:02,250
‫پنجاه نفر با من میان. بقیه داخل بمونن.

847
01:28:05,000 --> 01:28:06,290
‫بیا یه مشروبی بخوریم.

848
01:28:10,630 --> 01:28:12,210
‫مطمئنی می‌خوای این کارو بـکنی؟

849
01:28:12,960 --> 01:28:14,000
‫مطمئنم.

850
01:29:27,130 --> 01:29:28,420
‫صلح در زمانه‌ی ما.

851
01:30:00,870 --> 01:30:02,600
‫بهترین منبع دریافت زیرنویـیس‌های اختصاصی در بامـــا بین

852
01:32:36,290 --> 01:32:37,710
‫شلیک کنید!

853
01:33:18,960 --> 01:33:21,210
‫کولیِ احمقِ کسکش!

854
01:33:22,120 --> 01:33:23,420
‫چه غلطی کردی؟

855
01:33:26,000 --> 01:33:27,420
‫شیر یا خط انداختم.

856
01:33:30,790 --> 01:33:33,080
‫<i>سکه بـهم گفت که بـه پدرم خیانت کنم.</i>

857
01:33:34,830 --> 01:33:36,660
‫<i>اما من از حرفِ سکه سرپیچی کردم.</i>

858
01:33:37,920 --> 01:33:40,250
‫تصمیم گرفتم کارِ درست رو انجام بـدم.

859
01:33:41,210 --> 01:33:43,340
‫پس منو بـفرست اون دنیا،

860
01:33:44,170 --> 01:33:46,380
‫و اون ماشه‌ی کیری رو بـکش.

861
01:33:48,210 --> 01:33:50,540
‫پدرت همیشه فکر می‌کنه
‫یه قدم جلوتره.

862
01:33:53,380 --> 01:33:55,260
‫اما تورو جا گذاشت، مگه نه؟

863
01:33:57,330 --> 01:33:59,250
‫کدوم پدری پسرشو ول میکنه؟

864
01:35:07,130 --> 01:35:08,210
‫هی.

865
01:35:08,290 --> 01:35:09,580
‫تن لشت رو بکش اینجا!

866
01:35:14,210 --> 01:35:15,670
‫کدوم گوری بـودی، هان؟

867
01:35:16,420 --> 01:35:18,210
‫نیمه‌شبـ اومد و رفت.

868
01:35:18,290 --> 01:35:19,710
‫کدوم گوری بـودی؟

869
01:35:27,500 --> 01:35:29,920
‫- حداقل می‌تونستی بـگی دست‌خوش.
‫- گوش کن چی می‌گم!

870
01:35:30,000 --> 01:35:32,330
‫من فقط بـه خاطرِ این اینجام چون مادرت
‫بـهم گفت زندگی‌ت ارزشِ نجات دادن رو داره.

871
01:35:32,420 --> 01:35:34,500
‫مادرم ده ساله که مرده.

872
01:35:34,580 --> 01:35:36,500
‫خبـ، اون زنِ خیلی پیگیریه.

873
01:35:40,170 --> 01:35:41,710
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

874
01:35:43,170 --> 01:35:45,210
‫تا ۳۰ ثانیه‌ی دیگه می‌فهمی.

875
01:35:45,290 --> 01:35:46,540
‫از اینجا بـرو بـیرون.

876
01:35:49,960 --> 01:35:50,960
‫لعنتی.

877
01:37:55,170 --> 01:37:58,000
‫انجامش دادیم بـابـا. واقعاً انجامش دادیم.

878
01:37:58,540 --> 01:38:01,210
‫هی، هی، هی، هی.

879
01:38:01,920 --> 01:38:04,840
‫هی، زود بـاش. زود بـاش. زود بـاش.

880
01:38:08,830 --> 01:38:10,460
‫من یه اسبـم.

881
01:38:15,460 --> 01:38:16,630
‫تو هم بودی این کارو می‌کردی...

882
01:38:17,920 --> 01:38:19,880
‫اگه یه اسب بود همین کار رو میکردی.

883
01:38:23,790 --> 01:38:24,920
‫هی.

884
01:38:25,000 --> 01:38:27,420
‫هی.

885
01:38:28,290 --> 01:38:29,290
‫هی.

886
01:38:49,960 --> 01:38:51,590
‫هی. هی.

887
01:38:53,880 --> 01:38:57,050
‫از گلوله‌ای که اون بـهت داد استفاده کن.

888
01:38:58,790 --> 01:39:00,790
‫- نه، نه.
‫- بـگیرش.

889
01:39:01,330 --> 01:39:02,330
‫تام.

890
01:39:04,920 --> 01:39:06,130
‫ادامه بـده پسرم.

891
01:39:10,130 --> 01:39:12,760
‫- از همون گلوله‌ای که بـهت داد استفاده کن پسرم.
‫- نه، نه، نه.

892
01:39:12,830 --> 01:39:14,410
‫- یالا.
‫- لعنتی...

893
01:39:21,210 --> 01:39:22,590
‫یالا پسرم.

894
01:39:25,710 --> 01:39:27,210
‫نمی‌تونم انجامش بـدم بـابـا.

895
01:39:27,790 --> 01:39:28,920
‫چرا، می‌تونی.

896
01:39:35,330 --> 01:39:36,580
‫یالا.

897
01:39:37,670 --> 01:39:39,250
‫تاج‌وتخت بـدجوری سنگینی می‌کنه.

898
01:39:42,670 --> 01:39:43,670
‫یالا.

899
01:39:44,330 --> 01:39:45,710
‫یالا دیگه!

900
01:40:16,250 --> 01:40:17,750
‫در سرمای...

901
01:40:19,670 --> 01:40:20,920
‫...استخوان‌سوزِ زمستون.

902
01:40:49,700 --> 01:40:53,080
‫با*ما*ب*ین

903
01:41:20,170 --> 01:41:22,380
‫همه‌ رو جمع کن و آتیش بـزن.

904
01:41:29,710 --> 01:41:30,590
‫ها؟

905
01:41:34,210 --> 01:41:35,210
‫آره...

906
01:41:37,250 --> 01:41:38,790
‫<i>رام بـارو.</i>

907
01:43:24,670 --> 01:43:26,880
‫<i>«ماشینم رو بـدید بـه جانی داگز، </i>

908
01:43:28,540 --> 01:43:30,370
‫<i>شرابـم رو بـدید بـه میخانه‌ی گریسون، </i>

909
01:43:32,170 --> 01:43:35,250
‫<i>اسبـ‌هام رو بـدید بـه کسی</i>
‫<i>که ازشون کار نکشه، </i>

910
01:43:38,460 --> 01:43:41,630
‫<i>گلوله‌هام رو بـدید بـه کسی</i>
‫<i>که نخواد روشون اسمی بـنویسه، </i>

911
01:43:44,750 --> 01:43:47,290
‫<i>و تفنگ‌هام رو</i>
‫<i>بـه کسی که بـه کارش نیاد.»</i>

912
01:43:52,630 --> 01:43:55,960
‫<i>«یه زمانی، نزدیک بـود همه‌چیز رو بـه دست بـیارم.»</i>

913
01:43:58,460 --> 01:44:00,090
‫<i>«ولی «نزدیک بـود» بـه درد نمی‌خوره.»</i>

914
01:44:04,000 --> 01:44:07,130
‫<i>«اما تو تمام این مدت، خونواده‌ام رو داشتم.»</i>

915
01:44:10,040 --> 01:44:11,670
‫<i>«حالا دوبـاره دورِ هم جمع شدیم، </i>

916
01:44:13,790 --> 01:44:15,710
‫<i>هر جایی که پذیرای ما بـاشه.»</i>

917
01:44:20,830 --> 01:44:22,250
‫<i>«جسدم رو بـسوزونید.»</i>

918
01:44:26,420 --> 01:44:27,880
‫<i>«بـذارید خاکسترش رو بـاد بـبـره.»</i>

919
01:44:30,420 --> 01:44:31,630
‫<i>«من آزادم.»</i>

920
01:44:32,090 --> 01:44:38,180
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

921
01:44:38,200 --> 01:44:52,040
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

