1
00:01:40,420 --> 00:01:50,420
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

2
00:01:51,170 --> 00:01:52,420
‫به مامان نگاه نکن.

3
00:02:03,630 --> 00:02:05,630
‫چقدر خوشمزه به نظر میاد.

4
00:02:07,630 --> 00:02:09,550
‫می‌تونی یه کلوچه شنی دیگه هم درست کنی؟

5
00:02:21,000 --> 00:02:22,080
‫سلام.

6
00:02:22,790 --> 00:02:26,420
‫-اشکالی نداره دخترم هم باهاتون بازی کنه؟
‫-البته که نه.

7
00:02:26,500 --> 00:02:29,080
‫-اسمت چیه؟
‫-مادلن.

8
00:02:30,420 --> 00:02:33,380
‫-مادلن می‌تونه باهات بازی کنه الیز؟
‫-نه.

9
00:02:35,210 --> 00:02:38,210
‫البته که می‌تونه. لوس نشو.
‫برو مادلن.

10
00:02:38,290 --> 00:02:39,330
‫برو عزیزم.

11
00:02:42,040 --> 00:02:45,000
‫ما قبلاً همدیگه رو دیدیم، نه؟

12
00:02:46,040 --> 00:02:50,500
‫-سال پیش. نزدیک دریاچه.
‫-‬نزدیک دریاچه.

13
00:02:50,580 --> 00:02:53,910
‫-کجا اقامت دارید؟
‫-تو یوخبرگ. یه آپارتمانه. شما چی؟

14
00:02:54,000 --> 00:02:58,000
‫همین نزدیکی. هتل پست.
‫به سمتِ... اسمش چی بود؟

15
00:02:58,080 --> 00:03:00,000
‫همونجا که یه خونه برای فروش گذاشتن؟

16
00:03:00,080 --> 00:03:02,580
‫-همون خونه که بالای کوهه.
‫-همون خونه مدرنه.

17
00:03:02,670 --> 00:03:04,380
‫که تک و تنها اونجاست.

18
00:03:04,460 --> 00:03:08,960
‫-آره، تو همون جاده کوهستانی.
‫-فوق‌العاده‌ست، نه؟

19
00:03:09,040 --> 00:03:10,710
‫حیف که قیمتش بالاست.

20
00:03:10,790 --> 00:03:13,370
‫-خیلی بالاست.
‫-دقیقاً.

21
00:03:13,460 --> 00:03:16,540
‫اما یه وقت گرفتم
‫که برم ببینمش.

22
00:03:16,630 --> 00:03:18,630
‫شوخی می‌کنی. جدی؟

23
00:03:19,250 --> 00:03:21,380
‫-خیلی عالیه.
‫-فقط برای تفریحه.

24
00:03:21,460 --> 00:03:24,420
‫-می‌تونم چند تا عکس از بچه‌ها بگیرم؟
‫-البته.

25
00:03:26,960 --> 00:03:30,130
‫-دوست دارید فردا با ما بیاید؟
‫-برای دیدن خونه؟

26
00:03:30,670 --> 00:03:32,460
‫دیدنش که ضرری نداره، نه؟

27
00:03:34,580 --> 00:03:36,120
‫به مامان نگاه کن.

28
00:03:36,920 --> 00:03:39,210
‫اینقدر غمگین نباش عزیزم.

29
00:03:39,290 --> 00:03:42,420
‫اوه مادلن داره یه کلوچه خیلی خوشمزه درست می‌کنه.

30
00:03:42,500 --> 00:03:45,250
‫الیز، به مادلن نگاه کن.

31
00:03:45,330 --> 00:03:47,040
‫به به، مادلن، به نظر...

32
00:05:07,960 --> 00:05:08,920
‫دنی.

33
00:05:09,830 --> 00:05:12,160
‫دنی، میای؟ صبحونه حاضره.

34
00:05:14,790 --> 00:05:17,370
‫صبح بخیر، عزیزای من.

35
00:05:20,960 --> 00:05:23,040
‫تو و دنی تا دیروقت بیدار بودین؟

36
00:05:24,630 --> 00:05:26,170
‫خوش گذشت؟

37
00:05:31,000 --> 00:05:32,790
‫خیلی دلم برای این کارا تنگ شده بود، اریک.

38
00:05:32,880 --> 00:05:36,210
‫این که میز رو می‌چینیم
‫و بعد تو کارد و چنگال‌ها رو مرتب می‌کنی.

39
00:05:36,290 --> 00:05:37,250
‫خیلی بامزه‌ست.

40
00:05:38,130 --> 00:05:39,380
‫جدی می‌گم.

41
00:05:41,000 --> 00:05:41,960
‫شنیدی؟

42
00:05:42,790 --> 00:05:44,290
‫دلش برات تنگ شده بود.

43
00:05:52,630 --> 00:05:55,130
‫مادلن، صاف بشین. گوشیت رو بذار کنار.

44
00:05:56,040 --> 00:05:58,290
‫خب، نوش جان همگی.

45
00:05:58,380 --> 00:05:59,510
‫نوش جان.

46
00:06:00,210 --> 00:06:02,380
‫دنی، دیگه عجله کن.

47
00:07:01,830 --> 00:07:02,910
‫عجب تیپ خفنی.

48
00:07:04,750 --> 00:07:05,680
‫عینک باحالی هم داری.

49
00:07:06,920 --> 00:07:07,960
‫قشنگه، نه؟

50
00:07:09,330 --> 00:07:12,460
‫-نوه؟
‫-کربنیه. با کمک‌فنرهای کامل.

51
00:07:12,540 --> 00:07:13,540
‫مثل پر سبکه.

52
00:07:14,290 --> 00:07:15,120
‫برقیه؟

53
00:07:16,630 --> 00:07:19,010
‫{\an8}موتور برقی شروعِ پایانه، دنی.

54
00:07:25,080 --> 00:07:27,500
‫-خب، بقیه کجان؟
‫-کنار دریاچه.

55
00:07:27,580 --> 00:07:30,120
‫دخترا می‌خواستن با موتور چهارچرخ رالفی
‫یه دوری بزنن.

56
00:07:30,210 --> 00:07:31,460
‫اون دیگه کیه؟

57
00:07:31,540 --> 00:07:34,120
‫رالفی کوچولو، همون که تو کایاک سواری بود.

58
00:07:42,830 --> 00:07:44,410
‫ما دوباره برگشتیم، دخترا.

59
00:07:50,210 --> 00:07:53,960
‫واقعاً می‌خواین بیفتین دنبال ما؟
‫این کار غیرضروری و خجالت‌آوره.

60
00:07:54,040 --> 00:07:57,790
‫-عزیزم، فقط می‌خوایم اون موتورگازی رو ببینیم.
‫-اون موتورگازی نیست.

61
00:08:01,000 --> 00:08:02,710
‫می‌خوام حسابی ماچش کنم.

62
00:08:02,790 --> 00:08:05,580
‫{\an8}-آره، ارواح عمه‌ت.
‫-واقعاً این کار رو می‌کنم.

63
00:08:07,880 --> 00:08:09,130
‫رالف.

64
00:08:09,210 --> 00:08:11,130
‫الیز. مادلن.

65
00:08:12,880 --> 00:08:13,710
‫واو.

66
00:08:14,790 --> 00:08:15,750
‫باحاله.

67
00:08:15,830 --> 00:08:17,910
‫-خب؟
‫-خیلی باحاله.

68
00:08:20,290 --> 00:08:21,920
‫این همون «رالفی کوچولو»عه؟

69
00:08:22,000 --> 00:08:24,130
‫-ما انگلیسی حرف می‌زنیم، نه؟
‫-بله، بیته (لطفاً).

70
00:08:25,920 --> 00:08:26,880
‫خدای من.

71
00:08:33,920 --> 00:08:34,750
‫بله؟

72
00:08:34,830 --> 00:08:37,500
‫یادت میاد اون چوب ماهیگیری رو
‫از کجا خریدیم؟

73
00:08:37,580 --> 00:08:41,190
‫<i>یه جایی کنار دریاچه تو مسیرِ...
‫اسمش چی بود، آلتن‌ویزه، درسته؟</i>

74
00:08:41,750 --> 00:08:42,750
‫<i>همون چوب ماهیگیریه.</i>

75
00:08:43,330 --> 00:08:45,580
‫<i>-الو؟</i>
‫-دنی، چی می‌خوای؟

76
00:08:46,170 --> 00:08:48,670
‫راستش، می‌خواستم یه چوب ماهیگیری جدید
‫برای مادلن بخرم.

77
00:08:48,750 --> 00:08:52,040
‫اینطوری می‌تونیم با هم بریم ماهیگیری.
‫تا یه کم باهاش ارتباط برقرار کنم.

78
00:08:52,130 --> 00:08:54,260
‫ماهیگیری؟ با مادلن؟ جدی میگی؟

79
00:08:54,330 --> 00:08:55,870
‫آره، خیلی دوست داره.

80
00:08:55,960 --> 00:08:58,920
‫تو این ده سال فقط یه بار باهات اومد.
‫یک بار. اون موقع هم شیش سالش بود.

81
00:08:59,000 --> 00:09:00,880
‫آره، و اون موقع خیلی خوشش اومد.

82
00:09:02,460 --> 00:09:04,500
‫دنی، بعداً بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

83
00:09:04,580 --> 00:09:07,290
‫-خداحافظ مامان.
‫-خداحافظ دخترا.

84
00:09:12,880 --> 00:09:15,920
‫-اصلاً گواهینامه داره؟
‫-احتمالاً.

85
00:09:17,420 --> 00:09:19,090
‫کلاه ایمنی چی؟

86
00:09:19,170 --> 00:09:22,710
‫اونا که تو جاده اصلی نمی‌رن.
‫به نظر پسر خوبیه.

87
00:09:22,790 --> 00:09:26,210
‫-من که حس خوبی به این قضیه ندارم.
‫-بذار یه کم جوونی کنن.

88
00:09:26,290 --> 00:09:27,920
‫ما تو تعطیلاتیم.

89
00:09:28,000 --> 00:09:31,460
‫-به هر حال اونا دیگه با ما نمیان.
‫-منظورت چیه؟

90
00:09:31,540 --> 00:09:36,710
‫سال دیگه می‌خوان برن تو زیلند کمپ بزنن،
‫و ما دیگه اونا رو از دست می‌دیم.

91
00:09:36,790 --> 00:09:39,500
‫چرت نگو. مادلن هنوز برای این کارا آماده نیست.

92
00:09:39,580 --> 00:09:41,870
‫نه؟ حالا تماشا کن.

93
00:09:45,000 --> 00:09:46,330
‫بیا، آنوک.

94
00:09:46,420 --> 00:09:49,500
‫بیا بریم تو یه کافه یه چیزی بخوریم.
‫با یه نوشیدنی گپی بزنیم.

95
00:09:50,330 --> 00:09:54,120
‫-ساعت ده و نیم صبحه.
‫-خب که چی؟ دلت برای این کارا تنگ شده بود، نه؟

96
00:10:05,000 --> 00:10:07,170
‫-روز بخیر.
‫-روز بخیر.

97
00:10:24,670 --> 00:10:25,670
‫سلام بابا.

98
00:11:05,250 --> 00:11:06,210
‫بیا.

99
00:11:11,330 --> 00:11:13,040
‫اون یکی مال برادرمه.

100
00:11:15,330 --> 00:11:17,330
‫این یکی مال خودمه.

101
00:11:17,420 --> 00:11:19,130
‫فقط مال خودته؟

102
00:11:19,210 --> 00:11:20,420
‫بد نیست، نه؟

103
00:11:21,330 --> 00:11:22,410
‫قشنگه.

104
00:11:22,500 --> 00:11:23,670
‫باحاله.
‫ایول، رفیق.

105
00:11:24,290 --> 00:11:27,460
‫اگه سر کار نباشم،
‫می‌خوام بدونین کجا می‌تونین پیدام کنین.

106
00:11:28,000 --> 00:11:29,170
‫چرا؟

107
00:11:31,170 --> 00:11:33,090
‫چرا باید بخوایم اینو بدونیم؟

108
00:11:35,290 --> 00:11:37,620
‫چرا باید بدونیم
‫کجا می‌شه پیدات کرد؟

109
00:11:39,380 --> 00:11:41,050
‫می‌شه یه نگاهی داخل بندازم؟

110
00:11:41,630 --> 00:11:42,670
‫حتماً.

111
00:11:44,630 --> 00:11:45,880
‫تو چی؟

112
00:11:59,500 --> 00:12:02,420
‫بیا، رالف، بریم تو.

113
00:12:06,540 --> 00:12:07,670
‫نه.

114
00:12:07,750 --> 00:12:09,130
‫به راهمون ادامه می‌دیم.

115
00:12:14,080 --> 00:12:15,580
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫داری چیکار می‌کنی؟

116
00:12:16,960 --> 00:12:19,000
‫یا مسیح، مادلن، این چه غلطی بود؟

117
00:13:53,210 --> 00:13:55,840
‫آقای ریکرز و خانم ون ادن
‫از هلند،

118
00:13:55,920 --> 00:13:57,380
‫پدر و مادر الیز و...

119
00:13:58,210 --> 00:13:59,170
‫مادلن؟

120
00:14:00,040 --> 00:14:02,210
‫آلمانی صحبت می‌کنید؟ انگلیسی؟

121
00:14:03,170 --> 00:14:04,710
‫-آلمانی.
‫-آلمانی، خوبه.

122
00:14:05,250 --> 00:14:06,830
‫اول الیز.

123
00:14:06,920 --> 00:14:10,340
‫او چند جای کبودی داره،
‫و چند تا از دنده‌هاش شکسته.

124
00:14:10,420 --> 00:14:13,670
‫وقتی افتاد برای مدت کوتاهی
‫از هوش رفت.

125
00:14:13,750 --> 00:14:16,250
‫یه شب تحت نظر نگهش می‌داریم.

126
00:14:16,330 --> 00:14:19,250
‫اما این چیزی نیست که بخواید نگرانش باشید.

127
00:14:19,790 --> 00:14:23,920
‫متأسفانه، در مورد مادلن متوجه شدیم
‫که دچار شکستگی شدید جمجمه شده.

128
00:14:25,000 --> 00:14:28,790
‫با یه عمل جراحی
‫فشار روی جمجمه رو کم کردیم، اما...

129
00:14:28,880 --> 00:14:32,260
‫-نتایج آزمایش‌های اولیه نشون میده که...
‫-نه، اشتباه می‌کنید.

130
00:14:33,460 --> 00:14:36,880
‫-ببخشید؟
‫-اون مادلن نیست، الیزه، درسته؟

131
00:14:41,580 --> 00:14:45,290
‫خب، البته حق با شماست. الیز.

132
00:14:45,380 --> 00:14:46,380
‫خیلی عذر می‌خوام.

133
00:14:47,000 --> 00:14:48,210
‫خب، الیز.

134
00:14:49,710 --> 00:14:51,590
‫آزمایش‌های اولیه نشون داده

135
00:14:51,670 --> 00:14:55,050
‫که مغز او برای مدت نامعلومی
‫بدون اکسیژن بوده.

136
00:14:55,130 --> 00:14:58,960
‫این می‌تونه دلایل مختلفی داشته باشه،
‫و بسته به شدت اون،

137
00:14:59,040 --> 00:15:02,710
‫باید چند روزی صبر کنیم
‫تا بتونیم تصویر روشنی از وضعیتش داشته باشیم، اما...

138
00:15:02,790 --> 00:15:04,580
‫اوضاع خوب به نظر نمی‌رسه.

139
00:15:05,670 --> 00:15:06,750
‫ممکنه بمیره؟

140
00:15:09,500 --> 00:15:10,790
‫او تو کماست.

141
00:15:11,540 --> 00:15:12,960
‫اما می‌تونید ببینیدش.

142
00:15:13,040 --> 00:15:15,870
‫دستیارم بهتون نشون میده
‫که بخش مراقبت‌های ویژه کجاست.

143
00:15:15,960 --> 00:15:16,960
‫بفرمایید.

144
00:15:19,000 --> 00:15:19,920
‫بفرمایید.

145
00:15:22,790 --> 00:15:25,750
‫-و مادلن؟
‫-لطفاً با من بیاید.

146
00:15:25,830 --> 00:15:28,660
‫بهش مرفین زدیم،
‫اما می‌تونید باهاش صحبت کنید.

147
00:15:36,670 --> 00:15:38,550
‫دومین در سمت چپ.

148
00:16:09,710 --> 00:16:10,710
‫این چیه؟

149
00:16:12,380 --> 00:16:13,630
‫-اریک.
‫-مراقب باش.

150
00:16:13,710 --> 00:16:15,340
‫-این درست نیست.
‫-نکن.

151
00:16:15,420 --> 00:16:17,000
‫این درست نیست. خیلی تنگه.

152
00:16:17,080 --> 00:16:18,870
‫-مراقب باش. نکن.
‫-بیش از حد تنگه.

153
00:16:18,960 --> 00:16:21,960
‫-یه کاری بکن. خیلی تنگه.
‫-ولش کن.

154
00:16:35,500 --> 00:16:36,380
‫هی.

155
00:16:37,380 --> 00:16:39,630
‫اوضاع چطوره؟ درد داری؟

156
00:16:40,830 --> 00:16:42,000
‫خسته‌ام.

157
00:16:42,080 --> 00:16:45,160
‫فقط یه سؤال در مورد الیز دارم، مادلن.

158
00:16:45,250 --> 00:16:48,670
‫الیز کار عجیبی، بی‌احتیاطی
‫یا احمقانه‌ای کرد؟

159
00:16:49,670 --> 00:16:51,670
‫منظورم اینه که، همه می‌دونیم اون گاهی...

160
00:16:52,250 --> 00:16:54,330
‫چطوری میشه. و به کی رفته.

161
00:16:54,420 --> 00:16:57,880
‫پس مادلن، اگه اتفاقی افتاده،
‫می‌تونی راحت به من بگی.

162
00:16:58,540 --> 00:16:59,670
‫الیز کاری کرد؟

163
00:17:02,290 --> 00:17:03,170
‫نه.

164
00:17:05,750 --> 00:17:06,630
‫واقعاً؟

165
00:17:09,250 --> 00:17:10,080
‫یادم نمیاد.

166
00:17:10,170 --> 00:17:13,090
‫مادلن بعد از تصادف
‫برای مدت کوتاهی از هوش رفت.

167
00:17:24,420 --> 00:17:25,710
‫واقعاً نمی‌دونی؟

168
00:17:26,420 --> 00:17:28,420
‫این یه تصادف بود، گوئن.

169
00:17:29,080 --> 00:17:30,540
‫الیز چطوره؟

170
00:17:33,040 --> 00:17:33,960
‫خوبه.

171
00:17:34,670 --> 00:17:36,380
‫آره، خوب میشه.

172
00:17:38,000 --> 00:17:41,830
‫-بهم بگو، الیز شیرین‌کاری درآورد؟
‫-بهت که گفتم، نمی‌دونم.

173
00:17:43,670 --> 00:17:44,880
‫هی گوئن؟

174
00:17:47,830 --> 00:17:49,660
‫اوه، عزیزدلم.

175
00:19:11,130 --> 00:19:12,590
‫یه دقیقه بهم وقت بده.

176
00:19:13,330 --> 00:19:14,370
‫آره، باشه.

177
00:19:18,080 --> 00:19:19,660
‫دو دقیقه، دنی.

178
00:20:14,580 --> 00:20:16,290
‫پلیس اینجا بود.

179
00:20:17,960 --> 00:20:19,840
‫می‌دونن چی شده؟

180
00:20:19,920 --> 00:20:22,170
‫می‌خوان فردا بریم پیششون.

181
00:20:26,630 --> 00:20:27,670
‫یکم بخواب.

182
00:20:28,210 --> 00:20:29,340
‫عاقلانه‌ست.

183
00:20:32,790 --> 00:20:36,170
‫گوش کن، فردا وقتی مادلن رو برداشتیم،
‫مستقیم می‌ریم خونه.

184
00:20:36,250 --> 00:20:38,460
‫خونه؟ ما تازه رسیدیم اینجا.

185
00:20:38,540 --> 00:20:41,040
‫مادلن باید از اینجا دور بشه.
‫ما هم همینطور.

186
00:20:41,960 --> 00:20:45,340
‫-چرا؟
‫-چون الیز اونجاست، و مادلن اینجاست.

187
00:20:47,500 --> 00:20:50,330
‫الیز تو کماست،
‫مادلن حتی یه خراش هم برنداشته.

188
00:20:50,420 --> 00:20:52,210
‫این خیلی ناعادلانه‌ست.

189
00:20:52,290 --> 00:20:56,080
‫این باعث تنش میشه.
‫اوضاع از کنترل خارج میشه.

190
00:20:56,170 --> 00:20:59,380
‫یا مسیح، دنی. اونا دوستامون هستن.

191
00:20:59,460 --> 00:21:04,790
‫-آره، و می‌خوام همین‌طور هم بمونن.
‫-گوئن به من نیاز داره. اریک به تو نیاز داره.

192
00:21:04,880 --> 00:21:07,590
‫-الان ما باید کنارشون باشیم.
‫-اصلاً این‌طور نیست.

193
00:21:07,670 --> 00:21:10,750
‫اونا به آرامش نیاز دارن.
‫باید تنهاشون بذاریم.

194
00:21:10,830 --> 00:21:12,870
‫تو نمی‌خوای تنهاشون بذاری.

195
00:21:12,960 --> 00:21:16,500
‫تو می‌خوای فرار کنی. اما همچین
‫اتفاقی نمیفته. ما می‌مونیم.

196
00:21:16,580 --> 00:21:17,750
‫ما می‌مونیم.

197
00:21:19,250 --> 00:21:21,290
‫من حس بدی به این قضیه دارم.

198
00:21:29,080 --> 00:21:31,790
‫دنی. ما حساب می‌کنیم.

199
00:21:34,420 --> 00:21:36,090
‫همه با همیم.

200
00:21:39,920 --> 00:21:42,210
‫ماهی سرخ‌شده.

201
00:21:42,290 --> 00:21:44,170
‫شنیتسل سرخ‌شده.

202
00:21:44,790 --> 00:21:46,250
‫مرغ سرخ‌شده.

203
00:21:46,790 --> 00:21:48,710
‫کلم بروکلی سرخ‌شده.

204
00:21:51,250 --> 00:21:53,210
‫به سختی جرأت می‌کنم اینو بگم، اما...

205
00:21:53,290 --> 00:21:55,920
‫واقعاً می‌تونم اینو پیشنهاد بدم. خوشمزه‌ست.

206
00:21:56,710 --> 00:22:00,880
‫اگه شما فردا جای ما رو بگیرید، می‌تونیم
‫یه صبحونه درست و حسابی تو خونه بخوریم.

207
00:22:03,580 --> 00:22:05,210
‫-من می‌رم یه سیگار بکشم.
‫-نه.

208
00:22:07,130 --> 00:22:09,460
‫-جدی؟
‫-آره، ایده خوبیه.

209
00:22:11,670 --> 00:22:13,590
‫ما در این مورد حرف زدیم، نه؟

210
00:22:20,330 --> 00:22:21,960
‫من می‌رم بالا رو یه نگاهی بندازم.

211
00:22:37,420 --> 00:22:39,170
‫آنوک میگه که می‌خواید برید.

212
00:22:40,040 --> 00:22:40,960
‫چی؟

213
00:22:41,880 --> 00:22:43,130
‫نه، البته که نه.

214
00:22:44,710 --> 00:22:47,840
‫ما فقط نمی‌خوایم مزاحم شما بشیم،
‫همین.

215
00:22:48,580 --> 00:22:52,000
‫فکر کردی من می‌خواستم برم؟
‫من نمی‌خوام برم.

216
00:22:53,460 --> 00:22:54,340
‫اصلاً.

217
00:23:23,290 --> 00:23:24,790
‫چی شده؟

218
00:23:25,580 --> 00:23:29,790
‫بانداژ دخترتون باید عوض بشه.
‫نگران نباشید، یه کار روتینه.

219
00:23:32,580 --> 00:23:36,660
‫دارن بانداژش رو عوض می‌کنن.
‫بهتره همینجا منتظر بمونیم.

220
00:24:16,880 --> 00:24:19,380
‫این اتاق مهمان شماره یکه.

221
00:24:20,420 --> 00:24:21,460
‫واو.

222
00:24:21,540 --> 00:24:24,290
‫و بغلیش هم شماره دوئه. بفرمایید.

223
00:24:25,170 --> 00:24:29,840
‫اوه، نمی‌تونید پنجره رو باز کنید.
‫به خاطر سیستم تهویه‌ست.

224
00:24:29,920 --> 00:24:31,050
‫البته.

225
00:24:32,290 --> 00:24:35,000
‫هوای تازه تو بیمارستان.
‫فکرش رو بکن.

226
00:24:37,080 --> 00:24:40,040
‫-من پیش الیز می‌مونم.
‫-نه، این مجاز نیست.

227
00:24:40,130 --> 00:24:41,710
‫مگه برام مهمه؟

228
00:24:41,790 --> 00:24:44,420
‫امکان نداره، گوئن.
‫نمی‌تونی اونجا بخوابی.

229
00:24:44,500 --> 00:24:47,000
‫-نمی‌ذارم از جلوی چشمم دور بشی.
‫-آنوک.

230
00:24:48,380 --> 00:24:49,960
‫من پیش الیز می‌خوابم.

231
00:24:56,670 --> 00:24:59,630
‫«کما. بررسی حقایق...»

232
00:24:59,710 --> 00:25:03,420
‫از قضا اون دکتر، مایر،
‫اینجا خیلی اعتبار داره.

233
00:25:03,500 --> 00:25:09,000
‫-«...۱۷ تا ۱۸ درصد هرگز بیدار نمی‌شن.»
‫-شصت و پنج درصد بیدار می‌شن، و...

234
00:25:09,080 --> 00:25:11,330
‫«هجده درصد می‌میرن.»

235
00:25:11,420 --> 00:25:15,250
‫شصت و پنج درصد. نه تنها بیدار می‌شن،
‫بلکه بهبودی هم پیدا می‌کنن.

236
00:25:15,330 --> 00:25:18,870
‫اینا احتمالاً آمارهای قدیمیه.
‫این روزا قطعا بیشتره.

237
00:25:18,960 --> 00:25:21,960
‫«مایر. کلینیک فلبر.»

238
00:25:22,670 --> 00:25:27,630
‫-«پروفسور، دکترِ جراح مغز و اعصاب.»
‫-آره، باید اونو بخونی.

239
00:25:27,710 --> 00:25:31,040
‫ظاهراً دوست عزیزمون
‫یه جراح مغز کاملاً برجسته‌ست.

240
00:25:31,130 --> 00:25:33,380
‫اما قاطی نکردن اسم دخترامون

241
00:25:33,460 --> 00:25:36,250
‫معلوم شد براش چالش خیلی بزرگی بوده.

242
00:25:36,330 --> 00:25:38,500
‫«اوه، خیلی عذر می‌خوام.»

243
00:25:38,580 --> 00:25:42,540
‫باشه، اون یه عوضیه،
‫اما از قضا یه متخصص درجه یکه.

244
00:25:42,630 --> 00:25:45,380
‫احتمالاً اینجا براتون بهتر از هلنده.

245
00:25:45,460 --> 00:25:49,170
‫آقای پروفسور دکتر خیلی متأسفه.

246
00:25:57,250 --> 00:25:59,920
‫بیا. این حالت رو بهتر می‌کنه.

247
00:26:00,580 --> 00:26:03,290
‫می‌دونی بهترین روز زندگیم
‫کی بود؟

248
00:26:03,960 --> 00:26:07,710
‫روزی که معلوم شد گوئن،
‫الیز رو بارداره.

249
00:26:08,290 --> 00:26:12,750
‫نه فقط به این خاطر که داشتم بابا می‌شدم،
‫بلکه چون می‌دونستم او پیشم می‌مونه.

250
00:26:14,500 --> 00:26:16,130
‫و موند.

251
00:26:18,380 --> 00:26:21,670
‫حتی با اینکه همه می‌گفتن
‫اون مناسب من نیست.

252
00:26:21,750 --> 00:26:24,750
‫«بی‌خیال شو، پسر.
‫اون خیلی از تو سرتره.»

253
00:26:24,830 --> 00:26:26,710
‫«تو نمی‌تونی به دستش بیاری.»

254
00:26:27,670 --> 00:26:29,130
‫اون پیش من موند.

255
00:26:29,710 --> 00:26:31,670
‫نه پیش اون، یا اون.

256
00:26:31,750 --> 00:26:34,500
‫یا اون یکی.
‫و نه پیش تو، دنی.

257
00:26:35,420 --> 00:26:36,420
‫پیش من.

258
00:26:47,540 --> 00:26:51,120
‫خانم ون ادن، می‌خواستم بهتون اطلاع بدم
‫که همکارم شیفت رو تحویل می‌گیره.

259
00:26:52,130 --> 00:26:55,050
‫بدن دخترم موقع لمس خیلی سرده.

260
00:26:55,130 --> 00:26:56,840
‫این کاملاً طبیعیه.

261
00:26:56,920 --> 00:26:59,800
‫برای جلوگیری از آسیب بیشتر به بافت‌ها

262
00:26:59,880 --> 00:27:03,510
‫و تحریک روند بهبودی،
‫دمای بدن رو پایین نگه می‌داریم.

263
00:27:03,580 --> 00:27:05,750
‫دکتر می‌تونه اینو بهتر توضیح بده،

264
00:27:06,540 --> 00:27:07,870
‫اما...

265
00:27:07,960 --> 00:27:11,420
‫این ۳۵.۵ درجه دقیقاً همون چیزیه که باید باشه.

266
00:27:12,420 --> 00:27:14,960
‫-اتاق مهمان گرفتید؟
‫-بله.

267
00:27:15,040 --> 00:27:16,870
‫پس می‌تونید با خیال راحت برید بخوابید.

268
00:27:23,500 --> 00:27:25,290
‫وقتی گربه پیداش نیست...

269
00:27:26,380 --> 00:27:28,510
‫وقتی آنوک نیست.

270
00:27:28,580 --> 00:27:32,410
‫گوئن به ما اجازه میده هر جا که دلمون می‌خواد
‫و هر چقدر دلمون می‌خواد بشاشیم.

271
00:27:35,790 --> 00:27:36,750
‫آنوک...

272
00:27:38,040 --> 00:27:39,290
‫طوری که نگام می‌کنه.

273
00:27:39,380 --> 00:27:42,010
‫طوری که جفتتون نگام می‌کنید.
‫دارید می‌خندید.

274
00:27:42,080 --> 00:27:43,500
‫دارید به من می‌خندید.

275
00:27:44,380 --> 00:27:47,460
‫نه، ما به تو نمی‌خندیم.
‫تو گاهی اوقات واقعاً بامزه‌ای.

276
00:27:47,540 --> 00:27:51,080
‫فکر می‌کنید نمی‌دونم
‫چطور پشت سرم پچ‌پچ می‌کنید؟

277
00:27:52,830 --> 00:27:54,580
‫فکر می‌کنید من مسخره‌ام.

278
00:27:55,250 --> 00:27:59,290
‫با این رفتارهای مؤدبانه‌ام،
‫پیراهن‌های اتوکشیده‌ام.

279
00:27:59,380 --> 00:28:01,130
‫ماشین بزرگ و پر زرق‌وبرقم.

280
00:28:01,670 --> 00:28:03,800
‫و با این لهجه‌ی کوچولوی خنده‌دارم.

281
00:28:06,790 --> 00:28:09,540
‫و همسر بیش از حد زیبام.

282
00:28:09,630 --> 00:28:11,170
‫درسته؟ یا نه؟

283
00:28:12,580 --> 00:28:13,580
‫آروم باش.

284
00:28:15,000 --> 00:28:16,000
‫آروم باش.

285
00:28:19,960 --> 00:28:21,170
‫به خندیدنت ادامه بده، دنی.

286
00:28:22,000 --> 00:28:23,380
‫من افتخار می‌کنم.

287
00:28:23,460 --> 00:28:25,880
‫افتخار می‌کنم به کسی که هستم.

288
00:28:26,630 --> 00:28:28,210
‫به کاری که می‌کنم و چیزایی که دارم.

289
00:28:29,710 --> 00:28:30,710
‫آمین.

290
00:28:31,960 --> 00:28:33,670
‫خداحافظ، و شرت کم.

291
00:28:36,000 --> 00:28:37,040
‫خوب بخوابی.

292
00:29:58,880 --> 00:30:03,260
‫پس ده سال پیش همسران شما
‫تو زمین بازی هینترسی با هم آشنا شدن...

293
00:30:03,330 --> 00:30:06,580
‫و همون تعطیلات تصمیم گرفتید
‫با هم یه خونه بخرید.

294
00:30:07,460 --> 00:30:08,420
‫درسته.

295
00:30:08,500 --> 00:30:10,080
‫این خیلی غیرمعموله.

296
00:30:11,210 --> 00:30:13,040
‫منظورم اینه که، شما...

297
00:30:14,000 --> 00:30:15,630
‫واقعاً همدیگه رو نمی‌شناختید.

298
00:30:17,540 --> 00:30:19,790
‫اما این که جرم نیست، درسته؟

299
00:30:21,000 --> 00:30:23,960
‫از اون موقع، تابستون و زمستون
‫با هم می‌رید مسافرت؟

300
00:30:24,040 --> 00:30:28,120
‫فقط یه هفته در سال.
‫تبدیل به یه سنت شده.

301
00:30:28,210 --> 00:30:31,210
‫خونه بزرگ نیست،
‫برای همین همیشه نوبتی ازش استفاده می‌کنیم،

302
00:30:31,290 --> 00:30:32,330
‫اما سالی یک بار...

303
00:30:32,420 --> 00:30:36,460
‫تو این منطقه زیبا
‫با هم وقت می‌گذرونید.

304
00:30:37,130 --> 00:30:40,210
‫و تو این مدت
‫دوستان خوبی برای هم شدید.

305
00:30:43,500 --> 00:30:45,790
‫این به اون هیچ ربطی نداره، اریک.

306
00:30:45,880 --> 00:30:47,050
‫ببخشید؟

307
00:30:47,130 --> 00:30:49,460
‫بله، ما دوستان خوبی هستیم.

308
00:30:54,000 --> 00:30:55,630
‫شغل شما چیه؟

309
00:30:57,380 --> 00:30:59,710
‫من تو بخش بیمه کار می‌کنم.

310
00:30:59,790 --> 00:31:01,370
‫-بیمه؟
‫-بله.

311
00:31:02,000 --> 00:31:03,000
‫و شما؟

312
00:31:06,040 --> 00:31:08,420
‫من کار می‌کنم تو... چطور بگم...

313
00:31:08,500 --> 00:31:09,540
‫کسب‌وکارهای دریایی.

314
00:31:09,630 --> 00:31:11,420
‫دکل‌های نفتی و این‌جور چیزا؟

315
00:31:12,170 --> 00:31:13,710
‫و این‌جور چیزا، بله.

316
00:31:17,920 --> 00:31:20,920
‫تو رو نمی‌دونم، اریک،
‫ولی من نیاز به استراحت دارم.

317
00:31:21,000 --> 00:31:22,170
‫عذر می‌خوام، من...

318
00:31:41,540 --> 00:31:44,370
‫و حالا نتیجه تحقیقات ما...

319
00:31:45,170 --> 00:31:47,840
‫...درباره حادثه تلخ
‫دخترتان، الیز.

320
00:31:49,040 --> 00:31:51,120
‫پیش از هر چیز،
‫تسلیت صمیمانه‌ام را می‌پذیرید.

321
00:31:52,170 --> 00:31:54,300
‫بله. خب در مورد این رالف...

322
00:31:54,380 --> 00:31:55,630
‫رالف ما، بله.

323
00:31:56,210 --> 00:31:58,670
‫رالف شفر، ۱۶ ساله.

324
00:31:58,750 --> 00:32:02,250
‫پدرش یک عضو محترم شورا و مادرش معلم است.

325
00:32:02,330 --> 00:32:05,830
‫رالف به دبیرستان میره
‫و دانش‌آموز نمونه‌ایه.

326
00:32:06,380 --> 00:32:09,260
‫در مجموع می‌تونم بگم پسر خیلی نجیبیه.

327
00:32:12,250 --> 00:32:13,960
‫اما اون مقصره.

328
00:32:14,830 --> 00:32:15,660
‫ببخشید؟

329
00:32:17,880 --> 00:32:19,710
‫اون مسئول این تصادفه.

330
00:32:20,250 --> 00:32:21,380
‫منظورتون چیه؟

331
00:32:22,460 --> 00:32:23,590
‫منظورتون...

332
00:32:24,170 --> 00:32:28,050
‫-اون خیلی تند می‌روند.
‫-هیچ مدرکی برای این ادعا وجود نداره.

333
00:32:32,250 --> 00:32:34,630
‫-اون قسر در میره.
‫-چی؟

334
00:32:34,710 --> 00:32:37,250
‫اون پسر. انگار هیچ نقشی تو این ماجرا نداشته.

335
00:32:37,330 --> 00:32:41,000
‫«این یه تصادف غم‌انگیزه، آقای ون ادن.»

336
00:32:41,080 --> 00:32:43,710
‫اما این یه تصادف نیست.
‫یه اتفاقی افتاده، دنی.

337
00:32:43,790 --> 00:32:44,620
‫تصادف؟

338
00:32:45,330 --> 00:32:46,210
‫مزخرفه.

339
00:34:32,710 --> 00:34:36,210
‫آقای و خانم ریکرز، متأسفم اما
‫مادلن باید یکم بیشتر بمونه.

340
00:34:36,290 --> 00:34:39,500
‫-ما فکر کردیم امروز می‌تونه بره خونه.
‫-درک می‌کنم.

341
00:34:40,040 --> 00:34:42,250
‫اما فشار روی قفسه سینه‌اش خیلی بالاست.

342
00:34:44,170 --> 00:34:46,840
‫-چرا؟
‫-به خاطر دنده‌های شکسته، اما...

343
00:34:46,920 --> 00:34:48,710
‫ما می‌تونیم تو خونه ازش مراقبت کنیم.

344
00:34:48,790 --> 00:34:52,790
‫احتمالاً چیز مهمی نیست،
‫اما نمی‌خوایم هیچ ریسکی بکنیم.

345
00:34:52,880 --> 00:34:53,920
‫نه، نه.

346
00:34:54,500 --> 00:34:58,380
‫-ما هم اینو نمی‌خوایم، دنی.
‫-نه. خب، تبریک می‌گم، مادلن.

347
00:34:58,460 --> 00:34:59,290
‫ببخشید؟

348
00:34:59,380 --> 00:35:01,050
‫فردا تولدمه.

349
00:35:02,710 --> 00:35:03,670
‫اوه، درسته.

350
00:35:04,880 --> 00:35:07,670
‫پس مطمئنم فردا
‫خبرهای بهتری می‌شنوی.

351
00:35:19,960 --> 00:35:23,000
‫-مادلن باید یه شب دیگه بمونه.
‫-چرا؟

352
00:35:23,080 --> 00:35:25,910
‫می‌خوان فشار روی قفسه سینه‌اش رو
‫چک کنن.

353
00:35:26,000 --> 00:35:28,540
‫مادلن دیشب اومد الیز رو ببینه.

354
00:35:29,380 --> 00:35:31,920
‫احساس می‌کنم داره یه چیزی رو مخفی می‌کنه.

355
00:35:32,000 --> 00:35:35,250
‫گوش کن، گوئن. اگه مادلن میگه
‫الیز کاری نکرده، حقیقت داره.

356
00:35:35,330 --> 00:35:36,870
‫مادلن داره از الیز محافظت می‌کنه.

357
00:35:36,960 --> 00:35:39,670
‫-مادلن دروغ نمیگه.
‫-می‌خواد از الیز محافظت کنه.

358
00:35:39,750 --> 00:35:41,290
‫گوئن، مادلن دروغ نمیگه.

359
00:35:47,500 --> 00:35:49,170
‫«مادلن دروغ نمیگه.»

360
00:35:49,250 --> 00:35:51,210
‫«مادلن دروغ نمیگه، گوئن.»

361
00:35:51,290 --> 00:35:54,460
‫«الیز گاهی دروغ میگه.
‫اما مادلن هرگز دروغ نمیگه.»

362
00:36:05,330 --> 00:36:08,370
‫معذرت می‌خوام. به دنی پیام دادم
‫که ما یه ساعت مرخصی می‌گیریم.

363
00:36:09,420 --> 00:36:11,090
‫اما من نمی‌خوام برم.

364
00:36:11,170 --> 00:36:13,300
‫عزیزم. اریک پیش الیزه.

365
00:36:13,380 --> 00:36:17,210
‫دنی پیش مادلنه و ما به یه استراحت نیاز داریم
‫وگرنه دیوونه می‌شیم.

366
00:36:26,290 --> 00:36:29,040
‫مامان گفت دیگه
‫کتاب‌هاش رو نمی‌خونی.

367
00:36:30,210 --> 00:36:31,750
‫تو هم نمی‌خونی.

368
00:36:33,210 --> 00:36:36,540
‫-عکس بدی هم نیست.
‫-گوئن گرفتش.

369
00:36:36,630 --> 00:36:38,840
‫این مجموعه داره
‫به اسپانیایی ترجمه میشه.

370
00:36:38,920 --> 00:36:43,170
‫-اوه؟ من فکر کردم به فرانسوی.
‫-آره، و حالا به اسپانیایی هم ترجمه میشه.

371
00:36:44,420 --> 00:36:47,170
‫اگه همین‌طور پیش بره، می‌تونه سهم
‫گوئن و اریک رو بخره،

372
00:36:47,250 --> 00:36:49,170
‫و بعد کل خونه مال ما میشه.

373
00:36:52,250 --> 00:36:53,080
‫راستی...

374
00:36:53,630 --> 00:36:56,880
‫یادته اون دفعه رفتیم ماهیگیری؟
‫فقط من و تو؟

375
00:36:57,790 --> 00:37:00,790
‫-ماهیگیری؟
‫-آره. یه بار رفتیم ماهیگیری.

376
00:37:00,880 --> 00:37:02,420
‫من؟ ماهیگیری؟

377
00:37:03,080 --> 00:37:05,080
‫ما یه بار رفتیم ماهیگیری، نه؟

378
00:37:06,420 --> 00:37:07,880
‫فکر نمی‌کنم.

379
00:37:11,880 --> 00:37:14,510
‫-می‌خوای با هم بریم ماهیگیری؟
‫-چی؟

380
00:37:14,580 --> 00:37:16,120
‫می‌خوای با هم بریم ماهیگیری؟

381
00:37:17,210 --> 00:37:18,340
‫من مشکلی ندارم.

382
00:37:25,290 --> 00:37:26,580
‫اوضاع اینجا چطوره؟

383
00:37:27,380 --> 00:37:31,050
‫هنوز یه کم خسته است و نفسش تنگه،
‫اما خوبه.

384
00:37:31,920 --> 00:37:35,000
‫شنیدم جواب بعضی آزمایش‌های الیز اومده.
‫فکر کردم...

385
00:37:35,080 --> 00:37:36,750
‫شاید بخوای با من بیای؟

386
00:37:39,040 --> 00:37:41,460
‫آقای ون ادن، آقای ریکرز،
‫لطفاً بفرمایید بشینید.

387
00:37:41,540 --> 00:37:43,620
‫-برعکسه.
‫-ببخشید؟

388
00:37:43,710 --> 00:37:47,500
‫برعکسه: آقای ون ادن، آقای ریکرز.

389
00:37:47,580 --> 00:37:50,080
‫دنیا دار مکافاته، دنی.

390
00:37:54,250 --> 00:37:57,670
‫آقای ون ادن فقط خواست یه شوخی بکنه.

391
00:37:57,750 --> 00:37:58,960
‫درسته.

392
00:38:04,710 --> 00:38:08,000
‫آقای ون ادن، در مورد دخترتون...

393
00:38:09,630 --> 00:38:13,920
‫دیدید که امروز صبح
‫چند تا آزمایش انجام دادیم.

394
00:38:14,000 --> 00:38:15,880
‫مهم‌ترین یافته اینه

395
00:38:17,170 --> 00:38:20,250
‫که مقداری فعالیت مغزی قابل تشخیصه، اما...

396
00:38:20,330 --> 00:38:22,210
‫فعالیت مغزی؟

397
00:38:23,330 --> 00:38:24,830
‫این خوبه، نه؟

398
00:38:24,920 --> 00:38:26,250
‫اما خیلی کمه.

399
00:38:28,500 --> 00:38:32,290
‫متأسفانه احتمال آسیب دائمی مغزی
‫بسیار بالاست.

400
00:38:33,580 --> 00:38:36,160
‫به محض اینکه ورم سرش
‫کمتر بشه،

401
00:38:36,250 --> 00:38:38,000
‫آزمایش‌ها رو تکرار می‌کنیم

402
00:38:38,830 --> 00:38:42,290
‫طی چند روز آینده تا بهتر بتونیم
‫تشخیص بدیم...

403
00:38:42,380 --> 00:38:45,510
‫که آیا این فعالیت مغزی رو به بهبوده یا نه.

404
00:38:46,880 --> 00:38:49,010
‫چون هنوز می‌تونه بهبود پیدا کنه.

405
00:38:49,080 --> 00:38:50,040
‫درسته؟

406
00:38:52,210 --> 00:38:53,340
‫در تئوری، بله.

407
00:38:54,420 --> 00:38:58,920
‫-اما بسیار بعیده.
‫-اما احتمالش وجود داره. درسته؟

408
00:39:03,290 --> 00:39:04,120
‫بله.

409
00:39:05,580 --> 00:39:07,250
‫این خبر خوبیه.

410
00:39:07,790 --> 00:39:10,790
‫این واقعاً خبر خوبیه، دنی.
‫فعالیت مغزی.

411
00:39:11,580 --> 00:39:17,080
‫خیلی ممنون، دکتر مایر.
‫دفعه بعد دوباره صحبت می‌کنیم.

412
00:39:42,580 --> 00:39:45,170
‫تقریباً هیچ فعالیت مغزی‌ای وجود نداره،
‫امید کمی به بهبودی هست.

413
00:39:50,420 --> 00:39:56,460
‫«خبر عالی: فعالیت مغزی الیز.
‫ممکنه تو روزهای آینده بهتر بشه.»

414
00:40:02,250 --> 00:40:04,500
‫دیدی؟ بهت نگفتم؟

415
00:40:05,170 --> 00:40:06,250
‫من که بهت گفتم.

416
00:40:06,330 --> 00:40:10,250
‫-«فعالیت مغزی.»
‫-این یعنی الیز تسلیم نمیشه.

417
00:40:10,330 --> 00:40:12,790
‫الیز می‌خواد زنده بمونه و خوب بشه.

418
00:40:19,830 --> 00:40:21,080
‫آقای ون ادن.

419
00:40:21,750 --> 00:40:24,250
‫بهتره اینجا از گوشیتون استفاده نکنید.

420
00:40:25,380 --> 00:40:26,420
‫حتماً.

421
00:40:38,130 --> 00:40:41,380
‫همیشه می‌دونستم یه اتفاق وحشتناک
‫برام می‌افته.

422
00:40:44,290 --> 00:40:46,420
‫تا اینکه بین این همه آدم، اریک،

423
00:40:46,500 --> 00:40:50,880
‫توی یه رابطه‌ی یه شبه تو حال مستی و ناامیدی،
‫باعث شد الیز رو باردار بشم.

424
00:40:51,880 --> 00:40:54,380
‫اون موقع بود که فهمیدم باید پیشش بمونم.

425
00:40:55,000 --> 00:40:57,290
‫چون با اون هیچ اتفاق بدی نمی‌افتاد.

426
00:41:01,130 --> 00:41:03,090
‫اریکِ بیمه‌گر.

427
00:41:07,710 --> 00:41:10,790
‫-تو دنبال امنیت بودی.
‫-و به خاطر سکس.

428
00:41:15,960 --> 00:41:18,590
‫فکر می‌کنی اریک برای این کار زیادی اوتیستیکه.

429
00:41:18,670 --> 00:41:22,300
‫برعکس. مردایی که ویژگی‌های اوتیستیک دارن
‫براشون خیلی مهمه

430
00:41:22,380 --> 00:41:24,380
‫که همه کارها رو خیلی دقیق انجام بدن.

431
00:41:24,460 --> 00:41:27,090
‫خیلی کامل و دقیقاً درست.

432
00:41:29,790 --> 00:41:30,710
‫خدای من.

433
00:41:35,750 --> 00:41:36,750
‫سلام.

434
00:41:39,880 --> 00:41:40,840
‫آقای ریکرز.

435
00:41:43,330 --> 00:41:44,790
‫من داشتم می‌رفتم.

436
00:41:44,880 --> 00:41:49,760
‫اما می‌خواستم بگم بابت اتفاقی که
‫برای مادلن افتاد خیلی متأسفم.

437
00:41:51,580 --> 00:41:53,540
‫و البته برای الیز.

438
00:41:53,630 --> 00:41:55,380
‫من واقعاً خیلی متأسفم.

439
00:41:56,460 --> 00:41:58,340
‫لطفاً اینو به آقای ون ادن بگید.

440
00:41:59,710 --> 00:42:02,500
‫آقای ون ادن امروز صبح اومد پیشت.

441
00:42:03,920 --> 00:42:05,130
‫من اونجا نبودم.

442
00:42:05,830 --> 00:42:06,870
‫اینو می‌دونم.

443
00:42:10,580 --> 00:42:11,870
‫پس من دیگه میرم.

444
00:42:12,420 --> 00:42:14,880
‫-خداحافظ.
‫-خداحافظ.

445
00:42:30,630 --> 00:42:31,460
‫اوه، لعنتی.

446
00:42:41,250 --> 00:42:42,460
‫ندو.

447
00:42:52,790 --> 00:42:54,420
‫بس کن. تمومش کن.

448
00:42:56,000 --> 00:42:57,790
‫بس کن. تمومش کن.

449
00:42:58,330 --> 00:43:00,000
‫آروم باش. هی.

450
00:43:18,000 --> 00:43:21,000
‫اریک همین الان یه بحث شدید با رالفی داشت.

451
00:43:21,080 --> 00:43:24,290
‫-امکان نداره.
‫-آره، نمی‌دونستم همچین جَنَمی داره.

452
00:43:25,000 --> 00:43:27,920
‫اریک مهارت‌های غیرمنتظره‌ای داره، دنی.

453
00:43:29,080 --> 00:43:31,040
‫اوه، طفلکی.

454
00:43:31,130 --> 00:43:32,460
‫چی شده؟

455
00:43:35,330 --> 00:43:37,370
‫حالا حسابی مراقبش باش، دنی.

456
00:43:41,670 --> 00:43:43,050
‫ببین چی آوردم، عزیزم.

457
00:43:43,130 --> 00:43:46,460
‫می‌خوایم برای فردا حالت رو جا بیاریم.

458
00:43:46,540 --> 00:43:48,210
‫سلام، حالت چطوره؟

459
00:43:48,750 --> 00:43:50,790
‫-خسته‌ام.
‫-هنوز؟

460
00:43:52,500 --> 00:43:53,920
‫این چیه؟

461
00:43:55,380 --> 00:43:57,210
‫دکتر اینا رو وصل کرد.

462
00:43:57,290 --> 00:43:59,120
‫-کی؟
‫-امروز بعدازظهر.

463
00:43:59,880 --> 00:44:02,840
‫-برای قلبمه.
‫-قلبت؟ چرا؟

464
00:44:03,750 --> 00:44:07,000
‫-بابا در جریان هست؟
‫-نمی‌دونم. یه مدت نبود.

465
00:44:07,080 --> 00:44:08,790
‫شاید بهتر باشه به دنی زنگ بزنی.

466
00:44:14,710 --> 00:44:17,790
‫در ضمن، من از الان یه چیزی
‫برای تولدت دارم.

467
00:44:17,880 --> 00:44:19,210
‫پچ‌ها.

468
00:44:19,290 --> 00:44:23,040
‫پچ‌هایی روی قفسه سینه‌اش با سیم.
‫به یه دستگاهی وصلن.

469
00:44:23,130 --> 00:44:24,380
‫نمی‌دونم...

470
00:44:24,460 --> 00:44:25,920
‫یه موقعی تو همین بعدازظهر.

471
00:44:26,500 --> 00:44:28,170
‫لعنتی، تو پیش اریک بودی.

472
00:44:29,330 --> 00:44:32,040
‫نمی‌دونم، دنی. هیچکس اینجا نیست.

473
00:44:33,420 --> 00:44:35,250
‫اصلاً حس خوبی به این قضیه ندارم.

474
00:44:38,750 --> 00:44:39,670
‫ببین.

475
00:44:40,380 --> 00:44:42,170
‫با رنگ‌های اصلی.

476
00:44:42,710 --> 00:44:44,040
‫خیلی باحاله.

477
00:44:45,710 --> 00:44:47,960
‫اینطوری بسته میشه.

478
00:44:48,040 --> 00:44:50,370
‫این از طرف من، اریک و الیزه.

479
00:44:51,580 --> 00:44:53,080
‫و ایده خودش هم بود.

480
00:44:55,960 --> 00:44:57,250
‫حالش چطوره؟

481
00:44:57,920 --> 00:44:59,130
‫خوب نیست.

482
00:45:02,330 --> 00:45:03,790
‫قراره بمیره؟

483
00:45:06,170 --> 00:45:07,460
‫نمی‌دونم.

484
00:45:09,920 --> 00:45:11,630
‫چی شد، مادلن؟

485
00:45:13,500 --> 00:45:14,960
‫فقط بهم بگو.

486
00:45:15,830 --> 00:45:18,410
‫من عصبانی نمیشم. می‌تونی فقط بهم بگی.

487
00:45:24,380 --> 00:45:25,340
‫مادلن؟

488
00:45:26,250 --> 00:45:28,960
‫-مادلن؟
‫-مادلن.

489
00:45:41,330 --> 00:45:44,080
‫پچ‌ها وصل شدن؟
‫از بیمار فاصله بگیرید.

490
00:46:01,250 --> 00:46:02,540
‫آقای و خانم ریکرز؟

491
00:46:03,540 --> 00:46:04,750
‫لطفاً.

492
00:46:23,210 --> 00:46:24,540
‫خوابیده؟

493
00:46:26,380 --> 00:46:29,050
‫خوابوندیمش تا فشار رو از روی قلبش برداریم.

494
00:46:29,130 --> 00:46:31,210
‫قلبش؟ چرا؟

495
00:46:33,380 --> 00:46:36,590
‫ایست قلبی‌ای که الان رخ داد مربوط میشه

496
00:46:36,670 --> 00:46:40,460
‫به آسیب قلبی قبلی ناشی از تصادف

497
00:46:40,540 --> 00:46:42,620
‫که قبلاً متوجهش نشده بودیم.

498
00:46:44,380 --> 00:46:49,380
‫وقتی دخترتون از روی موتور چهارچرخ افتاد،
‫فقط دنده‌هاش نشکستن.

499
00:46:49,460 --> 00:46:51,420
‫قلبش هم آسیب دید.

500
00:46:52,250 --> 00:46:54,540
‫پس نیاز به عمل داره.

501
00:46:54,630 --> 00:46:56,010
‫امکان‌پذیر نیست.

502
00:46:56,630 --> 00:46:58,590
‫دخترتون به یه قلب جدید نیاز داره.

503
00:46:58,670 --> 00:46:59,500
‫چی؟

504
00:47:02,380 --> 00:47:04,800
‫دخترتون به یه قلب جدید نیاز داره.

505
00:47:07,830 --> 00:47:11,330
‫پیشنهاد می‌کنم بریم اتاق بغلی
‫تا بتونم اینو توضیح بدم.

506
00:48:59,420 --> 00:49:01,170
‫آره... همین.

507
00:49:05,960 --> 00:49:07,420
‫قشنگ نیست، بابایی؟

508
00:49:49,130 --> 00:49:51,800
‫-کجان؟
‫-تو اتاق خوابشون.

509
00:49:51,880 --> 00:49:53,510
‫چیزی خوردن؟

510
00:49:55,380 --> 00:49:56,760
‫حالا قراره چیکار کنیم؟

511
00:49:58,830 --> 00:50:01,500
‫یه نوشیدنی دیگه بخوریم، گمونم؟

512
00:50:01,580 --> 00:50:03,210
‫با آنوک و دنی.

513
00:50:03,960 --> 00:50:06,170
‫ما ازشون حمایت می‌کنیم.
‫همونطور که اونا از ما حمایت می‌کنن.

514
00:50:06,250 --> 00:50:09,750
‫سعی می‌کنیم از هم حمایت کنیم.
‫چیکار دیگه‌ای می‌تونیم بکنیم؟

515
00:50:11,580 --> 00:50:13,750
‫نمی‌بینی این قضیه داره به کجا ختم میشه؟

516
00:50:16,040 --> 00:50:17,460
‫چی به کجا ختم میشه؟

517
00:50:18,580 --> 00:50:20,710
‫مادلن به قلب اهدایی نیاز داره.

518
00:50:22,710 --> 00:50:23,960
‫بله، می‌دونم.

519
00:50:24,500 --> 00:50:26,750
‫نه هر قلب اهدایی‌ای. قلب یه بچه.

520
00:50:26,830 --> 00:50:29,000
‫از کسی که هم‌اندازه خودشه،
‫وگرنه جا نمیشه.

521
00:50:30,790 --> 00:50:32,040
‫می‌فهمم چی میگی، اما...

522
00:50:32,130 --> 00:50:34,380
‫مادلن و الیز گروه خونی یکسانی دارن.

523
00:50:34,460 --> 00:50:37,170
‫پس فکر می‌کنی
‫حالا قراره چه اتفاقی بیفته؟

524
00:50:54,630 --> 00:50:56,630
‫والدینم زنگ زدن. اونا تو آلمانن.

525
00:50:56,710 --> 00:50:59,920
‫-می‌خوان فردا شب بیان سر بزنن.
‫-یا عیسی مسیح.

526
00:51:00,000 --> 00:51:02,790
‫نمی‌خوام بیان اینجا.
‫بهشون بگو شرایطش مناسب نیست.

527
00:51:02,880 --> 00:51:05,170
‫گفتم لازم نیست،
‫اما اصرار کردن.

528
00:51:05,250 --> 00:51:06,880
‫نمی‌خوام اینجا باشن.

529
00:51:11,420 --> 00:51:14,750
‫وضعیت الیزِ ما
‫هیچ ربطی به وضعیت مادلن نداره.

530
00:51:16,630 --> 00:51:18,050
‫مطلقاً هیچ ربطی.

531
00:51:22,750 --> 00:51:23,670
‫دنی.

532
00:51:28,250 --> 00:51:29,580
‫یه چیزی بگو.

533
00:51:31,380 --> 00:51:32,800
‫چرا دیگه حرف نزدی؟

534
00:51:32,880 --> 00:51:36,050
‫-ما نمی‌تونیم همچین چیزی ازشون بخوایم.
‫-اینو می‌دونم.

535
00:51:36,130 --> 00:51:38,760
‫اصلاً دلم نمی‌خواد ازشون بخوام. خدای من.

536
00:51:39,460 --> 00:51:43,130
‫فقط دارم میگم:
‫اگه هیچ راه دیگه‌ای نباشه چی؟

537
00:51:43,210 --> 00:51:45,710
‫-اون‌وقت چی؟
‫-لزومی نداره.

538
00:51:45,790 --> 00:51:46,830
‫کلی وقت هست.

539
00:51:46,920 --> 00:51:49,550
‫مادلن بالای لیست انتظاره. درسته؟

540
00:51:50,420 --> 00:51:53,210
‫اما صدر فهرستم نیست،
‫چون وقت زیادی داره.

541
00:51:53,290 --> 00:51:57,420
‫-می‌دونم نمی‌تونیم تا ابد صبر کنیم، اما...
‫-میانگین انتظار تقریباً یک ساله.

542
00:51:57,500 --> 00:52:01,210
‫مادلن خیلی زود به یه قلب جدید نیاز داره،
‫وگرنه می‌میره.

543
00:52:01,290 --> 00:52:06,170
‫-پس اگه این تنها راه حله، در اون صورت...
‫-این تنها راه حل نیست.

544
00:52:07,460 --> 00:52:08,540
‫گوش کن.

545
00:52:08,630 --> 00:52:12,300
‫من برای نجات مادلن
‫هر کاری می‌کنم، هر کاری.

546
00:52:12,380 --> 00:52:16,130
‫اما باید عقلمون رو سر جاش نگه داریم.
‫می‌تونیم سر این توافق کنیم؟

547
00:52:16,670 --> 00:52:19,210
‫میشه لطفاً سر این توافق کنیم؟

548
00:53:12,080 --> 00:53:14,370
‫دنی. می‌خوام با اریک صحبت کنی.

549
00:53:17,040 --> 00:53:18,290
‫چطور همچین چیزی رو تصور می‌کنی؟

550
00:53:20,880 --> 00:53:22,880
‫فقط حرف بزن.

551
00:53:23,500 --> 00:53:24,790
‫با آرامش.

552
00:53:24,880 --> 00:53:26,510
‫-با آرامش.
‫-آره.

553
00:53:27,170 --> 00:53:29,000
‫آروم و با ملایمت.

554
00:53:29,920 --> 00:53:32,750
‫زیادی اصرار نکن.
‫و قطعاً خیلی واضح اشاره نکن.

555
00:53:32,830 --> 00:53:34,460
‫خیلی واضح نه.

556
00:53:35,130 --> 00:53:38,510
‫پس اینطوری نه که: «اریک، وقتش نرسیده
‫که دستگاه‌ها رو قطع کنی؟»

557
00:53:39,630 --> 00:53:42,300
‫اصلاً برات مهمه
‫که اینجا داره چه اتفاقی میفته؟

558
00:53:43,420 --> 00:53:46,670
‫مجبور نیستی هیچ چیزی ازش بپرسی.
‫هیچیِ هیچی.

559
00:53:47,290 --> 00:53:49,750
‫فقط می‌خوام بدونم موضعش چیه.

560
00:53:49,830 --> 00:53:50,960
‫همین و بس.

561
00:55:01,130 --> 00:55:02,050
‫سلام، رفیق.

562
00:55:04,080 --> 00:55:05,040
‫اجازه هست؟

563
00:55:11,880 --> 00:55:13,880
‫داشتم با خودم فکر می‌کردم کی قراره پیدات بشه.

564
00:55:16,920 --> 00:55:17,840
‫چی؟

565
00:55:21,670 --> 00:55:23,130
‫یه چیزی می‌خوای، درسته؟

566
00:55:24,790 --> 00:55:30,540
‫من یه چیزی دارم که تو واقعاً می‌خوای.
‫در واقع، حاضری براش آدم بکشی.

567
00:55:38,210 --> 00:55:39,380
‫بفرما.

568
00:55:39,460 --> 00:55:42,880
‫اینو مخصوصاً برای تو آوردم.
‫دقیقاً آخرین دسر شکلاتی.

569
00:55:47,790 --> 00:55:50,080
‫داریم با روزهای عجیبی روبرو میشیم، دنی.

570
00:55:52,000 --> 00:55:54,210
‫همین الان داشتم با گوئن در موردش بحث می‌کردم.

571
00:55:55,170 --> 00:55:58,630
‫شاید مجبور بشیم
‫همه چیز رو با الیز از اول شروع کنیم.

572
00:55:58,710 --> 00:56:03,420
‫شاید مجبور بشه همه چیز رو دوباره یاد بگیره.
‫قدم به قدم، درست مثل یه نوزاد تازه متولد شده.

573
00:56:03,500 --> 00:56:05,500
‫و این سخت خواهد بود.

574
00:56:06,170 --> 00:56:08,000
‫اما در عین حال خیلی...

575
00:56:08,630 --> 00:56:09,840
‫خیلی زیباست.

576
00:56:12,170 --> 00:56:14,090
‫ما اونو به چشم یه شروع جدید می‌بینیم.

577
00:56:14,170 --> 00:56:18,460
‫یه هدیه زیبا
‫که با آغوش باز ازش استقبال می‌کنیم.

578
00:56:21,420 --> 00:56:22,710
‫چیزی پیدا کردی؟

579
00:56:23,380 --> 00:56:24,300
‫نه.

580
00:56:24,830 --> 00:56:26,540
‫نه. فکر می‌کردم یه سرنخ دارم.

581
00:56:27,500 --> 00:56:30,080
‫قلب‌های مصنوعی وجود دارن،
‫اما نه برای بچه‌ها.

582
00:56:30,170 --> 00:56:33,670
‫-خیلی پیچیده و آزمایشیه.
‫-تسلیم نشو، دنی.

583
00:56:34,710 --> 00:56:36,130
‫جوینده یابنده است.

584
00:57:14,380 --> 00:57:16,090
‫دکتر فرای؟

585
00:57:16,170 --> 00:57:18,210
‫-می‌تونم باهاتون صحبت کنم؟
‫-بله.

586
00:57:56,630 --> 00:57:59,800
‫باید حرف بزنیم

587
00:58:14,670 --> 00:58:15,630
‫گوئن.

588
00:58:16,290 --> 00:58:17,420
‫اریک.

589
00:58:19,920 --> 00:58:22,000
‫مادلن به کمکتون نیاز داره.

590
00:58:24,630 --> 00:58:28,050
‫و می‌خوام از همین اول
‫یه چیزی رو روشن کنم.

591
00:58:29,330 --> 00:58:32,330
‫ما قرار نیست ازتون بخوایم
‫از الیز دست بکشید.

592
00:58:36,750 --> 00:58:39,250
‫ما می‌خوایم ازتون بخوایم که مادلن رو نجات بدید.

593
00:58:40,670 --> 00:58:42,840
‫جفتش که یکی میشه،
‫اینطور نیست؟

594
00:58:43,380 --> 00:58:46,050
‫نه، کاملاً متفاوته.

595
00:58:48,170 --> 00:58:50,250
‫مادلن هنوز هم می‌تونه نجات پیدا کنه.

596
00:58:50,330 --> 00:58:52,040
‫و الیز هنوز زنده‌ست.

597
00:58:53,130 --> 00:58:54,960
‫هنوز می‌تونه بیدار بشه.

598
00:58:55,040 --> 00:58:56,580
‫این یه شانس واقع‌بینانه‌است.

599
00:58:58,830 --> 00:59:01,960
‫-من نظری در این باره ندارم، اریک.
‫-نه؟

600
00:59:02,040 --> 00:59:03,000
‫نه.

601
00:59:07,130 --> 00:59:10,760
‫«فعالیت مغزی کم
‫با امیدِ کم به بهبودی.»

602
00:59:11,540 --> 00:59:14,750
‫این نظر من نیست.
‫تشخیص دکتر مایره.

603
00:59:14,830 --> 00:59:16,500
‫دنی اونجا بود.

604
00:59:16,580 --> 00:59:17,790
‫متأسفم، گوئن.

605
00:59:24,040 --> 00:59:26,290
‫طبق گفته متخصص قلب مادلن

606
00:59:26,380 --> 00:59:31,260
‫احتمال پیوند موفقیت‌آمیز
‫بالای ۶۵ درصده.

607
00:59:32,250 --> 00:59:35,000
‫شصت و پنج درصد برای مادلن

608
00:59:35,080 --> 00:59:38,040
‫در مقابل تقریباً هیچ شانسی
‫برای بهبود الیز.

609
00:59:38,960 --> 00:59:40,590
‫اینا حرفای من نیست.

610
00:59:40,670 --> 00:59:42,880
‫اینا حرفای دنی نیست.

611
00:59:44,330 --> 00:59:45,830
‫اینا واقعیته.

612
00:59:52,790 --> 00:59:53,830
‫آنوک.

613
00:59:54,630 --> 00:59:55,460
‫دنی.

614
00:59:55,540 --> 00:59:58,420
‫ما بابت اتفاقی که برای مادلن افتاده
‫بی‌نهایت متأسفیم.

615
00:59:58,500 --> 01:00:01,210
‫بی‌نهایت متأسفیم. هر دوتامون.

616
01:00:02,330 --> 01:00:04,500
‫اما ما نمی‌تونیم این مسئله رو براتون حل کنیم.

617
01:00:05,080 --> 01:00:08,660
‫چرا، می‌تونید.

618
01:00:09,210 --> 01:00:12,290
‫شما بهتر از هر کس دیگه‌ای می‌تونید این کار رو بکنید.

619
01:00:13,750 --> 01:00:16,630
‫-و من می‌فهمم چقدر سخته...
‫-آنوک.

620
01:00:17,580 --> 01:00:21,410
‫-ساده‌لوح نباش، اریک. این‌ها واقعیته...
‫-آنوک.

621
01:00:22,170 --> 01:00:23,340
‫بله، دنی؟

622
01:00:23,920 --> 01:00:26,460
‫فکر می‌کنم اریک حسش رو کاملاً روشن بیان کرد.

623
01:00:27,420 --> 01:00:28,500
‫متأسفم.

624
01:00:29,920 --> 01:00:32,880
‫عالیه. جلسه به پایان رسید.

625
01:00:32,960 --> 01:00:34,340
‫اریک؟ بریم.

626
01:00:36,170 --> 01:00:38,250
‫من خیلی متأسفم. واقعاً.

627
01:00:46,330 --> 01:00:47,250
‫گوئن.

628
01:00:50,710 --> 01:00:52,000
‫گوئن.

629
01:00:52,080 --> 01:00:55,500
‫الیز چی می‌خواست؟

630
01:00:56,710 --> 01:01:00,090
‫اگه الیز می‌دونست می‌تونه مادلن رو نجات بده چی؟

631
01:01:00,170 --> 01:01:02,800
‫اون چی می‌خواست؟
‫الیز چی می‌خواست؟

632
01:01:02,880 --> 01:01:04,460
‫الیز می‌خواد زنده بمونه.

633
01:01:04,540 --> 01:01:07,710
‫فعالیت مغزیش نشون میده
‫می‌خواد زنده بمونه و خوب بشه.

634
01:01:07,790 --> 01:01:11,750
‫-خب، تعجب می‌کنم که این واقعاً درسته یا نه...
‫-این‌ها حرف‌های خودته، آنوک.

635
01:01:11,830 --> 01:01:14,830
‫«الیز می‌خواد زنده بمونه و خوب بشه.»
‫دیروز خودت این رو گفتی.

636
01:01:14,920 --> 01:01:17,300
‫برای اینکه بهت روحیه بدم.
‫بر خلاف منطق سرد.

637
01:01:17,380 --> 01:01:19,960
‫دیگه چی می‌تونستم بگم؟

638
01:01:20,040 --> 01:01:21,080
‫حرف‌های خودت.

639
01:01:21,630 --> 01:01:22,550
‫باشه.

640
01:01:23,460 --> 01:01:25,540
‫پس من این رو گفتم، آره.

641
01:01:25,630 --> 01:01:28,340
‫و کی گفت
‫نیازی نیست کلاه ایمنی سرشون بذارن؟

642
01:01:30,080 --> 01:01:31,620
‫تو این رو گفتی.

643
01:01:31,710 --> 01:01:33,250
‫اما من اشاره‌ای به اون کردم؟

644
01:01:33,330 --> 01:01:36,620
‫صدای من رو شنیدی که بگه
‫نیازی به سر کردن کلاه ایمنی ندارند؟

645
01:01:37,250 --> 01:01:41,630
‫کدوم‌ یک از شما صدای من رو شنیدید که بگه
‫نیازی به کلاه ایمنی نیست؟

646
01:01:42,580 --> 01:01:45,750
‫من از همون اول فکر می‌کردم موتور‌سواری با چهارچرخ ایده بدیه،

647
01:01:45,830 --> 01:01:49,330
‫پس بیایید همدیگه رو مقصر ندونیم
‫که چه کسی چی گفته.

648
01:01:53,880 --> 01:01:56,050
‫اریک؟ گوش کن.

649
01:01:56,580 --> 01:02:00,580
‫خیلی خوب می‌فهمم
‫که دارم چیز غیرممکنی می‌خوام.

650
01:02:00,670 --> 01:02:04,670
‫الیز همه چیزتونه و حتی بیشتر.

651
01:02:05,250 --> 01:02:06,130
‫و من...

652
01:02:06,210 --> 01:02:09,130
‫و ما هم به همون اندازه دوستش داریم. عمیقاً دوستش داریم...

653
01:02:09,210 --> 01:02:11,670
‫نه، نه. این حقیقت نداره.

654
01:02:11,750 --> 01:02:14,750
‫شما اصلاً الیز رو دوست ندارید. از روز اول.

655
01:02:14,830 --> 01:02:17,910
‫از روز اول، فکر می‌کردید
‫الیز یه بچه‌ی خودخواه و لوسه.

656
01:02:18,000 --> 01:02:20,000
‫-این هرگز تغییر نکرد.
‫-چرا این رو می‌گی؟

657
01:02:20,080 --> 01:02:24,580
‫«یه بچه‌ی عوضی. یه بچه‌ی لوس عوضی.»
‫این رو اینجا بارها و بارها گفتی.

658
01:02:24,670 --> 01:02:28,380
‫«اوه، اینجا چقدر قشنگه. چقدر دلنشینه.
‫حیف از اون بچه‌ی عوضی.»

659
01:02:30,000 --> 01:02:33,420
‫این حرف‌ها از کجا میاد؟
‫اصلاً نمی‌فهمم چی میگی.

660
01:02:33,500 --> 01:02:35,630
‫من هرگز چنین چیزی نگفتم. اصلاً و ابداً.

661
01:02:35,710 --> 01:02:39,340
‫دیوارها نازکن، آنوک.
‫خیلی نازک.

662
01:02:41,880 --> 01:02:47,300
‫گوئن. اگه ناراحتت کردم، متأسفم.
‫اما بحث این نیست.

663
01:02:47,380 --> 01:02:51,460
‫بحث اینه که تو و من
‫در وضعیت دشواری هستیم...

664
01:02:51,540 --> 01:02:54,670
‫وضعیتی که برات چندان اهمیتی نداره
‫اگه بچه‌ی عوضی من بمیره.

665
01:02:54,750 --> 01:02:56,710
‫خیلی‌ خب.
‫دیگه تمومش کنید.

666
01:02:58,170 --> 01:02:59,800
‫کارمون اینجا تمومه؟

667
01:03:00,460 --> 01:03:02,130
‫گوئن، کارمون تمومه؟

668
01:03:02,750 --> 01:03:03,710
‫بله.

669
01:03:04,960 --> 01:03:06,710
‫آنوک. کارمون تمومه؟

670
01:03:07,500 --> 01:03:08,420
‫بله.

671
01:03:09,000 --> 01:03:10,170
‫کارمون تمومه.

672
01:03:11,830 --> 01:03:13,160
‫همون‌طور رهاش می‌کنیم.

673
01:03:14,710 --> 01:03:15,840
‫پس اینم از این.

674
01:03:16,380 --> 01:03:17,550
‫هیچ کاری نمی‌کنیم.

675
01:03:18,130 --> 01:03:19,840
‫اون‌وقت مادلن می‌میره.

676
01:03:19,920 --> 01:03:21,800
‫و بعد الیز می‌میره.

677
01:03:22,540 --> 01:03:23,830
‫و کار تموم میشه.

678
01:03:24,500 --> 01:03:26,040
‫این همون چیزی است که می‌خوایم؟

679
01:03:26,130 --> 01:03:27,380
‫این چیزیه که می‌خواهیم؟

680
01:03:27,460 --> 01:03:31,130
‫-ما از الیز دست نمی‌کشیم، آنوک.
‫-البته که نه.

681
01:03:31,210 --> 01:03:34,540
‫البته که ازش دست نمی‌کشید.
‫این غیرممکنه.

682
01:03:34,630 --> 01:03:38,210
‫برای این کار خیلی زوده.
‫خیلی خیلی زود.

683
01:03:38,290 --> 01:03:41,080
‫اما وقتی نمونده. هیچ وقتی نمونده.

684
01:03:41,170 --> 01:03:45,170
‫و من دلم نمی‌خواد بپرسم،
‫اما ناچارم بپرسم. گوئن.

685
01:03:47,040 --> 01:03:48,420
‫اگر جای ما عوض می‌شد...

686
01:03:48,500 --> 01:03:52,880
‫اگر قضیه برعکس بود،
‫تو جای من چیکار می‌کردی؟

687
01:03:58,790 --> 01:04:01,500
‫سؤال این نیست
‫که من جای تو چیکار می‌کردم،

688
01:04:01,580 --> 01:04:03,710
‫بلکه اینه که تو جای من چیکار می‌کردی.

689
01:04:03,790 --> 01:04:08,670
‫اگر ازت می‌خواستم از بچه‌ات دست بکشی چیکار می‌کردی؟
‫از مادلن دست می‌کشیدی؟

690
01:04:12,130 --> 01:04:13,380
‫اون‌وقت من این کار رو می‌کردم.

691
01:04:14,210 --> 01:04:15,210
‫اهان، واقعاً؟

692
01:04:17,330 --> 01:04:20,580
‫-بله. من این کار رو می‌کردم.
‫-من خیلی هم مطمئن نیستم.

693
01:04:20,670 --> 01:04:26,710
‫البته که ما یک گفتگو‌ی دردناک و صادقانه
‫در این مورد با هم می‌کردیم.

694
01:04:26,790 --> 01:04:29,250
‫-اما بعدش این کار رو می‌کردم، بله.
‫-اما من نه.

695
01:04:29,330 --> 01:04:31,790
‫باشه، دنی، شاید تو این کار رو نمی‌کردی.

696
01:04:32,750 --> 01:04:34,210
‫اما من می‌کردم.

697
01:04:34,920 --> 01:04:39,800
‫این تنها راه معنادار برای نجات دادن چیزی از دل این وضع بود.

698
01:04:40,920 --> 01:04:41,840
‫اریک.

699
01:04:42,420 --> 01:04:43,340
‫گوئن.

700
01:04:44,920 --> 01:04:48,050
‫الیز این شانس رو داره که به زندگی ادامه بده.

701
01:04:48,920 --> 01:04:51,420
‫به شکلی معنادار ادامه بده

702
01:04:52,040 --> 01:04:53,370
‫درون وجود مادلن.

703
01:04:54,250 --> 01:04:57,880
‫چون اگه مادلن بمیره و الیز بمیره،

704
01:04:57,960 --> 01:05:00,710
‫هیچ‌کس چیزی به دست نمی‌آره. هیچ‌کس.

705
01:05:01,330 --> 01:05:05,250
‫پس لطفاً، از این فرصت استفاده کنید
‫و به این وضعیت معنایی ببخشید.

706
01:05:05,330 --> 01:05:07,210
‫همین و بس. لطفاً.

707
01:05:08,420 --> 01:05:10,380
‫لطفاً، لطفاً.

708
01:05:10,460 --> 01:05:12,960
‫-لطفاً.
‫-خیلی خوب گوش کن

709
01:05:13,040 --> 01:05:16,000
‫اریک و گوئن هیچ قصدی ندارند
‫که بگذارند بچه‌شان به خاطر ما بمیره.

710
01:05:16,080 --> 01:05:19,500
‫-خیلی مایه تأسفه، اما این کار رو نمی‌کنند.
‫-گوئن.

711
01:05:20,500 --> 01:05:22,290
‫تو بهترین دوست منی.

712
01:05:22,380 --> 01:05:23,380
‫اریک.

713
01:05:23,460 --> 01:05:26,040
‫اگه به خاطر دنی نمی‌خوای این کار را بکنی، به خاطر من بکن.

714
01:05:26,130 --> 01:05:28,130
‫-من یکی از بهترین دوستانت هستم.
‫-بس کن.

715
01:05:28,210 --> 01:05:30,210
‫-بس کن.
‫-یکی از بهترین دوستانت.

716
01:05:39,170 --> 01:05:41,710
‫ببخشید، بچه‌ها. این یه اشتباه بزرگ بود.

717
01:05:41,790 --> 01:05:45,040
‫به بزرگی خریدن این خانه‌ی لعنتی با هم.

718
01:05:50,790 --> 01:05:53,920
‫لعنتی، پدر و مادرم
‫تا دو ساعت دیگه می‌رسند اینجا.

719
01:05:54,000 --> 01:05:56,460
‫یا عیسی مسیح. الان نه.

720
01:05:57,580 --> 01:05:59,790
‫پدر و مادرم می‌خوان نوه‌ شون رو ببینند.

721
01:05:59,880 --> 01:06:03,050
‫ببرشون بیمارستان، بعد رستوران و بعد هتل.

722
01:06:03,130 --> 01:06:04,420
‫اونا اینجا نمیان.

723
01:06:04,500 --> 01:06:06,630
‫نصف پول این خونه رو اونا دادند،

724
01:06:06,710 --> 01:06:10,040
‫هیچ اهمیتی نمی‌دهم.
‫اونا اینجا نمیان.

725
01:06:12,000 --> 01:06:13,420
‫باشه، باشه.

726
01:06:14,170 --> 01:06:15,340
‫وقت استراحت.

727
01:06:15,960 --> 01:06:17,460
‫وقت استراحت.

728
01:06:17,540 --> 01:06:19,000
‫دیگه حرفی نزنیم.

729
01:06:19,080 --> 01:06:22,460
‫نه من. نه تو. هیچ‌کس. وقت استراحت.

730
01:06:25,540 --> 01:06:28,710
‫من همین الان میز سالانه‌مان را در گاشت‌هاف آلته واشت رزرو کردم...

731
01:06:28,790 --> 01:06:31,920
‫-خدای من.
‫-...چون در گاشت‌هاف آلته واشت

732
01:06:32,000 --> 01:06:34,670
‫ما هر سال تولد مادلن را جشن می‌گیریم.

733
01:06:34,750 --> 01:06:38,420
‫به علاوه این واقعیت که من و گوئن
‫اولین بار همدیگر را کنار دریاچه کوهستانی دیدیم.

734
01:06:38,500 --> 01:06:40,250
‫و بقیه ماجرا خاطره‌ست.

735
01:06:41,960 --> 01:06:44,960
‫فردا شب اونجا غذا می‌خوریم، درست مثل هر سال

736
01:06:45,040 --> 01:06:48,210
‫-تا ببینیم دوستی‌مان چقدر ارزش داره...
‫-الان که کاملاً مشخصه.

737
01:06:48,290 --> 01:06:51,290
‫تا فردا شب
‫دهانمان را بسته نگه می‌داریم

738
01:06:51,380 --> 01:06:53,800
‫و افکارمون را برای خودمان نگه می‌داریم.
‫همه ما، تمام روز.

739
01:06:53,880 --> 01:06:59,130
‫و بعد یک بار دیگه، با احترام و آرامش،
‫می‌بینیم که توی چه وضعیتی هستیم.

740
01:06:59,210 --> 01:07:00,920
‫چه مزخرفاتی.

741
01:07:01,000 --> 01:07:03,920
‫-من می‌دونم کجای کارم. این تغییر نمی‌کنه.
‫-بسیار خب، اریک.

742
01:07:04,790 --> 01:07:08,580
‫اگر فردا هم همین حس رو داشتی،
‫اون وقت به ما بگو و ما به آن احترام می‌ذاریم.

743
01:07:08,670 --> 01:07:11,000
‫گوئن، برای تو هم همین طور.

744
01:07:11,080 --> 01:07:14,000
‫اما تو این فاصله
‫کاری به کار همدیگه نداریم.

745
01:07:14,750 --> 01:07:17,210
‫دنی، من امشب در بیمارستان می‌مونم.

746
01:07:17,290 --> 01:07:18,830
‫هر جور که دوست داری رفتار کن.

747
01:07:34,750 --> 01:07:37,170
‫متأسفم، اما گوئن حمله میگرنی بهش دست داده.

748
01:07:37,250 --> 01:07:40,130
‫خیلی مزخرفه.
‫منم باهاتون میام بیمارستان.

749
01:08:36,670 --> 01:08:37,630
‫لعنتی.

750
01:08:50,250 --> 01:08:51,500
‫بذار ببینم.

751
01:08:54,420 --> 01:08:55,880
‫چیز مهمی نیست.

752
01:08:55,960 --> 01:08:56,960
‫بیا.

753
01:09:54,130 --> 01:09:55,800
‫صبح بخیر، آقای ریکرز.

754
01:09:55,880 --> 01:09:59,510
‫-همسرتان همراهتان نیست؟
‫-فکر می‌کردم الان اینجا باشه.

755
01:10:04,210 --> 01:10:05,040
‫لطفاً بفرمایید تو.

756
01:10:29,880 --> 01:10:33,550
‫آقای و خانم ون ادن،
‫ما دخترتان را چندین بار معاینه کردیم

757
01:10:33,630 --> 01:10:36,760
‫و تصویر نسبتاً ثابتی در حال شکل‌گیری است.

758
01:10:36,830 --> 01:10:40,330
‫درسته که الیز نفس می‌کشه، اما مردمک چشمش به نور واکنشی نشون نمیده.

759
01:10:40,420 --> 01:10:44,170
‫وقتی سرش رو تکون میدیم،
‫چشم‌هاش هم‌زمان تکون نمی‌خورن.

760
01:10:44,250 --> 01:10:48,380
‫همچنین هیچ رفلکس قرنیه‌ای وجود نداره.
‫یعنی چشم‌هاش بسته نمیشن...

761
01:10:48,460 --> 01:10:51,340
‫وقتی با یه گوش‌پاک‌کن قرنیه‌اش رو لمس می‌کنیم.

762
01:10:52,080 --> 01:10:53,330
‫این یعنی چی؟

763
01:10:54,210 --> 01:10:57,040
‫ما درمان رو برای مدتی ادامه میدیم،

764
01:10:57,630 --> 01:11:00,260
‫با وجود اینکه درمان بی‌فایده به نظر می‌رسه.

765
01:11:00,330 --> 01:11:03,120
‫تمام چیزی که برای روزهای آینده باقی مونده امیده.

766
01:11:03,210 --> 01:11:05,210
‫هرچند واقع‌بینانه نیست.

767
01:11:08,130 --> 01:11:09,590
‫و چقدر...

768
01:11:10,210 --> 01:11:12,000
‫احتمالش هست که...

769
01:11:12,080 --> 01:11:15,710
‫از کما بیرون بیاید
‫و عملکرد مغزش...

770
01:11:15,790 --> 01:11:17,370
‫-به نحوی برگرده؟
‫-بله؟

771
01:11:19,710 --> 01:11:22,250
‫احتمال بیدار شدنش خیلی کمه.

772
01:11:23,080 --> 01:11:26,910
‫و جدای از اون،
‫من حدود ۹۹.۹ درصد مطمئنم

773
01:11:27,000 --> 01:11:29,960
‫که مغز الیز دچار آسیب جبران‌ناپذیری شده.

774
01:11:30,040 --> 01:11:32,620
‫نه، نه. یه لحظه، لطفاً.

775
01:11:32,710 --> 01:11:33,710
‫یه لحظه.

776
01:11:34,880 --> 01:11:36,090
‫یه لحظه.

777
01:11:38,130 --> 01:11:39,260
‫به این نگاه کنید.

778
01:11:41,580 --> 01:11:42,620
‫یه عکس فوق‌العاده.

779
01:11:44,290 --> 01:11:45,670
‫از دخترمونه.

780
01:11:48,750 --> 01:11:50,580
‫-دختر خوشگلیه.
‫-دقیقاً.

781
01:11:51,500 --> 01:11:56,210
‫می‌خوام بدونید این یک شیء نیست،
‫بلکه الیز ماست.

782
01:11:56,290 --> 01:11:58,330
‫نه یک شیء بی‌جان.

783
01:11:59,710 --> 01:12:01,590
‫پس، دکتر مایر...

784
01:12:01,670 --> 01:12:03,960
‫خوب به این نگاه کنید.

785
01:12:04,040 --> 01:12:06,620
‫اینجا چی می‌بینید؟ چی می‌بینید؟

786
01:12:10,460 --> 01:12:13,340
‫آقای ون ادن، من غم شما را کاملاً درک می‌کنم.

787
01:12:13,420 --> 01:12:15,750
‫اما باید با واقعیت روبرو شویم.

788
01:12:40,420 --> 01:12:42,590
‫-بهت نیاز دارم.
‫-چی؟

789
01:12:42,670 --> 01:12:43,500
‫بیا.

790
01:12:54,500 --> 01:12:56,630
‫-اونجاست؟
‫-همون بالا.

791
01:13:06,670 --> 01:13:07,800
‫نمیای؟

792
01:13:08,420 --> 01:13:09,460
‫برای چی؟

793
01:13:09,540 --> 01:13:12,620
‫برای اینکه ببینیم راهی هست
‫تا اریک و گوئن رو متقاعد کنیم

794
01:13:12,710 --> 01:13:14,920
‫تا زندگی دخترمون رو نجات بدن.

795
01:13:15,000 --> 01:13:17,540
‫این دست ما نیست، آنوک، دست اونه.

796
01:13:17,630 --> 01:13:20,210
‫به خاطر همینه که برای مادلن
‫به خودت تکونی ندادی؟

797
01:13:20,290 --> 01:13:21,830
‫چون دست ما نیست؟

798
01:13:24,330 --> 01:13:25,580
‫بدبختِ ضعیف.

799
01:13:28,170 --> 01:13:30,250
‫-دارم تمام تلاشم رو می‌کنم.
‫-هیچ کاری نکردی.

800
01:13:30,330 --> 01:13:32,830
‫-هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم.
‫-هیچ کاری نمی‌کنی.

801
01:13:32,920 --> 01:13:35,670
‫-دارم به روش خودم عمل می‌کنم...
‫-چون باهاش خوابیدی.

802
01:13:37,420 --> 01:13:38,250
‫بله؟

803
01:13:38,330 --> 01:13:41,250
‫هیچ کاری نمی‌کنی
‫چون با گوئن خوابیدی.

804
01:13:42,210 --> 01:13:44,090
‫کِی؟
‫شش، هفت سال پیش؟

805
01:13:44,170 --> 01:13:46,250
‫اون دچار فرسودگی شغلی شده بود.
‫و تو آشپزخانه رو بازسازی کردی.

806
01:13:46,330 --> 01:13:47,840
‫همون موقع باهاش خوابیدی، مگه نه؟

807
01:13:50,880 --> 01:13:53,510
‫خدای من، من همیشه شک داشتم.

808
01:13:53,580 --> 01:13:55,040
‫اما حالا مطمئنم.

809
01:13:55,130 --> 01:13:58,300
‫البته برای من مهم نیست.
‫الان نگرانی‌های دیگه‌ای دارم.

810
01:14:01,580 --> 01:14:04,500
‫هر اتفاقی بین من و گوئن
‫در سال‌های قبل افتاده...

811
01:14:04,580 --> 01:14:05,870
‫برام مهم نیست.

812
01:14:05,960 --> 01:14:07,790
‫هیچ ربطی به این موضوع نداره.

813
01:14:10,290 --> 01:14:14,330
‫-فقط یک بار بود، یا کل هفته؟
‫-فکر کردم برات مهم نیست.

814
01:14:15,330 --> 01:14:16,580
‫نیست.

815
01:14:16,670 --> 01:14:21,750
‫چیزی که برام جالبه اینه که گوئنِ تو
‫هنوز فکر می‌کنه الیز باعث این تصادف شده.

816
01:14:23,080 --> 01:14:24,410
‫«گوئنِ من»؟

817
01:14:25,500 --> 01:14:29,420
‫الیز اینجا کاری کرده. یه کار احمقانه یا خطرناک.

818
01:14:29,500 --> 01:14:32,670
‫گوئن این رو می‌دونه. دقیقاً نمی‌دونه چی،

819
01:14:32,750 --> 01:14:35,040
‫-اما وقتی بفهمه...
‫-اون‌وقت چی؟

820
01:14:35,130 --> 01:14:36,920
‫اون‌وقت از الیز دست می‌کشه.

821
01:14:37,500 --> 01:14:40,080
‫-چی؟ از روی عذاب وجدان؟
‫-آره، از روی عذاب وجدان.

822
01:14:40,170 --> 01:14:43,920
‫چون از امروز صبح می‌دونه که صفر درصد احتمال داره

823
01:14:44,000 --> 01:14:47,420
‫که وضعیت الیز حتی یه ذره هم بهتر بشه.

824
01:14:50,880 --> 01:14:53,800
‫خب، پس حیف شد که الیز هیچ کاری نکرد.

825
01:14:53,880 --> 01:14:55,260
‫-تو نمی‌دونی.
‫-چرا می‌دونم.

826
01:14:55,330 --> 01:14:58,120
‫نه، نمی‌دونی.
‫هیچ‌کس نمی‌دونه اینجا چه اتفاقی افتاده

827
01:14:58,210 --> 01:15:01,130
‫پس حالا می‌خوای از خودت یه چیزی دربیاری؟ همینه دیگه؟

828
01:15:02,420 --> 01:15:04,090
‫تو ایده‌ی بهتری داری؟

829
01:15:05,830 --> 01:15:08,250
‫-ایده‌ی بهتری داری؟
‫-تو نمی‌تونی...

830
01:15:10,080 --> 01:15:12,660
‫من دیدمشون.

831
01:15:13,920 --> 01:15:17,630
‫من الیز و مادلن رو روی اون موتور چهارچرخ دیدم،
‫وقتی که داشتم اون چوب ماهیگیری رو می‌خریدم.

832
01:15:18,420 --> 01:15:20,170
‫رد شدنشون رو دیدم.

833
01:15:20,830 --> 01:15:22,580
‫درست قبل از تصادف.

834
01:15:22,670 --> 01:15:27,750
‫و اگه قرار باشه کسی رو مقصر بدونیم، الیز نیست، مادلن مقصره.

835
01:15:27,830 --> 01:15:28,750
‫این چرت و پرته.

836
01:15:29,290 --> 01:15:30,420
‫مادلنِ ما

837
01:15:31,170 --> 01:15:34,130
‫برعکس روی فرمان اون چهارچرخ نشسته بود.

838
01:15:35,710 --> 01:15:38,130
‫مثل دیوونه‌ها جیغ می‌کشید،

839
01:15:38,210 --> 01:15:41,630
‫-پاهاش رو جلوی اون پسر کاملاً باز کرده بود.
‫-چرت و پرته.

840
01:15:42,540 --> 01:15:44,580
‫فکر می‌کنی چرا می‌خواستم برم؟

841
01:15:45,460 --> 01:15:48,880
‫فکر می‌کنی چرا می‌خواستم مادلن رو ببرم خونه؟

842
01:15:48,960 --> 01:15:51,170
‫-هیچ ایده‌ای ندارم.
‫-برای اینکه ازش محافظت کنم.

843
01:15:54,130 --> 01:15:55,460
‫تو حرفم رو باور نمی‌کنی.

844
01:15:59,790 --> 01:16:00,750
‫خب، بیا.

845
01:16:01,580 --> 01:16:02,500
‫بیا.

846
01:16:03,290 --> 01:16:04,250
‫بیا اینجا.

847
01:16:05,960 --> 01:16:06,840
‫نگاه کن.

848
01:16:07,500 --> 01:16:08,330
‫نگاه کن.

849
01:16:08,420 --> 01:16:11,750
‫<i>-خب، میای؟ یا می‌مونی؟
‫-دارم میام.</i>

850
01:16:15,040 --> 01:16:15,920
‫<i>باشه، بریم.</i>

851
01:16:16,000 --> 01:16:18,080
‫<i>یا مسیح، مادلن. این چه کار لعنتی‌ایه؟</i>

852
01:17:30,250 --> 01:17:33,920
‫متأسفم.
‫شاید اصلاً نباید این موضوع رو پیش می‌کشیدم.

853
01:17:34,830 --> 01:17:35,710
‫چی رو؟

854
01:17:36,750 --> 01:17:38,000
‫چیزی که دیدم رو.

855
01:17:40,380 --> 01:17:41,460
‫برعکس.

856
01:17:42,960 --> 01:17:44,170
‫برعکس.

857
01:17:45,420 --> 01:17:47,050
‫این همون راه‌حله، دنی.

858
01:17:47,750 --> 01:17:50,750
‫و حالا همه چیز درست میشه، مثل همیشه. به لطف تو.

859
01:17:54,080 --> 01:17:55,790
‫اگه تو اون چوب ماهیگیری رو نخریده بودی،

860
01:17:55,880 --> 01:17:58,340
‫ندیده بودی که الیز جلو نشسته.

861
01:17:58,420 --> 01:18:00,550
‫-اون مادلن بود.
‫-الیز بود، دنی.

862
01:18:02,000 --> 01:18:04,580
‫الیز جلو نشسته بود. و تو این رو بهشون میگی.

863
01:18:04,670 --> 01:18:06,880
‫این‌جوری می‌تونی جون دخترت رو نجات بدی.

864
01:18:10,000 --> 01:18:14,710
‫عزیزانم، واقعاً ممنونیم که اینجا هستید.

865
01:18:14,790 --> 01:18:15,870
‫لطفاً بشینید.

866
01:18:20,500 --> 01:18:23,710
‫آقایان و خانم‌های ریکرز و ون ادن. خوشحالیم که دوباره می‌بینیمتون.

867
01:18:23,790 --> 01:18:27,210
‫-برای نوشیدنی چی میل دارید؟
‫-یه شراب سفید، لطفاً. ولتلینر.

868
01:18:27,290 --> 01:18:30,870
‫-یک بطری، فرقی نمی‌کنه کدوم باشه.
‫-من لیست شراب‌ها رو میارم.

869
01:18:30,960 --> 01:18:34,920
‫نه، نیازی نیست. فقط برامون یه بطری بیار.

870
01:18:35,000 --> 01:18:36,040
‫البته.

871
01:18:37,960 --> 01:18:38,880
‫خب.

872
01:18:41,710 --> 01:18:45,210
‫و برای آوردن منو منتظر بمونم تا بچه‌ها هم بیان؟

873
01:18:49,580 --> 01:18:50,410
‫باشه.

874
01:18:53,630 --> 01:18:54,550
‫خب.

875
01:18:57,330 --> 01:18:58,460
‫ما اینجاییم.

876
01:19:00,040 --> 01:19:01,420
‫تا الان حرف‌های زیادی زده شده،

877
01:19:01,500 --> 01:19:04,630
‫و فکر کنم هیچ‌کس نمی‌خواد اینجا تکرارشون کنه.

878
01:19:04,710 --> 01:19:05,540
‫دقیقاً

879
01:19:05,630 --> 01:19:08,300
‫اما بعضی چیزها ناگفته مونده.

880
01:19:09,250 --> 01:19:12,290
‫-چند تا چیز خیلی مهم.
‫-مثل چی؟

881
01:19:16,670 --> 01:19:19,960
‫صبح روز تصادف، دنی چیزی دید.

882
01:19:20,750 --> 01:19:22,170
‫یه چیز مهم...

883
01:19:22,960 --> 01:19:24,460
‫که می‌خواد بهتون بگه.

884
01:19:31,210 --> 01:19:33,880
‫اما اول، می‌خوام خودم به چیزی اعتراف کنم.

885
01:19:33,960 --> 01:19:36,840
‫به اینکه امروز صبح داشتی فالگوش وایمیستادی؟

886
01:19:39,750 --> 01:19:42,580
‫-آدم مستأصل به هر دری می‌زنه.
‫-درسته.

887
01:19:43,170 --> 01:19:46,050
‫بالاخره چیزی برای نوشیدن میارن یا نه؟

888
01:19:46,130 --> 01:19:47,510
‫نکن، عزیزم.

889
01:19:48,500 --> 01:19:49,710
‫ادامه بده.

890
01:19:50,670 --> 01:19:52,960
‫می‌خوام از طرف مادلن چیزی بگم.

891
01:19:54,830 --> 01:19:58,790
‫من و دنی امسال با هزار زحمت مادلن رو راضی کردیم که بیاد.

892
01:19:59,920 --> 01:20:02,840
‫درست مثل سال گذشته و سال قبلش.

893
01:20:03,380 --> 01:20:06,510
‫و دلیل اینکه دیگه نمی‌خواست بیاد اینجا...

894
01:20:08,380 --> 01:20:09,380
‫الیز بود.

895
01:20:13,460 --> 01:20:16,170
‫الیز، که همیشه تمام توجهات رو به خودش جلب می‌کنه.

896
01:20:16,710 --> 01:20:18,880
‫که همیشه پیشتازه.

897
01:20:19,420 --> 01:20:21,460
‫که همیشه تو اولویته.

898
01:20:22,170 --> 01:20:23,380
‫همیشه.

899
01:20:23,460 --> 01:20:26,000
‫از روز اول تا الان.

900
01:20:27,000 --> 01:20:28,790
‫همیشه اول الیز بود،

901
01:20:28,880 --> 01:20:30,380
‫و بعد مادلن.

902
01:20:31,750 --> 01:20:32,670
‫خب که چی؟

903
01:20:36,210 --> 01:20:37,210
‫خب...

904
01:20:37,750 --> 01:20:40,380
‫وقتش نرسیده که حالا نوبت مادلن باشه؟

905
01:20:42,670 --> 01:20:44,550
‫نه الیز، بلکه مادلن.

906
01:20:47,210 --> 01:20:49,750
‫این حقیقته، دنی؟ یا داره از خودش درمیاره؟

907
01:20:50,710 --> 01:20:52,790
‫نه، مادلن دیگه نمی‌خواست بیاد اینجا.

908
01:20:53,380 --> 01:20:56,960
‫-و من هم مشکلی باهاش نداشتم.
‫-اما من مجبورش کردم که با ما بیاد...

909
01:20:57,790 --> 01:20:59,170
‫و کاشکی من...

910
01:21:00,040 --> 01:21:02,080
‫اما الان نمی‌تونم کاریش کنم.

911
01:21:06,130 --> 01:21:08,170
‫باشه. همش همین بود؟

912
01:21:10,580 --> 01:21:12,040
‫تا جایی که به من مربوط میشه، بله.

913
01:21:13,670 --> 01:21:15,210
‫اما دنی یه حرفی داره.

914
01:21:19,750 --> 01:21:20,670
‫دنی؟

915
01:21:31,710 --> 01:21:33,170
‫فقط بهشون بگو، دنی.

916
01:21:53,170 --> 01:21:54,130
‫چی رو؟

917
01:21:55,710 --> 01:21:58,710
‫برای همین مادلن جلوی موتور نشست.

918
01:21:59,830 --> 01:22:02,410
‫چون حس کرد برای یک بار هم که شده نوبت اونه.

919
01:22:05,290 --> 01:22:06,710
‫اولش نفهمیدم.

920
01:22:07,500 --> 01:22:10,000
‫این‌جوری نشستن روی اون موتور اصلاً شبیه رفتار مادلن نیست.

921
01:22:10,080 --> 01:22:11,160
‫اما الان می‌فهمم.

922
01:22:11,710 --> 01:22:14,210
‫مادلن حس کرد نوبت اونه.

923
01:22:17,920 --> 01:22:19,090
‫عوضی.

924
01:22:19,830 --> 01:22:22,000
‫-تو بهش گفتی.
‫-نه.

925
01:22:23,250 --> 01:22:24,630
‫اون نگفت.

926
01:22:24,710 --> 01:22:28,170
‫-قضیه چیه؟
‫-پس تو از کجا این رو می‌دونی؟

927
01:22:37,920 --> 01:22:39,210
‫گوشیش رو چطوری گیر آوردی؟

928
01:22:48,880 --> 01:22:52,510
‫-بی‌ حیا.
‫-آدم مستأصل به هر دری می‌زنه.

929
01:22:53,630 --> 01:22:58,210
‫کی چی رو تو گوشی کی دیده؟
‫می‌تونم منم ببینمش؟

930
01:22:58,750 --> 01:23:00,580
‫دیگه امکان‌پذیر نیست، اریک.

931
01:23:06,630 --> 01:23:08,590
‫گوئن، این یه تصادف بود. باشه؟

932
01:23:09,130 --> 01:23:10,380
‫یه تصادف.

933
01:23:10,460 --> 01:23:11,960
‫تقصیر مادلن نیست.

934
01:23:12,040 --> 01:23:14,870
‫و قطعاً تقصیر الیز هم نیست، درسته؟

935
01:23:19,580 --> 01:23:21,290
‫تقصیر هیچ‌کس نیست.

936
01:23:25,000 --> 01:23:27,460
‫اما تو می‌تونی نجاتش بدی.

937
01:23:27,540 --> 01:23:28,620
‫لطفاً.

938
01:23:29,420 --> 01:23:32,750
‫-باید مادلن رو نجات بدی.
‫-ما نمی‌تونیم.

939
01:23:32,830 --> 01:23:34,750
‫-شما می‌تونید.
‫-متأسفم.

940
01:23:34,830 --> 01:23:36,660
‫چرا، می‌تونید.

941
01:23:38,920 --> 01:23:43,130
‫باید از الیز دست بکشید...

942
01:24:14,460 --> 01:24:16,170
‫فقط یه چیز دیگه، اریک.

943
01:24:16,250 --> 01:24:19,290
‫گوئنِ تو با دنیِ من خوابید. بله، دقیقاً.

944
01:24:19,380 --> 01:24:22,550
‫شش، هفت سال پیش وقتی که مثلاً دچار فرسودگی شغلی شده بود

945
01:24:22,630 --> 01:24:24,260
‫و دنی آشپزخونه رو بازسازی می‌کرد.

946
01:24:24,330 --> 01:24:28,080
‫اون موقع باهاش خوابید. گفتم باید این رو بدونی.

947
01:24:34,670 --> 01:24:35,590
‫چی؟

948
01:24:37,420 --> 01:24:38,670
‫وقتی تو...

949
01:24:39,290 --> 01:24:40,710
‫فرسودگی شغلی داشتی...

950
01:24:40,790 --> 01:24:41,870
‫شما دو تا...؟

951
01:24:45,330 --> 01:24:46,250
‫بله.

952
01:24:47,250 --> 01:24:51,290
‫و همچنین دیشب، وقتی تو با پدر و مادرت تو بیمارستان بودی.

953
01:24:56,710 --> 01:24:58,710
‫لعنت بهت، دنی.

954
01:25:04,710 --> 01:25:05,670
‫کثافت.

955
01:25:24,630 --> 01:25:27,880
‫-آقای ریکرز، براتون تاکسی خبر کنیم؟
‫-نه، ممنون.

956
01:25:36,080 --> 01:25:39,040
‫می‌تونید برام نوشیدنی بیارید،

957
01:26:10,750 --> 01:26:12,630
‫ما از پسش برنمیایم، اریک.

958
01:26:21,670 --> 01:26:23,840
‫از دستت دادم، مگه نه؟

959
01:26:28,920 --> 01:26:30,630
‫تو هیچ‌وقت من رو نداشتی.

960
01:26:41,040 --> 01:26:42,670
‫و ما نمی‌تونیم این کار رو بکنیم.

961
01:26:44,540 --> 01:26:46,620
‫ما نمی‌تونیم نگهش داریم.

962
01:26:48,460 --> 01:26:51,960
‫نه اون‌جوری که الان هست.
‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم. و من...

963
01:26:54,330 --> 01:26:56,750
‫از این بابت شرمنده‌ام. اما...

964
01:26:58,500 --> 01:26:59,670
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

965
01:27:01,460 --> 01:27:03,420
‫و فکر می‌کنم تو هم نمی‌تونی این کار رو بکنی.

966
01:27:39,420 --> 01:27:41,960
‫فقط می‌خواستم بگم متأسفم.

967
01:27:44,420 --> 01:27:46,710
‫نه، این منم که متأسفم، اریک.

968
01:27:47,250 --> 01:27:48,540
‫متأسفم.

969
01:27:50,170 --> 01:27:52,460
‫حرف‌های وحشتناکی زدم

970
01:27:52,540 --> 01:27:54,250
‫و رفتار افتضاحی داشتم.

971
01:27:55,710 --> 01:27:56,840
‫متأسفم.

972
01:27:59,000 --> 01:28:01,420
‫شاید اگه منم جای تو بودم همین کار رو می‌کردم.

973
01:28:01,500 --> 01:28:02,830
‫من این‌طور فکر نمی‌کنم.

974
01:28:04,290 --> 01:28:06,460
‫راستش رو بخوای، منم همین‌طور.

975
01:28:12,960 --> 01:28:15,590
‫عجیبه. ما ده ساله که میایم اینجا،

976
01:28:15,670 --> 01:28:18,800
‫اما فکر نکنم تا حالا نشسته باشیم با هم یه گپی بزنیم.

977
01:28:20,040 --> 01:28:22,330
‫-درسته.
‫-تقصیر منه؟

978
01:28:23,170 --> 01:28:24,630
‫تو یه مرد واقعی هستی، اریک.

979
01:28:24,710 --> 01:28:26,540
‫-یه مرد واقعی؟
‫-آره.

980
01:28:27,330 --> 01:28:30,210
‫-من با دنی هم به‌ندرت حرف می‌زنم.
‫-درسته.

981
01:28:30,750 --> 01:28:33,170
‫-دنی واقعاً یه...
‫-زن‌باره‌ست.

982
01:28:34,420 --> 01:28:37,250
‫آره، این‌طور که متوجه شدم، بله.

983
01:28:51,210 --> 01:28:52,630
‫ما از الیز دست می‌کشیم.

984
01:29:00,540 --> 01:29:03,420
‫کاش می‌تونستم بگم این کار رو به خاطر شما و مادلن می‌کنیم.

985
01:29:03,500 --> 01:29:06,040
‫تا اون رو نجات بدیم. اما حقیقت نداره.

986
01:29:07,830 --> 01:29:09,660
‫ما این کار رو برای خودمون می‌کنیم.

987
01:29:11,290 --> 01:29:15,370
‫گوئن همین الان به بیمارستان زنگ زد.
‫باید خیلی زود اونجا باشیم.

988
01:32:24,170 --> 01:32:27,380
‫جدای از آماده‌سازی و بیهوشی،
‫عمل پیوند...

989
01:32:27,460 --> 01:32:30,000
‫بین شش تا هشت ساعت طول می‌کشه.

990
01:32:30,080 --> 01:32:32,580
‫اغلب ممکنه بیشتر طول بکشه.

991
01:32:32,670 --> 01:32:35,340
‫قفسه سینه هم فرد اهداکننده و هم گیرنده

992
01:32:35,420 --> 01:32:38,710
‫با یه برش عمودی به طول ۱۸ اینچ باز میشه

993
01:32:38,790 --> 01:32:41,210
‫و با عمق یک‌چهارم اینچ.

994
01:32:41,290 --> 01:32:44,920
‫بعد ما تصمیم می‌گیریم که...

995
01:32:45,000 --> 01:32:48,290
‫آیا لازمه قفسه سینه با اره بیشتر باز بشه یا نه.

996
01:32:48,380 --> 01:32:50,300
‫بعد از اینکه قلب اهداکننده خارج شد،

997
01:32:50,380 --> 01:32:53,050
‫تمام دستگاه‌های حفظ حیات خاموش میشن،

998
01:32:53,130 --> 01:32:55,840
‫چون دیگه نیازی به اکسیژن نیست.

999
01:32:55,920 --> 01:32:58,130
‫قفسه سینه دوخته میشه،

1000
01:32:58,710 --> 01:33:01,170
‫و بدن به سردخانه منتقل میشه.

1001
01:33:34,630 --> 01:33:36,670
‫ما به خوبی مراقبش خواهیم بود.

1002
01:33:36,750 --> 01:33:37,880
‫این رو بهتون قول میدم.

1003
01:33:55,330 --> 01:33:57,790
‫تو هیچ کمکی به من نکردی، دنی. هیچ‌ رقمه.

1004
01:34:27,250 --> 01:34:28,080
‫گوئن.

1005
01:34:28,670 --> 01:34:29,670
‫گوئن.

1006
01:34:38,920 --> 01:34:40,090
‫نمی‌خوامش.

1007
01:34:41,630 --> 01:34:43,130
‫-نمی‌خوامش.
‫-گوئن.

1008
01:34:43,210 --> 01:34:44,670
‫من این رو نمی‌خوام، دنی.

1009
01:34:44,750 --> 01:34:47,500
‫-نه. من این رو نمی‌خوام. برو گمشو.
‫-نه، نه.

1010
01:34:47,580 --> 01:34:49,910
‫دیگه این رو نمی‌خوام. نمی‌خوامش.

1011
01:34:50,000 --> 01:34:51,380
‫-نمی‌خوامش.
‫-گوئن.

1012
01:34:51,460 --> 01:34:53,750
‫نه. دیگه نمی‌خوامش.

1013
01:34:54,330 --> 01:34:56,460
‫ولم کن. من مادرشم.

1014
01:34:56,540 --> 01:34:58,750
‫ولم کن. دنی.

1015
01:34:58,830 --> 01:35:02,500
‫دنی. من نمی‌خوام. نه.

1016
01:35:02,580 --> 01:35:05,460
‫دختر کوچولوی من. بذار برم پیش دختر کوچولوم.

1017
01:35:05,540 --> 01:35:08,750
‫-دنی. نه. نه.
‫-گوئن.

1018
01:36:21,670 --> 01:36:23,300
‫خیلی زیبا شدی.

1019
01:36:26,080 --> 01:36:27,580
‫متفاوت به نظر می‌رسی.

1020
01:36:28,630 --> 01:36:29,960
‫بهت میاد.

1021
01:36:30,040 --> 01:36:32,540
‫کمی آروم‌تر. کمی کمتر رسمی.

1022
01:36:33,670 --> 01:36:36,710
‫همون‌طور که اغلب می‌گفتی، قرار نیست همیشه همه‌چیز یکنواخت باشه.

1023
01:36:37,630 --> 01:36:39,710
‫اوضاع می‌تونه متفاوت باشه.

1024
01:36:40,250 --> 01:36:44,830
‫و کی می‌دونه،
‫شاید من هم بتونم با تو متفاوت باشم...

1025
01:36:44,920 --> 01:36:46,090
‫نکن، اریک.

1026
01:36:49,420 --> 01:36:50,550
‫نکن.

1027
01:36:53,130 --> 01:36:56,420
‫همین الان به وکیلت زنگ زدم و بهش گفتم که موافقم

1028
01:36:56,500 --> 01:37:00,210
‫با تمام پیشنهاداتت و از نظر من هیچ مشکلی نیست.

1029
01:37:01,500 --> 01:37:02,630
‫خوبه.

1030
01:37:04,460 --> 01:37:07,170
‫فکر کردم این رو شخصاً بهت بگم.

1031
01:37:15,460 --> 01:37:17,170
‫دیشب خواب الیز رو دیدم.

1032
01:37:22,420 --> 01:37:27,550
‫خیلی بزرگتر شده بود، اما تو همون‌طوری بودی.
‫دقیقاً همون شکلی بودی.

1033
01:37:27,630 --> 01:37:29,130
‫یه دوست‌پسری داشت.

1034
01:37:29,670 --> 01:37:31,420
‫و من ازش متنفر بودم.

1035
01:37:32,460 --> 01:37:34,290
‫اما تو ازش خوشت میومد.

1036
01:37:36,040 --> 01:37:37,620
‫و اون خوشحال بود.

1037
01:37:40,500 --> 01:37:43,580
‫و مسلماً این چیزیه که اهمیت داره. اینکه اون خوشحاله.

1038
01:37:52,750 --> 01:37:55,500
‫حالا این خواب رو خیلی وقت‌ها می‌بینم.
‫یه کتاب خریدم.

1039
01:38:46,000 --> 01:38:46,960
‫بابا.

1040
01:38:49,000 --> 01:38:51,210
‫دخترِ من. چطوری؟

1041
01:38:56,540 --> 01:38:58,420
‫می‌دونی چقدر دلتنگت شده بودم؟

1042
01:38:59,000 --> 01:39:01,000
‫منم همین‌طور.
‫خیلی زیاد.

1043
01:39:01,750 --> 01:39:03,830
‫راستی،
‫همونیه که فکرشو می‌کنم؟

1044
01:39:05,790 --> 01:39:07,120
‫بعداً می‌بینمت، بابا.

1045
01:39:07,150 --> 01:39:19,150
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

1046
01:39:19,170 --> 01:39:31,170
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
« دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه »
<font color="#ff0000">[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#ffa500">Telegram: @BLACKFILMTOP</font></font></b></font>

