1
00:00:00,970 --> 00:00:17,950
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

2
00:01:32,500 --> 00:01:42,500
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

3
00:01:45,050 --> 00:01:47,500
‫بمب اتمی!

4
00:01:48,380 --> 00:01:50,890
‫مخرب‌ترین سلاح در سرتاسر جهان.

5
00:01:52,370 --> 00:01:56,310
‫سلاحی که جهان پیرامون ما را در یک ثانیه نابود خواهد کرد.

6
00:01:56,780 --> 00:01:58,300
‫ویرانی‌ای که به بار خواهد آورد...

7
00:01:58,630 --> 00:02:00,090
‫رنجی که بر جان‌ها فرو خواهد ریخت...

8
00:02:00,470 --> 00:02:03,110
‫از ترس زخم‌ها و بیماری‌هایی که ایجاد خواهد کرد...

9
00:02:03,530 --> 00:02:05,760
‫جهان از بمب اتمی در هراس است.

10
00:02:06,350 --> 00:02:07,880
‫چیزی که بیش از هر چیز دیگری از آن می‌ترسیم...

11
00:02:08,350 --> 00:02:11,160
‫تلاش برای تصاحب این قدرت جهت ایجاد وحشت، همان طمع بشری است.

12
00:02:14,030 --> 00:02:15,740
‫طمع برای قدرت و سلطه...

13
00:02:15,970 --> 00:02:18,170
‫باعث شد تا انسان سلاح‌های هسته‌ای بیشتری بسازد.

14
00:02:18,740 --> 00:02:22,630
‫این داستانِ تیمی در یک ماموریت برای یافتن آن سلاح‌های هسته‌ای است.

15
00:02:24,350 --> 00:02:25,350
‫و اینکه چگونه شروع شد...

16
00:02:26,380 --> 00:02:27,950
‫در سال ۱۹۶۴،

17
00:02:28,590 --> 00:02:31,310
‫همه چیز زمانی شروع شد که چین اولین آزمایش هسته‌ای خود را انجام داد.

18
00:02:32,140 --> 00:02:35,650
‫آمریکا که از توانایی هسته‌ای چین به وحشت افتاده بود...

19
00:02:35,800 --> 00:02:37,180
‫برای درخواست کمک نزد هند آمد.

20
00:02:38,290 --> 00:02:41,300
‫یک دستگاه شنود بر روی کوه‌های ناندا دوی نصب شد،

21
00:02:41,620 --> 00:02:42,920
‫که در مرز بین هند و چین واقع شده است.

22
00:02:43,190 --> 00:02:46,090
‫این موضوع باعث آغاز مأموریتی با نام رمز...

23
00:02:46,490 --> 00:02:47,640
‫«عملیات کلاه» شد.

24
00:02:51,330 --> 00:02:55,880
‫مأموران سی‌آی‌اِی و یک تیم کوهنوردی از هند...

25
00:02:56,030 --> 00:03:00,040
‫دستگاه شنود را برای نصب در کوه‌های ناندا دوی با خود حمل کردند.

26
00:03:02,460 --> 00:03:03,880
‫آمریکا حقیقت را از هند مخفی کرد...

27
00:03:04,250 --> 00:03:10,950
‫اینکه آن‌ها دستگاهی حاوی هفت کپسول پلوتونیوم رادیواکتیو را حمل می‌کنند.

28
00:03:32,930 --> 00:03:35,550
‫با شدت گرفتن کولاک...

29
00:03:36,090 --> 00:03:38,140
‫فرمانده هندی که رهبری این سفر اکتشافی را بر عهده داشت،

30
00:03:38,580 --> 00:03:40,900
‫تصمیم گرفت مأموریت را در نیمه‌راه متوقف کند.

31
00:03:45,580 --> 00:03:46,910
‫امکان صعود نیست!

32
00:04:05,920 --> 00:04:06,880
‫بهمن!

33
00:04:06,970 --> 00:04:08,250
‫همگی فرار کنید!

34
00:04:21,770 --> 00:04:25,700
‫هند بعدها متوجه شد که دستگاه هسته‌ای مفقود شده...

35
00:04:25,920 --> 00:04:27,280
‫می‌تونه باعث آلودگی‌های رادیواکتیوی بشه که تا ۲۰۰ سال موندگارن.

36
00:04:27,690 --> 00:04:29,430
‫تیم‌های جستجوی زیادی اعزام شدن.

37
00:04:29,980 --> 00:04:31,680
‫اما هیچ‌وقت نتونستن پیداش کنن.

38
00:04:32,380 --> 00:04:34,740
‫داستان‌های زیادی بر اساس این ماجرا نوشته شد.

39
00:04:35,450 --> 00:04:37,240
‫"جاسوس‌های چینی بردنش."

40
00:04:37,570 --> 00:04:39,080
‫"توی اعماق رود گنگ غرق شده."

41
00:04:39,310 --> 00:04:41,140
‫"زیر یخچال‌های طبیعی دفن شده."

42
00:04:41,520 --> 00:04:44,970
‫اما تا به امروز هیچ‌کس نمی‌دونه چه بلایی سرش اومده.

43
00:04:46,520 --> 00:04:47,340
‫تا الان...

44
00:04:48,490 --> 00:04:49,740
‫فقط تا همین الان!

45
00:05:57,140 --> 00:05:59,760
‫"مستر ایکس"

46
00:06:05,950 --> 00:06:06,550
‫«شهر چنای، سال ۲۰۲۴»

47
00:06:06,730 --> 00:06:09,260
‫صبح بخیر چنای، من نلسون هستم، مجری شما!

48
00:06:09,590 --> 00:06:11,650
‫به چیزی که می‌گم خوب گوش کنید.

49
00:06:11,810 --> 00:06:14,190
‫هفته‌ی آینده اشتباه نکنید و به ماهابالی‌پورام نرید.

50
00:06:14,240 --> 00:06:15,670
‫تدابیر امنیتی خیلی شدید خواهد بود.

51
00:06:15,790 --> 00:06:18,340
‫چون اجلاس گروه ۲۰ قراره در چنای برگزار بشه.

52
00:06:18,600 --> 00:06:20,650
‫شاید بپرسید، مگه این موضوع چقدر اهمیت داره؟

53
00:06:20,850 --> 00:06:21,450
‫قطعا خیلی زیاد!

54
00:06:21,570 --> 00:06:24,030
‫تا چهار روز دیگه، نمایندگان ۲۰ کشور...

55
00:06:24,050 --> 00:06:25,610
‫برای شرکت در اجلاس گروه ۲۰ وارد ماهابالی‌پورام می‌شن.

56
00:06:25,670 --> 00:06:27,940
‫این بار، ریاست گروه ۲۰ به هند واگذار شده.

57
00:06:28,000 --> 00:06:30,030
‫امسال، اجلاسی که به رهبری هند برگزار می‌شه...

58
00:06:30,070 --> 00:06:34,010
‫تمام رهبران جهان رو دور هم جمع می‌کنه تا معاهده‌ی اشتراک‌گذاری انرژی هسته‌ای رو امضا کنن.

59
00:06:34,070 --> 00:06:35,040
‫این مایه‌ی افتخاره.

60
00:06:35,120 --> 00:06:39,260
‫پس طبق عادت همیشگی‌تون، آخر این هفته سر از ماهابالی‌پورام درنیارید.

61
00:06:39,380 --> 00:06:41,770
‫و از آهنگی که الان قراره پخش کنم لذت ببرید.

62
00:06:41,820 --> 00:06:42,340
‫بسیار خب!

63
00:07:36,630 --> 00:07:40,070
‫گاتام، سرتیم - واحد تحقیق و تحلیل هند (RAW)، نام مستعار: بیزنس‌من

64
00:07:45,760 --> 00:07:47,220
‫«دهلی نو»

65
00:07:48,250 --> 00:07:50,890
‫خب گاتام، رکورد زیر آب رو شکستی؟

66
00:07:52,130 --> 00:07:54,010
‫هنوز نه قربان، ولی به زودی می‌شکنمش!

67
00:07:54,420 --> 00:07:56,110
‫خلاصه‌ی ماموریت رو به گوشیت فرستادم.

68
00:07:56,280 --> 00:07:57,390
‫این یه پرونده‌ی پولشوییه.

69
00:07:58,100 --> 00:07:59,560
‫امشب توی «سوکارپت»...

70
00:07:59,760 --> 00:08:03,240
‫قراره ده میلیون دلار پولشویی انجام بشه.

71
00:08:03,630 --> 00:08:05,380
‫این پول صرف شبکه‌های تروریستی می‌شه.

72
00:08:05,880 --> 00:08:08,260
‫«سامپات» مهره‌ی اصلی این معامله‌ست.

73
00:08:08,940 --> 00:08:10,910
‫این شبکه رو پیدا کن و جلوشون رو بگیر!

74
00:08:11,960 --> 00:08:12,960
‫گاتام، این ماموریت...

75
00:08:13,010 --> 00:08:15,500
‫باید مخفیانه و بدون حمایت پلیس محلی انجام بشه.

76
00:08:16,180 --> 00:08:19,510
‫چه کسی را در منطقه برای پشتیبانی تاکتیکی در اختیار داری؟

77
00:08:21,870 --> 00:08:24,140
‫راویندران: او صندوق‌های دانالاکشمی چیت را مدیریت می‌کند.

78
00:08:24,460 --> 00:08:27,380
‫مامور ارشد میدانی، با بیست سال سابقه در سازمان اطلاعات هند.

79
00:08:30,020 --> 00:08:31,810
‫- کلاه ایمنی‌ات کجاست؟ - داشتم به همین نزدیکی می‌رفتم.

80
00:08:31,900 --> 00:08:33,190
‫- قبلاً سرم بود. - از موتور پیاده شو!

81
00:08:33,270 --> 00:08:34,710
‫- بزن کنار. - یه کم باهام راه بیا قربان.

82
00:08:34,890 --> 00:08:36,400
‫یوگی: توی دروپیدو کار می‌کنه.

83
00:08:36,650 --> 00:08:38,900
‫مامور ارشد میدانی، شش سال سابقه در سازمان اطلاعات هند.

84
00:08:38,950 --> 00:08:41,020
‫- من صلاح خودت رو می‌خوام. - متوجهم قربان.

85
00:08:41,120 --> 00:08:42,340
‫«پلیس، حامی مردم است.»

86
00:08:44,820 --> 00:08:46,370
‫جاسلین کور: متخصص تسلیحات.

87
00:08:52,980 --> 00:08:54,620
‫شیبا: هکر تیم.

88
00:08:55,090 --> 00:08:57,210
‫هیچ‌چیزی تو دنیا نیست که اون نتونه هکش کنه.

89
00:08:59,500 --> 00:09:00,560
‫انجامش می‌دیم خانم.

90
00:09:01,180 --> 00:09:02,890
‫خیلی خب گوتام، من رو در جریان بذار!

91
00:09:15,910 --> 00:09:18,420
‫اول از همه، باید رمزی که همراهشه رو پیدا کنیم.

92
00:09:18,670 --> 00:09:20,000
‫اون یه اسکناس پاره‌ست.

93
00:09:20,430 --> 00:09:22,750
‫با استفاده از اون می‌تونیم به دلارها برسیم.

94
00:09:23,660 --> 00:09:26,860
‫شیبا، حواست به دوربین‌های مداربسته باشه و به راهنمایی کردنمون ادامه بده.

95
00:09:40,370 --> 00:09:41,050
‫سامپات رو دیدم.

96
00:09:41,120 --> 00:09:42,140
‫خوبه. زیر نظرش داشته باش.

97
00:09:42,210 --> 00:09:43,080
‫دارم میام سمتت.

98
00:10:17,000 --> 00:10:18,950
‫پلاک ۳۴، خیابون تولاسینگام.

99
00:10:19,570 --> 00:10:21,590
‫موقعیت پلاک ۳۴ خیابون تولاسینگام رو چک کن.

100
00:10:22,360 --> 00:10:23,170
‫بله، دارم چک می‌کنم!

101
00:10:24,320 --> 00:10:25,200
‫راوی و جاسلین. historical context.

102
00:10:25,560 --> 00:10:27,870
‫- دیدمش. - چک کنین ببینین آدم‌هاشون نزدیک مغازه هستن یا نه.

103
00:10:28,130 --> 00:10:29,620
‫گاتام، یه نفر رو دیدم. historical context.

104
00:10:33,740 --> 00:10:34,730
‫- صبر کن، مغازه همین‌جاست. - باشه.

105
00:10:41,530 --> 00:10:43,600
‫ببخشید، مردی که یه اسکناس دستش باشه از اینجا رد نشد؟

106
00:10:43,810 --> 00:10:45,100
‫داداش، بفرما.

107
00:10:46,320 --> 00:10:48,090
‫همین الان یه جوون رفت سمت خیابون تولاسینگام.

108
00:10:56,510 --> 00:10:57,130
‫بگو.

109
00:10:57,240 --> 00:10:59,270
‫یه افسر پلیس میاد که یه اسکناس ۱۰ روپیه‌ای دستشه.

110
00:11:00,320 --> 00:11:02,900
‫باشه! فهمیدم! ردیفش می‌کنم!

111
00:11:03,500 --> 00:11:04,880
‫یکی پولامون رو برده.

112
00:11:04,980 --> 00:11:05,920
‫کی پولامون رو برده؟

113
00:11:06,320 --> 00:11:08,060
‫- فوراً بیا خیابون تولاسینگام! - دارم میام!

114
00:11:08,450 --> 00:11:09,670
‫بگیرش و فرار کن!

115
00:11:09,770 --> 00:11:10,510
‫یوگی!

116
00:11:23,580 --> 00:11:24,340
‫هی!

117
00:11:36,090 --> 00:11:37,030
‫هی! بدو!

118
00:11:37,120 --> 00:11:38,130
‫کیف رو بردار و بدو!

119
00:11:43,810 --> 00:11:44,780
‫هی! پاسش بده!

120
00:11:50,970 --> 00:11:52,080
‫هی، پرتش کن واسه من!

121
00:11:56,640 --> 00:11:58,740
‫ماشین رو روشن کن. یالا، سوار شو!

122
00:11:58,800 --> 00:12:00,140
‫رامش، یالا، سوار شو! (رامش، زود باش سوار شو!)

123
00:12:00,810 --> 00:12:02,130
‫- تندتر برو! - حتماً! حتماً!

124
00:12:02,230 --> 00:12:03,690
‫رامش، داره میاد بالا، بزنش!

125
00:12:08,100 --> 00:12:08,880
‫هی، بزنش!

126
00:12:09,800 --> 00:12:10,950
‫بکشش!

127
00:12:12,420 --> 00:12:12,980
‫ولش کن!

128
00:12:14,470 --> 00:12:15,280
‫بده‌ش به من.

129
00:12:34,010 --> 00:12:34,650
‫ولش کن!

130
00:13:13,810 --> 00:13:14,730
‫هی، پاشو!

131
00:13:15,260 --> 00:13:16,770
‫هی، دستت زخمی شده.

132
00:13:17,720 --> 00:13:22,350
‫بیمارستان اس‌ام، چنای

133
00:13:26,240 --> 00:13:28,000
‫لطفاً منتظر بمونید قربان. خانم دکتر به زودی معاینه‌تون می‌کنن.

134
00:13:31,090 --> 00:13:32,340
‫بیشتر شبیه اتاق هتله.

135
00:13:34,290 --> 00:13:35,620
‫اونقدر خوب هست که بشه اجاره‌ش داد.

136
00:14:02,990 --> 00:14:05,500
‫ ای عشق من

137
00:14:13,210 --> 00:14:15,770
‫ ای عشق من

138
00:14:16,350 --> 00:14:18,090
‫چطور این اتفاق افتاد؟

139
00:14:18,250 --> 00:14:19,430
‫یه گربه چنگش زده.

140
00:14:22,410 --> 00:14:23,620
‫- یه گربه؟ - بله!

141
00:14:24,950 --> 00:14:26,350
‫این‌طور به نظر نمی‌رسه.

142
00:14:26,670 --> 00:14:27,410
‫باید واکسن کزاز بزنی.

143
00:14:28,070 --> 00:14:28,750
‫آمپول؟

144
00:14:34,960 --> 00:14:37,660
‫خیلی زیبایی.

145
00:14:38,730 --> 00:14:41,240
‫ ای عشق من

146
00:14:42,210 --> 00:14:43,560
‫اسمت چیه خانم دکتر؟

147
00:14:44,750 --> 00:14:46,950
‫ببخشید، من از آمپول می‌ترسم.

148
00:14:47,810 --> 00:14:49,550
‫واسه همین دارم پرحرفی می‌کنم.

149
00:14:49,620 --> 00:14:52,310
‫من اینجام که گپ بزنیم رفیق.

150
00:14:57,840 --> 00:14:58,400
‫کیرتانا!

151
00:14:59,600 --> 00:15:01,550
‫کیرتانا! چه اسم قشنگی!

152
00:15:02,040 --> 00:15:03,100
‫اهل کجایی؟

153
00:15:03,810 --> 00:15:04,600
‫شلوارت رو دربیار.

154
00:15:05,880 --> 00:15:06,900
‫شلوارم رو دربیارم؟

155
00:15:07,130 --> 00:15:09,080
‫صبر کن، برای آمپول زدنه.

156
00:15:09,120 --> 00:15:10,940
‫داشتی به چی فکر می‌کردی؟

157
00:15:11,330 --> 00:15:12,820
‫میشه لطفاً بیرون منتظر بمونی؟

158
00:15:14,120 --> 00:15:15,240
‫من همین بیرون راحتم.

159
00:15:15,400 --> 00:15:16,170
‫برو بیرون، لعنتی!

160
00:15:17,960 --> 00:15:20,970
‫داستان داره مسیر متفاوتی رو پیش می‌گیره.

161
00:15:33,420 --> 00:15:34,420
‫تولدت مبارک!

162
00:15:34,930 --> 00:15:37,440
‫ «عشق من»

163
00:15:39,050 --> 00:15:41,090
‫هی، چند بار بهت زنگ زدم.

164
00:15:41,250 --> 00:15:42,430
‫چرا این‌قدر جواب تماسام رو نمی‌دی؟

165
00:15:46,850 --> 00:15:48,550
‫داشتم یه محموله به دبی می‌فرستادم.

166
00:15:48,990 --> 00:15:50,780
‫وقتی تو محوطه کانتینرها بودم تماست رو از دست دادم.

167
00:15:50,920 --> 00:15:51,430
‫معذرت می‌خوام!

168
00:15:51,640 --> 00:15:53,840
‫تو همیشه با زبون‌بازی قسر در می‌ری.

169
00:15:55,720 --> 00:15:57,990
‫خب، چطور زخمی شدی؟

170
00:15:59,600 --> 00:16:00,880
‫از موتور افتادم.

171
00:16:02,330 --> 00:16:03,480
‫لطفاً مراقب باش.

172
00:16:10,820 --> 00:16:11,560
‫گاتام!

173
00:16:13,280 --> 00:16:14,430
‫با من ازدواج می‌کنی؟

174
00:16:15,040 --> 00:16:19,620
‫ «هایودا، زندگیم به تلاطم افتاده»

175
00:16:20,200 --> 00:16:24,080
‫ «نگاهت داره دیوونم می‌کنه»

176
00:16:25,300 --> 00:16:29,840
‫ «هایودا، همه چی داره زیر و رو می‌شه»

177
00:16:30,350 --> 00:16:35,220
‫ «عزیزم! ای عزیز من!   لبخندت منو می‌کشه»

178
00:16:35,500 --> 00:16:39,020
‫ «ای عشق من»

179
00:16:40,630 --> 00:16:45,030
‫ «آیا خودم رو تسلیم تو کردم؟»

180
00:16:45,600 --> 00:16:50,510
‫ «قلبم داره دیوانه‌وار می‌رقصه»

181
00:16:50,760 --> 00:16:54,940
‫ ارزشمندترین حقیقت من

182
00:16:55,620 --> 00:17:00,270
‫ ای عزیز من، قلبم را میازار

183
00:17:00,750 --> 00:17:02,890
‫ آیا تو آسمانی؟   یا که یک رازی؟

184
00:17:02,960 --> 00:17:05,710
‫ مرا سنگدل مکن

185
00:17:05,840 --> 00:17:08,030
‫ ای عزیز من، آیا تو بی‌رحمی؟

186
00:17:08,070 --> 00:17:10,440
‫ تمنا می‌کنم مرا به التماس   برای جانم نینداز

187
00:17:10,510 --> 00:17:12,020
‫ حتی اگر زمان بگذرد...

188
00:17:12,070 --> 00:17:14,210
‫ یک چیز هرگز تغییر نخواهد کرد

189
00:17:14,430 --> 00:17:15,530
‫ و آن عشق من به توست

190
00:17:16,040 --> 00:17:20,670
‫ ای عزیز من، قلبم را میازار

191
00:17:21,160 --> 00:17:23,290
‫ آیا تو آسمانی؟   یا که یک رازی؟

192
00:17:23,380 --> 00:17:26,050
‫ مرا سنگدل مکن

193
00:17:26,240 --> 00:17:28,290
‫ ای عزیز من، آیا تو بی‌رحمی؟

194
00:17:28,340 --> 00:17:30,730
‫ تمنا می‌کنم مرا به التماس   برای جانم نینداز

195
00:17:30,880 --> 00:17:32,520
‫ حتی اگر زمان بگذرد...

196
00:17:32,610 --> 00:17:34,750
‫ "تنها یک چیز است که هرگز تغییر نخواهد کرد"

197
00:17:34,870 --> 00:17:35,970
‫ "و آن عشق من به توست"

198
00:17:49,040 --> 00:17:51,520
‫ "ای محبوب من"

199
00:17:59,280 --> 00:18:01,590
‫ "ای محبوب من"

200
00:18:09,520 --> 00:18:11,940
‫ "ای محبوب من"

201
00:18:19,790 --> 00:18:21,980
‫ "ای محبوب من"

202
00:18:32,570 --> 00:18:37,700
‫ "آیا تو آسمانی؟   و من این‌گونه زیر سایه‌ی توام"

203
00:18:37,890 --> 00:18:42,600
‫ "آیا تو همان لحظه‌ای؟   که من در دامِ تارت گرفتار شده‌ام"

204
00:18:42,700 --> 00:18:47,470
‫ "تمام وجودم مجذوب تو شده است"

205
00:18:47,670 --> 00:18:52,440
‫ "فریاد زده‌ام که من، همان تو هستم"

206
00:18:52,740 --> 00:18:55,160
‫ "انفجاری برپاست   و صاعقه‌ای در قلبم می‌زند"

207
00:18:55,210 --> 00:18:57,800
‫ "آن‌گاه که نامت را بر زبان می‌آورم"

208
00:18:57,860 --> 00:19:00,230
‫ "با چشمانم به دنبالت می‌گردم   همه‌جا تو را می‌جویم"

209
00:19:00,270 --> 00:19:02,900
‫ "وقتی که می‌روی"

210
00:19:02,940 --> 00:19:05,380
‫ "دنیا را از یاد می‌برم،   ای نازنینم، همه چیز را فراموش می‌کنم"

211
00:19:05,400 --> 00:19:07,950
‫ آن‌گاه که در کنار تو می‌ایستم

212
00:19:08,030 --> 00:19:12,640
‫ در وادی عشق، زمان و فصل معنایی ندارد

213
00:19:13,810 --> 00:19:18,390
‫ ای معشوقه‌ی من

214
00:19:18,960 --> 00:19:23,520
‫ آیا دل و جانم را به تو سپرده‌ام؟

215
00:19:24,030 --> 00:19:28,830
‫ قلبم مستانه پایکوبی می‌کند

216
00:19:29,040 --> 00:19:33,510
‫ والاترین حقیقت زندگی‌ام

217
00:19:33,910 --> 00:19:38,590
‫ ای عزیز من، قلبم را به درد نیاور

218
00:19:38,950 --> 00:19:41,100
‫ آیا تو آسمانی؟   یا رازی بی‌پایان؟

219
00:19:41,260 --> 00:19:44,050
‫ مرا به سنگدلی مکشان

220
00:19:44,140 --> 00:19:46,260
‫ ای عزیز من، آیا تو بی‌رحمی؟

221
00:19:46,420 --> 00:19:48,680
‫ تمنا می‌کنم مرا به التماس   برای زندگی‌ام نینداز

222
00:19:48,790 --> 00:19:50,360
‫ حتی اگر چرخ زمان بگذرد...

223
00:19:50,440 --> 00:19:52,650
‫ یک چیز هرگز دگرگون نخواهد شد

224
00:19:52,800 --> 00:19:54,010
‫ و آن، عشق من به توست

225
00:19:54,410 --> 00:19:58,920
‫ ای عزیز من، قلبم را به درد نیاور

226
00:19:59,460 --> 00:20:01,720
‫ آیا تو آسمانی؟   یا یک معمایی؟

227
00:20:01,790 --> 00:20:04,210
‫ مرا سنگدل نکن

228
00:20:04,500 --> 00:20:06,700
‫ ای عزیز من، آیا تو بی‌رحمی؟

229
00:20:06,780 --> 00:20:09,000
‫ خواهش می‌کنم نگذار برای زندگی‌ام   التماس کنم

230
00:20:09,150 --> 00:20:10,700
‫ حتی اگر زمان بگذرد...

231
00:20:10,790 --> 00:20:13,050
‫ یک چیز هرگز تغییر نخواهد کرد

232
00:20:13,150 --> 00:20:14,550
‫ و آن عشق من به توست

233
00:20:21,690 --> 00:20:25,960
‫«ویجای‌پور، در ۲۰ کیلومتری دهلی نو»

234
00:20:36,750 --> 00:20:38,950
‫آصف، معامله‌ی ما اینجا تموم شد.

235
00:20:39,740 --> 00:20:42,530
‫باقی‌مونده‌ی پول رو به حساب خارج از کشورم واریز کن.

236
00:21:05,870 --> 00:21:07,450
‫برم؟ کارمون تموم شد؟

237
00:21:07,920 --> 00:21:10,320
‫صبر کن! فیلم هنوز تموم نشده!

238
00:21:12,720 --> 00:21:14,910
‫ببین، الان تبهکار داره به قهرمان شلیک می‌کنه.

239
00:21:21,040 --> 00:21:24,380
‫ایندیرا ورما، مدیر آژانس اطلاعاتی هند (بخش تحقیق و تحلیل)

240
00:21:26,340 --> 00:21:27,460
‫بیچاره تبهکار!

241
00:21:28,310 --> 00:21:29,610
‫تبهکار فکر می‌کرد که پیروز شده.

242
00:21:31,100 --> 00:21:32,290
‫اما به دست قهرمان کشته شد.

243
00:21:36,560 --> 00:21:37,780
‫خانم... خانم...

244
00:21:38,470 --> 00:21:39,590
‫من چیزی نمی‌دونم.

245
00:21:40,440 --> 00:21:41,880
‫من اینجام تا ازت اطلاعات بکشم بیرون.

246
00:21:43,480 --> 00:21:45,530
‫شش ماهه که داریم تعقیبت می‌کنیم.

247
00:21:46,970 --> 00:21:49,920
‫دوازده میلیون توی حساب پس‌انداز خارجیت.

248
00:21:51,040 --> 00:21:53,700
‫سه سفر غیرمجاز به پاکستان.

249
00:21:54,160 --> 00:21:56,760
‫و عاصف، که اینجا بی‌جان افتاده...

250
00:21:57,120 --> 00:22:00,310
‫ما همچنین می‌دونیم که نقشه‌های موشک رو به اون فروختی.

251
00:22:00,380 --> 00:22:01,460
‫نه، نه، خانم!

252
00:22:02,770 --> 00:22:04,230
‫خواهش می‌کنم خانم، بهم آسیب نزنید.

253
00:22:04,980 --> 00:22:06,150
‫اونا تهدیدم کردن که این کار رو انجام بدم.

254
00:22:06,790 --> 00:22:08,120
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.

255
00:22:08,270 --> 00:22:08,850
‫نگران نباش.

256
00:22:10,200 --> 00:22:11,040
‫تهدیدت نمی‌کنم.

257
00:22:11,180 --> 00:22:13,450
‫بهم بگو. دیگه چی می‌دونی؟

258
00:22:13,960 --> 00:22:16,510
‫محل دستگاه هسته‌ای مفقود شده در «ناندا دوی»...

259
00:22:17,270 --> 00:22:18,610
‫برای دشمنانمون فاش شده.

260
00:22:18,860 --> 00:22:22,040
‫یه گروه شبه‌نظامی روسی قراره دستگاه رو خارج کنه.

261
00:22:23,390 --> 00:22:24,890
‫اونا برای یه اتفاق بزرگ نقشه کشیدن.

262
00:22:26,930 --> 00:22:27,770
‫دیگه چی می‌دونی؟

263
00:22:31,310 --> 00:22:32,610
‫«کامینی به شدت می‌سوزه...»

264
00:22:33,070 --> 00:22:33,990
‫«...در حالی که کلاه به سر داره.»

265
00:22:34,180 --> 00:22:36,040
‫موقع صحبت کردن از این رمز استفاده کردن.

266
00:22:37,040 --> 00:22:37,600
‫کامینی؟

267
00:22:41,170 --> 00:22:41,940
‫همه‌اش همینه؟

268
00:22:42,510 --> 00:22:43,370
‫همین بود، خانم.

269
00:22:44,620 --> 00:22:47,060
‫نجات کشور یه تجارت نیست.

270
00:22:48,260 --> 00:22:49,390
‫بلکه یه سبک زندگیه.

271
00:22:55,370 --> 00:22:56,190
‫- پریم! - بله خانم؟

272
00:22:56,240 --> 00:22:57,420
‫توی پایگاه داده‌مون بگرد

273
00:22:57,560 --> 00:22:58,860
‫تا ببینی می‌تونی اطلاعاتی درباره‌ی «کامینی» پیدا کنی یا نه.

274
00:22:58,930 --> 00:23:00,660
‫- اون یه شخص تحت نظره. - چشم خانم.

275
00:23:00,770 --> 00:23:02,470
‫- موضوع خیلی مهمیه. - حتماً!

276
00:23:03,020 --> 00:23:05,080
‫«تیروپورور، جاده‌ی قدیمی ماهابالی‌پورام»

277
00:23:05,350 --> 00:23:06,240
‫نیرمالا!

278
00:23:06,720 --> 00:23:08,610
‫- نمی‌خوام برم مدرسه. - کریس، لطفاً گریه نکن.

279
00:23:08,700 --> 00:23:11,250
‫عجله کن! دیرمون شده.

280
00:23:11,320 --> 00:23:12,320
‫نیمی، دیرمون شد!

281
00:23:13,160 --> 00:23:13,920
‫عجله کن!

282
00:23:15,210 --> 00:23:17,560
‫اگه یه روز دیر برسی که دنیا به آخر نمی‌رسه.

283
00:23:18,800 --> 00:23:19,480
‫بیا، بفرما!

284
00:23:19,800 --> 00:23:21,000
‫توی محل کارت چه موضوع انقدر فوری پیش اومده؟

285
00:23:21,260 --> 00:23:22,700
‫- آخر ماهه. - خب که چی؟

286
00:23:22,720 --> 00:23:24,700
‫- نیمی، تو دردم رو نمی‌فهمی. - خیلی خب، آروم باش!

287
00:23:24,870 --> 00:23:26,600
‫- خداحافظ! - یادت نره از مدرسه بیاریش.

288
00:23:26,630 --> 00:23:28,100
‫- خداحافظ! خداحافظ، باشه. - مامان رو ببوس.

289
00:23:28,140 --> 00:23:29,430
‫خداحافظ!

290
00:23:29,800 --> 00:23:30,980
‫- نمی‌خوام برم مدرسه. - خداحافظ!

291
00:23:31,040 --> 00:23:32,740
‫- گریه نکن عزیزم. - یادت نره، خداحافظ!

292
00:24:08,120 --> 00:24:09,930
‫- الو! - سلام عزیزم!

293
00:24:10,590 --> 00:24:11,610
‫بگو!

294
00:24:13,210 --> 00:24:14,730
‫ببین، چند بار بهت زنگ زدم.

295
00:24:15,170 --> 00:24:15,930
‫چرا جواب ندادی؟

296
00:24:17,140 --> 00:24:19,380
‫متأسفم سانجی! پیش مامانم بودم.

297
00:24:21,820 --> 00:24:22,860
‫دلم برات تنگ شده، کامینی.

298
00:24:29,910 --> 00:24:31,050
‫منم همین‌طور سانجی، دلم برات تنگ شده.

299
00:24:33,010 --> 00:24:35,630
‫مثل همیشه، عکس‌ها و فیلم‌هات رو برام بفرست.

300
00:24:45,930 --> 00:24:47,510
‫فرستادم. چک کن.

301
00:24:47,800 --> 00:24:49,030
‫صبر کن کامینی.

302
00:24:49,630 --> 00:24:51,390
‫- می‌خوام... - صبر کن! مامانم اینجاست.

303
00:24:51,450 --> 00:24:52,840
‫- باید برم! بعداً باهات حرف می‌زنم. - هی، صبر کن!

304
00:25:05,530 --> 00:25:08,590
‫«مقر اصلی سازمان اطلاعات هند - دهلی نو»

305
00:25:09,600 --> 00:25:12,820
‫«پونوسوامی - مسئول هدایت ماموران، سازمان اطلاعات هند»

306
00:25:13,020 --> 00:25:13,700
‫قربان!

307
00:25:15,230 --> 00:25:16,290
‫- خانم منتظرتون هستن. - بله.

308
00:25:19,540 --> 00:25:20,280
‫خانم!

309
00:25:21,800 --> 00:25:23,490
‫حالت چطوره پونوسوامی؟

310
00:25:23,800 --> 00:25:24,600
‫خوبم خانم.

311
00:25:25,450 --> 00:25:26,660
‫حال همسرت چطوره؟

312
00:25:29,600 --> 00:25:30,680
‫سرطانش تو مرحله چهارمه.

313
00:25:32,080 --> 00:25:33,270
‫شیمی‌درمانیش ادامه داره.

314
00:25:34,090 --> 00:25:35,470
‫اگه کمکی خواستی اصلاً تعارف نکن.

315
00:25:36,240 --> 00:25:36,880
‫حتماً خانم.

316
00:25:39,610 --> 00:25:42,410
‫بانو، چرا با این عجله من رو فراخواندید؟

317
00:25:44,080 --> 00:25:45,120
‫سال‌ها پیش...

318
00:25:44,340 --> 00:25:46,870
‫کوهستان اورال، روسیه

319
00:25:45,360 --> 00:25:48,360
‫دستگاه هسته‌ای که در «ناندا دوی» مفقود شده بود

320
00:25:48,870 --> 00:25:50,890
‫دیروز در کوهستان «اورال» روسیه استخراج شد

321
00:25:51,190 --> 00:25:53,030
‫توسط یک گروه مسلح.

322
00:25:56,240 --> 00:25:58,150
‫این عملیات به نفع پاکستان انجام شده.

323
00:25:58,710 --> 00:25:59,660
‫با فهمیدن این موضوع،

324
00:25:59,830 --> 00:26:03,170
‫یکی از ماموران ما برای تامین امنیت دستگاه به روسیه رفت.

325
00:26:03,730 --> 00:26:05,510
‫آقای پارامشوار سوریا پراتاپ.

326
00:26:06,040 --> 00:26:07,180
‫نام مستعار:

327
00:26:07,790 --> 00:26:08,590
‫آقای ایکس

328
00:26:15,420 --> 00:26:19,420
‫«پارامشوار سوریا پراتاپ، نام مستعار: آقای ایکس»

329
00:27:03,240 --> 00:27:07,730
‫تا دو روز دیگه، اون رو از روسیه به پاکستان منتقل می‌کنن.

330
00:27:08,530 --> 00:27:12,360
‫پونوسامی، باید هر طور شده دستگاه هسته‌ای و خودِ اون رو برگردونیم.

331
00:27:13,850 --> 00:27:19,530
‫وقتی روس‌ها اون دستگاه رو به پاکستان منتقل می‌کنن، چه ربطی به ما داره؟

332
00:27:20,270 --> 00:27:21,040
‫ربط خیلی زیادی داره.

333
00:27:21,110 --> 00:27:24,460
‫یکی از مامورهای اطلاعاتی ما، الکساندر، یه پیام رمزگشایی‌شده بهمون داده.

334
00:27:25,450 --> 00:27:27,560
‫«کامینی در حالی که کلاه به سر داره، با شدت زیادی می‌سوزه.»

335
00:27:28,560 --> 00:27:31,530
‫هنوز متوجه نشدیم منظور از «کامینی» توی این پیام چیه.

336
00:27:31,970 --> 00:27:33,490
‫ممکنه یه بمب‌گذار انتحاری باشه.

337
00:27:34,010 --> 00:27:38,390
‫با این حال، اون «کلاه» که بهش اشاره شده، همون دستگاه هسته‌ایه که توی «ناندا دوی» گم کردیم.

338
00:27:39,010 --> 00:27:40,510
‫یه گروه مزدور بین‌المللی...

339
00:27:40,630 --> 00:27:43,700
‫سال‌هاست که دارن سعی می‌کنن این دستگاه هسته‌ای رو پیدا کنن.

340
00:27:43,840 --> 00:27:46,060
‫رهبرشون به اسم «رانا» شناخته می‌شه.

341
00:27:46,460 --> 00:27:48,270
‫رانا چهره‌های زیادی داره.

342
00:27:48,520 --> 00:27:51,820
‫هیچ سابقه رسمی از محل حضورش وجود نداره.

343
00:27:52,120 --> 00:27:55,700
‫حالا این گروه قصد داره با استفاده از اون دستگاه، توی هند حمله انجام بده.

344
00:27:56,220 --> 00:27:57,940
‫اگه نتونیم امنیت این دستگاه رو تامین کنیم...

345
00:27:58,770 --> 00:28:02,210
‫اون‌وقت باید هر لحظه و هر جایی توی هند، منتظر یه حمله باشیم.

346
00:28:05,480 --> 00:28:06,400
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم، خانم؟

347
00:28:08,180 --> 00:28:11,790
‫توی شبکه‌ت، مأمور محلی‌ای توی مسکو داری؟

348
00:28:12,220 --> 00:28:13,520
‫یه آدم درست‌وحسابی و قابل اعتماد.

349
00:28:15,990 --> 00:28:17,230
‫یه مأمور محلی توی مسکو دارم.

350
00:28:23,260 --> 00:28:25,500
‫یه کم اخلاقش خاصه، ولی مأمور معرکه‌ایه.

351
00:28:26,540 --> 00:28:27,290
‫اسمش آمارانه.

352
00:28:27,680 --> 00:28:28,920
‫«آماران چاکراوارتی»

353
00:28:34,220 --> 00:28:35,740
‫شماره شناسایی: ۱۲۰۹.

354
00:28:35,960 --> 00:28:37,580
‫اسم رمز: گرگ تنها.

355
00:28:42,460 --> 00:28:43,290
‫مأموریت تو...

356
00:28:43,720 --> 00:28:46,600
‫پس گرفتن دستگاهیه که توی یه کارخونه کشتی‌سازی بیرون از مسکو ضبط شده.

357
00:28:46,790 --> 00:28:50,750
‫و نجات دادن «مستر ایکس» که نگهبانش بوده، و برگردوندن هر دوشون به هند.

358
00:28:53,280 --> 00:28:54,110
‫توی سگ‌صفت!

359
00:28:55,320 --> 00:28:56,810
‫سگ خودتی و بابات!

360
00:29:37,180 --> 00:29:40,520
‫«آماران چاکراوارتی، اسم رمز: گرگ تنها»

361
00:31:48,780 --> 00:31:49,630
‫بیاین بریم قربان.

362
00:31:56,680 --> 00:31:57,360
‫شما کی هستی؟

363
00:32:01,810 --> 00:32:02,730
‫نگران نباشید قربان.

364
00:32:04,310 --> 00:32:07,640
‫من مأمور محلی سازمان اطلاعات هستم؛ فرستاده شدم تا دستگاه رو پس بگیرم و شما رو به سلامت نجات بدم.

365
00:32:07,960 --> 00:32:10,050
‫آماران! آماران چاکراوارتی!

366
00:32:10,620 --> 00:32:11,570
‫می‌تونید به من اعتماد کنید قربان!

367
00:32:11,990 --> 00:32:14,250
‫تا وقتی که این دستگاه رو به دولت هند تحویل ندم...

368
00:32:15,190 --> 00:32:16,510
‫به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کنم...

369
00:32:24,390 --> 00:32:26,080
‫خیلی درباره‌تون شنیدم قربان.

370
00:32:27,130 --> 00:32:29,140
‫مأمور اطلاعاتی افسانه‌ای، مستر ایکس.

371
00:32:29,700 --> 00:32:31,660
‫پارامشوار پراتاپ! درسته؟

372
00:32:32,800 --> 00:32:34,830
‫چرا تمام این سال‌ها مخفی شده بودی؟

373
00:32:35,270 --> 00:32:36,190
‫و حالا برگشتی!

374
00:32:36,680 --> 00:32:37,170
‫چرا؟

375
00:32:40,220 --> 00:32:41,540
‫بیست سال بود که فراری بودی.

376
00:32:42,760 --> 00:32:43,390
‫دیگه کافیه!

377
00:32:46,440 --> 00:32:47,670
‫از همه‌ی اینا خسته شدم.

378
00:32:48,570 --> 00:32:49,660
‫از فرار کردن خسته شدم!

379
00:32:50,380 --> 00:32:52,140
‫موضوع چیه قربان؟ بازنشستگی؟

380
00:32:53,270 --> 00:32:54,330
‫اصلاً از خانواده‌ت خبری داری؟

381
00:32:55,290 --> 00:32:56,080
‫خانواده‌ت هنوز اونجان؟

382
00:32:57,340 --> 00:32:59,260
‫می‌دونن که هنوز زنده‌ای؟

383
00:32:59,820 --> 00:33:01,410
‫چند وقته که خانواده‌ت رو ندیدی؟

384
00:33:03,540 --> 00:33:05,520
‫تجدید دیدار خیلی پراحساسی میشه!

385
00:33:06,320 --> 00:33:07,620
‫امیدوارم بتونم شاهدش باشم.

386
00:33:09,860 --> 00:33:11,020
‫یه لحظه صبر کن.

387
00:33:14,560 --> 00:33:17,070
‫بسیار خب، موقعیتی که باید ببرمت اونجا رو پیدا کردم.

388
00:33:18,020 --> 00:33:20,280
‫زیاد دور نیست. بریم؟

389
00:33:20,700 --> 00:33:21,610
‫آماران، کی پشت خطه؟

390
00:33:25,500 --> 00:33:27,540
‫قربان، چیزی درباره‌ی «رانا» شنیدید؟

391
00:33:29,530 --> 00:33:30,110
‫خائن!

392
00:33:35,040 --> 00:33:36,700
‫وقتی اسلحه رو بهت دادم...

393
00:33:37,540 --> 00:33:39,780
‫تعداد گلوله‌های داخلش رو شمرده بودم.

394
00:33:39,830 --> 00:33:41,600
‫دیگه نیازی به خدماتت نیست.

395
00:33:56,520 --> 00:33:58,320
‫از بازنشستگیت لذت ببر!

396
00:34:06,500 --> 00:34:07,480
‫فیلم فوق‌العاده‌ای بود.

397
00:34:08,290 --> 00:34:09,840
‫از این‌جور فیلم‌ها خوشت میاد؟

398
00:34:10,290 --> 00:34:12,410
‫جیمز باند، جیسون بورن و ایتن هانت.

399
00:34:13,330 --> 00:34:15,990
‫«ویجایاکانتِ» بازیگر، سال‌ها پیش این نقش‌ها رو ایفا کرده بود.

400
00:34:17,410 --> 00:34:20,180
‫جاسوس‌بازی و این حرف‌ها همه‌اش مزخرفه.

401
00:34:21,090 --> 00:34:23,690
‫واقعاً فکر می‌کنی یه جاسوس بین ما زندگی می‌کنه؟

402
00:34:23,890 --> 00:34:25,940
‫چرا که نه؟

403
00:34:26,490 --> 00:34:27,340
‫این به نفع ماست!

404
00:34:28,170 --> 00:34:30,490
‫قهرمانی که در خفا ازمون محافظت می‌کنه.

405
00:34:31,420 --> 00:34:34,370
‫اون نمی‌تونه هویت واقعیش رو به عزیزانش بگه.

406
00:34:34,660 --> 00:34:36,400
‫علاوه بر این، اون داره برای وطنش می‌جنگه!

407
00:34:36,750 --> 00:34:38,080
‫حیرت‌انگیزه! فوق‌العاده‌ست!

408
00:34:39,910 --> 00:34:42,210
‫اگه به یه جاسوس بربخوری چیکار می‌کنی؟

409
00:34:43,600 --> 00:34:46,850
‫داری به کل دنیا دروغ می‌گی تا نون دربیاری...

410
00:34:47,390 --> 00:34:48,830
‫واقعاً ارزشش رو داره؟

411
00:34:50,680 --> 00:34:52,100
‫صبح زود شیفت دارم.

412
00:34:52,320 --> 00:34:53,250
‫باید سر وقت بیمارستان باشم.

413
00:34:57,050 --> 00:34:58,440
‫- خواهش می‌کنم آقا، این کار رو نکنید. - هی، واسه من قیافه نگیر!

414
00:34:58,460 --> 00:34:59,960
‫- خواهش می‌کنم دست از سرم بردار. - به حرفم گوش کن!

415
00:34:59,990 --> 00:35:01,220
‫- یه کم باهامون راه بیا. - من اون دختری که دنبالشی نیستم.

416
00:35:01,240 --> 00:35:03,480
‫- نترس. - خواهش می‌کنم کیفم رو پس بده.

417
00:35:03,500 --> 00:35:04,840
‫ما فقط دو تا جوونیم. کس دیگه‌ای بهمون ملحق نمی‌شه.

418
00:35:04,860 --> 00:35:05,630
‫خواهش می‌کنم، یکی کمکم کنه!

419
00:35:05,680 --> 00:35:06,420
‫هی، به حرفم گوش کن.

420
00:35:06,450 --> 00:35:08,570
‫خواهش می‌کنم یکی کمکم کنه. آقا، لطفاً بهم کمک کنید!

421
00:35:08,820 --> 00:35:10,840
‫- آقا، خواهش می‌کنم کمکم کنید! - جیغ نزن!

422
00:35:10,890 --> 00:35:12,960
‫- داداش! - این کیه؟

423
00:35:12,990 --> 00:35:15,200
‫- داداش... - داداش، خواهش می‌کنم کمکم کن.

424
00:35:15,230 --> 00:35:17,630
‫- داداش! داداش، خواهش می‌کنم کمکم کن. - بهت گفتم آروم باش!

425
00:35:17,700 --> 00:35:19,970
‫داداش، خواهش می‌کنم کمکم کن.

426
00:35:20,000 --> 00:35:22,510
‫- داداش، خواهش می‌کنم... - بهت گفتم با من بیا!

427
00:35:22,530 --> 00:35:24,580
‫داداش، خواهش می‌کنم کمکم کن!

428
00:35:24,700 --> 00:35:26,770
‫داداش، خواهش می‌کنم، داداشی!

429
00:35:26,800 --> 00:35:28,460
‫- همون‌جا وایسا. - خواهش می‌کنم، دست از سرم بردار.

430
00:35:28,520 --> 00:35:29,330
‫خواهش می‌کنم داداش...

431
00:35:29,410 --> 00:35:30,390
‫داداش، بهشون نگاه کن.

432
00:35:30,410 --> 00:35:31,670
‫داداش، خواهش می‌کنم کمکم کن.

433
00:35:31,690 --> 00:35:33,000
‫صبر کن، تو کی هستی؟

434
00:35:34,300 --> 00:35:35,310
‫صبر کن رفیق!

435
00:35:45,030 --> 00:35:45,930
‫به سلامت برگرد!

436
00:35:49,390 --> 00:35:50,010
‫بزن بریم.

437
00:36:06,330 --> 00:36:06,890
‫عصر بخیر!

438
00:36:15,540 --> 00:36:17,720
‫حسابی لت و پارشون کردی.

439
00:36:20,280 --> 00:36:24,630
‫اصلاً شبیه این نبود که از فیلمی که همین الان دیدیم الهام گرفته باشی.

440
00:36:25,240 --> 00:36:28,130
‫انگار یه خشمی از خیلی وقت پیش داشت توی وجودت می‌جوشید.

441
00:36:30,630 --> 00:36:32,010
‫داری یه چیزی رو پنهان می‌کنی، گاتام.

442
00:36:37,070 --> 00:36:37,970
‫چیزی نیست، واقعاً.

443
00:36:39,460 --> 00:36:41,250
‫الان سه ساله که ما با هم در ارتباطیم.

444
00:36:41,820 --> 00:36:44,430
‫تو همه چیز رو درباره زندگی من می‌دونی.

445
00:36:45,190 --> 00:36:47,130
‫نباید هیچ رازی بینمون باشه، گاتام.

446
00:36:49,380 --> 00:36:50,790
‫داری بهم دروغ می‌گی؟

447
00:36:54,990 --> 00:36:57,570
‫گاتام، برام مهم نیست چیکار می‌کنی.

448
00:36:58,340 --> 00:36:59,820
‫اما خواهش می‌کنم بهم دروغ نگو.

449
00:37:01,550 --> 00:37:02,130
‫شب بخیر.

450
00:37:10,280 --> 00:37:12,640
‫تصمیمم رو گرفتم. از کار استعفا می‌دم.

451
00:37:12,920 --> 00:37:13,920
‫وقتی وارد سازمان اطلاعات شدم...

452
00:37:14,240 --> 00:37:17,160
‫فکر می‌کردم برای ماموریت‌های نجات میهن به کشورهای دیگه میرم.

453
00:37:17,360 --> 00:37:19,910
‫اما الان توی «چنای» دارم دور خودم می‌چرخم تا پول‌شوها رو بگیرم.

454
00:37:20,730 --> 00:37:22,370
‫این شغل اصلاً اون چیزی نبود که فکرش رو می‌کردم.

455
00:37:23,080 --> 00:37:26,150
‫توی زندگیم، فقط رابطه‌ام با «کیرتانا»ست که برام واقعی به نظر میاد.

456
00:37:26,670 --> 00:37:29,280
‫دیگه نمی‌خوام بهش دروغ بگم.

457
00:37:29,760 --> 00:37:30,930
‫عذاب وجدان دارم.

458
00:37:31,500 --> 00:37:34,990
‫قصد دارم فردا ببینمش و حقیقت رو بهش بگم.

459
00:37:36,540 --> 00:37:37,190
‫«مجتمع سی‌جی‌او، دهلی نو»

460
00:37:37,310 --> 00:37:39,610
‫این ویدیو رو سازمان اطلاعات پاکستان برامون فرستاده.

461
00:37:39,920 --> 00:37:40,530
‫یه نگاهی بنداز!

462
00:37:40,680 --> 00:37:42,060
‫اسم من پارامشوار پراتاپه.

463
00:37:42,440 --> 00:37:44,490
‫من توی بخش اطلاعات خارجیِ سازمان اطلاعات کار می‌کنم.

464
00:37:45,140 --> 00:37:48,000
‫توی مسکو توسط سازمان اطلاعات پاکستان دستگیر شدم.

465
00:37:48,670 --> 00:37:51,490
‫تا چند روز آینده به اسلام‌آباد منتقل می‌شم.

466
00:37:54,040 --> 00:37:56,430
‫من از دولتمان می‌خواهم که اقدامات لازم را انجام دهد.

467
00:37:56,770 --> 00:37:57,420
‫زنده باد هند!

468
00:37:59,120 --> 00:38:00,650
‫آیا او جاسوس هند است؟

469
00:38:00,920 --> 00:38:01,970
‫آیا او مامور اطلاعاتی بود؟

470
00:38:04,170 --> 00:38:05,560
‫نمی‌توانم این موضوع را تایید یا تکذیب کنم.

471
00:38:05,590 --> 00:38:07,320
‫بدون موافقت مستقیم نخست‌وزیر.

472
00:38:09,850 --> 00:38:10,910
‫جناب وامانامورتی.

473
00:38:11,300 --> 00:38:13,820
‫اجلاس سران گروه ۲۰ تا چند روز دیگر در «چنای» برگزار خواهد شد.

474
00:38:14,320 --> 00:38:16,380
‫اتفاقی که افتاد، یک شکست اطلاعاتی بود.

475
00:38:16,950 --> 00:38:19,560
‫ترور نافرجام رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ.

476
00:38:20,060 --> 00:38:22,390
‫اخراج رئیس‌جمهور بنگلادش از کشور.

477
00:38:22,880 --> 00:38:26,060
‫این‌ها نمونه‌هایی از شکست‌های اطلاعاتی در سراسر جهان هستند.

478
00:38:26,820 --> 00:38:27,790
‫به همین ترتیب...

479
00:38:28,200 --> 00:38:30,700
‫این برای ما یک رسوایی بزرگ بین‌المللی خواهد بود.

480
00:38:30,980 --> 00:38:34,790
‫اگر او به پاکستان منتقل شود، هند مضحکه جهانیان خواهد شد.

481
00:38:34,940 --> 00:38:37,810
‫و ایندیرا باید مسئولیت این افتضاح رو به گردن بگیره.

482
00:38:38,030 --> 00:38:41,200
‫حالا، چی رو داری از ما پنهان می‌کنی، ایندیرا؟

483
00:38:48,320 --> 00:38:51,870
‫این مرد ظرف ۴۸ ساعت آینده به پاکستان منتقل می‌شه.

484
00:38:52,340 --> 00:38:53,730
‫باید جلوش گرفته بشه!

485
00:38:53,880 --> 00:38:55,050
‫کاری از دستمون برمی‌آد؟

486
00:38:55,580 --> 00:38:57,310
‫پروتکل استرداد فوق‌العاده.

487
00:38:57,840 --> 00:39:00,270
‫اگه نتونیم یه مامور رو زنده نجات بدیم...

488
00:39:00,600 --> 00:39:01,460
‫باید بکشیمش.

489
00:39:03,260 --> 00:39:04,420
‫آدم خودمون رو بکشیم؟

490
00:39:06,510 --> 00:39:08,540
‫به محض اینکه به اسلام‌آباد برسه...

491
00:39:08,620 --> 00:39:11,720
‫ممکنه اسرار کشور رو فاش کنه.

492
00:39:12,050 --> 00:39:13,870
‫پس مجبوریم حذفش کنیم.

493
00:39:14,000 --> 00:39:16,450
‫از اونجایی که سازمان اطلاعات توی این مورد کاملاً شکست خورده...

494
00:39:16,960 --> 00:39:20,160
‫تیم خودم رو می‌فرستم تا این ماموریت رو با موفقیت تموم کنن.

495
00:39:22,110 --> 00:39:23,200
‫آقای وامانامورتی.

496
00:39:24,190 --> 00:39:26,490
‫- قربان! - مسئولیت این عملیات با شماست.

497
00:39:27,770 --> 00:39:30,280
‫این مرد نباید پاش به پاکستان برسه.

498
00:39:30,480 --> 00:39:32,310
‫این دستور مستقیم نخست‌وزیره.

499
00:39:32,400 --> 00:39:33,370
‫فعلاً همین!

500
00:39:42,120 --> 00:39:43,370
‫وضعیت «آماران» چطوره؟

501
00:39:43,640 --> 00:39:48,310
‫آخرین گزارشش مربوط به قبل از ورود به محوطه کشتی‌سازی بود.

502
00:39:48,880 --> 00:39:51,190
‫طبق پروتکل، تا الان باید گزارش می‌داد.

503
00:39:51,690 --> 00:39:53,060
‫اگه خبری ازش نیست...

504
00:39:53,760 --> 00:39:55,120
‫یعنی دیگه زنده نیست.

505
00:39:55,870 --> 00:39:58,480
‫متأسفم قربان. فکر نمی‌کردم این‌طوری بشه.

506
00:39:59,800 --> 00:40:00,850
‫قدم بعدی‌تون چیه قربان؟

507
00:40:03,010 --> 00:40:03,910
‫باید برم «چنای».

508
00:40:05,330 --> 00:40:09,360
‫«فرودگاه بین‌المللی چنای»

509
00:40:09,580 --> 00:40:11,140
‫دوباره به هند خوش اومدید، آقای «آشوک کومار».

510
00:40:13,360 --> 00:40:14,500
‫لطفاً عینکتون رو بردارید.

511
00:40:18,390 --> 00:40:19,480
‫لطفاً به دوربین نگاه کنید.

512
00:40:22,930 --> 00:40:23,970
‫حالت چطوره، کامینی؟

513
00:40:25,180 --> 00:40:27,280
‫من کامینی نیستم، نیرمالا هستم.

514
00:40:28,730 --> 00:40:29,530
‫ببخشید!

515
00:40:30,100 --> 00:40:30,960
‫نیرمالا...

516
00:40:32,620 --> 00:40:35,310
‫ازم خواستی برای سروان «سانجی متیو» تله‌ی عسلی بذارم و منم انجامش دادم.

517
00:40:36,160 --> 00:40:38,700
‫حالا اون حاضره هر کاری که بگم رو انجام بده.

518
00:40:39,450 --> 00:40:42,030
‫تمام عکس‌ها و ویدیوهاش پیش منه.

519
00:40:42,280 --> 00:40:44,590
‫بگو کجا بیارمش تا همون‌جا تحویلت بدم.

520
00:40:44,830 --> 00:40:47,090
‫بعدش، لطفاً من رو از این ماجرا معاف کن.

521
00:40:50,770 --> 00:40:52,900
‫اون‌ها مأمورهای وزارت امنیت کشور چین هستن.

522
00:40:52,920 --> 00:40:53,560
‫اون‌ها برای من خیلی مهم هستن.

523
00:40:53,580 --> 00:40:56,380
‫می‌خوان به صورت غیرقانونی از راه دریا وارد هند بشن.

524
00:40:56,520 --> 00:40:57,750
‫برای این کار به کمکت نیاز دارم.

525
00:40:58,260 --> 00:41:00,460
‫یه پاسپورت، کارت «آدهار» و مدارک شناسایی جور کن.

526
00:41:00,770 --> 00:41:03,380
‫برای معرفی‌شون به عنوان درمانگرهای یه مرکز اسپا از مانیپور.

527
00:41:04,240 --> 00:41:07,090
‫تو توی تغییر هویت استادی.

528
00:41:08,600 --> 00:41:10,350
‫نه آماران! نمی‌تونم این کار رو بکنم.

529
00:41:10,760 --> 00:41:12,420
‫دیگه انجامش نمی‌دم. دیگه تموم شد!

530
00:41:13,720 --> 00:41:16,240
‫می‌تونی همین رو شخصاً به خودِ «رانا» بگی؟

531
00:41:21,940 --> 00:41:23,940
‫داشتی توی یه زندان تو پاکستان می‌پوسیدی.

532
00:41:24,100 --> 00:41:25,950
‫اما شانسِ داشتنِ یه خانواده بهت رو کرد.

533
00:41:26,260 --> 00:41:28,460
‫یاد بگیر چطوری از اون خانواده محافظت کنی...

534
00:41:28,750 --> 00:41:29,430
‫نیرمالا!

535
00:41:31,800 --> 00:41:34,850
‫توی سه روز آینده، دقیقاً طبق دستورات ما عمل کن...

536
00:41:35,150 --> 00:41:36,270
‫دِینت رو ادا کن،

537
00:41:36,690 --> 00:41:39,030
‫و به عنوان «نیرمالا» با خوشی زندگی کن، «کامینی».

538
00:41:45,320 --> 00:41:49,630
‫«جاده ساحلی شرقی، چنای»

539
00:42:04,700 --> 00:42:05,800
‫بیا با هم ازدواج کنیم.

540
00:42:06,480 --> 00:42:09,360
‫چی شد که یهو به فکر ازدواج افتادی؟

541
00:42:09,870 --> 00:42:10,520
‫چی عوض شده؟

542
00:42:10,850 --> 00:42:12,160
‫سه ساله که با هم در ارتباطیم...

543
00:42:12,870 --> 00:42:15,820
‫دارم به این فکر می‌کنم که این سه سال رو به سی سال عشق تبدیل کنم.

544
00:42:16,920 --> 00:42:20,330
‫داری توی معبد و در حضور خدا ازم خواستگاری می‌کنی.

545
00:42:20,670 --> 00:42:21,730
‫زمان‌بندی‌ت حرف نداره!

546
00:42:21,810 --> 00:42:23,010
‫در واقع، زمان‌بندی‌ت بی‌نقصه!

547
00:42:28,310 --> 00:42:30,210
‫ببخشید، حرفتون رو قطع کردم؟

548
00:42:33,850 --> 00:42:35,760
‫- سلام کیرتانا! - سلام!

549
00:42:36,750 --> 00:42:39,360
‫- تو... - گاتام، ما رو به هم معرفی نمی‌کنی؟

550
00:42:40,960 --> 00:42:42,730
‫اون... خب می‌دونی...

551
00:42:42,750 --> 00:42:44,590
‫من ایندیرا هستم! خواهر بزرگترِ گاتام.

552
00:42:45,220 --> 00:42:46,060
‫خواهر بزرگترش؟

553
00:42:47,220 --> 00:42:48,420
‫فکر کنم اصلاً یادی از من نکرده.

554
00:42:49,720 --> 00:42:52,330
‫معلومه که نمی‌کنه. اون یه کلک‌بازه!

555
00:42:54,240 --> 00:42:56,500
‫ولی اون همه‌چیز رو درباره تو به من گفته.

556
00:42:57,930 --> 00:42:59,750
‫- تو دکتری، مگه نه؟ - بله.

557
00:43:00,060 --> 00:43:01,760
‫توی بیمارستان اس‌ام مشغول به کاری.

558
00:43:02,430 --> 00:43:04,300
‫و ساکن کیل‌بوک هستی. درست می‌گم؟

559
00:43:04,680 --> 00:43:06,230
‫مگه شیفتت از ساعت ۱۰ صبح شروع نمی‌شه؟

560
00:43:06,770 --> 00:43:08,780
‫خیلی خب کیرتانا، بعداً می‌بینمت. text.

561
00:43:11,120 --> 00:43:14,000
‫- خب، من دیگه می‌رم. - حتماً!

562
00:43:15,860 --> 00:43:17,150
‫گاتام، عصر بهم زنگ بزن.

563
00:43:17,850 --> 00:43:18,710
‫آره، زنگ می‌زنه.

564
00:43:26,120 --> 00:43:27,240
‫اون به حرفات گوش می‌ده.

565
00:43:28,160 --> 00:43:28,930
‫دختر خوبیه.

566
00:43:30,130 --> 00:43:31,060
‫انتخاب هوشمندانه‌ای بود، گاتام.

567
00:43:34,410 --> 00:43:35,410
‫تماشا کن، الان دنبالم می‌آد.

568
00:43:35,640 --> 00:43:37,870
‫خانم! خانم! معذرت می‌خوام خانم. text.

569
00:43:38,000 --> 00:43:41,100
‫- باید موضوع کیرتانا رو می‌گفتم. - یادت نره که من رئیست هستم.

570
00:43:41,560 --> 00:43:42,660
‫این وظیفه‌ی منه و خودت هم می‌دونی.

571
00:43:42,960 --> 00:43:45,340
‫استعفام رو تحویل دادم.

572
00:43:45,830 --> 00:43:47,660
‫پس می‌خوای استعفا بدی...

573
00:43:47,990 --> 00:43:50,690
‫و با «کیرتانا» ازدواج کنی و تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی کنی.

574
00:43:51,320 --> 00:43:54,840
‫خانم، من از کارِ بی‌هدف خوشم نمیاد.

575
00:43:55,720 --> 00:43:57,890
‫به همین خاطر هم تصمیم گرفتم استعفا بدم.

576
00:44:00,900 --> 00:44:03,030
‫این همون کاریه که دنبالش بودی.

577
00:44:04,070 --> 00:44:06,640
‫خوب بخونش؛ اون‌وقت هدفت رو درک می‌کنی.

578
00:44:18,780 --> 00:44:21,400
‫خانم، من خیلی به «کیرتانا» دروغ گفتم.

579
00:44:21,790 --> 00:44:24,080
‫درست زمانی که به مرحله‌ای رسیدم که می‌خوام این حرفه رو کنار بذارم و تشکیل خانواده بدم...

580
00:44:24,290 --> 00:44:26,030
‫چرا این ماموریت رو به من می‌سپارید؟

581
00:44:28,160 --> 00:44:30,200
‫می‌خوام یه زندگی جدید رو شروع کنم و با «کیرتانا» خانواده تشکیل بدم.

582
00:44:30,390 --> 00:44:31,940
‫- من از این وضعیت راضی‌ام. - این موضوع به خانواده‌ت مربوط می‌شه.

583
00:44:32,560 --> 00:44:33,310
‫پدرت!

584
00:44:37,640 --> 00:44:40,080
‫ماموریت، نجات دادنِ پدرته.

585
00:44:40,520 --> 00:44:41,900
‫مگه می‌دونید پدر من کیه؟

586
00:44:42,790 --> 00:44:43,390
‫می‌شناسیش؟

587
00:44:44,610 --> 00:44:45,700
‫تمام این سال‌ها کجا بود؟

588
00:44:47,280 --> 00:44:48,920
‫دیگه چی درباره خانواده‌م می‌دونی؟

589
00:44:50,100 --> 00:44:50,830
‫بهم بگو خانم.

590
00:44:51,670 --> 00:44:52,390
‫این ماموریت رو انجام بده.

591
00:44:52,920 --> 00:44:54,570
‫و جواب سوالاتت درباره خانواده‌ت رو می‌گیری.

592
00:44:55,630 --> 00:44:56,630
‫داری منو تو منگنه می‌ذاری؟

593
00:44:57,580 --> 00:44:59,320
‫برام مهم نیست زنده باشه یا مرده.

594
00:44:59,940 --> 00:45:01,670
‫بذار بمیره. واقعاً ازش متنفرم!

595
00:45:02,730 --> 00:45:04,560
‫اگه جلوی چشمم ظاهر بشه، خودم می‌کشمش.

596
00:45:07,480 --> 00:45:08,600
‫وقتم داره تموم می‌شه.

597
00:45:09,190 --> 00:45:10,820
‫فراتر از نجات دادن پدرت...

598
00:45:11,100 --> 00:45:13,170
‫ازت می‌خوام این ماموریت رو قبول کنی تا جلوی یه سلاح هسته‌ای رو بگیری

599
00:45:13,280 --> 00:45:16,120
‫که به دست آدم‌های اشتباه نیفته و احتمالاً کشورمون رو نابود نکنه.

600
00:45:16,650 --> 00:45:18,970
‫من اینجا نیستم که بهت التماس کنم یا ازت خواهش کنم.

601
00:45:20,290 --> 00:45:21,940
‫اگر اهمیت این مأموریت رو درک نمی‌کنی،

602
00:45:22,250 --> 00:45:24,360
‫پس صلاحیت نداری که مأمور سرویس اطلاعاتی RAW باشی.

603
00:45:24,710 --> 00:45:25,970
‫همون بهتر که مستعفی بمونی!

604
00:45:47,640 --> 00:45:50,740
‫«صحرای تار، گجرات، ۲۰۰۲»

605
00:46:06,920 --> 00:46:08,220
‫چی شده گاتام؟ همه چیز روبه‌راهه؟

606
00:46:18,080 --> 00:46:18,740
‫قربان، کجایید؟

607
00:46:19,090 --> 00:46:20,290
‫ده کیلومتری مرزم.

608
00:46:21,130 --> 00:46:23,460
‫قایق رو آماده کن. به زودی می‌رسم.

609
00:46:23,610 --> 00:46:25,910
‫قربان، مراقب باشید. این منطقه پر از شورشیه.

610
00:46:26,410 --> 00:46:27,090
‫بسیار خب، مفهومه!

611
00:46:30,030 --> 00:46:30,880
‫دیگه تقریباً رسیدیم.
‫

612
00:46:31,150 --> 00:46:33,260
‫- در یک چشم به هم زدن می‌رسیم. - باشه پدر.
‫

613
00:46:33,970 --> 00:46:34,850
‫- صبر کن! - پدر!
‫

614
00:46:36,280 --> 00:46:37,660
‫پدر، چی شده؟
‫

615
00:46:41,600 --> 00:46:42,430
‫پدر، چی شده؟

616
00:46:42,450 --> 00:46:45,180
‫اون پسرم رو کشت.

617
00:46:45,280 --> 00:46:47,010
‫اون یه پسر رو کشت.

618
00:46:47,060 --> 00:46:47,870
‫بگیریدش!

619
00:46:48,020 --> 00:46:49,710
‫توی ماشین بمون.

620
00:46:51,860 --> 00:46:52,490
‫پدر...

621
00:46:59,600 --> 00:47:00,230
‫توی ماشین بمون.

622
00:47:00,490 --> 00:47:01,390
‫بمون داخل.

623
00:47:05,460 --> 00:47:06,920
‫منو ببخش! خواهش می‌کنم تمومش کن! (بس کن)

624
00:47:07,110 --> 00:47:08,110
‫- دست از سر پدرم بردار. - خواهش می‌کنم منو ببخش.

625
00:47:08,220 --> 00:47:09,390
‫- منو ببخش! - پدر!

626
00:47:09,750 --> 00:47:11,460
‫- قصدی نداشتم. - پدر، بیا بریم!

627
00:47:11,490 --> 00:47:12,640
‫- دست از سر پدرم بردار. - ندیدم داره میاد.

628
00:47:12,710 --> 00:47:13,830
‫دست از سر پدرم بردار.

629
00:47:30,210 --> 00:47:33,930
‫رئیس، یه کاری بکن. اونا پسرت رو کشتن.

630
00:47:34,160 --> 00:47:36,070
‫پسرم...

631
00:47:36,350 --> 00:47:38,760
‫خواهش می‌کنم، یکی کمکم کنه.

632
00:47:39,960 --> 00:47:43,140
‫خواهش می‌کنم، پسرم رو نجات بدید.

633
00:47:46,260 --> 00:47:48,060
‫بابا، سوار ماشین شو.

634
00:47:48,080 --> 00:47:50,010
‫- بابا... بابا... - به من گوش بده، بچه‌هام رو رها کن.

635
00:47:50,060 --> 00:47:51,150
‫- برو کنار! - خواهش می‌کنم به حرفم گوش بده.

636
00:47:51,350 --> 00:47:53,040
‫به من گوش بده. بچه‌هام رو ول کن.

637
00:47:53,150 --> 00:47:54,540
‫خواهش می‌کنم به حرفم گوش بده!

638
00:47:54,850 --> 00:47:56,930
‫- ولشون کن! ولشون کن! - بابا!

639
00:47:56,960 --> 00:47:57,890
‫خواهش می‌کنم ولمون کن!

640
00:47:58,560 --> 00:47:59,980
‫ولم کن.

641
00:48:00,400 --> 00:48:03,160
‫- صبر کن، خواهش می‌کنم بچه‌ها رو ول کن. - بابا!

642
00:48:03,480 --> 00:48:04,920
‫- ولم کن. - ولش کن!

643
00:48:05,000 --> 00:48:07,050
‫- ولم کن. - ولش کن!

644
00:48:07,600 --> 00:48:09,100
‫- ولم کن. - ولش کن!

645
00:48:09,210 --> 00:48:10,350
‫بابا، خواهش می‌کنم نجاتمون بده!

646
00:48:10,400 --> 00:48:11,460
‫- برادر! - پدر!

647
00:48:11,620 --> 00:48:12,660
‫ولم کن!

648
00:48:24,830 --> 00:48:25,660
‫اشتباه کردی.

649
00:48:26,760 --> 00:48:27,660
‫خواهش می‌کنم ولشون کن.

650
00:48:28,820 --> 00:48:30,600
‫حالا دیگه پسرت، پسرِ منه.

651
00:48:31,410 --> 00:48:34,370
‫بهتره که بری، وگرنه هر دوشون رو می‌کشم.

652
00:48:45,710 --> 00:48:46,670
‫متأسفم گوتام.

653
00:48:48,440 --> 00:48:49,110
‫پدر!

654
00:48:50,060 --> 00:48:51,020
‫پدر!

655
00:48:51,860 --> 00:48:53,560
‫پدر، خواهش می‌کنم تنهامون نذار.

656
00:48:54,580 --> 00:48:56,520
‫پدر، خواهش می‌کنم تنهامون نذار.

657
00:48:56,750 --> 00:48:57,360
‫پدر!

658
00:48:57,530 --> 00:48:59,020
‫پدر، خواهش می‌کنم تنهامون نذار.

659
00:48:59,550 --> 00:49:01,720
‫پدر! پدر، خواهش می‌کنم تنهامون نذار.

660
00:49:01,830 --> 00:49:04,390
‫پدر، خواهش می‌کنم برگرد.

661
00:49:04,670 --> 00:49:06,300
‫خواهش می‌کنم بابا. بابا!

662
00:49:06,690 --> 00:49:08,180
‫بابا، خواهش می‌کنم تنهامون نذار.

663
00:49:08,680 --> 00:49:09,500
‫بابا!

664
00:49:17,410 --> 00:49:18,680
‫وایسا، ولم کن!

665
00:49:19,150 --> 00:49:20,550
‫- آدیتی! - داداش!

666
00:49:33,310 --> 00:49:35,850
‫داداش، من گشنمه.

667
00:49:42,680 --> 00:49:43,680
‫همون‌جا بشین.

668
00:49:47,920 --> 00:49:52,100
‫آدیتی، تا برگردم همین‌جا بمون.

669
00:49:52,200 --> 00:49:53,660
‫- باشه. - هیچ‌جا نرو.

670
00:49:58,110 --> 00:49:59,880
‫- عمو، من گشنمه. - چی می‌خوای؟

671
00:49:59,940 --> 00:50:02,760
‫- سیب می‌خوام. - برو! زود از اینجا دور شو!

672
00:50:06,790 --> 00:50:07,770
‫هی، دستتو بکش!

673
00:50:09,030 --> 00:50:11,380
‫عمو، خواهرم گشنه‌ست.

674
00:50:11,800 --> 00:50:13,340
‫خواهش می‌کنم یه دونه سیب بهم بده.

675
00:50:13,390 --> 00:50:14,260
‫پول داری؟

676
00:50:14,460 --> 00:50:15,950
‫نه، مگه نه؟ گمشو!

677
00:50:27,020 --> 00:50:29,880
‫صبر کن! صبر کن! صبر کن! ازم دزدی کرد، بگیریدش!

678
00:50:29,940 --> 00:50:30,640
‫داداش!

679
00:50:30,710 --> 00:50:32,120
‫- دزد لعنتی! - داداش!

680
00:50:32,180 --> 00:50:34,210
‫- هی، بگیریدش! - وایسا!

681
00:50:35,610 --> 00:50:36,360
‫داداش!

682
00:50:53,040 --> 00:50:53,630
‫آدیتی!

683
00:50:57,790 --> 00:50:58,440
‫آدیتی!

684
00:51:02,950 --> 00:51:03,610
‫هی!

685
00:51:04,560 --> 00:51:06,630
‫- چطور جرأت کردی از من دزدی کنی؟ - بزنیدش!

686
00:51:07,040 --> 00:51:09,910
‫- بزنیدش! - آدیتی!

687
00:51:19,270 --> 00:51:20,070
‫بهم بگو.

688
00:51:20,240 --> 00:51:23,030
‫گوتام، این یه مأموریت مخفیه.

689
00:51:23,600 --> 00:51:25,590
‫تا وقتی بعد از اتمام مأموریت به هند برگردیم...

690
00:51:25,860 --> 00:51:27,780
‫حتی خانم ایندیرا هم نمی‌تونه باهامون تماس بگیره.

691
00:51:28,110 --> 00:51:29,120
‫من فرماندهی رو به عهده می‌گیرم.

692
00:51:29,720 --> 00:51:32,450
‫سلاح‌های لازم رو برات جور می‌کنم و ترتیب کارها رو می‌دم.

693
00:51:33,270 --> 00:51:37,240
‫با این حال، وظیفه‌ی من خارج از میدانه.

694
00:51:38,740 --> 00:51:40,860
‫درک می‌کنم که این ماموریت رو بدون هیچ چشم‌داشت شخصی قبول کردی.

695
00:51:41,100 --> 00:51:42,670
‫اما خانم «ایندیرا» بهت اعتماد داره.

696
00:51:43,080 --> 00:51:46,420
‫تا پنج ساعت دیگه، یه هواپیمای اختصاصی منتظره تا ما رو به روسیه ببره.

697
00:51:46,760 --> 00:51:48,150
‫با تیمت برو به فرودگاه.

698
00:51:58,490 --> 00:52:00,220
‫«روسیه - مسکو»

699
00:52:20,630 --> 00:52:22,700
‫مردی که قراره باهاش ملاقات کنیم «راگو» هستش.

700
00:52:23,320 --> 00:52:25,030
‫اون به عنوان دانشجو وارد روسیه شد.

701
00:52:25,110 --> 00:52:27,850
‫کار اصلیش جمع‌آوری اطلاعات برای سازمان اطلاعاتی «را» هستش.

702
00:52:28,170 --> 00:52:29,750
‫رابط‌های خوبی داره.

703
00:52:35,040 --> 00:52:35,860
‫چه خبر رفقا؟

704
00:52:36,160 --> 00:52:37,250
‫اوضاع چطور پیش می‌ره «بونو»؟

705
00:52:37,500 --> 00:52:38,930
‫هی، بشین.

706
00:52:38,980 --> 00:52:40,490
‫رئیس، پرسیدی حالم چطوره؟

707
00:52:40,830 --> 00:52:42,100
‫می‌تونستی محترمانه بپرسی.

708
00:52:42,890 --> 00:52:44,500
‫اما در عوض می‌پرسی: «اوضاع چطور پیش می‌ره؟»

709
00:52:46,140 --> 00:52:47,260
‫برو سر اصل مطلب!

710
00:52:49,770 --> 00:52:51,050
‫طبق پروتکل‌های تحویل...

711
00:52:51,410 --> 00:52:54,200
‫یه تیم از هند اینجاست که هدف اصلی‌شون حذف کردن مستر ایکس‌ـه.

712
00:52:55,150 --> 00:52:57,330
‫رفیقم راکی داره بهشون کمک می‌کنه.

713
00:52:58,220 --> 00:52:59,510
‫اونا توی هتل پرزیدنت هستن.

714
00:53:00,020 --> 00:53:01,130
‫اتاق ۱۱۵.

715
00:53:01,690 --> 00:53:03,590
‫گوش کن، بدون اینکه ردی از خودت بذاری، کلکشون رو بکن!

716
00:53:04,000 --> 00:53:05,080
‫نباید چیزی باقی بمونه که پای من رو وسط بکشه.

717
00:53:05,300 --> 00:53:06,220
‫بله!

718
00:53:07,030 --> 00:53:10,530
‫سه کیلومتر جلوتر، یه هتل ارزان‌قیمت به اسم هتل پرزیدنت پیدا می‌کنی.

719
00:53:10,940 --> 00:53:12,460
‫اتاق شماره ۱۱۵.

720
00:53:13,040 --> 00:53:14,370
‫تنها چیزی که اونا می‌خوان...

721
00:53:15,250 --> 00:53:16,050
‫غذاهای هندی.

722
00:53:16,630 --> 00:53:18,220
‫از این برای به دام انداختنشون استفاده می‌کنیم.

723
00:53:18,780 --> 00:53:19,920
‫دوز بالایی از داروی بیهوشی.

724
00:53:20,130 --> 00:53:23,050
‫یه ذره‌اش کافیه تا طرف رو توی ۳۰ ثانیه از پا دربیاره.

725
00:53:23,180 --> 00:53:26,540
‫و تا ۱۲ ساعت هم به‌هوش نمیان، حتی اگه بهشون شوک الکتریکی بدن.

726
00:53:29,940 --> 00:53:32,210
‫سفارشتون، غذای هندی.

727
00:53:47,470 --> 00:53:48,760
‫نوش جان.

728
00:54:08,180 --> 00:54:09,260
‫بریم سراغ اصل مطلب.

729
00:54:09,820 --> 00:54:11,290
‫«مستر ایکس» رو کجا نگه داشتن؟

730
00:54:11,640 --> 00:54:16,290
‫اون رو همراه با دستگاه، بیرون از مسکو توی یه کشتی‌سازی متروکه نگه داشتن.

731
00:54:17,260 --> 00:54:20,500
‫اما «گوتام»، حداقل ۴۰ نفر اونجا نگهبانی میدن.

732
00:54:24,870 --> 00:54:25,250
‫نه!

733
00:54:25,370 --> 00:54:27,580
‫توی اون کشتی‌سازی، حتی دو دقیقه هم دووم نمیاریم.

734
00:54:29,230 --> 00:54:31,820
‫اگه اشتباه نکنم، فردا صبح منتقلش می‌کنن به پاکستان.

735
00:54:32,570 --> 00:54:32,980
‫آره!

736
00:54:33,000 --> 00:54:35,300
‫پس قراره از کشتی‌سازی خارجش کنن.

737
00:54:35,430 --> 00:54:38,500
‫تنها شانس ما زمانیه که اصلاً انتظارمون رو ندارن.

738
00:54:39,550 --> 00:54:40,660
‫توی راه فرودگاه.

739
00:54:47,540 --> 00:54:49,440
‫در ضمن، تعداد محافظ‌های داخل ماشین‌ها هم کمتره.

740
00:54:59,650 --> 00:55:03,620
‫شیبا، دوربین‌های مداربسته رو هک کن و حواست باشه ببین پلیس نیروی کمکی می‌فرسته یا نه.

741
00:55:03,720 --> 00:55:06,570
‫لیست اسلحه‌هایی که لازم داری رو بهم بده، من هماهنگی‌ها رو انجام می‌دم.

742
00:55:07,170 --> 00:55:09,090
‫با استفاده از کیف دیپلماتیک هند،

743
00:55:09,330 --> 00:55:12,470
‫ترتیبی می‌دم که مستر ایکس و محموله‌ی هسته‌ای

744
00:55:12,530 --> 00:55:14,850
‫بدون هیچ بازرسی امنیتی وارد هواپیما بشن.

745
00:55:15,040 --> 00:55:17,050
‫رابط‌های محلی بهمون کمک می‌کنن.

746
00:55:17,450 --> 00:55:20,140
‫فقط کافیه ماموریت رو تموم کنید و خودتون رو به فرودگاه برسونید.

747
00:55:20,350 --> 00:55:20,890
‫بسیار خب.

748
00:55:28,410 --> 00:55:29,340
‫یه چیز دیگه...

749
00:55:29,560 --> 00:55:32,370
‫کسی که فردا قراره نجاتش بدیم، پدرمه.

750
00:55:32,540 --> 00:55:33,840
‫آقای پارامشوار پراتاپ.

751
00:55:34,280 --> 00:55:38,140
‫اگه جلوی چشمم ظاهر می‌شد، خودم با دستای خودم می‌کشتمش.

752
00:55:39,470 --> 00:55:40,710
‫از اون مرتیکه متنفرم!

753
00:55:52,480 --> 00:55:54,340
‫بچه‌ها، الان به تصاویر دوربین‌ها دسترسی دارم.

754
00:55:55,060 --> 00:55:55,980
‫داریم ردشون رو می‌زنیم.

755
00:56:00,500 --> 00:56:01,930
‫گاتام، دارن می‌رسن.

756
00:56:02,170 --> 00:56:03,500
‫وقت عملیاته!

757
00:56:49,600 --> 00:56:51,380
‫جت اختصاصی‌تون آماده‌ی پروازه.

758
00:56:51,740 --> 00:56:52,860
‫۳۰ دقیقه وقت دارید.

759
00:56:54,200 --> 00:56:54,710
‫بسیار خب.

760
00:56:58,440 --> 00:57:00,650
‫گاتام، درخواست نیروی کمکی دادن.

761
00:57:13,810 --> 00:57:16,040
‫وقت زیادی نداریم. پلیس داره نزدیک می‌شه.

762
00:57:22,070 --> 00:57:23,180
‫چک کن ببین دستگاه اینجاست یا نه.

763
00:57:25,450 --> 00:57:26,530
‫راگو! راگو!

764
00:57:27,900 --> 00:57:29,510
‫گاتام، پلیس خیلی نزدیکه. دیگه وقتی برامون نمونده.

765
00:57:29,530 --> 00:57:30,530
‫- راگو! راگو! - گاتام، صدام رو می‌شنوی؟

766
00:57:30,840 --> 00:57:32,620
‫از اونجا بیاین بیرون!

767
00:57:32,850 --> 00:57:33,660
‫راگو! صبر کن، راگو، راگو!

768
00:57:43,750 --> 00:57:44,770
‫متاسفم گاتام.

769
00:57:45,120 --> 00:57:46,570
‫خواهش می‌کنم ترکمون نکن بابا.

770
00:57:47,040 --> 00:57:47,900
‫بابا!

771
00:58:02,770 --> 00:58:03,520
‫صبر کن، تو کی هستی؟

772
00:58:04,240 --> 00:58:05,240
‫صبر کن، اون کیه؟

773
00:58:08,340 --> 00:58:09,280
‫صبر کن، سرتو بدزد!

774
00:58:10,240 --> 00:58:10,780
‫برید داخل.

775
00:58:11,050 --> 00:58:12,200
‫گاتام، این دختر کیه؟

776
00:58:12,290 --> 00:58:13,450
‫یالا! یالا! ماشینو روشن کن.

777
00:58:57,040 --> 00:58:58,890
‫- قربان، از کدوم طرف؟ - دروازه شماره دو.

778
00:59:07,610 --> 00:59:09,680
‫گاتام، این دختر کیه؟

779
00:59:10,190 --> 00:59:11,620
‫- نمی‌دونم. - نمی‌دونی؟

780
00:59:12,800 --> 00:59:15,410
‫به جای پارامشوار پراتاپ، این دختره توی ماشین بود.

781
00:59:15,650 --> 00:59:17,510
‫نمی‌تونستیم اونجا رهاش کنیم. واسه همین نجاتش دادم.

782
00:59:17,730 --> 00:59:19,400
‫تو قهرمان فیلم‌های سینمایی نیستی که بخوای زن‌های درمونده رو نجات بدی.

783
00:59:19,950 --> 00:59:21,660
‫ما اجازه نداریم پروتکل‌های ماموریت رو زیر پا بذاریم.

784
00:59:22,090 --> 00:59:25,180
‫علاوه بر این، اگه یه دختر ناشناس رو با خودمون به هند ببریم، به دردسر می‌افتیم.

785
00:59:25,600 --> 00:59:26,600
‫نمی‌تونم اجازه چنین کاری رو بدم.

786
00:59:26,850 --> 00:59:29,610
‫من با خانم ایندیرا صحبت می‌کنم.

787
00:59:30,180 --> 00:59:32,070
‫نمی‌تونیم اون دختر رو به حال خودش رها کنیم. زود باشین، بریم.

788
00:59:38,500 --> 00:59:40,870
‫خلیج بنگال

789
00:59:43,430 --> 00:59:44,180
‫کامینی!

790
00:59:45,320 --> 00:59:46,400
‫آماران، اونا اینجان.

791
00:59:47,500 --> 00:59:48,930
‫یه قایق داره میاد سمتتون.

792
00:59:49,090 --> 00:59:49,560
‫بله!

793
00:59:50,070 --> 00:59:51,270
‫- سوار شید. - باشه.

794
00:59:59,980 --> 01:00:01,280
‫سلام، جکسون!

795
01:00:01,310 --> 01:00:02,050
‫سلام، آماران!

796
01:00:02,080 --> 01:00:03,180
‫- چطوری؟ - چطوری رفیق؟

797
01:00:03,200 --> 01:00:04,330
‫به هند خوش اومدی!

798
01:00:11,930 --> 01:00:14,460
‫اگه کسی پرسید، تو یه ماساژور از مانیپور هستی.

799
01:00:23,730 --> 01:00:24,340
‫تو کی هستی؟

800
01:00:25,250 --> 01:00:26,120
‫هندی هستی؟

801
01:00:27,060 --> 01:00:27,750
‫پاکستانی؟

802
01:00:29,280 --> 01:00:30,340
‫می‌تونیم تامیلی حرف بزنیم.

803
01:00:31,250 --> 01:00:32,410
‫عالیه، پس تامیلی هستی.

804
01:00:32,730 --> 01:00:34,350
‫ببینید، این دختر خودمونه.

805
01:00:35,300 --> 01:00:36,740
‫انگار دختر خودشه.

806
01:00:36,960 --> 01:00:38,980
‫پروتکل‌ها رو زیر پا گذاشتی و یه غریبه رو با خودت آوردی.

807
01:00:39,020 --> 01:00:39,950
‫احتمالاً داری احساساتی برخورد می‌کنی.

808
01:00:40,000 --> 01:00:42,290
‫چطوری روس‌ها دستگیرت کردن؟

809
01:00:44,010 --> 01:00:44,690
‫نمی‌دونم.

810
01:00:45,080 --> 01:00:48,840
‫نصفه‌شب، توی لندن منو دزدیدن.

811
01:00:49,680 --> 01:00:51,400
‫وقتی به هوش اومدم، مسکو بودم.

812
01:00:52,450 --> 01:00:53,100
‫نگران نباش!

813
01:00:53,490 --> 01:00:55,870
‫به محض اینکه برسیم هند، با رئیسم «ایندیرا» صحبت می‌کنم.

814
01:00:56,190 --> 01:00:57,460
‫به زودی برمی‌گردی لندن.

815
01:00:58,000 --> 01:00:58,600
‫ممنونم!

816
01:00:59,930 --> 01:01:01,560
‫هیچ ایده‌ای داری چرا دزدیدنت؟

817
01:01:04,570 --> 01:01:05,920
‫پدرم مامور سازمان اطلاعات «آر اند ای‌ دبلیو» هستش.

818
01:01:06,120 --> 01:01:06,940
‫مامور اطلاعات...

819
01:01:12,790 --> 01:01:13,310
‫اسمش؟

820
01:01:14,550 --> 01:01:15,960
‫آقای پارامِشوار پِراتاپ.

821
01:01:19,190 --> 01:01:20,440
‫پارامِش...

822
01:01:26,750 --> 01:01:27,420
‫تو...؟

823
01:01:28,030 --> 01:01:30,270
‫آدیتی! آدیتی سوریا پِراتاپ.

824
01:01:40,510 --> 01:01:41,380
‫آدیتی!

825
01:01:57,040 --> 01:01:59,900
‫من گاتام هستم. گاتام سوریا پِراتاپ.

826
01:02:07,110 --> 01:02:07,880
‫داداش...

827
01:02:29,870 --> 01:02:35,240
‫بسیاری از رهبران و مقامات جهان برای شرکت در اجلاس گروه ۲۰ وارد چنای شده‌اند.

828
01:02:35,280 --> 01:02:35,810
‫بر همین اساس،

829
01:02:35,850 --> 01:02:39,380
‫تدابیر امنیتی شدیدی در جاده قدیم ماهابالی‌پورام و جاده ساحلی شرقی چنای برقرار شده است.

830
01:02:39,400 --> 01:02:39,690
‫ماهابالی‌پورام

831
01:02:39,720 --> 01:02:40,350
‫در این اجلاس...

832
01:02:40,380 --> 01:02:44,470
‫رهبران جهان به‌طور مشترک معاهده‌ای را برای اشتراک‌گذاری انرژی هسته‌ای امضا خواهند کرد.

833
01:02:44,800 --> 01:02:46,920
‫برای میزبانی و آغاز این اجلاس...

834
01:02:46,960 --> 01:02:50,400
‫نخست‌وزیر هند در آستانه ورود به ماهابالی‌پورام است.

835
01:02:58,470 --> 01:03:02,660
‫قربان، اونا به تیمی که شما تایید کرده بودید دارو خوروندن و بیهوششون کردن.

836
01:03:02,960 --> 01:03:04,720
‫و اون یه ماموریت غیرمجاز رو انجام داد.

837
01:03:05,220 --> 01:03:07,850
‫اون دلیل شکست ماموریت ما در روسیه است.

838
01:03:12,290 --> 01:03:16,040
‫بله قربان. من یه ماموریت غیرمجاز انجام دادم.

839
01:03:16,840 --> 01:03:18,290
‫اما، با کمال احترام...

840
01:03:19,870 --> 01:03:23,850
‫من با تصمیم حذف «مستر ایکس» موافق نبودم.

841
01:03:26,010 --> 01:03:30,120
‫قربان، من برای نجات جون یه مامور زبده، از دستوراتتون سرپیچی کردم.

842
01:03:30,940 --> 01:03:32,920
‫آقای ایکس یکی از بهترین مشتری‌های ماست.

843
01:03:33,410 --> 01:03:36,000
‫سربه نیست کردنش کار خیلی راحتیه.

844
01:03:36,300 --> 01:03:37,290
‫اما اگه این کار رو بکنیم،

845
01:03:37,600 --> 01:03:39,910
‫دیگه نمی‌تونیم دستگاه هسته‌ای رو پس بگیریم.

846
01:03:40,600 --> 01:03:41,650
‫سلاح هسته‌ای؟

847
01:03:42,880 --> 01:03:43,780
‫قربان، اون در واقع یه سلاح نیست.

848
01:03:44,250 --> 01:03:47,880
‫در حال حاضر، فقط دستگاهیه که هفت تا کپسول پلوتونیوم توش قرار داره.

849
01:03:48,580 --> 01:03:52,110
‫اما اگه این کپسول‌ها به دست دشمنامون بیفته...

850
01:03:52,480 --> 01:03:55,360
‫می‌تونن اون رو به یه سلاح هسته‌ای تبدیل کنن که کشورمون رو نابود می‌کنه.

851
01:03:55,640 --> 01:03:57,820
‫بسیار خب... تیمت کجاست؟

852
01:03:58,330 --> 01:03:59,680
‫ماموریتت موفقیت‌آمیز بود؟

853
01:04:00,230 --> 01:04:00,720
‫بله قربان.

854
01:04:01,610 --> 01:04:03,420
‫همین حالا دارن از روسیه برمی‌گردن.

855
01:04:03,780 --> 01:04:05,940
‫تا چند لحظه دیگه، توی «هوسور» فرود میان.

856
01:04:06,120 --> 01:04:07,120
‫مستر ایکس با اون‌هاست.

857
01:04:07,390 --> 01:04:08,450
‫به محض اینکه برسن اینجا...

858
01:04:08,760 --> 01:04:10,750
‫می‌تونم ثابت کنم که دارم حقیقت رو می‌گم.

859
01:04:10,840 --> 01:04:11,330
‫نه قربان!

860
01:04:12,590 --> 01:04:13,400
‫اون داره دروغ می‌گه!

861
01:04:14,200 --> 01:04:14,920
‫اون داره دروغ می‌گه!

862
01:04:16,020 --> 01:04:19,260
‫اون‌ها جسد مستر ایکس رو از یه معدن توی روسیه پیدا کردن.

863
01:04:20,390 --> 01:04:21,500
‫- آشوک! - بله قربان!

864
01:04:28,500 --> 01:04:31,230
‫ترتیبات لازم رو برای برگردوندن جسدش به هند انجام دادیم.

865
01:04:32,000 --> 01:04:34,510
‫قربان، تیم اون بود که به عنوان مامورهای خودسر عمل کردن...

866
01:04:34,540 --> 01:04:36,620
‫و یه دستگاه هسته‌ای رو وارد کشور کردن.

867
01:04:37,230 --> 01:04:41,200
‫و دارن اون رو دقیقاً در طول اجلاس جی۲۰ به تامیل نادو می‌آرن.

868
01:04:41,220 --> 01:04:43,100
‫احتمال وقوع یه حمله وجود داره.

869
01:04:43,260 --> 01:04:45,470
‫برای بازجویی از اون به اجازه‌تون نیاز دارم.

870
01:04:49,830 --> 01:04:51,940
‫بسیار خب ایندیرا، باید از سمتت کناره‌گیری کنی.

871
01:04:52,120 --> 01:04:54,060
‫تو رو تحت بازجویی قرار می‌دم.

872
01:04:54,400 --> 01:04:55,710
‫- آقای مورتی! - قربان!

873
01:04:55,740 --> 01:04:57,860
‫به محض اینکه تیمش در هوسور فرود اومدن، بازداشتشون کنید.

874
01:04:58,400 --> 01:05:00,860
‫و مطمئن شو که دستگاه هسته‌ای رو ایمن کردی.

875
01:05:01,420 --> 01:05:01,810
‫بله قربان!

876
01:05:01,840 --> 01:05:04,930
‫تا وقتی که اجلاس جی۲۰ تموم نشده، هیچ‌کس نباید از این موضوع باخبر بشه.

877
01:05:05,380 --> 01:05:05,890
‫حتماً قربان!

878
01:05:06,450 --> 01:05:07,260
‫حالا هر دوتون می‌تونید برید!

879
01:05:11,240 --> 01:05:19,170
‫فرودگاه اختصاصی هوسور  واقع در حومه بلاگونداپالی در ۱۰ کیلومتری جنوب غربی شهر هوسور در ایالت تامیل نادو، هند

880
01:05:33,560 --> 01:05:34,560
‫اونا آدم‌های خانم ایندیرا هستن.

881
01:05:35,280 --> 01:05:36,030
‫من باهاشون صحبت می‌کنم.

882
01:05:40,190 --> 01:05:42,890
‫سلام قربان، من پونوسامی هستم، مامور سازمان اطلاعات «را» (RAW).

883
01:05:42,940 --> 01:05:44,890
‫شماره پرسنلی ۲۱۰۵، بخش چنای.

884
01:05:51,840 --> 01:05:53,450
‫چنای، همزمان

885
01:05:58,830 --> 01:06:00,260
‫قربان، اونا رسیدن.

886
01:06:00,710 --> 01:06:02,520
‫بازداشتشون کنید و دستگاه رو به یه جای امن انتقال بدید.

887
01:06:03,010 --> 01:06:03,610
‫اطاعت، قربان.

888
01:06:04,430 --> 01:06:05,410
‫همه‌تون بازداشتید!

889
01:06:05,570 --> 01:06:05,920
‫وایسا!

890
01:06:07,280 --> 01:06:07,840
‫صبر کنید، دارید چیکار می‌کنید؟

891
01:06:07,930 --> 01:06:09,570
‫قربان، موضوع چیه؟ لطفاً کارت شناسایی رو چک کنید.

892
01:06:09,640 --> 01:06:10,680
‫قربان، چه اتفاقی داره می‌افته؟

893
01:06:10,780 --> 01:06:12,190
‫وایسا گاتام! از اسلحه استفاده نکن!

894
01:06:12,660 --> 01:06:13,390
‫من باهاش حرف می‌زنم.

895
01:06:13,570 --> 01:06:15,260
‫قربان، لطفاً کارت شناسایی من رو چک کنید.

896
01:06:18,370 --> 01:06:20,160
‫قربان، یه سوءتفاهمی پیش اومده.

897
01:06:22,600 --> 01:06:23,770
‫بله!

898
01:06:33,060 --> 01:06:34,320
‫- هی، سرتو بدزد! - بخوابید رو زمین! بخوابید رو زمین!

899
01:06:34,340 --> 01:06:35,570
‫بخوابید رو زمین! بخوابید رو زمین!

900
01:06:36,360 --> 01:06:37,240
‫گاتام، مراقب باش!

901
01:06:37,500 --> 01:06:38,950
‫- گوتام! - هی بچه‌ها، با هم بمونید.

902
01:06:39,100 --> 01:06:40,100
‫با هم بمونید!

903
01:06:40,360 --> 01:06:42,360
‫آدیتی! نه، آدیتی!

904
01:06:46,580 --> 01:06:48,180
‫قربان، قربان، به همه‌مون حمله شده.

905
01:06:48,480 --> 01:06:48,880
‫چی؟

906
01:06:49,510 --> 01:06:51,120
‫قربان، ایندیرا نیرو فرستاده.

907
01:06:51,220 --> 01:06:52,000
‫دارن بهمون شلیک می‌کنن!

908
01:07:01,790 --> 01:07:03,720
‫ایندیرا، داری چه غلطی می‌کنی؟

909
01:07:03,950 --> 01:07:04,780
‫ماشین رو نگه دار!

910
01:07:37,350 --> 01:07:37,830
‫بیا بیرون!

911
01:07:41,490 --> 01:07:42,830
‫با من بازی نکن.

912
01:07:43,910 --> 01:07:45,070
‫باند فرودگاه رو ببندید!

913
01:07:45,430 --> 01:07:46,630
‫اونا مسلح و خطرناکن.

914
01:07:46,920 --> 01:07:47,810
‫درخواست نیروی کمکی کنید.

915
01:07:47,980 --> 01:07:49,700
‫اون ارتش لعنتی رو بفرستید. برام مهم نیست!

916
01:07:53,340 --> 01:07:54,570
‫حال همگی چطوره؟

917
01:07:55,220 --> 01:07:56,310
‫امیدوارم کسی آسیب ندیده باشه.

918
01:07:56,890 --> 01:07:58,650
‫بهشون سپرده بودم که بهتون صدمه نزنن.

919
01:07:58,900 --> 01:08:02,250
‫فکر می‌کنم تجدید دیدار خواهر و برادر باید خیلی احساسی بوده باشه.

920
01:08:02,580 --> 01:08:03,210
‫تو کی هستی؟

921
01:08:05,110 --> 01:08:06,060
‫اسم من آمارانه.

922
01:08:07,280 --> 01:08:08,210
‫تو گاتامی، مگه نه؟

923
01:08:09,510 --> 01:08:13,440
‫ایندیرا اول من رو فرستاد تا پدرت رو توی مسکو نجات بدم.

924
01:08:14,100 --> 01:08:16,200
‫از اونجایی که نقشه‌های دیگه‌ای تو سرم بود...

925
01:08:16,480 --> 01:08:17,900
‫مجبور شدم از شر پدرت خلاص شم...

926
01:08:18,590 --> 01:08:20,160
‫و در عوض دستگاه رو بدزدم.

927
01:08:20,880 --> 01:08:24,970
‫اما وارد کردن یه دستگاه هسته‌ای به هند کار راحتی نیست.

928
01:08:25,200 --> 01:08:29,960
‫واسه همین از طریق کانال‌های دیپلماتیک، از تو برای وارد کردن دستگاه استفاده کردم.

929
01:08:30,260 --> 01:08:31,560
‫لطفاً دستگاه رو بذارید و برید.

930
01:08:32,700 --> 01:08:33,900
‫اونوقت همه‌تون آزادید که برید.

931
01:08:35,830 --> 01:08:37,810
‫خواهش می‌کنم به حرفم گوش بده.

932
01:08:38,370 --> 01:08:38,980
‫بذار بره!

933
01:08:41,950 --> 01:08:43,930
‫من با دقت برنامه‌ریزی کردم...

934
01:08:45,030 --> 01:08:47,480
‫و ازت استفاده کردم تا اون رو به هند بیاری.

935
01:08:47,880 --> 01:08:49,220
‫فکر کردی بدون هیچ دلیلی این کار رو کردم؟

936
01:08:51,940 --> 01:08:52,510
‫برادر...

937
01:08:55,950 --> 01:08:57,400
‫چیزی می‌دونی، گوتام؟

938
01:08:57,910 --> 01:08:59,450
‫اتفاقاتی که بعد از این می‌افته...

939
01:09:00,150 --> 01:09:01,820
‫تو شخصیت منفیِ اون‌ها خواهی بود.

940
01:09:07,190 --> 01:09:09,400
‫بازیت تمومه!

941
01:09:09,580 --> 01:09:12,230
‫کارت تمومه! ای هرزه‌ی لعنتی!

942
01:09:15,590 --> 01:09:17,610
‫مورتی، تو داری وراجی می‌کنی و نمی‌دونی چه اتفاقی داره می‌افته.

943
01:09:28,290 --> 01:09:29,410
‫صبر کن! حواست باشه، لعنت بهت!

944
01:09:31,020 --> 01:09:31,540
‫جاسلین!

945
01:09:33,650 --> 01:09:34,710
‫شلیک نکن! شلیک نکن!

946
01:09:34,890 --> 01:09:35,890
‫زنده می‌خوامشون!

947
01:09:45,820 --> 01:09:47,510
‫تو فقط به اون دستگاه هسته‌ای نیاز داری.

948
01:09:48,010 --> 01:09:48,840
‫اون رو برای چی می‌خوای؟

949
01:09:49,400 --> 01:09:51,900
‫فعلاً می‌تونی دستگاه رو برداری.

950
01:09:54,240 --> 01:09:55,780
‫هی! همون‌جا بمون!

951
01:09:56,800 --> 01:09:57,910
‫داداش، داری چیکار می‌کنی؟

952
01:09:58,140 --> 01:10:01,160
‫اگه فکر کردی قراره ملاحظه‌ی نسبت خانوادگی‌مون رو بکنم...

953
01:10:01,430 --> 01:10:02,940
‫جرئت داری یه قدم دیگه بیا جلو.

954
01:10:03,470 --> 01:10:04,410
‫داداش، خواهش می‌کنم، این کارو نکن!

955
01:10:05,090 --> 01:10:06,130
‫نکن این کارو.

956
01:10:06,450 --> 01:10:07,870
‫داری چیکار می‌کنی؟ خواهش می‌کنم نکن.

957
01:10:09,920 --> 01:10:11,680
‫تو یه احمقِ بیش از حد احساساتی هستی.

958
01:10:15,050 --> 01:10:15,970
‫هی! هی!

959
01:10:17,000 --> 01:10:18,140
‫هی، چه غلطی داری می‌کنی؟

960
01:10:18,250 --> 01:10:19,350
‫چرا بهش شلیک کردی؟

961
01:10:22,740 --> 01:10:23,880
‫آماران، بیا بریم!

962
01:10:24,260 --> 01:10:25,260
‫آماران، بیا بریم!

963
01:10:26,180 --> 01:10:29,130
‫آماران، نیروی کمکی تو راهه. دستگاه پیش ماست.

964
01:10:29,640 --> 01:10:31,490
‫خواهش می‌کنم به حرفم گوش بده! بیا بریم!

965
01:10:31,970 --> 01:10:33,550
‫خانم، لطفاً اسلحه رو بذار زمین.

966
01:10:48,470 --> 01:10:50,040
‫دارم میام سراغت.

967
01:10:52,000 --> 01:10:53,020
‫ببینم چی تو چنته داری!

968
01:11:04,380 --> 01:11:05,840
‫مسدودش کنید! مسدودش کنید!

969
01:11:04,890 --> 01:11:09,500
‫کورینجاکولام، توتوکودی ۲۱۰ روستایی در نزدیکی سانکارانکویل در منطقه تنکاسی، نزدیک مرز توتوکودی و تیرونلولی

970
01:11:05,960 --> 01:11:07,420
‫مسدودش کنید! مسدودش کنید!

971
01:11:07,500 --> 01:11:08,990
‫نیروگاه هسته‌ای رو مسدود کنید.

972
01:11:09,070 --> 01:11:10,500
‫نیروگاه هسته‌ای رو مسدود کنید.

973
01:11:10,620 --> 01:11:12,000
‫مسدودش کنید! مسدودش کنید!

974
01:11:12,200 --> 01:11:13,630
‫مسدودش کنید! مسدودش کنید!

975
01:11:13,680 --> 01:11:15,120
‫نیروگاه هسته‌ای رو مسدود کنید.

976
01:11:15,380 --> 01:11:16,940
‫نیروگاه هسته‌ای رو تعطیل کنید.

977
01:11:17,050 --> 01:11:19,700
‫نیروگاه هسته‌ای رو تعطیل کنید.

978
01:11:19,780 --> 01:11:21,980
‫تعطیلش کنید! تعطیلش کنید!

979
01:11:22,000 --> 01:11:22,920
‫خواهش می‌کنم آروم باشید.

980
01:11:23,060 --> 01:11:24,210
‫همگی ساکت!

981
01:11:27,580 --> 01:11:32,850
‫ما نمی‌تونیم طبق خواسته شما، فوراً یه نیروگاه هسته‌ای رو تعطیل کنیم.

982
01:11:33,400 --> 01:11:35,050
‫این نیروگاه به افزایش تولید برق کمک می‌کنه...

983
01:11:35,190 --> 01:11:38,140
‫نه فقط در تامیل نادو، بلکه در ایالت‌های دیگه هم.

984
01:11:38,890 --> 01:11:39,910
‫فرصت‌های شغلی بیشتری ایجاد می‌شه.

985
01:11:40,160 --> 01:11:41,270
‫دیگه خبری از قطعی برق نخواهد بود.

986
01:11:41,660 --> 01:11:42,900
‫آلودگی کمتر می‌شه.

987
01:11:43,610 --> 01:11:46,190
‫چرا کسی باید مانع پیشرفت کشورش بشه؟

988
01:11:46,780 --> 01:11:50,640
‫قربان، این بزرگترین نیروگاه هسته‌ای هند هست.

989
01:11:50,820 --> 01:11:53,370
‫تا چند روز دیگه، این نیروگاه شروع به کار می‌کنه.

990
01:11:53,640 --> 01:11:57,270
‫دو سال گذشته که به صورت آزمایشی کار می‌کرد، خسارات سنگینی به بار آورده.

991
01:11:58,010 --> 01:11:58,820
‫من دیدگاه شما رو درک می‌کنم.

992
01:11:59,510 --> 01:12:02,700
‫مطمئن باشید که خواسته‌های شما رو به اطلاع رؤسام می‌رسونم.

993
01:12:02,880 --> 01:12:04,430
‫و نظرات خودم رو هم بهشون منتقل می‌کنم.

994
01:12:04,880 --> 01:12:06,270
‫تمام تلاشم رو خواهم کرد.

995
01:12:06,640 --> 01:12:09,310
‫اما محض رضای خدا، به اعتراضاتتون ادامه ندید.

996
01:12:09,450 --> 01:12:11,230
‫خیلی از مسئولین قبلاً وعده‌های توخالی دادن.

997
01:12:12,220 --> 01:12:13,490
‫اما هیچ‌چیزی تغییر نکرد.

998
01:12:14,110 --> 01:12:15,530
‫مردم همیشه دارن فریب می‌خورن.

999
01:12:16,780 --> 01:12:18,950
‫تا وقتی که نیروگاه رو تعطیل نکنید...

1000
01:12:19,180 --> 01:12:20,840
‫ما همین‌جا به اعتراضمون ادامه می‌دیم!

1001
01:12:21,540 --> 01:12:22,810
‫تعطیلش کنید! تعطیلش کنید!

1002
01:12:22,850 --> 01:12:24,050
‫تعطیلش کنید! تعطیلش کنید!

1003
01:12:24,070 --> 01:12:25,380
‫نیروگاه هسته‌ای رو تعطیل کنید!

1004
01:12:25,480 --> 01:12:27,050
‫- تعطیلش کنید! - ما به این اعتراضات رسیدگی می‌کنیم.

1005
01:12:27,780 --> 01:12:28,710
‫قربان، لطفاً تشریف ببرید داخل.

1006
01:12:29,140 --> 01:12:31,330
‫متوقفش کنید! متوقفش کنید!

1007
01:12:31,870 --> 01:12:33,740
‫نیروگاه هسته‌ای رو متوقف کنید! (تعطیلش کنید!)

1008
01:12:34,970 --> 01:12:37,180
‫- متوقفش کنید! متوقفش کنید! - متوقفش کنید! متوقفش کنید!

1009
01:12:37,580 --> 01:12:40,340
‫- نیروگاه هسته‌ای رو متوقف کنید! - نیروگاه هسته‌ای رو متوقف کنید!

1010
01:12:40,800 --> 01:12:43,060
‫متوقفش کنید! متوقفش کنید!

1011
01:12:43,380 --> 01:12:44,990
‫نیروگاه هسته‌ای رو متوقف کنید!

1012
01:12:45,010 --> 01:12:46,780
‫حمله!

1013
01:12:56,330 --> 01:12:59,410
‫آمارا!

1014
01:13:12,530 --> 01:13:14,970
‫مادر!

1015
01:13:23,470 --> 01:13:24,100
‫آماران!

1016
01:13:32,470 --> 01:13:33,050
‫کامینی...

1017
01:13:34,440 --> 01:13:37,240
‫برو و با سروان سانجی متیو در چنای ملاقات کن، طبق درخواست خودت.

1018
01:13:38,020 --> 01:13:38,760
‫قبل از اون...

1019
01:13:39,080 --> 01:13:41,130
‫باید یه دوست قدیمی رو غافلگیر کنم.

1020
01:13:41,570 --> 01:13:44,180
‫وقتشه که با هر دوتاشون ملاقات کنم.

1021
01:13:47,950 --> 01:13:51,890
‫کووالام، جاده ساحلی شرقی، چنای

1022
01:14:05,110 --> 01:14:08,290
‫کلینیک خصوصی در هوسور

1023
01:14:08,610 --> 01:14:11,330
‫گاتام، گلوله از بدن عبور کرده و خارج شده.

1024
01:14:11,700 --> 01:14:17,530
‫تیرانداز دقیقاً می‌دونسته چطور به نقاط حساس آسیب نزنه.

1025
01:14:19,180 --> 01:14:20,120
‫ممنونم دکتر.

1026
01:14:20,600 --> 01:14:22,520
‫نمی‌دونستم این وقتِ شب باید از کی کمک بخوام.

1027
01:14:22,870 --> 01:14:25,370
‫وقتی رسیدید چنای، حتماً برای ادامه درمان ببرش بیمارستان.

1028
01:14:25,640 --> 01:14:26,400
‫باشه دکتر.

1029
01:14:42,800 --> 01:14:44,280
‫خبرش پخش شده؟

1030
01:14:45,390 --> 01:14:46,900
‫به خاطر برگزاری نشست گروه ۲۰...

1031
01:14:47,820 --> 01:14:49,620
‫رهبران جهان وارد چنای شدن.

1032
01:14:50,550 --> 01:14:54,600
‫واسه همین تا ۴۸ ساعت آینده، هیچ خبری که باعث رعب و وحشت بشه منتشر نمی‌شه.

1033
01:14:55,130 --> 01:14:56,570
‫اما اونا در وضعیت آماده‌باش کامل هستن!

1034
01:14:57,230 --> 01:14:59,840
‫گاتام، با رابط‌هام توی چنای صحبت کردم.

1035
01:15:01,060 --> 01:15:04,290
‫حکم بازداشت دیپلماتیک خانم ایندیرا رو صادر کردن.

1036
01:15:04,950 --> 01:15:06,080
‫همه‌ی ما متهم شدیم...

1037
01:15:07,230 --> 01:15:10,550
‫طبق قانون افشای اسرار دولتی.

1038
01:15:10,700 --> 01:15:11,380
‫به جرم خیانت!

1039
01:15:11,560 --> 01:15:12,620
‫شوخی‌شون گرفته؟

1040
01:15:13,040 --> 01:15:14,770
‫ما کار اشتباهی نکردیم. چرا باید فرار کنیم و مخفی بشیم؟

1041
01:15:16,170 --> 01:15:17,500
‫موندن ما اینجا دیگه امن نیست.

1042
01:15:18,970 --> 01:15:21,740
‫ایشون رامیشه، رئیس پلیس منطقه.

1043
01:15:22,190 --> 01:15:23,190
‫هم‌دوره‌ای قدیمی منه.

1044
01:15:23,550 --> 01:15:24,780
‫باهاش تماس گرفتم تا کمکمون کنه.

1045
01:15:25,640 --> 01:15:27,840
‫تمام هماهنگی‌ها رو برای رفتنمون به چنای انجام داده.

1046
01:15:28,720 --> 01:15:30,350
‫برای امنیت اجلاس گروه ۲۰...

1047
01:15:30,630 --> 01:15:33,470
‫نیروهای ذخیره پلیس کارناتاکا دارن میرن چنای.

1048
01:15:34,010 --> 01:15:35,550
‫ما هم با اونا میریم.

1049
01:15:35,970 --> 01:15:39,090
‫چون کاروان پلیسه، توی ایست بازرسی به مشکل نمی‌خوریم.

1050
01:15:39,610 --> 01:15:41,700
‫باید تا وقتی وارد چنای میشیم، حسابی مراقب باشیم.

1051
01:15:48,660 --> 01:15:50,670
‫عمه‌جان! احوالتون چطوره؟

1052
01:15:51,370 --> 01:15:52,530
‫- شماها کی هستید؟ - عمو سومو خونه‌ست؟

1053
01:15:52,560 --> 01:15:53,800
‫- شماها کی هستید؟ - می‌تونم بیام داخل؟

1054
01:15:54,110 --> 01:15:54,860
‫- سومو! - شماها کی هستید؟

1055
01:15:55,360 --> 01:15:56,630
‫- سومو! - شماها دیگه کی هستید؟

1056
01:15:57,440 --> 01:15:58,960
‫- صدامو نمی‌شنوی؟ - سوموسوندارام!

1057
01:15:58,990 --> 01:16:00,400
‫- شماها دیگه کی هستید؟ - چه خبره؟

1058
01:16:01,160 --> 01:16:03,610
‫گوش کن، اینا کی‌ان؟ دارن به زور وارد می‌شن.

1059
01:16:04,290 --> 01:16:04,900
‫تو کی هستی؟

1060
01:16:06,700 --> 01:16:07,870
‫- لاکشمی، نگهبان‌ها رو صدا کن! - نگهبان‌ها!

1061
01:16:09,620 --> 01:16:11,980
‫نگهبان‌ها خیلی وقته که مُردن عزیزم.

1062
01:16:14,580 --> 01:16:16,170
‫سومو سوندارام.

1063
01:16:16,760 --> 01:16:17,340
‫چه غافلگیری بزرگی!

1064
01:16:18,630 --> 01:16:19,930
‫خیلی وقت گذشته.

1065
01:16:21,160 --> 01:16:23,920
‫فکر کنم ۱۵ سالی می‌شه!

1066
01:16:24,980 --> 01:16:27,300
‫قبلاً ندیدمت. تو کی هستی؟

1067
01:16:27,980 --> 01:16:30,810
‫می‌خوام یه لطفی در حقم بکنی.

1068
01:16:31,200 --> 01:16:33,180
‫صبر کن، تو دیگه کدوم جهنمی هستی؟

1069
01:16:33,390 --> 01:16:34,400
‫می‌دونی من کی‌ام؟

1070
01:16:36,000 --> 01:16:37,600
‫من می‌دونم، سومو.

1071
01:16:38,610 --> 01:16:39,970
‫من اینجام چون درباره‌ت می‌دونم.

1072
01:16:41,690 --> 01:16:42,410
‫کامینی.

1073
01:16:45,750 --> 01:16:46,800
‫خواهش می‌کنم نشونش بده.

1074
01:16:53,100 --> 01:16:54,780
‫بابا، ما خیلی می‌ترسیم!

1075
01:16:55,150 --> 01:16:56,980
‫این آدما کی‌ان؟

1076
01:16:57,390 --> 01:16:58,850
‫بابا، لطفاً بیا و نجاتمون بده.

1077
01:17:01,860 --> 01:17:03,200
‫خواهش می‌کنم به بچه‌هام آسیبی نزن.

1078
01:17:04,430 --> 01:17:05,610
‫خواهش می‌کنم بگو ازم چی می‌خوای.

1079
01:17:25,100 --> 01:17:26,790
‫سِرُم این مریض رو عوض کن.

1080
01:17:35,180 --> 01:17:35,860
‫گاتام!

1081
01:17:37,250 --> 01:17:38,550
‫این یه زخم گلوله‌ست، گاتام.

1082
01:17:47,440 --> 01:17:48,820
‫می‌خوای چیکار کنم؟

1083
01:17:48,980 --> 01:17:50,260
‫الان هیچ سوالی ازم نپرس.

1084
01:17:50,970 --> 01:17:52,250
‫همه چیز رو برات اعتراف می‌کنم.

1085
01:17:52,860 --> 01:17:54,060
‫لازم دارم بهم اعتماد کنی.

1086
01:17:54,390 --> 01:17:56,140
‫خواهش می‌کنم مداواش کن.

1087
01:18:10,450 --> 01:18:11,390
‫سلام سانجی!

1088
01:18:42,530 --> 01:18:43,830
‫با هم زندگی کنیم؟

1089
01:18:45,230 --> 01:18:47,230
‫شش ماه از آشنایی‌مون می‌گذره و تو می‌خوای با هم زندگی کنیم؟

1090
01:18:47,340 --> 01:18:48,850
‫تو از من چی می‌دونی سانجی؟

1091
01:18:49,220 --> 01:18:51,730
‫خب که چی؟ من می‌تونم تا ابد ازت محافظت کنم.

1092
01:18:51,870 --> 01:18:53,660
‫بهم بگو، میای با من زندگی کنی؟

1093
01:18:54,670 --> 01:18:56,640
‫موشک دوربردی که داری روش کار می‌کنی...

1094
01:18:57,150 --> 01:18:59,150
‫اون از من محافظت می‌کنه، سانجی؟

1095
01:19:07,030 --> 01:19:12,610
‫کمیته برنامه‌ریزی دفاعی، طرح موشک دوربرد با قابلیت هسته‌ای رو تصویب کرد...

1096
01:19:13,060 --> 01:19:14,680
‫مگه تو مجموعه‌ی تو نیست؟

1097
01:19:15,430 --> 01:19:17,850
‫چی؟ تو از کجا اینو می‌دونی؟

1098
01:19:19,290 --> 01:19:20,910
‫بیا، بیا دربارش حرف بزنیم!

1099
01:19:27,540 --> 01:19:28,120
‫تو کی هستی؟

1100
01:19:29,620 --> 01:19:31,280
‫مهم نیست من کی‌ام.

1101
01:19:32,540 --> 01:19:35,030
‫عکس‌های خصوصی‌مون،

1102
01:19:35,230 --> 01:19:37,490
‫پیام‌های واتس‌اپ و تماس‌های تصویری.

1103
01:19:37,620 --> 01:19:40,080
‫اسناد محرمانه نظامی که ازت گرفتم.

1104
01:19:40,150 --> 01:19:46,260
‫مقامات نظامی هند خیلی مشتاقن بدونن چطوری بهشون دسترسی پیدا کردم.

1105
01:19:46,390 --> 01:19:48,170
‫نظرت چیه؟ بهشون بگم؟

1106
01:19:52,240 --> 01:19:53,150
‫چی می‌خوای؟

1107
01:19:54,310 --> 01:19:54,860
‫خواهش می‌کنم...

1108
01:19:55,180 --> 01:19:58,230
‫خوبه، الان قراره با یه نفر ملاقات کنیم.

1109
01:19:58,460 --> 01:19:59,340
‫تا اون موقع...

1110
01:19:59,810 --> 01:20:01,660
‫گوشیت پیش من می‌مونه...

1111
01:20:02,300 --> 01:20:03,950
‫توی لابی منتظر می‌مونم. زود بیا.

1112
01:20:10,640 --> 01:20:14,910
‫کیرتانا، آماران از نقشه‌هامون باخبر بود.

1113
01:20:15,550 --> 01:20:18,090
‫واسه همین به هیچ‌کس نمی‌تونی اعتماد کنی.

1114
01:20:19,810 --> 01:20:24,420
‫آماران از وقتی که رفتیم روسیه و برگشتیم هوسور، همه‌چیز رو می‌دونه.

1115
01:20:26,220 --> 01:20:30,080
‫این یعنی توی تیممون نفوذی داریم.

1116
01:20:32,340 --> 01:20:33,630
‫می‌خوام اون جاسوس رو پیدا کنم.

1117
01:20:34,080 --> 01:20:35,930
‫تا وقتی نفهمم کیه، نمی‌تونم به کسی اعتماد کنم.

1118
01:20:36,730 --> 01:20:40,260
‫خیله‌خب! آماران چی؟

1119
01:20:41,080 --> 01:20:43,020
‫می‌دونی قدم بعدیش چیه؟

1120
01:20:44,420 --> 01:20:46,830
‫اون برای دزدیدن یه دستگاه هسته‌ای ریسک بزرگی کرد.

1121
01:20:47,010 --> 01:20:48,640
‫حتماً برای یه حمله بزرگ برنامه‌ریزی کرده.

1122
01:20:48,920 --> 01:20:50,770
‫هیچ‌چیزی بزرگتر از نشست سران گروه ۲۰ نیست.

1123
01:20:51,140 --> 01:20:55,450
‫رؤسا و نخست‌وزیرهای ۲۰ کشور... همگی توی یه مکان جمع شدن...

1124
01:20:55,650 --> 01:20:57,200
‫توی ماهابالی‌پورام.

1125
01:20:57,390 --> 01:21:00,640
‫اگه با استفاده از انرژی هسته‌ای انفجار راه بندازن...

1126
01:21:01,510 --> 01:21:03,160
‫دیگه راه برگشتی برای هیچ‌کدوممون نیست.

1127
01:21:07,800 --> 01:21:09,250
‫باشه، کمکت می‌کنم.

1128
01:21:10,820 --> 01:21:12,350
‫بذار خواهرت پیش من بمونه.

1129
01:21:15,810 --> 01:21:16,940
‫متاسفم کیرتانا.

1130
01:21:18,070 --> 01:21:20,740
‫اما نگران نباش، هم‌تیمی‌ام «کارنا» باهات می‌مونه.

1131
01:21:20,990 --> 01:21:24,970
‫به محض اینکه برسی خونه، اون و تیمش ازت محافظت می‌کنن.

1132
01:21:26,050 --> 01:21:28,480
‫تو از من می‌خوای بهشون اعتماد کنم، در حالی که خودت بهشون اعتماد نداری.

1133
01:21:34,820 --> 01:21:36,020
‫بهش آرام‌بخش دادم.

1134
01:21:36,680 --> 01:21:37,750
‫بذار یه مدت بخوابه.

1135
01:21:38,000 --> 01:21:39,250
‫به عنوان ریاست گروه ۲۰...

1136
01:21:39,490 --> 01:21:43,090
‫هند به همه‌ی شما خوش‌آمد گرمی می‌گه.

1137
01:21:44,020 --> 01:21:44,960
‫یک زمین!

1138
01:21:45,540 --> 01:21:46,540
‫یک خانواده!

1139
01:21:47,110 --> 01:21:48,480
‫و یک آینده!

1140
01:21:49,620 --> 01:21:53,570
‫با این آرمان، بیاین اجلاس گروه ۲۰ رو شروع کنیم.

1141
01:22:07,900 --> 01:22:10,000
‫سروان سانجی متیوز!

1142
01:22:10,970 --> 01:22:12,300
‫میرم سر اصل مطلب.

1143
01:22:13,280 --> 01:22:18,040
‫کدهای پرتاب موشکی رو می‌خوام که هیچ‌کس جز تو ازشون خبر نداره.

1144
01:22:18,160 --> 01:22:19,230
‫کدهای پرتاب موشک؟

1145
01:22:19,430 --> 01:22:20,110
‫تو دیگه کی هستی؟

1146
01:22:20,810 --> 01:22:23,230
‫اگه به پلیس دفاعی زنگ بزنم، تا ۱۰ دقیقه دیگه اینجا هستن.

1147
01:22:23,570 --> 01:22:24,690
‫می‌خوای ببینی؟

1148
01:22:26,560 --> 01:22:27,660
‫پلیس دفاعی!

1149
01:22:28,580 --> 01:22:30,670
‫بسیار خب، بفرما!

1150
01:22:31,190 --> 01:22:33,240
‫بهشون می‌گم داشتی چیکار می‌کردی.

1151
01:22:33,740 --> 01:22:36,650
‫عزیزم، شاید توی ارتش آدم مهمی باشی...

1152
01:22:37,170 --> 01:22:42,940
‫اما اینجا، یه زن‌باره‌ای هستی که بدون اجازه من نمی‌تونه تکون بخوره.

1153
01:22:43,330 --> 01:22:44,490
‫من زن‌باره‌ام؟!

1154
01:22:44,900 --> 01:22:50,460
‫اما خائن نیستم که کدهای پرتاب موشک رو لو بدم.

1155
01:22:50,910 --> 01:22:51,640
‫من یه سربازم!

1156
01:22:51,990 --> 01:22:53,140
‫خدا کمکم کنه!

1157
01:22:54,150 --> 01:22:55,010
‫باید...

1158
01:22:55,290 --> 01:22:59,840
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

1159
01:23:01,100 --> 01:23:02,150
‫بیخیالش میشی؟

1160
01:23:02,560 --> 01:23:05,480
‫اگه این کارو نکنی، یه گلوله‌ی دیگه سوراخت می‌کنه.

1161
01:23:05,550 --> 01:23:06,230
‫بیخیالش میشم.

1162
01:23:06,280 --> 01:23:08,570
‫کدهای پرتاب رو لو میدم.

1163
01:23:08,600 --> 01:23:10,830
‫حالا شد، مثل یه مرد حرف زدی شریک!

1164
01:23:18,130 --> 01:23:18,970
‫بله رانا!

1165
01:23:19,670 --> 01:23:22,270
‫نگران نباش، «کامینی» بدجوری تو آتیش می‌سوزه.

1166
01:23:35,940 --> 01:23:38,020
‫انتهای خیابون یه مهمان‌سرای دولتی هست.

1167
01:23:38,530 --> 01:23:40,070
‫خانم «ایندیرا» رو اونجا نگه داشتن.

1168
01:23:40,550 --> 01:23:41,620
‫فراریش میدم.

1169
01:23:43,920 --> 01:23:45,900
‫نگهبان‌های مستقر دارن وظیفه‌شون رو انجام میدن.

1170
01:23:46,230 --> 01:23:47,760
‫به همین خاطر، بهشون شلیک نمی‌کنیم.

1171
01:23:48,380 --> 01:23:51,070
‫پس از آرام‌بخش و شوکر استفاده می‌کنیم.

1172
01:23:52,410 --> 01:23:56,350
‫این تا ۳۰ دقیقه بیهوششون می‌کنه.

1173
01:23:56,880 --> 01:23:58,140
‫کار کردن با شماها غیرممکنه.

1174
01:23:58,480 --> 01:24:00,930
‫اونا به مسلسل و کلاشینکف مجهزن.

1175
01:24:01,330 --> 01:24:03,480
‫اون‌وقت شما با داروی بیهوشی می‌رین جلو.

1176
01:24:06,060 --> 01:24:09,410
‫هر کاری می‌خواین بکنین، من نمی‌تونم شاهد مرگ همه‌تون باشم.

1177
01:24:13,770 --> 01:24:16,720
‫الو! بله قربان، رسیدم به چنای.

1178
01:24:29,870 --> 01:24:30,800
‫طبقه همکف رو پوشش بدین.

1179
01:24:32,930 --> 01:24:34,990
‫گاتام، شش نفر روی تراس هستن.

1180
01:24:37,620 --> 01:24:39,040
‫چهار نفر هم طبقه همکف.

1181
01:24:39,990 --> 01:24:41,150
‫نفر پنجم هم طبقه اوله.

1182
01:25:42,230 --> 01:25:43,400
‫داداش، لطفاً ماشینو روشن کن.

1183
01:26:50,540 --> 01:26:51,980
‫گاتام، یه ماشین برات ردیف کردم.

1184
01:26:52,360 --> 01:26:55,560
‫اما تمام خانه‌های امن ما تحت نظر مقاماته.

1185
01:26:55,690 --> 01:26:56,870
‫نمی‌تونیم به هیچ خونه امنی بریم.

1186
01:26:58,320 --> 01:26:59,370
‫یه جای امن سراغ دارم.

1187
01:27:01,790 --> 01:27:03,490
‫جایی که هیچ‌کس بهش شک نکنه.

1188
01:27:04,240 --> 01:27:05,280
‫خیالت راحت باشه.

1189
01:27:10,900 --> 01:27:14,300
‫کارنا، یه تیم بردار و برو به خونه‌ی کیرتانا.

1190
01:27:14,890 --> 01:27:15,890
‫آدرسش رو برات می‌فرستم.

1191
01:27:16,420 --> 01:27:18,500
‫- مراقب باش! - باشه، ردیفش می‌کنم.

1192
01:27:36,230 --> 01:27:37,140
‫- آشوک! - قربان!

1193
01:27:37,370 --> 01:27:39,390
‫- دارم تعقیبشون می‌کنم. - بله قربان.

1194
01:27:39,610 --> 01:27:40,470
‫لطفاً منتظر بمون.

1195
01:27:41,370 --> 01:27:43,480
‫- بذار یکم دور بشن. - حتماً قربان.

1196
01:27:43,670 --> 01:27:45,230
‫باید بفهمم دارن کجا میرن.

1197
01:27:45,450 --> 01:27:52,030
‫نونگامباکام، چنای

1198
01:27:59,850 --> 01:28:00,950
‫سلام پریم!

1199
01:28:01,220 --> 01:28:04,310
‫خانم، سیستم تشخیص چهره برای کامینی یه مورد مشابه پیدا کرد.

1200
01:28:04,840 --> 01:28:07,170
‫یه زن خانه‌دار در چنای به نام نیرمالا.

1201
01:28:07,440 --> 01:28:10,710
‫اما تا وقتی که مطمئن بشیم این همون کامینی‌ایه که دنبالشیم...

1202
01:28:10,800 --> 01:28:12,190
‫همین الان گذاشتمش تحت نظر.

1203
01:28:12,500 --> 01:28:15,250
‫- خوبه، به تعقیبش ادامه بده و بیارش پیش من. - بله خانم.

1204
01:28:25,640 --> 01:28:27,920
‫خانم، چندتا سوال دارم.

1205
01:28:35,080 --> 01:28:35,860
‫آماران کیه؟

1206
01:28:36,840 --> 01:28:39,510
‫داری با من و آماران بازیِ دوطرفه می‌کنی؟

1207
01:28:40,910 --> 01:28:43,460
‫اگه متهمت کنم که یکی از مسببینِ اتفاقاتِ اخیر هستی...

1208
01:28:43,640 --> 01:28:44,550
‫اشتباه می‌کنم؟

1209
01:28:46,950 --> 01:28:50,210
‫گفتی به محض اینکه ماموریت روسیه رو تموم کنم، به جواب‌هام می‌رسم.

1210
01:28:51,430 --> 01:28:52,860
‫حالا وقتشه که چندتا جواب بهم بدی.

1211
01:28:53,610 --> 01:28:55,790
‫آماران در اصل برای من کار می‌کرد. اما دیگه نه.

1212
01:28:56,530 --> 01:28:59,470
‫می‌دونم برای کی کار می‌کنه و قصد داره چیکار کنه.

1213
01:29:01,030 --> 01:29:02,490
‫پدرت یکی از دلایلِ پشتِ این ماجراست.

1214
01:29:04,190 --> 01:29:05,610
‫پدرم رو از کجا می‌شناسی؟

1215
01:29:05,990 --> 01:29:07,090
‫الان کجاست؟

1216
01:29:07,380 --> 01:29:08,770
‫اون چه ربطی به همه‌ی این قضایا داره؟

1217
01:29:09,080 --> 01:29:10,480
‫تو داری خیلی چیزها رو از من مخفی می‌کنی.

1218
01:29:10,810 --> 01:29:13,550
‫- بهم بگو کجاست، می‌خوام ببینمش و باهاش حرف بزنم. - اون دیگه زنده نیست.

1219
01:29:16,110 --> 01:29:17,130
‫اونا کشتنش!

1220
01:29:18,710 --> 01:29:21,700
‫تمام این سال‌ها، اون داشت از یه دستگاه هسته‌ای محافظت می‌کرد.

1221
01:29:22,730 --> 01:29:24,460
‫اونا به خاطر همون دستگاه کشتنش.

1222
01:29:26,480 --> 01:29:27,510
‫متأسفم گوتام!

1223
01:29:28,390 --> 01:29:30,270
‫جنازه‌اش رو توی روسیه پیدا کردن.

1224
01:29:30,730 --> 01:29:33,540
‫همین حالا که داریم صحبت می‌کنیم، مراحل بازگرداندن بقایای جسدش به هند در حال انجامه.

1225
01:29:39,600 --> 01:29:41,310
‫اون یه بزدله! بذار بمیره!

1226
01:29:41,930 --> 01:29:44,610
‫از نظر تو، اون بزدلیه که بچه‌هاش رو رها کرده.

1227
01:29:45,420 --> 01:29:49,030
‫اما اون یه روی دیگه هم داره که تو ازش بی‌خبری.

1228
01:29:50,930 --> 01:29:52,200
‫برای دنیا،

1229
01:29:52,690 --> 01:29:57,440
‫پارامشوار پراتاپ یه پدر معمولی بود که برای بچه‌هاش زندگی می‌کرد.

1230
01:30:00,100 --> 01:30:03,030
‫اون من رو توی سازمان اطلاعات (RAW) استخدام کرد و بهم آموزش داد.

1231
01:30:12,690 --> 01:30:14,780
‫دستگاهی که چندین کشور به دنبالش بودن...

1232
01:30:15,180 --> 01:30:18,570
‫پارامیشوار پراتاپ پیداش کرد و به مقامات هندی تحویلش داد.

1233
01:30:19,910 --> 01:30:22,260
‫برای پیدا کردن دستگاه هسته‌ای مفقود شده و فروختنش.

1234
01:30:22,430 --> 01:30:24,440
‫مقامات به دولت هند اطلاعی ندادن.

1235
01:30:25,030 --> 01:30:28,690
‫اون‌ها سعی کردن با آژانس‌های خارجی معامله کنن.

1236
01:30:29,600 --> 01:30:31,320
‫بعد از اینکه جناب پارامیشوار از این موضوع مطلع شد،

1237
01:30:31,460 --> 01:30:34,420
‫و پس از تلاشی بی‌وقفه، دستگاه را به جای امنی بازگرداند.

1238
01:30:39,410 --> 01:30:42,120
‫پس از آن، مزدور بین‌المللی «رانا» و افرادش...

1239
01:30:42,270 --> 01:30:44,670
‫برای پیدا کردن دستگاهی آمدند که پدرت به جای امنی منتقل کرده بود.

1240
01:30:49,800 --> 01:30:53,910
‫پدرت فهمید که نمی‌تواند به کسی اعتماد کند، چرا که بسیاری از مقامات از دست‌نشاندگان «رانا» بودند.

1241
01:30:55,110 --> 01:30:58,200
‫دستگاه را با خود برد و زندگی مخفیانه‌ای را آغاز کرد.

1242
01:31:03,970 --> 01:31:07,260
‫او با چهره‌های مبدل، مدام بین شهرها در حرکت بود. series.

1243
01:31:08,130 --> 01:31:09,190
‫- اسمت چیه؟ - سوریان!

1244
01:31:13,000 --> 01:31:18,320
‫طولی نکشید که فهمید آدم‌های «رانا» دارند به فرزندانش نزدیک می‌شوند.

1245
01:31:27,120 --> 01:31:31,070
‫تصمیم گرفت دستگاه را بردارد و شما دو نفر را از کشور خارج کند.

1246
01:31:32,680 --> 01:31:36,080
‫در حالی که داشت با زمان مسابقه می‌داد، اتفاق غیرمنتظره‌ای رخ داد.

1247
01:31:39,620 --> 01:31:43,240
‫چیزی که اون روز دیدم، پدری بود که بچه‌هاش رو به شورشی‌ها سپرد.

1248
01:31:43,350 --> 01:31:45,970
‫اما پدرت فهمید که شورشی‌ها...

1249
01:31:46,090 --> 01:31:49,520
‫ممکنه دستگاه رو ازش بگیرن.

1250
01:31:49,700 --> 01:31:51,830
‫- متأسفم پسرم. - هیچ راه دیگه‌ای براش نمونده بود.

1251
01:31:55,030 --> 01:31:56,380
‫بابا، خواهش می‌کنم ترکمون نکن.

1252
01:31:56,400 --> 01:31:57,840
‫بابا، خواهش می‌کنم ترکمون نکن.

1253
01:31:58,430 --> 01:31:59,360
‫بابا!

1254
01:32:03,120 --> 01:32:05,600
‫موقعیتی که هیچ پدری نباید تحملش کنه.

1255
01:32:06,720 --> 01:32:11,020
‫اون بدون هیچ انتخابی شما رو رها کرد و از من خواست که نجاتتون بدم.

1256
01:32:11,120 --> 01:32:11,920
‫ایندیرا...

1257
01:32:13,260 --> 01:32:15,820
‫خوب گوش کن. بچه‌های من...

1258
01:32:17,330 --> 01:32:20,610
‫ما بودیم که رهبر شورشی‌ها رو مجبور کردیم شما رو آزاد کنه.

1259
01:32:21,060 --> 01:32:22,720
‫اما قبل از اینکه به بازار برسیم...

1260
01:32:23,070 --> 01:32:24,460
‫هر دوی شما از هم جدا شدید...

1261
01:32:24,530 --> 01:32:25,270
‫آدیتی!

1262
01:32:31,080 --> 01:32:34,960
‫با مشقت فراوان، دستگاه رو به روسیه برد و مخفی‌اش کرد.

1263
01:32:41,230 --> 01:32:43,440
‫سال‌ها، اونجا در امان بود.

1264
01:32:44,210 --> 01:32:45,310
‫تا همین چند روز پیش.

1265
01:32:47,890 --> 01:32:50,670
‫اون برای محافظت از دستگاه هسته‌ای، از شما دور بود.

1266
01:32:50,770 --> 01:32:52,440
‫و همین دستگاه جونش رو گرفت.

1267
01:32:53,600 --> 01:32:56,650
‫امروز، تو یه مامور اطلاعاتی هستی که برای نجات میهن سوگند خورده.

1268
01:32:57,470 --> 01:32:59,320
‫تو چه کار متفاوتی انجام می‌دادی؟

1269
01:32:59,980 --> 01:33:01,580
‫خانواده یا میهن؟

1270
01:33:02,220 --> 01:33:03,620
‫چی رو فدا می‌کردی؟

1271
01:33:04,330 --> 01:33:05,450
‫تصمیمت رو بگیر و بهم جواب بده.

1272
01:33:05,970 --> 01:33:08,200
‫اون یه بزدله یا یه قهرمان؟

1273
01:33:25,700 --> 01:33:26,360
‫کیل‌پاک، چنای

1274
01:33:26,380 --> 01:33:28,860
‫خانم، من شماره‌ام رو توی گوشی شما ذخیره کردم.

1275
01:33:28,890 --> 01:33:29,340
‫کیل‌پاک، چنای

1276
01:33:29,720 --> 01:33:32,600
‫در مواقع اضطراری، شماره یک رو بگیر، ما اونجا خواهیم بود.

1277
01:33:32,700 --> 01:33:33,890
‫- بسیار خب. - لطفاً بفرمایید داخل.

1278
01:33:34,500 --> 01:33:35,350
‫بیا اینجا.

1279
01:33:47,160 --> 01:33:49,350
‫آدیتی، لطفاً این رو بپوش.

1280
01:33:50,010 --> 01:33:50,860
‫این یه لباس جدیده.

1281
01:33:51,140 --> 01:33:53,200
‫اندازه‌م نیست، برای همین هیچ‌وقت نپوشیدمش.

1282
01:33:53,960 --> 01:33:54,600
‫ممنونم!

1283
01:34:12,530 --> 01:34:14,690
‫یه مدتی هست که داری تعقیبمون می‌کنی.

1284
01:34:14,930 --> 01:34:16,700
‫راهتون رو گم کردید قربان؟

1285
01:34:17,210 --> 01:34:17,910
‫کمی صبر کن...

1286
01:34:22,340 --> 01:34:23,420
‫نگران نباش ایندیرا.

1287
01:34:23,960 --> 01:34:26,030
‫اگه واقعاً می‌خواستم همه‌تون رو دستگیر کنم...

1288
01:34:26,580 --> 01:34:28,020
‫تنهایی به اینجا نمی‌اومدم.

1289
01:34:30,260 --> 01:34:32,560
‫می‌دونستم اعضای تیمت میان دنبالت.

1290
01:34:32,900 --> 01:34:34,100
‫همون‌طور که انتظار داشتم عمل کردن!

1291
01:34:34,780 --> 01:34:35,580
‫با این حال،

1292
01:34:36,050 --> 01:34:39,940
‫انتظار داشتم به محض اینکه فرار کردید، من رو ببرید سراغ دستگاه.

1293
01:34:40,150 --> 01:34:42,480
‫اما هیچ‌کدوم از اعضای تیمت جاش رو بلد نیستن.

1294
01:34:43,180 --> 01:34:43,700
‫مگه نه؟

1295
01:34:44,600 --> 01:34:46,830
‫آماران! دستگاه پیش اونه.

1296
01:34:47,480 --> 01:34:48,590
‫بهم یکم وقت بده.

1297
01:34:49,300 --> 01:34:50,070
‫پیداش می‌کنم.

1298
01:34:51,430 --> 01:34:53,180
‫ایندیرا، هر چیزی که گفتی رو چک کردم.

1299
01:34:53,460 --> 01:34:54,480
‫همه‌اش حقیقت داره!

1300
01:34:54,900 --> 01:34:58,390
‫من اینجا نیومدم که با کسی دست بدم و رفیق بشم.

1301
01:35:01,060 --> 01:35:07,430
‫الان تنها چیزی که مهمه پیدا کردن دستگاه و متوقف کردن آمارانه.

1302
01:35:11,650 --> 01:35:14,690
‫آماران از قبل همه چیز رو می‌دونه.

1303
01:35:15,110 --> 01:35:19,610
‫این یعنی یکی از ما داره براش جاسوسی می‌کنه.

1304
01:35:21,270 --> 01:35:22,750
‫درست مثل فیلما...

1305
01:35:23,080 --> 01:35:26,110
‫آخرش، رفیق به خاطر پول از پشت به رفیقش خنجر می‌زنه.

1306
01:35:27,270 --> 01:35:28,120
‫نظرت چیه، یوگی؟

1307
01:35:28,740 --> 01:35:30,540
‫رفیق، همه‌جا پوله که حرف اول رو می‌زنه.

1308
01:35:31,360 --> 01:35:32,050
‫گاتام!

1309
01:35:33,060 --> 01:35:35,060
‫تا وقتی حقیقت رو نمی‌دونی، حرف نزن.

1310
01:35:39,750 --> 01:35:41,930
‫نه پس‌اندازی داره، نه بیمه‌ای.

1311
01:35:42,090 --> 01:35:43,760
‫حتی از مزایایِ شغلی هم خبری نیست.

1312
01:35:44,320 --> 01:35:46,960
‫یه افسر معمولی با حقوق ماهیانه ۴۵ هزار تا...

1313
01:35:47,400 --> 01:35:49,090
‫واسه درمان سرطانِ همسرش،

1314
01:35:49,360 --> 01:35:52,000
‫چطور تونست ۲۵ میلیارد رو یک‌جا پرداخت کنه؟

1315
01:35:52,600 --> 01:35:53,310
‫شیبا!

1316
01:36:11,870 --> 01:36:12,470
‫من دیگه می‌رم.

1317
01:36:13,050 --> 01:36:13,710
‫بذار برم!

1318
01:36:15,820 --> 01:36:18,150
‫نه قربان، اون بلافاصله اسلحه کشید.

1319
01:36:18,790 --> 01:36:21,490
‫وقتی می‌تونم آمارِ فعالیت‌های غیرقانونیت رو دربیارم...

1320
01:36:21,740 --> 01:36:24,930
‫پیدا کردن بیمارستانی که همسرت توش بستریه، برام کاری نداره.

1321
01:36:25,830 --> 01:36:27,940
‫۲۰ کیلومتر اون‌طرف‌تر از «کورج»... درست می‌گم؟

1322
01:36:33,660 --> 01:36:34,920
‫نه، نه، بهم نزدیک نشو.

1323
01:36:37,900 --> 01:36:38,700
‫خانم!

1324
01:36:39,440 --> 01:36:40,420
‫خواهش می‌کنم منو ببخشید خانم.

1325
01:36:44,350 --> 01:36:45,770
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.

1326
01:36:47,250 --> 01:36:49,390
‫وقتی داشتم برای جور کردن پولِ درمان همسرم تقلا می‌کردم...

1327
01:36:49,750 --> 01:36:50,870
‫اونا اومدن جلو و بهم کمک کردن.

1328
01:36:52,610 --> 01:36:55,010
‫اول، در مورد مأموریت روسیه پرس‌وجو کردن.

1329
01:36:55,960 --> 01:36:58,790
‫بعدش، مختصات فرود در «هوسور» رو پرسیدن.

1330
01:36:59,370 --> 01:37:02,260
‫برای نجات همسرم هیچ راه دیگه‌ای برام نمونده بود.

1331
01:37:03,880 --> 01:37:06,370
‫ضعیف شدم و تسلیم شرایط شدم.

1332
01:37:12,880 --> 01:37:14,600
‫خواهش می‌کنم منو ببخشید خانم.

1333
01:37:17,840 --> 01:37:18,760
‫دیگه چی بهشون گفتی؟

1334
01:37:22,910 --> 01:37:25,030
‫اونا یه درخواستِ آخر ازم داشتن.

1335
01:37:25,700 --> 01:37:28,850
‫سراغِ خواهرت رو گرفتن.

1336
01:37:29,490 --> 01:37:31,340
‫خواهش می‌کنم منو ببخش، گوتام.

1337
01:37:31,760 --> 01:37:33,360
‫گوتام... آدیتی؟

1338
01:37:34,610 --> 01:37:36,850
‫بگو کجاست؟ نیرو اعزام می‌کنم.

1339
01:37:49,510 --> 01:37:50,180
‫بازداشتش کنید! (بگیریدش!)

1340
01:38:20,500 --> 01:38:22,070
‫- پاپ‌کورن؟ - نه، ممنون.

1341
01:38:38,630 --> 01:38:40,770
‫سلام خوشگله. من آماران هستم.

1342
01:38:41,550 --> 01:38:42,400
‫اجازه هست؟

1343
01:38:46,340 --> 01:38:48,130
‫باغچه زیبایی داری.

1344
01:38:48,700 --> 01:38:50,730
‫یه گل زیبا برای تو.

1345
01:38:52,110 --> 01:38:53,010
‫نمی‌خوایش؟

1346
01:38:54,400 --> 01:38:55,010
‫قبوله!

1347
01:38:57,190 --> 01:38:57,990
‫حیف شد! (ضرر کردی!)

1348
01:39:02,240 --> 01:39:03,700
‫- صبر کن! خانوم داره زنگ می‌زنه. - برید! برید! برید!

1349
01:39:09,350 --> 01:39:10,260
‫گوشیت رو برداشتی؟

1350
01:39:10,580 --> 01:39:13,040
‫برای درخواست کمک، عدد یک رو بزن!

1351
01:39:13,850 --> 01:39:14,970
‫حتماً تا الان تماس گرفتی.

1352
01:39:16,750 --> 01:39:17,700
‫بذار بیان.

1353
01:40:12,630 --> 01:40:13,420
‫بهم نزدیک نشو.

1354
01:40:18,310 --> 01:40:19,000
‫شلیک می‌کنم!

1355
01:40:20,010 --> 01:40:21,120
‫می‌خوای به من شلیک کنی؟ series.

1356
01:40:23,110 --> 01:40:25,900
‫- شلیک کن! - خواهش می‌کنم بهم نزدیک نشو.

1357
01:40:28,060 --> 01:40:29,510
‫دست‌های تو جون آدم‌ها رو نجات می‌ده عزیزم.

1358
01:40:30,680 --> 01:40:31,690
‫تو نمی‌تونی آدم بکشی!

1359
01:40:33,290 --> 01:40:34,350
‫بهتره بندازیش دور.

1360
01:40:34,380 --> 01:40:35,430
‫خواهش می‌کنم به حرفم گوش بده.

1361
01:40:35,460 --> 01:40:36,660
‫حتی نمی‌تونی درست بگیریش دستت.

1362
01:40:36,740 --> 01:40:37,720
‫بهم نزدیک نشو.

1363
01:40:38,430 --> 01:40:39,900
‫مگه تیراندازی بلد نیستی؟

1364
01:40:41,610 --> 01:40:42,540
‫کیرتانا...

1365
01:40:48,780 --> 01:40:49,570
‫نترس.

1366
01:40:50,540 --> 01:40:51,760
‫آرنج‌هات رو صاف نگه دار.

1367
01:40:53,170 --> 01:40:54,930
‫دسته رو صاف بگیر.

1368
01:40:55,380 --> 01:40:56,120
‫همین‌طور.

1369
01:40:57,710 --> 01:41:01,200
‫حالا، شونه‌هات رو شل کن و روی هدف تمرکز کن.

1370
01:41:14,760 --> 01:41:15,460
‫نترس.

1371
01:41:18,190 --> 01:41:20,840
‫آره... فقط آروم باش!

1372
01:41:21,960 --> 01:41:22,720
‫آروم باش!

1373
01:41:23,610 --> 01:41:24,690
‫بهم اعتماد کن، باشه؟

1374
01:41:26,790 --> 01:41:28,280
‫تا سه می‌شمارم...

1375
01:41:28,960 --> 01:41:29,620
‫یک

1376
01:41:31,650 --> 01:41:32,360
‫دو

1377
01:41:33,950 --> 01:41:34,470
‫سه!

1378
01:41:41,990 --> 01:41:42,790
‫نه!

1379
01:41:44,770 --> 01:41:46,400
‫بهش شلیک کردی عزیزم.

1380
01:41:48,120 --> 01:41:51,250
‫تو پزشکی. چطور می‌تونی یه نفرو بکشی؟

1381
01:41:54,410 --> 01:41:56,040
‫به باشگاه من خوش اومدی عزیزم!

1382
01:42:14,690 --> 01:42:15,600
‫کیرتانا!

1383
01:42:18,740 --> 01:42:19,400
‫کیرتانا!

1384
01:42:33,320 --> 01:42:34,010
‫کیرتانا!

1385
01:42:56,580 --> 01:42:57,210
‫چیزی نیست.

1386
01:42:57,630 --> 01:42:58,890
‫منم. چیزی نیست.

1387
01:42:59,600 --> 01:43:00,220
‫چیزی نیست.

1388
01:43:09,860 --> 01:43:11,230
‫اون خواهر من نیست، آدیتی.

1389
01:43:11,330 --> 01:43:11,980
‫چی؟

1390
01:43:13,600 --> 01:43:18,210
‫اینکه توی همون ماشینی بود که دستگاه قرار داشت، تصادف خیلی عجیبی بود.

1391
01:43:18,930 --> 01:43:21,590
‫انگار یکی از روی قصد اونجا جاش داده بود.

1392
01:43:21,910 --> 01:43:24,110
‫واسه همین بهش شلیک کردم تا حقیقت رو بفهمم.

1393
01:43:25,370 --> 01:43:27,690
‫اما «آماران» به یه دلیلی بهش نیاز داره.

1394
01:43:27,970 --> 01:43:31,140
‫در حال حاضر، نمی‌تونم تشخیص بدم که آدم خوبیه یا بد.

1395
01:43:35,760 --> 01:43:38,400
‫شیبا، تمام جزئیاتش رو لازم دارم.

1396
01:43:39,150 --> 01:43:41,140
‫کلِ سوابقش رو. سریع انجامش بده!

1397
01:43:43,190 --> 01:43:44,870
‫«آماران» برای پیدا کردنش میاد.

1398
01:43:44,970 --> 01:43:47,320
‫از این بابت مطمئنم. برای همین باید اینجا ردش رو بزنم.

1399
01:43:47,790 --> 01:43:49,170
‫یه ردیاب دقیق داخلشه.

1400
01:43:49,620 --> 01:43:52,600
‫به محض اینکه رسیدی خونه، یه لباس بهش بده تا بپوشه.

1401
01:43:53,010 --> 01:43:54,640
‫و ردیاب رو به اون لباس وصل کن.

1402
01:43:59,000 --> 01:43:59,950
‫لطفاً این رو بپوش.

1403
01:44:00,570 --> 01:44:01,370
‫نویه.

1404
01:44:01,710 --> 01:44:03,770
‫سایز من نیست، برای همین هیچ‌وقت نپوشیدمش.

1405
01:44:16,530 --> 01:44:17,590
‫خیلی خوش گذشت!

1406
01:44:18,630 --> 01:44:21,100
‫نمی‌دونم چرا زنده‌ش گذاشتی، «آماران».

1407
01:44:21,980 --> 01:44:23,630
‫تو نسبت به دخترا نقطه ضعف داری.

1408
01:44:23,930 --> 01:44:25,320
‫حسودی نکن عزیزم.

1409
01:44:26,240 --> 01:44:26,940
‫این اهمیتی نداره.

1410
01:44:27,030 --> 01:44:30,460
‫تا چند ساعت دیگه، هیچ‌کس زنده نمی‌مونه.

1411
01:44:31,910 --> 01:44:34,770
‫خب، موادی که لازم داری رو داری؟

1412
01:44:35,690 --> 01:44:37,350
‫خب، این دختر کیه؟

1413
01:44:38,230 --> 01:44:40,250
‫اسمش ویداست. ویدا نارایانان.

1414
01:44:41,310 --> 01:44:42,460
‫دانشمند هسته‌ایه.

1415
01:44:44,310 --> 01:44:47,280
‫از وقتی دیدیمش، مدام سعی کردیم اطلاعاتی ازش پیدا کنیم.

1416
01:44:47,490 --> 01:44:51,310
‫اما یه نفر با هوشمندی تمام، همه‌ی سوابق دیجیتالیش رو پاک کرده.

1417
01:44:51,680 --> 01:44:54,150
‫و فهمیدیم که توی ده تا کشور، نامش در لیست سیاهه.

1418
01:44:54,720 --> 01:44:58,140
‫این ژنراتور هسته‌ای که طراحی کرده، اسمش رو تو کل دنیا سر زبون‌ها انداخته.

1419
01:44:58,470 --> 01:45:00,590
‫این دستگاهیه‌ که می‌تونه یه فاجعه‌ی هسته‌ای به بار بیاره.

1420
01:45:00,830 --> 01:45:02,450
‫توی بیشتر کشورها غیرقانونیه.

1421
01:45:02,960 --> 01:45:05,970
‫چه ربطی به اون دستگاهی داره که از روسیه پس گرفتیم؟

1422
01:45:06,370 --> 01:45:07,210
‫ارتباط نزدیکی دارن قربان.

1423
01:45:07,610 --> 01:45:09,750
‫ساختن این دستگاه کار ساده‌ای نیست.

1424
01:45:10,140 --> 01:45:13,520
‫برای ساختنش به دو تا کپسول پلوتونیوم رادیواکتیو نیاز دارن.

1425
01:45:13,900 --> 01:45:18,270
‫دستگاهی که از روسیه آوردیم، هفت تا کپسول داره.

1426
01:45:18,750 --> 01:45:22,960
‫با استفاده از اونا، می‌تونن یه فاجعه‌ی هسته‌ای توی کشورمون راه بندازن.

1427
01:45:24,710 --> 01:45:27,350
‫چقدر زمان لازم داری تا مولد هسته‌ای رو بسازی؟

1428
01:45:28,130 --> 01:45:29,020
‫دو ساعت وقت می‌خوام!

1429
01:45:29,990 --> 01:45:30,850
‫اما آمار...

1430
01:45:31,630 --> 01:45:34,150
‫هر دستگاه هسته‌ای... یه ردپای حرارتی از خودش به جا می‌ذاره.

1431
01:45:34,470 --> 01:45:36,750
‫می‌تونن از اون برای ردیابی ما استفاده کنن.

1432
01:45:37,290 --> 01:45:41,940
‫اگه بتونی دو ساعت حواسشون رو پرت کنی، می‌تونم کارم رو تموم کنم.

1433
01:45:45,660 --> 01:45:46,610
‫دارم با تو حرف می‌زنم.

1434
01:45:48,640 --> 01:45:49,910
‫نه فقط دو ساعت...

1435
01:45:51,140 --> 01:45:55,090
‫چطوره کاری کنیم تمام شب رو سگ‌دو بزنن، بدون اینکه اصلاً بهمون نزدیک بشن؟

1436
01:45:57,280 --> 01:45:58,950
‫- کدهای پرتاب رو بهم بده. - تسلیمشون می‌کنم.

1437
01:46:00,730 --> 01:46:03,370
‫AG-151-92

1438
01:46:04,780 --> 01:46:05,830
‫جکسون!

1439
01:46:06,660 --> 01:46:07,660
‫وقت نمایشه!

1440
01:46:07,930 --> 01:46:08,770
‫بزن بریم!

1441
01:46:13,530 --> 01:46:14,640
‫کد پرتاب رو وارد کن.

1442
01:46:15,660 --> 01:46:16,830
‫بچه‌ها، به سیستمشون نفوذ کنید!

1443
01:46:20,920 --> 01:46:22,220
‫صبر کن و تماشا کن!

1444
01:46:22,430 --> 01:46:24,980
‫مرکز کنترل موشکی، آمبالا، هاریانا

1445
01:46:25,010 --> 01:46:25,860
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

1446
01:46:26,090 --> 01:46:27,470
‫قربان، یه نفر به سیستممون نفوذ کرده.

1447
01:46:27,870 --> 01:46:35,630
‫ «ذاتِ درونی، اوج می‌گیره بدونِ فرود»

1448
01:46:35,860 --> 01:46:37,200
‫قربان، موشک رو فعال کردن.

1449
01:46:39,330 --> 01:46:41,140
‫عبدال، به وزارت‌خونه خبر بده.

1450
01:46:52,890 --> 01:46:55,620
‫ «کیهان»

1451
01:46:56,200 --> 01:46:56,740
‫قربان!

1452
01:46:57,760 --> 01:46:58,930
‫قربان، این موشکِ آگنی-۵ هستش.

1453
01:46:58,950 --> 01:47:01,390
‫ «بعد از سوختن، آروم می‌گیره»

1454
01:47:01,530 --> 01:47:03,160
‫تصاویر رو برای تمام آژانس‌ها بفرستید.

1455
01:47:03,880 --> 01:47:05,810
‫خانم، یه موشک از هاریانا شلیک شده.

1456
01:47:06,070 --> 01:47:06,860
‫یه نگاه بندازید!

1457
01:47:06,880 --> 01:47:11,520
‫ «به محض انقراض نسل شغال‌ها»

1458
01:47:11,870 --> 01:47:13,290
‫شیبا، بُرد موشک آگنی-۵ چقدره؟

1459
01:47:14,680 --> 01:47:15,950
‫هشت هزار کیلومتر.

1460
01:47:16,310 --> 01:47:17,640
‫در یک چشم به هم زدن به چنای می‌رسه.

1461
01:47:17,730 --> 01:47:23,610
‫ـ گروه ۲۰!  ـ «به محض فدا کردن جان»

1462
01:47:23,710 --> 01:47:29,350
‫ «جهان جدیدی متولد خواهد شد»

1463
01:47:29,380 --> 01:47:32,020
‫ماهابالی‌پورام

1464
01:47:33,190 --> 01:47:39,340
‫ «وضعیت جهان، مرگ تنها پاسخ است»

1465
01:47:40,110 --> 01:47:45,390
‫ «بیایید تاریکی را جشن بگیریم»

1466
01:47:45,480 --> 01:47:47,940
‫ قربان، موشک داره تغییر جهت میده.

1467
01:47:52,290 --> 01:47:58,250
‫ «بیایید تاریکی را جشن بگیریم»

1468
01:47:58,340 --> 01:47:58,870
‫این خوبه!

1469
01:47:59,090 --> 01:48:01,470
‫موشک مسیرش رو تغییر داد و به سمت دریای عرب رفت.

1470
01:48:02,420 --> 01:48:03,730
‫از خطر دور شدیم، مگه نه؟

1471
01:48:09,310 --> 01:48:10,220
‫اوه خدای من!

1472
01:48:11,300 --> 01:48:12,890
‫موشک در نزدیکی مرز پاکستانه.

1473
01:48:35,520 --> 01:48:45,650
‫میان چانو، پاکستان

1474
01:48:46,810 --> 01:48:48,730
‫ما همین الان جنگی رو با پاکستان شروع کردیم.

1475
01:48:49,710 --> 01:48:52,850
‫ "بذار صدای قطره‌های خون"

1476
01:48:53,380 --> 01:48:55,380
‫ "به گوش برسه، در نتیجه‌ی جنگ"

1477
01:48:56,080 --> 01:48:59,110
‫ "بذار صدای قطره‌های خون"

1478
01:48:59,540 --> 01:49:01,390
‫ "به گوش برسه، در نتیجه‌ی جنگ"

1479
01:49:05,840 --> 01:49:07,670
‫به شیبا بگو ردیاب رو رهگیری کنه.

1480
01:49:08,960 --> 01:49:11,660
‫اگه آماران باهاشه... بریم و اون حرومزاده رو بگیریم.

1481
01:49:12,840 --> 01:49:13,800
‫آماران...

1482
01:49:14,140 --> 01:49:15,730
‫می‌خوام پسرم رو ببینم.

1483
01:49:18,350 --> 01:49:20,850
‫خواهش می‌کنم این رو به عنوان آخرین لطف انجام بده.

1484
01:49:21,640 --> 01:49:22,720
‫من این رو به عنوان یه مادر ازت می‌خوام.

1485
01:49:22,960 --> 01:49:26,280
‫بله، مهر مادری.

1486
01:49:30,550 --> 01:49:31,980
‫به پسرش برسونش.

1487
01:49:37,730 --> 01:49:38,730
‫آفرین آماران، کارت عالی بود!

1488
01:49:38,780 --> 01:49:40,130
‫الان دیگه حواسشون پرت شده.

1489
01:49:40,200 --> 01:49:41,870
‫اونا نمی‌دونن «کامینی» چیه.

1490
01:49:42,060 --> 01:49:44,720
‫تا بخوان بفهمن چی شده، تو انتقامت رو گرفتی آماران.

1491
01:49:44,820 --> 01:49:45,720
‫بزن بریم!

1492
01:49:47,120 --> 01:49:50,150
‫انتخاب، ما مسئول این حمله نیستیم.

1493
01:49:50,540 --> 01:49:51,600
‫دفتر نخست‌وزیر، اسلام‌آباد، پاکستان

1494
01:49:51,620 --> 01:49:52,860
‫واقعاً؟

1495
01:49:52,890 --> 01:49:53,620
‫دفتر نخست‌وزیر، اسلام‌آباد، پاکستان

1496
01:49:53,680 --> 01:49:55,690
‫چطور اینو به مردمم بگم؟

1497
01:49:55,970 --> 01:49:57,710
‫جنگ یه احتمالِ واقعیه.

1498
01:49:58,410 --> 01:49:59,140
‫متأسفم!

1499
01:50:00,500 --> 01:50:02,530
‫قربان، باید فوراً پاسخ بدیم.

1500
01:50:05,680 --> 01:50:08,190
‫راکیش، با رئیس ستاد دفاع تماس بگیر.

1501
01:50:08,560 --> 01:50:10,200
‫باید برای جنگ آماده بشیم.

1502
01:50:16,870 --> 01:50:22,280
‫ "زندان‌ها در آتش خواهند سوخت"

1503
01:50:22,850 --> 01:50:28,730
‫ "دنیا سقوط خواهد کرد"

1504
01:50:29,170 --> 01:50:35,060
‫ "خشم‌تون رو رها کنید"

1505
01:50:35,320 --> 01:50:41,230
‫ "قتل چیه؟   درد چیه؟"

1506
01:50:41,510 --> 01:50:47,470
‫ "وقتی کشتی، دیگه درد چیه؟"

1507
01:50:51,070 --> 01:50:53,420
‫دستگاه آماده‌ست. باید توی محل تنظیمش کنیم.

1508
01:50:53,810 --> 01:50:55,240
‫به محض اینکه فعال بشه...

1509
01:50:55,450 --> 01:50:58,110
‫ظرف بیست دقیقه، «کامینی» در شعله‌های آتش خواهد سوخت.

1510
01:50:58,910 --> 01:51:01,460
‫فرض کنیم دستگاهت کار نکرد.

1511
01:51:01,560 --> 01:51:02,620
‫اون‌وقت از این بمب استفاده می‌کنیم.

1512
01:51:02,770 --> 01:51:04,210
‫اینا مواد منفجره‌ی سی-۴ هستن.

1513
01:51:04,830 --> 01:51:06,020
‫باید ببریش داخل.

1514
01:51:06,260 --> 01:51:07,610
‫این نقشه دوم ماست.

1515
01:51:08,760 --> 01:51:10,420
‫این یه ماموریت انتحاریه، مگه نه؟

1516
01:51:11,920 --> 01:51:13,040
‫وقت بازیه!

1517
01:51:14,030 --> 01:51:16,360
‫ این نوای موسیقی‌ست

1518
01:51:16,990 --> 01:51:20,610
‫ این طنینِ جنگ است

1519
01:51:20,870 --> 01:51:27,130
‫ آیا باید در دلِ تاریکی زاده شوم؟

1520
01:51:39,840 --> 01:51:40,860
‫موقعیت روی ردیاب چیه؟

1521
01:51:40,930 --> 01:51:42,510
‫ردیاب هنوز توی جاده‌ی ساحلیِ شرقیه.

1522
01:51:45,420 --> 01:51:48,600
‫ بگذار طنینِ قطرات خون...

1523
01:51:48,900 --> 01:51:50,960
‫ در پیِ این جنگ، به گوش برسد

1524
01:52:00,000 --> 01:52:02,100
‫گوتام، اونا داخل یه آمبولانسن.

1525
01:52:02,600 --> 01:52:03,600
‫آمبولانس کجاست؟

1526
01:52:04,190 --> 01:52:06,910
‫توی شهرن، دارن از جاده‌ی قدیمیِ ماهابالی‌پورام میرن.

1527
01:52:07,230 --> 01:52:09,410
‫باشه، به ردیابی ادامه بده. گمشون نکن!

1528
01:52:27,790 --> 01:52:28,950
‫اوه خدای من، گوتام!

1529
01:52:29,040 --> 01:52:30,640
‫سیگنال از هفت‌تا موقعیتِ مختلف میاد.

1530
01:52:32,460 --> 01:52:33,030
‫چی؟

1531
01:52:34,560 --> 01:52:36,520
‫سیگنالِ ردیاب به هفت شاخه تقسیم شده.

1532
01:52:36,570 --> 01:52:38,350
‫داره در هفت جهت مختلف حرکت می‌کنه.

1533
01:52:38,650 --> 01:52:39,210
‫ببین!

1534
01:52:58,290 --> 01:52:59,290
‫قضیه رو فهمیده!

1535
01:53:00,330 --> 01:53:01,410
‫داره باهامون بازی می‌کنه!

1536
01:53:01,790 --> 01:53:04,340
‫ماها بالی پورام، همزمان

1537
01:53:06,160 --> 01:53:06,620
‫قربان!

1538
01:53:06,940 --> 01:53:10,100
‫از اونجایی که سیگنال از هفت نقطه مختلف میاد، ممکنه هفت تا بمب هم در کار باشه.

1539
01:53:10,410 --> 01:53:12,210
‫اونا هفت تا کپسول هسته‌ای دارن.

1540
01:53:12,460 --> 01:53:14,240
‫بنابراین باید بدترین حالت رو در نظر بگیریم.

1541
01:53:14,400 --> 01:53:15,070
‫اما آخه چرا؟

1542
01:53:15,160 --> 01:53:17,960
‫اگه در حین اجلاس جی-۲۰ حمله هسته‌ای صورت بگیره،

1543
01:53:18,070 --> 01:53:19,120
‫نه فقط هند،

1544
01:53:19,490 --> 01:53:20,970
‫بلکه حمله‌ای به کل دنیا خواهد بود.

1545
01:53:21,240 --> 01:53:23,920
‫هند یک حمله موشکی بی‌دلیل علیه پاکستان انجام داده.

1546
01:53:24,150 --> 01:53:26,950
‫پاسخ پاکستان به این اقدام، یک فاجعه هسته‌ایه.

1547
01:53:27,360 --> 01:53:29,580
‫این حمله باعث مرگ بیست نفر از رهبران جهان شده.

1548
01:53:30,450 --> 01:53:32,790
‫نتیجه‌ش یه جنگ جهانیه.

1549
01:53:33,540 --> 01:53:35,550
‫در آستانه‌ی شروع یه جنگ جهانی هستیم، قربان.

1550
01:53:37,180 --> 01:53:38,400
‫خانم، اجازه می‌دین؟

1551
01:53:39,190 --> 01:53:42,560
‫یکی از اون هفت مکان همین حالا هم تحت نظارت ماست، خانم.

1552
01:53:42,950 --> 01:53:43,860
‫- چی؟ - بله، خانم!

1553
01:53:44,240 --> 01:53:46,000
‫اون آپارتمان «کامینی» توی جاده‌ی قدیمی «ماهابالی‌پورام»ـه.

1554
01:53:48,340 --> 01:53:51,920
‫آپارتمان کامینی، تیروپورور، جاده‌ی OMR، همزمان

1555
01:53:54,110 --> 01:53:56,050
‫- بله خانم. - گوتام، کجایی؟

1556
01:53:56,160 --> 01:53:57,790
‫خانم، این یه تله‌ست!

1557
01:53:58,100 --> 01:54:00,890
‫اون می‌خواد باور کنیم که توی هفت‌تا نقطه بمب‌گذاری کرده.

1558
01:54:01,100 --> 01:54:04,300
‫داره ما رو دنبال نخود سیاه می‌فرسته تا نقشه‌ی اصلیش رو عملی کنه.

1559
01:54:04,430 --> 01:54:07,140
‫در ضمن، اون می‌دونه که ما هر کسی رو که سد راهمون بشه از پا درمیاریم.

1560
01:54:07,630 --> 01:54:08,220
‫دقیقاً!

1561
01:54:08,680 --> 01:54:09,400
‫گوتام، به حرفم گوش کن.

1562
01:54:09,720 --> 01:54:13,110
‫آمبولانس جلوی آپارتمان «کامینی»، مامور سابق اطلاعات، پارک شده،

1563
01:54:13,150 --> 01:54:14,210
‫کسی که تحت نظر ماست.

1564
01:54:14,330 --> 01:54:15,060
‫اما مراقب باش!

1565
01:54:15,150 --> 01:54:18,190
‫اگه کامینی برای «آماران» کار کنه، ممکنه همکاری نکنه.

1566
01:54:18,850 --> 01:54:20,560
‫- اجازه درگیری داری. - نه قربان!

1567
01:54:20,740 --> 01:54:22,540
‫اون دقیقاً می‌دونه قراره چیکار کنیم.

1568
01:54:22,910 --> 01:54:25,600
‫ممکنه اطلاعات ارزشمندی داخل اون ون باشه.

1569
01:54:25,860 --> 01:54:27,380
‫تا وقتی بفهمیم قضیه چیه...

1570
01:54:28,010 --> 01:54:29,880
‫خواهش می‌کنم قربان، از نیروهای ویژه بخواین متوقف بشن.

1571
01:54:29,960 --> 01:54:31,090
‫تا پنج دقیقه دیگه اونجام.

1572
01:54:31,500 --> 01:54:34,530
‫نیروهای ویژه تا یک دقیقه دیگه می‌رسن، گاتام.

1573
01:54:34,850 --> 01:54:36,890
‫اونا دستور شلیک دارن و منتظر نمی‌مونن.

1574
01:54:57,410 --> 01:54:58,980
‫آمار، من تو موقعیتم هستم.

1575
01:54:59,950 --> 01:55:01,640
‫جوبی، می‌دونی باید چیکار کنی.

1576
01:55:13,590 --> 01:55:15,400
‫به محض اینکه نیروهای ویژه درِ آمبولانس رو باز کنن...

1577
01:55:15,720 --> 01:55:16,350
‫بهشون شلیک کن!

1578
01:55:16,410 --> 01:55:19,330
‫توی این وضعیت وحشت‌زده، به هر کسی که اون توئه شلیک می‌کنن.

1579
01:55:42,180 --> 01:55:43,520
‫قربان، این یه تله‌ست.

1580
01:55:43,860 --> 01:55:44,720
‫پنج دقیقه منتظر بمونید.

1581
01:55:53,010 --> 01:55:54,390
‫نیروهای ویژه! آماده بشید!

1582
01:55:57,370 --> 01:55:58,650
‫قربان، خواهش می‌کنم عقب بکشید!

1583
01:56:01,440 --> 01:56:02,550
‫قربان، برید عقب!

1584
01:56:07,890 --> 01:56:10,190
‫با عشق♥ آماران توحه اللمبی

1585
01:56:21,690 --> 01:56:23,190
‫فقط یه سوال: آماران کجاست؟

1586
01:56:27,750 --> 01:56:29,640
‫تو کامینی هستی؟ نقشه نهاییش؟

1587
01:56:30,040 --> 01:56:31,840
‫من نیستم. نه، من اون نیستم.

1588
01:56:32,310 --> 01:56:33,030
‫این من نیستم.

1589
01:56:33,260 --> 01:56:35,660
‫این رآکتور کوچک کالپاکامه، کامینی.

1590
01:56:38,040 --> 01:56:39,350
‫«نیروگاه اتمی مدرس»

1591
01:56:48,030 --> 01:56:49,400
‫- گوتام؟ - بله خانم!

1592
01:56:50,060 --> 01:56:52,220
‫اسم رمز «کامینی» اون دختره نیست.

1593
01:56:52,580 --> 01:56:55,320
‫اون رآکتور کوچک کالپاکامه، کامینی.

1594
01:56:55,600 --> 01:56:56,510
‫داره میره اونجا.

1595
01:56:56,800 --> 01:56:57,910
‫این نقشه نهایی آمارانه!

1596
01:56:58,640 --> 01:57:01,360
‫خدای من، این خیلی بزرگتر از چیزیه که فکرش رو می‌کردیم.

1597
01:57:04,300 --> 01:57:05,360
‫دارم میام اونجا، خانم.

1598
01:57:06,090 --> 01:57:07,720
‫گاتام، این یه ویروس دیجیتالیه.

1599
01:57:07,820 --> 01:57:10,450
‫داخل نیروگاه، پشت اتاق سرور،

1600
01:57:10,580 --> 01:57:11,790
‫یه سیستم پشتیبان اونجاست.

1601
01:57:11,850 --> 01:57:13,060
‫باید اینو بهش وصل کنی.

1602
01:57:13,180 --> 01:57:14,080
‫- یادت نره! - باشه.

1603
01:57:14,390 --> 01:57:17,690
‫نیروگاه هسته‌ای کالپاکام

1604
01:57:24,790 --> 01:57:26,900
‫قربان، این وقت صبح چطوری اومدین اینجا؟

1605
01:57:27,120 --> 01:57:27,870
‫چرا اینقدر زود؟

1606
01:57:28,220 --> 01:57:30,170
‫چیزی به ما نگفته بودین. اینا کی هستن؟

1607
01:57:31,380 --> 01:57:32,900
‫همون‌طور که می‌بینی...

1608
01:57:33,270 --> 01:57:35,720
‫این قرارداد جدید تعمیر و نگهداری رآکتور کامینیه.

1609
01:57:36,020 --> 01:57:37,770
‫تکنسین‌ها از ژاپن رسیدن.

1610
01:57:37,930 --> 01:57:38,930
‫دروازه رو باز کن.

1611
01:57:39,350 --> 01:57:41,310
‫قربان، این‌ها مجوز بازدید از سایت رو دارن؟

1612
01:57:41,840 --> 01:57:43,260
‫ما هیچ ابلاغیه رسمی‌ای دریافت نکردیم.

1613
01:57:43,470 --> 01:57:45,530
‫من مدیر این نیروگاهم.

1614
01:57:45,790 --> 01:57:47,960
‫و این یه بازدید سرزده‌ست.

1615
01:57:48,200 --> 01:57:48,860
‫متوجهی؟

1616
01:57:49,060 --> 01:57:51,720
‫حتماً دستیار شخصی من براتون ایمیل فرستاده.

1617
01:57:52,400 --> 01:57:54,450
‫ببین... اول دروازه رو باز کن.

1618
01:57:54,980 --> 01:57:55,790
‫هی، دروازه رو باز کن!

1619
01:58:11,340 --> 01:58:12,620
‫به رئیس خبر بدید.

1620
01:58:29,870 --> 01:58:31,900
‫تلفن آقای سوموسوندارام در دسترس نیست.

1621
01:58:32,150 --> 01:58:33,360
‫و جسد همسرش پیدا شده که به قتل رسیده.

1622
01:58:33,660 --> 01:58:37,020
‫اگه آماران همراهش باشه... نفوذ به نیروگاه براشون خیلی راحت می‌شه.

1623
01:58:37,470 --> 01:58:39,580
‫و امروز، روزِ تعمیر و نگهداری دوره‌ایِ رآکتور «کامینی»ـه.

1624
01:58:40,210 --> 01:58:41,860
‫هیچ کارگری توی سایت نخواهد بود.

1625
01:58:42,370 --> 01:58:44,820
‫فقط مهندس‌های ایمنی و پرسنل امنیتی.

1626
01:58:45,120 --> 01:58:47,000
‫اون از این موضوع خبر داشت و براش نقشه کشیده بود.

1627
01:58:47,190 --> 01:58:48,520
‫این یه دیوونگیِ تمام‌عیاره!

1628
01:58:48,890 --> 01:58:50,560
‫داری با یه نیروگاه هسته‌ای بازی می‌کنی.

1629
01:58:50,860 --> 01:58:52,790
‫این کار به قیمت جونِ هزاران نفر تموم می‌شه.

1630
01:58:56,410 --> 01:58:58,150
‫قربان، شما دارید کوته‌فکرانه فکر می‌کنید.

1631
01:58:59,240 --> 01:59:00,490
‫هزاران نفر که عددی نیستن.

1632
01:59:01,150 --> 01:59:04,190
‫حالا، فرض کنیم پنج میلیون نفر.

1633
01:59:04,540 --> 01:59:07,120
‫نه! نظرتون در مورد ده میلیون نفر چیه؟

1634
01:59:08,260 --> 01:59:09,680
‫همه‌شون در آنِ واحد کشته می‌شن!

1635
01:59:12,140 --> 01:59:15,140
‫دنیا از ویرانی‌ای که انرژی هسته‌ای به بار آورده حرف می‌زنه.

1636
01:59:15,650 --> 01:59:16,850
‫اینجوری نگاه‌ها رو به خودش جلب می‌کنه، قربان.

1637
01:59:18,180 --> 01:59:19,820
‫- وایسا، تو... - آره!

1638
01:59:20,250 --> 01:59:21,450
‫تو یه دیوونه‌ی لعنتی هستی!

1639
01:59:23,100 --> 01:59:25,790
‫این انرژی هسته‌ایه. نمی‌تونی کنترلش کنی.

1640
01:59:26,670 --> 01:59:30,420
‫کشور رو به نابودی می‌کشونه و هیچ راهی برای بقا یا توسعه باقی نمی‌ذاره.

1641
01:59:30,500 --> 01:59:31,720
‫خواهش می‌کنم این کار رو نکن!

1642
01:59:32,260 --> 01:59:34,390
‫بله! حق با شماست قربان.

1643
01:59:35,200 --> 01:59:36,900
‫سال‌ها پیش، ما هم همین رو می‌گفتیم.

1644
01:59:38,290 --> 01:59:39,290
‫اون زمان...

1645
01:59:39,930 --> 01:59:43,300
‫به ما گفتی که انرژی هسته‌ای برای توسعه‌ی کشور مفیده.

1646
01:59:43,600 --> 01:59:44,490
‫اما حالا...

1647
01:59:45,000 --> 01:59:48,160
‫داری حرف خودت رو نقض می‌کنی قربان.

1648
01:59:48,700 --> 01:59:50,890
‫ظاهراً خیلی گیج شدی، آقای سومو.

1649
01:59:51,510 --> 01:59:52,590
‫بیا، بیا با هم حرف بزنیم.

1650
02:00:01,850 --> 02:00:04,570
‫ابعاد این ویرانی هسته‌ای تا کجاست؟

1651
02:00:05,480 --> 02:00:06,450
‫فاجعه‌باره!

1652
02:00:08,640 --> 02:00:12,240
‫اگه توی قلب رآکتور «کامینی» ذوب یا انفجاری رخ بده...

1653
02:00:12,680 --> 02:00:16,220
‫تمام موجودات زنده رو تا شعاع صد کیلومتری نابود می‌کنه.

1654
02:00:22,510 --> 02:00:23,660
‫جلوی اون احمق رو بگیرید!

1655
02:00:24,340 --> 02:00:26,180
‫فوراً ارتش رو به «کالپاکام» اعزام کنید.

1656
02:00:26,570 --> 02:00:27,290
‫نه قربان!

1657
02:00:27,700 --> 02:00:30,250
‫اگه ارتش یا نیروی هوایی رو بفرستیم، مردم باخبر می‌شن.

1658
02:00:30,330 --> 02:00:31,060
‫این کار باعث وحشت عمومی می‌شه!

1659
02:00:31,300 --> 02:00:32,180
‫فقط این نیست...

1660
02:00:32,260 --> 02:00:34,820
‫اگه «آماران» بفهمه که داریم نیرو می‌فرستیم...

1661
02:00:35,150 --> 02:00:37,720
‫ممکنه هر لحظه دستگاه رو فعال کنه.

1662
02:00:38,340 --> 02:00:40,050
‫«گوتام» و تیمش همین الان هم توی «کالپاکام» هستن.

1663
02:00:40,190 --> 02:00:41,830
‫من می‌رم اونجا و شما رو در جریان می‌ذارم قربان.

1664
02:00:43,920 --> 02:00:46,400
‫— برو و من رو در جریان بذار. — چشم خانم.

1665
02:00:46,460 --> 02:00:47,120
‫کامینی؟

1666
02:00:48,200 --> 02:00:49,310
‫اونجاست خانم.

1667
02:01:01,950 --> 02:01:03,440
‫جناب، شما در این ساعت اجازه ورود ندارید.

1668
02:01:03,630 --> 02:01:05,850
‫- همون‌طور که می‌بینی... - ببخشید برادر، مجوز همراهمه.

1669
02:01:06,100 --> 02:01:06,740
‫جکسون؟

1670
02:01:20,770 --> 02:01:22,490
‫خواهش می‌کنم در موردش فکر کن.

1671
02:01:22,770 --> 02:01:24,590
‫ویرانی فاجعه‌بار خواهد بود.

1672
02:01:24,700 --> 02:01:26,330
‫تمام جنوب هند رو نابود می‌کنه.

1673
02:01:26,870 --> 02:01:29,030
‫سومو، داری کلافه‌م می‌کنی.

1674
02:01:30,100 --> 02:01:31,050
‫بسیار خب، فعلاً خداحافظ.

1675
02:01:55,370 --> 02:01:56,950
‫آمار، دستگاه آماده‌ست.

1676
02:01:57,640 --> 02:01:59,980
‫حالا این دستگاه رو به قلب رآکتور وصل کن.

1677
02:02:20,990 --> 02:02:21,830
‫مایک!

1678
02:02:22,530 --> 02:02:23,580
‫برو و اوضاع رو چک کن.

1679
02:02:23,820 --> 02:02:24,950
‫هی، زود باش بریم!

1680
02:02:25,500 --> 02:02:27,040
‫نگهبان‌های امنیتی متوجه شدن.

1681
02:02:27,520 --> 02:02:29,110
‫محیط رو پوشش بدید. گوش‌به‌زنگ باشید!

1682
02:03:17,570 --> 02:03:18,820
‫شیبا، ده دقیقه وقت نشون می‌ده.

1683
02:03:18,930 --> 02:03:19,930
‫من ده دقیقه وقت ندارم.

1684
02:03:20,780 --> 02:03:21,900
‫ببین گوتام.

1685
02:03:22,090 --> 02:03:25,260
‫تا وقتی ویروس رو بارگذاری نکنی، نمی‌تونم وارد نیروگاه بشم.

1686
02:03:25,360 --> 02:03:26,570
‫پس، ده دقیقه!

1687
02:03:26,980 --> 02:03:28,140
‫جایی نرو.

1688
02:03:28,530 --> 02:03:29,810
‫باشه، منتظر می‌مونم.

1689
02:03:51,730 --> 02:03:52,950
‫حرف آخری نداری؟

1690
02:03:59,200 --> 02:04:00,450
‫می‌میری!

1691
02:04:00,960 --> 02:04:01,550
‫چی؟

1692
02:04:02,180 --> 02:04:02,800
‫خداحافظ!

1693
02:04:43,470 --> 02:04:45,410
‫آمار، من دارم می‌رم سمت قایق.

1694
02:04:45,550 --> 02:04:46,720
‫اگه جلوی گداخت رو گرفتن،

1695
02:04:46,740 --> 02:04:48,580
‫بمبی که بهت دادم رو ببر داخل رآکتور.

1696
02:05:29,310 --> 02:05:31,070
‫سلام، پولشوی عزیز.

1697
02:05:32,290 --> 02:05:33,990
‫نقشه‌ی آمبولانس شکست خورد.

1698
02:05:34,330 --> 02:05:36,640
‫فکر کردم همه‌جا رو دنبال بمب می‌گردی.

1699
02:05:37,340 --> 02:05:38,080
‫مشکلی نیست!

1700
02:05:38,270 --> 02:05:40,140
‫گداخت رآکتور شروع شده.

1701
02:05:41,700 --> 02:05:43,270
‫آخرین آرزوت چیه، گاتهام؟

1702
02:05:43,650 --> 02:05:45,560
‫بهم بگو. مشتاقم بشنوم.

1703
02:05:46,720 --> 02:05:47,510
‫چون ما...

1704
02:05:49,450 --> 02:05:50,670
‫فقط بیست دقیقه وقت باقی مونده.

1705
02:05:55,420 --> 02:05:57,050
‫بیست دقیقه‌ی پایانیِ عمرت...

1706
02:05:57,630 --> 02:05:59,590
‫یه کاری کن خاطره‌انگیز بشه.

1707
02:09:12,040 --> 02:09:13,410
‫خانم، حالتون خوبه؟

1708
02:09:15,000 --> 02:09:15,800
‫بله.

1709
02:09:16,660 --> 02:09:17,230
‫بله.

1710
02:09:17,460 --> 02:09:18,980
‫خانم، وقتمون داره تموم می‌شه.

1711
02:09:19,430 --> 02:09:20,910
‫لطفاً سریع برید به اتاق کنترل.

1712
02:09:21,110 --> 02:09:21,730
‫بله.

1713
02:09:22,880 --> 02:09:23,580
‫بسیار خب.

1714
02:09:52,210 --> 02:09:54,750
‫شیبا، همه‌چیز به زبان ماندارینه.

1715
02:09:55,840 --> 02:09:56,960
‫نمی‌تونم اینو بخونم.

1716
02:09:57,370 --> 02:10:01,530
‫خانم، نمی‌تونم از راه دور به سیستمشون نفوذ کنم.

1717
02:10:03,050 --> 02:10:03,710
‫چی؟

1718
02:10:03,970 --> 02:10:06,000
‫خانم، می‌خوام یه کاری انجام بدم.

1719
02:10:07,150 --> 02:10:08,970
‫- واقعاً متاسفم. - بابت چی متاسفی؟

1720
02:10:24,220 --> 02:10:24,710
‫متاسفم!

1721
02:10:24,800 --> 02:10:27,800
‫نمی‌تونم کنترل ایستگاه رو به دست بگیرم، مگر اینکه یه نوسان توی برق ایجاد کنم و سیستم رو ریبوت کنم.

1722
02:10:27,890 --> 02:10:29,000
‫چاره دیگه‌ای نداشتم.

1723
02:10:30,390 --> 02:10:32,460
‫خانم، حالتون خوبه؟

1724
02:10:36,930 --> 02:10:37,930
‫خوبم!

1725
02:10:46,360 --> 02:10:48,020
‫حالا کنترل ایستگاه دست منه.

1726
02:10:48,400 --> 02:10:50,760
‫اما نقشه جایگزینشون همون بمبیه که همراهشونه.

1727
02:10:50,970 --> 02:10:53,020
‫هر اتفاقی که بیفته، بمب نباید داخل نیروگاه منفجر بشه.

1728
02:10:53,090 --> 02:10:55,590
‫جلوی ذوب شدن رآکتور رو گرفتم.

1729
02:11:02,410 --> 02:11:02,970
‫آمار!

1730
02:11:03,060 --> 02:11:04,540
‫اونا جلوی ذوب شدن رآکتور رو گرفتن.

1731
02:11:04,810 --> 02:11:06,550
‫دارن از کنترل ما خارج می‌شن.

1732
02:11:09,530 --> 02:11:10,730
‫فقط یه راه برامون باقی مونده.

1733
02:11:10,910 --> 02:11:13,010
‫بمبی که بهت دادم باید داخل رآکتور منفجر بشه.

1734
02:11:13,110 --> 02:11:13,850
‫صدام رو می‌شنوی؟

1735
02:11:14,130 --> 02:11:14,680
‫آمار؟

1736
02:11:18,510 --> 02:11:21,300
‫گاتام، چیزی که همراهته بمب اتم نیست، بلکه مواد منفجره C4 هستش.

1737
02:11:21,350 --> 02:11:22,630
‫اگه بمب هر جایی داخل نیروگاه منفجر بشه،

1738
02:11:22,660 --> 02:11:23,780
‫باعث نشت تشعشعات هسته‌ای می‌شه.

1739
02:11:23,830 --> 02:11:24,830
‫و جون آدم‌های زیادی گرفته می‌شه.

1740
02:11:24,890 --> 02:11:27,660
‫بنابراین، باید بمب رو به پنج کیلومتریِ نیروگاه ببری.

1741
02:11:27,790 --> 02:11:29,990
‫یه راهروی کوچیک کنار رآکتور «کامینی» هست.

1742
02:11:30,920 --> 02:11:32,040
‫تو رو به یه در می‌رسونه.

1743
02:11:32,220 --> 02:11:33,590
‫اون در رو برات باز می‌کنم.

1744
02:11:33,690 --> 02:11:35,470
‫از اون در می‌تونی ظرف دو دقیقه به دریا برسی.

1745
02:11:35,620 --> 02:11:36,870
‫و اونجا یه قایق برات آماده کردیم.

1746
02:11:42,220 --> 02:11:43,130
‫شیبا، به در رسیدی.

1747
02:11:43,400 --> 02:11:44,490
‫الان بازش می‌کنم.

1748
02:12:07,530 --> 02:12:09,680
‫خدای من! اونا پشت درِ رآکتورن.

1749
02:12:19,610 --> 02:12:21,440
‫شیبا، در رو باز کن.

1750
02:12:21,770 --> 02:12:23,050
‫چی؟ نه!

1751
02:12:25,490 --> 02:12:27,410
‫زود باش! در رو باز کن!

1752
02:12:31,600 --> 02:12:32,660
‫خواهش می‌کنم به حرفم گوش بده.

1753
02:12:33,060 --> 02:12:34,440
‫در رو باز کن!

1754
02:13:11,640 --> 02:13:14,090
‫در رو ببند و رآکتور رو راه بنداز.

1755
02:13:15,970 --> 02:13:16,590
‫باشه.

1756
02:13:21,320 --> 02:13:25,410
‫فاصله تا مکان امن: ۱۰ متر

1757
02:13:42,930 --> 02:13:45,250
‫مادر

1758
02:14:03,540 --> 02:14:10,870
‫فاصله تا مکان امن: 1.38 کیلومتر

1759
02:14:17,340 --> 02:14:24,120
‫فاصله تا مکان امن: 2.04 کیلومتر

1760
02:14:29,840 --> 02:14:37,130
‫فاصله تا مکان امن: 2.79 کیلومتر

1761
02:15:42,810 --> 02:15:46,390
‫محافظت از مردم در برابر جنگی که علیه ما به راه افتاده.

1762
02:15:46,910 --> 02:15:49,560
‫کسانی که در این جنگ پیروز می‌شن و کشور رو نجات می‌دن...

1763
02:15:49,860 --> 02:15:50,540
‫جاسوس‌ها!

1764
02:15:56,430 --> 02:15:58,310
‫اون‌ها به زندگی خودشون اهمیتی نمی‌دن.

1765
02:15:58,590 --> 02:16:00,870
‫اما با تمام وجود برای نجات جان مردم تلاش می‌کنن.

1766
02:16:01,420 --> 02:16:02,540
‫اون‌ها قهرمان‌های واقعی هستن!

1767
02:16:03,510 --> 02:16:04,300
‫اون مرده قربان.

1768
02:16:06,260 --> 02:16:09,160
‫اون‌ها کی هستن؟ و چه شکلی‌ان؟

1769
02:16:09,380 --> 02:16:10,970
‫اون‌ها به سادگی از روی زمین محو می‌شن.

1770
02:16:11,480 --> 02:16:14,040
‫امروز، به نظر من، گاتام یک قهرمانه.

1771
02:16:14,710 --> 02:16:16,930
‫و اون هم به همین سادگی ناپدید شد.

1772
02:16:17,360 --> 02:16:21,150
‫اما ما باید از جان کسانی که او خودش را فدایشان کرد، محافظت کنیم.

1773
02:16:21,810 --> 02:16:23,730
‫مدارک اصلی و پاسپورتت.

1774
02:16:24,610 --> 02:16:28,330
‫او از قبل برای فرستادن تو به یک جای امن برنامه‌ریزی کرده بود.

1775
02:16:28,680 --> 02:16:29,620
‫این‌ها رو در جای امنی نگه دار!

1776
02:16:33,890 --> 02:16:35,510
‫امروز، جلوی «آماران» رو گرفتیم.

1777
02:16:36,300 --> 02:16:39,020
‫پس تکلیف مغز متفکرشون، «رانا» چی میشه؟

1778
02:16:40,060 --> 02:16:41,430
‫اگه رانا رو پیدا نکنیم...

1779
02:16:41,670 --> 02:16:44,890
‫این دنیا با هزاران «آماران» دیگه روبرو میشه.

1780
02:16:43,710 --> 02:16:45,830
‫زندان تیهار - ۶ ماه بعد

1781
02:16:45,860 --> 02:16:47,710
‫به قصد دستگیری رانا...

1782
02:16:47,880 --> 02:16:50,990
‫به ملاقات دوست قدیمی و وفادارش در زندان تیهار رفتم.

1783
02:16:53,130 --> 02:16:53,850
‫رانا کیه؟

1784
02:16:55,080 --> 02:16:56,390
‫ازش چی می‌دونی؟

1785
02:16:57,280 --> 02:17:00,330
‫این همه وفاداری برای یه آدم ناشناس؟

1786
02:17:01,540 --> 02:17:03,290
‫وفاداری‌ای که تا مرز نابودی کشور پیش میره.

1787
02:17:04,860 --> 02:17:08,700
‫وقتی برای بقا در این وطن می‌جنگیدم، کمکم نکرد.

1788
02:17:09,330 --> 02:17:10,530
‫اما «رانا» پا پیش گذاشت و کمکم کرد.

1789
02:17:13,180 --> 02:17:15,840
‫وفاداری، فقط برای همون یک نفر!

1790
02:17:18,840 --> 02:17:21,640
‫استانبول، یک سال بعد

1791
02:17:28,810 --> 02:17:30,160
‫خب، پس همین‌جا بمیر.

1792
02:17:33,700 --> 02:17:35,140
‫من هیچی در مورد «رانا» نمی‌دونم.

1793
02:17:36,310 --> 02:17:37,290
‫اصلاً اون مَرد رو ندیدم.

1794
02:17:38,340 --> 02:17:41,960
‫اما یه نفر رو می‌شناسم که هنوز زنده‌ست و «رانا» رو از نزدیک دیده.

1795
02:17:45,470 --> 02:17:47,920
‫یه روستای کوچک، «مورثازار»، نزدیک مرز پاکستان.

1796
02:17:46,740 --> 02:17:48,500
‫مورثازار (خط کنترل) مرز هند و پاکستان

1797
02:17:48,360 --> 02:17:52,270
‫سال‌ها پیش، وقتی «رانا» به خاطر زخم گلوله داشت با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد...

1798
02:17:52,440 --> 02:17:54,850
‫دکتر روستا اون رو درمان کرد تا حالش خوب شد.

1799
02:17:55,350 --> 02:17:57,100
‫نمی‌دونم این حقیقته یا دروغ.

1800
02:17:57,590 --> 02:18:01,150
‫اما این تنها راهیه که می‌تونی از «رانا» خبری پیدا کنی.

1801
02:18:04,970 --> 02:18:07,110
‫آیا یکی از اونا «رانا»ست؟

1802
02:18:13,380 --> 02:18:14,550
‫خب، رانا کیه؟

1803
02:18:24,220 --> 02:18:26,000
‫می‌تونی بهش بگی یه معجزه الهی،

1804
02:18:26,430 --> 02:18:28,460
‫چون اون به رانای بی‌هویت، یه چهره بخشید.

1805
02:18:29,170 --> 02:18:30,720
‫قهوه لاته شما با یه دونه شکر.

1806
02:18:31,280 --> 02:18:31,920
‫ممنونم.

1807
02:18:36,640 --> 02:18:40,460
‫گاتام، حس کردم یکی داشت تعقیبم می‌کرد.

1808
02:18:42,690 --> 02:18:44,810
‫نگران نباش. اینجا در امانیم.

1809
02:18:45,480 --> 02:18:47,460
‫تا کی باید پشتمون رو بپاییم، گاتام؟

1810
02:18:48,010 --> 02:18:49,110
‫دیگه مجبور به این کار نیستی!

1811
02:18:51,750 --> 02:18:53,950
‫ببخشید، مزاحم حرفاتون شدم؟

1812
02:18:55,050 --> 02:18:57,530
‫کیرتانا، باید خصوصی با گاتام صحبت کنم.

1813
02:18:57,680 --> 02:18:59,130
‫لطفاً برو و از لاته‌ات لذت ببر.

1814
02:19:06,250 --> 02:19:08,890
‫تمام پول‌های پولشویی که از «سوکارت‌پت» ضبط کردی رو خرج کردی...

1815
02:19:09,520 --> 02:19:10,540
‫یا چیزی ازش باقی مونده؟

1816
02:19:13,680 --> 02:19:15,470
‫چطور از اون انفجار جون سالم به در بردی؟

1817
02:19:15,980 --> 02:19:18,200
‫آره، تو یه متخصص عملیات زیرِ آبی.

1818
02:19:19,270 --> 02:19:22,930
‫خیلی هوشمندانه کاری کردی که همه فکر کنن مُردی.

1819
02:19:23,260 --> 02:19:24,510
‫جون آدم‌های زیادی رو نجات دادی.

1820
02:19:24,820 --> 02:19:25,820
‫بابت این کارت ازت ممنونم!

1821
02:19:29,010 --> 02:19:32,900
‫می‌دونم که فقط برای تشکر کردن ردم رو نزدی.

1822
02:19:34,390 --> 02:19:38,900
‫«آماران» و «ویدا» دوتا از هفت کپسول هسته‌ای رو استفاده کردن.

1823
02:19:39,160 --> 02:19:40,310
‫بقیه‌شون کجاست «گاتام»؟

1824
02:19:40,530 --> 02:19:41,530
‫اونا توی یه جای...

1825
02:19:43,130 --> 02:19:44,600
‫امن برای همه هستن.

1826
02:19:48,050 --> 02:19:49,620
‫فهمیدم «رانا» کیه.

1827
02:19:50,500 --> 02:19:51,610
‫حالا هم در جستجوی تو...

1828
02:19:52,490 --> 02:19:53,920
‫آدماش به اینجا رسیدن.

1829
02:19:54,660 --> 02:19:55,530
‫اطرافت رو نگاه کن!

1830
02:19:59,790 --> 02:20:01,010
‫اگه «رانا» رو نگیری،

1831
02:20:01,270 --> 02:20:03,070
‫باید تا آخر عمرت برای نجات جونت در حال فرار باشی.

1832
02:20:06,660 --> 02:20:09,460
‫تمام این سال‌ها، همه‌جای دنیا رو دنبال رانا گشتی.

1833
02:20:10,340 --> 02:20:11,230
‫و نتونستی پیداش کنی.

1834
02:20:11,950 --> 02:20:15,220
‫واسه همین، چیزی رو برداشتی که بیشتر از هر چیزی تو دنیا می‌خواست.

1835
02:20:16,170 --> 02:20:17,950
‫حالا، کاری کردی که بیاد دنبال من.

1836
02:20:44,030 --> 02:20:44,770
‫رانا!

1837
02:21:26,530 --> 02:21:29,060
‫برای اینکه بفهمم چرا مستر ایکس به رانا تبدیل شد...

1838
02:21:29,300 --> 02:21:33,010
‫یک سال تمام مسیرش رو دنبال کردم، مسیری که خودش بیست سال پیش انتخاب کرده بود.

1839
02:21:33,990 --> 02:21:36,050
‫واسه دنیا، پدرم یه قهرمانه.

1840
02:21:36,430 --> 02:21:38,960
‫اما برای من، اون مرگبارترین شروریه که تا حالا دیدم.

1841
02:21:42,920 --> 02:21:44,810
‫هر کسی توی زندگیش یه نقطه فروپاشی رو تجربه می‌کنه.

1842
02:21:45,300 --> 02:21:48,100
‫لحظه‌ای که یه آدم خوب، تبدیل به یه آدم شرور می‌شه.

1843
02:21:52,720 --> 02:21:54,840
‫اون دستگاه هسته‌ای، طمع رو توی وجودش بیدار کرد...

1844
02:21:55,400 --> 02:21:59,200
‫و احتمالاتی که می‌تونست براش پول، قدرت و سلطه به همراه داشته باشه.

1845
02:21:59,940 --> 02:22:03,650
‫وقتی پدرم به ارزشش پی برد، به آدم دیگه‌ای تبدیل شد.

1846
02:22:04,580 --> 02:22:06,230
‫اون موقع بود که با هویت رانا...

1847
02:22:06,420 --> 02:22:08,490
‫او یک اتحادیه بین‌المللی تأسیس کرد.

1848
02:22:17,750 --> 02:22:19,460
‫برای توطئه علیه هند...

1849
02:22:19,630 --> 02:22:21,320
‫سازمان‌هایی که از این اتحادیه حمایت کردند...

1850
02:22:21,610 --> 02:22:26,530
‫سرویس اطلاعاتی پاکستان، امنیت دولتی چین و سی‌آی‌اِی آمریکا بودند.

1851
02:22:27,930 --> 02:22:31,320
‫اگر در طول اجلاس جی۲۰ یک حمله هسته‌ای رخ می‌داد...

1852
02:22:31,520 --> 02:22:33,630
‫او می‌دانست که این کار منجر به یک جنگ جهانی می‌شود.

1853
02:22:33,760 --> 02:22:35,840
‫به همین دلیل، مخفیانه نقشه‌ای را اجرا کرد.

1854
02:22:38,190 --> 02:22:40,750
‫این نقشه‌ای بود که برای به زانو درآوردن هند اجرا شد...

1855
02:22:40,870 --> 02:22:44,380
‫در برابر سایر کشورها و جلوگیری از پیشرفت آن.

1856
02:22:48,480 --> 02:22:52,810
‫پدرم با مخفی نگه داشتن هویتش از تمام دنیا، ترفند زیرکانه‌ای به کار برد.

1857
02:22:53,310 --> 02:22:58,060
‫حتی «آماران» هم متوجه نشد «پارامشوار پراتاپ» که نجاتش داده بود، در واقع همان «رانا»ست.

1858
02:22:59,770 --> 02:23:02,750
‫او از پیشینه «آماران» باخبر شد و او را شستشوی مغزی داد...

1859
02:23:02,850 --> 02:23:06,410
‫و او را برای انجام یک حمله هسته‌ای در هند تحریک کرد.

1860
02:23:07,660 --> 02:23:08,980
‫«کامینی» بدجوری خواهد سوخت!

1861
02:23:09,380 --> 02:23:12,780
‫او از اعتماد تو علیه خودت استفاده کرد.

1862
02:23:12,920 --> 02:23:14,650
‫«مستر ایکس» یکی از بهترین مشتری‌های ماست!

1863
02:23:14,990 --> 02:23:18,680
‫پدرم همون شیطانیه که با هر کسی که بهش اعتماد داشت، بازی کرد.

1864
02:23:19,070 --> 02:23:21,190
‫و اون شیطان دو رو داشت.

1865
02:23:21,810 --> 02:23:22,740
‫مستر ایکس

1866
02:23:23,200 --> 02:23:24,040
‫پشت سرمونه!

1867
02:23:27,290 --> 02:23:29,680
‫ما از اون حمله هسته‌ای که قصد انجامش رو داشتن، جون سالم به در بردیم.

1868
02:23:30,300 --> 02:23:33,850
‫پدرم و «سندیکا» دارن برای یه حمله دیگه نقشه می‌کشن.

1869
02:23:34,660 --> 02:23:37,640
‫اگه موفق بشن، یه نظم نوین جهانی به پا می‌کنن.

1870
02:23:39,880 --> 02:23:43,050
‫قبل از اینکه نقشه‌شون رو عملی کنن، باید جلوشون رو بگیرم.

1871
02:23:48,470 --> 02:23:49,870
‫دیگه فرار کردن بسه، خانم.

1872
02:23:50,770 --> 02:23:52,180
‫حالا دیگه نوبت ماست که شکارشون کنیم.

1873
02:24:00,590 --> 02:24:02,730
‫حق با توئه! دیگه فرار بسه!

1874
02:24:03,420 --> 02:24:04,350
‫زره رو بردار.

1875
02:24:05,410 --> 02:24:06,590
‫بیا با هم باهاشون بجنگیم!

1876
02:24:07,800 --> 02:24:09,080
‫در قالب «مستر ایکس» باهاشون بجنگ!

1877
02:24:09,100 --> 02:24:19,100
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

1878
02:24:36,490 --> 02:24:38,210
‫در قسمت دوم می‌بینیمتون

1879
02:24:40,300 --> 02:24:44,380
‫«مستر ایکس»

1880
02:24:44,590 --> 02:24:49,500
‫در جستجوی تاماسترا

1881
02:24:58,040 --> 02:25:00,540
‫این داستان تخیلی از چندین رویداد مختلف الهام گرفته شده است که گفته می‌شود در طول یک دوره زمانی رخ داده‌اند.

